فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۶۷ مورد از کل ۱٬۰۶۷ مورد.
منبع:
رفتار حرکتی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
137 - 156
حوزههای تخصصی:
درک مفهومی و تجارب آموزشی معلمان تربیت بدنی نقش مهمی در پذیرش و اجرای رویکردهای نوین آموزش ایفا می کند. این مطالعه کیفی به بررسی تجربیات زیسته و دیدگاه های معلمان تربیت بدنی ایرانی درمورد رویکردهای سنتی مبتنی بر تکنیک و رویکردهای بازی محور پرداخته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند با ۱۰ معلم داوطلب تربیت بدنی (۶ زن و ۴ مرد، میانگین سنی: ۲۰/۳۳ سال، میانگین سابقه تدریس: ۲۰/۹ سال) گرد آوری شد. در آغاز، تجربیات آموزشی معلمان در زمینه بازی های تاکتیکی، به ویژه ورزش های توپ و تور بررسی شد. سپس واکنش ها و تفسیرهای ایشان درباره نمونه هایی از «مدل آموزش بازی برای یادگیری» در این ورزش ها تحلیل شد تا میزان انطباق تلاش های آموزشی آن ها با اصول این مدل مشخص شود. تحلیل مضمون نشان داد، همه شرکت کنندگان عمدتاً از رویکردهای سنتی مبتنی بر تکنیک استفاده کردند، اما هم زمان اذعان داشتند که این روش ها انگیزه شاگردان را کاهش می دهد و باعث دل زدگی آنان می شود. معلمان بازی ها را عمدتاً به عنوان ابزاری تکمیلی برای آموزش تکنیک ها می دانستند؛ با این حال، این دیدگاه در تضاد با اصول مدل آموزش بازی برای یادگیری است که بازی ها را در کانون فرایند یادگیری قرار می دهد و بر فهم تاکتیکی، تصمیم گیری، و یافتن راهکارها از راه سناریوهای بازیِ دگرگون شده پیش از اجرای تکنیک تأکید دارد. همچنین یافته ها نشان داد، معلمان تنها بخشی از اصول مدل آموزش بازی برای یادگیری را به کار می بندند. این پژوهش آشنایی اندک معلمان با رویکردهای بازی محور را به عنوان عامل اصلی تداوم استفاده از رویکردهای سنتی مبتنی بر تکنیک برجسته کرد. همچنین بر نیاز فوری به برنامه های آموزشی ویژه رویکردهای بازی محور به عنوان چارچوبی نوین و کارآمد برای آموزش معلمان تربیت بدنی در ایران تأکید دارد.
تأثیر خودگویی انگیزشی بر عملکرد استقامتی با تأکید بر نقش خودتعیین گری: آزمون تجربی فرضیه ناهماهنگی خودگویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خودگویی انگیزشی بر عملکرد استقامتی با تأکید بر نقش خودتعیین گری بود. روش پژوهش: شرکت کنندگان شامل 18 دانشجوی رشته تربیت بدنی با سابقه انجام تمرین منظم با میانگین سنی 2/5±21/08 سال بودند که به صورت داوطلبانه پس از آشنایی با اهداف تحقیق و کاربرد نتایج آن در تحقیق حاضر شرکت کردند. طرح تحقیق به صورت درون گروهی اجرا شد و برای کنترل اثر تازگی و ترتیب ارائه سطوح مختلف متغیر مستقل از همترازسازی متقابل استفاده شد. در سه شرایط پایه، خودگویی انگیزشی خودمختار (خودتعیین کننده)، خودگویی انگیزشی کنترل شده (مربی تعیین کننده) به صورت درون گروهی عملکرد استقامتی آنها در آزمون بروس بر اساس زمان رسیدن به وامانده سازی و ادراک از فشار با آزمون بورگ سنجیده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که خودگویی در شرایط خودتعیین کننده نسبت به مربی تعیین کننده به کاهش ادراک از فشار و بهبود عملکرد استقامتی منجر شد. نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که خودگویی در شرایط مربی تعیین کننده و خودتعیین کننده نسبت به شرایط بدون خودگویی به بهبود عملکرد استقامتی منجر شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد جوّ انگیزشی خودمختار در شرایطی که ورزشکار در انتخاب و استفاده از نوع عبارت های خودگویی نقش اصلی را ایفا می کرد، با برآورده کردن نیازهای روان شناختی خودمختاری، ارتباط و شایستگی زمینه بهبود عملکرد استقامتی و کاهش ادراک از فشار ورزشکاران را فراهم کرد.
اثر هشت هفته بازی گروهی و خلاقیت محور بر کمرویی، اضطراب و خلاقیت کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رشد و یادگیری حرکتی - ورزشی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته بازی گروهی و خلاقیت محور بر کمرویی، اضطراب و خلاقیت کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی و میدانی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کودکان پیش دبستانی شهر گنبدکاووس با سن شش سال در سال تحصیلی 1402- 1401 تشکیل داده و به همین منظور 30 نفر از آن ها به صورت داوطلب و در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت تصادفی ساده به سه گروه 10 نفر (بازی های گروهی، بازی های خلاقیت محور و کنترل) تقسیم شدند. هر دو گروه آزمایشی طی هشت هفته و هر هفته دو جلسه و در هر جلسه به میزان 45 دقیقه به فعالیت پرداختند. به منظور جمع آوری داده ها قبل از اجرا و بعد از اتمام مداخله از پرسشنامه اضطراب اسپنس (2003)، پرسشنامه کمرویی استنفورد (2008) و پرسشنامه خلاقیت تورنس (1979) و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه (آنکوا) و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین نمرات پس آزمون گروه های آزمایشی و گروه کنترل از لحاظ کمرویی، اضطراب و خلاقیت تفاوت معناداری وجود دارد (0/001>P) و بازی های گروهی و خلاقیت محور باعث ارتقاء خلاقیت و کاهش کمرویی و اضطراب گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است (0/001>P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که در کنار مداخلات معمول برای دانش آموزان، از انواع بازی های گروهی و خلاقیت محور هم جهت ارتقاء خلاقیت و کاهش کم رویی و اضطراب استفاده شود.
تأثیر ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی؛ استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش بررسی تأثیر ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی بر استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال بود. روش شناسی پژوهش: تحقیق از نوع نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. 24 والیبالیست جوان به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش آزمودنی ها به مدت شش هفته و هر هفته یک جلسه یک ساعته برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی را دریافت کردند. برای گروه کنترل نیز در شرایط کاملاً مشابه با گروه آزمایش، برنامه گپ و گفت شامل مروری بر تاریخچه، قوانین و برخی تجزیه وتحلیل های والیبال انجام شد. در پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری ها به وسیله پرسشنامه اجرای روان و استحکام ذهنی و نیز آزمون عملکرد ورزشی در والیبال انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس مختلط در متغیرهای استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد نشان داد که اثر اصلی آزمون و همچنین اثر تعامل گروه با آزمون معنادار شده است (05/0P<). بین گروه آزمایش و کنترل در استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد در پیش آزمون تفاوتی مشاهده نشد (05/0P>). اما در مرحله پس آزمون بین دو گروه تفاوت معنا داری در متغیرهای تحقیق مشاهده شد (05/0P<). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها پیشنهاد می شود که از مداخله ذهن آگاهی به عنوان راهکاری ساده، ارزان، در دسترس، قابلیت اجرایی بالا در جهت بهبود عملکرد ورزشی، استحکام ذهنی و اجرای روان والیبالیست های جوان استفاده شود.
مطالعه کینماتیکی سازوکارهای اجرای جسمانی، مشاهده عمل و تصویرسازی ذهنی با استفاده از دستکاری بازخورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف پژوهش حاضر آن بود که با دستکاری مستقیم بازخورد در حالت اجرای جسمانی و مشاهده عمل به این موضوع بپردازد که آیا بازخورد به عنوان یک متغیر تعدیل کننده برای تأثیرات متفاوت تمرین جسمانی، مشاهده ای و تصویرسازی عمل می کند یا خیر؟ روش پژوهش: در این پژوهش 60 دانشجوی راست دست شرکت داشتند که به صورت تصادفی به شش گروه به صورت زیر تقسیم شدند: جسمانی، مشاهده ای، ذهنی، جسمانی بدون بازخورد، مشاهده ای بدون بازخورد و کنترل. افراد به مدت یک روز (9 بلوک 18 کوششی) به تمرین ضربه گلف پرداختند. گروه های تمرینی بر اساس گروه بندی ذکرشده به صورت جسمانی، مشاهده ای و یا تصویرسازی تکلیف را تمرین کردند. گروه های جسمانی بدون بازخورد و مشاهده ای بدون بازخورد از مشاهده نقطه توقف توپ منع شدند. دقت ضربه افراد و تعداد درجات آزادی دینامیک به عنوان متغیر اجرا مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: در متغیر دقت حرکت نشان داده شد که حذف بازخورد در تمرین جسمانی و تمرین مشاهده ای سطح عملکرد را در حد تصویرسازی ذهنی کاهش می دهد. با این حال در تعداد درجات آزادی دینامیک نشان داده شد که تصویرسازی حرکتی با گروه های بدون بازخورد تفاوت معنا داری دارد و حذف بازخورد در این دو حالت موجب مشابهت با تصویرسازی ذهنی نشد. نتیجه گیری: این نتایج بر اساس مکانیزم های زیربنایی متفاوت توجیه شدند. استدلال شد که تمرین جسمی یک تمرین ادراک محور است و تصویرسازی ذهنی یک تمرین مبتنی بر شناخت است که بر بازنمایی حافظه ای برای تولید حرکت تکیه دارد. در مقابل تمرین مشاهده ای یک فرایند دوسویه ادراکی-شناختی است.
تأثیر تمرین همراه با ریتم های مختلف موسیقی بر جفت شدگی حرکت هماهنگی دودستی نامتقارن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرین همراه با ریتم های مختلف موسیقی بر جفت شدگی حرکت دودستی بود. روش پژوهش: شرکت کنندگان در پژوهش 48 دانش آموز (۱۵ تا 17 ساله) بودند که به سه گروه 16 نفره تقسیم شدند. آنها در پیش آزمون چهار حرکت دودستی با دشواری متفاوت، که شامل ترسیم دایره- خط بود، انجام دادند. در تمرین تنها تکلیفِ ترسیم دست راست دایره و دست چپ خط افقی انجام شد. سه جلسه تمرین (هر جلسه 4 بلوک 10 کوششی 30 ثانیه ای) انجام شد. حین تمرین، گروه اول به موسیقی با ضرباهنگ ۱۲۰ ضربه در دقیقه و گروه دوم 90 ضربه در دقیقه گوش می دادند. گروه سوم بدون موسیقی تمرین انجام کردند. آنها بلافاصله پس آزمون و ۴۸ ساعت بعد آزمون یادداری و انتقال را انجام دادند. برای تحلیل آماری، از آزمون های آنووای مرکب و تحلیل واریانس مکرر در سطح معنا داری 0/05 استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که تمرین همراه با موسیقی در آزمون یادداری و انتقالِ ساده و متوسط سبب پیشرفت در الگوی فضایی تکلیف دودستی ترسیم دایره- خط شد، ولی در آزمون انتقالِ دشوار، تمرینات به ویژه در گروه اول (موسیقی با تمپوی بالا) موجب افت عملکرد شد. به طوری که در الگوی زمانی یا تعداد دایره-خط در آزمون انتقالِ دشوار، افت عملکرد مشاهده شد و انتقال منفی رخ داد. نتیجه گیری: روی هم رفته پس از تمرین، شاید به دلیل سادگی حرکت، جفت شدگی دودستی قوی رخ نداد. همچنین جفت شدگیِ زمانی از جفت شدگی فضایی قوی تر بود و هرچه تمپوی موسیقی بالاتر بود، میزان جفت شدگی دودستی بیشتر بود.
بررسی شاخص های عملکردی متمایزکننده پیروزی و شکست در بسکتبال از طریق تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
101 - 120
حوزههای تخصصی:
ارتباط بین هم تیمی ها در ورزش های تیمی دارای ویژگی هایی است که می توان آن ها را با تجزیه و تحلیل شبکه های اجتماعی بررسی کرد. هدف مطالعه حاضر بررسی شاخص های عملکردی متمایزکننده پیروزی و شکست از طریق تحلیل شبکه اجتماعی در دو سطح میکرو (درجه مرکزیت، نزدیکی، میان گذری، بردار ویژه) و ماکرو (چگالی تیمی) بود؛ بر این اساس، 24 بازی تیم بسکتبال شیمیدر در رقابت های لیگ برتر بسکتبال ایران به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. این تیم متشکل از 12 بازیکن با میانگین سن 24 و انحراف معیار 5 ± بود که براساس شماره پیراهن شناسایی شدند. نتایج به دست آمده در هفته های منجر به پیروزی یا شکست تفاوت معنا داری را بین شاخص های درجه مرکزیت (001/0 P=، 95/12= (5،66)F) و بردار ویژه (025/0 P=، 77/2= (5،66)F) نشان داد (05/0P<). در تحلیل چگالی شبکه های موفق و ناموفق تفاوت معنا داری بین شبکه های مختلف تیمی مشاهده نشد (05/0P>). همچنین درمورد نقش متمایز عملکرد موفق و ناموفق و تأثیر آن بر شبکه کلی تیمی نتایج نشان داد که تنها در شاخص درجه مرکزیت (001/0 P=،13/197= (2،69)F) اختلاف معنا دار بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، در بسکتبال درجه مرکزیت به موفقیت عملکرد تیم کمک می کند؛ چراکه بازیکنان توپ را به بهترین پخش کننده تیم پاس می دهند و سپس آن بازیکن تصمیم می گیرد توپ را به سمت کدام بازیکن به بهترین شکل هدایت کند.