فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۷۹۳ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
The spread of the corona virus has so far affected education and research in sport. The aim of this study was to investigating the effects of Covod-19 outbreak on Educational and research processes in sports. The present study is an applied research in terms of nature and from the aspect of data analysis method is descriptive-exploratory that data collection was done in the field. The statistical population included an unlimited number of all sports directors, sports teachers and professors, sports coaches, sports producers, sports service providers, sports referees, athletes, sports equipment sellers and sports media activists in Iran, and 600 samples answered a questionnaire of 20 research questions. In order to evaluate the reliability of internal consistency and its stability, Cronbach's alpha index was used in a preliminary study that the alpha value for the whole questionnaire was 0.972. Data analysis was performed using descriptive and inferential statistics with the help of SPSS and AMOS software. Exploratory factor analysis showed that education and research in sport were affected by COVID-19. This finding can help the relevant institutions and organizations in the country to improve the situation of education and research in sports in the post-Corona era .
تأثیر حاد دوزهای مختلف تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی در مردان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
113 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار حاد دوزهای پایین و بالای مکمل تائورین بر عملکردهای بدنی و شناختی مردان 60 تا 69 ساله (انحراف استاندارد±میانگین قد، وزن و نمایه توده بدنی به ترتیب 5.6 ± 172.4 سانتی متر، 5.8 ± 67.8 کیلوگرم و 1.6 ± 22.8 کیلوگرم بر متر مربع) انجام شد. مواد و روش ها: در این تحقیق متقاطع دوسویه کور، 15 مرد داوطلب در فواصل یک هفته ای به ترتیب تصادفی در سه شرایط مصرف دارونما، دوز پایین مکمل (1 گرم) و دوز بالای مکمل (6 گرم) قرار گرفتند. آزمودنی ها در هر سه شرایط، آزمون های ارزیابی تعادل، استقامت عضلانی، آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی را یک ساعت پس از مصرف مکمل یا دارونما اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آزمون های آنالیز واریانس با اندازه گیری های تکراری و آزمون بونفرونی با سطح آلفای پنج درصد و توان آماری 80درصد اجرا شد. یافته ها: آمادگی قلبی تنفسی و عملکرد شناختی پس از مصرف دوز بالای مکمل به طور معناداری بهتر از شرایط دارونما (به ترتیب:0.004 = pو 0.001>p) و مصرف دوز پایین مکمل (به ترتیب: 0.005= p و 0.002= p) بود؛ اما، تفاوت معناداری بین دوز پایین مکمل و دارونما وجود نداشت. همچنین، امتیاز تعادل و استقامت عضلانی پس از مصرف دوز بالای مکمل نسبت به شرایط دارونما به طور معناداری بهتر بود (به ترتیب: 0.023= pو 0.009= p)؛ اما، بین دیگر شرایط تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: مردان سالمند می توانند برای بهبود عملکردهای بدنی و شناختی، از مکمل تائورین با دوز 6 گرم استفاده نمایند.
تأثیر حاد غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی در هنگام فعالیت ورزشی در دختران ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
148 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: غرغره کردن کافئین روشی جدید برای استفاده از کافئین بدون بلعیدن آن است. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر غرغره کردن محلول کافئینی بر اکسیداسیون چربی و حداکثر اکسیژن مصرفی هنگام فعالیت ورزشی در دختران جوان ورزشکار بود.
روش ها: دوازده زن جوان ورزشکار (سن: 73/1 ± 42/21 سال، وزن: 15/7 ± 48/58 کیلوگرم، قد: 74/4 ± 50/163 سانتی متر و شاخص توده بدن: 89/2 ± 93/21 کیلوگرم بر مترمربع) با حداقل شش ماه سابقه تمرین، یک بار 250 میلی لیتر آب و یک بار 250 میلی لیتر محلول کافئینی را با فاصله یک هفته از هم در حالت ناشتا غرغره کردند. پس از غرغره کردن محلول کافئینی، در حالی که دستگاه گاز آنالایزر به آن ها وصل بود، فعالیت فزاینده ای را تا حد واماندگی روی نوار گردان انجام دادند. برای هر فرد، زمان رسیدن به واماندگی، میزان حداکثر اکسیداسیون چربی (MFO) و شدتی از فعالیت که MFO در آن روی می دهد (FATmax) محاسبه و ثبت شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تی همبسته استفاده شد.
نتایج: تفاوت معناداری در MFO (0.729P=)، vo2max (0.015P=) و FATmax (0.052P=) بین دو شرایط غرغره کردن محلول کافئینی و کنترل وجود نداشت، اما زمان رسیدن به واماندگی به طور معناداری (0.012P=) با غرغره کردن محلول کافئینی بیشتر از آب بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد، غرغره کردن محلول کافئینی در دختران ورزشکار زمان رسیدن به واماندگی را افزایش می دهد، اما بر متابولیسم چربی و ظرفیت هوازی تأثیر معنادار ندارد.
Positive Psychology and Covid _19: Implications for Competitive Athlete’s Resilience
حوزههای تخصصی:
The coronavirus disease 2019 (COVID-19) pandemic has created extraordinary challenges and prompted remarkable social changes around the world of sports. Consecutive delays in official and international competitions have become a common concern for competitive athletes. It seems that the involvement of athletes in this uncertain future in the long run will pose a serious threat to the mental health and well-being of athletes. In this editorial, we presented some constructs of the Positive Psychology to show how the Positive Psychology can increase resilience levels of competitive athletes in order to cope with the challenges COVID-19 has posed to the sporting world.
Investigating the Relationship between Job Interest and Economic Conditions on the Social Status of Physical Education Teachers (Case Study of Hamadan Province)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to investigate the relationship between job interest and economic conditions with the social status of physical education teachers (Case study of Hamadan province) . Method: The present study is a descriptive survey and field study. In order to collect data, a researcher-made questionnaire was used. After confirming its validity by experts, the reliability was confirmed with the participation of 11 university professors, with a Cronbach's alpha coefficient of 0.87. The research population consisted of 800 physical education teachers in Hamadan province. The statistical sample was estimated to be 367 people using Morgan table and finally 235 questionnaires were returned and examined. Research data were analyzed using SPSS software . Results: The results showed that there is a significant difference between the mean of job interest components and economic factor in the sample with the average of the population. Conclusions: In other words, the interest of teachers is higher than average, and the economic factor and receiving high benefits have not led to the choice of teaching job.
Sport-Specific Cardiac Adaptations: A Comparative Echocardiographic Analysis of Basketball, Volleyball, and Handball Athletes
حوزههای تخصصی:
Background: The "athlete's heart" syndrome encompasses structural and functional cardiac adaptations to chronic exercise. These sports impose unique hemodynamic loads, potentially leading to distinct remodeling patterns. Objective: This study aimed to compare central cardiovascular adaptations, both structural and functional, in elite male athletes from basketball, volleyball, and handball to identify sport-specific differences. Methods: Thirty male athletes (aged 18-25; n=10 per sport group) participated in this cross-sectional study. All participants underwent comprehensive transthoracic echocardiography at rest and immediately following a maximal graded exercise test (GXT) on a treadmill. Key measured parameters included left ventricular (LV) dimensions, wall thickness, mass, ejection fraction (EF), stroke volume, and cardiac output. Data were analyzed using One-Way ANOVA or the Kruskal-Wallis test, with post-hoc analyses where appropriate. Results: While most parameters indicated a common adaptive athlete’s heart profile across all sports, significant sport-specific differences were found. Handball players exhibited a significantly higher heart rate post-GXT (180.11±9.45bpm) compared to both basketball and volleyball players (p<0.01). Furthermore, ejection fraction was significantly different between all groups at rest (p<0.05), with handball players also demonstrating a superior EF post-GXT compared to the other groups (p<0.05). A significant difference in left ventricular end-systolic dimension was also observed at rest between all three sports (p<0.001). Conclusion: The significant differences in post-exercise heart rate and ejection fraction, particularly in handball players, suggest that the pronounced upper-body and isometric components of handball impose a unique hemodynamic stress, leading to distinct functional adaptations. This underscores the importance of sport-specific interpretation of cardiac parameters in athletes.
پیش آماده سازی ایسکمی دور اثر تمرین هوازی بر استرس شبکه آندوپلاسمی قلب را در موش های صحرایی مدل سکته قلبی تقویت می کند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
49 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: استرس شبکه آندوپلاسمی قلب از طریق پروتئین های نادرست تاشده نقش مهمی در بیماری های قلبی عروقی بازی می کند. تمرین ورزشی ممکن است استراتژی مناسبی در تثبیت هموستاز شبکه آندوپلاسمی باشد. از طرفی، پیش آماده سازی ایسکمی اثر محافظتی در مقابل آسیب قلب دارد؛ با این حال، اثر آن به همراه تمرین مشخص نیست. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرین هوازی و پیش آماده سازی ایسکمی بر بیان ژن های PERK و ATF6 قلب موش های صحرایی مدل سکته قلبی بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 35 موش صحرایی ویستار به صورت تصادفی به هفت گروه سالم، سکته، سکته ایسکمی یک پا، سکته ایسکمی دو پا، سکته تمرین هوازی، سکته تمرین+ایسکمی یک پا، سکته تمرین+ایسکمی دو پا تقسیم شدند. سکته قلبی با تزریق ایزوپروترنول (mg/kg.day 100) در دو دوز القا شد. پیش آماده سازی ایسکمی شامل سه دور پنج دقیقه ای ایسکمی و پنج دقیقه جریان مجدد متعاقب بود. تمرین هوازی به مدت هشت هفته و پنج روز در هفته انجام شد که شامل دویدن روی نوار گردان با سرعت 10 متر در دقیقه و مدت 15 دقیقه در هفته های اول و دوم بود که در هفته های هفتم و هشتم به سرعت 25 متر در دقیقه و مدت 30 دقیقه رسید. بیان ژن های PERK و ATF6 قلب با روش real-time PCR اندازه گیری شد. از روش آماری واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا داری 05/0 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، بیان ژن های PERK و ATF6 افزایش معنا داری در گروه سکته نسبت به گروه سالم داشت. PERK و ATF6 کاهش معنا داری در ایسکمی یک پا (0.0001 P=،0.032 P=)، ایسکمی دو پا (0/003P=،0.004P=)، تمرین (0.0001P=،0.0001P=)، تمرین+ایسکمی یک پا (0.0001P=،0.0001P=) و تمرین+ایسکمی دو پا (0.0001P=،0.0001P=) در مقایسه با گروه سکته داشت. نتیجه گیری: تمرین هوازی، پیش آماده سازی ایسکمی در یک پا و دو پا منجر به بهبود استرس شبکه آندوپلاسمی قلب موش های صحرایی مدل سکته قلبی می شود؛ با این حال، تمرین هوازی به همراه پیش آماده سازی ایسکمی اثر بیشتری بر بهبود استرس شبکه آندوپلاسمی بافت قلب دارد
تأثیر فعالیت ورزشی بر سطوح آمیلوئید بتای کبدی و سطوح سرمی LRP1 در مدل های حیوانی آلزایمر: نقش فعالیت شناختی حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
86 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف: تجمع آمیلوئید بتا (Aβ) و اختلال در پاک سازی آن از مغز از ویژگی های بارز بیماری آلزایمر است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات فعالیت شناختی حرکتی بر سطوح Aβ کبدی و سطوح سرمی LRP1 در مدل های حیوانی آلزایمر انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 40 موش صحرایی نر ویستار به صورت تصادفی به چهار گروه شامل کنترل-سالم (Control)، کنترل-آلزایمر (ALZ)، تمرین پیچیده-سالم (Wheel-C)، تمرین پیچیده-آلزایمر (Wheel-ALZ) تقسیم شدند و مدل آلزایمر از طریق تزریق استرپتوزوتوسین به بطن مغز القا شد. گروه های تمرینی به چرخ های دوار الگوی پیچیده حرکتی دسترسی داشتند. پس از پایان دوره، سطوح آمیلوئید بتا کبدی و sLRP سرمی با روش الایزا سنجش شد.
یافته ها: نتایج نشان داد تزریق STZ به طور مؤثر باعث القای علائم شبه آلزایمر شد. سطوح آمیلوئید بتا در گروه تمرین پیچیده به طور معناداری کمتر و سطوح sLRP بیشتر از سایر گروه ها بود (0.001=P). همچنین تمرین پیچیده در گروه آلزایمری باعث کاهش آمیلوئید بتا نسبت به گروه بدون تمرین شد (0.001=P). تفاوت معنی دار وزن بین گروه ها نیز مشاهده شد (0.001=P). نتایج این مطالعه نشان داد که تمرین پیچیده با تحریک هم زمان فرآیندهای شناختی و حرکتی، موجب کاهش معنی دار سطوح آمیلوئید β در مغز و کبد و افزایش سطح سرمی sLRP در مدل های حیوانی آلزایمر شد.
نتیجه گیری: این تغییرات احتمالاً از طریق فعال سازی مسیرهای نوروتروفیک، بهبود عملکرد میتوکندری، و تقویت مکانیسم های پاک سازی محیطی و مرکزی Aβ به ویژه از طریق LRP1 حاصل شده اند. این یافته ها نقش کلیدی تعامل کبد و مغز در پاتوژنز آلزایمر را برجسته کرده و بر پتانسیل درمانی ورزش پیچیده در تعدیل روند بیماری تأکید می کنند.
بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
134 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال انجام شد.روش پژوهش: روش اجرای این پژوهش، از نوع توصیفی-همبستگی بود. همه ورزشکاران زن و مرد رشته های مختلف ورزشی با ترکیب بدنی متفاوت در استان گلستان جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از جدول مورگان 400 نفر (مرد: 270 نفر، زن: 103 نفر و تمایل به بیان جنسیت نداشتند: 27 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه طرح واره یانگ فرم کوتاه (YSQ-S) (1998)، پرسشنامه خودکنترلی تانجی (2004) و شاخص توده بدنی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج: خودکنترلی و طرحواره غالب افراد فعال با ترکیب بدن مختلف نسبت به توزیع نرمال تفاوت معناداری وجود داشت (0.05>P). بین طرحواره ناسازگار اولیه با خودکنترلی و شاخص توده بدنی متفاوت (چاق، اضافه وزن، متناسب و لاغر) رابطه معناداری وجود داشت (0.01>P)؛ با این حال، رابطه بین طرحواره و خودکنترلی در افراد چاق و اضافه وزن مثبت بود، ولی در افراد متناسب و لاغر منفی به دست آمد (0.01>P). همچنین بین شاخص توده بدنی با طرحواره و خودکنترلی افراد چاق و لاغر رابطه مثبت وجود داشت؛ درحالی که بین شاخص توده بدنی با خودکنترلی افراد دارای اضافه وزن و نیز بین شاخص توده بدنی و طرحواره افراد متناسب رابطه منفی مشاهده شد (0.01>P). نتیجه گیری: تحلیل کلی این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در مدیریت وزن را برجسته می کند. همچنین تشویق به رفتارهای سالم و ارتقای اعتمادبه نفس می تواند تأثیر مثبت بر وضعیت بدنی و روانی افراد داشته باشد؛ لذا محرک های روانی و اجتماعی مختلف می توانند بر خودکنترلی افراد تأثیر بگذارند. به طور خاص، تفاوت های جنسیتی و وضعیت ترکیب بدنی نقش مهمی در نحوه تعامل افراد با ورزش به عنوان یک فعالیت برای سلامتی دارند.
تاثیر تمرینات مقاومتی، استقامتی و تناوبی خیلی شدید بر بیان ژن CTRP12در رت های نر چاق دیابتی نژاد ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
33 - 17
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات مقاومتی، استقامتی و تناوبی خیلی شدید HIITبر بیان ژن CTRP12در رت های نر چاق دیابتی ویستار بود. روش پژوهش: در این مطالعه تجربی، 48 سر رت صحرایی نر چاق دیابتی و سالم (میانگین سنی شش هفته و میانگین وزنی 16±230 گرم) به شیوه تصادفی به شش گروه هشت تایی تقسیم شدند: 1- گروه شم (HE) ؛ 2- کنترل دیابتی (DI)؛ 3- دیابتی+تمرین مقاومتی با شدت متوسط(DI-MRT) ؛ 4- دیابتی+تمرین مقاومتی با شدت بالا(DI-IRT) ؛ 5- دیابتی+تمرین تناوبی خیلی شدید (DI-HIIT)؛ 6- دیابتی+تمرینات استقامتی با شدت متوسط(DI-AT) . گروه های تمرینی ( مقاومتی، تناوبی و استقامتی) به مدت دوازده هفته و هر هفته پنج جلسه به تمرین پرداختند. بیان ژن CTRP12 با روش RT-Real time PCR اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، متعاقب دوازده هفته تمرین، میزان بیان نسبی ژن CTRP12 بافت چربی آزمودنی گروه های مختلف تمرینی (استقامت، مقاومتی با شدت متوسط و بالا، اینتروال شدید) به طور معناداری از گروه HE کمتر (0.001=P) و از گروه DI بیشتر (0.001=P.) بود. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، تمرینات استقامتی، مقاومتی (متوسط و شدید) و تناوبی خیلی شدید موجب افزایش بیان ژنِ CTRP12 در بافت چربی احشایی رت های چاق دیابتی نوع 2 می شوند.
تجزیه و تحلیل سیستمی سازوکارهای مولکولی فعالیت ورزشی در تنظیم بیوسنتز کلسترول: مدل سازی شبکه های مولکولی برای شناسایی اهداف درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
96 - 72
حوزههای تخصصی:
تنظیم بیوسنتز کلسترول فرایندی پیچیده و به شدت کنترل شده است که شامل شبکه ای از ژن ها می شود که سنتز، تنظیم و هومئوستاز سطح کلسترول را هماهنگ و تنظیم می کنند. در این مطالعه به تحلیل ژن های کلیدی مانند Idi1، Fdps، Sqle، Hmgcs1 پرداخته شده است که در بیوسنتز کلسترول، متابولیسم لیپیدها و سیگنالینگ سلولی نقش های اساسی دارند. مدل سازی محاسباتی این شبکه های تنظیمی می تواند تعاملات پیچیده بین این ژن ها و مکانیزم های تنظیمی آن ها را در شرایط مختلف ازجمله رژیم های پرچرب، نمایان کند. تحلیل بیوانفورماتیکی ما تأثیر رژیم غذایی پرچرب و فعالیت ورزشی بر این ژن ها را بررسی کرد و به بررسی تنظیمات دینامیک مسیرهای بیوسنتز کلسترول و قابلیت تنظیم آن ها پرداخت. علاوه بر این، شناسایی اهداف دارویی جدید مانند MicroRNAها می تواند به استراتژی های درمانی نوآورانه برای مدیریت دیس لیپیدمی منجر شود. با ترکیب رویکردهای زیست شناسی سیستمی و ابزارهای محاسباتی، هدف مطالعه حاضر این بود تا درک بهتری از متابولیسم کلسترول به دست آورد و تأثیر فعالیت ورزشی و مداخلات دارویی جدیدی را برای اختلالات لیپیدی شناسایی کند. یافته ها نشان داد، مسیرهای بیوسنتز کلسترول با استفاده از داده های رونویسی تحلیل شده و ژن های هاب درگیر در این مسیرها شناسایی شدند. همچنین تجزیه و تحلیل خوشه ای شبکه نتیجه تحلیل های GO و KEGG را تأیید کرد. نتیجه گیری می شود، این مطالعه فهرستی از ژن های هاب، مسیرهای مهم و بینش های جدید برای توسعه استراتژی های مدیریت بیوسنتز کلسترول را ارائه کرده و مکانیسم های اساسی پاسخ کبد را روشن می کند.
تأثیر هشت هفته تمرین ورزشی ایروبیک بر مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی و انکوستاتین M در زنان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
69 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف قرار دادن تغییر بافت چربی سفید (WAT)استراتژی مؤثری برای مبارزه با چاقی است. با توجه به نقش انکوستاتین M به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مرتبط با چاقی و اثرات منفی آن بر فرایندهای متابولیک ازجمله قهوه ای شدن WAT، در این مطالعه به تعیین تأثیر هشت هفته تمرین ایروبیک بر نیمرخ لیپیدی، مقاومت به انسولین و سطوح سرمی OSM در زنان اضافه وزن و چاق پرداخته شد.
مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که در آن 25 زن اضافه وزن و چاق به طور تصادفی به دو گروه کنترل (تعداد=13) و ایروبیک (تعداد=12) تقسیم شدند. دوره آماده سازی (دو هفته) و تمرین ایروبیک (هشت هفته) انجام شد. نمونه خون در دو مرحله قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل و t وابسته در س طح معن ا داری 0.05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، تمرین ایروبیک به کاهش معنا دار مقادیر سرمی OSM (0.001>P)، وزن (0.001>P)، BMI (001/0>P)، درصد چربی بدن (0.001>P)، تری گلیسرید (0.007=P)، کلسترول تام (0.001>P)، LDL (0.001=P)، مقاومت به انسولین (0.001>P) و افزایش معنادار HDL (0.001=P) منجر شد.
نتیجه گیری: براساس یافته ها، هم زمان با کاهش سطح سرمی OSM، بهبودهایی در ترکیب بدن، نیمرخ لیپیدی و مقاومت به انسولین در زنان اضافه وزن و چاق مشاهده شد. این هم زمانی می تواند نقش احتمالی OSM را در فرایندهای متابولیک مرتبط با چاقی برجسته کند؛ هرچند برای اثبات رابطه علیتی، به انجام مطالعات مداخله ای و مولکولی بیشتری نیاز است
بررسی ارتباط پلی مورفیسم rs12722 در ژن COL5A1 و مکمل یاری امگا -3 با انعطاف پذیری، قدرت و توان در مردان جوان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
71 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتباط پلی مورفیسم rs12722 با انعطاف پذیری، قدرت و توان نیاز به انجام مطالعات بیشتری دارد و اثر امگا-3 بر این عوامل بررسی نشده است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط پلی مورفیسم rs12722 در ژن COL5A1 با انعطاف پذیری، قدرت و توان همراه با مصرف یک دوره امگا-3 بود. روش پژوهش: تعداد 85 داوطلب مرد فعال (سن: سال 3/4±4/26، قد: سانتی متر 8/7±7/172، وزن: کیلوگرم 6/9±5/82، درصد چربی: 1/7±3/19) در یک طرح تصادفی، دوسوکور به دو گروه مکمل (43 نفر) و دارونما (42 نفر) تقسیم شدند. شرکت کنندگان طی هشت هفته انجام تمرین مقاومتی روتین خود با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه تواتر سه جلسه در هفته، روزانه سه کپسول پوشیده شده با ژلاتین (1 کپسول در صبح، 1 عدد در ناهار و 1 عدد در شب) حاوی سه گرم n-3 PUFA (2145 میلی گرم EPA و 858 میلی گرم DHA) یا دارونما مصرف کردند. DNA مستخرج از نمونه های خونی، برای پلی مورفیسم rs12722 آزمایش شد. انعطاف پذیری، قدرت و توان عضلانی پایین تنه 48 ساعت قبل و بعد از هشت هفته ارزیابی شد.یافته ها: در شرایط پیش آزمون، پلی مورفیسم rs12722 ارتباط معناداری با انعطاف پذیری داشت (0.39=η2، 0.02=p، 7.56=F) و افراد دارای آلل CC انعطاف پذیری بیشتری نسبت به آلل TT و CT داشتند، اما این ارتباط با قدرت (0.09=η2، 0.22=p، 13/2=F) و توان (0.11=η2، 0.26=p، 0.85=F) مشاهده نشد. همچنین یک دوره مکمل یاری امگا-3 تغییرات معناداری را در انعطاف پذیری، قدرت و توان آلل های مختلف پلی مورفیسم rs12722 ایجاد نکرد (0.05p>). نتیجه گیری: در پلی مورفیسم COL5A1 rs12722، افراد دارای آلل CC انعطاف پذیری بیشتری نسبت به الل TT و CT دارند، اما مطالعه حاضر این دیدگاه را تأیید نمی کند که پلی مورفیسم COL5A1 rs12722 با قدرت و توان ارتباط دارد، یا اینکه پلی مورفیسم rs12722 یک عامل اثرگذار بر مکمل یاری امگا-3 بر انعطاف پذیری، قدرت و توان جمعیت آزمایش شده این مطالعه باشد.