نخستین بار در تفسیر مقاتل بن سلیمان آمده است: «نضر بن حارث» که با روایات ایران باستان آشنایی داشت، مدعی شد قرآن «اساطیر الاولین» یعنی داستان هایی همچون داستان رستم و اسفندیار است. پس از مقاتل، اغلب مفسران سخن او را نقل و «اساطیرالاولین» را به افسانه ها و داستان های اقوام باستانی ترجمه و تفسیر کرده اند. این تلقی از مفهوم اساطیرالاولین در تفاسیر متأخر نیز دیده می شود. در این مقاله سیر تحول مفهوم اساطیر الاولین در تفاسیر بررسی شده است. همچنین علاوه بر آن چه محققان گفته اند، برای اثبات این فرض که مقصود از اساطیر الاولین، مضامین کتب مقدس پیش از قرآن است، دلایلی به شرح زیر عرضه شده است: 1- معناشناسی واژه های «الاساطیر» و «الاولین» در محور هم نشینی آیات قرآن. 2- عدم تناسب مضامین قرآن با افسانه هایی چون رستم و اسفندیار. 3- تصدیق کتب آسمانی پیش از اسلام در قرآن. 4- موضوع افک و افترا. 5- مضامین قبل و بعد آیاتی که ترکیب «اساطیرالاولین» در آن ها ذکر شده است.
در قرآن و روایات روش های تربیتی فراوانی از جمله: نصیحت و ارشاد، تشویق و ترهیب، قصه پردازی و... بیان شده است؛ این پژوهش در پی کشف و اثبات یکی دیگر از روش های تربیتی در قرآن تحت عنوان «القاء و تلقین» است. اصلی کارآمد که به شکل نامحسوسی تحت الشعاع روش های دیگر از آموزه های والای تعلیمی تربیتی قرآن قرار گرفته است. در این بررسی با استناد به گونه های مختلفی از آیات، میزان به کارگیری این روش در قرآن و کارآیی آن در زندگی انسان ها تبیین شده است؛ روش تحقیق در این نوشتار توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی است. در این راستا تلقین کنندگان ذیل چهار عنوان (خداوند، انسان، ملائکه، جن، شیطان) دسته بندی شده اند. نتیجه مطالعات ضرورت وجود القاء و تلقین را به عنوان روشی کارآمد در حوزه تعلیم و تربیت -در قرآن و روایات اثبات نموده است.
آیه ۵۵ مائده، از آیات چالشی و مورد اختلاف میان علما، اندیشمندان و مفسران فریقین است. دلیل اصلی این اختلاف، وجود واژة «ولیّ» و عبارت «الذین آمنوا...» در ترکیب آیه است. مفسران و علمای اهل سنت در برداشت خود از معنای «ولیّن شیعه ارائه کرده اند و در ضمن بیان دیدگاه های خود، ایرادهایی به دیدگاه مفسران شیعی وارد کرده اند. جمعی از مفسران اهل سنت، ولیّ را در آیة ولایت، به معنای دوستی، یاری، محبت و ... پنداشته اند و مصداق «الذین آمنوا...» را منحصر در علی(ع) نمی دانند، این در حالی است که مفسران و علمای شیعه، ولیّ را به معنای سرپرستی، ولایت در تصرف، ولایت سرپرستی و... گرفته، تنها مصداق کسی که در حال نماز صدقه داده است، حضرت علی× می دانند. این دو برداشت متفاوت در تفسیر آیه، سرچشمة اختلاف بین علمای فریقین گشته است. این مقاله با روش استنادی، تحلیلی به بررسی و نقد پرداخته و در نهایت با تکیه بر ادلّه ای چند به اثبات دیدگاه مفسران شیعه پرداخته است.
فقیه، اصولی و مفسر گران قدر معاصر، آیت الله خویی، در کتاب البیان، نظریاتی جامع درباره-ی نسخ ارائه کرده و با استفاده از شروطی برای نسخ اصطلاحی، جز در یک مورد، ادعای نسخ سایر آیات را قابل مناقشه برشمرده اند. با توجه به این که مفهوم نسخ در زمره ی جعل اصطلاح نبوده و دارای آثار شرعی است؛ توسعه یا تضییق مفهوم آن، تنها در پرتو مبانی و ادله ی معتبر، قابل انجام است. در این مقاله، شروط متعددی که ایشان برای صدق نسخ قائل شده اند، استخراج شده است. سپس سه مبنای «صدق معنای لغوی»، «کاربردهای روایی و قرآنی» و «لوازم عقلی کلامی»، به عنوان مبانی لازم برای داوری درباره ی شروط تعیین شده است. در نهایت، «وجود تعارض مستقر» و «هم زمان نبودن تشریع و نسخ حکم»، به عنوان شروط اصلی و در رده ی بعد، انشاء بودن آیه ی منسوخ، شروط قابل قبول خواهند بود. با این فرض، بین آراء قرآنی، روایات و فتاوای فقهی تلائم برقرار خواهد شد؛ نیز باید تصریح کرد که منسوخ نبودن برخی آیات، در آثار فقهی این اندیشمند، انعکاس نیافته است
خدای متعال در آیه 52 سوره فرقان می فرماید: « فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیرا ». چیستی معنای عبارت «جهاد کبیر» مورد اختلاف مفسران است. با تحلیل واژگان و محتوای آیه یادشده، می توان پاسخ هایی برای آن به دست آورد؛ بر پایه نظر لغت شناسان پیرامون مفردات «جهاد کبیر» و با تحلیل دیدگاه مفسران و شواهد قرآنی روایی چنین به دست می آید که مراد از جهاد کبیر «به کار بستن نهایت توان در برابر دشمن ظاهری و غیرظاهری به هر وسیله ممکن در جهت الهی با تأکید بر عظمت این تلاش» است؛ آنگاه با تحلیل درون متنی سیاق و محتوای سوره فرقان در گام نخست و تحلیل معانی عبارت های آیه 52 سوره فرقان و چینش مؤیدهای مرجع ضمیر «بِه»، مشخص می شود که معنای این عبارت «جهاد فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و ... با ابزار عدم اطاعت از کفار در برابر هرگونه پیشنهاد» است.
آدمی در مسیر تکاملی خود به سوی خداوند، به جهت دارا بودن طبیعت مادّی (شهوانی)، با نَفْس امّاره که امرکننده به زشتی ها و پستی ها می باشد، همیشه در ستیز است. این نوشتار با رویکردی توصیفی تحلیلی در پی ارائة مهارت های قرآنی غلبه بر نَفْس امّاره است که انسان ها در پرتو آن(مهارت ها) می توانند بر نَفْس امّاره فائق آیند و از آن در رشد و تعالی خویش بهره گیرند. مقالة حاضر با تکیه بر آیات کریمه و روش تفسیر موضوعی و معناشناسی و با هدف استخراج و شناسایی مهارت های قرآنی غلبه بر نَفْس امّاره، آنها را مورد بحث قرار داده است. قرآن برای غلبه بر نَفْس امّاره، مجموعه ای از مهارت های شناختی (آگاهی بخشی به وجود سرای واپسین، سرانجام نَفْس امّاره هلاکت و جهنم و توجّه دادن بشر به درک حضور خداوند در زندگی) و مهارت های رفتاری (پندپذیری، پیروی هدفمند و کنترل و محدود کردن نگاه) و مهارت های معنوی (ایمان، ارتباط با خدا، تقوا و صبر) را ارائه داده است که به تفضیل در این نوشتار بدانها پرداخته می شود. حاصل نوشتار حاضر این است که آدمی برای غلبه کردن بر نَفْس امّاره و مقابله با خواسته های نَفْسانی حیوانی، ناگزیر از بهره گیری از مهارت های ارائه شدة قرآنی است تا در پرتو آنها بتواند به سعادت که مطلوب فطری اوست، نایل آید وگرنه از مطلوب فطری خویش دور مانده، بلکه به واسطة تبعیّت از خواسته های نَفْسانی امر شده از سوی نَفْس امّاره، از حیوان هم پست تر می شود.
قرآن کریم در آیات 33 سوره احزاب و 60 سوره نور به بیان موضوع تبرج و حکم آن پرداخته است. تعاریف ارائه شده از سوی مفسران و فقیهان در باره تبرج مختلف، اما مشابه یکدیگر است. این مقاله درصدد تبیین دقیق مفهوم تبرج و تعیین قلمرو و گستره آن است. تحلیل عناصر تبرج بیانگر آن است که قلمرو تبرج زنان وسیع تر از اظهار زینت و تبرج در پوشش بوده و مظاهر دیگر مانند تبرج در رفتار، محتوای گفتار و ... را شامل می گردد و هر نوع جلوه گری اعم از نحوه پوشش، نحوه رفتار و محتوای گفتار از سوی زنان در انظار مردان نامحرم که زمینه ساز ارتکاب گناه گردد، تبرج به شمار می آید.