به گواهی تاریخ، زندگانی پیامبر اسلام(ص) سراسر با کرامات و حوادث معجزه گونه همراه بوده است که همگی حکایت از عظمت شخصیت آن حضرت(ص) دارد. با وجود این فضائل، عده ای حوادث و وقایعی را به پیامبر(ص) نسبت داده اند که حاصلی جز وهن شخصیت پیامبر بزرگ اسلام و خدشه به عصمت و عظمت ایشان در برندارد. از جمله این حوادث داستان «شق صدر النبی(ص)» را می توان ذکر کرد. در کتاب های روایی و تاریخی عامه مطالبی در مورد شکافتن سینه پیامبر در دوران کودکی هنگامی که نزد حلیمه سعدیه بود، نقل شده است و راویان این داستان آن را در شمار فضایل و کرامات حضرت محمد(ص) بر شمرده و به بحث و تفصیل در مورد آن پرداخته اند.
این نوشتار، پژوهشی در مورد داستان «شکافتن سینه پیامبر» در کودکی و تحلیل عدم همخوانی آن با عصمت پیامبر(ص) است.
سقراط؛ فیلسوف و حکیم شفاهی یونان اثری مکتوب که دربردارنده جهان بینی و اعتقادات او باشد از خود بر جای نگذاشت بلکه محاورات، گفتگو ها، مجادلات و جلسات درس بازارگونه او به وسیله شاگردانش از جمله گزنوفون و افلاطون، پس از مرگ استاد به رشته تحریر درآمد.
«محاورات سقراطی» مجموعه ای نمایش نامه وار است که در آن ها افلاطون به شرح و بیان دیدار و مناظره سقراط با افراد مشهور تاریخی نظیر پروتاگوراس، گرگیاس و تئایستوس میپردازد.
این نوشتار میکوشد تا با بررسی قالب و محتوای این محاورات، وجود ویژگیهای مشترکی نظیر اشتراک موضوعی، سادگی زبان ، اشارات فراوان اخلاقی، وحدت روش، دعوت به علم آموزی و اعتراف به جهل و نادانی و جنبه ادبی قوی را در گفتارهای سقراط به اثبات رساند.
نگارنده به رغم بینتیجه ماندن اغلب این محاورات، این مقوله را ناشی از وسعت نظر و نگاه عمیق سقراط به موضوعات مورد بحث میداند که به شدت با دیدگاهی که این محاورات را به دلیل بینتیجه ماندن، بیفایده تلقی میکند،در تقابل به سر میبرد.