هدف این مقاله بررسی ارتباط بین شکل های مختلف واقع گرایی اخلاقی و برخی دیدگاه ها درباره اخلاق دینی و به ویژه اخلاق دینی در سنت اسلامی است، هرچند بیشتر گفته ها در سنت های دینی دیگر نیز کاربردی خواهد بود. نخست، مرور تاریخی مختصری از ظهور واقع گرایی اخلاقی در قرن بیستم بیان می شود؛ دوم، انواع اصلی واقع گرایی اخلاقی را از هم تفکیک خواهیم کرد؛ سوم، نشان خواهیم داد که در مورد هر یک از انواع اصلی واقع گرایی اخلاقی، از واقع گرایی اخلاقی اکید گرفته تا واقع گرایی اخلاقی حداقلی، دیدگاه های دینی ای را نسبت به اخلاق می توان صورت بندی کرد که هم با واقع گرایی سازگار باشند و هم با ردّ آن. ولی، در هر حال، اخلاق شناس دینی باید برای پذیرفتن واقع گرایی یا ردّ آن هزینه ای بپردازد. در نهایت استدلال می شود موضعی که فیلسوفان برجسته مسلمان در سنت سینوی تا ملاصدرا اتخاذ کرده اند موضعی است که در شماری از نقاط مهمش با موضع ضدواقع گرایی توافق دارد.
آموزه مهدویت به عنوان ارزشمندترین باور در فرهنگ سترگ پیشوایان معصوم؟عهم؟، دارای واژگان، اصطلاحات و ترکیبهای ویژهای است که برخی هماهنگ معارف این باور، معنایی خاص پیدا کرده است. در این پژوهش تلاش شده تا با پاسخ به این پرسش که شعار «البیعه لله» که این روزها فراوان در مقوله نشانههای ظهور مهدی؟عج؟ بدان توجه میشود، به چه معناست؟ سرآغاز بهکارگیری آن با توجه به منابع در دست، کجا بوده است؟ در چه روایاتی؟ با چه اندازه اعتبار نقل شده است؟ این نوشتار با روش توصیفی _ تحلیلی، انتقادی سامان یافته و بر حسب دستآورد یا نتیجه پژوهش از نوع بنیادین و از لحاظ هدف تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع دادههای مورد استناد، پژوهشی کمی _ کیفی به شمار میآید که «تحلیل واژگانی موجود در منظومه آموزههای مهدوی را برای فهم ژرف این آموزهها امری بایسته میداند». بیترید یافتههای نو در این بررسی که امتیاز این پژوهش است و در کمتر نوشتاری پیش از آن میتوان سراغ داشت، نشان میدهد شعار «البیعه لله» به عنوان نگاشته پرچم امام مهدی؟عج؟ در هیچ سخنی از معصومین؟عهم؟ نقل نشده است و فقط به عنوان ندای جبرئیل در برخی روایات آمده است.
از مسائل کلامى مورد اختلاف میان دین اسلام و زرتشت، آموزه مرگ است. نوشتار حاضر، با هدف بررسى تطبیقى چیستى مرگ و مقوله هاى مرتبط با آن در دو دین زرتشت و اسلام، ابتدا به تعریف و توصیف آموزه مرگ و مسائل مرتبط با آن در دین زرتشت و اسلام مى پردازد، سپس با بیان شباهت ها و تفاوت ها در این زمینه، در پایان تحلیلى نو ارائه مى نماید. شباهت هایى در این بین وجود دارد؛ ازجمله: حتمى بودن و عمومیت مرگ و حیات روح پس از مرگ. اما تفاوت ها بیشتر است، که در این خصوص مى توان به وصف خالقیت مرگ براى «اهریمن» در دین زرتشت و «اللّه» خالق مرگ در اسلام، شر بودن مرگ در کیش زرتشت و خیر بودن مرگ در دین اسلام و وظیفه مبارزه انسان با مرگ در دین زرتشت و اشتیاق مؤن به مرگ در دین اسلام اشاره کرد. این مقاله با روش تطبیقى تحلیلى نگاشته شده و تأکید آن در ارائه مباحث بر دو متن مقدس یعنى قرآن و اوستاست.
سِرُّالإسراء تألیف استاد عرفان و اخلاق معاصر، مرحوم آیت الله سعادت پرور; است که با روش های اجتهادی به استنباط معارف عرفانی و آموزه های اخلاقی از کتاب و سنت پرداخته است. این تحقیق، به تدوین قوانین عامی می پردازد که در پسْ زمینه روش مؤلف کتاب سِرُّالإسراء برای فهم آیات و روایات عرفانی و اخلاقی و یا در صدور توصیه های تربیتی بر اساس کتاب و سنت به کار رفته است. این قواعد، هم وزن قواعد فقهی در دانش فقه و دارای همان کاربرد و کارکرد در حوزه عرفان و اخلاق اسلامی است؛ و برای نخستین بار، در این تحقیق، به عنوان حوزه ای نو در عرفان و اخلاق اسلامی معرفی می شود. تحقیق حاضر با روش کتابخانه ای و بر اساس شیوه استقرائی (تحلیل تماتیک) با بررسی صدها نمونه از روش استاد فقید، در استنباط از آیات و روایات اخلاقی در این کتاب، توانسته نُه قاعده کلی حاکم بر روش ایشان را استخراج کند و مصادیق و کارکردهای این قواعد را نیز نشان دهد.