شهرت اعتقاد غزالی به ناتوانی عقل در تشخیص حسن و قبح و نیازمندی به شرع برای حکم کردن به حسن و قبح امور بر کسی پوشیده نیست، امّا این که این رأی غزالی نه از سر اعتقاد به ناتوانی عقل در دست یابی به معرفت اخلاقی بلکه ناشی از اعتقاد وی به آسیب پذیری عقل از آلودگی های اخلاقی است چندان مورد توجّه واقع نشده است. غزالی نه تنها به ناتوانی عقل در حوزه معرفت های اخلاقی اعتقاد ندارد بلکه به جدّ به کارآیی ساختاری اخلاقی عقل معتقد است. از دید او عقل در وضعیتی که از تأثیرات منفی ساحت های غیرعقیدتی برکنار است، قادر به تشخیص حسن و قبح است به نحوی که در مرتبه نبوی قابلیت می یابد که خداوند حق را آن گونه که هست بدو بنمایاند. این رأی در این مقاله با بررسی سه مبنا به اثبات می رسد: نخست این که به اعتقاد غزالی مرتبه نبویِ معرفت مرتبه ای عقلانی است؛ دوم این که از دید او عقل فی نفسه قادر به تشخیص حسن و قبح امور است؛ و سوم این که در نگاه غزالی آلودگی های اخلاقی تأثیری به غایت عمیق بر توانایی عقل در دست یابی به معرفت های اخلاقی دارند.
آیه 190سوره مبارکه بقره، به مسلمانان امر می کند در راه خدا با کسانی که با آنان مقاتله می کنند، بجنگند و از حد تجاوز نکنند؛ زیرا خداوند متجاوزان از حد را دوست ندارد: «وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذینَ یقَاتِلُونَکمْ وَلاَتَعْتَدوا إِنَّ اللهَ لاَیحِبُّ الْمُعْتَدینَ».در فهم آیه مزبور، اختلافاتی میان مفسران به چشم می خورد. با وجود اختلاف در تفسیر صدر آیه، با توجه به ذیل آن می توان مهم ترین و اساسی ترین اصول حاکم بر حقوق بشردوستانه را از آن استنباط کرد. نگارنده در این مقاله می کوشد اصولی چون «تفکیک و تمایز»، «تناسب»، «تحدید تسلیحات»، «مصونیت اسیر از قتل» و مانند آن را از این آیه استخراج کند و نشان دهد سنّت پیامبر و حضرت امیر، مؤید این تفسیرمی باشد؛ بنابراین همه رفتارهایی که در مغایرت با قواعد بشردوستانه در جنگ شکل می گیرد، با وحی الهی و سنّت نبوی و علوی، در تضاد آشکار است
اندیشمندان و عالمان برای تفسیر قرآن و درک مفاهیم الهی از روش تفسیر علمی استفاده می کنند که در این روش با استفاده از علوم قطعی شده یا نظریه های قوی، به تطبیق آیات قرآن می پردازند در این پژوهش نیز با استفاده از تفسیر علمی به انقباض جهان و برگشت آن از منظر سوره های (انبیا/104) و (زمر/67) پرداخته شد کیهان شناسان فرضیه ها و مدل هایی را در این زمینه ارائه دادند که از آن جمله نظریه پرکاربرد انیشتین، (انقباض جهان) می باشد که در این زمینه ارائه شده است بر مبنای این نظریه، جهان چرخه ای را طی می کند که شامل انفجارهای بزرگ (Big bangs) و انقباض های بزرگ ((Big crunches است بر اساس نظریه ی «انقباض بزرگ»، جهان در حال انبساط است و نیروهای جاذبه بین مواد باعث کند شدن این انبساط می شوند. هرچه جرم جهان متراکم تر باشد، انبساط آن کندتر می شود؛ و هنگامی که چگالی جهان بیشتر از چگالی بحرانی شود، انبساط جهان، به انقباض تغییر یافته و کل جهان و اجزایش دچار فروریختگی می گردد و یک انفجار بزرگ (Big Bangs) دیگر رخ می دهد و منجر به بازسازی جهان می گردد. قرآن کریم با کاربست ترکیب (نَطوِی الًسماء) در آیه 104 انبیاء به معنای (درهم پیچیده شدن آسمان) به مرحله ای از پایان جهان، واژه (خَلقٍ نُعیدُهُ) به معنای (برگشت جهان) اشاره می فرماید در این نوشتار با روش تحلیلی- توصیفی به این انطباق پرداخته شده است. یافته ها و نتایج علمی در این پژوهش نشان می دهد نظریه انقباض جهان با آیه 104 سوره انبیاء و آیه 67 سوره زمر که به در هم پیچیده شدن جهان و برگشت جهان به حالت نخستین اشاره می کند تطابق دارد و پس از اثبات قطعی این نظریه می توان آن را به عنوان مدلی در تفسیر علمی این آیات دانست.