به دنبال صنعتی شدن جوامع بشری و گسترش محیط های صنعتی انسان ساخت و از بین رفتن مناظر سبز و طبیعی، پارک در معنایی جدید به عنوان ""زمینه ای برای حفظ یک حس از طبیعت"" در شهر ها مطرح می شود. با توجه به گسترش فضای شهری و گسترش زمین ها ی صنعتی نیاز شهر به فضاهای سبز و احیای زمین های صنعتی نمایان می شود و بر همین اساس فلسفه طراحی پارک ها، مرمت بافت شهری و ترویج روزافزون قطعات سبز شهری شکل می گیرد. در پیوند مناطق قدیمی به مناطق جدید و مدرن شهرها، فضاهای سبز به عنوان مفصلی میان این دو منطقه نقش اساسی در پیوند آنها و احیا و بازنده سازی بافت های فرسوده و کهن پیدا می کند. در عین حال طراحی پارک های حاشیه رودخانه ها، مسیرهای حرکتی، اتصال بافت های مدرن و بی روح امروزی به یکدیگر به عنوان اقدامی در جهت باززنده سازی طبیعت از دست رفته در زندگی مدرن شهرهای امروزی مورد توجه است. مدتی بعد با رسوخ تفکر ساختارهای سبز به حاشیه جاده ها و مسیرهای حرکتی و احیای فضاهای سبز در مسیر اصلی حمل و نقل نیاز به حرفه ""معماری منظر"" مطرح شد. مفهوم منظر در حال حاضر در گستره ای از بازتاب های شهری و برون شهری استفاده می شود که نشان دهنده چالش های جدیدی در مقیاس شهری (مرزها ـ تعلقـ کیفیت و محیط زیست) است. امروز در پاسخ به چالش های روزافزون زندگی شهر ها، معماران منظر در حوزه ها و مقیاس های مختلف منظر شهری اجرای پروژه های مهم و تعیین کننده ای را بر عهده دارند. «آلن پروو» در میان معماران منظر فرانسوی از فعال ترین معماران منظر در طراحی منظر شهری به شمار می رود. پروو در گستره وسیعی از پروژه های شهری در زمینه های مختلف (منظر راه، منظر خیابان، پارک های شهری، لبه های شهری، میدان ها و پلازاهای شهری و...) نقش مستقیم هویت و زمینه در طراحی منظر را مورد توجه قرار داده و توجه به زمینه و تغییر و تحولات پروژه در طول زمان را عامل مهمی در طراحی منظر می داند.
آلن پروو در طرح های منظر شهری، بر اصول طراحی خود : خطوط منظم، اشکال هندسی خوانا، استفاده از بازی آب و ایجاد رنگ با طرح کاشت پایبند است با این حال تنوع و جذابیت طرح در عین نظم هندسی غالب آن در یک مسیر طولانی حائز اهمیت است و با در نظرگرفتن گذشته حاکم بر این سایت ها و فضاهای مورد نیاز مردم در سطوح اجتماعی و سنی مختلف، قطعه ای سبز و پایدار را به عنوان آشتی با طبیعت اما با الگوهای خطی و رسمی با فضاهای درون شهری، ایجاد کرده است که به پایداری زیستی و ارتقای سطح زندگی بر اساس الگوهای صنعتی کمک خواهد کرد. پروژه های پروو به شدت متأثر از بستر تاریخی، طبیعی و فرهنگی خود بوده و در عین حال در مقیاس های مختلف با شهر و زندگی شهری در هم می آمیزد.
با توجه به اینکه چاپ در اواخر قرن نوزدهم میلادی به ایران وارده شده است و نخستین روزنامه های رسمی ایران به تدریج به صورتی ظاهر شدند که برای پیشرفت آینده ی مملکت نمی توانستند الهام بخش باشند ، و از طرفی اکثریت مردم کشور ما در این زمان بیسواد و در نتیجه بیگانه از مطبوعات بودند لذا در چند و چون تحولات جهانی و در آن شرایط انقلابی ، دست به قلم های مجربی در عرصه حاضر شده و به نحوی با مردم کوچه و بازار ارتباط برقرا کردند و با مأنوس کردن توده های مردم با جراید ،آگاهیهای لازم را به آنها دادند ...
ساخت بناهای آرامگاهی ، همواره در تاریخ مورد توجه بوده است . وجود مقبره عظیم پادشاهی فرعون ها در مصر ، استوپای هند ، بناهای شهیدان مسیحی ، بناهای آرامگاهی اسلامی و غیره ... تاییدی بر این مدعا است . در این مقاله ، تلاش شده است تا بناهای آرامگاهی در ایران و تاثیر آنها بر بناهای آرامگاهی هند بررسی شود . روش پژوهش ، در این مقاله به روش کتابخانه ای و میدانی بوده است . به این ترتیب که ابتدا به ریشه یابی آرامگاه در صدر اسلام و سپس به سیر تاریخی آرامگاه در ایران پرداخته شده است ...
نقاشی قهوه خانه ای از معدود هنرهای عامیانه برجامانده در ایران است که خاستگاه آن، نگرش های ملی و مذهبی مردم(عوام) در عصر قاجار است. پشتوانة این نقاشی ها خیال و اسطوره است که ریشه در ذوق فکری و روح جمعی دارد. خیال بن مایة صوری، نقاشی ها را شکل داده و اسطوره های ملی و مذهبی نیز بن مایه های محتوای آثار را می سازند که خود ریشه در فرهنگ غنی و روح جمعی ایرانیان دارد. نقاشی قهوه خانه ای که به دست هنرمندان مکتب ندیده پایه گذاری شد، بر پایه های تخیل و اسطوره مداری استوار است، چنان که نقاشان این شیوه کار خویش را خیال نگاری نامیده و ارتباط آن را با تخیل، منشأ آفرینش آثارشان اعلام می کردند. اسطوره مداری (ترسیم اساطیر ملی و مذهبی) نیز از ارکان مهم این هنر محسوب می شود و تقابل نیروهای خیر و شر، مفهوم اصلی این اسطوره مداری را شکل می دهد. این نمودهای تقابل گونه در ناخودآگاه هنرمند مکتب ندیده نهفته است و می توان با کمک نظریه منظومه شبانه و روزانه ژیلبر دوران آنها را رمزگشایی کرد. ژیلبر دوران این نمودهای متضاد را مربوط به ناخودآگاه آدمی و ترس وی از عالم ناشناخته مرگ که به واسطه زمان بر انسان تحمیل شده می داند، می توان این امر را در مورد هنرمندانی بررسی کرد که به واقع به ترسیماتی برخاسته از تخیل خویش دست زده و به شکل خودجوش و بدون آموزش، تخیلات خویش را نقاشی کردند. این مقاله بر آن است با توجه به نظریه منظومه شبانه و منظومه روزانه ژیلبر دوران و به روش اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی جایگاه تخیل و اسطوره و نقش سازنده عنصر خیال و اسطوره پردازی در نقاشی قهوه خانه ای بپردازد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که هنرمندان شیوه قهوه خانه ای با مدد از تخیل و نیروی آفرینشگری آن و با استعانت از اسطوره پردازی به ترسیم هراس های شخصی(ترس از مرگ) و ناخودآگاه جمعی ملت خویش دست زدند و هم زمان عناصر تقابل گونه ای در برابر این هراس ها ترسیم کردند.
این مقاله گزارشی است از بررسی نگارنده در مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژ وهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در جست وجوی پاسخ به این پرسش که وضعیت کنونی حضور سینمای ایران، در عرصه های بین المللی، چگونه است؟ آیا مطلوب است یا نیازمند الزاماتی است که باید افراد ذی نقش در این فضا، از جمله سینماگران، سیاست گذاران و مدیران و نهادهای سینمایی کشور، در جهت تحقق آنها تلاش کنند. بدین منظور، دیدگاه های برخی فعالان سینما در حوزه های گوناگون بررسی شده و یافته ها در دو بخش تحلیلی و آماری عرضه شده است.
چکیده تحولات اجتماعی- فرهنگی در جوامع معاصر، و به موازات آن تحولات نظری جامعه شناسی، مصرف را به یکی از مهم ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی تبدیل کرده اند. در این میان به نظر میرسد که مصرف کالاهای فرهنگی و هنری به سبب عمومیت و قابلیت دسترسی بیشتر از اهمیت خاصی در مطالعه تمایزات اجتماعی و تحولات فرهنگی برخوردار باشد. این مقاله درصدد بررسی توزیع سلیقه های هنری در میان اقشار و گروه های متفاوت مردم شهر تهران است. در بخش مبانی نظری، از دیدگاه های پی یر بوردیو و نظریه پردازان پست مدرن استفاده شده است. تحقیق با روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسش نامه و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در میان 410 نفر از افراد 15 تا 45 ساله شهر تهران انجام گرفته است. طبق یافته های تحقیق، سلیقه های هنری افراد رابطه معنیداری با متغیرهایی چون سن، جنسیت، قومیت و شغل نشان نمیدهند. از طرفی، نوعی درهم آمیختگی و التقاطیشدن نیز در میان الگوهای مصرف کالاهای فرهنگی و هنری در جمعیت مورد مطالعه قابل مشاهده است.