ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۰۴۱.

ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران از نور در فضاهای معماری (موردپژوهی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
نور در معماری از نگاه کاربران، تنها منبع روشنایی نیست بلکه مسئله ای اساسی در کیفیت ادراک فضاست. با وجود اهمیت بنیادین کیفیت نور، هنوز چارچوبی منسجم برای ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران در مواجهه با نور طبیعی در معماری ایران وجود ندارد. این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای ارزیابی ترجیحات دیداری، خانه های قاجاری یزد را به عنوان نمونه ای اصیل از دوران سنت، انتخاب کرده است. روش تحقیق در دو مرحله مکمل انجام شد: مرحله نخست، ارزیابی کالبدی نور و مرحله دوم، ارزیابی عاطفی نور. هر دو مرحله با رویکرد کمی و به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت و داده های حاصل از ۱۰۰ شرکت کننده تحلیل شد و الگوهای ادراکی پنج دسته فضای نوری (نوردوست، سایه دوست، نوربخش، تاریک گرا و نورگذر) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که ارزیابی های کالبدی و عاطفی نور در فضاهای مختلف این خانه ها نسبت به یکدیگر متمایز هستند و این تمایز، منجر به ایجاد تنوع کیفی نور در فضاها می گردد. این تنوع نوری، تابعی مستقیم از ترجیحات کاربران در هر فضای خاص بوده و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مختلف انسانی در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت را فراهم آورده است.
۱۰۴۲.

تبیین و تحلیل نظریه سبک شناسی ارنست گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقه بندی تاریخ هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
سبک به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات هنری، همواره محور بحث های نظری در حوزه تاریخ هنر بوده است. این مفهوم مسیر تحول معنایی قابل توجهی را از ابزاری برای نگارش تا مفهومی پیچیده در تحلیل آثار هنری طی کرده است. در این میان، نظریه سبک شناسی ارنست گومبریش به عنوان یکی از آخرین نظریه های قابل توجه در مطالعات تاریخ هنر، رویکردی نوین به تحلیل و طبقه بندی سبک های هنری ارائه می دهد. این پژوهش به تبیین و تحلیل نظریه سبک شناسی گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقه بندی تاریخ هنر می پردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با مطالعه آثار اصلی گومبریش، به ویژه مقاله «سبک» (1968) و کتاب های هنر و توهم (1960) و حس نظم (1979)، مبانی نظری و روش شناختی دیدگاه او را تحلیل می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد نظریه گومبریش با تأکید بر مفاهیمی چون «طرح واره»، «اصل توهم» و رد نظریه «تقدیر ذاتی» سبک ها، چهارچوبی منعطف برای تحلیل تحولات سبکی ارائه می دهد. روش شناسی او در سه سطح متمایز عمل می کند: سطح ساختاری که رویکردی نظام مند برای تحلیل عناصر صوری ارائه می دهد، سطح مفهومی که به تلفیق عوامل مختلف در شکل گیری سبک می پردازد و سطح کاربردی که روش های مشخصی برای طبقه بندی و روایت تاریخ هنر عرضه می کند. این رویکرد چندوجهی، امکان تحلیل چندلایه آثار هنری را فراهم می آورد و از تقلیل گرایی در مطالعات سبک شناختی جلوگیری می کند.
۱۰۴۳.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۱۰۴۴.

تحلیل عنصر نور در نقاشی عاشورایی با تاکید بر مبانی حکمت نوریه سهروردی؛ مطالعه موردی: آثاری از عبد الحمید قدیریان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
As a reasoned phenomenon, light is central to wisdom. Wisdom is always God-oriented and science is the origin of principles; The work of wisdom is the emergence of spirituality and self-fulfillment. Suhrawardi's theory is based on the translation and explanation of the Qur'anic verses and it means that the world is nothing but light and illumination. Ashurai art is one of the religious and religious art and has a deep and esoteric meaning. With a research approach in the field of art, Abdulhamid Qadirian has repeatedly addressed the process of transforming the concept into form, by creating his Ashura works, he has established a fundamental link between wisdom and religion and invited the audience to the conceptual truths of Ashura. The main research question is, with what purpose and meaning is the element of light used in the Ashura works of Abdul Hamid Qadirian, and how is the Karbala incident represented in Qadirian's works? What is the relationship between the representation of light in Ostad Qadirian's paintings and the concept of light in the wisdom of illumination? The research method is descriptive-analytical in nature. Collecting information is in a library method and through note-taking and image reading. The research data are analyzed from a qualitative aspect and by reasoning and logic method. These results show that: in Qadirian's Ashura paintings, the element of light has a sacred, spiritual and spiritual nature, and in addition to the manifestation of the divine attribute, luminous characters are depicted as illumination and spiritual light. Imam Hussain (a.s.) is the vision and evidence of the origin of light and the illuminant of the perceptible world, praise and meaning, on this basis, the event of Ashura is represented in Qadirian's works in the meaning of life. The representation of light in the paintings as a deep code is related to the concept of luminous light and the unity of the essence of truth, hence, awakening and vision are shown by guiding light, and blindness and sleep are shown by darkness and lack of light.
۱۰۴۵.

سیر تطور نقوش و فنون آرایه های معماری در مساجد تاریخی خراسان؛ از دوره سلجوقی تا دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
نقوش و فنون اجرایی تزئینات معماری در مساجد، به طور عام و به ویژه در مساجد تاریخی خراسان، علاوه بر جنبه زیبایی شناختی، نقش مهمی در القای مفاهیم قدسی و معنوی نیز داشته اند. بااین حال، کمتر پژوهشی جامع و دوره بندی شده، که به بررسی تطبیقی سیر تطور نقوش و فنون تزئینی این مساجد در بستر تحولات تاریخی بپردازد، انجام شده است. این پژوهش، با هدف تحلیل سیر تحول نقوش و فنون آرایه های معماری مساجد خراسان از دوره سلجوقی تا دوره صفوی، تلاش دارد تا نقوش غالب در هر دوره را شناسایی کرده و رابطه آن ها با فنون اجرایی هم عصر را تبیین کند. بر این اساس، دو پرسش شکل گرفته است. نخست این که در ادوار مختلف تاریخی، چه نقوشی بیشترین فراوانی را در مساجد خراسان داشته اند؟ و دیگر این که فنون اجرائی به کاررفته در آرایه های مساجد، چه بوده و فراوانی آن ها چگونه بوده است؟ پژوهش حاضر با فرض بر این که هر دوره تاریخی، متأثر از شرایط خاص خود، آرایه های متفاوتی از نقوش و فنون را ارائه داده و روندی تکاملی یا تغییریافته را در تزئینات مساجد رقم زده، انجام شده است. روش تحقیق از نوع تاریخی - تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه اسنادی، برداشت های میدانی و تحلیل آثار موجود گردآوری شده اند. از میان تعداد 55 باب مسجد شناسایی شده، تعداد ۳۲ باب مسجد به عنوان حجم نمونه، انتخاب و بر اساس چهار دوره تاریخی، طبقه بندی و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که نقوش هندسی و کتیبه در تمامی ادوار حضور پررنگی داشته اند و تقریباً تمامی نقوش تزئینی، در این دو دسته بندی قرار گرفته اند؛ هرچند همواره، نقوش هندسی، نقش غالب تزئینی بوده اند؛ بدین صورت که در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی، نقوش هندسی، نقش غالب بوده اند؛ در دوره ایلخانی، فراوانی کتیبه ها بیشتر شده و به نقوش هندسی نزدیک شده اند؛ در دوره تیموری، بار دیگر، استفاده از نقوش هندسی اوج گرفته است؛ و در دوره صفوی، باتوجه به استفاده یکسان از نقوش ترئینی، نقش غالبی مشاهده نمی شود. از منظر فنون اجرایی تزئینات، نتایج نشان می دهند که میزان استفاده از آجرکاری، گچ بری، کاشی کاری و سنگ کاری در ادوار مختلف تفاوت هایی داشته اند. بدین صورت که در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی، آجرکاری فن غالب بوده است؛ در دوره ایلخانی، گچ بری؛ و در دوره تیموری، فنون گچ بری و کاشی کاری، آرایه های پر تکرار در مساجد خراسان بوده اند. همچنین در این دوره، سنگ کاری، به عنوان فن نوظهور تزئینی، جایگاهی ویژه پیدا کرده که در دوره صفوی، خود را به عنوان آرایه ای پر تکرار مطرح می نماید. در دوره صفوی، باتوجه به استفاده هم زمان از تمامی فنون اجرایی، فن غالبی مشاهده نمی شود.
۱۰۴۶.

هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۶
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
۱۰۴۷.

نظام جاگذاری پیکره زن در نگارگری ایرانی (کتاب آرایی ها و تک برگی ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
یکی از مباحث مطرح در ساختار نگارگری ایرانی نظام جاگذاری پیکره انسان در اثر است که به چگونگی چینش و موقعیت قرارگیری این عنصر تجسمی در ترکیب می پردازد. در این میان، پیکره زن به عنوان یکی از دو جنسِ انسانی و نحوه جانمایی آن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها قابل ملاحظه است. هدف از این پژوهش بررسی شیوه جا گذاری پیکره زن در ساختار تجسمی نگاره هاست. سؤالات هم عبارت اند از: 1. چه تغییراتی در موقعیت مکانی پیکره زن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها رخ داده است؟ 2. چه عواملی در دگرگونی ایجادشده مؤثر بوده است؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم نگاره هاست و روش تجزیه وتحلیل هم کیفی است.این مطالعه نشان داد نوعی دگرگونی در نظام جاگذاری پیکره زن از کتاب آرایی ها به تک برگی ها رخ داده و این تحول در راستای حضور پُررنگ تر و بااهمیت تر پیکره زن در تک برگی هاست. در کتاب آرایی ها متن ادبی عامل تعیین کننده حضور و چگونگی حضور پیکره زن در ترکیب بندی هاست. ازاین رو، متناسب با متن ادبی یا بخشی از روایت که نگاره تصویرگر آن است، پیکره زن در چهار وضعیت «پیکره اصلی»، «پیکره مکمل»، «پیکره فرعی» و «پیکره پس زمینه یا سیاهی لشکر» تصویر شده است. در تک برگی های آغازین، پیکره زن حضور جدی ندارد و عموماً جنس مرد تصویر شده است، ولی در دوره صفوی پیکره زن به دو صورت زوج عشاق و تک پیکره نگاری رواج یافت. ساختار مرکزگریز در تصاویر زوج عشاق، پیکره زن و مرد را به یک درجه و اهمیتِ تجسمی ارائه می دهد و قرارگیری هر دو در نقاط پر تأکید قاب، نشان از برابری هر دو جنس دارد. در تک پیکره نگاری ها از جنس زن که مهم ترین تحول در این زمینه محسوب می شود، پیکره زن یگانه عنصر تجسمی در صفحه است و پیکره او به نقطه تمرکز اثر تبدیل می شود. احتمالاً این دگرگونی و حضور پُررنگ و گسترده پیکره زن در تک برگی ها، به ویژه در مکتب اصفهان، به سبب دو عامل موازی بوده است. عامل اول، هنری و زیبایی شناسی است و به دلیل تغییری است که در قالب یا گونه هنری رخ داده است. در تک برگی ها به دلیل عدم استفاده از منطق تعدّد پیکره ها و حذف پیکره های متفرقه، با ترسیم کردن پیکره زن در این قالب هنری، خواه ناخواه بر پیکره او تأکید تجسمی بیشتری می شود. عامل دوم، اجتماعی است که با ذائقه هنری حامیان جدید هنری مرتبط است. نگاره های تک برگی از وظیفه مصور کردن متون ادبی رهاشده و به تبعیت از شرایط زمانه، تحت تأثیر سلیقه و خواست حامیان قرار گرفتند. اعمال سلیقه آن ها در تک برگی ها که گاهی با تمایلات لذت جویانه همراه بود، زمینه ساز حضور متفاوت پیکره زن در تک برگی ها شد.
۱۰۴۸.

توسعۀ مخرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۸۲
توسعه مخرب، آن است که هزینه اش بیشتر از فایده اش باشد: همه هزینه ها در مقابل همه فواید. توسعه یک اقدام همیشه مثبت نیست. اگر از بینش کل نگر و دانش زمینه ای بهره نبرد مخرب شده، آفاتش بیشتر از محاسنش می شود.توسعه، دگرگونی در رویه جاری مدیریت سرزمین است با هدف افزایش بهره وری. تغییر یک بُعد از سرزمین، ممکن است وجوه دیگر را که موضوع توسعه نبوده اما در ساخت سرزمین نقش دارند، دچار آسیب کند. اگر برای پیشگیری از آن تمهید نشود، توسعه مخرب خواهد شد. جلوگیری از توسعه مخرب، کل نگری درخور مفهوم سرزمین است. در مفهوم سرزمین بُعد ذهنی آن اصالت دارد. بُعد ذهنی، تفسیر ناظر از موضوع است و با واقعیت غیرمادی تفاوت دارد. واقعیت در بیرون و مستقل از ناظر وجود دارد و ممکن است دارای ماده یا غیر مادی باشد. کالبد، نمونه واقعیت مادی و رویداد مثال واقعیت غیرمادی است که هر دو بدون وابستگی به ناظر، با دو ماهیت متفاوت وجود مستقل دارند. بنابراین وجه ذهنی سرزمین، با وجه غیرمادی آن تفاوت داشته و به مفهومی اطلاق می شود که از واقعیت بیرونی، مادی و غیرمادی، در ذهن مخاطب ساخته می شود. توسعه کل نگر، گونه ای از مداخله در تغییر مدیریت و برنامه سرزمین است که فهم ناظر که شهروند و ساکن تاریخی آن است را، رکن بداند. توسعه ای که جامعه محلی را قابل دورزدن یا زائد و قابل اخراج بشناسد مخرب است. نطنز شهری تاریخی است که از پیش از اسلام تا کنون در تقاطع مسیر تاریخی رشته جنوبی- شمالی راه ابریشم و خرداقلیم محلی در کوهپایه کرکس پدید آمده است. دخالت این دو عامل در پدیدآوردن امکان بقای زندگی و توسعه آن در این نقطه به تولید فهمی خاص از منطقه انجامید که قلمروی نطنز به مثابه یک کل کوچک از سرزمینی بزرگتر را به وجود آورد. هستی شناسی نطنز، به مثابه مکان و سرزمینی مرکب از جغرافیا، تاریخ و انسان ساکن در آن به دو رکن راه و خرداقلیم می رسد. در مقابل، طی برنامه توسعه بزرگراهی شمال-جنوب کشور، بزرگراه کاشان-اصفهان احداث شد. منافع این راه که با فناوری جدید و محاسبات بخشی مربوط به اقتصاد راه مسیریابی شد، ایجاب می کرد که به نطنز وارد نشود و مستقیماً به سوی اصفهان کشیده شود. شبیه تصمیمی که متفقین در تغییر مسیر راه آهن جنوب-شمال ایران برای کوتاه شدن فاصله دو سر انتهایی و بهره برداری فوری در انتقال نیروهای خود به پشت جبهه شوروی اتخاذ کردند و به بسیاری از شهرهای سر راه متصل نشد. انحراف مسیر بزرگراه از نطنز، به ظاهر برای جامعه محلی نطنز مخرب و برای سازندگان راه مفید بوده است. اما محاسبات راهبردی از جمله اقتصاد کلان نشان می دهد دورزدن یک شهر تاریخی، نه جفا به ساکنان آن، که محروم کردن همه استفاده کنندگان از راه و آیندگان از تداوم پیوند تاریخی با سرزمین خود است. چیزی که به آن وطن و وطن دوستی گفته می شود، از خلال زندگی و تعامل مشترک و دائمی میان جامعه و محیط در فرایندهای تاریخی به دست می آید. این حس و ادراک مخاطب، اعم از ساکنان نطنز یا عابران بزرگراه، موجب شکل گیری هویت و تداوم آن می شود و نقشی به مراتب پیچیده تر از زبان مشترک در قوام یک جامعه دارد. ساکنان یک سرزمین بزرگ بی آن که فهم مشترک از سرزمین های کوچکتر تشکیل دهنده قلمروی خود، که دارای جغرافیا (کالبد) و تاریخ (رویداد) مشترک هستند، داشته باشند نمی توانند فهم واحدی از وطن و سرزمین بزرگ خود به دست آورند. این از جمله معیارهای ضروری برای تنظیم برنامه های توسعه است که به مفاهیم کلان وابسته است. مفهوم راهبردی توسعه فقط با رویکرد کل نگر و به رسمیت شناختن فهم سیال ناظر از واقعیت های سرزمین محقق می شود. رسمیت بخشی به این مؤلفه مشروط به بازیگری جامعه محلی و ساکنان تاریخی سرزمین است و قابل واگذاری به غیر یا قیمومیت برنامه ریز نیست. انقطاع بزرگراه از نطنز، از یک سو یک پایه هستی بخش آن شهر را سست کرد و ساکنان را به ترک شهر تشویق کرد و از سوی دیگر، یک مثال مهم برای فهم تمدن و نحوه استقرار ایرانیان در سرزمین هزار اقلیم را از مسافران ستاند. آنچه در مقابل به دست آورد، قدری مصرف کمتر سوخت بود که حتی از هزینه های نگهداری راه ناشی از دورافتادگی از شهر نیز کمتر است. این توسعه، بازی دو سر باخت بود. 
۱۰۴۹.

بررسی سیستمی پیوند میان تاب آوری اکولوژیک، جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
 با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش آسیب پذیری ناشی از تغییرات اقلیمی، تاب آوری شهری به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی برای دستیابی به پایداری مطرح شده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، کمبود پژوهش های میان رشته ای است که تعاملات سیستمی میان تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت انسانی را به طور جامع بررسی کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معیارهای مشترک بین تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت ازطریق رویکردی میان رشته ای است. همچنین، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تاب آوری اکولوژیکی می تواند ازطریق کاهش جزایر حرارتی شهری، سلامت زیستی، روانی و اجتماعی را بهبود بخشد و آیا یک مدل چندلایه و سیستمی می تواند ارتباط غیرمکانیکی (شبکه ای) بین این عوامل را تبیین کند. این پژوهش از روش شناسی نظام مند پریسما برای شناسایی معیارهای مشترک بین سه حوزه مذکور استفاده کرده است. با تحلیل مطالعات پیشین و بررسی داده های موجود، چهارچوبی مفهومی برای درک بهتر تعاملات سیستمی میان این مؤلفه ها ارائه شده است. این پژوهش چهارچوب تاب آوری چندلایه ای را پیشنهاد می کند که در آن تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی به عنوان مؤلفه های وابسته در یک سیستم شهری تطبیقی مفهوم سازی می شوند. نتایج نشان می دهد ادغام این سه مفهوم در یک رویکرد سیستمی می تواند ظرفیت تطبیقی شهرها را ارتقا داده و استرس های محیطی را کاهش دهد. همچنین، این مطالعه بر ضرورت درنظرگرفتن تاب آوری شهری به عنوان یک چالش چندمقیاسی و میان رشته ای تأکید دارد و پیشنهاد می کند پژوهش های آینده بر توسعه مدل های عملیاتی برای ارزیابی و پیش بینی تأثیرات این تعاملات تمرکز کنند.
۱۰۵۰.

محمد اسمعیل معمار در اسناد تاریخی دورۀ قاجار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۰
شناخت سامانمند و ثبت شده چندانی از نام و نشان معماران شیراز در دوران پیشامدرن وجود ندارد؛ این در حالی است که بخش قابل توجهی از بافت تاریخی این شهر به روزگار قاجاریان تعلق دارد. هدف این پژوهش معرفی یکی از معماران ناشناخته شیراز عصر قاجار به نام «محمداسمعیل» از خلال کتیبه ها و نامه های موجود در آرشیو ها است و می کوشد نقش و جایگاه (مرتبه) وی را براساس مطالعه این مدارک شناسایی کند. راهبرد این پژوهش تفسیری-تاریخی و از اسناد موجود در منابع آرشیوی به عنوان پایه اصلی پژوهش بهره برده است. اطلاعات تکمیلی در خصوص شناخت دیگر شخصیت های موجود در اسناد از منابع کتابخانه ای تأمین شده است. براین اساس این پرسش مطرح است که محمداسمعیل چه نقش و جایگاهی در جامعه آن دوران داشته است؟ نام وی در کدام یک از کتیبه های احداثیه بناهای تاریخی شیراز آورده شده است؟ و این اسناد چه نوع ساختار اجتماعی را در پیوند با مفاهیم «قدرت» و «کنشگران» بازنمایی می کنند؟ یافته های پژوهش شامل چهار سند از سال 1302 تا 1330 ق. هستند که درمجموع نشان می دهند «محمداسمعیل معمار»، معمار تکیه یا آرامگاه خاندان قوام، از کارآزمودگان و معتمدین صنف معماری شیراز بوده و دستکم در سه موضع شامل «سازنده بنا»، «کارآزموده معماری در ارزیابی و ارزش گذاری بنا» و «احدی از آحاد شهر» حاضر شده است. این اسناد نشان دهنده بخش هایی از زندگی صنفی و خانوادگی اوست. نکته جالب توجه این است که دو اثر مهر متفاوت از وی به همراه اثر مهری متعلق به فرزندش، «محمدکاظم»، در این اسناد دیده می شود که هرکدام در موقعیت متفاوتی استفاده شده اند. همچنین همکاری او با «استاد آقا»، دیگر معمار شیرازی، در این مکاتبات آشکار شده است. هرچند در هیچ سندی از «محمداسمعیل» با صفت «استاد» یاد نشده است، ولی یافته ها نشان می دهند که وی شأنی ممتاز داشته و در «میدان قدرت در ساخت شهر» کنشگری امین بوده است.
۱۰۵۱.

مطالعه تطبیقی کاراکترهای اصلی نمایش نامه ها ی پلکان و دنیای مطبوعاتی آقای اسراری از منظر روان شناسی صفت هانس آیزنک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
در این مقاله سعی بر آن است که به تحلیل و بررسی تطبیقی روانشناسانه ی کاراکتر بلبل در نمایشنامه ی پلکان و کاراکتر مدیر در نمایشنامه ی دنیای مطبوعاتی آقای اسراری بر مبنای پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک پرداخته شود. نظریه ی شخصیت آیزنک مبتنی بر سه بُعد است که به صورت ترکیبات صفات یا عوامل توصیف می شوند. آیزنک در مدل سه عاملی، سه بُعد E برونگرایی در برابر درونگرایی، N روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی و P روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه یا عملکرد فراخود را مطرح می کند. این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش ها که چگونه می توان کاراکترهای بلبل و مدیر را برمبنای نظریه ی صفتی هانس آیزنک خوانش نمود و همچنین میزان هم پوشانی و مشابهت و تفاوت میان کاراکترها در دو نمایشنامه به چه صورت نمودار می گردد، با توصیف پرسشنامه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک و با بررسی و مطالعه ی دیالوگ ها و کنش ها در متن دو نمایشنامه، به تحلیل تطبیقی کاراکترها می پردازد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، مروری و خوانش متن نمایشنامه است. روش به کار رفته در این پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که در ابتدا نظریه ی شخصیت (E-N-P) هانس آیزنک مطالعه و بررسی شده و سپس شخصیت های نمایشنامه ی منتخب، با توجه به هماهنگی و همپوشانی آن ها با نظریه ی روانشناختی مذکور، واکاوی و تحلیل شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که هر دو کاراکتر در بعد E (برونگرایی در برابر درونگرایی) برونگرا، در بعد N (روان رنجور خویی در برابر ثبات هیجانی) دارای ثبات هیجانی و در بعد P (روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه) روان پریش هستند.
۱۰۵۲.

واکاوی ساختار فضایی خانه های تاریخی با تکیه بر روش چیدمان فضا(مطالعه موردی: خانه های تاریخی شیراز و بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
انعکاس ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه­ای در کالبد معماری آن نمود می­ یابد. شهرهای شیراز و بروجرد را می­توان گنجینه­ ای از خانه ­های تاریخی ایران دانست که ریشه­ های فرهنگی و اجتماعی، در کالبد معماری خانه­ ها نمود پیدا کرده است. با تحلیل ساختار فضایی خانه­ های تاریخی به کمک پیکره­ بندی فضایی می­توان با شیوه­ های متفاوت کالبدی- فضایی به کار رفته در آن خانه­ ها آشنا شد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ساختار فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد است که از لحاظ ساختار محیطی دارای تفاوت­ های بسیاری با یکدیگر هستند. روش انجام پژوهش ترکیبی از روش­های تحلیلی- توصیفی، تحلیل نرم افزار و در نهایت استدلال منطقی است. به این صورت که روش پژوهش بر راهبرد روش پژوهش چیدمان فضا و مکمل آن جمع­ آوری نمونه ­های موردی و تحلیل آنها استوار می­ باشد. پژوهش دارای دو مرحله کیفی و کمّی است. به این صورت که در مرحله کیفی به جمع آوری مطالب و مشاهدات میدانی پرداخته می­ شود و در مرحله کمّی به کمک نرم­ افزار چیدمان فضا، نمونه­ های انتخابی پژوهش مورد تحلیل قرار می­ گیرند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود مشترک بودن برخی از ویژگی ­های ساختاری مانند درونگرا بودن خانه ­ها، سازماندهی فضایی و استقرار فضاها در پلان، خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد در بسیاری از جهات کالبدی- فضایی مانند هندسه بنا، ورودی بنا، نوع و وسعت اتاق­ها، قرارگیری پلکان در بنا و به کارگیری عناصر فضایی دارای تفاوت هستند. همچنین تحلیل پیکره ­بندی فضایی خانه ­های تاریخی شیراز و بروجرد بیان ­کننده تفاوت ­های بسیاری از جمله پیوستگی فضایی و عملکرد فضایی، محرمیت فضایی، کنترل بر فضاها در بنا و دسترسی به فضاها در خانه­ های تاریخی شیراز و بروجرد نسبت به یکدیگر است.
۱۰۵۳.

تحلیل اندیشه زیستِ آگاهانه در نگاره های ونگوگ با تأمل در آرای هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۵
«حقیقت» رخدادی است که در بستر اثر هنری اتفاق می افتد. مارتین هیدگر با طرح این مسئله هنر و حقیقت را به طرز اعجاب انگیزی به یکدیگر مربوط می کند. ونگوگ نیز که در نامه هایی به بردارش به کشف و جست و جوی حقیقت اشاره کرده است، به نظر می رسد به دنبال نزدیک تر شدن به زیستی آگاهانه است. از این جهت طرز نگاه ونگوگ به هستی با اندیشه هیدگر پیوند می خورد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تفکر زیستِ آگاهانه ونگوگ و تأثیر آن در هنر وی با تأمل در فلسفه هیدگر و چگونگی ظهور حقیقت در نگاره های این هنرمند است. به منظور روشن ساختن برداشت هیدگر در ارتباط با شیوه اندیشه آگاهانه هنرمند در خلق آثارش، سوالاتی در مورد رابطه حقیقت با اثر هنری و نحوه زیست هستی شناسانه ونگوگ و آشکارگی ذات پدیدارها در نقاشی های او طرح شده است. به این منظور با استفاده از روش توصیفی تحلیلی برخی آثار و نامه های ونگوگ و همچنین استفاده از داده های کتابخانه ای چارچوب مفاهیم هیدگر سعی در حل پرسش ها شده است. در تحلیل نهایی پژوهش به نظر می رسد بیان هنری ونگوگ با برداشت هیدگر از هنر رابطه ای معنادار دارد و هر دو در پی کشف وجود و دعوت انسان به تفکر در هستی خویش می باشند.
۱۰۵۴.

تحلیل گذار از بازنمایی به استتیک در عکاسی بر مبنای آرای رانسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
همراهی با دستگاهی که تنها می تواند تصویر فنی تولید کند به زودی یکنواخت و خسته کننده خواهد شد و این همان جایی است که عکاس حرفه ای به بازی کردن با دستگاه خود می پردازد، چیزی که می توان آن را بازی عکاسانه ای خواند که با نظریه ی رژیم های هنری رانسیر پیوندی بسیار نزدیک برقرار می کند. مرحله ی گذار از بازنمایی به استتیک در عکاسی، به وسیله ی برهم زدن توزیع امرمحسوس امکان پذیر است، زیرا عکاسی زمانی توانایی حضورْ مابین هنرها را به دست می آورد که بتواند امرپیش پاافتاده را ازآن خود کند. این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، قصد دارد به نحوه ی تملّک جایگاه ها و بازپس گیری آن در اجتماع به واسطه ی بازی بپردازد، بازی ای که به امرسیاسی و قانون دست اندازی می کند تا بتواند به این سوال پاسخ دهد که چگونه بازی های عکاسانه توانایی حضور در رژیم استتیکی را پیدا می کنند؟ نحوه ی پاسخ دهی به این سوال به واسطه ی نظریات رانسیر در توزیع امرمحسوس و مفهوم بازی شکل گرفته که برای بررسی بهتر از نمونه های پژوهشی در عکاسی ایران استفاده گردیده است. نتایج حاصل در پژوهش را می توان  بدین صورت بیان کرد: در عکاسی، ازآن خودسازی امرپیش پاافتاده را می توان برهم زدن نظم بازنمایانه ی موجود خواند و مفاهیم بازی و توزیع امرمحسوس به یک چیز در دو ساحت مجزا اشاره دارند.
۱۰۵۵.

تأثیر نور روز بر واکنش های احساسی در فضاهای سکونتی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۶
بیان مسئله: نور، پارامتر اصلی در ایجاد رابطه بصری انسان با محیط اطراف است که بدون آن بسیاری از امور روزمره در شرایط کنونی قابل انجام نیست. مطالعات نشان می دهند شرایط نور روز در انواع مختلف فضاهای داخلی بر واکنش های احساسی ساکنان آن تأثیر گذارند و ازآنجایی که امروزه افراد، بیشتر زمانشان را در خانه و محیط های داخلی سپری می کنند و نیاز جسمی و روانی به نور روز دارند، لازم است معماران دانش لازم در مورد نور روز و ارتباط آن با واکنش های احساسی ساکنان داشته باشند، درحالیکه پژوهش در این زمینه کم و در عرض های جغرافیایی دیگری است که کیفیات نوری متفاوتی داشتند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر نور روز بر واکنش های احساسی ساکنان در محدوده شهر تبریز و تبیین تأثیر جنسیت و سن و نوع مسکن در این رابطه و تبیین تأثیر جهت نور ورودی و ابعاد پنجره بر واکنش های احساسی ساکنان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و روش پردازش تصاویر یک واحد مسکونی نمونه تبریز در محیط شبیه سازی شده با نرم افزار رویت انجام شده است. جهت ارزیابی، از پرسشنامه استاندارد پرات و راسل استفاده شده است. سپس ویژگی های جمعیت شناختی، شرایط مرتبط با آزمایش و ادراک شرکت کنندگان تجزیه و تحلیل شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند دو مؤلفه ابعاد و جهت پنجره ها بر واکنش های احساسی ساکنان تأثیرگذار است و در جبهه شمال و شرق با افزایش ابعاد پنجره سرزندگی ساکنان افزایش پیدا می کند ولی در جبهه جنوب با افزایش ابعاد پنجره، سرزندگی ساکنان کاهش یافته و در معدود موارد بین جنسیت و سن با واکنش های احساسی حاصل از نور روز رابطه معنادار وجود دارد و نوع مسکن بر واکنش های احساسی حاصل از نور روز ساکنان تأثیری ندارد.
۱۰۵۶.

رویکردهای خوانش منظر شهری؛ مرور نظام مند بر توسعۀ مدل های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
 منظر شهری به عنوان پدیده ای چندبُعدی (هولوگرافیک)، از ترکیب همزمان مجموعه کالبدی شهر و فهم ناظر (شهروند) از آن پدید می آید. خوانش منظر تخصصی وابسته به دانش منظر است که فهمی کلی از شهر را طلب می کند. این پژوهش با مروری نظام مند، به بررسی رویکردهای گوناگون خوانش منظر شهری می پردازد و آن ها را در طیفی از جزءنگر تا کل نگر تحلیل می کند. رویکردهای جزءنگر بر مطالعه دقیق اجزای تشکیل دهنده شهر و ویژگی های عینی یا ذهنی فضا تأکید دارند، درحالی که رویکردهای جامع نگر به تحلیل ترکیبی ابعاد عینی و ذهنی می پردازند و سعی در ایجاد درکی یکپارچه از محیط شهری دارند؛ رویکردهای کل نگر اما در فهم منظر شهر به مثابه حیثیتی واحد، حاصل ادراک انسان از فضا هستند. هدف این پژوهش بررسی رویکردهای مختلف در خوانش منظر شهری شامل مراحل مختلفی از جستجو، انتخاب، تحلیل و ارزشیابی منابع علمی است. این پژوهش به روش کیفی با شناسایی منابع مرتبط، از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی استفاده و در نهایت از طریق تحلیل محتوا، رویکرد آن ها نسبت به مفاهیم کلیدی و مدل های خوانش منظر شهری بررسی و طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که تکامل رویکردهای خوانش منظر شهری ارتباط مستقیمی با رشد دانش منظر داشته است و رویکردهای کل نگر، به ویژه با ترکیب روش های یکپارچه و سیستمی، کامل ترین چارچوب برای مطالعه این مفهوم ارائه می دهند. علاوه بر این، ارتباط میان رویکردها نشان دهنده ضرورت تحلیل چندبُعدی منظر شهری است. در نهایت، مطالعه منظر شهری به عنوان فرایندی چندلایه، نیازمند به کارگیری مدل ها و ابزارهای علمی دقیق است. ادغام روش های مختلف در چارچوبی کل نگر-سیستمی به شناختی معنادار، پایدار و در امتداد هویت شهر، کمک می کند که این امر لازمه هر نوع برنامه ریزی، مدیریت و مداخله مکان مند در فضای شهر است.
۱۰۵۷.

هویت و مقاومت: تحلیل چیدمان «حکم نوری» مونا حاتوم در پرتو نظریۀ پانوپتیسم فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۴
چیدمان «حکم نوری» اثر «مونا حاتوم»، هنرمند فلسطینی- بریتانیایی، با بهره گیری از عناصر بصری و نمادین، مفاهیم نظارت، هویت و مقاومت را در بستر تجربه فلسطینی بازنمایی می کند اما تحلیل های مبتنی بر نظریه پانوپتیسم «میشل فوکو» در این اثر محدود است. این پژوهش با هدف تحلیل دقیق عناصر بصری حکم نوری و تبیین نقش آن ها در بازنمایی هویت و مقاومت به سه سؤال پاسخ می دهد: 1) چگونه عناصر بصری و نمادین این چیدمان، مفاهیم هویت و مقاومت را منتقل می کنند؟ 2) چگونه نظریه پانوپتیسم فوکو سازوکارهای نظارت در این اثر را روشن می سازد؟ 3) چگونه تجربه زیسته حاتوم به عنوان یک فلسطینی در تبعید در این اثر بازتاب می شود؟ روش پژوهش تحلیلی- بصری است و داده ها ازطریق تحلیل کیفی عناصر بصری اثر (قفس های مشبک فلزی، نور متحرک، سایه های متغیر) و مطالعه اسناد مرتبط جمع آوری شدند. تجزیه وتحلیل با تلفیق چهارچوب پانوپتیسم فوکو و تفسیر نمادپردازی های بصری انجام شد. نتایج نشان می دهند قفس های مشبک، استعاره ای از حصارهای سرزمین های اشغالی و محدودیت های هویتی و نور متحرک، نمادی از نظارت نظامی فراگیر است. حرکت بیننده میان قفس ها و مواجهه با سایه های پویا، مقاومتی نمادین بازآفرینی می کند که ریشه در تجربه تبعید حاتوم دارد. این چیدمان، هویت فلسطینی را با نقد جهانی ساختارهای قدرت پیوند می دهد و بیننده را به بازاندیشی در شرایط انسانی معاصر ترغیب می کند. این پژوهش بینش نوینی به نقش هنر معاصر در نقد قدرت و بازنمایی مقاومت ارائه می دهد.
۱۰۵۸.

تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری»  محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.
۱۰۵۹.

مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۹
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.
۱۰۶۰.

بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۴
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان