بحث درباره اوصاف عبادالرحمان بود. در شماره گذشته بیان کردیم که انبیا به عنوان مصداق بارز «عبادالرحمان»، اهتمام خاصی به مسئله خانواده و فرزندان خود داشتهاند. در این زمینه، از باب نمونه به آیاتی در مورد حضرت ابراهیم علیهالسلام و درخواستهای آن حضرت در مورد فرزندان و ذریّه خود اشاره کردیم. در این جلسه، در شرح آخرین وصف عبادالرحمان آمده است: عبادالرحمان از خدای متعال میخواهند که امام متقین باشند. به راستی امام متقین به چه معناست؟ این بحث پیرامون این دعای مؤمنان و بندگان خداست؛ شرایط امامت چیست، امامت از منظر قرآن به چه معناست، چگونه مؤمنان میتوانند رهبر و پیشوای دیگران باشند.
خدای متعال در این آیات در پی الگوسازی است؛ هم به جنبههای مثبت و اموری که عبادالرحمان بدان آراستهاند و هم به جنبههای منفی و اموری که از آن پیراستهاند اشاره میکنند. این مقال به این موضوع میپردازد.
خانواده را میتوان یکی از مهمترین حوزههای حیات اجتماعی دانست که در زندگی انسانها، بخصوص زنان، تأثیر زیادی دارد. از اینرو، اندیشمندان با وجود تفاوت فرهنگها، نهاد خانواده را مورد توجه و نظریهپردازی قرار دادهاند. جریان فمینیسم نیز، که با داعیه دفاع از حقوق زنان وارد عرصههای مختلف علمی شده است، حوزه خانواده و کارکردهای آن را نیز با همین دید مورد نقد و بررسی قرار داده است. این مقاله از دیدگاه جامعهشناسی پنج کارکرد مهم برای خانواده از منظر فمینیسم برشمرده است. رویکرد و روش اسنادی و نظری به مسئله و نیز تبیین منظر فمینیسمها به خانواده از جمله اهداف نویسنده در این مقاله میباشد.
این نبشتار نخست به تبیین اجمالی دیدگاه کالبرگ درباره نحوه تحوّل و رشد اخلاقی میپردازد و سپس نکاتی نقدآمیز را در بررسی دیدگاه او بیان میکند. هدف از پژوهش بررسی و نقد دیدگاه کالبرگ درباره رشد اخلاقی با توجه به دیدگاه اندیشمندان دیگر میباشد. کالبرگ در تبیین رشد اخلاقی همه افراد، دنبالهرو پیاژه است. دیدگاه پیاژه در زمره دیدگاههای شناختی قرار دارد و از این منظر، دیدگاه کالبرگ همانند دیدگاه اوست؛ اما تفاوتهای مهمی نیز با دیدگاه وی دارد. کالبرگ رشد اخلاقی را به سنین بالاتر از دوازده سالگی نیز سریان می دهد. وی رشد اخلاقی انسانها را در شش مرحله طبقهبندی میکند و رشد اخلاق را مترتب و موازی با رشد روانشناختی آنها میداند. این تبیین کالبرگ واکنشها و پیامدهای مختلفی در محافل علمی به دنبال داشته است. از جمله یافتههای پژوهش، نقدهایی است که در دیدگاه کالبرگ وجود دارد و به آنها کمتر توجه شده است.
رفتار مسئولانه از شاخصهای انسان سالم است که تقویت و رشد آن جز با شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار مسئولانه امکانپذیر نخواهد بود. به همین منظور، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا شیوههای فرزندپروری (سبکهای والدینی) تأثیری بر میزان مسئولیتپذیری نوجوانان دارد یا خیر؟
روش تحقیق، توصیفی و جامعه آماری آن دانشآموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر فریدونکنار بوده است. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) از جامعه تحقیق انتخاب شدهاند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. دادهها با نرمافزار spssدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای حاصل از پژوهش نشان میدهد که شیوههای فرزندپروری بر میزان مسئولیتپذیری نوجوان مؤثر است.
مشکلات انسان همیشه ناشی از ندانستن نیست، بلکه در موارد بسیاری ناشی از غفلت، فراموشی و بیتوجهی است. بنابراین، یکی از وظایف مربّی تذکر و غفلتزدایی از متربّی است و باید با یادآوری آنچه متربّی میداند، زمینه رفع مشکلات او را فراهم سازد. یکی از ابعاد تذکر، یادآوری نعمتهای الهی است. هدف پژوهش حاضر آن است که ابعاد گوناگون روش تربیتی یادآوری نعمتها مانند اهمیت، انواع و آثار و نتایج آن را مورد بررسی قرار دهد. این تحقیق توصیفی بوده و به روش کتابخانهای انجام شده است و از آن حاصل میشود که مربّی آگاه باید با استفاده از شیوههای گفتاری، نوشتاری و رفتاری، متربّی خود را متذکر انواع نعمتهای ظاهری و باطنی پروردگار نماید. آثار و نتایج این روش سودمند تربیتی فراوان است که از جمله آنها میتوان به حمد و شکرگزاری خداوند، عشق و محبت به او، عبادت، تقوا، بازگشت به مسیر صحیح، امیدواری و فلاح و رستگاری اشاره کرد.
نظام رسمی تعلیم و تربیت شامل: الف. آموزش ابتدایی، متوسطه، عالی؛ ب. آموزش پیشدبستانی؛ ج. تعلیم و تربیت استثنایی؛ د. تعلیم و تربیت حرفهای، فنی و شغلی. ه. تعلیم و تربیت بزرگسالان است. در کنار تعلیم و تربیت رسمی، دورههای غیررسمی و کیفی نیز وجود دارند که هدفشان آمادهسازی کسانی است که برای ورود به دانشگاه به آزمون ورودی نیاز ندارند. به راستی نظامهای آموزشی موجود در کشورهای گوناگون، از همین روشها در نظام آموزشی خود بهره میگیرند؟ بدین منظور این مقاله به توصیف نظام آموزشی کشور اتریش میپردازد.
هدف از این مقال، آشنایی با نظام تعلیم و تربیت کشور اتریش است تا ضمن شناخت نظام آموزش این کشور، به شناسایی نقاط قوت آن پرداخته، دستاندرکاران و برنامهریزان نظام آموزشی بتوانند از تجارب این کشور در نظام آموزشی خود بهره ببرند. طبعا روش پژوهش اسنادی و توصیفی خواهد بود.
این نوشتار شرحی است بر کلام حضرت علی علیهالسلام در باب ویژگیها و اوصاف بدترین و پستترین بندگان خدا؛ جاهلانی عالمنما که بهرهای از علم ندارند و خود را صاحب رأی و نظر میپندارند، سخنان گمراهکنندهای را از دیگران گرفته و در قالب نظریات علمی به مردم ارائه کرده و موجب گمراهی آنان میشوند. اینان قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر و با برداشتهای غلط، آیات قرآن را همسو با افکار پلید خویش تفسیر میکنند. حضرت امیر علیهالسلام این عالمان گمراه را حیوانهایی انساننما به شمار میآورد که همواره سد راه جویندگان حقیقت و غارتگران اندیشهاند، شهوت شهرت بر سر دارند و با نیرنگ و سخنان ظاهرفریب، مردم ناآگاه را گرد خود جمع کرده، گمراهشان میسازند.
این مقاله با هدف تبیین جایگاه خانواده در آموزههای دینی و روانشناختی و بررسی تفاوتهای زن و مرد تدوین یافته است. از این رو، تاکنون در رابطه با جایگاه خانواده از دو منظر مزبور و همچنین تفاوتهای زن و مرد و اشتراکات آنان، تحقیق و پژوهش جدی صورت نگرفته است. در این مقال، سعی شده این مسئله در منابع دینی و روانشناختی به صورت جدی و با روش تحلیلی و توصیفی مورد بررسی قرار گیرد. یافتههای این پژوهش بسیار ارزشمند و قابل استفاده برای خانوادهها، مربیان و برنامهریزان خواهد بود. در این پژوهش به تفاوتهای عاطفی، روانشناختی و گرایشهای ذاتی هر یک از زن و مرد توجه، و به اشتراکات زن و مرد در حوزههای گوناگون پرداخته شده است.