فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تاثیر یک دوره دوی هوازی همراه با مصرف اسپیرولینا بر بیشینه اکسیژن مصرفی و عملکرد برخی از شاخص های دستگاه ایمنی مردان تمرین کرده پس از یک جلسه فعالیت بدنی وامانده ساز را مورد مطالعه قرار داده است. در این پژوهش 40 نفر از دانشجویان تمرین کرده به صورت تصادفی در چهار گروه، اسپیرولینا – دوی هوازی، اسپیرولینا، دارونما – دوی هوازی و گواه موردمطالعه قرار گرفتند. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از روش آماری واریانس (ANOVA) یک سویه با در نظر گرفتن سطح معنی داری 005/0= a و آزمون تعقیبی (LSD) استفاده شد. از آزمودنی ها آزمون مرحله اول در حالت ناشتا و استراحت بلافاصله پس از آزمون بیشینه بروس روی نوارگردان تا رسیدن به واماندگی کامل نمونه خونی گرفته شد و مقدار Vo2max آنها از طریق آزمون مذکور تعیین شد. آزمودنی های گروه های اسپیرولینا – دوی هوازی ودارونما – دوی هوازی به مدت شش هفته روزی سه عدد قرص 500 میلی گرمی اسپیرولینا و 500 میلی گرمی دارونما مصرف نمودند و هفته ای سه بار به مدت 30 دقیقه در آستانه تحریک هوازی دویدند. گروه های اسپیرولینا و دارونما نیز به روش فوق قرص اسپیرولینا و دارونما در مدت شش هفته مصرف نمودند. سپس مجدداً همان آزمون مرحله اول را به عنوان آزمون مرحله دوم انجام دادند. نمونه های خونی برای اندازه گیری تعداد CD4+ ، CD8+ ، NK و نسبت CD4+ بهCD8+ در چهار نوبت پیش و پس آزمون مرحله یک و دو گرفته شد. تجزیه وتحلیل یافته ها نشان داد که: دوی هوازی و مکمل اسپیرولینا هر یک به تنهایی باعث افزایش Vo2max می شوند، دوی هوازی و مصرف اسپیرولینا باعث افزایش بیشتر Vo2max نسبت به سایر گروه ها می شود (05/0P< )، CD4+ و هموگلوبین گروه اسپیرولینا - دوی هوازی تفاوت معنی داری با سایر گروه ها داشت (002/0 = P )، CD4+ گروه ها با هم اختلاف معنی داری نداشتند، NK تمام گروه ها افزایش داشت، نسبت CD4+ به CD8+ گروه ها با هم اختلاف معنی داری داشت (002/0=P )، نسبت CD4+ به CD8+ در گروه اسپیرولینا – دوی هوازی کمتر از گروه اسپیرولینا و دارونما بود. در مجموع می توان نتیجه گرفت که احتمالاً مکمل اسپیرولینا و دوی هوازی باعث افزایش Vo2max و بهبود شاخص های ایمنی می شود.
اثر فعالیت تناوبی شدید و مکمل کربوهیدرات بر تغییرات شاخصهای بیوشیمیایی ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر تمرین های ترکیبی در پیشگیری، کنترل و کاهش عوامل خطرزای قلبی - عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسابقات علمی _ تخصصی معلمان تربیت بدنی، یکی از روش های آموزشی و انگیزشی ضمن خدمت است که هرساله در سه مرحله برگزار می شود. این مسابقات شامل سه آزمون علمی، مهارتی و آمادگی جسمانی است. هدف تحقیق حاضر، بررسی و مقایسه دیدگاه معلمان و مسئولان تربیت بدنی پیرامون اثربخشی مسابقات علمی _ تخصصی است. به این منظور، 290 نفر (260 معلم تربیت بدنی و 30 مسئول تربیت بدنی) از معلمان و مسئولان تربیت بدنی استان گیلان براساس جدول مورگان به طور تصادفی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. اعتبار آن قبلاً به روش آلفای کرونباخ بیشتر از 0/9 محاسبه شده بود. داده ها با استفاده از آزمون های کولموگروف – اسمیرنوف یک گروهی و – U من ویتنی در سطح معنی داری 05/0 P? تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل ها نشان داد که از نظر معلمان و مسئولان تربیت بدنی، شرکت در مسابقات بر ویژگی های شغلی، نحوه گذران اوقات فراغت و نحوه انجام وظایف شغلی معلمان تأثیر معنی داری دارد. در مورد تأثیر شرکت در این مسابقات بر متغیرهای شغلی بین دیدگاه های معلمان و مسئولان تربیت بدنی فقط در مورد متغیر توانایی و نحوه انجام وظایف شغلی تفاوت معنی داری وجود دارد. در پایان نتیجه گیری می شود که از دیدگاه معلمان و مسئولان تربیت بدنی، مسابقات علمی _ تخصصی می تواند بر متغیرهای شغلی معلمان مؤثر باشد اما بر عملکرد آنها تأثیر چندانی ندارد
تمرین استقامتی سیبب افزایش میان ژن agrp در عضله اسکلتی موش های صحرایی نر می شود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر 12 روز بی تمرینی بر ظرفیت های هوازی، بی هوازی و عملکرد شناگران پسر نخبه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حرکت بهار ۱۳۸۶ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر 12 روز بی تمرینی بر ظرفیت های هوازی ، بی هوازی و عملکرد شناگران نخبه کشور است . به این منظور تمامی 15 شناگر پسر نخبه کشور که در اردوی آمادگی تیم ملی برای شرکت در مسابقات قهرمانی رده سنی آسیا (سال 82 ) حضور داشتند، به عنوان آزمودنی در نظر گرفته شدند. کلیه آزمودنی ها تحت 12 روز بی تمرینی قرار گرفتند. از آزمون 400 متر شنای زیر بیشینه و آزمون 100 متر بیشینه برای برآورد ظرفیت هوازی آزمودنی ها از طریق محاسبه V4 و نیز از آزمون 100 متر بیشینه از طریق تعیین بیشینه تولید لاکتات برای برآورد ظرفیت بی هوازی آزمودنی ها استفاده شد. این آزمون ها به صورت پیش و پس آزمون نسبت به دوره بی تمرینی انجام شدند. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق آزمون t همبسته بود. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که در هیچ یک از ظرفیت های هوازی ، بی هوازی و عملکرد شناگران نخبه پس از اعمال 12 روز بی تمرینی ، تفاوت معنی داری وجود ندارد.
تاثیر تمرینات استقامتی و مقاومتی بر ملکولهای چسبان محلول در گردش خون مردان سالم و نسبتاً چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق عبارت است از بررسی اثر تمرینات مقاومتی و استقامتی بر ملکولهای چسبان سرمی در مردان نسبتاً چاق. به این منظور 24 مرد نسبتاً چاق انتخاب شدند و به طور تصادفی در 3 گروه تمرینات استقامتی (8n=)، تمرینات مقاومتی (8n=)، و گروه کنترل (8n=) قرار گرفتند. گروههای تمرین مقاومتی و استقامتی به مدت 13 هفته تحت تاثیر تمرینات بودند. تمرینات استقامتی عبارت بود از دویدن با شدت 75-85 درصد حداکثر ضربان قلب آزمودنیها و تمرینات مقاومتی شامل 11 ایستگاه تمرین با وزنه که هر جلسه 4 ست با 12 تکرار و با شدت 50-60 درصد 1RM انجام می شد. نمونه های خونی قبل و بعد از تمرین گرفته شد. ICAM-1 و –E سلکتین سرمی با روش الیزا اندازه گیری شده است. تحلیل داده ها با روش آزمون MANOVA نشان داد تمرینات هوازی به طور معناداری به کاهش 69/17 درصدی در ICAM-1 و 6/27 درصدی در -Eسلکتین انجامید و تمرینات مقاومتی به طور معناداری 75/26 درصد از ICAM-1 و 2/30 درصد از -Eسلکتین مردان نسبتاً چاق کاست. دو گروه تمرین مقاومتی و استقامتی در ICAM-1 و –E سلکتین سرمی تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند. در مجموع از این تحقیق می توان نتیجه گرفت تمرینات مقاومتی و استقامتی ملکولهای چسبان سرمی را کاهش می دهد.
تاثیر استنشاق اسانس نعناع و ترکیب نعناع و الکل بر عملکرد هوازی طی یک جلسه تمرین در زنان ورزشکار برتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر تعاملی مصرف مکمل ویتامین E و تمرین هوازی بر CK، LDH، و لاکتات خون مردان غیرورزشکار پس از فعالیت درمانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر تعاملی مصرف مکملهای ضداکسایشی و فعالیتهای هوازی بر میزان فشار اکسایشی وارد بر بدن، هنوز به خوبی مشخص نیست. از این رو، در این پژوهش اثر تعاملی مصرف مکمل ویتامین E و تمرین هوازی با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره بر برخی شاخصهای فشار اکسایشی بررسی می شود. به این منظور، 40 دانشجوی سالم، غیرسیگاری و غیرورزشکار داوطلب، با میانگین سن 5/1±3/21 سال، میانگین قد 4/5±176 سانتی متر، و میانگین وزن 14±2/74 کیلوگرم در 4 گروه 10 نفره به ترتیب زیر تقسیم شدند:
گروه 1: ویتامین E + تمرین هوازی،
گروه 2: تمرین هوازی + دارونما،
گروه 3: ویتامین E، و
گروه 4: دارونما.
طرح پژوهشی عبارت بود از مصرف روزانه 400 میلی گرم مکمل ویتامین E و تمرین هوازی، 3 روز در هفته و با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره به مدت 8 هفته به همراه یک وهله فعالیت درمانده ساز قبل و بعد از برنامه که هر دو پروتکل روی چرخ کارسنج انجام شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش، قبل و بعد از فعالیت درمانده ساز، از آزمودنیها نمونه خون گرفته شد. اطلاعات به دست آمده با آزمونهای آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون t همبسته تجزیه و تحلیل شد.
نتایج نشان داد انجام تمرینهای هوازی به همراه مصرف مکمل ویتامین E در میزان لاکتات خون زمان استراحت و پس از ورزش درمانده ساز تغییر معنا داری ایجاد می کند، اما در مقادیر آنزیمهای CK و LDH چهار گروه تفاوت معنا داری ایجاد نمی کند. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد مصرف مکمل ویتامین E و 8 هفته فعالیت هوازی در لاکتات خون افراد غیرورزشکار موجب تغییر معنا دار می شود اما بر شاخصهای فشار اکسایشی بدن تاثیر قابل ملاحظه ای ندارد و احتمالاً به برنامه ای با شدت، زمان و مقادیر ویتامین E متفاوت نیاز است تا سازگاریهای آنزیمی دیده شود.
Effect of Two Regimes of Vitamin C on Delayed Onset Muscle Soreness(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of present study was to investigate the physiological effects of two regimes of vitamin C on the delayed onset muscle soreness (DOMS). Thirty seven non-athletic female volunteers (age، 22.02 ± 1.54 yrs) were randomly allocated into 4 groups; Group 1: consumed 100 mg vitamin C (n=9); Group 2: consumed 200 mg vitamin C (n=10); Group 3: consumed placebo (n=9); Group4: control (n=9). The treatment groups received vitamin C 1 hr before eccentric actions up to 47 hr after actions. The placebo group consumed identical capsules that contained 100 mg lactose. Muscle soreness was induced by performing 70 eccentric contractions of the triceps muscle of the non-dominant side on a modified arm curl machine. The time interval every action was 3 s with a 10 s rest between them and there was 1 min rest between every 10 actions. Perceived muscle soreness (PMS)، maximal eccentric contraction (MEC)، creatine kinase (CK) enzyme values and elbow range of motion (EROM) were assessed، 1 hr before، and 1 hr، 24 hr، and 48 hr after the eccentric actions. Data were analyzed by two-way analysis of variance (ANOVA) with repeated measures for the time component of the experiment and the following results were concluded: Peak muscle soreness in all groups in the study occurred 48 hr after the contraction except in the group 1 and there was not a significant difference between the 4 groups in muscle soreness. CK activity increased in all groups after eccentric contraction and there was not a significant difference in CK levels between the 4 studied groups. A non-significant reduction of elbow joint ROM was also indicated in all groups of study. There was not significant reduction in MEC in any groups. Therefore consumption 100 or 200 mg vitamin C dose not affect on (DOMS).
مقایسه تاثیر تعداد جلسات پیاده روی در هفته بر تغییرات ترکیب بدنی زنان کم تحرک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر عبارت است از مقایسه تاثیر تعداد جلسات پیاده روی در هفته بر تغییرات ترکیب بدنی زنان کم تحرک، 36 زن 25-55 ساله با اضافه وزن (3.4± 27.99 کیلوگرم بر متر مربع) که سابقه بیماری نداشتند، به طور تصادفی به 3 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه اول 1 روز، گروه دوم 2روز، و گروه سوم 3 روز در هفته روی نوار گردان پیاده روی کردند. در هر روز تمرین، شرکت کنندگان 60 دقیقه و با شدت 80- 65% ضربان قلب بیشینه پیاده روی سریع انجام دادند. برنامه تمرین به مدت 12 هفته به طول انجامید. وزن، درصد چربی بدن، BMI و WHR قبل و بعد از تمربن اندازه گیری شد.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) انجام شد. میانگین وزن، درصد چربی بدن، WHR و BMI شرکت کنندگان در پژوهش از 9.7± 69.15 کیلوگرم، 4.6± 33.71%، 0.056± 0.82، 3.4± 27.99 کیلوگرم بر متر مربع به 8.9 ± 67.69 کیلوگرم، 4.3± 31%، 0.05± 0.81، 3.1± 26.55 کیلوگرم بر متر مربع به طور معناداری تغییر یافت (p<0.05). آزمون توکی نشان داد اختلاف بین گروهها ناشی از تغییرات معنادار در گروه سوم است.
در زنان کم تحرک دارای اضافه وزن، پیاده روی به مدت 60 دقیقه، 1 یا 2 روز در هفته و با شدت متوسط نمی تواند باعث تغییرات در ترکیب بدنی شود و حداقل 3 روز فعالیت بدنی در هفته مدت زمان لازم برای بهبود ترکیب بدنی است.
Does Really Lower Limbs Behave Asymmetric in Gait of People Without Impairments(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Using two consecutive gait cycles، simultaneous and bilateral kinetic gait data، the main objectives of this study were a) to identify the main functional roles of ankle، knee and hip extensors/flexors، and b) to determine whether the action taken by these muscle groups appears to be symmetric or not. Gait of our able-bodied subjects appears to be asymmetric with significant differences noted between each two corresponding peak muscle moment values. Using Principal Component Analysis (PCA) as a curve structure detection method، task discrepancies were recognized when comparisons were made between each two corresponding representative moment curves at each joint (local asymmetry). Muscle moment behaved symmetrically when the right limb representative curve was compared to its corresponding principal component (PC) at the contralateral limb. Gait of able-bodied subjects appears to be symmetric، while control and propulsion were recognized as two major roles of the extensors and flexors (global gait asymmetry). Symmetrical behavior of the lower limbs should be considered a consequence of local asymmetry which indicates different levels of within and between muscle activities developed at each joint during gait cycles
تاثیر چهار هفته بی تمرینی بر پروتیین واکنش دهنده C موش های صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش عبارت است از مطالعه تاثیر 4 هفته بی تمرینی به دنبال 12 هفته تمرین متداوم بر پروتیین واکنش دهنده C با حساسیت بالا در موشهای صحرایی (با وزن 4.93± 325.625 گرم و سن 21 ماه که دست کم 3 ماه از اتمام دوران باروری آنها گذشته بود). به همین منظور، 56 سر موش صحرایی ماده و مسن از نژاد ویستار با ژنوم 14848 با شرایط وزنی و سنی مشابه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه اصلی تمرینی و کنترل تقسیم شدند. سپس هر گروه به نوبه خود به سه زیر گروه میان آزمون، پس آزمون و مرحله بی تمرینی تقسیم شدند. ضمنا یک گروه پیش آزمون نیز برای تعیین مقادیر پایه HS-CRP به طور مشترک در هر دو گروه استفاده شد. پروتکل تمرینی ابتدا به مدت 12 هفته و هفته ای 5 جلسه و هر جلسه با سرعت و مدت تعیین شده اجرا شد. آنگاه پروتکل بی تمرینی خون گیری در سطوح پایه به دنبال 12 تا 14 ساعت ناشتایی در 4 مرحله با شرایط مشابه انجام و مقادیر HS-CRP با روش ایمنوتوربیدیمتریک و شاخصهای کنترلی LDL-C و HDL-C نیز با روش آنزیماتیک اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی LSD (post hoc) تجزیه و تحلیل شد. نتایج اولیه پژوهش نشان داد مقادیر HS-CRP در طی 6 هفته نخست کاهش غیر معناداری داشته، اما با تداوم تمرینات تا هفته دوازدهم، کاهش معناداری مشاهده شد. نتایج اصلی این پژوهش نشان داد 4 هفته بی تمرینی باعث افزایش غیر معنادار HS-CRP در گروه تمرینی و افزایش معنادار در گروه کنترل شده است. با توجه به این نتایج می توان گفت تمرینات تداومی باعث مهار پاسخ التهابی شده است.
برآورد حداکثر نبض اکسیژن در دختران ورزشکار: مقایسه 4 پروتکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش عبارت است از برآورد و مقایسه حداکثر نبض اکسیژن در دختران ورزشکار. بدین منظور 28 دختر ورزشکار (رشته های بسکتبال، هندبال، و آمادگی جسمانی) با میانگین سنی 1 ± 22 سال، قد 85/3 ± 52/162 سانتی متر، و وزن 63/6 ± 3/57 کیلوگرم در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنیهای تحقیق آزمون میدانی پیاده روی 1 مایل، آزمون دوچرخه اوج برون ده توان، و آزمون پله سایکونولفی را اجرا کردند. سپس با پروتکل شاخص جونز مقایسه شدند. آزمونهای ورزشی پیاده روی 1 مایل (37/1 ± 58/14 میلی لیتر/ ضربه) و آزمون چرخ کارسنج اوج برون ده توان (39/1 ± 55/14 میلی لیتر/ ضربه) در مقایسه با پروتکل شاخص جونز اختلاف معناداری را نشان ندادند (05/0< P). نتایج این پژوهش نشان می دهد حداکثر نبض اکسیژن که شاخص کارایی دستگاه قلبی و عروقی است با آزمونهای ورزشی پیاده روی 1 مایل و چرخ کارسنج اوج برون ده توان در مقایسه با آزمون پله سایکونولفی واقع بینانه تر برآورد می شود. این آزمونهای ورزشی در بررسی و برآورد حداکثر نبض اکسیژن دختران ورزشکار استفاده می شوند
تأثیر مصرف مکمل های گلوتامین و کراتین بر عملکرد ورزشی کشتی گیران نخبه پس از یک دوره کاهش وزن حاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حرکت بهار ۱۳۸۵ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق تاثیر مصرف مکمل های گلوتامین و کراتین بر عملکرد ورزشی کشتی گیران آزاد کار نخبه پس از یک دوره کاهش وزن حاد بود . جامعه آماری را کشتی گیران نخبه تشکیل می دادند که 21 نفر از آنها به صورت داوطلب با میانگین سنی 50/2 + 23/22 سال ، وزن 40/9 + 75 کیلوگرم ، قد 50/5 + 170 سانتی متر 70/2 + 8/25 به عنوان نمونه آماری انتخاب و به سه گروه هفت نفره تقسیم شدند . ابتدا از آزمودنی های سه گروه آزمون های عملکرد ورزشی ، با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی و دستگاه نوار گردان برای مشخص کردن مقادیر پایه متغیرها به عمل آمد. گروه اول ، در دوره شش روزه کاهش وزن و پس از آن در دوره 16 ساعته برگشت به حالت اولیه ، مکمل گلوتامین و گروه سوم ، در دوره کاهش وزن گلوتامین و در دوره برگشت به حالت اولیه گلوتامین و کراتین مصرف کردند . برای تعیین تاثیر کاهش وزن و مصرف مکمل ها بر متغیرهای عملکرد ورزشی ،بار دیگر آزمون های عملکرد ورزشی به عمل آمد . برای تحلیل دادها از آزمون t وابسته ،آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج درون گروهی نشان داد در گروه کنترل متغیرهای عملکرد ورزشی کاهش یافتند. ولی این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود. در گروه گلوتامین نه تنها کاهش وجود نداشت، بلکه افزایش اندک اما غیر معنی داری نیز در تمامی متغیرها مشاهده شد. در گروه ترکیبی گلوتامین + کراتین در تمامی متغیرها افزایش وجود داشت که این افزایش در متغیر تحمل لاکتات معنی دار بود. مقایسه گروه ها تفاوت معنی داری بین دو گروه ترکیبی و کنترل را د رمتغیرهای توان هوازی و تحمل لاکتات نشان داد . به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد مصرف مکل های گلوتامین در دوره کاهش وزن حاد و گلوتامین و کراتین در دوره بازگشت به حالت اولیه می تواند تاثیرات سودمندی بر عملکرد ورزشی داشته باشد.
تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول ، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A مربیان لیگ برتر فوتبال در فصل مسابقات 84-83 بود. آزمودنی های این تحقیق را 16 نفر از مربیان حرفه ای لیگ برتر با میانگین سنی 9.18±52.27 و سابقه مربیگری در لیگ 6.01±11.67 سال تشکیل دادند. نمونه های بزاقی در روز مسابقه در پنج مرحله (یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه، پایان مسابقه و یک ساعت پس از مسابقه) جمع آوری شدند. برای تعیین غلظت کورتیزول و تستوسترون بزاقی از روش رادیو ایمونو اسی و برای تعیین میزان ایمونوگلوبولین A از روش نفلومتری و دستگاه می نی نف استفاده شد. داده های حاصل از تحلیل آزمایشگاهی نمونه های بزاقی، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVA) و آزمون تعقیبی شفه برای آزمون فرضیه ها استفاده شدند. نتایج این پژوهش با سطح معناداری P<0.05 نشان دادند که بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان زمان استراحت با یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه و پایان مسابقه و همچنین بین دو نیمه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین بین میزان غلظت تستوسترون بزاقی مربیان یک ساعت قبل از مسابقه با پایان مسابقه، پایان مسابقه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت، اما تاثیر معناداری بر غلظت IgA بزاقی مربیان نداشت.
تاثیر یک جلسه تمرین قدرتی بر همولیز دختران فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر تعیین تاثیر یک جلسه تمرین قدرتی بر همولیز دختران فعال بود. 11 نفر از دختران ورزشکاران شهرستان نور با سن 18-24 سال سالم و فاقد هرگونه بیماری خونی با استفاده از پرسش نامه از میان داوطلبان شرکت در تحقیق به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. به منظور به حداقل رساندن تغییرات حجم پلاسما و کنترل آن، آزمودنی ها شب قبل از آزمایش و ساعت 7-8 صبح روزهای آزمایش، 15 میلی لیتر آب به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نوشیدند. در ساعت 9.45 آزمودنی ها 6 تمرین قدرتی (3 تمرین برای بالا تنه و 3 تمرین برای پایین تنه) با شدت(1 RM) %80-%70 را در 3 دوره با 5-7 تکرار انجام دادند. نمونه گیری خون وریدی جهت ارزیابی تاثیر تمرین، بر روی متغیرهای خونی قبل، بلافاصله و 24 ساعت بعد از تمرین انجام شد. تغییرات حجم پلاسما بر اساس تغییرات هموگلوبین و هماتوکریت محاسبه شد. تجزیه و تحلیل آماری پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه با مقادیر تکراری و آزمون LSD با سطح اطمینان (P?0.05) انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین HCT, HB و RBC بلافاصله بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین به طور معنی داری (P?0.05) افزایش یافت. اما 24 ساعت بعد از تمرین نسبت به قبل از تمرین کاهش داشت. در عین حال میانگین MCV تغییرات معنی داری را نشان نداد. علاوه بر این بیلی روبین پلاسما بعد از تمرین نسبت به قبل و 24 ساعت بعد به طور معنی داری افزایش یافته بود (P?0.05). با توجه به افزایش بیلی روبین و کاهش HCT, HB وRBC در روز بعد از تمرین و با توجه به کنترل حجم پلاسما (نوشیدن آب)، این یافته ها می توانند نشانه ای از هولیز در روز بعد از تمرین قدرتی شدید باشد.
شناخت توان هوازی و بی هوازی بازیکنان فوتبال لیگ برتر ایران در پست های مختلف بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حرکت بهار ۱۳۸۵ شماره ۲۷
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ، ارزیابی و شناخت ظرفیت های فیزیولوژیکی و عملکردی بازیکنان فوتبال لیگ برتر در پست های مختلف بازی با تاکید بر توان هوازی و بی هوازی و مقایسه این متغیرها در پست های پنجگانه است . تحقیق حاضر از نوع علی یا پس از وقوع است . جامعه آماری تحقیق را کلیه بازیکنان اصلی و غیر اصلی تیم های فوتبال حاضر در لیگ برتر تشکیل می دهند که در قالب 14 تیم در سال 82-83 در فصل مسابقات با یکدیگر به رقابت پرداختند . 75 نفر از این بازیکنان که در تیم های فوتبال ذوب آهن اصفهان ، برق شیراز و فجر شهید سپاسی شیراز اشتغال داشتند ، به طور هدفدار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند . متغیرهایی که در این تحقیق مورد اندازه گیری قرار گرفتند ، عبارتند از مشخصات بدنی شاخص توده بدن ، توان هوازی با استفاده از آزمون بروس و توان بی هوازی با استفاده از آزمون وینگیت . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از SPSSو کاربرد آزمون های ANOVA ،و نسبت F نشان داد که بین توان هوازی بازیکنان در پست های مختلف تفاوت معنی داری وجود دارد . همچنین بین توان بی هوازی بازیکنان پست های دفاع کناری و مهاجم تفاوت معنی داری مشاهده شد. در حالی که در سایر پست های بازی تفاوت معنی داری مشاهده نشد . با توجه به نیازهای فیزیولوژیکی متفاوت بازیکنان در ست های مختلف ، تدوین و اجرای برنامه های تمرینی مناسب برای بهبود عملکرد بازیکنان در پست تخصصی ضروری به نظر می رسد.
تاثیر یک دوره تمرین هوازی پیشرونده بر آپوپروتئین های نوع A و B مردان غیر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیر انرژی مصرفی اوقات فراغت و غیر فراغت بر میزان مرگ و میر مردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، ارزیابی روابط بین میزان انرژی مصرفی فعالیت جسمانی و میزان مرگ و میر نمونه مردان بالای 30 سال (تعداد = 2530) استان آذربایجان شرقی است که جمع آوری داده ها در یک دوره 5 ساله صورت گرفته است. در این تحقیق نشان داده شده است که کاهش میانگین مقدار انرژی مصرفی روزانه (کیلو کالری بر کیلوگرم در یک روز) با افزایش میزان مرگ و میر مرتبط بوده و اصولا این روابط، بیشتر به علت بالا بودن سهم انرژی مصرفی اوقات غیر فراغت می باشد. نتایج بدست آمده، اهمیت انرژی مصرفی اوقات غیر فراغت، در ارزیابی کل فعالیت را نشان داده و رابطه معکوس بین میزان فعالیت جسمانی با خطر مرگ و میر مردان را تایید می کنند. این در حالی است که روابط بین فعالیت جسمانی و میزان مرگ و میر اصولا بخاطر انرژی مصرفی اوقات غیر فراغت می باشد که بطور میانگین 53 درصد کل انرژی مصرفی مردان را تشکیل می هد. همچنین در این تحقیق رابطه مستقیمی بین مرگ و میر ناشی از همه عوامل و زمان صرف شده در حال نشستن وجود دارد. محقق در این مطالعه، خطرات نسبی ناشی از روابط طبقه بندی های میانگین انرژی مصرفی روزانه با میزان مرگ و میر را تخمین می زند. در نتیجه این تحقیق، فقدان فعالیت جسمانی، عامل خطر مستقلی برای بیماری قلبی- عروقی و مرگ و میر ناشی از آن بوده و افزایش متوسطی در انرژی مصرفی می تواند منجر به کاهش چشمگیری در میزان مرگ و میر شود.