فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : باتوجه به اهمیت دوران کودکی در آسیب های روانی دوران بزرگسالی و نیز باتوجه به نقش و تأثیر داستان ها در نگرش و رفتار کودکان، هدف این پژوهش، بررسی توانمندی کودکانِ گروه سنی «ب» و «ج» در درک عناصر نظریه REBT در داستان ها است. روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد روان شناسی گفتمان انجام گرفته است که یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. ازاین رو، این پژوهش در پارادایم تفسیری قرار دارد. ان داده شد یافته ها : تحلیل گفت وگوهای شرکت کنندگان درباره داستان ها نشان داد، اگر آن ها با خواندن مأنوس باشند و هم زمان در فعالیت ها و برنامه های مختلف مرتبط با کتاب و داستان شرکت کنند، می توانند با واژگان و زبانی غنی یعنی بهره گیری از اسم ، صفت، قید، فعل، مَثَل و تشبیه، جمله های استدلالی، لحن و حرکت های صورت و بدن، درک خود را از داستان و عناصر نظریه REBT در داستان ها بازگو کنند. بحث و نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان داد که می توان از نظریه REBT در برنامه های بحث وگفت وگو درباره کتاب و نیز کتاب درمانی بهره گرفت و به کودکان کمک کرد تا تغییر نگرش و رفتارها را با روشی لذت بخش تجربه کنند. کلیدواژه ها : نظریه رفتاردرمانی عقلانی هیجانی، نظریه الیس، REBT، کتاب درمانی، تحول شناختی، کتاب های داستانی، کتاب داستان مناسب، تحلیل گفتمان، روان شناسی گفتمان، تحلیل داستان، گروه سنی «ب» و «ج».
شناسایی عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش با ترکیب روش فراترکیب و دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل ساختاری لازم برای تحقق حکمرانی دانش بوده است. برای تحقق این هدف از یک راهبرد دومرحله ای استفاده شد. در مرحله اول، روش فراترکیب انجام شد. با جست وجو در پایگاه های داده 319 مقاله یافت شد که در مراحل ارزیابی در نهایت، 25 مقاله مورد تأیید قرار گرفت. با مطالعه کامل این مقالات، 25 کد و هشت مفهوم (شامل ساختاری برای مدیریت دانش، سیستم تشویقی، سیستم ارتباطات، رسمیت، تمرکزگرایی، ساختار حامی مدیریتی، فرهنگ، و رویّه های کاری) برای سؤال پژوهش استخراج گردید. پس از تأیید روایی و پایایی نتایج، در مرحله دوم به منظور دریافت نظر خبرگان از روش «دلفی» استفاده شد. به همین منظور، از خروجی فراترکیب محتوای لازم برای طراحی پرسشنامه «دلفی» تأمین شد و تا جایی فرایند «دلفی» ادامه یافت که نظرات خبرگان در مورد پاسخ به سؤالات به اجماع رسید. 10 نفر از خبرگان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و روش «دلفی» تا سه مرحله انجام شد. در نهایت، برای پاسخگویی به سؤال عوامل ساختاری برای تحقق حکمرانی دانش در سازمان، 14 اصل راهنما در قالب اصول ساختاری و سیستمی ارائه گردید. میانگین نظر خبرگان «دلفی» نشان داد که به منظور تحقق حکمرانی دانش بایستی نقش ها و مسئولیت های دفتر مدیریت دانش را تعریف کرد، ساختار مشوق خلاقیت و چابکی ایجاد نمود، سیستم های ارتباطی مؤثر برای دفتر مدیریت دانش ایجاد کرد، سیستم تعامل با ذینفعان را ایجاد نمود، دفتر مدیریت دانش را با هویتی مستقل به وجود آورد، ساختار تیم محور و مشوق همیاری ایجاد کرد، نقش مدیر ارشد دانش را در سلسله مراتب سازمان تعریف و مشخص نمود، اختیارات مربوط به مدیریت دانش را تفویض کرد، ساختاری مدیریتی برای پشتیبانی از مدیریت دانش (مانند کمیته حکمرانی دانش یا شورای مدیریت دانش) ایجاد نمود، ساختار دفتر مدیریت دانش را به صورت رسمی شکل داد، به سیستم ها و فرایندها رسمیت بخشید، سیستم های تشویق و پاداش مرتبط با مدیریت دانش ایجاد کرد، روابط کاری با سایر واحدهای کسب وکار تعریف و ایجاد نمود، فرهنگ سازمانی مشوق خلق و تسهیم دانش ایجاد کرد. طبق بررسی پژوهشگر هیچ مقاله ای که تمهیدات ساختاری برای ایجاد حکمرانی دانش را با این روش فراترکیب و «دلفی» شناسایی نماید، یافت نشد. به همین دلیل، پژوهش حاضر دارای نوآوری در موضوع و روش مورد استفاده برای آن است.
مدیریت فراداده های بافت سازمانی: مطالعه موردی طراحی و تدوین فرانمای ثبت فراداده مجموعه کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بهبود مدیریت فراداده های سازمانی و طراحی ثبت فراداده برای مجموعه کتابخانه های «دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی» با رویکرد تحلیلی-سیستمی انجام شد. جامعه پژوهش را پیشینه های فراداده ای موجود در 23 کتابخانه (مرکزی، دانشکده ای و بیمارستانی) وابسته به «دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی» تشکیل می دهند. برای گردآوری داده های مربوط به اهداف و نیازهای بومی کتابخانه های یادشده برای تولید پیشینه های فراداده ای و مدیریت آن ها، از پرسشنامه طراحی شده توسط پژوهشگر استفاده شد. پرسشنامه توسط مدیران کتابخانه ها و کتابداران بخش پردازش و سازماندهی، و نیز با استفاده از روش مشاهده طراحی شده پایگاه های فراداده ای کتابخانه های عضو جامعه پژوهش توسط پژوهشگر تکمیل گردید. بر این اساس، اهداف، ویژگی ها و نیازهای بومی کنونی کتابخانه ها در زمینه تولید و مدیریت فراداده ها، و نیز خط مشی ها و انتظارات آن ها در آینده استخراج شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که انسجام و یکدستی در تولید و مدیریت فراداده ها به منظور توصیف و سازماندهی اشیای محتوایی، و همخوانی فراداده ها متناسب با اهداف و نیازهای بومی کتابخانه های مورد مطالعه در سطح مطلوبی قرار ندارد. به نظر می رسد عدم همخوانی یاد شده ناشی از چند عامل بوده است که می توان به مشخص نبودن تمامی ویژگی ها و نیازهای بومی کتابخانه ها (به طور کلی بافت سازمانی) و نبودِ خط مشی های مدون برای مدیریت فراداده ها، همچنین نبودِ دقت در تعیین اهداف و کارکردهای بومی مد نظر آن ها از مدیریت فراداده ها اشاره کرد. در ادامه، برای مدیریت بهینه فراداده ها، «فرانمای ثبت فراداده کتابخانه های «دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی» متناسب با اهداف و نیازهای بومی شناسایی شده آن کتابخانه ها و بر اساس سیاهه وارسی طراحی شده مبتنی بر استانداردهای فراداده ای، شامل اهداف فرانما (بافت بومی و موجودیت های داده ای)، اجزای رسمی توصیف (تعریف فرانما و فرانمای پیاده سازی) و اجزای فرانما (فرانمای فراداده ای و پروفایل کاربردی فراداده ای) طراحی گردید.
میزان مطابقت میزهای مرجع و اطلاع رسانی کتابخانه ملی ایران با شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : شناسایی شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت رسانی و میزان مطابقت میزهای خدمت کتابخانه ملی ایران با این شاخص ها. روش شناسی : پژوهش حاضر در دو مرحله انجام شد. مرحله اول، استخراج شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای خدمت به روش کتابخانه ای و مرحله دوم، به روش پیمایشی با بهره گیری از پرسشنامه انجام شد. یافته ها : شاخص های استخراج شده، طی مرحله اول پژوهش عبارت بودند از: دسترس پذیری و رؤیت پذیری، متمایز و مشخص بودن بخش های مرجع و اطلاع رسانی (قابلیت تشخیص برای کاربر و متمایزبودن کارکنان آن)، جایگاه مناسب میزهای اطلاع رسانی، مأنوس بودن نام بخش های اطلاع رسانی با ادبیات رایج کاربران (توجه به تفاوت واژه شناسی کتابداران با کاربران)، دستیابی زودهنگام کاربران به اهداف خود (روزآمدی اطلاعات، تازگی محیط، علایم و نشانه های دقیق هدایت کننده، و ابزارهای خودگردان)، علاقه مندی کتابداران و اشتیاق به رجوع مراجعان، فضای راحت و دلپذیر (کارآزمودگی کارکنان و محیط دلپذیر و پذیرا)، کمک در نقطه نیاز (ارائه خدمات مرجع سیار)، و بازاریابی خدمات و برندسازی. نتیجه گیری : با استناد به مقدار آزمون تی (437/0) و معنا داری آن (66/0)، بین میانگین واقعی و میانگین مورد انتظار با این شاخص ها تفاوت معناداری وجود نداشت. به عبارتی، شرایط فعلی میزهای خدمت با شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای مرجع و اطلاع رسانی مطابقت دارد. ازنظر اولویت بندی شاخص ها، با استناد به مقدار آزمون فریدمن (71/41) و معنا داری آن (01/0)، بین شاخص های تأثیرگذار بر عملکرد میزهای مرجع و اطلاع رسانی تفاوت معناداری گزارش شد. شاخص «متمایز و مشخص بودن میز خدمات رسانی» (با میانگین 71/6) بالاترین و «علائم و نشانه های دقیق هدایت کننده مراجعه کننده به سمت میز» (با میانگین 24/3) کمترین میانگین را به خود اختصاص داد.
سخن سردبیر: گاهی کوزه گر از کوزۀ شکسته آب می خورد
حوزههای تخصصی:
این اصطلاح معمولاً در جایی به کار می رود که عاملی با آنکه دسترسی به منبع دارد اما به دلایلی ترجیح می دهد از کمترین امکانات استفاده کند. این عمل گاه ممدوح و گاه مذموم است. حوزۀ اطلاع رسانی اگر اسمش بامسمّا باشد معنایش این است که درست اطلاع رسانی کند و البته خودش قبلاً باید اطلاع داشته باشد؛ زیرا کسی که خبر ندارد یا خبرِ درست ندارد چگونه می تواند خبررسانی کند. این امر برای کسانی که خود داعیۀ اطلاع رسانی دارند و به ویژه استاد حوزۀ اطلاع رسانی اند اهمیتش مضاعف می شود. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم ترین درس های حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی است که در آن تأکید می شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس های رشتۀ آرشیو (یادمانه ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد. در نیمه های مهرماه امسال (1398)، رایانامه ای از یکی از فارغ التحصیلان دکترای جوان این رشته برایم آمد مبنی بر اینکه مقاله ای در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی دربارۀ آموزش این رشته منتشر شده که در آن ضمن نام بردن از بسیاری از افراد، بخشی را هم به تأسیس دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی اختصاص داده است. نام برده با تأکید بر بخش اخیر و با توجه به شناختی که از من نسبت به موضوع دارد پیشنهاد کرده بود دربارۀ آن اظهارنظر کنم. در ابتدا باید از این اقدام ارزشمند جوانان اهل ِتحقیق سپاسگزاری کنم که وقتی مطلبی می خوانند چنانچه مطلب نادرستی یا سوگیری یا نقصی می بینند از کنار آن سرسری نمی گذرند و سعی می کنند در اصلاح آن بکوشند، زیرا غفلت از آن موجب تحریف تاریخ یا ایجاد ابهام یا خلأ در تاریخچۀ هر موضوعی خواهد بود. من نه از آن نظر که بخواهم دربارۀ فعالیت خود بزرگ نمایی کنم؛ ولی اگر واقعیت با آنچه نوشته می شود زاویه داشته باشد لازم است حتماً آن را بازگو کرد هر چند برای بعضی ها خوشایند نباشد. من در دروان زندگی کاری ام از سال 1352 به بعد با توجه به انتخاب رشتۀ کتابداری و اطلاع رسانی و نظر به علاقه به این رشته، برای ارتقای آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده ام، اما دریغ از توجه، یا ابراز علاقه یا انتقاد صحیح و حتی غلطِ دست اندرکاران و مدعیان این رشته. در مقابل، آنچه من دیده ام سکوت و از کنار مسائل گذشتن توسط دیگران بوده است. نمونۀ آن، دوران حدود بیست ساله مسئولیت هایم در مدیر کلی آموزش وپرورش استان همدان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سازمان اسناد ملی، ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، و دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران است که طی آن هرگز ندیدم شخصی یا شخصیتی از حوزۀ کتابداری و اطلاع رسانی با من در بارۀ ارتقای حوزه تماس بگیرد و مطلبی را بیان کند؛ هرچند در این دوران سعی کرده ام خود با استنباط شخصی هرچه در توان داشته ام انجام دهم. اثرگذارترین کارهایی که انجام شده است ایجاد پژوهشکدۀ اسناد در سازمان اسناد ملی ایران، تصویب قانون کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، تصویب قانون کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس و ایجاد دانشکدۀ کتابداری و اطلاع رسانی (دانشکده علوم اطلاعات و دانش شناسی) است. به علاوه، باآنکه در اغلب مجالس یا سازمان های مهم این حوزه به ویژه پس از انقلاب شرکت داشته ام، اما دریغ از تهیۀ تاریخ شفاهی ازطرفِ سازمان های مسئول در این باره. مطلب زیر بخشی از آن چیزی است که توسط آقای دکتر حیاتی در بخش آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در دائرﺓ المعارف کتابداری و اطلاع رسانی تهیه شده است: تأسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران «دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش شناسی» به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش شناسی و کمیتۀ برنامه ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقۀ بالای باشگاه دانشگاه تأسیس شد. او می خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته های جدید شورای عالی برنامه ریزی را راه اندازد. این ایده قبلاً در دوران انقلاب فرهنگی مطرح و به دلائلی که پیش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنان که خود به یک منتقد گفته بود خواسته ب
بافتار استنادهای مقاله های علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : شناسایی، طبقه بندی، و تحلیل بافتارهای استنادی مقالات علم اطلاعات و انواع استنادها با رویکرد فراگفتار هایلند. روش شناسی : این پژوهش در دو مرحله «شناسایی طبقه استناد» (Jurgens et al., 2016) و «تحلیل مبتنی بر فراگفتار کارکرد شناسایی شده» (Hyland, 2005) انجام شده است. 164 بافتار استنادی مقالات استناد کننده به 10 مقاله به زبان انگلیسی (مجموعاً شامل 656 جمله استنادی صریح و ضمنی) بررسی شده است. یافته ها : استنادها از نظر فراگفتار در 2 طبقه اصلی استناد های «تعاملی- هدایتی» و «تعاملی- مشارکتی» با 4 طبقه فرعی در سطح دوم، 14 طبقه فرعی تر در سطح سوم و 23 طبقه فرعی تر در سطح چهارم دسته بندی شد. استنادهای شناسایی شده بیشتر از نوع تعاملی- هدایتی بود و نه تعاملی- مشارکتی. طبقات درک شده نیز بیشتر توصیفی بودند و نه تحلیلی و نقدگونه. نتیجه گیری: شباهت طبقه بندی استنادهای این مطالعه با طرح های موجود تا سطح سوم است و اغلب نیز با طبقات استنادهای تعاملی- هدایتی اشتراکاتی دارند. به نظر می رسد انواع استنادهای تعاملی- مشارکتی شناسایی شده بتواند در پالایش بافتارهای استنادی در سامانه های بازیابی اطلاعات متون علمی و در ارزیابی کیفی تأثیرگذاری پژوهش ها یاری رسان باشد.
بررسی یافت پذیری اطلاعات در اینستاگرام با تحلیل رفتار برچسب گذاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر درصدد بررسی رفتار برچسب گذاری اطلاعات و میزان همخوانی برچسب ها با مضمون محتوا در صفحه های آموزشی و موفق در رؤیت پذیری شبکه اجتماعی اینستاگرام است تا بتوان به الگویی در رابطه با برچسب گذاری اجتماعی برای افزایش یافت پذیری در آن دست یافت. روش پژوهش: رویکرد پژوهش، از نوع کیفی و اکتشافی است و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این رابطه، بیش از 2800 برچسب (هشتگ)، از صفحه های موضوعی و آموزشی اینستاگرام، که بر اساس رویکرد افزارسنجی رقابتی به صورت نمونه هدفمند انتخاب شده بودند، تحلیل مضمون شدند و ضمن مقوله بندی هشتگ ها، همخوانی آن ها با مضمون محتوا مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد برچسب ها و هشتگ های موضوعی، متداول و انحصاری بیشتر به محتوا اختصاص داده شده و کمتر از هشتگ های تأکیدی و انتقادی استفاده شده بود. نوع برچسب های اختصاص داده شده بستگی به بافت صفحه ها نیز داشت. همچنین یافته ها نشان داد 76 درصد از هشتگ های مورد بررسی با مضمون محتوای به اشتراک گذاشته شده همخوانی داشت. نتیجه گیری: رفتار برچسب گذاری می تواند نشان دهنده انگیزه های اشتراک اطلاعات نیز باشد و از هشتگ های صفحه های آموزشی با توجه به ارزیابی همخوانی آن ها با مضمون محتوا می توان به عنوان الگویی برای سازماندهی تصاویر استفاده کرد.
تحلیلی بر شاخص های توسعه کتابخانه های دیجیتالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر به شناسایی و اولویت بندی دیدگاه های صاحبنظران در حوزه شاخص های مؤثر بر توسعه کتابخانه های دیجیتالی ایران پرداخته است. روش/رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به شیوه پیمایشی- توصیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 15 صاحبنظر ایرانی حوزه کتابخانه دیجیتالی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تجزیه و تحلیل آن از انواع فنون آماری فراوانی، درصد و مقیاس لیکرت بهره گرفته شده است. برای آزمون فرضیه پژوهش نیز از آماره آزمون مربع کا استفاده شد. یافته ها : شاخص های توسعه کتابخانه های دیجیتالی ایران در 4 حوزه اصلی (نیروی انسانی با 15 مؤلفه؛ مجموعه سازی با 12مؤلفه؛ خدمات با 18 مؤلفه، فناوری با 19 مؤلفه) مورد نظرسنجی جامعه پژوهش قرار گرفت. تمامی 64 مؤلفه به عنوان شاخص توسعه کتابخانه های دیجیتالی ایران معرفی شد. نتیجه گیری: پر اهمیت ترین شاخص توسعه استفاده از متخصص علم اطلاعات آشنا با کتابخانه های دیجیتالی با کسب بالاترین رتبه (4.87 از 5 در طیف لیکرت) است و پایین ترین رتبه (3.67 از 5 در طیف لیکرت) به شاخص استفاده از حقوقدان (در زمینه حقوق حق مؤلف، بستن قراردادهای کتابخانه دیجیتالی) تعلق گرفت.
مدیریت منابع خاکستری در کتابخانه های دانشگاهی: مطالعه موردی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت منابع خاکستری با داشتن ارزش اطلاعاتی منحصر به فرد در توسعه دانش، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بر همین اساس در این پژوهش به بررسی وضعیت مدیریت منابع خاکستری در کتابخانه های دانشگاه تبریز پرداخته شد. روش: روش تحقیق حاضر از نوع پیمایشی – توصیفی بوده و جامعه آماری 41 نفر شامل تمامی کارکنان کتابخانه های دانشگاه تبریز است. داده های اولیه با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: براساس نتایج تحقیق، در کتابخانه های دانشگاه تبریز میانگین نمره تامین منابع خاکستری خیلی پایین تر از متوسط (1/29 درصد)، میانگین سازماندهی منابع خاکستری اندکی پایین تر از متوسط (2/46 درصد)، میانگین نگهداری منابع خاکستری کمی بالاتر از متوسط (8/53 درصد) و میانگین دسترسی به منابع خاکستری اندکی بالاتر از متوسط (4/56 درصد) می باشد که در کل، وضعیت این کتابخانه ها از نظر تامین، سازماندهی، نگهداری و دسترسی اندکی پایین تر از متوسط (3/46 درصد) می باشد. همچنین میانگین چالش های مدیریت منابع خاکستری (9/51 درصد) و میانگین بهبود مدیریت منابع خاکستری در حد متوسط (4/51 درصد) می باشند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، دانشگاه تبریز به مدیریت منابع خاکستری کتابخانه های خود توجه آنچنانی نمی کند و مسئولین دانشگاه کمتر از حد انتظار این نوع منابع را مورد حمایت قرار می دهند. بر همین اساس باید مدیریت این منابع جزو اولویت های کتابخانه های دانشگاهی باشد، چراکه این منابع با داشتن ارزش اطلاعاتی منحصر به فرد و ویژه در توسعه دانش و پژوهش، بسیار ارزشمند هستند.
ارزیابی قابلیت مدیریت دانش و بهبود آن با استفاده از روش تصمیم گیری ترکیبی فازی (مطالعه موردی: شرکت صنام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه روشی جهت ارزیابی قابلیت مدیریت دانش براساس روش گلد-زیرساختی(تکنولوژی، ساختار، فرهنگ) و فرآیندی(فراگیری، تبدیل، کاربرد و حفاظت) با بهره گیری از روش تصمیم گیری چندمعیاره فازی چانگ و وانگ (2009) و روش درک و فهم خروجی آن در قالب متغیرهای کلامی لطفی زاده با بررسی کاربردی شرکت صنام بود. روش شناسی: درپژوهش حاضر داده ها به صورت کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. داده های کیفی از طریق مصاحبه با گروه های مرجع، متخصصین، خبرگان و افراد درگیر با مدیریت دانش و داده های کمی نیز از طریق پرسشنامه حاصل گردآوری شده و سپس با استفاده از مدل غربال سازی فازی و مفاهیمی از جمله اعداد فازی مثلثی و رویکرد زبانی فازی تلاش شد روشی برای اندازه گیری و تحلیل قابلیت مدیریت دانش در سازمان ارائه شود. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مدیران با بهره گیری از روش روش تصمیم گیری ترکیبی فازیمی توانند قابلیت مدیریت دانش در سازمان ها را ارزیابی کرده و سپس وضعیت مطلوب را تعیین و با اولویت بندی معیارها به سوی آن حرکت کنند. همچنین تصمیم گیران شرکت صنام می بایست معیارهای حفاظت و تبدیل را در اولویت برنامه ریزی خود قرار داده و سایر معیارهای کاربرد، تکنولو ژی، فرهنگ وساختار را به ترتیب در اولویت های بعدی جهت بهبود مدیریت دانش قرار دهند.
تأثیر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری انگیزش شغلی: مطالعه موردی کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری انگیزش شغلی در بین کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است. روش: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کارکنان کتابخانه های عمومی استان خوزستان است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 175 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. در این پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی شرر، سرسختی روانی کوباسا، فرسودگی شغلی مسلش و پرسشنامه انگیزش شغلی هکمن و الدهام استفاده شده است. نتایج آزمون روایی سازه حاکی از نمره مناسب برای تمامی پرسشنامه های پژوهش است. پایایی تمامی پرسشنامه ها نیز بالای 70/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 و Amos انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که دو متغیر خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی به شکل مستقیم بر فرسودگی شغلی تأثیر منفی دارند. همچنین این دو متغیر به طور غیرمستقیم از طریق متغیر انگیزش بر فرسودگی شغلی تأثیر معنی دار دارند. اصالت/ارزش: پدیده فرسودگی شغلی تحت تأثیر عوامل مختلفی می تواند شکل گیرد. در این میان نقش و تأثیر عوامل فردی- روان شناختی مانند خودکارآمدی و سرسختی روان شناختی و انگیزش شغلی بسیار مهم است.
تحلیل و ارزشیابی مدل های اکوسیستم داده حکومتی باز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجرای داده حکومتی باز در هر کشور نیازمند شناخت کافی از اکوسیستم داده حکومتی باز است. اکوسیستم داده حکومتی باز شامل بازیگران و ذینفعان مرتبط با داده از تولید داده تا انتشار داده هستند. تبدیل داده ی منتشر شده توسط حکومت به یک ارزش و اثر اجتماعی خود به خود صورت نمی پذیرد و به بستری از بازیگران با کارکردهای مختلف نیاز دارد که با فعال و مرتبط کردن آنها با یکدیگر می توان شاهد استفاده از داده بود، که به مجموع این بازیگران، ذی نفعان و کارکردهای آنها، اکوسیستم داده حکومتی باز گفته می شود. بدین ترتیب از آنجایی که توسعه برنامه ها و سیاست های حوزه داده باز (بطور ویژه داده حکومتی باز) بدون توجه به اکوسیستم آن امکان پذیر نیست، شایسته است شناختی جامع از این اکوسیستم حاصل شود. پژوهش حاضر با هدف فهم اکوسیستم داده حکومتی باز و تحلیل مدل های منتخب اکوسیستم داده حکومتی باز شکل گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش اکتشافی است که درصدد است با تحلیل محتوای مدل های بین المللی اکوسیستم داده حکومتی باز، عناصر و مولفه های اکوسیستم داده حکومتی باز را شناسایی و قوت آنها را ارزیابی کند. سوال اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه آیا مدل های موجود در زمینه اکوسیستم داده حکومتی باز از جامعیت مناسب برای سیاست گذاری برخوردار هستند یا خیر. به منظور پاسخ، مدل های اکوسیستم داده حکومتی باز شناسایی و محتوای آن با روش تحلیل محتوا استخراج گردیده و سپس به مقایسه و ارزشیابی آنها پرداخته شد. لذا واحد مطالعه در این پژوهش، مدل های اکوسیستم داده حکومتی باز است و روش نمونه گیری، نمونه گیری هدفمند است. در مرحله اول با جستجو و بررسی مدل های اکوسیستم داده حکومتی باز، 36 مدل شناسایی شد. در نهایت پژوهشگران با مطالعه این مدل ها و شناسایی مشابه ها و تجمیع برخی مدل ها، و بر اساس نمونه گیری هدفمند، 12 مدل اکوسیستم داده حکومتی باز منتخب را مدنظر قرار دادند و با بررسی آن ها، داده ها و اطلاعات لازم از این مدل ها را استخراج کردند. دلیل انتخاب این 12 مدل نیز جامعیت، تأثیرگذاری، و ظرفیت آنها به نسبت کاربردهای متنوع مورد نظر از آن ها بوده است. با بررسی مدل های موجود، مشخص شد، هنوز مدل جامع و مناسبی از اکوسیستم داده حکومتی باز که بتواند مبنای توسعه سیاستِ داده حکومتی باز قرار بگیرد وجود نداشته و بایستی مدل اکوسیستم کامل تری طراحی شود
ساختار فکری علم اطلاعات و دانش شناسی: از نظر "دیداری سازی حوزه دانش"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی الگوها و روندهای موضوعی مطالعات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران و سیر تغییرات انجام شده در ساختار نظری این حوزه. روش شناسی: با استفاده از هم رخدادی کلیدواژه و با رویکرد مبتنی بر دیداری سازی حوزه دانش براساس کلیدواژه ها، ساختار فکری علم اطلاعات و دانش شناسی مطالعه شده است. جامعه پژوهش تمامی مقالات پژوهشی و مجموعه مقالات همایش هاست که در سال های 1970 تا 2016 از پژوهشگران ایران در مجلات علم اطلاعات و دانش شناسی منتشر و در وب گاه علوم نمایه شده است. برای تحلیل و دیداری سازی شبکه هم واژگانی مطالعات ایران نیز از نرم افزار سایت اسپیس استفاده شد. یافته ها: تحلیل خوشه ای به شناسایی 10 خوشه انجامید و درمجموع، مشخص شد کانون های اصلی پژوهش ذیل دو عنوان کلی "مطالعات سنجش علم" و "مطالعات اطلاعات" قرار گرفته اند که سهم هریک از این دو کانون پژوهش از کل خوشه های شناسایی شده به ترتیب، 4 و 5 خوشه است. بزرگ ترین خوشه برحسب تعداد گره ها، "مطالعات کاربران و نظام ها" و قدیمی ترین خوشه براساس میانگین سال تشکیل، "همکاری علمی" بود. نتایج تحلیل شاخص شکوفایی رخداد کلیدواژه ها نشان داد کلیدواژه های "اینترنت"، "وب جهان گستر"، "مطالعات کاربران"، و "موتورهای جستجو" به ترتیب، بیشترین توجه پژوهشگران علم اطلاعات و دانش شناسی را به خود جلب کرده اند و در زمره مباحث داغ رشته در بازه زمانی بررسی شده هستند. نتیجه گیری: شبکه هم رخدادی کلیدواژه های مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران شبکه ای نوپاست؛ به طوری که از مجموع 257 گره حاضر در فرایند تحلیل، 71 گره در سال های 2000 تا 2009 واقع شده اند. ازجمله نکات درخور تأمل در تحلیل گره های محوری شبکه هم رخدادی کلیدواژه ها، ثبت نکردن هرگونه نمره مرکزیت برای واژه "کتابخانه" است که نشان می دهد این واژه، باوجود برخورداری از فراوانی رخداد، نقش محوری خود را در مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در این بازه زمانی از دست داده است.
طراحی و آزمون مدل ارزیابی محیط دانش آفرین در مراکز پژوهشی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدلی برای ارزیابی محیط خلق دانش مراکز پژوهشی اسلامی، بر اساس چرخه های خلق دانش تریپل هلیکس و آی سیستم و بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی، محیط پژوهش و توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی بر عملکرد پژوهشی مراکز پژوهشی اسلامی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از بُعد هدف، کاربردی و روش آن پیمایشی است و داده ها با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شده است. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه است. بر اساس متغیرهای مورد بررسی به ترتیب 30 سؤال برای محیط پژوهش، هفت سؤال برای توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و پنج سؤال برای ویژگی های شخصیتی در نظر گرفته شد. ارزیابی عملکرد واحدهای پژوهشی اسلامی بر اساس فعالیت های پژوهشی پژوهشگران وزن دهی شد. جامعه آماری این پژوهش، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی مراکز پژوهشی اسلامی به تعداد 2328 نفر است که طبق فرمول کرجسی مورگان تعداد 330 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شد. یافته ها: مدل ارزیابی محیط پژوهش نشان داد که تمامی سازه های به کار رفته در مدل برای محیط پژوهش، توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و ویژگی های شخصیتی و عملکرد پژوهشی آنان معنادار است. در نهایت، نتایج تحقیق در بخش مدل ساختاری نشان داد محیط پژوهش، توانمندی های پژوهشگران و اعضای هیئت علمی و ویژگی های شخصیتی تأثیر مثبت و معنی داری بر عملکرد پژوهشی پژوهشگران و اعضای هیئت علمی مراکز پژوهشی اسلامی دارد. اصالت/ارزش: تحقیق حاضر طراحی و ارائه مدل محیط دانش آفرین در سطح مراکز پژوهشی اسلامی است با توجه به این مدل می توان شکاف بین وضعیت موجود محیط های پژوهشی و وضعیت مطلوب را در چارچوب مدل تریپل هلیکس و آی سیستم سنجش و تحلیل نمود و از یافته های آن برای ارتقاء عملکرد پژوهشی مراکز پژوهشی اسلامی استفاده کرد.
بررسی اختلالات شخصیتی در کتاب های کنسرو غول و خواهران تاریک و نگاهی به رویکرد کتاب درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی اختلالات شخصیت در علم روان شناسی با مشاهده و بررسی رفتارهای فرد دارای اختلال و مصاحبه های بالینی انجام می پذیرد و به پژوهش بر انواع اختلالات شخصیتی در متن و شخصیت های داستانی خصوصاً آثار کودک و نوجوان، توجه چندانی نشده است. در این جستار سه اختلال شخصیتی (دوری گزینی، افسردگی و اسکیزوتایپی) در سه شخصیت (توکا، مادر توکا و نیما) در دو کتاب نوجوان ( کنسرو غول و خواهران تاریک ) از مهدی رجبی، نویسنده آثار کودک و نوجوان، با نگاهی به کتاب درمانی، بررسی شده است. روش شناسی: مؤلفه های اختلالات شخصیت در این پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش ، کیفی است که با شیوه تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار در این پژوهش ملاک های تشخیصی در سه اختلال شخصیتی است. این ملاک ها در اختلال شخصیت دوری گزین شامل: «حقارت روانی، حقارت بدنی، مقایسه خود با دیگران، انزوا، دست پاچگی و عدم ریسک در زندگی است»؛ در اختلال شخصیت افسرده نیز نشانه های تشخیصی: «سبک زندگی تکراری، چاقی و پرخوری عصبی، داغدیدگی، عیب جویی، خرافاتی بودن» است و نشانه ها در اختلال شخصیت اسکیزوتایپی: «توهم، تفکر جادویی و سحرآمیز، رفتارهای غیرعادی و عجیب، سفر در زمان و مکان، اندیشه پردازی پارانویا، حالت عاطفی نابجا یا محدود، تنهایی و فقدان دوست» می باشد که در شخصیت های داستانی (توکا، مادر توکا و نیما) بررسی شده است. یافته ها: نتایج به دست آمده به ترتیب فراوانی، در متن کتاب خواهران تاریک ، هشتاد و شش نمونه، بر اساس مؤلفه های اختلال شخصیت اسکیزوتایپی در شخصیت نیما مشاهده شد. در متن کتاب کنسرو غول نیز بیست و چهار نمونه بر اساس مؤلفه های اختلال شخصیت افسرده در شخصیت مادر توکا و بیست و دو نمونه بر اساس مؤلفه های اختلال شخصیت دوری گزین در شخصیت توکا مشاهده شد. نتیجه گیری: در بررسی نمونه ها بر اساس ملاک های شخصیتی در سه اختلال شخصیت، به ترتیب فراوانی، ابتدا اختلال شخصیت اسکیزوتایپی، پس از آن اختلال شخصیت افسرده و در نهایت اختلال شخصیت دوری گزین در دو کتاب کنسرو غول و خواهران تاریک قرار گرفت. در بررسی شخصیت ها نیز بر اساس میزان فراوانی بیشترین آمار به نیما و پس از آن به مادر توکا و سپس به توکا اختصاص دارد و در مجموع اختلال شخصیت در کتاب خواهران تاریک بیشتر از کتاب کنسروغول مشاهده شد. در شخصیت های این دو اثر مشکلات روان شناختی بارزی وجود دارد که می تواند به کتابدار، معلم و روان شناس به عنوان درمانگر در رویکرد کتاب درمانی کودکان و نوجوان کمک بسزایی کند، زیرا مخاطبان کودک و نوجوان با همانندسازی خود با شخصیت های داستان می توانند روش هایی کاربردی برای حل مشکلات خویش بیایند.
برآورد ارزش پولی خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران و تعیین عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی میانگین تمایل به پرداخت کاربران برای خدمات کتابخانه های مرکزی دانشگاهی، عوامل مؤثر بر آن، و تخمین ارزش پولی کل خدمات کتابخانه ها از نظر کاربران.
روش شناسی: ازارزش گذاری مشروط به روش پیمایشی تحلیلی به شیوه دومرحله ای هکمن و فن اولویت های اظهارشده استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، کاربران کتابخانه های مرکزی اعم از دانشجویان، اعضای هیئت علمی، و کارکنان دانشگاه های زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند. با نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای، 10 کتابخانه مرکزی دانشگاهی انتخاب شد که با استفاده از فرمول میشل و کارسون در سطح 10%، حجم نمونه ای برابر با 854 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه پژوهشگرساخته دو بُعدی با 40 پرسش بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، رگرسیون خطی، لجستیک، و پروبیت استفاده شده است.
یافته ها: نتایج مرحله اول روش هکمن (الگوی پروبیت) نشان دهنده عوامل مؤثر بر احتمال وجود تمایل به پرداخت کاربران و مرحله دوم این روش (الگوی رگرسیونی خطی)، بیانگر عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت آنان است.بنابراین، براساس کشش وزنی متغیر درآمد، با فرض ثابت بودن سایر عوامل مؤثر، افزایش 1% در درآمد پاسخ گویان، احتمال پذیرش مبلغ پیشنهادی را بیش از 70% افزایش می دهد. کشش کل وزن داد ه شده متغیرهای مستقل انجام پژوهش، فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی، محیط و امکانات رفاهی، و نحوه برخورد کتابداران با ثابت بودن سایر عوامل، یک درصد افزایش در متغیرهای ذکرشده، پذیرش تمایل به پرداخت کاربران را به ترتیب 301/0، 665/0، 84/0، و 129/0 افزایش می دهد.
نتیجه گیری: تفاوت معناداری در نتایج دو روش لاجیت و پروبیت خطی مشاهده نشد. از سوی دیگر، روش دومرحله ای هکمن باوجودی که می تواند میان عوامل مؤثر بر تمایل به پرداخت و میزان آن تمایز قایل شود، درمجموع تمایل به پرداخت را نسبت به دو روش دیگر به میزان کمتری برآورد کرد. ارزش پولی کل خدمات کتابخانه های مرکزی از نظر کاربران بررسی شده به میزان 125,072,789,113 ریال ارزیابی شد.
بهره گیری از شبکه های اجتماعی توسط کاربران کتابخانه های عمومی مطالعه موردی: کتابخانه های عمومی شهرستان تنکابن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی توسط کاربران کتابخانه های عمومی شهرستان تنکابن است تا با مشخص شدن میزان استفاده از این شبکه ها، خدمات متناسب با ویژگی های مربوط به هر شبکه به کاربران ارائه شود. روش: پژوهش کاربردی و توصیفی است و به روش پیمایشی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش عبارتند ازکاربران کتابخانه های عمومی شهرستان تنکابن که تعداد 234 نفر براساس نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل داده هااز آزمون های آماری کولموگروف اسمیرنوف،فریدمن و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که از لحاظ اولویت میزان استفاده کاربران از انواع شبکه های اجتماعی،به طور کلی گروه سایت های شبکه های اجتماعی با میانگین (57/6) بیشترین وگروه ابزارهای کتاب وکتاب خوانی با میانگین (24/5) کمترین میزان استفاده در بین کاربران را به خود اختصاص داده اند. همچنین از لحاظ استفاده هرگروه از شبکه های اجتماعی، در بین گروه سایت های شبکه های اجتماعی، فیس بوک با میانگین 68/2؛ از بین گروه ابزارهای تلفیقی وب– موبایل، تلگرام با میانگین 88/3؛ درمیان گروه ابزارهای چندرسانه ای، اسکایپ با میانگین 32/2 و از میان گروه ابزارهای کتاب و کتاب خوانی، شبکه کتاب خوانان حرفه ای با میانگین 45/2، بیشترین استفاده را به خود اختصاص دادند. اصالت/ارزش : ارزش مقاله حاضر در آگاه سازی کتابداران کتابخانه های عمومی نسبت به بهره گیری از انواع ابزارهای شبکه های اجتماعی بوده و مبین این نکته است که هرگروه از شبکه های اجتماعی در تسریع ارائه خدمات به کاربران، عملکردهای متنوعی دارند.
شناسایی و تحلیل موضوعات پژوهشی کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری این رشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه و پژوهش در زمینه چالش ها و نیازهای پژوهشی کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی، می تواند به توسعه کارآفرینی در این حوزه کمک کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و دسته بندی محورهای پژوهشی مهم کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی و سنجش میزان اهمیت آن ها به منظور تعیین مهم ترین نیازهای پژوهش در این زمینه است. روش شناسی: پژوهش حاضر که به صورت پیمایشی انجام شده است، به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل کلیه استادان و دانشجویان مقطع دکتری در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه های تهران، خوارزمی، الزهرا، فردوسی مشهد، شیراز، اصفهان و شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1395 تا 1396 هستند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته بود که برای سنجش روایی صوری آن از نظرات متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و کارآفرینی و برای سنجش روایی سازه آن از ضریب هم بستگی پیرسون و برای سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین) و آمار استنباطی (آزمون های فریدمن و تی مستقل) انجام گرفته است. یافته ها: پس از مرور متون و نظرخواهی از استادان، 58 موضوع پژوهشی شناسایی و در 8 محور کلی دسته بندی شدند. مهم ترین محورهای پژوهشی از دیدگاه جامعه مورد بررسی شامل «آموزش کارآفرینی»، «پژوهش در کارآفرینی»، «فناوری اطلاعات» و «رابطه کارآفرینی و علم اطلاعات و دانش شناسی» هستند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که از دیدگاه استادان و دانشجویان دکتری، موضوعات تازه و کاربردی و موضوعات مرتبط با فناوری های اطلاعاتی نسبت به موضوعات سنتی و مباحث نظری، برای انجام پژوهش های آینده در این زمینه دارای اولویت بیشتری هستند. برنامه ریزی در زمینه پژوهش به منظور هدفمند کردن موضوعات پژوهش ها، مستلزم شناسایی مهم ترین محورهای پژوهشی است. نتایج این پژوهش به روشن شدن نیازهای پژوهشی حوزه کارآفرینی در علم اطلاعات و دانش شناسی کمک می کند.
ارائه سیستم خلاصه ساز متون فارسی برمبنای ویژگی های زبان شناختی و رگرسیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون داده های متنی فارسی در فضای اینترنت و پیچیدگی جستجو در میان انبوه این اسناد، خلاصه سازی خودکار متون فارسی را به یکی از زمینه های تحقیقاتی مورد توجه تبدیل کرده است. در این مقاله روشی کارا برای خلاصه سازی خودکار متون فارسی ارائه شده است. روش پیشنهادی که به صورت انتخابی و تک سندی است، خلاصه سازی را بر اساس رتبه بندی جملات و انتخاب مهم ترین آنها انجام می دهد. اهمیت هر جمله از متن با ترکیب خطی مقادیر هفت ویژگی زبان شناختی مستخرج از سند برای هر جمله بدست می آید. وزن بهینه هر ویژگی در این ترکیب از روش رگرسیون خطی و با استفاده از پیکره آموزشی پاسخ محاسبه شده است. پس از محاسبه اهمیت جملات متن، در هر مرحله از الگوریتم، یک جمله با اهمیت بیشتر تا رسیدن به نرخ فشرده سازی مورد نظر انتخاب می شود. این جمله علاوه بر اینکه دارای بیشترین اهمیت است، دارای کمترین میزان شباهت با جملات انتخاب شده در مراحل قبلی نیز است. نتایج بدست آمده از مقایسه الگوریتم پیشنهادی با دو سیستم خلاصه ساز ایجاز و فارسی سام با استفاده از پیکره پاسخ، نشان می دهد در بیشتر معیارهای ارزیابی پیشرفت قابل توجهی حاصل شده است.
نگاشت شبکه ی تداعی های برند نزد مراجعه کنندگان با استفاده از نقشه ی مفهومی برند (BCM) مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اجزای اصلی ارزش ویژه ی برند، تداعی هایی است که مصرف کنندگان در مورد برند دارند و همین تداعی ها، آن ها را به انتخاب آن برند هدایت می کند . این تداعی ها معمولا به عنوان شبکه ای سازماندهی شده و در بر دارنده ی مدل هایی از اجتماع شبکه ها در ذهن در نظر گرفته می شوند و به منزله ی یک تصویر برند، ارزش برند برای مصرف کنندگان را تعیین می کند. هدف از انجام این پژوهش، استخراج و نگاشت شبکه ی تداعی های برند ایرانداک (پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران) از منظر مراجعه کنندگان آن است. برای رسیدن به این هدف، در این پژوهش از روشی به نام نقشه ی مفهومی برند (BCM) به منظور استخراج نقشه ی مفهومی تداعی های برند از ذهن مصرف کنندگان، یکپارچه سازی نقشه های فردی و نگاشت نقشه ی اجماعی برند استفاده می شود که با مصاحبه های تک به تک با نمونه ی مورد بررسی به دست خواهد آمد و در نهایت منجر به شناسایی ادراک مراجعان از برند ایرانداک می گردد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی افرادی است که برای دریافت خدمات پژوهشی، به تالار جستجوی اطلاعات پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران مراجعه می نمایند و نمونه ی مورد بررسی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب می شود. نتایج نشان می دهد که شبکه ی تداعی های ذهنی مراجعان ایرانداک شامل تداعی های محوری و مطلوب مانند "پایگاه اطلاعاتی پایان نامه های داخلی" و "ارائه ی مناسب خدمات" می باشد. با توجه به محدود بودن تحقیقات بازاریابی صورت گرفته در مورد برند موسسات ارائه دهنده ی خدمات پژوهشی، درک و مدیریت تداعی های وابسته به برند ایرانداک و عوامل اصلی و پنهانی که در شکل گیری این تداعی ها موثر هستند، به منظور بهبود کیفیت خدمات با توجه به آن، موجب بهبود تصویر ذهنی برند ایرانداک خواهد بود.