فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۶۱ تا ۵٬۰۸۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
امامان گواهان بر اعمال
منکرات رسانه اى و ....
روان شناسی تبلیغ
منبع:
مبلغان ۱۳۸۷ شماره ۱۱۱
مبلغان و مهدویت
نفس و عوامل مؤثّر در تکامل آن از دیدگاه سهروردی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در نگاه سهروردی، «نفس» یا «نور اسفهبد»، نوری از انوار الهی، هستی صرف، جوهر مجرد روحانی، مدّبر جسم و مدرک معقولات است؛ ثبوت آن به علم درونی و اثبات تجردش بر شهود باطنی استوار است؛ حدوث آن به افاضه ی اشراقی عقل فعّال و مشروط برحدوث جسم میباشد و ارتباطش با بدن نیازمند واسطه ای به نام «روح حیوانی» است، که الطف اجسام، پراکنده در تمام بدن و حامل قوای نفس میباشد.
از نظر شیخ اشراق، ادراک موجودات عالم، اعمّ از تصوّر جسمانیّات و شهود امور روحانی،کمال علمی و تجرّد نفس از تمام علایق مادّی، کمال عملی نفس است. نفس در استکمال خویش همّت خود را معطوف عالم انوار نموده و از ظلمات تن رها می شود. البته تدبیر مهمات حیات دنیوی ضروری است، لذا ثمره ی این تکامل «اعتدال در خلق» میباشد. در مسیر تکامل نفس، عارف مجاهد، از کلام «لا اله الاّ الله» به نوای «لا هو الاّ هو» و از آن به ندای «لا أنت الاّ أنت» و سپس به نجوای «لا انا الا انا» صعود میکند و در غایت قرب به مرتبه ی «توحید» رسیده و واصل انوار الهیّه میباشد که در آن خلع بدن، مقدور آدمی و حجب نوری، مکشوف اویند. پس از مرگ نیز، نفس به بقای علّتش باقی است و نفوس متکامل به ملک ابدی و نعم سرمدی، لذّت جاودانه می یابند.
بررسی دیدگاه کرکگور در مسئله قتل نفس زکیه
حوزههای تخصصی:
در بررسی علّت خوب یا بد شدن کارهای «ارادی ـ اختیاری» انسان، دو نظریه معروف «حسن و قبح الاهی» و «حسن و قبح ذاتی» مطرح شده است که هر کدام در فرهنگ اسلامی مسیحیت طرفدارانی دارد.
یکی از اشکالات مهم «حسن و قبح ذاتی» این است که اگر کارها ذاتاً خوب یا بد هستند و امر و نهی الاهی تأثیری در خوبی یا بدی کارها ندارد، چگونه میتوان امر خدا به ابراهیم برای ذبح فرزندش و نیز پذیرش این امر را توجیه کرد؟
کرکگور در کتاب ترس و لرز به این مسأله پرداخته و کوشیده است تا با تحلیل روان شناختی شخصیت ابراهیم و اسحاق، پذیرش بی چون و چرای آنان نسبت به امر الاهی را تبیین نماید. او با تفکیک سه مرحله «استحسانی، اخلاقی و دینی» در زندگی انسان ها و با قرار دادن ابراهیم و اسحاق در مرحله دینی، تسلیم و پذیرش محض ایشان را تحلیل کند.
تبیین تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه علامه طباطبایی با تأکید بر هدف ها و روش های تربیتی
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی این پژوهش تبیین تعلیم و تربیت از دیدگاه علامه طباطبایی با تأکید بر هدف ها و روش های تربیتی است. این تحقیق از نوع نظری و روش آن توصیفی ـ تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات و داده های لازم آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
در این پژوهش، برای استخراج دلالت های تربیتی مرحوم علامه طباطبایی یک بررسی اجمالی از انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی ارایه می شود. سپس دلالت های تربیتی حاصل از مبانی نظری دیدگاه علامه طباطبایی در زمینه ی اهداف، روش ها و وظایف معلم استخراج و تبیین می شود.
تحلیلی بر جایگاه آموزش انفرادی در تاریخ ایران
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی جایگاه آموزش انفرادی در تاریخ آموزش و پرورش ایران بوده و نویسندگان با بهره گیری از روش تحلیلی ـ توصیفی در جهت شناخت روش آموزش انفرادی که یکی از روش های جدید و مطرح در آموزش است به بررسی سوابق تاریخی آن پرداخته و از این طریق چشم انداز روشن تری را برای آینده ترسیم نمایند. نتایج مطالعه نشان می دهد که از دیرباز با توجه به فضای موجود در تعلیم و تربیت ایران آموزش انفرادی جایگاه مهم و تأثیرگذاری در روند تعلیم و تربیت داشته است که با عنایت به این تجارب بهره گیری از این شیوه در حال حاضر می تواند فرصتی را بازسازی برخی از نارسایی های نظام تعلیم و تربیت مهیا نماید.
نسبت فضیلت با سعادت در نظام اخلاقی افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکاتب اخلاقی کلاسیک، به ویژه نظام اخلاقی افلاطون، با مشخصه «سعادت گرایی» شناخته می شوند. آموزه بنیادین «سعادت گرایی» این است که مطلوب نهایی انسان، نیل به سعادت است و همه فعالیت های آدمی در پرتو این هدف والا، ارج و قرب پیدا می کنند. معمولا گفته می شود که فضیلت اخلاقی، راه رسیدن به سعادت را هموار می کند؛ اما نسبت میان این دو نیازمند بررسی دقیق تری است.در این مقاله، دو مدل برای ترسیم نسبت فضیلت و سعادت از منظر افلاطون ارایه شده است. بر اساس مدل یکسان انگاری، فضیلت و سعادت بر یکدیگر منطبق بوده و عین هم تلقی می شوند. در حالی که بر اساس فرضیه کفایت، فضیلت و سعادت دو عنصر جدا از هم هستند که کسب یکی (فضیلت) مقدمه دستیابی به دیگری (سعادت) است. در آثار افلاطون، مویداتی برای هر دو فرضیه فوق یافت می شود، ولی هیچ کدام از آنها، به تنهایی، قادر به تبیین نگرش وی نسبت به این مساله نیستند. برای فهم موضع افلاطون در این خصوص، می بایست به تلفیقی از این دو مدل، دست یافت.