شهر تاریخی جرجان در چهار کیلومتری غرب شهرستان گنبدکاووس دراستان گلستان واقع شده است.این شهر یکی از شهرهای مهم قرون اولیه اسلامی است که طبق نوشته جغرافی نویسان چون اصطخری و ابن حوقل با شهرهای معروفی مانند ری و نیشابور قابل مقایسه بوده است.این محوطه مهم قرون اولیه اسلامی از سال 1350ه ش تا سال1357ه ش مورد کاوش قرار گرفته است.در این مقاله،مجموعه سفالینه های مکشوفه با روش تحلیل کیفی و توجه به دو متغیر عمده در سفالگری (شکل و تزئین)مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.سپس نتایج بدست آمده با سفالگری دوره های قبل مقایسه شده است تا بتوان تغییرات در سفالگری بین دوره های مختلف فرهنگی را در تسلسل لایه نگاری این محوطه به اثبات رساند.افزون بر این،نتایج این مطالعه با محوطه های همزمان با روش تعمیم نتایج ،مورد بررسی قرار گرفته است.نتایج این مطالعه می تواند بعضی از ابهامات تاریخ گذاری این محوطه را روشن نماید.
در این مقاله ضمن اشاره به اهمیت زبان در تولید، حفظ و تداوم فرهنگ و هویت در جامعه، به یکی از دست آوردهای زبان فارسی در انتقال یک حوزه معنایی و نظام مفهومی میپردازیم. این حوزه معنایی همانا بیان فرهنگی - مفهومی فضاهای سبز طراحی شده و ساخته شده توسط جامعه ایرانی در طول تاریخ است. برای نامیدن اینگونه فضاها در زبان فارسی از لغات متعددی استفاده می شده است. مجموعه این کلمات و معانی مرتبط با آنها یک انگاره ذهنی- فرهنگی را ترسیم و تصویر می کند که می توان آنرا الگوی فرهنگی – تاریخی باغسازی بومی و با هویت ایرانی دانست. الگویی که در ضمن، در طول زمان، متحول و متنوع شده ولی متاسفانه امروزه ما اطلاع زیادی از آن نداریم. در نهایت هدف این مقاله آن است که خواننده را با ارتباط متقابل و پویای فرهنگ - زبان- فضا، و این بار در رابطه با طراحی فضاهای سبز، در ایران آشنا نماید. از سوی دیگر این مقاله در صدد نشان دادن روش متفاوتی در تفسیر فضاهای انسان ساخت گذشته در ایران است. شاید این روش بتواند به شناخت برخی از ناشناخته های موجود در مورد فلسفه وجودی و تفسیر اینگونه فضاها کمک کرده و ما را در مورد پیوند بین گذشته، حال و آینده، در فرایندهای برنامه ریزی و طراحی های محیطی در ایران، یاری رساند.
بشر از دیرباز ، برای تولید لوازم زندگی خود به هدف کسب آرامش و رفاه ،همواره اندیشه ی ساختن زیراندازهایی برای نشستن را از جمله ی دغدغه های خود دانسته است و مردم هر سرزمین با بهره گیری از مواد اولیه ی دیار خویش به ساختن زیر اندازهایی با شکل ، بافت و طرح های گوناگون پرداخته اند . حصیربافی یکی از انواع این صنعت و هنر دستی است که انسان همواره از بدون تاریخ تا کنون از آن بهره جسته و به عنوان زیر انداز و یا ابزار و وسایل دیگر زندگی به تولید و مصرف آن پرداخته و همچنان نیز به سوی تکامل آن پیش می رود ...
بیان مسئله : حضور مردم در فضاهای شهری با هدف «بودن در فضا» یکی از مؤلفه های سرزندگی فضاهای شهری است که منجر به ارتقای سطح روابط اجتماعی، افزایش امنیت طبیعی، ایجاد حس تعلق به مکان با افزایش امکان وقوع خاطره ی فردی و جمعی و کاهش جرم و جنایت در شهر می شود. یافتن راه حل مناسبی جهت پیدا کردن مبنا و معیار در طراحی فضاها مسئله ای است که بخصوص در سالهای اخیر معماران و طراحان شهری را به خود مشغول کرده است و به ضرورت این تحقیق اشاره دارد. فقدان روش های غیر ذهنی که بتوان با استفاده از آنها به مطالعه و تجزیه و تحلیل رفتارها در فضا پرداخت چه در معماری و چه در شهرسازی کاملا محسوس است. هدف :هدف از تحقیق پیش رو تبیین اشکال بروز و ظهور الگوهای رفتاری در فضاهای شهری می باشد که با بررسی یکی از فضاهای شهری مهم شهر تهران «میدان تجریش»، سعی داریم تحلیلی جامع مبتنی بر شناخت الگوهای رفتاری در این فضای شهری ارائه کنیم. سؤال اصلی پژوهش، درباره نحوه ارتباط ابعاد مختلف فضای شهری با شکل گیری الگوهای رفتاری می باشد. سؤالات خرد دیگر مطرح شامل: ابعاد، معیارها و شاخص های مختلف فضای شهری مؤثر بر الگوهای رفتاری شامل چه مواردی است؟ ابعاد، معیارها و شاخص های مختلف تبیین شده چه تأثیری بر بروز و ظهور رفتارهای مختلف شهروندان در فضای شهری و به طور خاص میدان تجریش دارد؟ مطرح است. روش تحقیق : برای تحلیل فضاهای شهری، میدان تجریش به عنوان یک فضای شهری با سطح کنش گری بالا و فعالیت های متنوع انتخاب شده است. مشاهده و تحلیل کیفی با استفاده از تکنیک های نقشه برداری رفتاری، مصاحبه و تحلیل عکس انجام شده که در راستای سنجش وضعیت و پاسخگویی به سؤالات تحقیق بوده است. نتیجه گیری :در این پژوهش اثبات شد، الگوهای رفتاری مختلف شامل راه رفتن، ایستادن و نشستن تحت تأثیر سه مؤلفه اصلی عملکردی-فعالیتی (شامل شاخصه های تنوع کاربری، نوع فعالیت، فعالیت همگانی و نوع جداره)، محیطی-کالبدی (شامل شاخصه های معابر و دسترسی ها، انعطاف پذیری، تسهیلات و خدمات، چشم اندازهای با ارزش و کیفیت های بصری) و فرهنگی-اجتماعی (شامل شاخصه های حضورپذیری اجتماعی، و تعاملات اجتماعی) شکل گرفته است. الگوهای رفتاری به شدت تحت تأثیر کاربری ها هستند و ارائه تسهیلات در فضاهای شهری موجب تشویق شهروندان برای بروز الگوهای رفتاری مختلف می گردد. کیفیت های بصری از معیارهای مهم در جهت برقراری ارتیاط بین افراد غریبه در فضای شهری است و شاخصه فعالیت های انتخابی در بررسی معیار تعاملات اجتماعی به سبب شرایط محیطی تقویت و یا تضعیف می شود.
امروزه معماری و ساخت و ساز یکی از حوزه هایی است که توسعه پایدار خواهان برتری آن در عملکردهای زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی است. بهره گیری از انواع انرژی از الزامات زندگی بشر در قرن بیست و یک است. تولید و مصرف انرژی فسیلی تهدیدی جدی برای توسعه پایدار و محیط زیست بشمار می رود. بحران های زیست محیطی قرن بیستم نقطه عطفی برای تغییر نگرش در عرصه طراحی معماری بود. ظهور معماری سبز با بهره گیری از اصولی چون حفاظت از انرژی، کار با اقلیم، احترام به کاربران و گشایش جدیدی در معماری ایجاد کرد. در طراحی سبز چیزی که طراحان بر آن اتفاق نظر دارند این است که یک معماری ارزشمند دارای معنا، روح و زیبایی است. در آثار بزرگ، ایده پشت آجر و ملات شروع به فراتر رفتن از فرم صرف و مادیت می کند. سوال اصلی تحقیق این است که آیا بارعایت اصول معماری سبز می توان مجتمع های مسکونی طراحی کرد استفاده بهینه در انرژی کرد؟ روش تحقیق حاضر یصورت توصیفی – تحلیلی، کتابخانه ای و اسنادی می باشد. هدف این تحقیق روی مسایلی است که در مجمتع های مسکونی بتوان مصرف انرژی را بهینه کرده و در استفاده از آن صرفه جویی گردد.