عدالت، مخصوصا عدالت اقتصادى، ویژگى بسیار مهم دولت اسلامى است و در کنار تقوا، شاخص جامعه اسلامى بهشمار مىرود. مفهوم عدالت اقتصادى، مراعات حقوق اقتصادى است و زمینهساز تحقق اهداف عالیه اسلامى مىباشد. معیار عدالت، اهداف عدالت، تقدم عدالت بر رشد و توسعه و اینکه کارآیى لازمه عدالت است، از محورهاى مهم مبحث عدالت اقتصادى است. علىرغم آنکه همه فرهنگها و مکاتب، خواهان عدالت اقتصادى و مدافع آن هستند ولى دین مقدس اسلام، آنگونه که امیرالمؤمنین على(ع) بحق زبانِ گویا و مجرى صادق آن بودهاند، خاستگاهها، پیامدها و اهداف خاص خود را دارد. این نوشته درصدد است درحد توان، محورهاى یاد شده را به اختصار با تکیه به سخنان آن حضرت، تبیین کند.
دین و دیندارى چه تأثیراتى بر سلامت روان آدمى دارد و کدام شواهد تجربى نقش مثبت دین و دیندارى بر سلامت و بهداشت روانى را مدلل مىسازد؟ مؤلف براى پاسخ به سؤالات فوق به چند طبقه از تحقیقات انجام شده با عناوین و نتایج زیر اشاره مىکند:
الف) دیندارى و خودکشى؛ بین تعداد کسانى که به کلیسا مىروند و میزان خودکشى رابطه معکوس وجود دارد. ب) دیندارى و بزهکارى؛ بین میزان رفتن به کلیسا و بزهکارى رابطه منفى وجود دارد. ج) دیندارى و اعتیاد؛ افراد مذهبى کمتر به استفاده از مواد مخدر روى مىآورند. د) دیندارى و رضایتمندى از ازدواج؛ مهمترین عامل رضایتمندى در ازدواجهاى پایدار، مذهب تلقى مىشود. ه ) دیندارى و افسردگى؛ میزان افسردگى بیمارانى که داراى باورهاى مذهبى قوىترى هستند از سایر گروهها کمتر است. و) دیندارى و فشار روانى؛ افراد مذهبى کمتر به مشکلات روانى دچار مىشوند. ز) افزایش صله رحم موجب سازگارى اجتماعى بیشترى مىشود، و بالاخره توکل به خدا سبب کاهش اضطراب مىگردد.
اگر چه فرق مختلف متکلمین همچون اشاعره ، معتزله و امامیه اختلاف نظر زیادی در اصول و فروع دین دارند اما جملگی در اصل توحید که محور دین اسلام را تشکیل می دهد موافقت دارند . با این حال تفاسیر گوناگون ، بعضأ متضاد و بلکه متناقضی که از همین اصل ارائه نموده اند ‘ ریشه همه اختلافات دیگر است . متکلمین معتزلی که استدلال عقلی را ملاک قضاوت در باب توحید دانسته اند با تکیه بر بساطت مطلق ذات و نفی وحدت صفت و موصوف به ذاتی که در واقع فاقد صفات است قائل شده و پس از آن در توضیح و تبیین صفات اعلام شده در کتاب قرآن به تکلف افتاده اند . رأی آنان درباره علم و قدرت الهی اگر با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد مستلزم نفی این صفات می باشد . بزرگان این مکتب برای آنکه بدین ملازمه تصریح ننمایند که این مقاله تتبعی است در آثار آنان .
این مقاله به ویژگی های بدی ستوه اولو کیتشوره می پردازد.اولوکیتشوره یکی از چهار بدی ستوه یا بودای بالقوه یی است که به روشنی خواهد رسید و از او به عنوان بدی ستوه ی تفکر و و مراقبه نیز نام برده اند.این بدی ستوه یکی از ایزدان مهم مهایانه به شمار می رود و مانند ویشنو دارای قدرت الهی تغییر شکل است.وی را جوگی بزرگ و صاحب کرامات بسیار می دانند و ورد سحاری که یکی از مقدس ترین اوراد است، فقط متعلق به او است.
قاطعیت، به معناى اجراى مناسب و به موقع قانون و بهره گیرى از قدرتِ مشروع در جهت اجراى عدالت است و مدارا به معناى سعه صدر و تحمّل آراى دیگران. در این مقاله این دو مفهوم با استفاده از کلام و سیره امام على(ع) تجزیه و تحلیل مىشوند و مواردى مانند مداراى حضرت با خلفاى قبل از خود و 25 سال سکوت، قاطعیت و مداراى ایشان در برابر مخالفان حکومت (اصحاب جمل، صفیّن و خوارج) بررسى مىگردد. دعوت کارگزاران به مدارا و قاطعیت، قاطعیت در اجراى عدالت و نفى تبعیض، اجراى عدالت و قاطعیت در برابر تخلف کارگزاران، قاطعیت در اجراى احکام و قوانین الهى، قاطعیت در برابر تخریبکنندگان فرهنگ اسلامى و باورهاى دینى و شدت عمل نسبت به معترضان و منتقدان توطئهگر، نمونههاى عملى مطرح شده در این خصوص هستند.
آنچه که در این مقاله از نظر خوانندگان محترم مىگذرد، جستارى است در باره کتاب مقدس مورد قبول یهود و مسیحیت. مىدانیم مهمترین پشتوانه هر دین، متونى است که پیروان و متولیان آن دین، به عنوان متون مقدس بدان ایمان دارند. اینگونه متون هر اندازه از اتقان بیشترى برخوردار باشند بر صحت و حقانیت آن دین، گواهى روشنترى میدهند و به عکس هر اندازه این متون، از جهتسندیت تاریخى و یا دلالت مضمونى، ضعف و خلل بیشترى داشته باشند در گواهى بر حقانیت آن دین از ضعف و وهن بیشترى رنجخواهند برد. بنابراین، دیندارى و ایمان پیروان هر دین، پیوندى ناگسستنى و غیر قابل انکار با متون مورد قبول آن دین دارد. در این مقاله بر آنیم تا اثبات نماییم کتاب مقدس مورد قبول اهل کتاب (مسیحیت و یهود) هم از جهتسندیت تاریخى و هم از نظر محتویات مضمونى، به هیچ روى، قابل اعتماد نیست.
آنچه در این مختصر آوردهایم، در واقع پاسخ قاطعى استبه کسانى که مقررات دین اسلام را که برخاسته از متون دینى، بویژه قرآن است، به انحاى مختلف با مقررات دین مسیحیت و یهود که برگرفته از کتاب مقدس آنان است، مقایسه نموده و موقعیت و تجربه تلخ دوران قرون وسطایى را که بر اساس این متون دینى پایه ریزى گردیده بود، به رخ مسلمانانى مىکشند که مقررات آنان بر پایه یک کتاب آسمانى معتبر و به دور از تحریف، تنظیم گردیده است.
نویسنده زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى» را مدل کانتى مىداند کانت مىگوید ذهن، منفعل و دریافت کننده محض نیستبلکه فاعلیت هم دارد و صورى را از خود به مدرکاتش مىافزاید و در حقیقت تجربهاى محض در کار نیست. با توجه به این ایده به اعتقاد بعضى از متفکرین داخلى موضعگیریها و تجارب پیامبر صلى الله علیه و آله با شرایط اجتماعى رابطه دیالوگى داشت. مؤلف پس از تبیین رابطه دیالوگى با نقد این نظریه مىنویسد: اسلام پیامى خاص براى جامعه داشت و پیامبر حامل آن پیام بود و مضمون این پیام از پیش تعیین شده بود، شرایط اجتماعى و تاریخى، محتوا و مضمون آن پیام را تغییر نمىداند بلکه مواردى پیش مىآوردند که پیامبر صلى الله علیه و آله آن پیام را بهتر تفسیر و تبیین مىکردند.
بحث اساسى و بنیادىتر که نسبتبه کل این مقاله مطرح مىشود، از این قرار است که: بطور کلى، سه نظریه اساسى در مورد سرشت وحى در غرب مطرح شده است. یکى از این نظریات که دیدگاه گزارهاى درباب وحى است از قرون وسطا در میان متکلمان مسیحى مطرح بوده است. بر طبق این نظریه، وحى مجموعهاى از گزارهها است که خدا به پیامبر القاء مىکند. دوم، دیدگاه تجربه دینى که بر طبق آن وحى گونهاى تجربه دینى است و خدا بر پیامبر وحى کرد به این معنا است که پیامبر خدا را تجربه کرد. این نظریه از زمان شلایرماخر در الهیات پروتستان مطرح بوده است و بالاخره، دیدگاه سوم; یعنى نظریهاى که در قرن بیستم مطرح شد دیدگاه افعال گفتارى است. این نظریه را متکلمان و فلاسفه دینى مطرح کردهاند که از آثار آستین فیلسوف تحلیلى متاثر بودهاند. بر طبق دیدگاه اخیر خدا بر پیامبر وحى کرد. به این معنا که اولا خدا جملاتى معنادار را از زبانى خاص براى پیامبر اظهار کرده است و ثانیا، این جملات مضمونى خاص داشتهاند; یعنى خدا مضامینى