ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۶۰۱.

بررسی و شناخت آرایه های معماری شهری در بافت تاریخی ارسن زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۱۱
ارسن زندیه شیراز به عنوان یکی از شاخص ترین مجموعه های تاریخی معماری و شهرسازی ایران به شمار می رود که در آن هنر و آرایه ی بناها به شکوفایی و اوج خود رسیده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی آرایه ها، ساختار کالبدی و لایه بیرونی بناهای مجموعه زندیه شیراز و شناخت عوامل تاثیرگذار بر آن می باشد. روش تحقیق این نوشتار، توصیفی – تحلیلی است. برای تدوین چارچوب نظری پژوهش، از مطالعات کتابخانه ای و برای تحلیل آرایه های به کارفته در این مجموعه از برداشت-های میدانی استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که ابداعاتی در آرایه های این مجموعه به کار رفته است و شرایط سیاسی و اجتماعی باعث شده عواملی چون تاثیر پذیری از هنر اساطیری و باستانی، تزیینات جزیی از کالبد بودن و درونگرایی در ایجاد آرایه ها نقش داشته است و تزیینات به کار رفته در آن دارای الگوها، نشانه ها و نمادهایی است که باعث وحدت و معنابخشی آثار شده اند. این معماری همچنین از توجه به مقیاس ادراک پیاده غافل نبوده و به آرایه های گذرها و دید ناظر نیز توجه کرده است.
۱۶۰۲.

تحلیل نشانه- معناشناختی فرآیند شکل گیری ناکنش گر گفتمانی در آثار نقاشی احمد مرشدلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
احمد مرشدلو از مطرح ترین نقاشان معاصر ایران است و در آثارش به شیوه واقع گرایانه به بیان مسائل اجتماعی با بیان انتقادی پرداخته است. در آثار مرشدلو بازنموده سوژه انسانی، سوژه ای است که در برابر کنشِ اجتماعی مقاومت کرده و دچار انفعال و ناکنش گری شده است. مقاله پیش رو می کوشد تا با اتکا بر رویکرد نشانه- معناشناسی به تحلیل گفتمان دیداری و سازوکارهای نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، در نقاشی های احمد مرشدلو بپردازد. هدف اصلی از نگارش این مقاله این است تا با تکیه بر گفتمان دیداری نقاشی های مرشدلو و شیوه بیان بصری منحصربه فرد آن به روش تحلیل نشانه- معناشناختی، اختلال معنایی و چگونگی بر هم ریختن سازوکار حضور سوژه و شکل گیری مفهوم «ناکنش گر» در بطن گفتمان دیداری آثار را نشان دهد. روش تحلیل نمونه ها توصیفی- تحلیلی با رویکرد نشانه- معناشناختی است که در آن پنج اثر از نقاشی های احمد مرشدلو مورد تحلیل قرار گرفته است. بر این اساس پرسش های مقاله برای رسیدن به این هدف عبارت است از 1. مؤلفه ها و سازوکارهای نشانه- معنایی و گفتمانی دخیل در شکل گیری «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار کدام اند و چه ویژگی هایی دارند؟ 2. مؤلفه های گفتمانی و نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی» در نظام دیداری آثار چگونه به کار رفته اند و چه کارکردهایی دارند؟ نتایج نشان دادند که برونداد مؤلفه های نفیِ کنش در سوژه به شکل گیری ناکنش گر گفتمانی، انجامیده است و با ایجاد فرآیند سَلبی از طریق برهم ریختن نظم و ایجاد آشفتگی در افعال مؤثر و به واسطه تمهیدات بصری از قبیل هنجارگریزی، تکرار و خودکارگی، بی چهره گیِ سوژه، به حاشیه راندگی و تهدید سوژه به واسطه ابژه های روزمره، در آثار مرشدلو نمود یافته است. همچنین با لحاظ مؤلفه های نشانه- معنایی «ناکنش گر گفتمانی»، گفتمان دچار نوسان شناختی شده و فضای تنشی و عاطفی در نظام گفتمان دیداری نقاشی ها اوج گرفته و سوژه عاطفی و شوِش گر با ویژگی های تردید و اضطراب شکل گرفته است.
۱۶۰۳.

مطالعه تطبیقی منسوجات ایرانی ساسانی و اوایل اسلامی با مصر قبطی (منطقه اخمیم) با رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
نساجی سنتی ایران، هنری با قدمتی کهن است که ریشه در دوران ایلامیان دارد، در دوره ساسانی به اوج خود رسید و با آغاز دوره اسلامی، زمینه گسترش آن به دیگر نقاط جهان، به ویژه سرزمین های غربی اسلامی، فراهم شد. همچنین نقوشی که بن مایه آن ها به دوره ساسانی بر می گردد، در ادوار پس از این سلسله در هنر ایران دوره اسلامی و دیگر سرزمین ها مورد تقلید قرار گرفتند و به عنوان نقش مایه های تزیینی در منسوجات به کار گرفته شدند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی آثار پارچه بافی در ایران دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی (سده چهارم تا هشتم میلادی) و قبطیان مصر (سده هفتم و هشتم میلادی) در منطقه اخمیم با اتکا بر رویکرد اسطوره شناسی ژرژ دومزیل است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت هستند از: 1- نقش مایه، جنس و نوع بافت منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی و قبطیان مصر چه ویژگی هایی دارند؟ 2- وجوه افتراق و اشتراک آنها چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی - تطبیقی انجام شده و داده ها با استفاده از منابع مکتوب و تصاویر موجود در موزه ها و به شیوه نمونه گیری از نوع موارد در دسترس انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد، نقش مایه، رنگ و زمینه، جنس الیاف، نوع بافت، شیوه بافت و شیوه تزیین در دوره ساسانی - اوایل اسلامی و قبطی، به ترتیب در قالب چهار گروه حیوانی و پرندگان، گیاهی، انسانی، انتزاعی و هندسی، با رنگ های مات و تند و درخشان، از جنس کتان و پشم و ابریشم، با بافت جناغی و ملیله، با ساختار S و Z باف، متقارن در قالب مدالیون (هر دو دوره)، مربع، چرخشی، زیگزاگ و لوزی ظاهر شده اند. همچنین، در منسوجات ساسانی و اوایل اسلامی، نقوش حیوانی، گیاهی و انسانی به ترتیب کنش های فرمانروایی(شهریاری)، چیرگی(سلحشوری) و شاخص بقا (پیشه وری)، را بازتاب می دهند، درحالی که در منسوجات قبطی، نقوش حیوانی و گیاهی نشانگر شاخص بقا و نقوش انسانی شامل هر سه کنش فرمانروایی، چیرگی و شاخص بقا هستند. گفتمان های حاکم در این دوران ها، نقشی مهم در بازنمایی ساختار طبقاتی جامعه و برقراری نظم اجتماعی داشته اند؛ نظمی که پیوستگی آن در گرو حضور حاکمی است که اجزای جامعه را به صورت یک کل منسجم به هم پیوند دهد.
۱۶۰۴.

تحلیل و بررسی تحولات گرافیک دیجیتال در بستر NFT و تأثیر آن بر اقتصاد هنر معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۹
ظهور فناوری بلاک چین و گسترش توکن های غیرقابل معاوضه زمینه ساز دگرگونی های عمیق در اقتصاد هنر دیجیتال شده است. این تغییرات به ویژه در حوزه گرافیک دیجیتال، باعث تحول در مفهوم مالکیت و ارزش گذاری آثار هنری شده و ساختارهای سنتی تولید و مبادله اثر هنری را به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی پژوهش آن است که فناوری NFT چگونه بر مالکیت و ارزش آثار گرافیکی دیجیتال اثر گذاشته و چه پیامدهایی برای جایگاه اقتصادی و اجتماعی هنرمند دیجیتال در پی داشته است؟ هدف این پژوهش، بررسی تأثیر NFT بر شکل گیری بازارهای نوین، غیرمتمرکز و جهانی برای آثار گرافیکی دیجیتال و تحلیل نقش نوین هنرمند دیجیتال به مثابه کنشگر اقتصادی در این فضا است. مقاله می کوشد نشان دهد که چگونه گرافیک دیجیتال، فراتر از یک محصول بصری، به عنوان دارایی دیجیتال در بازارهای جهانی مبادله می شود و در فرآیندهای جدید اقتصادی مشارکت می یابد. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد دیجیتال و مطالعات موردی مرتبط با پلتفرم های NFT است. پژوهش از منظر میان رشته ای و با تلفیق مفاهیم هنر دیجیتال، اقتصاد فرهنگ و فناوری بلاک چین انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که NFT می تواند بستر مناسبی برای ثبت و مبادله آثار گرافیکی دیجیتال به شیوه ای غیرمتمرکز فراهم کند. بااین حال، چالش هایی نظیر نبود چارچوب های حقوقی روشن، تمرکز قدرت در دست پلتفرم ها و بازتولید نابرابری های دیجیتال، از موانع اصلی این روند به شمار می رود. درعین حال، NFT جایگاه هنرمند دیجیتال را از تولیدکننده صرف محتوا به یک کنشگر فعال اقتصادی در بازار جهانی ارتقا داده است.
۱۶۰۵.

پژوهشی در شناخت کانون های آگهی و تبلیغات ایران با تمرکز بر دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
از میانه های دهه ی ۱۳۳۰ ه.ش، کشور ایران با سرعت به سمت یک دوره ی تولید داخلی روی آورد. سرمایه داران ایرانی با استفاده از شرایط مساعدی که فراهم شده بود؛ از سرمایه گذاری در امور تولیدی استقبال کردند. در این دهه به مرور تأثیر، موقعیّت و تعداد کانون های آگهی و تبلیغات دوچندان شد. پژوهش حاضر باهدف معرّفی کانون های تبلیغاتی ایران در دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش صورت پذیرفته است. در این تحقیق تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود: کدام کانون های تبلیغاتی در حوزه ی تولید آگهی های تجاری مطبوعات دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش مشغول به فعّالیّت بودند؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی–تحلیلی و گردآوری اطّلاعات به صورت مطالعه ی اسناد کتابخانه ای بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه ی صنعت چاپ و لیتوگرافی، رشد مطبوعات و نیاز به اطّلاع رسانی و تبلیغ موجب شکل گیری بنگاه های کوچک تبلیغاتی شده است. این کانون های تبلیغاتی نقطه ی عطفی در روند حرفه ای صنعت تبلیغات ایران به شمار می روند. یکی از مراکز ایجاد آژانس های تبلیغاتی خیابان لاله زار بود. کانون های آگهی زیبا، طوطی، گردونه، پارس، فنزی، مترو، آوا، مودّت، غرب، نوین، پیک، خورشید، مینیاتور، وگا، اُسکار، مصوّر، پارت، خروس، فاکوپا، آوازه، کسری و کاسپین از مؤسسات فعّال این دوره به شمار می روند. شیوه ی تبلیغات در این کانون ها شامل مطرح کردن جایزه در تبلیغات، شیوه ی ساز و ضربی با استفاده از شعر فارسی و آهنگ های روز، انتشار طرح های کوتاه با تیراژ زیاد، تبلیغات شیوه ی بسته یا انتظاری و... بود. این شیوه ها نقش مؤثری در معرّفی کالاهای داخلی داشتند.
۱۶۰۶.

تحلیل زمینه های اجتماعی مؤثر در پیدایش آثار هنری بهمن محصص، براساس نظریه «عمل» پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقدمه: بهمن محصص یکی از بزرگترین هنرمندان پیشرو در هنر نوگرای ایران است که در دوره های پرتنشی به لحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زیسته است. بیان مسائلی چون «محکومیت وجود»، «منفعل بودن» و «انزوا» از مهمترین موضوعات آثار هنری وی است. در این پژوهش با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی و با بسط نظری مفاهیم اساسی «عادت واره»، «میدان»، «سرمایه» و «نظریه عمل» سعی شد پرتوی بر وجهی از دلایل تمایز در آثار این هنرمند افکنده شود. از این رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر آرای معتبر و متأخر جامعه شناس معروف فرانسوی، پی یر بوردیو، درپی پاسخ به دو پرسش اساسی است: زمینه های اجتماعی مؤثر بر شکل گیری عادت واره هنری بهمن محصص چه عواملی بوده و زمینه های اجتماعی مؤثر بر سطح پذیرش آثار هنری بهمن محصص از سوی مخاطبان آثار وی چگونه بوده است؟ هدف پژوهش حاضر یافتن عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر تمایز آثار محصص با استفاده از مفهوم کنش بوردیو است؛ پس بر اساس هدف در نوع بنیادی قرار می گیرد و به لحاظ چیستی از نوع تحقیقات کیفی است.روش پژوهش: این مقاله از نظر هدف بنیادی و از نوع تحقیقات کیفی است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است.یافته ها: ازنظر بوردیو عادت واره افراد درطی زمان و براساس شرایط اجتماعی برساخته می شود، لذا تجارب شخصی، اجتماعی و خانوادگی محصص در شکل گیری منش هنری وی نقش داشته است. از طرفی زمینه های اجتماعی دوران موردنظر باعث تشکیل میدان های فرهنگی شده بود که با سرمایه های هنری هنرمند متفاوت بوده است و همین موضوع باعث ایجاد سطح پایین پذیرش آثار وی ازسوی اجتماع شده بود.نتیجه گیری: با توجه به پژوهش انجام شده این نتیجه حاصل می شود که تجارب فردی، اجتماعی و خانوادگی محصص، در شکل گیری منش هنری وی نقش داشته است. از طرفی زمینه های اجتماعی دوران موردنظر باعث تشکیل میدان های فرهنگی شده بود که با سرمایه های هنری هنرمند متفاوت بوده است و همین موضوع باعث ایجاد سطح پایین پذیرش آثار وی ازسوی اجتماع شده بود.
۱۶۰۷.

بررسی هنر طراحی بیوفیلیک در وجه بصری معماری دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۱۷۷
مقدمه: هنر کاربردی معماری بیوفیلیک به بررسی تأثیراث روانشناسی ارتباط انسان با طبیعت می پردازد و برای بهبود آن راهکارهایی برای طراحی فضاها ارائه می کند. هدف این پژوهش بررسی کاربرد طراحی بیوفیلیک در معماری سنتی دزفول است و این فرضیه را بررسی می کند که ویژگی های معماری بیوفیلیک در معماری دزفول وجود دارد و همین ویژگی ها موجب کیفیت این بافت سنتی شده است.روش پژوهش: نحوه جمع آوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و تحلیل هایی که بر نمونه موردی های انجام شده با روش مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی بوده و در فرآیند تحقیق از تکنیک های تحلیلی- توصیفی استفاده شده و به مقایسه الگوها و تطبیق آن ها با بناها و بافت شهری پرداخته شده است.یافته ها: در این پژوهش، ۱۴ الگوی معماری بیوفیلیک، در سه بخش، در معماری سنتی دزفول بررسی شد که طبق نتایج میانگین حضور الگوها در هریک ۸۱ درصد است. به طور کلی، شش الگوی اول با میانگین ۸۸ درصد به خوبی نشان می دهد که حضور طبیعت در معماری سنتی اهمیت فراوان داشته است. در بخش دوم، مشابهت های طبیعی، میانگین ۸۷ درصد به دست آمده است. در بخش سوم الگوها، یعنی ماهیت فضا، نتایج گواه این موضوع است که چشم انداز و پناهگاه در هر دو فضای داخلی و شهری و الگوهای رمز و راز و ریسک و خطر بیشتر در فضای شهری و مواردی اندک در برخی خانه ها دیده می شود.نتیجه گیری: طراحی بیوفیلیک تأثیرات مثبت روانی حضور طبیعت در محیط ساخته بر انسان را اثبات می کند و در معماری ایرانی بر اتصال بین طبیعت و معماری، با استفاده از شرایط محیطی و الگوهای طبیعی، تأکید شده است و شهر دزفول به عنوان نمادی از معماری ایرانی به وضوح آن را نشان می دهد. ارتباط بین طبیعت و معماری یکی از مهمترین عواملی است که معماری سنتی ایران را ارزشمند کرده است، موضوعی که ۱۴ الگوی معماری بیوفیلیک بر پایه آن استوار است.
۱۶۰۸.

شناسایی مقوله های مؤثر بر تعاملات اجتماعی در مجتمع های مسکونی با روش سنتزپژوهی پیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
مسکن به عنوان بستر پاسخ به طیف متنوع و گسترده ای از نیازهای انسان، امروزه ازجهات متنوع موردمطالعه و ارزیابی قرار گرفته است. باید در نظر داشت که افزایش تراکم این کالبد به سبب افزایش روبه رشد مسکن موجب کاهش فضاهای باز عمومی و حیاط ها شده است. درنتیجه امروزه تعاملات اجتماعی ساکنان و روابط همسایگی که ازجمله مهم ترین نیازهای افراد بوده، به صورت چشمگیری کاهش یافته است. در این مقاله با تمرکز بر تعاملات اجتماعی به عنوان یکی از نیازهای بنیادین ساکنان، شاخص های ارزیابی کیفیت مجتمع های مسکونی مورد ارزیابی قرار گرفته و هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تعاملات اجتماعی در مجتمع های مسکونی است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی  بوده و با روش سنتزپژوهی برمبنای مدل روبرتش (2007) انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 290 مقاله درزمینه شاخص های ارزیابی مسکن و تعاملات اجتماعی در مسکن که در بازه زمانی 1999 تا 2023 در مجلات معتبر علمی ارائه شده اند، است. نمونه پژوهش، شامل 54  مقاله علمی پژوهشی بوده که به صورت هدفمند جمع آوری شده اند. عوامل مؤثر بر تعاملات اجتماعی در دو دسته کالبدی: فضای باز، سازماندهی فضا، قلمروهای رفتاری و فعالیت ها، زیبایی شناسی و ادراک بصری و غیر کالبدی: ویژگی های فردی و اجتماعی ساکنان، و مدیریت و نگهداشت مجموعه طبقه بندی شده اند.
۱۶۰۹.

خوانش مولد پیشینه های معماری ایران با هدف آشکارسازی تمهیدات فرمی به کار رفته در رابطه تزئین و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۱
پژوهش حاضر از شیوه جدیدی برای خوانش تزئینات سخن به میان می آورد که نه مانند مطالعات پیشین در این زمینه درگیر تفسیر اهداف تزئینات باشد و نه درگیر توصیف پیامد های آن؛ در عوض به خوانش نسبت میان تزئین و معماری می پردازد، که می تواند ابعاد تازه ای از تحولات درونی فرم معماری را برای ما آشکار سازد. اهمیت، تنوع و پیچیدگی تزئینات در معماری ایران، لزوم بررسی همه جانبه آن را دوچندان می کند و بر لزوم بهره گیری از انواع استراتژی های خوانش معماری تأکید می کند. به این منظور، مقاله پیش رو با تأکید بر اهمیت کاوش در ظرفیت سازمانی فرم پیشینه های معماری قصد دارد با خوانش تزئینات از طریق یک رویکرد فرمی، طبیعت تمهیدات فرمی و روابط و حالاتی که در طول تاریخ معماری ایران می توانند میان معماری و تزئینات (تزئین و شیء میزبان) میانجی گری کنند را آشکار سازد. این تمهیدات باتوجه به چارچوبی که توسط «رابطه تمهید و ماده» متعلق به نقد فرمالیستی ادبیات روسیه ایجادشده مورد بررسی قرار گرفته اند. رابطه تمهید و ماده هم به عنوان چارچوبی که می توان از طریق آن فرم معماری را در تمامیت خود درک کرد و مورد بررسی قرار داد و هم به عنوان روشی که می تواند به منظور تجزیه وتحلیل مولد پیشینه های معماری مورد استفاده قرار گیرد، در نظر گرفته شده است. این شیوه از ویژگی های بصری یا خودارجاعی تمهیدات چشم پوشی نمی کند اما هدف اصلیش آشکارسازی نقش ابزاری تمهیدات فرمی است و با خوانش تزئین به مثابه یکی از مؤلفه های فرم و آشکارسازی رابطه آن با سازمان فرمی معماری تلاش می کند دیاگرام های گوناگونی را با هدف تبیین نسبت میان تزئین و معماری و به عنوان واژگان جدیدی برای گسترش مرز های دیسیپلین معماری ارائه کند.اهداف پژوهش:بررسی حالات گوناگون رابطه بین تزئین و شیء میزبان (معماری).آشکارسازی طبیعت تمهیدات فرمی در رابطه میان معماری و تزئینات.سؤالات پژوهش:در معماری رابطه بین تزئین و شیء میزبان شامل چه حالت هایی می تواند باشد؟تزئینات چگونه در سازمان فرم معماری منعکس می شوند؟
۱۶۱۰.

تحلیل رمزگان فیلم «شطرنج باد» محمدرضا اصلانی بر اساس نشانه شناسی امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
نشانه شناسی امبرتو اکو در سینما بر اساس بیان و محتوا، فرهنگ و تفسیر قابل واکاوی است. در این بین رمزگان ها که روابط میان بیان و محتوا هستند اهمیت ویژه ای دارند. این رمزگان ها در سینمای پست مدرن، سبب شکل گیری تفسیرهایی از سوی مخاطب می گردد که جنبه های فرهنگی در آن نقش بسزایی دارد. بر اساس نشانه شناسی اکو رمزگان های رویدادها، تداعی، بازنمایی، قراردادی، همبستگی، دلالت ها، تفسیر، توصیف، روایتی و رمزگان مفهومی شکل می گیرند. این رمزگان ها سهم نشانه شناسی اکو در سینما را بازتاب داده و شناختی دقیق تر در سینمای پست مدرن ایران را سبب می گردد. در حال حاضر هیچ سیستم کاملی برای نشانه شناسی سینمای پست مدرن وجود ندارد. این امر نشان می دهد که پژوهشگران همچنان در حال بررسی کشف نحوه عملکرد نشانه ها و معانی در فیلم هستند. اما قوانین کلی رمزگان ها وجود دارد. این قوانین به نحوه ارتباط نشانه ها با معانی و نحوه تفسیر آن توسط مخاطبان اشاره دارند. در سینمای پست مدرن ایران، نشانه ها، نمادها و رمزگان ها نقشی کلیدی در بازنمایی و تفسیر ایفا می کنند که این امر با دیدگاه اکو در ارتباط نشانه ها و رمزگان ها همخوانی دارد. تفسیر فیلم های پست مدرن به طور مداوم در حال تغییر و دگرگونی است و این امر به دلیل بینامتنی بودن این نوع سینما است. در این نوع سینما، فیلمسازان از ارجاعات متعدد به آثار سینمایی، ادبی و هنری دیگر استفاده می کنند که لایه های معنایی جدیدی به فیلم می افزاید و به مخاطبان آگاه، امکان تفسیرهای متعدد از اثر را می دهد. این پژوهش از منظر هدف، نظری - کاربردی و از منظر شیوه، توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری برخی آثار سینمای پست مدرن جهان و ایران همچنین مطالعه موردی فیلم «شطرنج باد» محمدرضا اصلانی صورت گرفته است.
۱۶۱۱.

بررسی نقش طراحی طبیعت محور در آموزش معماری ایران و چالش های پایداری محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
این مقاله به بررسی نقش طراحی طبیعت محور در آموزش معماری ایران و چالش های پایداری محیطی می پردازد. مسئله اصلی این است که چگونه می توان اصول طراحی طبیعت محور را در برنامه های آموزشی معماری ادغام کرد تا به بهبود کیفیت آموزش و افزایش آگاهی زیست محیطی دانشجویان کمک کند. هدف پژوهش، تحلیل تأثیرات طراحی طبیعت محور بر پایداری محیطی و ارائه راهکارهایی برای تقویت این رویکرد در آموزش معماری است. روش تحقیق شامل تحلیل کیفی و کمی از مؤلفه های کلیدی طراحی طبیعت محور و ارزیابی تجربیات عملی در این زمینه است. یافته ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، جنبه های فنی و زیبایی شناختی بر اصول پایداری محیطی اولویت دارند که منجر به قطع ارتباط با طبیعت می شود. این مطالعه راهکارهایی برای تقویت آموزش طراحی طبیعت محور ارائه می دهد که می تواند به ایجاد شیوه های معماری پایدارتر و آگاه تر از محیط زیست منجر شود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تدوین استراتژی های آموزشی و طراحی معماری در راستای پایداری محیطی و ارتقای کیفیت آموزش معماری در ایران مورداستفاده قرار گیرد. این پژوهش با بهره گیری از تحلیل نظرات متخصصان و ارزیابی تجربیات عملی، تلاش دارد تا از طریق ادغام مؤثر اصول طراحی طبیعت محور در نظام آموزشی کشور، به توسعه محیط های ساخته شده پایدارتر و افزایش تعامل دانشجویان با محیط زیست کمک کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که طراحی طبیعت محور می تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای مقابله با چالش های زیست محیطی و ارتقای کیفیت زندگی در محیط های ساخته شده مورداستفاده قرار گیرد.
۱۶۱۲.

مطالع تطبیقی ترکیب بندی عناصر بصری و تغییرات خوشنویسی کتیبه ها در سکه های ایلخانی و تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۸
یکی از مدارک مهم باستان شناسی دورانِ ایلخانی و تیموری، سکه است. سکه در کنار مشخص کردن وضعیت اقتصادی، دارای نقوش و نوشته هایی به قلم های گوناگون نیز هست که می توان اطلاعات زیادی را در زمینه های خط، زبان و وضعیت تاریخی این دو دوره در اختیار قرار دهد. علاوه بر داده های ارزشمند تاریخی و اجتماعی، از منظر هنری نیز می توان این آثار را مورد تحلیل قرار داد. مهمترین سوالات مطرح شده در این پژوهش این است که خطوط نوشتاری سکه ها چه تحولات خوشنویسانه ای داشته است؟ حسن ترکیب در سکه های ایلخانی و تیموری چگونه است؟ بر این اساس، به روش توصیفی و تطبیقی به تحلیل ترکیب بندی عناصر بصری و شناخت تغییرات خوشنویسی سکه ها، پرداخته شده است. در راستای نیل به نتایج موردنظر، پس از مطالعات کتابخانه ای، نمونه های مورد مطالعه به شیوه هدفمند خوشه ای انتخاب شده است. بر این اساس، 20 سکه دوره ایلخانی و 15 نمونه از دوره تیموری، از موزه های اشمولین، دیوید، ملک و موزه شخصی کومش سمنان، مطالعه شده است. نمونه های این پژوهش، از منظر نوع قلم خوشنویسی و قاعده ترکیب در خوشنویسی شامل دو اصل کرسی و نسبت، مطالعه، تطبیق و دسته بندی شده است. بر پایه نتایج حاصله، بیشترین قلم های خوشنویسی مورد استفاده در دوره ایلخانی؛ کوفی و در دوره تیموری؛ اقلام سته است. در مورد کرسی و نسبت، می توان گفت بیشترین کرسی به کار رفته در نمونه های هر دو دوره، کرسی مستقیم سطربندی شده است. همچنین، نتایج بیانگر آن است که قاعده "نسبت"، در نمونه های ایلخانی، به طور تقریبی رعایت شده ولی در دوره تیموری، قاعده مند است. تنوع به کارگیری قلم های خوشنویسی در دوره ایلخانی، متعلق به دوره غازان و در زمان تیموری، به دوره حکومت شاهرخ تعلق دارد.
۱۶۱۳.

تأثیر بداهه پردازی در نمایش خلاق بر رشد پرسشگری کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۱
تئاتر میدان تفکر و پرسشگری است. جنبش های مدرن (تئاتری)در دگرگونی ارتباط خود با مخاطب (تماشاگر) بی توجه به ایجاد رابطه ای پرسشگرانه و فعال نبوده اند. پرسشگری نشانگر ذهن کاوشگر انسان بوده و نسبت مستقیمی با خلاقیت دارد. پرسش به مفهوم شیوه نگرشی که جواب های داده شده را در ارتباط با محدودیت های شان کشف کرده و حرکتی متفکرانه و مداوم را توسعه می دهد و به عنوان سکون نیافتگی نهایی در یک جهان بسته فکری، معنایی وسیع تر می یابد. محرک تفکر پرسش است و کودکان با پرسیدن در موقعیت آموختن قرار می گیرند. با توجه به خاصگی ها و عناصر وجودی تئاتر، تربیت ذهن پرسشگر و نقاد می تواند و باید در میدان تئاتر کودک قرار گیرد. بی شک برای تحقق چنین ایده آلی، اشکال خاصی از تئاتر مورد توجه قرار می گیرند که فراتر از تمایل به ایجاد سرگرمی و لذتِ صرف، بر تقویت عملکردهای شناختی متمرکز باشند. در این مقاله ظرفیت نمایش خلاق و ویژگی بداهه پردازانه آن در گسترش روحیه پرسشگری کودکان با مطالعه و بررسی متون و نظریات مختلف در باب پرسشگری و بداهه پردازی و به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه نشانگر آن است که نمایش خلاق در آهستگی روند بداهه پردازانه خود در تقویت تفکر و پرسشگری کودکان اثربخش است.
۱۶۱۴.

خودشکوفایی شخصیت کمال الدین بهزاد بر اساس نظریۀ انسان گرایی «آبراهام مزلو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۳
نظریۀ شخصیت خودشکوفای آبراهام مزلو روان‌شناس آمریکایی به روش خود سعی در شناخت ویژگی‌های انسان کمال‌یافته دارد. کمال‌الدین بهزاد به عنوان یکی از استادان سرآمد نقاشی دورۀ تیموری و صفوی است که قابلیت مطالعه از این منظر را دارد. هدف این پژوهش شناخت ویژگی‌های خودشکوفای شخصیت کمال‌الدین بهزاد با رویکرد به نظریۀ انسان‌گرایی آبراهام مزلو است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که: بررسی ویژگی‌های خودشکوفایی در شخصیت بهزاد چگونه می‌تواند ما را به شناخت ابعاد دیگری از این شخصیت راهنما باشد؟ این پژوهش به صورت توصیفی ـ تحلیلی و شیوۀ جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و فیش‌برداری از منابع اصلی تألیف شده است. جامعۀ آماری شامل 20 نگاره از آثار بهزاد است که از میان آنها، 8 نگاره برای مطالعه به صورت هدفمند با توجه به ارتباط آثار بهزاد و نظریۀ حاضر گزینش شده‌اند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش استدلال استقرایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهزاد ده ویژگی از سیزده ویژگی افراد خودشکوفای مزلو را دارد که همین امر می‌تواند او را مصداقی از انسان خودشکوفا معرفی نماید. ویژگی‌هایی چون درک کامل از واقعیت در آثار خود، مسئلۀ مداری نسبت به مسائل روزمره انسان‌ها، قدرشناسی نسبت به پدیده‌های جهان با توجه به طبیعت‌گرایی، ادراک همدردی، قبول خود و دیگران به‌طور طبیعی، خودانگیزی ساده و طبیعی، خبرگی در تصوف به علت توجه جامعۀ به عرفان، داشتن پیوندهای میان فردی با افراد مشهور دوران خود، شخصیت مردم‌‌سالارانه، توجه به افراد مختلف جامعۀ در آثار بهزاد که برخی از این ویژگی‌ها به صورت واحد و برخی دیگر به شکل ادغام یافته در بیان تصویری به کار گرفته شده‌اند.
۱۶۱۵.

مقایسۀ ادراک فضا نزد نقاشان و معماران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۹
این تحقیق درصدد نمایش شباهتها و تفاوتهای بنیادین میان دو ادراک «نقاشانه» و «معمارانه» از مفهوم «فضا» است تا مزیتهای احتمالیِ ادراک نقاشانه را در طراحی معماری و شهرسازی به محک آزمون بگذارد. در اینجا منظور از مزیت، سرمایه ای است که افزون بر سرمایه ی فکری و عملیِ یک معمار و شهرساز متعارف، عامل رجحان او بر دیگر معماران و شهرسازان است و باعث توانایی بیشتر او در ادراک متفاوت تر از فضا، تجسم و طراحی معماریها و شهرهای خودبسنده تر و هماهنگتر با نیازهای انسانی میشود. رویکردی که نویسنده با کمک آن درصدد سنجش تفاوتهای این دو نوع ادراک، و همینطور فهم میزان تأثیر ادراک نقاشانه بر طراحی معماری (و در مواردی شهرسازی) است، رویکردِ «روانشناسی محیط» نام دارد و از این زاویه که این دو ادراک، به لحاظ نظری مورد مقایسه قرار گرفته اند می توان این بررسی را یک بررسی تطبیقی نیز دانست. بر اساس نتایج، ادراک نقاشانه نسبت به نوع معمارانه آن، رنگی تر، انعطاف پذیرتر، خودبسنده تر، و فردگرا تر است. ادراک معمارانه از آن جهت که ذاتاً بیش از نوع نقاشانه ی آن در معرض تفکر کاربردیِ بیرونی قرار دارد پس راحت تر هم در معرض اثرپذیری از نیروهای بیرونیِ غیرسازگار با شرایط خود قرار میگیرد، در اینجا نقاشی میتواند مانند یک نقشه راه عمل کند و الگویی کوچک برای طراحان معمار و شهرساز فراهم سازد. معمار یا شهرسازی که با ادراک نقاشانه مأنوس تر است در او قوه شکل گیری کیفیتی خاص فراهم میشود که زمینه را برای ادراک محیط، مکان، معماری، شهر، رنگ، و در یک کلام: «فضا»، مساعدتر میکند.
۱۶۱۶.

مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی از دیدگاه سنت گرایان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
نسبت آموزش، هنر و سنت در نزد سنت گرایان، بسیار مورد توجه است. از طرفی هم آموزش هنر به عنوان یک منبع درسی موثر در ساحت هنری و اخلاقیِ نظام تعلیم و تربیت از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تبیین مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی از نظر سنت-گرایان است. روش پژوهش، تحلیلی- استدلالی است. بدین صورت که ابتدا مبانی حکمی هنر و سنت تبیین شده و سپس به استنتاج اهداف آموزش هنرهای تجسمی پرداخته می شود. یافته ها بیانگر آن است که مبانی حکمی سنت گرایان دارای مشخصه هایی در ترسیم اهداف آموزش هنرهای تجسمی است. از جمله، اهدافی که به دست آمد عبارت از سودمندی، کاربردی بودن، معنویت، رازوارگی و ترویج اخلاق شایسته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که آموزش هنر در نگرش سنت گرایان از جایگاه بالایی برخوردار است و ترسیم دقیق مبانی حکمی آموزش هنرهای تجسمی می تواند به تعالی آموزش هنر جهت هم سویی با خرد جاودان کمک شایانی کند.
۱۶۱۷.

تبیین مدل نظری جایگاه معماری در ارتقاء کیفیت های کالبدی فضاهای عمومی به مثابه میراث شهری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
اهداف: فضاهای عمومی شهری که در تجربه های قرن اخیر شهرسازی ایران شکل گرفته اند، بخشی از حافظه تمدنی معاصر و بستر زیست اجتماعی شهری پس از تحولات مدرنیته هستند. معماری به عنوان یک مؤلفه شهری، پیوسته جایگاهی مؤثر بر کیفیت فضاهای عمومی و ارتقاء مدنیت در آن ها داشته که در دهه های اخیر به دلایلی نظیر غلبه بعد اقتصادی فضا و فرهنگ مصرف گرایی، این نقش کمرنگ شده است. هدف این پژوهش ارائه مدلی نظری در جهت تبیین جایگاه معماری در ارتقاء کیفیات کالبدی فضاهای عمومی است. روش ها: پژوهش در قالب منطق پارادایمی اثبات گرایی، رابطه علت و معلولی میان عناصر معماری و کیفیات کالبدی فضای عمومی را بررسی کرده و با روشی توصیفی-تحلیلی به ارائه طرح نظری منسجم در این ارتباط می پردازد. یافته ها: نظام کالبدی شهر در سه مقیاس کلان، میانی و خرد مورد خوانش قرار می گیرد. مقیاس خرد مربوط به چگونگی ایفای نقش معماری در کیفیت کالبدی فضاهای عمومی است. این نقش معماری از طریق پنج دسته کلی از عناصر کالبدی یعنی پیکره، توده و فضا دیالکتیک درون و بیرون، اندازه فضا، و مؤلفه های فضا صورت پذیرفته که به طور مستقیم بر سه دسته کلی از کیفیات کالبدی فضاهای عمومی یعنی ماهیت عناصر (دسترسی و انعطاف پذیری)، روابط میان عناصر (محصوریت، پیوستگی، تحرک) و سکانس بندی (توالی، سلسله مراتب، و تضاد و تباین) تأثیر می گذارد. نتیجه گیری: معماری و فضای عمومی دو میراث مهم شهری معاصر هستند که در نظمی هم پیوند بر یکدیگر تأثیرگذارند. بیان هویت شهر، در گرو برقراری نسبتی متناسب و صحیح بین نظام کالبدی معماری و کیفیت زیست اجتماعی در شهر است.
۱۶۱۸.

ارزیابی شاخص های دلبستگی به مکان در بافت تاریخی به منظور ارائه راهبردهای طراحی شهری؛ مورد پژوهی: محله اسحاق بیگ شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
مقدمه: هسته های اولیه شهرها و بافت های تاریخی به مثابه یک میراث ارزشمند فرهنگی و هویتی، نقش ویژه ای در شکل گیری هویت شهر و تقویت حس مکان شهروندان آن دارند. توجه به دلبستگی به مکان به مثابه مفهومی چندبعدی در بافت تاریخی به سبب هویت تاریخی و فرهنگ غنی آن، می تواند در راستای بهبود تجربه شهروندی در طراحی شهری نقش مهمی داشته باشد.هدف پژوهش: پژوهش پیش رو با هدف ارزیابی شاخص های دلبستگی به مکان در بافت تاریخی و تدوین راهبردها و سیاست های طراحی شهری انجام شده است. در همین راستا، پس از شناخت ابعاد و شاخص ها، بافت تاریخی محله اسحاق بیگ شیراز بر اساس شاخص ها ارزیابی شده است و در نهایت راهبردها و سیاست های کاربردی با تکیه بر چارچوب مفهومی در زمینه طراحی شهری پیشنهاد شده اند.روش شناسی: این پژوهش کاربردی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها نیز با تکیه بر روش پیمایشی به واسطه برداشت های میدانی و تنظیم پرسشنامه گردآوری شده اند. سپس با استفاده از آزمون های آماری توسط نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شده و در نهایت راهبردهای طراحی شهری در تطبیق با چارچوب مفهومی پژوهش، پیشنهاد شده اند.یافته ها و بحث: دلبستگی به مکان در بافت تاریخی تحت تاثیر سه بعد کالبدی، فردی-احساسی و فرهنگی-اجتماعی است. یافته های تحلیلی با بررسی همبستگی میان دلبستگی مکان با ابعاد و شاخص ها بیانگر این است که این همبستگی با دو بعد کالبدی و فردی بسیار قوی و مثبت است اما تاثیر آن در بعد فرهنگی و اجتماعی به نسبت، کمتر است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که شاخص های تنوع کاربری زمین، دسترسی به شبکه حمل ونقل عمومی، طراحی معماری و زیبایی بصری، خاطرات فردی و نوستالژی، هویت مکانی و مشارکت اجتماعی نقشی موثر در تقویت حس دلبستگی به مکان دارند. راهبردهای طراحی شهری همانند سازگاری و اختلاط کاربری، توسعه شبکه حمل و نقل عمومی، تقویت الگوهای معماری سنتی، ارتقاء خاطره انگیزی، هویت فرهنگی و بهبود تجربه مکان، تشویق به مشارکت اجتماعی و فعالیت های داوطلبانه کاربردی اند.
۱۶۱۹.

تبیین مفهوم نا-نهاد و نقش آن در ایجاد پیوستگی درون ماندگار ساختمان و شهر (مطالعه موردی: لبه ساختمان های محدوده مسجد جامع شهرک غرب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۳
بیان مسئله: یکی از اصلی ترین دلایل ایجاد یا توسعه ساختمان ها، تأمین فعالیت های جاری و بالقوه انسان هاست. این در حالی است که امروزه توجه صرف به توسعه کالبدی، موجب کم رنگ شدن فعالیت های انسانی در لبه ها و کاهش احساس پیوستگی ساختمان و شهر شده است. پرسش پژوهش این است که مؤلفه های تأثیرگذار بر پیوستگی درون ماندگار ساختمان و شهر کدام ها هستند؟هدف پژوهش: پیوستگی ساختمان و شهر در قالب مجموعه ای از عوامل تعریف می شود که در آن نهاد به عنوان عامل اجتماعی و ارتباط دهنده مقیاس های خرد و کلان نقشی محوری ایفا می کند و دارای دو ویژگی فرمی و فعالیتی است. جهت ارائه تعریف عملیاتی از مفهوم نهاد، زمینه ای به عنوان محدوده مورد مطالعه معرفی می شود و سعی می شود با شناخت شاخصه های نهاد، نا-نهاد و نقش آن در پیوستگی درون ماندگار ساختمان و شهر تبیین شود.روش پژوهش: روش تحقیق پیش رو کیفی است. به گونه ای که در سطح پارادایم دارای نگرش رهایی بخشی است، از راهبردهای مردم نگاری و نظریه زمینه ای بهره می برد و در فرایندی چرخه ای و تعاملی از گردآوری، تلخیص، نمایش داده ها و ارزیابی حرکت می کند.نتیجه گیری: یافته های تحقیق حاکی از آن است که نهاد دارای نه شاخصه سابقه، زمان، انگیزش، جزئیات، شفافیت، محصوریت، نفوذپذیری، رابطه و پرسپکتیو است. این شاخصه ها معیارهایی عینی هستند که در کنار هم ویژگی های نهاد را توصیف می کنند. تبیین مفهوم «نا-نهاد» به جهت رهایی بخشی مفهوم «نهاد» از قید تعاریفی است که در اثر تکرار و روزمرگی بر پیکر آن می نشیند. نا-نهادها ایده های زاینده ای هستند که نهادها را به وجود می آورند و تغذیه می کنند، نظیر ایده های مربوط به زمینه های فرهنگی، آداب و رسوم، باورها و تمام آنچه که انسان ها را به هم مرتبط می کنند. بنابراین شاخصه های نهاد پل ارتباط و اتصال ما با نا-نهادها هستند. از این رو پیوستگی درون ماندگار ساختمان و شهر به معنای آن است که چه میزان نا-نهادها در لبه ساختمان ها امکان بروز یافته اند. شهری که بیشتر امکان بروز به نا-نهادهای خود بدهد، پیوسته تر به نظر خواهد رسید.
۱۶۲۰.

هنر و هوش مصنوعی از منظر رفتارگرایی و آزمون تورینگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۳۵
 در سال های اخیر هوش مصنوعی با ارائه امکانات، ابزارها و تکنیک های نوآورانه، تحولات چشمگیری را در حوزه هنر پدید آورده است. از اینرو، مانند هر فناوری دگرگون کننده دیگری، ادغام هوش مصنوعی در دنیای هنر و نقش غیر قابل انکار آن در خلق آثار هنری، سؤالات و ملاحظات متعددی را مطرح می کند که ممکن است تاکنون با دقت لازم مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته باشند. از جمله مهمترین این پرسش ها به عملکرد هوش مصنوعی در خلق اثر هنری اصیل باز می گردد. به طور مشخص، این پرسش که آیا هوش مصنوعی می تواند آثاری همتراز آثار هنری انسان به وجود آورد؟ هوش مصنوعی با رفتارگرایی، به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های فلسفه و روانشناسی، پیوند نزدیکی دارد. تاکید این نظریه بر عملکرد یا «رفتار قابل مشاهده» به عنوان کانون اصلی درک و تحلیل می باشد. از اینرو عملکرد هوش مصنوعی بر اساس این رویکرد در سطح رفتار مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. به این منظور در ابتدا به طور مختصر به رویکرد رفتارگرایی و ارتباط آن با هوش مصنوعی پرداخته خواهد شد. سپس آزمون تورینگ به عنوان یک آزمون محوری در زمینه هوش مصنوعی شرح داده خواهد شد. این آزمون معیاری رفتارگرایانه در جهت سنجش هوش و خلاقیت ماشین به دست می دهد. در بخش بعدی با نظر به معیار رفتارگرایانه آزمون تورینگ و ملاحظه عناصر اصلی آثار هنری اصیل، دو دسته از آثار هنری مورد سنجش قرار خواهند گرفت. این دو دسته شامل آثار تولید شده توسط هوش مصنوعی و آثار خلق شده توسط انسان می باشد. این بررسی زمینه مناسبی را برای ارزیابی عملکرد ماشین در مقایسه با انسان به دست خواهد داد. بنابر این روش پژوهش حاضر به این صورت است که با استفاده از منابع مختلف، داده هایی در ارتباط با آثار هنری حاصل از هوش مصنوعی جمع آوری و به شیوه ای کیفی توصیف می گردند. سپس این داده ها با عناصر موجود در آثار هنری انسان مقایسه می شوند و بر اساس معیار اصلی آزمون تورینگ مورد تحلیل قرار می گیرند. در نهایت این نتیجه حاصل می گردد که عملکرد هوش مصنوعی دست کم بر اساس معیارهای رفتارگرایانه یعنی از لحاظ رفتار مشاهده پذیر، می تواند منجر به پدید آمدن آثاری همتراز آثار هنری خلق شده توسط انسان شود.     

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان