مقاله حاضر در چهار بخش اصلی تنظیم شده است. در آغاز به موضوع متافیزیک و تعریف جوهر و مقایسه دیدگاه ابن سینا با ارسطو و تشابهات و تمایزات دیدگاه این دو فیلسوف پرداخته شده است. در بخش دوم، استدلال ابن سینا در رد جوهر نبودن خدا بررسی شده است. مهمترین نکته در استدلال ابن سینا، تحلیل مفهوم جوهر و رد انطباق این مفهوم بر خداست. در بخش سوم مقاله، دیدگاه آکویناس درباره موضوع مورد بحث بررسی و دیدگاه او با دیدگاه ابن سینا مقایسه شده است. و در بخش چهارم - که ضمیمه مقاله است - با بیان استعمال عناوین و اسامی بدون مصداق در آرای ابن سینا، به مقایسه و تطبیق این مساله با مباحث مطرح در رویکردهای منطق جدید، نظیر منطق ماینونگی پرداخته شده و دیدگاههای ابن سینا در این باره در قالب فرمولهای منطق جدید تقریر، صورت بندی و بررسی گردیده است.
بنابر پژوهش ها و آمارهای متعدد، کج روی ها و انحرافات اجتماعی رو به فزونی و تزاید دارد. تبدیل این کج روی ها به مسائل اجتماعی، کمترین نتیجه حاصل از این شرایط است. امروزه اعتیاد به مواد مخدر و ده ها جرم ناشی از آن، به کلافی سر درگم بدل گردیده که خانواده های بسیاری را تحت تاثیر قرار داده، هزینه های کنترل اجتماعی را افزایش داده و جریان جامعه پذیری را با مشکل مواجه کرده است. آیا نمی توان راه حلی میان بُر، کم هزینه، کم خطر و مبتنی بر فرهنگ اصیل اسلام پیش نهاد تا این همه لئامت را یک جا تطهیر نماید و انسان های لاابالی و منحرف را به افرادی غیرت مند و اهل خیر و صلاح تبدیل کند. این مقاله، مستند به ده ها دلیل، پس از دسته بندی علل کج روی های اجتماعی، با استناد به آیات شریفه قرآن، فرهنگ مهدوی را راه برد دین برای تعالی و رشد از ابتدا تا انتهای خلقت معرفی می نماید؛ زیرا ساختار شخصیت افراد در فرهنگ مهدوی به صورت اساسی اصلاح می گردد و امیدواری به عنوان عنصر اصلی آن شکل می گیرد. نظارت و کنترل اجتماعی در فرهنگ مهدوی علاوه بر گسترش در جنبه های غیر رسمی آن، هیچ هزینه ای در بر ندارد؛ چرا که ساز و کارهای آن از طریق افزایش سرمایه اجتماعی و افزایش وابستگی به جامعه تعریف می شود.