در نگاه ژرف و دقیق شهید مطهری، دین، انکار ناپذیرترین جریان و کارامدترین عامل در حیات فردی و اجتماعی است. از آنجا که دین بر مبنا و اساس فطرت انسان شکل یافته نمیتواند با پویایی و نوآوری انسان در تضاد باشد. زیرا از خصوصیات ذاتی بشر این است که آفرینش او به گونهای است که در پی تحول، پویایی و نوآوری است.
بیتردید، خرد و دانش ابزار و عامل اصلی توسعه و پیشرفت به شمار میآید. از آنجا که در بینش و نگرش اسلامی میان عقل و علم و دین پیوند ناگسستنی وجود دارد، دین خود بهترین محرک و مهمترین عامل برانگیزانندهی توسعه است.
لذا به اعتقاد شهید مطهری برای افزایش کارامدی هر چه بیشتر اسلام در فرایند توسعه، هرگز نیازی به «اصلاح دینی» نیست، بلکه تنها با «اصلاح دینداری»، در بستر درک و فهم صحیح آموزههای دینی و انطباق رفتارها و روابط اجتماعی با حقایق دین اسلام، میسر است.
آموزه «فطرت» یکی از مباحث بنیادین در اندیشه اسلامی تلقّی میشود. بر اساس متون دینی اسلامی، همه انسانها از فطرت خداشناسی برخوردارند؛ ولی مسئله فعلیت یا استعدادی بودن این معرفت حضوری یکی از مسائل مهمی است که نوعا در محافل و منابع علمی مرتبط مغفول واقع شده و کمتر بدان پرداخته شده است. این مقاله با رویکرد نظری و به روش کتابخانهای و اسنادی و با هدف بررسی تحلیلی بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، به این مسئله پرداخته است.
به اعتقاد نگارنده، حتی اگر فعلیت فطرت الهیّه را نتوان اثبات کرد، ادعای صرف استعدادی بودن آن نیز مخالف با فحوای متون دینی است. دستکم میتوان ادعا کرد معرفت الهیّه نهادینهشده در درون انسانها در مقامی بالاتر از استعداد عمومی قرار دارد.
ابن سینا فیلسوفی اثرگذار در فلسفه اسلامی است، قرن ها پس از او بسیاری از فیلسوفان مسلمان و حتی متکلمان خود را شارح اندیشه های او می دانستند. ابوعلی سینا برای اثبات معاد روشی کاملاً عقلی برمی گزیند و از راه اثبات تجرّد نفس، دلیلی بر بقای آن اقامه می کند. به عبارت دیگر، او برای اثبات معاد روحانی صرفأ به عقل استناد می کند و روش فلسفی را کاملاً ممکن می داند، اما برای اثبات معاد جسمانی به وحی استناد می جوید و کمیت عقل را در این میدان لنگ می داند. وی درکل پیرامون مباحث نفس و معاد از استدلال عقلی و فلسفی مدد می گیرد و جز در مواردی که مرتبط با معاد جسمانی است، به متون دینی استناد نمی کند. او به معاد روحانی و جسمانی اعتقاد دارد، ولی صرفأ به بررسی فلسفی معاد روحانی می پردازد و معاد جسمانی را به دین واگذار می کند، تصویری که او از معاد روحانی به دست می دهد، بر فیلسوفان پس از او بسیار اثرگذار بوده است. در این مقاله کوشیده شده-است دیدگاه ابن سینا پیرامون معاد مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
تاریخ اندیشه بشر گواهی می دهد که پرسش کهن از نسبت عقل و ایمان یا علم و دین، همواره به دنبال پاسخ هایی تازه بوده است. کوشش برای فهم نسبت اینها، به ویژه برای دیندارانی که در عصر شکوفایی علم می زیند و در چنین عصری مدعی ساماندهی زندگی فردی و جمعی انسان با بهره گیری هم زمان از علم و دین اند، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. حکیم متاله و مفسر معاصر، آیت اله جوادی آملی، از عالمانی است که با عنایت به این ضرورت، اهتمامی بلیغ به طرح این مساله ورزیده و تاملاتش را در این باب عرضه نموده است. از نگاه این حکیم، عقل جزئی از دین است، نه در مقابل آن. بنابراین، فرض ناسازگاری آنها نامعقول است. آنچه ممکن است در آغاز روی دهد تعارض عقل و نقل است که راه حل های آن از دیرباز در علوم و معارف اسلامی مطرح بوده است. نوشتار حاضر کوششی است برای فهم، تحلیل، و نقد نظریه استاد جوادی آملی در این باره.
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم اهمیت دریا را بیان فرموده است. نظر به اینکه بیش از 2500 کیلومتر از مرزهای کشور را آب دریاها فراگرفته است، لزوم توجه به هدایت های قرآن درباره دریا، وظیفه ای مهم تلقی می گردد، ضمن آنکه حیات بشر بستگی تام به شناخت و بهره گیری صحیح از این منبع خدادادی دارد. واژه «بحر» به معنای دریا به صورت صیغه مفرد در 32 آیه از قرآن آمده است. واژه «بر» به معنای خشکی نیز به صورت صیغه مفرد در 12 آیه از قرآن باز آمده است. در این مقاله ابتدا نسبت این آیات با تناسب خشکی به دریا اثبات می گردد، سپس سایر یافته های جدید در علم مهندسی دریا با آیات قرآن کریم تطبیق داده شده و شواهد لازم برای حمایت این نظریه که حقایقی در قرآن درباره علوم جدید به ویژه شگفتی های دریاها و اقیانوس ها موجود است، ارائه می گردد. همچنین امکان علمی آتش گرفتن دریاها، چگونگی یکی شدن دریاها، مانع بین دو دریا، تاریکی در اعماق دریا، جریانات جزر و مدی و سایر جریان ها و امواج دریایی مورد بحث قرار گرفته است.
از آغازین روزهای نزول وحی، دشمنان با طرح شبهاتی درصدد القای ناهماهنگی و تناقض آیات قرآنبودند، ولی در دو قرن اخیر، با گسترش مطالعات خاورشناسان دربارة اسلام که در رأس آنان گلدزیهر، نولدکه و... قرار دارند، به شبهة ناهماهنگی آیات دامن زده شد و این موضوع دستمایة انکار وحیانی بودن قرآنگردید. یکی از موارد توهم تناقض در قرآناین است که خداوند در هفت آیه از قرآن کریممی فرماید: زمین و آسمان در طول شش روز آفریده شده اند. امّا از آیات 9 تا 12 سورة فصلّت چنین برمی آید که آفرینش زمین و آسمان هشت روز به طول انجامیده است. مفسران در پاسخ این شبهه، شش پاسخ ارائه کرده اند که در پژوهش حاضر به سبک مسئله محور، با روش کتابخانه ای و به صورت توصیفی تحلیلی، دو مورد به عنوان جواب نهایی پذیرفته شده است: 1 مراد از چهار روز اندازه گیری اقوات در آیات چهارگانة سوره فصلت، تنها آفرینش گیاهان و حیوانات و غذاها نبوده است تا با چهار روز آفرینش زمین و آسمان، هشت روز شود، بلکه دو روز مربوط به آفرینش زمین و دو روز مربوط به آفرینش غذاها و گیاهان می باشد که به اضافة دو روز مربوط به آفرینش آسمان ها، مجموعاً شش روز (دوران) مى شود. 2 در آیات سورة فصلت، تنها به آفرینش زمین در دو روز تصریح شده است. لذا از واژة «خلق» استفاده شده، اما به آفرینش آسمان و میان آن اشاره ای نشده است و از این رو، از واژة «قضی» استفاده شده است.
عبارتِ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ (الزّمر/6)، ازجمله ظریف ترین اشارات علمی قرآن دربارة اسرار آفرینش انسان است. در روایات معصومین(ع) مصداق آن را، «ظلمت بطن، رَحِم و مشیمه»، یا «ظلمت گوشت، پوست و خون» و یا «غلاف های در هم تنیده» دانسته اند. در مجموع، سه دیدگاه در باب مفهوم این «تاریکی های سه گانه» وجود دارد: «پرده های درون رَحِمی»، «لایه های پوششی جنین» و «فضاهای میان پرده ها و لایه ها». با توجّه به معنای واژة «ظلمت» که به مکان و فضای بدون نور اطلاق می شود، می توان گفت که در اینجا «فضاهای بین لایه ها و پرده ها» مدّ نظر است و شامل فضای بین شکم و رحم، بین کوریون (گوشت رَحِم) و آمنیون (مشیمه) و بین آمنیون و جنین می شود. مفاهیم مورد نظر در روایات معصومین(ع) نیز ناظر به محتویات همین فضاهاست. همچنین، در آیة فوق، بر اهمیّت این فضاهای پوششی در محافظت از جنین تأکید شده است.
افول دیندارى و معنویت در میان جوانان ایرانى مدتهاست موضوعى جدلى براى ابراز دیدگاههاى متفاوت و متعارض در سطح جامعه شده است. برخى مطالب و گفتگوهاى موجود در مطبوعات و تریبونهاى مذهبى نشاندهنده نگرانىهاى محافل دینى و بعضى مسئولان سیاسى کشور در مورد وضعیت دیندارى مردم و به ویژه جوانانى است که تمامى سالهاى زندگىشان را در ظلّ حکومت دینى جمهورى اسلامى سپرى نمودهاند.مقاله حاضر با فراتحلیل 14 پژوهش انجام گرفته در ایران تلاش دارد نشان دهد که تا چه اندازه مطالعات علمى این احساس ناخشنودى و نگرانى از وضعیت مذهبى مردم و به خصوص جوانان را دارد.در مجموع، یافتهها نشان از هر راه که پژوهشهاى علمى را مبناى ارزیابى داعیه تضعیف تاریخى ایران قرار دهیم. نظریه افول دیندارى با مشکلات جدى روبرو است.
اعتقاد به معاد و زندگى پس از مرگ، از موضوعاتى است که همواره بین پیروان ادیان و مذاهب، مورد بحث بوده است و همواره عده اى مخالف و عده اى موافق چنین آموزه اى بوده اند. در مقاله سعى کرده ایم اعتقاد به معاد را در عصر جاهلیت بررسى، و با آوردن شواهد تاریخى، قرآنى و ادبى (اشعار جاهلى) ثابت کنیم که آموزه «معاد» و زنده شدن پس از مرگ در ذهن بیشتر مردم عصر جاهلیت وجود نداشت، گرچه برخى از آنان به این آموزه معتقد بودند. در پایان نیز با بررسى سه فرقه «دهریه»، «زنادقه» و «البُلْیه»، که در عصر جاهلى وجود داشتند و با آموزه معاد مرتبط بودند، به این نتیجه مى رسیم که نه تنها جریان غالب در عصر جاهلیت عدم اعتقاد به معاد بود، بلکه در موارد متعدد، با پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز در این باره به مجادله مى پرداختند.