ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۶۱ تا ۶٬۰۸۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۶۰۶۱.

واکاوی دیدگاه ابن سینا در خصوص غایتمندی پدیده های طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۶
فلسفه اسلامی با پشتوانه غنی ابن سینا و مکتب مشاء، ظرفیت بالایی برای صورت بندی نوین مباحث مربوط به غایتمندی در طبیعت دارد. این مقاله با هدف تحلیل دیدگاه ابن سینا در بابِ وجود علتِ غایی در امور طبیعی و ارزیابی انسجام منطقی آن، به مواجهه انتقادی میان اندیشه وی و ایرادهای فلسفی مطرح شده از سوی خواجه نصیرالدین طوسی و شارحان معاصر می پردازد. این پژوهش به شیوه توصیفی–تحلیلی انجام شده و با واکاوی استدلال های ابن سینا در منابع اصیل، چهار اشکال عمده بر برهانِ غایتمندی را دسته بندی و تحلیل می کند. سه اشکال بر پایه متون ابن سینا پاسخ می یابد. اساس پاسخ های ابن سینا، تمایز میان «غایتِ بالذات» و «غایتِ بالعرضِ ضروری» است، به گونه ای که غایت های بالعرض در خدمت تحقق غایتِ بالذات اند و موجب توقف افعال طبیعی نمی شوند. ابن سینا با مثال های تجربی از عالم طبیعت نشان می دهد که تحقق غایت بدون نیاز به آگاهی یا قصد ذهنی ممکن است. در نهایت، استدلال او در بابِ غایتمندی موجودات طبیعی، به منزله الگویی منسجم، عقل پذیر و قابل دفاع در فلسفه طبیعت تثبیت می شود، و ظرفیت آن برای تبیین مسائل معاصر، به ویژه در حوزه اخلاق زیست محیطی نمایان می گردد.
۶۰۶۲.

آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی معرفت شناختی صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۵۹
در معرفت شناسی صدرایی میان فلسفه و حکمت تمایز قاطعی هست که فلسفه فعالیتی بشری و استداللی است و حکمت کشف و شهود حقایق است؛ پرسشی که اینجا مطرح می شود امکان آموزش فلسفه به کودکان بر اساس مبانی صدرا است.بر اساس مبانی صدرا نهایت و غایت باید حکمت باشد و فلسفه راه رسیدن به آن است.این موضوع معرفت شناختی امکان آموزش فلسفه را با مشکلی بغرنج مواجه می کند؛زیرا کشف و شهود شخصی و فردی است و قابل آموزش و تعلیم نیست.سوای آن حتی در صورتی که امکان آموزش فلسفه را در نظر نگیریم، موضوعات مهم دیگری بی پاسخ خواهد ماند که از مهمترین آنها می توان به معیار سنجش مدعیات حکمی و عمومیت آنها اشاره کرد.از طرف دیگر، مبانی معرفتی صدرایی مدعی حفظ و تضمین عینیت، خصوصا عینیت ذهن/عین، هستند که دلیل آن مبنی بر عینیت و یکسانی ذاتی میان وجود عینی و ذهنی است.در حالی که اصل مبنا، یکسانی وجودات عینی و ذهنی، با ایرادات جدی مواجه است که به نظر نمی رسد به سادگی قابل ارتفاع باشد
۶۰۶۳.

قرآن و مسئله خفای خداوند در برهان اختفای الهی شلنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۱
برهان اختفای الهی به روایت شلنبرگ یکی از براهین علیه خداباوری است. در قرآن کریم آیاتی در مورد قوم بنی اسرائیل و درخواست آنان برای ادراک آشکارگی خداوند و همچنین آیات سوره مبارکه ضحی و قسم خداوند مبنی بر عدم غیبت خداوند از پیامبر آمده است. این آیات مسئله خفای الهی و عملکرد خداوند را در تقاضای انسان برای آشکارگی الهی تبیین می کنند. خداوند در پاسخ درخواست آشکارگی و عدم اختفا، هرگونه آشکارگی بصری و حسی را مطلقاً نفی می کنذ؛ اما مشاهده حسی و بصری تجلی خود را نفی نمی کند. بنابراین از دیدگاه قرآن، بین ایمان به خدای شخصی وار و آشکارگی او برای مؤمنان هیچ ضرورت منطقی وجود ندارد. نه آشکارگی خداوند با اعتقاد به خدای «شخصی وار کامل» تلازم دارد و نه اختفای الهی با آن متناقض است. اختفای الهی در نگاه قرآن یکی از سنت های خداوند است که نتیجه آن رشد معنوی و جستجوی عمیق تر حقیقت است و هرگاه قومی یا فردی صادقانه در جستجوی آشکارگی خداوند باشد، خداوند مطابق سنن خود، واقعه ای برای آنان پدید خواهدآورد تا بتوانند وجود او را در وقایع به طور حسی دریابند و با توجه به همگانی بودن سنن الهی، امکان ندارد کسی صادقانه در پی درک آشکارگی خداوند باشد و خداوند در پاسخ به این درخواست سکوت کند.
۶۰۶۴.

دانشنامه فلسفه استنفورد؛ ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۲
این مقاله به تحلیل نظام فلسفی جامع ابن‌سینا می‌پردازد و نشان می‌دهد که او سنت ارسطویی، متافیزیک نوافلاطونی و تحولات فلسفی و کلامی اسلامی را در قالب یک نظام خودسازگار و کامل تلفیق کرده است. گوتاس نشان می‌دهد که ابن‌سینا فلسفه را نه به‌عنوان مجموعه‌ای پراکنده از گزاره‌ها، بلکه به‌عنوان یک طرح کلی برای سازمان‌دهی معرفت و تحلیل تاریخ فلسفه در نظر می‌گیرد و آن را از طریق بازبینی و اصلاح میراث پیشینیان، حذف نظریات غیرقابل دفاع، شفاف‌سازی مباحث، و افزودن موضوعات جدید به‌ویژه در حوزه دین و پدیده‌های فراطبیعی، به‌روزرسانی می‌کند. در مرکز معرفت‌شناسی او، منطق قیاسی و «حدس» قرار دارند؛ عقل انسانی با استفاده از حواس بیرونی و درونی و توانایی حدس حد وسط معقولات را دریافت می‌کند، فرآیندی که امکان ارتباط عقل انسانی با عقل فعال و عقول فلکی و جریان «فیض الهی» را فراهم می‌آورد. این مدل به ابن‌سینا امکان می‌دهد تا وحی، نبوت، غیب، الهام، رؤیاها و دیگر پدیده‌های فراطبیعی را تحلیل و در چارچوب عقلانی توضیح دهد. افزون بر جنبه نظری، او فلسفه عملی را توسعه داده و شاخه‌هایی همچون اخلاق، سیاست، تدبیر منزل و صنعت شریعت‌گذاری را در نظام خود گنجانده است تا دانش نظری و عملی انسان در زندگی فردی و اجتماعی همزمان تحقق یابد. مقاله همچنین بر اهمیت نگاه تکاملی ابن‌سینا به تاریخ فلسفه تأکید دارد؛ دانشی که هر فیلسوف از طریق قیاس و نظریه حدس، میراث پیشینیان را بازبینی و به مرحله‌ای از فهمِ نزدیک‌تر به واقعیت معقول ارتقا می‌دهد. در نهایت، نظام فلسفی ابن‌سینا هم یک جهان‌بینی علمی و عقلانی است و هم برنامه‌ای عملی برای تربیت عقل انسانی و آماده‌سازی آن برای سعادت اخروی، که در آن زندگی تأملی و تعقل معقولات نقش محوری دارد.
۶۰۶۵.

ارزیابی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شبهه هیوم در منشأ تصور علیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۴
دیوید هیوم در بحث علیت به جست وجوی انطباعی پرداخت که منشأ تصور علیت باشد. او علیت را به مجاورت و تعاقب دو پدیده فروکاست و ضرورتی را که تا پیش از این بین علت و معلول تصور می شد انکار کرد و آن را به انس و عادت ذهنی انسان تقلیل داد. از سوی دیگر، علامه طباطبایی حقیقت علیت را فراتر از صرف مجاورت و توالی بین دو شیء می داند. علیت در نگاه او به معنای وابستگی و اتکای معلول به علت است. علامه طباطبایی علت و معلول را جزء معقولات ثانیه فلسفی می داند که به چنگ حواس نمی آیند، بلکه عقل آن ها را درک می کند. ابتکار علامه طباطبایی در این زمینه این است که نحوه پدید آمدن معقولات ثانیه فلسفی را از طریق علم حضوری تبیین می کند و به این ترتیب، مبنایی را برای تصور علت و معلول ارائه می کند. در پژوهش حاضر ابتدا دیدگاه هیوم و علامه طباطبایی به شیوه تحلیلی به گام های روشن تر و بسیط تری تجزیه شده است، سپس با رویکرد تطبیقی، نقاط مشترک و همچنین نقاط مورد اختلاف دو دیدگاه روشن می گردد.
۶۰۶۶.

تبیین سازگاری میان جبر و اختیار بر اساس نظریه خداگونگی انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۴۲
در این مقاله با روش عمدتا توصیفی-تحلیلی به تبیین، تحلیل و ارزیابی پاسخ ملاصدرا به این مسئله می-پردازیم که با اعتقاد به اصل علیت و توحید افعالی چگونه می توان اختیاری بودن اعمال انسان را پذیرفت. ملاصدرا بر اساس اصل علیت و تعیّن علّی می پذیرد که اختیار به معنای «امکان» یا «صحتِ» فعل و ترک نیست اما معتقد است حضور ویژگی هایی در فاعل باعث می شود که او را مختار و فعل او را اختیاری بدانیم. بدین سان دیدگاه وی نوعی سازگاری جبر و اختیار است که در صورت بندی کلامی از آن به «مکتب وسط» تعبیر می شود. مهم ترین تبیین او درباره مسئله اختیار انسان این است که آدمی به عنوان خلیفه خداوند و آئینه تمام نمای اوصاف الهی، از همه کمالات الهی و از جمله علم، قدرت و اختیار برخودار است. این راه حل مبتنی بر اعتقاد به نمونه انگاری انسان با خداوند یا خداگونگی انسان است که در برخی آیات قرآن و روایات ریشه دارد. ملاصدرا در این تبیین تلاش نموده است تا مبانی و اصول هستی شناختی و انسان شناختی خود در مورد وحدت تشکیکی وجود و مقام جامع و خلافت الهی انسان را در سازگاری با متون دینی و دیدگاه عارفان برای حل مسئله به کار گیرد. در پایان به بیان انتقادات و پاسخ هائی که می توان در مورد روش ملاصدرا و محتوای نظریه او مطرح نمود، خواهیم پرداخت.
۶۰۶۷.

بررسی مسئله «لحوق بدن به نفس» در معاد جسمانی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
دیدگاه علامه طباطبایی در ارتباط با معاد جسمانی و پذیرش نظر ملاصدرا از سوی ایشان، یکی از موارد محل بحث و اختلاف در میان شاگردان ایشان و اندیشمندان معاصر است. دلیل این امر، از یک سو، نقل قولی از مخالفت ایشان با نظر ملاصدرا و از سوی دیگر، تعبیر به کار رفته در آثار ایشان دال بر «لحوق بدن به نفس» است، از همین رو، برخی، نظر ایشان را مخالف با ملاصدرا و گاه منطبق بر نظریه مدرس زنوزی دانسته اند؛ اما از دیدگاه پژوهش حاضر، توجه به قرائن خارجی و سخنان نقل شده از علامه، نشان دهنده نادرست بودن این نگاه و هماهنگ بودن دیدگاه ایشان، با نظر صدرالمتألهین در خصوص معاد جسمانی است. معاد جسمانی از نگاه ایشان، نوعی حرکت استکمالی و اشتدادی است و از همین رو، نمی توان آن را بازگشت به مرتبه قوه و انفعال تفسیر کرد و از سوی دیگر، ایشان بر طبق نظریه روح المعانی، معنای حقیقی الفاظ را منحصر در مصداق مادی آن نمی دانند. در این بین، آنچه اصل برای تفسیر سخنان ایشان قرار می گیرد، دیدگاه ایشان در بحث از قوه و فعل است که بر طبق حرکت جوهری بیان می کنند وجود بالقوه و وجود بالفعل، موجود به وجود واحد هستند و انسان، وجود واحد سیّال و مستمری است که در آن، نفس و بدن با یکدیگر متحد هستند و لذا فرض جدایی و انفکاک بدن از نفس ممتنع است. این امر، شاهدی معتبر بر نادرستی این تفسیر است که لحوق بدن از نفس را به معنای جدایی بدن از نفس و سپس الحاق آن به نفس در روز قیامت تفسیر می کند. با این حال، رجوع به سخنان علامه، مشخص می کند که لحوق بدن به نفس، به معنای زائل شدن ملکات و صفات قسری برای نفس در برزخ و ایجاد بدن متناسب با کمالات و صفات عقلی نفس در روز قیامت است. از نگاه ایشان، سیر حرکت جوهری بدن، به معنای ایجاد بدنی متناسب با ملکات و صفات برزخی و صفات قابل زوال و سپس حرکت به سوی ایجاد بدنی متناسب با صفات و ملکات عقلی و صورت ذاتی سعادت و یا شقاوت برای انسان در روز قیامت است. لحوق نامیدن این امر، از آن جهت است که بدن در برزخ، مراحل تبدّل و تکامل مختلف را -براساس اعمال و رفتاری که انجام داده- طی می کند تا در نهایت به صورت بدنی دائمی و ابدی براساس صورت عقلی ایجاد و انشاء می شود و از همین رو، بدن اخروی، مماثل بدن دنیوی است و نه عین آن. دیدگاه مذکور، هماهنگ و منطبق با دیدگاه ملاصدرا در بحث از معاد جسمانی است که در بحث معاد جسمانی، دخالت عنصر را در بدن انسان نفی کرده و بیان می کند که در هر نشئه ای متناسب با آن، نفس، بدنی را برای خود ایجاد می کند.
۶۰۶۸.

باز تعریف معرفت با توجه به یافته های فلسفه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۲
از زمان گتیه تعریف معروف و قدیمی معرفت به عنوان باور صادق موجه با چالش مواجه شد، درست است که از همان زمان پاسخ های فراوانی به این موارد داده شده است اما این چالش برای فیلسوفان آزمایشی که گروه جدیدی از فلاسفه هستند که در دهه دوم قرن حاضر میلادی فعالیتشان را گسترش داده اند مضاعف بود، چرا که آنچه مورد استفاده فیلسوفان در مواجه با موارد گتیه بود، شهود بود که نزد آنان بسیار مشکوک شمرده می شد. به این ترتیب معرفت شناسی آزمایشی شکل گرفت و به سوال از شهود و تعریف معرفت پرداخت، با توجه به یافته های این پژوهش ها می توان به صورت رادیکال چنین ادعا کرد که برخلاف تعریف رایج، معرفت گزاره ای ذهنی، تنها باور موجه است و صدق، هر تعریفی که داشته باشد، جزئی از تعریف معرفت نیست و یا به شکل محافظه کارانه ای مدعی شد که مردم عادی در مواجهه با چیستی معرفت شکلی از وثوق گرایی را تایید می کنند.
۶۰۶۹.

بررسی مبنای متفاوت بودن معنا، مفهوم و مصداق در تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
مسئله اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، یکی از مهم ترین مباحث فلسفه اسلامی و زیربنای بسیاری از مسائل حکمت متعالیه و مرز بین فیلسوفان اسلامی و غرب می باشد که طرح آن به عنوان یکی از پایه ها و مبانی فلسفه اسلامی، از ابتکارات و افتخارات صدرالمتألهین است. در عصر حاضر، در تفسیر اصالت وجود صدرالمتألهین اختلاف است؛ به طوری که برخی هم مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند و هم واقعیت خارجی را از سنخ ماهیت می دانند، یعنی علاوه بر صدق حقیقی مفهوم ماهوی بر خارج، به عینیت خارجی ماهیت قائل اند و در عین حال آن را با اعتباریت ماهیت منافی نمی دانند. برخی نه به عینیت ماهیت قائل اند و نه حتی مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند. برخی نیز به عینیت ماهیت قائل نیستند، اما مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات بر واقعیت خارجی صادق می دانند؛ یعنی، بعضی ماهیت را حد وجود دانسته، بعضی تصور و خیال الوجود و بعضی عین و متن وجود. پژوهش حاضر به بررسی برداشت عینیت از ماهیت پرداخته با عنوان تفسیر عینیت از آن یاد کرده است و با روشی توصیفی- تحلیلی، و با هدف تبیین اصالت وجود صدرایی، به بررسی یکی از مبانی تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی پرداخته است. در تفسیر عینیت، وجود با ماهیت مقایسه شده و احکام وجود به ماهیت نسبت داده شده است و یکی از مبانی که توانسته اجازه چنین مقایسه نادرستی را صادر نماید، متفاوت بودن معنا از مفهوم و مصداق، در دیدگاه صاحب تفسیر عینیت است. نوشته پیش رو مبنای مذکور را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که: 1. «موجود» مشترک در دو اصطلاح «صدق بالذات» و «هویت خارجی» است و بنابر اصالت وجود، هرچند موجود به اصطلاح اول (صدق بالذات) بر «ماهیت» صادق است، ولی موجود به اصطلاح دوم (هویت خارجی) بر آن صدق نمی کند، ولی هر دو اصطلاح موجود، بر «وجود» صادق است. 2. در تفسیر عینیت از موجود به معنای اول بودن ماهیتْ، به موجود به معنای دوم بودن ماهیتْ رسیده است و حال آنکه جایگاه ماهیت فقط ذهن است و شیئیت آن فقط مفهومى بوده و شأن آن فقط حکایت از واقعیت خارجى است و سهم آن از واقعیت خارجى فقط صدق حقیقى بر آن و اتحاد با آن است (موجود به معنی اول)، نه اینکه خودِ همان واقعیت خارجى باشد (موجود به معنی دوم). 3. تفاوت بین مفهوم، معنی و مصداق، صحیح نیست؛ زیرا معنا، مصداق نبوده و همان مفهوم است و اختلاف آنها اعتباری است. 4. تفاوت بین مفهوم، معنا و مصداق، بر طبق دستگاه تفسیر عینیت نیز نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا بر طبق دستگاه تفسیر عینیت، معنا به مصداق رجوع می کند و نمی توان آن را امری جدای از مصداق در نظر گرفت. 5. «مفهوم» از آن جهت که «کلی» است، حیث حاکویت دارد و حاکی است و از این جهت که به وجودی عینی و شخصی «موجود» است، همواره محکی است و در تفسیر مذکور این دو حیث های مفهوم به عنوان دو امر جدای از هم انگاشته شده است.
۶۰۷۰.

تربیت عرفانی مبتنی بر علم وجودی اشتدادی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۱
نوشتار پیش رو بروش توصیفی تحلیلی، درصدد تبیین اهداف و مراتب تربیت عرفانی بر مبنای علم وجودی اشتدادی و دلالتهای آن در حکمت متعالیه است. ملاصدرا بر اساس مبانی فلسفی خود، علم را مساوق با وجود و دارای احکام آن، ازجمله اشتداد میداند. او با تأکید بر تناظر مراتب وجودی انسان با مراتب هستی، علم، حقیقت و سعادت بمثابه ساختارهای علم اشتدادی، ضمن ارائه نگرشی نو از علم، تصویری جدید از انسان و چگونگی تربیت نفوس انسانی ترسیم مینماید. در اندیشه وی، تربیت انواع مختلف دارد. بالاترین مرتبه آن، تربیت عرفانی است که خود ذومراتب بوده و مراتب مختلف آن در بستر علم وجودی اشتدادی، یکی پس از دیگری بمنظور استکمال نفس آدمی تحقق میابند. بر همین اساس، انسان در سیر تربیتی خود، در هر مرتبه از تربیت با اشتداد در علم، مرتبه برتری از هستی و حقیقت را احراز کرده و با قرار گرفتن در هر مرتبه از وجود، به ادراکی متناسب با آن نایل میگردد و به سعادت و لذتی متناسب با آن ادراک میرسد. این سیر استکمالی بهمین شیوه تا رسیدن به هدف غایی تربیت عرفانی که معرفت خداوند و بقاء بالله است، ادامه می یابد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که الگوی «تربیت عرفانی مبتنی بر علم اشتدادی» از شاخصه ها و دلالتهایی نظیر همگانی، تشکیکی و اشتدادی بودن آن و برسمیت شناختن فهمها و کشفهای عرفانی متعدد برخوردار است؛ بدون اینکه متربی در دام نسبیت گرایی و پلورالیسم گرفتار شود.
۶۰۷۱.

بررسی تأثیر رسانه بر شخصیت از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۵
رسانه ها بعنوان پدیده های نوین عصر حاضر، تأثیراتی گسترده بر ابعاد مختلف زندگی انسانها داشته اند و بهمین دلیل، گستره یی وسیع از پژوهشهای حوزه رسانه به بررسی تأثیرات رسانه بر انسان اختصاص یافته است. برخلاف پژوهشهای چشمگیر مرتبط با نظریات رسانه، کمتر پژوهشی به بررسی زیرساختها و مبانی فکری این نظریات پرداخته است. مقاله به بررسی تأثیر رسانه ها بر شخصیت انسان از منظر فلسفه صدرایی میپردازد و بدنبال آنست که نظریه های حوزه رسانه را با مبانی صدرایی بحث شخصیت مورد مداقه قرار دهد. فلسفه ملاصدرا با تأکید بر اصولی همچون حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، چارچوبی عمیق و گسترده برای تحلیل تغییرات شخصیتی ناشی از تعامل با رسانه در اختیار ما قرار میدهد. در این بررسی، ضمن بیان الگوهای تأثیرات رسانه، نحوه تأثیرگذاری محتوای رسانه ها بر جوهر و ذات انسان مورد توجه قرار گرفته و تبیین میشود که بر اساس مبانی انسان شناسی صدرایی، چگونه این تعاملات میتوانند به تغییرات بنیادین در شخصیت و ادراک انسان منجر شوند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده مداوم و بیرویه از رسانه میتواند به تحولاتی عمیق در ساحتهای مختلف شخصیتی، ازجمله اخلاق، هویت و خودآگاهی منجر شود.
۶۰۷۲.

خوانش ملاصدرا از فخر رازی در نفی ماهیت از واجب(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
خوانش یک اندیشمند یا مکتب فلسفی از دیدگاه های رقیب، بیان گر میزان غنای فکری آن فرد یا مکتب و شاخصی در آزمودن قوت و ضعف او در برابر سایر نظرات است. اهمیت استخراج و بررسی این خوانش ها علاوه بر مزایای آموزشی، ضرورتی پژوهشی در پیشبرد مسائل فلسفی و قضاوتی صحیح برای انتخاب آرای برتر است. یکی از موضوعات مهم فلسفی که علاوه بر امور عامه، جایگاه مهمی در الهیات به معنای اخص و به دنبال آن مسائل کلامی دارد، بحث از احکام واجب تعالی است. هدف پژوهش حاضر این است که خوانش ملاصدرا از فخر رازی را در انتساب ماهیت به واجب الوجود مورد کاوش قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که: ملاصدرا به عنوان مدافع «نفی ماهیت از واجب»، چه خوانشی از دلایل و اشکالات فخر رازی در مخالفت با این آموزه فلسفی دارد؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که، ملاصدرا واجب را عین وجود و منزه از ماهیت می داند، اما برخی چون فخر رازی حقیقت او را ماهیتی می شمارند که وجود بر آن عارض شده است. صدرالمتألهین ضمن اقامه براهین گوناگون، دیدگاه رازی را هم نقد کرده است. در پژوهش حاضر رأی ملاصدرا در «نفی ماهیت از واجب» با اصولی چون بساطت واجب و امتناع تقدم شئ برخود اثبات شده است. ملاصدرا استدلال خود را با رد شبهه وارد شده از طرف رازی کامل کرده است. در مرحله بعد، نقدهای صدرا بر اشکالات چهارگانه و هستی شناسانه فخر رازی نسبت به این آموزه آمده است. اشکالات مذکور در واقع واکنش وی به مشائین است. رازی بدون اینکه مبنای خود را در اصالت ماهیت به صحنه بیاورد، تلاش کرده است با محور قرار دادن مبانی فکری مشائی در وجود و ماهیت، آموزه «نفی ماهیت از واجب» را به چالش بکشد. خوانش ملاصدرا در واقع به نقد و رد این اشکالات برمی گردد. مواجهه ملاصدرا با رازی تا نقد استدلال معرفت شناسانه فخر و پاسخ به قوی ترین دعاوی او در اثبات ماهیت برای واجب ادامه یافته است. مقایسه تطبیقی این دو اندیشمند نشان می دهد که ملاصدرا با تسلط بر پیشینه موضوع و استفاده از اصول صحیح، رأی خود را ثابت کرده است، تا جایی که با استفاده از آن اصول، پاسخی پیشنهادی به دو دلیل دیگر رازی که ملاصدرا به آن متعرض نشده نیز در خلال این پژوهش ارائه شده است. در نهایت باید گفت، ریشه نارسایی نظرگاه رازی را باید در قول به اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود، غفلت از تشکیک در وجود و سرایت احکام مفهوم وجود به مصادیق آن جستجو کرد. مسائلی که فهم صحیح از آن، سبب توفیق ملاصدرا در ارائه خوانشی انتقادی از رازی شده است. پاسخ های مبنایی و بنایی او به صورتی است که در این نزاع فکری موفق به پوشاندن رخنه های براهین حکمای مشاء در نفی ماهیت از واجب می شود. وی این رسالت را با تکیه بر مبانی خاص خود در حکمت متعالیه و ناظر به هر دو جنبه هستی شناسانه و معرفت شناسانه به سرانجام رسانده است.
۶۰۷۳.

تأثیر داستان های فلسفی بر درک کودکان از مفهوم عین الربطی معلول به علت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
نحوه پرورش تفکر منطقی در کودکان، امروزه به دغدغه مشترک جهانی بدل شده و در جهان رویکردها و اصول متفاوتی در این امر وجود دارد. در رویکردی که مبنای پژوهش حاضر است، همراه با رشد مهارت تفکر در کودکان، آموزش مفاهیم فلسفی خصوصاً مفاهیم حکمت متعالیه مهم تلقی می گردد؛ چراکه رشد تفکر برمبنای صحیح، بهتر از رشد تفکر بدون پایه است. از میان مبانی این حکمت، اعتقاد به نحوه رابطه موجودات با خداوند به عنوان علت هستی بخش، از مهم ترین مسائلی است که می تواند بر ارتقای درک توحیدی و ایجاد بنیان های اعتقادی قوی در کودکان مؤثر باشد. همچنین اثبات امکان آموزش این مفهوم دشوار در مقیاسی کوچک، راه را برای آموزش مفاهیم دیگر در مقیاس های گسترده تر هموار می کند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و میدانی، ضمن بررسی این مسئله از دیدگاه فلاسفه اسلامی، به بررسی تأثیر دو طرح داستانی در القای مبنای صحیح در این زمینه پرداخته است. هدف این تحقیق تعیین تأثیر داستان های مذکور بر درک کودکان از رابطه عین الربطی معلول به علت است. در این بررسی نیمه تجربی، یک گروه پانزده نفره از کودکان سیزده تا شانزده سال به صورت تصادفی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان داد، دو طرح داستانی که برای القای مفهوم عین الربطی معلول به علت به کودکان 13 تا 16 ساله نگاشته شده بود (با در نظر گرفتن نتایج حاصل پیش آزمون و پس آزمون و سنجش آن با استفاده از آزمون t وابسته) در رسیدن به هدف موفق بوده و درک کودکان از این مفهوم را افزایش داده است. از اثبات امکان انتقال یکی از دشوارترین مفاهیم فلسفی به کودکان در مقیاسی کوچک، این نتیجه را می توان گرفت که اگر متخصصان این زمینه با همکاری نویسندگان ماهر به این عرصه ورود کنند و داستان هایی جذاب برای کودکان نوشته شود؛ می توان مفاهیم مهم فلسفه اسلامی را به کودکان انتقال داد و از این طریق، اعتقادات آنها را با مفاهیم صحیح پایه ریزی نمود.
۶۰۷۴.

بررسی انتقادی ایرادات زنوزی بر نظریه وحدت وجود ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۰
«وحدت وجود» بنیادیترین و اصلیترین مسئله یی است که در عرفان اسلامی از سوی ابن عربی و شارحان مکتب وی مطرح شده است. عرفا با استفاده از ظهورات و تجلیات خداوند طبق قابلیت و استعداد اعیان ثابته، وحدت وجود را اثبات کرده اند، اما قابلیت اثبات برهانی وحدت وجود، یکی از چالشهایی است که فلاسفه و متکلمان با آن مواجه بوده اند که در نهایت، با اقامه برهان «رابط بودن معلول نسبت به علّت» توسط ملاصدرا، تبیینی برهانی از این مسئله فراهم آمد. آقا علی مدرس زنوزی یکی از بارزترین شارحان و مدرسان حکمت متعالیه پس از ملاصدراست که انتقاداتی چند نسبت بر این نظریه وارد کرده است. عمده اشکالات وی ناشی از غفلت از اثبات برهانی وحدت وجود با استفاده از برهان وجود رابط است.
۶۰۷۵.

صدور معلولات از علت نخستین و مدل سازی آن با استفاده از مفهوم تابع در ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
این مسئله که کثرت مشهود در جهان چگونه از علت نخستین ایجاد شده، در کلام اندیشمندان موحد به ویژه فیلسوفان و متکلمان اسلامی محل مناقشه و تضارب آراء بوده است. مسئله محوری این بحث نیز قاعده الواحد است که اختلاف آرای بسیاری درمورد صحت و همچنین تفاسیر آن مشاهده می شود. در این نوشتار به روش تحلیلی توصیفی ابتدا به نقد برخی اقوال در این مسئله پرداخته شده و در ادامه به منظور دست یابی به تبیین صحیح ایجاد کثرت، ابتدا مدعای اصل سنخیت بررسی و اثبات می شود که برخلاف برخی اقوال نباید از این اصل در اثبات قاعده الواحد استفاده کرد، بلکه این قاعده را می توان با دقت در تعریف علت تامه اثبات کرد. پس از اثبات این مطلب که طبق تقریر صحیح قاعده الواحد هر علتِ تامه واحدی معلول واحدی دارد، نحوه ایجاد کثرت در معلولات را می توان به شیوه ای شبیه به بیان خواجه نصیرالدین طوسی در شرح اشارات تبیین کرد که هم قاعده الواحد نقض نشود و هم اشکالات مخالفان این قاعده وارد نباشد. در نوشتار حاضر برای درک ساده تر این مسئله با اثبات اینکه رابطه علیت مصداقی از «تابع» در ریاضیات است، صدور کثرت از علت نخستین، مدل سازی و در خاتمه مزایای این مدل سازی بیان می شود.
۶۰۷۶.

بررسی رابطه کثرت ماهوی با تشکیک عَرْضی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۵
تشکیک وجود بعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مبانی حکمت متعالیه، همواره مورد بحث اندیشمندان بوده است. با تمام اختلافاتی که در تعریف تشکیک، وجود دارد، مسلم است که اولاً، در تشکیک باید وحدت و کثرت حضور داشته باشد؛ ثانیاً، کثرت آن به وحدت بازگردد. کثرت از یک حیث، به کثرت وجودی و کثرت ماهوی تقسیم میشود. کثرت وجودی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از وجود، و کثرت ماهوی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از ماهیت است. نوشتار پیش رو درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که آیا کثرت ماهوی به وحدت بازمیگردد، تا در آن تشکیک جریان یابد؟ برخی از عبارات و گفته های حکما این گمان را ایجاد میکند که آنان کثرت ماهوی را به وحدت ارجاع داده و آن را با تشکیک عرْضی برابر میدانند. اما بباور نویسنده، کثرت ماهوی نه تشکیک عرْضی وجود، بلکه کثرت عَرَضی آن را ببار می آورد. اتحاد ماهیت با وجود سبب میشود کثرت ماهوی به وجود سرایت کند و وجود ثانیاً و بالعرض، به کثرت ماهوی متصف شود، اما این بمعنای آن نیست که تشکیک عرْضیِ وجود برخاسته از ماهیت باشد. این نوشتار با تبیین حقیقت تشکیک و اقسام آن، به تبیین مدعای مذکور و اقامه دلیل بر آن میپردازد.
۶۰۷۷.

بررسی و نقد رجعت و معراج در اندیشه علامه رفیعی قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۵
بازگشت جسمانی گروهی از انسانها به جهان مادی در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) و پیش از قیامت با نام «رجعت» و سفر جسمانی پیامبر(ص) در زمان زندگانیشان به جهان غیرمادی با نام «معراج» شناخته میشود. بعضی اندیشمندان و عالمان جهان اسلام رجعت را رد میکنند و وقوع آن را محال میدانند، گروهی بدون اینکه در مورد کیفیت آن صحبت کنند، آن را میپذیرند، بعضی نیز با استدلال عقلی بدنبال اثبات آن هستند. مسئله معراج اما مورد اتفاق اکثر اندیشمندان اسلامی است، در عین حال، درباره چگونگی حادث شدن آن، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. علامه رفیعی قزوینی یکی از متفکرانی است که به مبحث رجعت و معراج ورود کرده و توانسته است به برخی از شبهات بروش عقلی پاسخ بدهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه یی، بدنبال پاسخ به این پرسشیم که علامه رفیعی با چه استدلالی توانسته است وقوع رجعت و جسمانی بودن معراج را اثبات نماید؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که ایشان از طریق سه مقدمه عقلی یعنی علاقه روح به بدن مادی، لزوم ظهور خاصیت وجودی پیامبر(ص) و اهل بیت (علیهم السلام)، و محال بودن قسر دائمی بر وقوع رجعت بصورت جسمانی تأکید دارد. او در مبحث معراج نیز قائل به سفر جسمانی و روحانی پیامبر(ص) به عالم ملکوت است و کوشیده آن را با مبانی فلسفی و عقلانی اثبات نماید.
۶۰۷۸.

بازکاوی خاستگاه انصاف در فلسفه اخلاق اسلامی؛ تحلیل محتوای کیفی روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
انصاف از پربسامدترین واژه های کلام بشری و از مفاهیم اساسی فلسفی، حقوقی و اخلاقی است. با وجود کنکاش اندیشمندان علوم مختلف درباره انصاف، هنوز برخی زوایای آن مبهم است یا به درستی تبیین نشده است. پژوهش حاضر بر پایه داده های کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوای کیفی روایات، در پی پاسخ به این پرسش اساسی در حوزه فلسفه اخلاق است که خاستگاه انصاف چیست؟ تا از رهگذر آن برای تحقق انصاف و آثار مثبت آن همچون سعادت و اعتلای فرد و جامعه، شایسته سالاری در انتخاب و انتصاب افراد، رفع شبهه ذهنی و پیش گیری از داوری های نادرست زمینه سازی کند. از ظاهر برخی روایات درباره چیستی خاستگاه انصاف، دو پاسخ شرع یا عقل برداشت می شود. اما بررسی مجموع روایات و توجه به قواعد حل تعارض همچون نوع دلالت و رابطه دوسویه میان عقل و شرع نشان می دهد انصاف از برترین فضائل اخلاقی درونی و حق محورِ برخاسته از عقل است و ایمان از مهم ترین محرک های آن به شمار می آید. همچنین اشاره به ضرورت عقلی انصاف در سخن برخی اندیشمندان و سرچشمه گرفتن بیشتر عوامل برانگیزاننده به انصاف مانند بیزاری از بدی، خیرخواهی و جوانمردی، یا بازدارنده از آن مانند خشم، پستی و ناتوانی، از عقل این نتیجه را تأیید و تقویت می کند. بنابراین انصاف در حوزه اخلاق اسلامی، امضایی است نه تأسیسی و تنها ویژه دیندارها نیست و افراد بی دین نیز می توانند منصف باشند.
۶۰۷۹.

بازخوانی حکمی مؤلفه های نظام سلوک عرفانی خواجه طوسی با محوریت کتاب اوصاف الاشراف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۰
بی تردید خواجه نصیرالدین طوسی از نوادر و نوابغ علمی جهان اسلام است. این شخصیت برجسته درزمینه علوم مختلفی نظیر فلسفه، کلام، منطق، ریاضیات و نجوم صاحب نظر بوده است و نظریات علمی وی در مواضع متعددی جنبه ابداعی و تأسیسی دارد. در میان آثار علمی خواجه نصیرالدین طوسی، کتاب «اوصاف الاشراف» درزمینه عرفان و سیروسلوک عملی از جایگاه خاصی برخوردار است؛ چه اینکه خواجه طوسی که بیشتر به عنوان دانشمندی کلامی فلسفی شناخته می شود، در این کتاب در قامت عارفی مبرز ظاهر گشته و به نحوی نسبتاً مفصل به تبیین مقامات و منازل سیروسلوک در عرفان عملی می پردازد. به نحوی که می توان اثر او را در قالب یک نظام واره و الگوی عرفان عملی معرفی نمود. در این اثر، خواجه به معرفی یک نظام سلوکی عرفانی با مؤلفه های مشخص نظیر «نیت و تفکر»، «صدق»، «انابت»، «محبت»، «مراقبت و محاسبه»، «اخلاص»، «توحید» و... می پردازد. هدف نوشتار پیش رو آن است که ضمن تبیین هریک از مؤلفه های فوق، آن ها را در سنجه حکمت و برهان نیز بسنجد تا جنبه عقلانی و استدلالی این مؤلفه ها آشکار گردد و مشخص گردد که برخلاف برخی از دیدگاه ها، میان دستورالعمل های سلوکی و عرفانی با آموزه های عقلی تباین وجود ندارد.
۶۰۸۰.

اعتبارسنجی و تحلیل حدیث خصال سبع در مراتب خلقت و تدبیر عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
نحوه خلقت و مدیریت عالم از سوی خداوند متعال، از مسائلی است که فهم همه جهات آن برای انسان ممکن نیست. اما انسان می تواند با بهره گیری از عقل و به کمک احادیث اهل بیت(ع) به مقدار ظرفیت خویش، بخش عمده ای از این زوایای پنهان را درک کند، چنان که در برخی از احادیث درباره خلقت و مدیریت جهان هستی و تقدیر موجودات، به نقل از امامین صادقین(ع) آمده است: «لاَ یَکُونُ شَیْءٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاَ فِی اَلسَّمَاءِ إِلاَّ بِهَذِهِ اَلْخِصَالِ اَلسَّبْعِ بِمَشِیئَهٍ وَ إِرَادَهٍ وَ قَدَرٍ وَ قَضَاءٍ وَ إِذْنٍ وَ کِتَابٍ وَ أَجَلٍ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَقْدِرُ عَلَى نَقْضِ وَاحِدَهٍ فَقَدْ کَفَرَ». این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی سندی و دلالی حدیث مذکور، به تبیین مراتب هفتگانه و نسبت آن ها با یکدیگر می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد این مراتب در نظامی طولی قرار دارند و هیچ فعلی در عالم هستی خارج از این نظام محقق نمی شود. این حدیث با تأکید بر حاکمیت این نظام بر تمام افعال، دیدگاه تفویض معتزلی را که قائل به استقلال انسان در افعال خویش است، نفی می کند. فهم این نظام دقیق، علاوه بر تبیین نحوه خلقت و تدبیر عالم، جایگاه اختیار انسان را نیز در نظام هستی روشن می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان