رشد و یادگیری حرکتی - ورزشی
رشد و یادگیری حرکتی - ورزشی سال 17 تابستان 1404 شماره 2 (پیاپی 70) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خودگویی انگیزشی بر عملکرد استقامتی با تأکید بر نقش خودتعیین گری بود. روش پژوهش: شرکت کنندگان شامل 18 دانشجوی رشته تربیت بدنی با سابقه انجام تمرین منظم با میانگین سنی 2/5±21/08 سال بودند که به صورت داوطلبانه پس از آشنایی با اهداف تحقیق و کاربرد نتایج آن در تحقیق حاضر شرکت کردند. طرح تحقیق به صورت درون گروهی اجرا شد و برای کنترل اثر تازگی و ترتیب ارائه سطوح مختلف متغیر مستقل از همترازسازی متقابل استفاده شد. در سه شرایط پایه، خودگویی انگیزشی خودمختار (خودتعیین کننده)، خودگویی انگیزشی کنترل شده (مربی تعیین کننده) به صورت درون گروهی عملکرد استقامتی آنها در آزمون بروس بر اساس زمان رسیدن به وامانده سازی و ادراک از فشار با آزمون بورگ سنجیده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که خودگویی در شرایط خودتعیین کننده نسبت به مربی تعیین کننده به کاهش ادراک از فشار و بهبود عملکرد استقامتی منجر شد. نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که خودگویی در شرایط مربی تعیین کننده و خودتعیین کننده نسبت به شرایط بدون خودگویی به بهبود عملکرد استقامتی منجر شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد جوّ انگیزشی خودمختار در شرایطی که ورزشکار در انتخاب و استفاده از نوع عبارت های خودگویی نقش اصلی را ایفا می کرد، با برآورده کردن نیازهای روان شناختی خودمختاری، ارتباط و شایستگی زمینه بهبود عملکرد استقامتی و کاهش ادراک از فشار ورزشکاران را فراهم کرد.
اثر مداخله فعالیت بدنی مدرسه محور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش آموزان پسر دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کاهش سطح فعالیت بدنی در بین دانش آموزان مدارس ابتدایی به نگرانی شایان توجهی برای سلامت عمومی تبدیل شده است. مایل روزانه یک مداخله مبتکرانه فعالیت بدنی است که به طور مثبت بر نشانگرهای سلامت تأثیر می گذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله فعالیت بدنی مدرسه محور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش آموزان پسر دبستانی بود. روش پژوهش: جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر شهر نورآباد با دامنه سنی 8 تا 10 سال بود که 200 نفر (100 نفر گروه تجربی، 100 نفر گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و انجام آزمون های سواد بدنی (CAPL-2) و تکمیل پرسشنامه کیفیت زندگی (Peds QL) به صورت پیش آزمون و پس آزمون در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی به مدت دو ماه به صورت سه جلسه در هفته در برنامه مایل روزانه شرکت کردند و گروه کنترل فعالیت های معمول خود را انجام دادند. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله مایل روزانه اثر معناداری بر سواد بدنی، فعالیت بدنی روزانه، شایستگی جسمانی، انگیزش و اعتمادبه نفس، دانش و درک شرکت کنندگان دارد (0/001=P). همچنین اثر مداخله مایل روزانه بر کیفیت زندگی و مؤلفه های آن شامل عملکرد جسمانی، عملکرد عاطفی، عملکرد اجتماعی و عملکرد تحصیلی معنادار بود (0/001=P). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، مداخلات مدرسه محور می تواند به توسعه سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش آموزان پسر کمک کند. نتایج به دست آمده از برنامه مداخله ای مایل روزانه حمایت کرد که پیشنهاد می شود از این فعالیت ها در کنار برنامه های معمول مدارس استفاده شود. تحقیقات بیشتر برای بررسی اثربخشی این مداخلات در سطح کشور مورد نیاز است.
مطالعه کینماتیکی سازوکارهای اجرای جسمانی، مشاهده عمل و تصویرسازی ذهنی با استفاده از دستکاری بازخورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف پژوهش حاضر آن بود که با دستکاری مستقیم بازخورد در حالت اجرای جسمانی و مشاهده عمل به این موضوع بپردازد که آیا بازخورد به عنوان یک متغیر تعدیل کننده برای تأثیرات متفاوت تمرین جسمانی، مشاهده ای و تصویرسازی عمل می کند یا خیر؟ روش پژوهش: در این پژوهش 60 دانشجوی راست دست شرکت داشتند که به صورت تصادفی به شش گروه به صورت زیر تقسیم شدند: جسمانی، مشاهده ای، ذهنی، جسمانی بدون بازخورد، مشاهده ای بدون بازخورد و کنترل. افراد به مدت یک روز (9 بلوک 18 کوششی) به تمرین ضربه گلف پرداختند. گروه های تمرینی بر اساس گروه بندی ذکرشده به صورت جسمانی، مشاهده ای و یا تصویرسازی تکلیف را تمرین کردند. گروه های جسمانی بدون بازخورد و مشاهده ای بدون بازخورد از مشاهده نقطه توقف توپ منع شدند. دقت ضربه افراد و تعداد درجات آزادی دینامیک به عنوان متغیر اجرا مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: در متغیر دقت حرکت نشان داده شد که حذف بازخورد در تمرین جسمانی و تمرین مشاهده ای سطح عملکرد را در حد تصویرسازی ذهنی کاهش می دهد. با این حال در تعداد درجات آزادی دینامیک نشان داده شد که تصویرسازی حرکتی با گروه های بدون بازخورد تفاوت معنا داری دارد و حذف بازخورد در این دو حالت موجب مشابهت با تصویرسازی ذهنی نشد. نتیجه گیری: این نتایج بر اساس مکانیزم های زیربنایی متفاوت توجیه شدند. استدلال شد که تمرین جسمی یک تمرین ادراک محور است و تصویرسازی ذهنی یک تمرین مبتنی بر شناخت است که بر بازنمایی حافظه ای برای تولید حرکت تکیه دارد. در مقابل تمرین مشاهده ای یک فرایند دوسویه ادراکی-شناختی است.
تأثیر ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی؛ استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش بررسی تأثیر ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی بر استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال بود. روش شناسی پژوهش: تحقیق از نوع نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. 24 والیبالیست جوان به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش آزمودنی ها به مدت شش هفته و هر هفته یک جلسه یک ساعته برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی را دریافت کردند. برای گروه کنترل نیز در شرایط کاملاً مشابه با گروه آزمایش، برنامه گپ و گفت شامل مروری بر تاریخچه، قوانین و برخی تجزیه وتحلیل های والیبال انجام شد. در پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری ها به وسیله پرسشنامه اجرای روان و استحکام ذهنی و نیز آزمون عملکرد ورزشی در والیبال انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس مختلط در متغیرهای استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد نشان داد که اثر اصلی آزمون و همچنین اثر تعامل گروه با آزمون معنادار شده است (05/0P<). بین گروه آزمایش و کنترل در استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد در پیش آزمون تفاوتی مشاهده نشد (05/0P>). اما در مرحله پس آزمون بین دو گروه تفاوت معنا داری در متغیرهای تحقیق مشاهده شد (05/0P<). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها پیشنهاد می شود که از مداخله ذهن آگاهی به عنوان راهکاری ساده، ارزان، در دسترس، قابلیت اجرایی بالا در جهت بهبود عملکرد ورزشی، استحکام ذهنی و اجرای روان والیبالیست های جوان استفاده شود.
اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل های فراخوانده شده از تکلیف توجهی فلانکر در پسران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازوکار های اثر حاد فعالیت بدنی بر شناخت و وابسته های نوروالکتریک آن مورد توافق نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل های فراخوانده شده از تکلیف توجهی فلانکر از طریق تحلیل پتانسیل های وابسته به رخداد (ERP) است. روش پژوهش: 15 پسر نوجوان با میانگین سنی 1/12 ± 14/07 سال در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در دو روز متفاوت به آزمایشگاه مراجعه کردند. در یک روز بدون دویدن و در روز دیگر بعد از 20 دقیقه دویدن هوازی آزمون فلانکر را اجرا کردند. همزمان فعالیت الکتریکی قشر نیز ثبت شد. از نرم افزار EEGLAB برای استخراج ERPهای حاصل از فعالیت الکتریکی قشری حین اجرای تکلیف فلانکر استفاده شد و مؤلفه های P2، N2 وP3 در کانال های Fz، Pz استخراج شدند. از آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و برای پاسخ به فرضیه های تحقیق استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که یک جلسه تمرین بدنی هوازی، دامنه مؤلفه های درون زا P3 و N2 در کانال Fz را افزایش معنادار و زمان تأخیر ظهور آنها را نیز کاهش داده است (0/05>P). این تغییرات در کانال Pz تأیید نشد. دامنه مؤلفه P2 در اثر دویدن هوازی تغییر معناداری نداشت (0/05<P)، اما این مؤلفه در کانال Pz به شکل معناداری زودتر پدیدار شد (0/05>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه های درون زا ERP در تکلیف توجهی فلانکر پس از فعالیت بدنی هوازی به شکل معناداری تسهیل شده است. ممکن است وقوع سریع تر P2 حاصل یکپارچگی حسی ادراکی مؤثرتر در ناحیه آهیانه ای باشد. بنابراین فعالیت بدنی هوازی به عنوان یک راهکار برای تسهیل شناختی پیش از فعالیت هایی با نیاز پردازشی سطح بالا توصیه می شود.
تأثیر تمرین همراه با ریتم های مختلف موسیقی بر جفت شدگی حرکت هماهنگی دودستی نامتقارن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرین همراه با ریتم های مختلف موسیقی بر جفت شدگی حرکت دودستی بود. روش پژوهش: شرکت کنندگان در پژوهش 48 دانش آموز (۱۵ تا 17 ساله) بودند که به سه گروه 16 نفره تقسیم شدند. آنها در پیش آزمون چهار حرکت دودستی با دشواری متفاوت، که شامل ترسیم دایره- خط بود، انجام دادند. در تمرین تنها تکلیفِ ترسیم دست راست دایره و دست چپ خط افقی انجام شد. سه جلسه تمرین (هر جلسه 4 بلوک 10 کوششی 30 ثانیه ای) انجام شد. حین تمرین، گروه اول به موسیقی با ضرباهنگ ۱۲۰ ضربه در دقیقه و گروه دوم 90 ضربه در دقیقه گوش می دادند. گروه سوم بدون موسیقی تمرین انجام کردند. آنها بلافاصله پس آزمون و ۴۸ ساعت بعد آزمون یادداری و انتقال را انجام دادند. برای تحلیل آماری، از آزمون های آنووای مرکب و تحلیل واریانس مکرر در سطح معنا داری 0/05 استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که تمرین همراه با موسیقی در آزمون یادداری و انتقالِ ساده و متوسط سبب پیشرفت در الگوی فضایی تکلیف دودستی ترسیم دایره- خط شد، ولی در آزمون انتقالِ دشوار، تمرینات به ویژه در گروه اول (موسیقی با تمپوی بالا) موجب افت عملکرد شد. به طوری که در الگوی زمانی یا تعداد دایره-خط در آزمون انتقالِ دشوار، افت عملکرد مشاهده شد و انتقال منفی رخ داد. نتیجه گیری: روی هم رفته پس از تمرین، شاید به دلیل سادگی حرکت، جفت شدگی دودستی قوی رخ نداد. همچنین جفت شدگیِ زمانی از جفت شدگی فضایی قوی تر بود و هرچه تمپوی موسیقی بالاتر بود، میزان جفت شدگی دودستی بیشتر بود.
مقایسه اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای مخچه و قشر پری فورنتال خلفی جانبی بر تعادل ایستای سالمندان مرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به نظر می رسد که تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) مخچه در مقایسه با سایر نواحی مغز، ناحیه مؤثری در بهبود تعادل افراد مسن است؛ بنابراین تحقیق حاضر با هدف مقایسه اثر tDCS مخچه و DLPFC بر تعادل ایستای سالمندان مرد انجام گرفت. روش پژوهش: در این تحقیق نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، از بین سالمندان مرد با دامنه سنی 60 تا 80 سال، 60 سالمند سالم به صورت داوطلبانه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در چهار گروه 15 نفری مداخله tDCS مخچه، tDCS قشر جلوی مغزی جانبی پشتی چپ (DLPFC)، tDCS ساختگی مخچه و tDCS ساختگی DLPFC قرار گرفتند. شرکت کنندگان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون در 3 کوشش 30 ثانیه ی اقدام به ایستادن روی صفحه نیرو کردند. در مرحله مداخله، که به مدت دو هفته و هر هفته 5 جلسه متوالی و هر جلسه 20 دقیقه به طول انجام یافت، تحریک مربوط به هر گروه انجام گرفت. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تحریک tDCS مخچه و DLPFC بر تعادل ایستای (جابه جایی قدامی- خلفی و مرکزی- جانبی مرکز فشار) مردان سالمند تأثیر معنا داری دارد (0/05>P). اما بین tDCS مخچه و DLPFC در تعادل ایستای سالمندان مرد تفاوت معنا داری وجود ندارد (0/05<P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر به مربیان و متخصصان سالمندی پیشنهاد می شود که از مزیت های tDCS مخچه و DLPFC در بهبود تعادل ایستای سالمندان مرد بهره گیرند.