فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۶۱ تا ۴٬۹۸۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
عفت پیشگی
حوزههای تخصصی:
هم زمان با حکم فرمایی فن آوری بر مغز و اراده بشر، گوهر ارزش مند عفت و اخلاق نیز از بسیاری جوامع، رخت بربست.
امروز فاجعه بی عفتی و فرهنگ برهنگی دیوآسا، ارزش ها را میبلعد و سعادت ها را به کام میگیرد. فرهنگ برهنگی و بیعفتی بر حوزه ادبی، حوزه هنر، حوزه ورزش و حوزه معماری سایه گسترده است. پس از رنساس و گسترش رمان نویسی، رمان های جنسی که بی پروایی قلمی و ادبی نویسندگان یاوه گستر را نشان میداد، به بازار کتاب راه یافت و پی درپی ترجمه شد.
هنرهای نمایشی و غیرنمایشی، تجسمی و غیرتجسمی با عریان گرایی، قرین گشت و شگفت این که تصویر حضرت مریم(س) را نیز با سینه ناپوشیده نقاشی کردند. از سوی دیگر به برخی از ورزش ها، که عریان نمایی و بی عفتی در آن بارز است، اهمیت داده شد. گستره عفاف به گستردگی فعل و انفعالات جوارح و جوانح انسان است. لذا گاه موضوع کلی عفاف در امور اجتماعی است که عفاف در لباس، نگاه، صدا، گفتار، مقام، مال، خوراک، خندیدن، زینت، کار و ... را دربر می گیرد و گاه در خانه و خانواده است؛ مثل حفظ حریم ها، شنیدن، نیت، تفکر، رعایت حقوق متقابل. گاهی هم یک حکم در هر سه عرصه اجتماعی، خانوادگی و فردی، زمینه ساز باروری عفت است. پس دایره عفت در زندگی بشر، به وسعت دایره زندگی فردی، اجتماعی و کلیه تعاملات فکری و رفتاری انسان است. پس بجاست عفاف به عنوان یک پدیده ارزشی و ملکه درونی سیرت ساز و صورت آفرین اخلاقی و اجتماعی و عنصر مؤثر در زندگی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
کرامت اقتضایی انسان در بوتة نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در حوزة انسان شناسی، کرامت انسان است. از آنجا که امروزه کرامت انسانی با مباحث حقوق بشر رابطه ای ناگسستنی یافته است، تحلیل و تبیین آن در چارچوب قرآن کریم امری ضروری است. تأمّل در آرای قرآن پژوهان و مفسّران، نشان از آن دارد که در بحث کرامت انسان، اندیشه واحدی مشاهده نمی شود. برخی از قرآن پژوهان به جای کرامتِ «ذاتی»، از کرامت «اقتضایی» دفاع کرده اند. بنا بر این دیدگاه، هرچند انسان بالقوّه گوهری شریف است، امّا «انسان بما هو انسان» کرامت ذاتی بالفعل ندارد، بلکه تنها انسان مؤمن است که کرامت ذاتی خود را به فعلیّت رسانده است. آنان برای این نگرش، به دلایل متعدّدی تمسّک جسته اند که مهم ترین آنها، آیاتی از قرآن مجید است که گمراه تر بودن بعضی از انسان ها نسبت به حیوانات را مطرح کرده است. این نوشتار می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و به شیوة مطالعة کتابخانه ای، به واکاوی این دیدگاه که یک بحث درون دینی است، بپردازد و نشان دهد کرامت، یک امر ذاتی و غیرقابل انفکاک از انسان است.
مکتب اخلاقی اسلام (2)
اخلاق پیامبر اعظم (ص)
ایمان و رضامندی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
انسان در زندگی فردی و اجتماعی با شرایط و موقعیت هایی روبرو می شود که واکنش در این موقعیت ها بر زندگیش تاثیر مستقیم می گذارد و او را به رضایتی که آرزویش را دارد می رساند. در این پژوهش سعی داریم چند موقعیت حساس زندگی انسان از قبیل بلا، آسایش، رزق، دشمنی، انتظارات بی جای دوستان، و ... را بیاوریم و سپس واکنش هایی را که سزاوار است یک مؤمن در برابر این موقعیت ها داشته باشد، با استفاده از روایات بیان کنیم، همانند وقار در سختی ها، صبر در بلا، شکر در آسایش، قناعت در رزق، ظلم نکردن در دشمنی، به زحمت نینداختن خود در برابر انتظارات بی جای دوستان. در واقع تنها این مؤمن است که می تواند از نیروی ایمان خود بهره گیرد و واکنشی صحیح داشته باشد. این بررسی روایی نشان می دهد که ما می توانیم زندگی خویش را بر اساس تعالیم قرآن و آموزه های اهل بیت بنا کنیم و به آرامش و احساس رضایت دست یابیم.
نقد و تحلیل مبانی اخلاق اشعری با رویکرد قرآنی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اشاعره در تبیین مسألهی خیر و شر، عقل را ناکارآمد میدانند و بر خلاف معتزله و امامیه، حُسن و قبح عقلی افعال اخلاقی را انکار مینمایند. انکار حُسن و قبح عقلی، ریشه در جبرگرایی این فرقه ی کلامیدارد؛ چرا که با اعتقاد به جبر، پای عقل در میدان تمیز خیر و شر، بسته خواهد شد. از طرف دیگر، این نگاه جبرگرایانه، ریشه در استنباط نادرست اشاعره از برخی آیات کلام الله مجید دارد. آنان این آیات را مستمسک خویش قرار داده و از طریق آن به طرح این موضوع پرداخته اند که انسان در افعال خویش، واجد اراده و اختیار نیست.
جبرگرایان با استفاده از این آیات، بر این اعتقاد رفته اندکه خدا خالق افعال انسان است، اوست که آدمیرا هدایت یا گمراه میکند، و افعال انسانی، جز حاصل ارادهی او نیست. از طرفی، علم خداوند، ازلی و ابدی است؛ بنابراین، اگر انسان دارای اختیار باشد و بتواند چیزی را انتخاب کند که علم ازلی خداوند به آن تعلّق نگرفته است، علم الهی مبدّل به جهل میگردد.
در این مقاله، ضمن اشاره به مبحث حُسن و قبح عقلی اخلاق و مسألهی جبر و اختیار، شماری از این آیات کریمه، مطرح گردیده و به اختصار، بررسی و تدقیق فلسفی شده است تا در حد امکان، بطلان سخن اهل جبر در فهم این آیات، آشکار گردد.
مبلغان و پدیده کم حجابی (5)
منبع:
مبلغان ۱۳۸۰ شماره ۲۳
تحلیلی از مبانی و مؤلفه های مثبت اندیشی و راهکارهای پیدایش آن در اسلام و عهدجدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
در دنیای کنونی، مطالعات تطبیقی بین ادیان،یکی از راه هایی است که موجب ایجاد صلح و همزیستی و تقریب بین پیروان ادیان می شود. یافتن مفاهیم مشترک می تواند اساس گفتگوی شرایع الهی و زمینه ای جهت رفع سوء تفاهم ها و دستیابی به نقاط مشترک باشد. در این راستا، نوشتار حاضر برآن است که به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مفهوم مثبت اندیشی، در متون دینی اسلام و مسیحیت پرداخته و مبانی مشترک و مورد اختلاف این دو حوزه را در موضوع فوق کشف نماید تا بدین وسیله، به تعارف مبنایی تعالیم ادیان در راستای تفاهم پیروان آن ها کمک کرده باشد. برای نیل بدین هدف، ابتدا واژه شناسی مفهوم مثبت اندیشی در اسلام و مسیحیت انجام شده و سپس راهکارهای ایجاد و تقویت آن، در هریک ادیان فوق، بررسی گردیده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مفهوم مثبت اندیشی در ادیان توحیدیِ اسلام و مسیحیت از راه کلیدواژه امید قابل پیگیری است که متعلق اصلی این امید، در بینش توحیدی اسلام، خداوند سبحان و در اناجیل سه گانه(متی، مرقس و لوقا) و نیز تعالیم پولس، وعده فرارسیدن ملکوت است. در تفکرات یوحنا نیز، مسیح سرچشمه امید به شمار می آید. البته گرچه پیرامون کیفیت دستیابی به این امید و راهکارهای تقویت آن، در ادیان فوق، اختلافاتی وجود دارد اما به طور کلی، امید، در دو حوزه فوق، مرتبط با هدفمندی حیات بشر بوده و در راستای زندگانی اخرویآدمی واقع شده است. از آثار و کارکردهای آن نیز، تقویت روح محبت و احسان به سایرین است.