به کارگیری واژه های متناسب در کنار هم، یکی از مشکل ترین وظایف زبانی زبان آموزان دوم/خارجی است. درمقابل، گویشوران بومی، در این باره که کدام واژه ها را باید در کنار هم به کار برد، دانش گسترده ای دارند؛ و آنها می توانند واژه های مختلف را به درستی در کنار هم قرار دهند. این دانش، یکی از توانایی های اساسی گویشوران بومی است. درکنارهم قرارگرفتن واژه ها را «باهم آیی» می نامند.
کاربرد خاصِّ باهم آیی ها به شکلی همانند گویشوران بومی، مسئله ای حساس است؛ اما این وظیفه برای گویشوران غیربومی آسان نیست. بنابراین، در این زمینه باید به آنان آموزش داد؛ با این حال، «به طور کلی مشخص نیست که کدام باهم آیی ها را باید آموزش داد و چگونه». خطاهایی که در استفاده از واژه ها رخ می دهد، ممکن است به دلیل تفاوت هایی باشد که بین زبان های مبدأ و مقصد وجود دارد.
آگاهی از دلایل بروز خطاهای احتمالی به هنگام یادگیری باهم آیی ها، برای زبان آموزان بسیار مفید است. در این مقاله سعی شده است باهم آیی هایی معرفی شود که(به دلیل تفاوت در دو زبان مبدأ و مقصد) احتمال زیادی دارد زبان آموزان در به کارگیری آنها دچار اشتباه شوند.
بسیاری از پژوهش های انجام شده، به بررسی پیچیدگی دستوری در متون آکادمیک ﭘرداخته اند، اما برخی از ﭘﮊوهش ها، جمله واره ها و جمله واره های وابسته و برخی دیگر گروه واﮊه ها و مخصوصاً گروه واﮊه های اسمی را به عنوان بهترین معیار جهت سنجش پیچیدگی دستوری در متون آکادمیک لحاظ کرده اند. در این راستا، پژوهش حاضر بر مبنای دسته بندی ﭘیشنهادی لو (۲۰۱۱) به بررسی بسامد ۵ مؤلفه دستوری در ﭘیکره ای متشکل از متون استدلالی به زبان انگلیسی می ﭘردازد. متون استدلالی در این ﭘیکره توسط زبان آموزان ایرانی از سه سطح مختلف توانش زبانی نوشته شده اند. در این راستا، ۱۴مشخصه ﭘیچیدگی دستوری در این پژوهش بررسی شد و نتایج بررسی آماری حاکی از آن بود که ۵ مشخصه (میانگین طول تی یونیت ، گروه واژه های فعلی به ازای هر تی یونیت، میانگین طول جمله واره، اسم واره های ﭘیچیده به ازای هر تی یونیت و اسم واره های ﭘیچیده به ازای هر جمله واره) از ۱۴مشخصه، تفاوت معناداری را بین سه گروه مورد بررسی در این ﭘﮋوهش نشان دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مشخصه های مبتنی بر پیچیدگی گروه واژه ها در ﭘیش بینی پیچیدگی دستوری در متون استدلالی از اهمیت بالاتری برخوردارند و در نتیجه گروه واﮊه ها و مخصوصاً گروه واﮊه های اسمی نیاز به بررسی بیشتری در پژوهش های آتی دارند.
گویشور ایرانی باستان با افزودن پیش فعل به فعل، معنی آن را کرانمند می کرده و بدین گونه از پیوند آن دو، فعل مرکب اداتی را پدید می آورده است. در گام نخست سرگذشت دیرپای پیش فعل ها، ساز و کارهای گوناگونی در چارچوبِ دستوری شدن، در روند زایش آنها از قیدهای اداتیِ هندواروپاییِ آغازین در کار بوده اند. سپس در گامِ دوم، سازوکارهای دیگری پیش فعل های باستانی را دستخوشِ دگرگونی هایِ ساختاری، معنایی و آوایی کرده و آنها را به پیشوندهای فعلی و سپس به پیشوندهای مرده دگرگون کرده اند. سرانجام، زبان های ایرانی، با ساختنِ پیش فعل های تازه ای از قیدها و پیشایندهای باستانی، جایِ خالیِ پیش فعل های ازکارافتاده را پر کرده اند. این پیش فعل های نوساخته، در دوره میانه کارکردِ گسترده ای یافتند و تنها با دگرگونی هایِ اندکی، کارکردِ خود را تا فارسیِ نو پی گرفتند. دستور کار این نوشته، شناسایی ساز وکارهایی است که در دگرگونیِ آنها از هندواروپاییِ آغازین تا دوره باستان و سپس تا دوره میانه کارکرد داشته اند.
The current study investigated the effect of collaborative prewriting activities on learners’ identity construction and L2 writing development. To this end, 43 sophomore upper-intermediate university students majoring in Teaching English as a Foreign Language at an Iranian university who had enrolled in a course called Advanced Writing were randomly divided into two experimental groups (groups A and B) and one control group (group C). While the students in group A were involved in group activities, the students in group B were engaged in pair activities. The students in control group (group C) worked individually. As a pre-test, a pen-and-paper writing task was given to all the students at the beginning of the semester. During the semester, all the participants were exposed to the same materials and were taught by the same teacher for one semester. The only difference was the type of activities in which the participants were engaged. At the end of one semester, a pen-and-paper writing task was given to all the three groups. The findings of the post-test revealed that all the students could significantly improve their writing skills. Nevertheless, the students in group B significantly outperformed their counterparts. Most importantly, the results of identity analysis showed that the students in group A used authorial plural pronouns along with adjectives more frequently. The findings of this study confirmed two issues: first, the significant efficacy of prewriting activities were confirmed at the end of the semester. Second, each type of prewriting activity could affect the learners’ identity construction
Gaining insights into the learners’ individual characteristics such as beliefs about language learning and their relationship with learning strategies is essential for planning effective language instruction. Thus, the present study investigated the relationship between beliefs about language learning and learning strategy use in Iranian high school students. This study also compared the correlation of the two variables between males and females and monolingual and bilingual students. The strategy inventory for language learning (SILL) and the beliefs about language learning inventory (BALLI) were used to collect data from four hundred and sixty-two high school students from different cities of the country. Descriptive analyses, Pearson r correlation, and the Fisher z-transformation test, were used to analyze the data. The results revealed that the students used metacognitive strategies most and compensation and affective strategies least. Also, they held strong motivational beliefs about English language learning. Significant positive correlations were found between beliefs and strategy categories. The strongest correlation was found between the students’ metacognitive strategies and their motivation and expectations. The findings revealed no significant difference between the correlation coefficients of monolinguals and bilinguals, and males and females in terms of their language learning beliefs and strategies. Regarding the pedagogical implications of the results, it is discussed that knowledge of students’ language learning beliefs and their preferred strategies can lead teachers and educational authorities toward more informed instructional choices.
Kazi Nazrul Islam, the national poet of Bangladesh, popularly known as Nazrul-the rebel poet, is undoubtedly one who may rightly be called as one of the greatest “poets of people” of the world. He was the first poet in Bengali literature that used extensive Arabic and Persian words to express his views and to create a Muslim renaissance within the whole Bengali nation. He was a multi-lingual poet. That’s why we see huge Arabic, Persian, Hindi, Sanskrit and Urdu words, even sentences in almost everywhere of his literature. This article is about the Persian words that Nazrul had used in his poetry. Though the majority of his poems consists of more or less Persian words, in this article, we discussed five of his poems named Shat-il-Arab, Moharram, Kamal Pasha, Qorbani and the 12th Fateha that has most Persian words comparatively.
روند تدریس/ یادگیری مهارتهای شفاهی در زبان فرانسه، توسط عرب زبانان به معنای تصاحب یک سیستم لغوی، دستوری، آواشناختی کاملا متفاوت از زبان مادری می باشد . این تصاحب، وابسته به نقاط شباهت و تفاوت بین این دو زبان (بیگانه و مادری)، می تواند باعث تسهیل (انتقال مثبت) و یا باعث ایجاد مانع (ترکیب) شود. هدف از این مقاله بررسی تفاوتهای لغوی، دستوری، آواشناختی بین زبان فرانسه و زبان عربی و بویژه زبان فرانسه و گویش مصری است. برای این منظور، چند نمونه از اشتباهات ناشی از ترکیب زبانی این دو زبان در سطح شفاهی ارائه خواهیم داد. همچنین چند روش برای اصلاح این اشتباهات و تسهیل کار معلمان زبان فرانسه و چند روش برای انجام فرایند تدریس/ یادگیری زبان فرانسه به عرب زبانان بکار خواهیم برد.
امروزه داشتن رویکرد ارتباطی-معنایی و یا به عبارت دیگر ارجحیت معنا به فرم و ساختار در زمینه زبان امری اجتناب ناپذیر در تهیه و تدوین دستور زبان های معنامحور می باشد.
به نظر می رسد که تنها راه از بین بردن شکاف ناخوشایند در بین تمرین های دستور زبانی و یا به طور کلی تمارین مربوط به ساختار کلی زبان و فعالیتهای ارتباطی اتخاذ حرکتی روش مند می باشد که از معنا به سوی فرم و ساختار در حرکت است.
برای رسیدن به این هدف آموزشی کوشیده ایم تا در این مقاله به معرفی دلایلِ لزوم آموزش گرامر معنا محور و همین طور روشهای آموزش آن بپردازیم. این پیشنهادات هر چند که ممکن است پایه ای نظری داشته باشند ولی در کاربرد آموزشی دستور زبان معنایی در دانشگاهای ایران مرحله ای اساسی و مهم به شمار می آیند.
آشنایی مدرسین ایرانی زبان فرانسه با مفاهیم رویکرد مفهومی-کارکردی باید به شکلی کلی در نظر گرفته شود تا آنها بتوانند به نوبه ی خود این نقطه نظر آموزشی را در مورد ساختارهای زبانی بلافاصله پس از شروع کلاسهای آموزش زبان خود اتخاذ کرده و آن را به کار بندند. به عبارت دیگر، از نظر نگارندگان این مقاله آشنایی با معانی گرامری و یادگیری آنها در شروع آموزش هر زبان خارجی امری اجتناب ناپذیر است چرا که در صورت به کار نبستن رویکرد معنا محور در مورد گرامر یا همان دستور زبان در آغاز یادگیری آن زبان، زبان آموز از به کار بردن ترکیباتی که برایش نامفهوم هستند اجتناب خواهد کرد.
اگر چه پژوهش در حوزه ی واژه واره ها (لویز، 1997؛ تاگوچی، 2008) امکان پذیر بودن آموزش مبتنی بر توالی های فرمولی واژگان (یا توالی های واژه ای فرمول واره) را قبلا تایید کرده است، با این وجود، بررسی روند یا چارچوب هایی که از طریق آن این رویکرد عملی شود، و نیز حوزه هایی از زبان دوم یا زبان خارجی که این نوع آموزش کاربرد موثرتری دارد، نیازمند پژوهش بیشتری است. این مطالعه ی با روش پیش آزمون-پس آزمون- مقایسه ای گروه بر آن بود تا ابتدا تاثیر دو نوع آموزش فشرده و گسترده ی واژه واره-محور را بر توسعه ی عملکرد گفتاری داوطلبان آزمون آیلتس بررسی کند، و دوم، این مطالعه بر آن بود تا بررسی کند که آیا نوع آزمون گفتاری آیلتس (تک گویی و گفت وگو) تاثیر معناداری بر تعداد توالی های فرمولی واژگان (یا توالی های واژه ای فرمول واره) مورد استفاده ی سخنوران دارد. در این راستا، سه کلاس آیلتس در یک مرکز زبان در ایران متشکل از40 داوطلب آزمون به صورت تصادفی به یک گروه شاهد و دو گروه آزمایش تخصیص یافتند. گروه ها به یک اندازه آموزش دریافت کردند، هرچند به شیوه ی متفاوت، دو گروه آزمایش دو نوع آموزش فشرده و گسترده ی توالی های فرمولی واژگان (یا تکه های تحلیل نشده) و گروه شاهد آموزش غیر واژه واره-محور دریافت کردند. نتایج نشان داد که هر دو گروه آزمایش به صورت معنادار از گروه شاهد بهتر عمل کردند، که بر مؤثربودن هر دو نوع آموزش فشرده و گسترده ی واژه واره-محور در ارتقای توانش گفتاری زبان آموزان اشاره دارد. همچنین مشخص شد که آزمون های نوع گفت وگو نسبت به تک گویی منجر به استفاده ی بیشتری از توالی های فرمولی شد.
این مطالعه موردی به بررسی این موضوع می پردازد که یک معلم تایوانی که در یک دوره ی کارشناسی ارشد آموزش زبان شرکت کرده است چگونه از زبانشناسی ساختارمند- نقش گرا و آموزش سبک محور در طراحی و آموزش زبان به فراگیران زبان انگلیسی در تایوان استفاده کرده است. با استفاده از روش مدت دار قوم شناسی، نتیجه این تحقیق نشان داد که برداشت و تصور این معلم از دستور زبان از دیدی سنتی، محدود به جمله و متمرکز بر ساختار به فهمی کاربردی تر از ارتباطات پیوسته مابین سبک و ویژگی های متن تغییر قابل توجهی کرد. این تغییر زمانی رخ داد که معلم توانست از زبانشناسی ساختارمند- نقش گرا برای فهم عملکرد زبان در ادبیات کودکان استفاده کند. با این وجود، میزان توانایی این معلم برای استفاده از زبانشناسی ساختارمند- نقش گرا و آموزش سبک محور در تمرینات کلاس تا حدی تحت تاثیر چارچوب برنامه ریزی شده ی اجباری تدریس و آزمون های رایج در مکانی بود که وی پس از بازگشت به تایوان در آن مشغول به کار شد. این تحقیق بیشتر در ایجاد فهمی جدید از دستور زبان در آموزش زبان انگلیسی و تربیت معلمان بهتر در آسیا کاربرد دارد.
This study aimed at gaining insights into students’ attitudes in the learning English using the Smart Board or Interactive White Board (IWB) technology in EFL classrooms. The main goal of this paper is to evaluate students’ attitudes towards the use of Smart Board as an instructional tool on student motivation, participation, interaction and retention for learning English in Iranian schools. To achieve this aim, an observation was carried out during lessons in the classroom by the researcher. A questionnaire consisting of 20 questions was also developed by the researcher based on an extensive literature review as well as related instructional theories. The researcher also conducted an interview to find the effect of Smart Boards on student motivation, participation, interaction and retention of information in English classrooms. Analysis of these three instruments yielded patterns of responses concerning how Smart Board or IWB technology can motivate the students and increase their participation in classroom. The results of this study also indicate that students interact more in classrooms where technology is used effectively. Finally, it was found that Smart Boards enhance students' retention of information and learning process in EFL classrooms. The findings of the study will carry important implications for students, language instructors, and administrators as well.
آزمونهای استاندارد نظیر تافل وآیلس تاثیر بسزایی در سرنوشت آموزشی افراد دارند. اخیرا چنین آزمونهایی، علاوه بر فعالیت های نوشتاری مستقل از فعالیت های ترکیبی در جهت سنجش واقعی تر مهارت نوشتاری بهره می برند. هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل و ترکیبی آیلس و تاثیر موضوع نوشتاری بر این عملکرد بود. به این منظور، 56 نفر از دانشجویان سال آخر رشتة زبان و ادبیات انگلیسی در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان همگی در کلاس مقاله نویسی ثبت نام کرده بودند. پس از آموزش و تمرین کافی، شرکت کنندگان در 4 آزمون نوشتاری آیلس ( دو فعالیت مستقل و دو فعالیت ترکیبی) شرکت کردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که نوع فعالیت نوشتاری تاثیر معنا داری بر عملکرد نوشتاری نداشت چرا که عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل و ترکیبی تفاوت معنی داری را نشان نداد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل آیلس بر اساس موضوع فعالیت نوشتاری به طور معنی داری متفاوت بود. نتایج به طور کلی بیانگر پایایی بالای نمرات حاصل از فعالیت نوشتاری ترکیبی آیلس بود.