آموزه های قرآنی به صراحت بیان می کند که اهل کتاب پیش از اسلام، چشم انتظار ظهور پیامبری بزرگ در جزیرة العرب بودند. همچنین بیان می کند که وقتی پیامبر اکرم (ص) ظهور کردند، او را چنان می شناختند که فرزندان خویش. این امر حکایت از آن دارد که در سنت شفاهی و مکتوب آنها اوصاف دقیقی از آن حضرت وجود داشته است. بنا به تصریح قرآن، حضرت عیسی (ع) آمدن پیامبر اسلام (ص) را با وصف احمد به پیروان خویش بشارت می داده است. از همه این موارد که بگذریم، بحث برانگیزترین ادعای قرآن این است که یهودیان و مسیحیان در تورات و انجیلی که در زمان نزول قرآن مورد استفاده اهل کتاب بوده است، به راحتی می توانستند اوصاف پیامبر و یارانش را دریابند. امروزه این سؤال به صورت بسیار جدی مطرح است که با فرض این که کتابِ مقدسِ موجودِ یهودی و مسیحی همان کتابی باشد که در زمان نزول قرآن رایج بوده است، این ادعای قرآن بر کدام بخش یا بخش هایی از کتاب مقدس منطبق است.
در این مقاله، ضمن روشن کردن مصداق تورات و انجیلِ مورد اشاره قرآن، به تحلیل مواردی پرداخته شده که به صراحت یا اشارت در کتاب مقدس فعلی یهودیان و مسیحیان در مورد پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است.
معرفت و به طور خاص باور و اعتقاد آدمی، یکی از مهم ترین ارکان در تعین هویت انسان و شکل گیری فرد و اجتماع است که از دیرباز مورد توجه و پژوهش های فراوانی از منظرها و نیز از جهات مختلف بوده است. به حتم باورهای انسانی همانند سایر پدیده های دیگر، همان گونه که در برخی از امور تأثیرگذار است، از عوامل و علل معرفتی و غیر معرفتی نیز اثر می پذیرد. قرآن کریم، این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری معرفت را با همهٴ ابعاد آن مورد توجه قرار داده و ضمن بیان فرایندها و روندهای این تعامل، هنجارها و بایسته های این تعامل را برای دستیابی انسان به سعادت و کمال بیان فرموده است. این مقاله ضمن بیان نکاتی مقدماتی، برخی عوامل تأثیرگذار بر باور از دیدگاه قرآن کریم را با تأکید بر مورد «تکبر» برمی رسد. اهمیت از این دست از مباحث، از آن رو است که یکی از راه های اسلامی سازی علوم، طراحی نظریه ای سامان مند و جامع دربارهٴ هنجارهای باور بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر B و اهل بیت D است.
وجود تنوع دینی در حوزه مطالعات دینی، از مسائل مهمی است که محققین این حوزه ضرورتا به آن توجه دارند. این مطالعه باطرح مباحثی نظیر حقانیت ادیان ،نجات پیروان ادیان ورویکردپیروان یک دین به مطالعه پیرامون ادیان می پردازد.وجود این سؤالات در باب ادیان و تلاش برای پاسخ گویی به آن ها، بحث در زمینه ادیان را که پلورالیزم دینی از آن جمله است،ضرور ی می سازد.یکی از عمده ترین مباحث در این زمینه، بحث تکافؤادله در حقانیت ادیان است که در طول تاریخ حامیان و دافعانی داشته است،ابن حزم متکلم اندلسی در کتاب خود، تحت عنوان الفصل فی الملل و الاهواء و النحل بخشی را تحت عنوان «من قال بتکافؤادله» به این بحث اختصاص داده است. وی ضمن تقسیم بندی سه گانه خود قاِئلین به تکافو ادله را به سه گروه تقسیم نموده وبه بررسی نظریات آن ها می پردازد.ابن حزم ضمن اعتقاد به تحریف تورات و انجیل ، تنها دین راستین را اسلام و یگانه راه رستگاری و نجات را در پیروی از آیین اسلام می داند . این تحقیق بر آن است که ضمن بررسی نظریات ابن حزم به بررسی بستر تاریخی آن در حوزه ادیان بپردازد.
درباره زمان آغاز نبوّت پیامبر اسلام 9 بین دانشمندان مسلمان، اختلاف نظر وجود دارد. عدّه اى را نظر بر این است که آغاز نبوّت پیامبر 9 در سنّ چهل سالگى بوده است و بعضى این زمان را از بدو طفولیّت و پایان دوره شیرخوارگى مى دانند. عدّه اى نیز با استناد به حدیث «کُنْتُ نَبِیّآ و آدَمُ بَیْنَ الْماءِ وَ الطِّینِ»، آغاز نبوّت پیامبر 9 را قبل از خلقت آدم 7 دانسته اند. مسئله این تحقیق آن است که زمان آغاز نبوّت پیامبر اکرم 9 کِى بوده و آیین ایشان قبل از بعثت چه بوده است.
«لوگوس» (Logos) درازنای تاریخ در فرهنگها و مکتبهای فلسفی و برخی از دینها از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. این مفهوم در فلسفه ی یونان باستان، یهودیت و مسیحیت به گونه ای برجسته به چشم می خورد. در مسیحیت، عیسی(ع) با «لوگوس» یکی گرفته شده، از سوی دیگر، در اسلام (در قرآن) نیز عیسی کلمه ی خداوند نامیده شده است. این مسأله همواره در روابط مسیحیان و مسلمانان به ویژه در مجادله های کلامی مناقشه برانگیز بوده است؛ چرا که از یک سو بزرگان مسیحیت شرقی مثل یوحنای دمشقی باور داشتند که کلمه نامیده شدن عیسی(ع) در قرآن همچون لوگوس بودن وی در انجیل یوحنا، دال بر ازلی و الوهی بودن او است. از سوی دیگر، متکلمان مسلمان همواره با تأکید بر قرآن، کلمه را به معنای «کن» قلمداد و هرگونه الوهیت و ازلیت را از وی سلب می-کردند. همین فرآیند تا سده های بعدی نیز ادامه یافت، به گونه ای که قاضی عبدالجبار معتزلی در سده ی پنجم قمری، همان دیدگاه پیشین قبلی را درباره ی «کلمه» برگرفته است. افزون بر این، درباب کلمه نامیده شدن عیسی در قرآن از دیرباز میان پژوهشگران جای گفتگو بوده است. برخی پژوهشگران آن را همانند باور نسطوریان درباره ی لوگوس و حتی برگرفته از نسطوریه دانسته اند و برخی دیگر آن را مانند باور ابیونی ها قلمداد کرده اند. اما با بررسی منابع و مجادله های معتبر سده های نخستین قمری چنین برمی آید که کلمه در آیه های مسیح-شناختی، بدون هیچ قصد و غرضی به کار رفته است و به دیگر سخن، برگرفته از نسطوریه نیست.
یکى از مسائلى که امروزه در جامعه ما مطرح است، مسئله ختم نبوّت به وسیله پیامبر اسلام 9 است. یکى از نظریّات مطرح شده در موضوع فلسفه ختم نبوّت، این است که بشر دیگر نیازى به راهنمایان الهى ندارد.
در این مقاله دو نقد بر این نظریّه وارد شده و سپس معناى اصطلاحى نبوّت و امامت بررسى شده و از دو جهت، مورد توجّه قرار داده شده اند :
اوّل اینکه «حقیقت و ماهیّت نبوّت و امامت چیست و چه تفاوتهایى با هم دارند؟»
دوم اینکه «چه تفاوتهایى در آثار نبوّت و امامت وجود دارد؟»
سپس با در نظر گرفتن هریک از این دو نظر، فلسفه و معناى ختم نبوّت بیان شده است.
حرکت پرفراز و نشیب دانش منطق میان شافعیان، آن سان که سزاوار است تاکنون مورد بررسی و کاوش ویژه قرار نگرفته است. اگر شماری از پیشوایان این مذهب فقهی، ستودن این دانش را بدانجا رسانیدند که هم دست یابی به سعادت جاویدان بشری را بر فراگیری علم منطق متوقف دانستند و هم اطمینان را از دانسته های ناآشنایان به این دانش زدودند؛ گروه فراوانی از بزرگان همین مذهب نیز دیده می شوند که با دست یازی به دلایلی که بیشتر خاستگاهی غیرفقهی دارند و شمار آنها دست کم به نُه دلیل می رسد، روی آوری به دانش منطق را ناروا دانسته اند. نوشتار پیش رو کوشیده است پس از پی گیری این دلایل و تحلیل و بررسی آنها، نادرستی، سستی و ناکافی بودن آن دلائل را آشکار می سازد.
این نوشتار به بررسی تطبیقی مدل ارزش های خبری گالتونگ و روگ و مدل ارزش های خبری در حاکمیت موعود می پردازد. نخست، دو کارکرد راهبردی خبر و خبررسانی در اسلام را تبیین کرده و بیان می کند که از جمله مهم ترین نقش های خبررسانی در اسلام، یکی مبارزه با انحراف، و دیگری آفرینش و تقویت ارزش هایی است که برآیند آن ها فرهنگ جامعه عدل کل را شکل میدهد.
پس از تبیین کارکردهای راهبردی خبر و رسانه از نظر اسلام، به مقایسه تطبیقی میان نظریه ارزش شناختی گالتونگ و روگ و نظریه موعود پرداخته و توضیح می دهد که نظام ارزش شناختی موعود از مجموع دوازده ارزش خبری مطرح شده توسط این دو اندیشمند غربی (هشت ارزش عمومی و چهار ارزش اختصاصی)، برخی را تایید میکند و برخی دیگر را کنار میزند. از چگونگی این پذیرش یا عدم پذیرش نیز سخن گفته شده و فلسفه نهفته در برخی ارزش های خبری نقد گردیده است.
اعتقاد به آخرالزمان جزء لاینفک آموزه های تمامی ادیان و حتی مکاتب دست ساز بشری است، به گونه ای که عدم پاسخ به پرسش آخرالزمان، ذهن ناآرام بشر را در وادی حیرت وانهاده و سکون و آرامش را که ثمره ایمان به ادیان و مکاتب است، حاصل نمی آورد. از این رو اعتقاد به این آموزه وجه مشترک تمامی ادیان و مکاتب است. بر این اساس مکتب صهیونیسم مسیحی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حتی در میان مکاتب موجود، بیش ترین نقش را به آخرالزمان داده، به گونه ای که تفسیر آموزه های دیگر این مکتب تنها در سایه نگاه به آخرالزمان میسر خواهد بود. این تحقیق ضمن معرفی اجمالی مکتب صهیونیسم مسیحی به دنبال تبیین نقش آخرالزمان در مکتب صهیونیسم مسیحی است.