گسترش اسلام و تصرف سرزمینهاى جدید، از صدر اسلام مورد توجه مسلمانان بود. حملات اولیه به سرزمینهاى مجاور در زمان ابوبکر و عمر بیشتر از راه خشکى صورت گرفت. با تصرف شام و مصر در سالهاى پایانى دهه دوم هجرت، مسلمانان پس از رویارویى با رومیان و ناوگان قدرتمند آنها متوجه اهمیت قواى دریایى براى مقابله با دشمن و حفظ قلمرو و گسترش آن شدند. امام خلیفه دوم علاقهاى به اعزام مسلمانان به دریا نداشت. در دوره عثمان عملیات نظامى دریایىِ زیادى صورت گرفت که معاویه، حاکم شام در رأس این فعالیت قرار داشت. در این نوشتار، فعالیت نظامى دریایى مسلمانان از ابتدا تا سال پنجاه هجرى طى چهار فصل، تحت عنوان سابقه آشنایى اعراب با دریا، فعالیت جنگى در خلیج فارس، سواحل مدیترانه و جزایر آن بررسى شده است تا سهم جنگهاى دریایى در گسترش و حفظ قلمرو دولت اسلامى نشان داده شود.
پیامبر اکرم(ص) احادیث بسیاری را در مدح امام حسین(ع) و فضائل ایشان بیان کرده اند. یکی از معروفترین آن ها، که بر درب ورودی حرم امام حسین (ع) نقش بسته حدیث: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْناً حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاطِ» است . نوشتار پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی، و شیوه کتابخانه ای به بررسی اعتبار و دلالت این حدیث پرداخته که حاصل آن چنین شد: این حدیث در منابع معتبر شیعه و اهل تسنن ذکر شده و از نظر محدثان اهل تسنن این حدیث دارای اعتبار بوده و حسن شمرده شده است. مدلول حدیث متضمن سه نکته است: الف: اشاره به وحدت و یگانگی روحی امام حسین(ع) و پیامبر اکرم(ص). ب: محبت به امام حسین(ع) موجب محبوب شدن نزد خداوند است. ج: امام حسین(ع) خود به تنهایی، امتی است و نسل وصایت پیامبر(ص) از ایشان امتداد می یابد.
این مقاله تحقیقى ـ کاربردى، به آسیبشناسى کارگزاران و روشهاى مقابله با آن مىپردازد و در این خصوص آسیبهایى از قبیل خیانت، ضعف مدیریت، استبداد، کوتاهى در اجراى وظایف، ستمگرى بر مردم، فاصله گرفتن از مردم، اخلاق و روحیات ناپسندِ زمامداران، نظیر قدرتطلبى، دنیازدگى، امتیازخواهى و رشوهپذیرى، با نظر به کلام امام على(ع) و نیز ارائه نمونههاى تاریخىِ برخورد امام با کارگزاران بررسى مىگردد و در پایان، به اختصار به راههاى مقابله با این آسیبها، از طریق تغییر رفتار و تربیت دینى اشاره مىشود
حادثه کربلا از وقایع مهم و به یادماندنی تاریخ اسلام است که مقاصد و مفاهیم والا و پرارزشی را در بردارد. با توجه به اهمیّت واقعه عاشورا ، اکثر مورخان اسلامی -که اهل سنّت می باشند- به توجه و تامل این واقعه بزرگ پرداخته اند. از جمله مورخان بزرگ اهل سنّت می توان بخاری، طبری، ذهبی و غیره را نام برد که مقاله حاضر به بررسی نگرش این سه تاریخ نگار اسلامی درباره نهضت عاشورا می پردازد. از دیدگاه این منابع قیام امام حسین(ع)، نهضت فرزند رسول خدا (ص) است که برای خدا قیام کرد. اساس آن آزادی، عدالت و شرافت است، او می خواست تا مردم از ظلم و جور حاکمان زمان رهایی یابند و برای تحقق این آرمان والا و الهی با عشق و ایمان و با کمال شجاعت و شهامت قدم برداشت و در نهایت با شهادت وجود با ارزش خویش به همگان درس آزادگی و عزت آموخت.
آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، ارائه پاسخی مستدل به این پرسش اساسی است که دیدگاه منابع تاریخی اهل سنّت با تاکید برسه کتاب (بخاری، طبری، ذهبی) در مورد قیام عاشورا چگونه است؟رهیافت این پژوهش که با رویکرد توصیفی- تحلیلی حاصل شد نشان می دهدکه دیدگاه مشترک این منابع نسبت به نهضت امام حسین(ع)، توام با ارادت خاصی نسبت به خاندان رسول خدا (علیهم سلام) از جمله حضرت حسین(ع) می باشد. به طوری که بزرگان اهل سنّت در منابع به ایشان لقب سیدالشهدا داده اند و شهادت مظلومانه آن حضرت و یارانش را در کربلا با برگزاری مراسم طبق اعتقادات خودشان از جمله، نماز خواندن و روزه گرفتن در روز عاشورا گرامی می دارند.