این مقاله با هدف ترسیم کیفیت بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در تلویزیون ایران، از طریق بررسی بازنمایی زندگی روزمرة جوانان در سریال فاصله ها و با بهره گیری از نظریات بازنمایی و انتقادی زندگی روزمره، انجام شده است. نتایج نشان می دهد که در سریال فاصله ها، بر اساس فن کلیشه سازی، برخوردی گزینشی و متعصبانه با زندگی روزمرة جوانان صورت گرفته است و، ضمن گروه بندی جوانان به سنتی و مدرن، مرز میان «ما» و «آن ها» مشخص شده است.
دیدگاه مسلط سریال پُرکردن فاصلة ارزشی بین جوانان با هم نسلان خود و پدرانِ آرمان گراست. سریال، با تبلیغ فرهنگی علیه جوانان، آن ها را در موضع ضعف قرار می دهد و قصد سازمان دهی زندگی روزمرة آنان را دارد. از سوی دیگر شاهد هستیم که، تحت تأثیر سیستم بر زیست جهان، کنش ارتباطی کنش گران جوانِ زندگی روزمره با هم نسلان خود و نهادهای اجتماعی دچار اختلال گشته است؛ جالب آن که هر کدام از نهادهای اجتماعی به شیوه ای مشابه با مسائل زندگی روزمرة جوانان برخورد می کنند
عوامل متفاوتی ابژه های یک نسل را ساخته و می توان از چنین شاخص هایی برای بررسی تغییرات و ایجاد تمایز در بین نسلها بهره برد. مطالعات انجام شده در حوزه نسلها را می توان به دو دسته کلان تقسیم نمود. مطالعاتی که به ترسیم ویژگی های یک نسل و یا نسلهای مختلف پرداخته اند و در پی تفسیر علل تفاوت کنش های اجتماعی در نسلهای مختلف بوده اند و دسته دیگر از بررسی ها، به مطالعه وضعیت روابط بین نسلها همت گمارده و تلاش کرده اند الگوهایی را برای این وضعیت مطرح نموده و عوامل موثر بر ایجاد اشکال مختلف روابط بین نسلها را تفسیر نمایند. اغلب دسته بندی های که در ایران در این حوزه انجام شده متعلق به گروه نخست است. با توجه به سرعت تغییرات در دهه گذشته در حوزه های مختلف، و بالاخص تحول در حوزه لازم است بازنگری در دسته بندی های پیشین نسلی در کشور انجام و مدل جدیدی با توجه به شرایط جامعه ارائه شود. این مقاله تلاش دارد ضمن بررسی مدلهای پیشین داخلی و خارجی و با در نظر گرفتن تغییرات جمعیتی در کشور و نیز رخ داد تحولات ارتباطی و رسانه غالب هر نسل، مدلی را پیشنهاد نماید.
خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی در برابر سایر پدیده های اجتماعی از جمله رسانه از حقوقی برخوردار است. برخی از حقوق معنوی خانواده در قوانین و برخی هم در منابع اسلامی ذکر شده است. تبیین کامل این حقوق در برابر رسانه و تعیین کردن مواردی که رسانه ها این حقوق را نادیده می گیرند و منجر به ورود ضرر معنوی به نهاد خانواده و اعضای آن می شوند، ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش تلاش شده است که از بین ارکان مسئولیت مدنی و رژیم جبران خسارات معنوی به مطالعه عنصر ضرر و زیان پرداخته شود و زیان های معنوی ناشی از رسانه ها بر نهاد خانواده و اعضای آن بررسی و تحلیل گردد. این پژوهش مقدمه ای است برای اینکه در آینده با طراحی رژیم جبران خسارات معنوی ناشی از رسانه ها در نظام حقوقی ایران، قاضیان عادل بتوانند در پرونده های حقوقیِ رسانه ای، با اثبات استقرار ارکان سببیت به لزوم جبران آن حکم کنند و هیچ ضرر معنوی رسانه ای بدون جبران باقی نماند.
مردانگی امری برساختی و تاریخیاست که درفرهنگ های گوناگون، به شیوه های متفاوتی تجربه می شود. پژوهش حاضر به بررسی پرمخاطب ترین سریال های شبکه محلی مرکز ایلام در سال های اخیر پرداخته است.آنچه موجب عطف توجه به این موضوع شده، اهمیت آن در بافت به شدت در حال تغییر استان ایلام است. سؤال اصلی پژوهش این است که در شبکه محلی استان ایلام چه نوع تصویری از مردانارائه شده است. برای این منظور تلفیقی از چارچوب مفهومی ساختارنگر - به منظور بررسی بافت جامعه ایلام - وخردنگر-به منظور بررسی کنش بین افراد - استفاده شده است. روش تحقیق حاضر کیفی، ازنوع تحلیل محتوای کیفی است. برای کشف مفاهیم و مقولات آشکار و پنهان متن از تکنیک کدگذاری استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه هدفمند است؛ یعنی سه سریال پرمخاطب در سیمای ایلام. نتایج پژوهش نشان می دهد کهاین سریال هابا بازنمایی شکل خاصی از مردانگی به عنوان مردانگی هژمونیک، بر پذیرش، تأیید و تقویت آن کمک کرده است. همچنین مردانگی دیگری که جدا از بافت پدرسالارانه و سنتی قرار دارند به عنوان مردان نابهنجار و حاشیه ای از اجتماع محلی طرد می شوند.
این مقاله به دنبال واکاوی فرآیند اعتماد به رسانه است. پاسخگویی به این سوال که چه مولفه هایی اعتبار رسانه را در نزد مخاطب افزایش می دهد و باعث اعتماد وی به رسانه می شود؟ این تحقیق به روش کیفی واز طریق تکنیک مصاحبه با کارشناسان ارتباطات و رسانه انجام شده است. بخشی از نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد؛ مهمترین کارکرد رسانه ها که اعتبار رسانه را به همراه می آورد و افزایش اعتماد مخاطب را موجب می شود، کارکرد خبری آن هاست و اگر رسانه ها به عنوان واسطه ای صادق بین واقعیت ها ومردم عمل کنند، نزد مخاطب اعتبار کسب می کنند و مورد اعتماد خواهند بود. همچنین اگر رسانه ای پیام خودش را در قالب مورد پذیرش جامعه شکل دهد، مخاطب او را خواهد پذیرفت وبرایش اعتبار قائل می شود.در بحث اعتماد به رسانه نیز رعایت مولفه هایی ضروری است؛ دوری از تفاسیر یکسویه، پرداختن به رویدادها از زوایای مختلف، تغییر درنوع دروازه بانی، دوری ازاغراق و تناقض گویی، پرهیز از انعکاس ابهام آمیز موضوعات، دوری از تحریف و سانسور، همچنین این نتیجه نیز حاصل شده که هر چقدر مخاطبان از عمل[1]کرد رسانه ای خشنود باشند، زمان بیشتری را برای توجه به اخبار در طی روزهای هفته، هزینه می کنند.
هدف رسانه تصویری (فیلم) شکستن ساختارهای ذهنی متعارف است که نقش مهمی در نشان دادن مسائل فردی و اجتماعی ایفا می کند. از معضلات عمده جوامع امروز اعتیاد است که پژوهش حاضر به بازنمایی رویکرد درمانی چندوجهی در فیلم های با محوریت اعتیاد در سینمای ایران پرداخته است. پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی و هدفمند ۱۱۱۷ صحنه از فیلم های گوناگون را در ابعاد هفتگانه رفتار، هیجان، حواس، تصاویرذهنی، شناخت، روابط بین فردی، دارویی/زیستی/بهداشتی به شیوه تحلیل محتوا مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان دادند از بین صحنه های بررسی شده، مرهم با ۶/۲۱% در بعد رفتار، مرهم با ۵/۱۹% در بعد هیجان؛ فرار از کمپ(۱) با ۷/۱۸% در بعد حواس، فرار از کمپ(۱) با ۱/۱۴% در بعد تصویر سازی، شاخ به شاخ با ۷/۱۸% در بعد شناخت، شمعی در باد با ۳۳% در بعد روابط بین فردی، و فرار از کمپ(۲) با ۵/۳۰% در بعد زیستی بالاترین درصدها را داشته اند. سنتوری بطور متعادل به همه هفت بعد مورد نظر پرداخته است. بر این اساس یافته ها حاکی از آنست که فیلم های سینمایی با محوریت اعتیاد با رویکرد روان درمانی چند وجهی همخوانی دارند و می توان از آن برای رواندرمانی با فیلم استفاده نمود.
بناهای آرامگاهی ایران در دوره های پس از اسلام در قالب ساخت مقابر باشکوه برسر گور اولیای مذهبی و گاه شاهان و افراد مشهور، رواج پیدا کرد. در دوره سلجوقیان(5و6ه.ق) احداث این مقابر به عنوان یک بنای مذهبی به اوج خود رسید و ساخت مقابر با پلان های متنوع در تمام پهنه تحت حکومت سلجوقیان فراگیر شد. در دوره ایلخانیان(7و8ه.ق) نیز مقابر بسیاری ساخته شده که ویژگی آن ها پیروی از الگوهای متداول عهد سلجوقیان بوده است. هدف این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکردی کیفی به بررسی ویژگی های کالبدی معماری مقابر دوره سلجوقیان و ایلخانیان مراغه پرداخت شده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل مقبره های دو دوره سلجوقیان و ایلخانیان در شهرستان مراغه بوده و با توجه به محدود بودن تعداد آن ها به چهار عدد، نمونه های آماری پژوهش، هر چهار مقبره، شامل گنبد سرخ، برج مدور، گنبد کبود(دوره سلجوقیان) و گنبد غفاریه(دوره ایلخانیان) را در بر گرفته است. روش پژوهش در بخش ادبیات و پیشینه ی پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در بخش تحلیلی از منطق قیاسی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، مبتنی بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای به همراه بازدید، مشاهده و برداشت میدانی بوده است. چهار مقبره مورد بررسی در این پژوهش، از لحاظ کاربرد مصالح و تکنیک ساخت با توجه به دوره زمانی و موقعیت مکانی یکسان، مشابهت های بسیاری دارند. می توان گفت معماران ایلخانی، پلان و مصالح و روش های ساختمانی را از دوران سلجوقیان در این منطقه اقتباس کرده اند.
بعد از انقلاب ارتباطات و اطلاعات و ظهور رسانه های نوین، انحصار رسانه های جریان اصلی از دست رفت و مردم با ابزارهای بسیار متنوع تری روبه رو شدند. پژوهش حاضر، به پیمایش مصرف و میزان اعتماد و رضایت و مشارکت رسانه ای شهروندان تهرانی می پردازد که با ابزار پرسشنامه بسته در میان مناطق مختلف تهران انجام شده است. پیمایش نشان می دهد که استفاده رسانه های جریان اصلی روزنامه، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری در میان افرادی با ویژگی های شخصی متفاوت چندان تفاوتی با هم ندارد اما افرادی با تحصیلات بالاتر یا سن پایین تر به طور معنی داری متفاوت از دیگران رسانه های نوین را مصرف می کنند. همچنین پیمایش مشخص می کند که مصرف رسانه های نوین در میزان زمان مصرف رسانه های جریان اصلی اثرگذار بوده اما در میزان رضایت یا اعتماد یا اثرگذاری آن ها چندان نقشی نداشته است.
شرایط جدید جهانی، نقش رسانه ها را متفاوت از گذشته به پیش می برد. این شرایط، باعث پیدایش فرآیندهای جدیدی در نحوه عرضه دین و نوع دین داری از طریق رسانه ها شده و در نهایت منجر به پیدایش بازنمودی از دین با خصلت ها و ویژگی های رسانه ای گردیده است. این پدیده که از آن به رسانه ای شدن دین تعبیر می شود، فرآیندی پیچیده، تدریجی، غیراختیاری، غیرقابل پیش بینی و غیرقابل اندازه گیری است.
با توجه به ویژگی های رسانه ای شدن، این فرآیند، تأثیرات عمیقی را در نوع تلقی از دین پدید آورده و در نهایت انگاره جدیدی از دین را پیش رو می گذارد. در این مقاله سعی بر این است تا ضمن بررسی و تبیین این فرآیند، تأثیرات ایجادشده بر دین را بر شمرده و در نهایت تأثیرات آن بر شکل دین داری عرضه شده از رسانه روشن شود؛ هرچند به نظر می رسد وضعیت دین اسلام تا حدودی متفاوت از سایر ادیان است.
پژوهش حاضر در حوزه اخلاق کاربردی، به تبلیغات بازرگانی در رسانه ها از دیدگاه فایده گرایی اخلاقی می پردازد. شرکت های تولیدی برای اقناع مخاطبان و نیز برای پیشبرد اهداف خود، یعنی افزایش فروش محصولات تولیدی، از هر ابزار و روشی-گاه نادرست و غیر اخلاقی-استفاده می کنند که این موضوع خواسته یا ناخواسته اثرات نامطلوبی بر افراد می گذارد. تبلیغات بازرگانی با پیشرفت تکنولوژی و افزایش تولیدات مازاد بر مصرف، رونق گرفته و امروزه کمتر کسی در اقصی نقاط جهان با آن بیگانه است. اهمیّت موضوع زمانی روشن می شود که ببینیم تبلیغات بازرگانی با استفاده از رسانه ها و بکارگیری علوم و هنرهای مختلف، چه تأثیراتی بر افراد گذاشته و جامعه را به کدام سو کشانده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به مسأله تبلیغات بازرگانی و اثرات آن بر مخاطبانِ رسانه های جمعی پرداخته و با تکیه بر یکی از نظریات مشهور اخلاق هنجاری در فلسفه اخلاق، یعنی فایده گرایی اخلاقی، در صدد پاسخ گویی به پرسش های زیر بر آمده است: بر اساس نظریه فایده گرایی، اصحاب رسانه باید به چه تبلیغاتی اجازه پخش دهند؟ تمسّک به تقلّب و فریبکاری به هر شکل در تبلیغات، از نظر فایده گرایان چه حکمی دارد؟ بر اساس فایده گرایی معیارهای درست تبلیغات کدام است؟ چه نوع تبلیغاتی مجاز و یا غیر مجاز است؟