مطالب مرتبط با کلیدواژه

بافت چربی سفید


۱.

تأثیر دو شیوه تمرین تناوبی با شدت زیاد بر بیان ژن پروتئین غیرجفت کننده یک در بافت چربی سفید زیرپوستی موش های صحرایی نژاد ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمرین تناوبی با شدت زیاد UCP-1 بافت چربی سفید موش صحرایی ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۶ تعداد دانلود : ۵۵۳
هدف از پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر دو شیوه تمرین «تناوبی با شدت زیاد» (HIIT) بر بیان ژن «پروتئین غیرجفت کننده یک» (UCP-1) در بافت چربی سفید زیرپوستی موش های صحرایی بود. 24 موش صحرایی به سه گروه «کنترل» (هشت سر)، «تمرین تناوبی با حجم متوسط» (هشت سر) و «تمرین تناوبی با حجم زیاد» (هشت سر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه های تمرینی به مدت هشت هفته (پنج جلسه در هفته) در دو شیوه تمرین تناوبی شدید در دو حجم متفاوت (متوسط و زیاد) روی نوارگردان قرار گرفتند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، آزمودنی ها بی هوش شدند و بافت چربی زیرپوستی آن ها (منطقه ران) برداشته شد. برای اندازه گیری بیان ژنِ UCP-1 از روش Real Time–PCR با نمایان سازی سایبرگرین استفاده شد. برای تحلیل آماری داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه با سطح معناداری کمتر از 05/0 استفاده شد. میزان بیان ژن UCP-1 در گروه «تناوبی شدید با حجم زیاد» در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری داشت ( (P = 0.04 .؛ اما مقدار بیان این ژن در گروه «تناوبی شدید با حجم متوسط» در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت ( (P = 0.52 . نتایج بیانگر این است که برای دستیابی به گرمازایی غیرلرزشی در بافت چربی سفید، افزایش زیاد حجم تمرین در «تمرینات تناوبی با شدت زیاد» اهمیت زیادی دارد.
۲.

اثر تمرینات هوازی تداومی (CAT) و تناوبی شدید(HIIT) بر بیان ژن «پروتئین دارای منطقه تنظیمی مثبت 16» (PRDM16) در بافت چربی سفید موش های صحرایی ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت چربی سفید تمرین تناوبی شدید تمرین هوازی تداومی PRDM16

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۵۳۷
مطالعات گذشته، اثر تمرین هوازی تداومی (CAT)  را بر بیان ژن «پروتئین دارای منطقه تنظیمی مثبت 16» (PRDM16) در بافت چربی سفید بررسی کرده اند. با این حال، تاکنون مطالعه ای اثر انواع مدل های تمرینی به ویژه تمرین تناوبی شدید (HIIT) را بر بیان این ژن مطالعه نکرده است. بنابراین، در این مطالعه، اثر دو شیوه تمرین هوازی تداومی (CAT)  و همچنین دو شیوه تمرین تناوبی شدید (HIIT)  بر بیان این ژن بررسی شد. 40 سَر رَت به صورت تصادفی به پنج گروه: کنترل، تمرین هوازی با حجم متوسط، تمرین هوازی با حجم زیاد، تمرین تناوبی شدید با حجم متوسط  و تمرین تناوبی شدید با حجم زیاد تقسیم شدند. آزمودنی های گروه های تمرینی، به مدت 8 هفته، هفته ای 5 جلسه، تحت دو شیوه تمرین تمرین هوازی تداومی و دو شیوه تناوبی شدید بر روی نوار گردان قرار گرفتند. پس از اتمام پروتکل تمرین، آزمودنی ها بی هوش شده و بافت چربی زیرپوستی برداشته شدند. برای اندازه گیری بیان نسبی ژنِ PRDM16 از روش Real Time –PCR استفاده شد. داده ها نشان داد میزان بیان ژن PRDM16 در دو گروه «تمرین هوازی تداومی با حجم متوسط» و «با حجم زیاد» و در دو گروه «تمرین تناوبی شدید با حجم متوسط» و «حجم نسبتاً زیاد»، تفاوت معناداری در قیاس با گروه کنترل نداشت (05/0P>). یافته های این مطالعه دلالت بر این دارند که تمرینات ورزشی اعم از تمرین هوازی تداومی و تمرین تناوبی شدید، تغییری در بیان ژن PRDM16 در بافت چربی زیرپوستی ایجاد نمی کند
۳.

تأثیر هشت هفته تمرین ورزشی ایروبیک بر مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی و انکوستاتین M در زنان دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چاقی انکوستاتین M بافت چربی سفید بافت چربی قهوه ای تمرین ایروبیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: هدف قرار دادن تغییر بافت چربی سفید (WAT)استراتژی مؤثری برای مبارزه با چاقی است. با توجه به نقش انکوستاتین M به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مرتبط با چاقی و اثرات منفی آن بر فرایندهای متابولیک ازجمله قهوه ای شدن WAT، در این مطالعه به تعیین تأثیر هشت هفته تمرین ایروبیک بر نیمرخ لیپیدی، مقاومت به انسولین و سطوح سرمی OSM در زنان اضافه وزن و چاق پرداخته شد. مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که در آن 25 زن اضافه وزن و چاق به طور تصادفی به دو گروه کنترل (تعداد=13) و ایروبیک (تعداد=12) تقسیم شدند. دوره آماده سازی (دو هفته) و تمرین ایروبیک (هشت هفته) انجام شد. نمونه خون در دو مرحله قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل و t وابسته در س طح معن ا داری 0.05 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، تمرین ایروبیک به کاهش معنا دار مقادیر سرمی OSM (0.001>P)، وزن (0.001>P)، BMI (001/0>P)، درصد چربی بدن (0.001>P)، تری گلیسرید (0.007=P)، کلسترول تام (0.001>P)، LDL (0.001=P)، مقاومت به انسولین (0.001>P) و افزایش معنادار HDL (0.001=P) منجر شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها، هم زمان با کاهش سطح سرمی OSM، بهبودهایی در ترکیب بدن، نیمرخ لیپیدی و مقاومت به انسولین در زنان اضافه وزن و چاق مشاهده شد. این هم زمانی می تواند نقش احتمالی OSM را در فرایندهای متابولیک مرتبط با چاقی برجسته کند؛ هرچند برای اثبات رابطه علیتی، به انجام مطالعات مداخله ای و مولکولی بیشتری نیاز است