در این مقاله تلاش شده است که از میان سه منظر برای بررسی تلویزیون یعنی مخاطبان، محتوای برنامه و نظام تولید، با بررسی نظام تولید برنامه های دینی تلویزیون، سیاست ها و رویکرد های تولید برنامه های دینی آشکار گردد. روش نیل به این مقصود، مطالعه کیفی است که در آن از سویی اسناد سازمان صدا و سیما بررسی گردیده و از سوی دیگر با متولیان تولید برنامه های دینی در سطوح مختلف مصاحبه مبسوطی صورت گرفته است تا از مجموع آن بتوان به چشم اندازی در این رابطه دست یافت. از مجموعه مباحث می توان نتیجه گرفت که در برنامه های دینی تلویزیون ایران، تعریف، اهداف، ضوابط، سیاست ها و رویکرد ها همگی نیازمند بازنگری است. علاوه بر این عناصری همچون مخاطب، خلاقیت، اقتصاد تولید، پژوهش و تولید و به طور کلی فرایند تولید ارزیابی شده است.
یکی از بهترین شاخص ها در ارزیابی عملکرد فرهنگی یک نظام، الگوهایی است که هر نظام یا فرهنگ از طریق تولیدات و محصولات فرهنگی، مثل فیلم های سینمایی ارائه می دهد. از مهم ترین الگوهایی که سینمای ایران می تواند به جامعة اسلامی ارائه دهد، الگوی شخصیتی مرد و زن مسلمان است. انتظار این است که سینما با واقع بینی و شناخت برگرفته از فرهنگ اسلامی، به ارائة الگوی مناسب از شخصیت مرد یا زن بپردازد.
هدف از این نوشتار، بررسی شخصیت مرد در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی و تطبیق آن با فیلم سینمایی «واکنش پنجم» می باشد. بُعد اسلامی این فرهنگ، از متون دینی، و بُعد ایرانی آن از بررسی اشعار سعدی به دست آمده است. همچنین برای نمونه، فیلم سینمایی «واکنش پنجم» با روش تحلیل روایت و تحلیل رمزگان جان فیسک، تجزیه و تحلیل شده است. حاصل اینکه ویژگی های ارائه شده در این فیلم برای شخصیت مرد، نه تنها با فرهنگ اسلامی تطبیق ندارد، بلکه غالباً برخلاف آن است.
در برداشتی کلی، این مقاله دربارة موسیقی و زوایای جامعه شناختی آن است. فرض اساسی این مقاله آن است که موسیقی و تحوّلات و مفاهیم آن در خلأ اجتماعی ـ فرهنگی تولید نمی شود، بلکه موسیقی به نحوی برساخته ای اجتماعی ـ فرهنگی است. در میان انواع گوناگون موسیقی که به نحوی گروه های اجتماعی به آن گرایش دارند، این مقاله به طور مشخص گرایش جوانان ایرانی را به موسیقی پاپ و همبسته ها و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن بررسی کرده است. برای نیل به این هدف، این مطالعه با اتخاذ یک رویکرد نظری تلفیقی و یک رویکردی روش شناختی کمّی و با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسش نامه 200 نفر از دانشجویان ورودی سال 1388 دانشگاه تربیت معلم را به صورت نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب کرده و مورد مطالعه قرار داده است. یافته ها و نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهند که میان مفهوم سرمایة فرهنگی و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مثبت معنی داری وجود دارد. این در حالی است که رابطة آماری معنی داری میان دین داری و شاخص گرایش به موسیقی پاپ وجود ندارد. به علاوه، میان متغیر پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (SES) و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مستقیم معنی داری وجود دارد. همچنین، جنس دانشجویان تفاوت معنی داری در گرایش آن ها به موسیقی پاپ ایجاد نمی کند. نتایج این مطالعه همچنین مؤید آن است که در میان جوانان مورد بررسی، بیشترین میزان گرایش به موسیقی پاپ به ترتیب به موسیقی پاپ داخلی، موسیقی پاپ ضبط شده در خارج از کشور، و موسیقی پاپ خارجی بوده است.
موبایل به منزله یکی از فناوری های نوین و تأثیرگذار ارتباطی هم اکنون حضوری ناخوانده، ولی فعال در بین نوجوانان و جوانان دارد و در فضاهای آموزشی بسیاری، سنن و آموزه های تعلیم و تربیت سنتی را به چالش می کشد. در این راستا، مطالعه درباره رابطه میان استفاده از موبایل و جامعه پذیری مدرسه ای دانش آموزان، درواقع ردیابیِ یکی از مسائل اجتماعیِ بالقوه ای است که نه تنها در جامعه ما، بلکه در ملل دیگر نیز به تدریج توجه و تمرکز محققان و کارشناسان ـ و البته مسئولان و برنامه ریزان اجتماعی ـ را به خود معطوف کرده است.
در پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه میان نحوه استفاده از موبایل با جامعه پذیری مدرسه ای از نظریه های جامعه شناسانی چون: «مانوئل کاستلز»، «هانس گسر»، «اینگلهارت» و دیگران استفاده کرده و در انجام تحقیق از روش پیمایشی بهره برده ایم.
یافته های پژوهش نشانگر آن است که در مجموع بین الگوی استفاده از موبایل با توجه به ابعادی چون: شدت و میزان استفاده، نوع نگرش و استفاده (ابزاری یا بیانگر)، موقعیت های استفاده (مناسب یا نامناسب) و سابقه استفاده از موبایل با میزان جامعه پذیری مدرسه ای رابطه معنادار وجود دارد.
امروزه رسانه های جمعی به عنصری مهم تبدیل شده و بر همه عرصه های زندگی اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نفوذی انکارناپذیر دارد. تلویزیون ایران که در سطحی کلان هدف خود را انسان سازی و ایفای نقش دانشگاهی بزرگ معرفی کرده باید در ایفای نقشی فرهنگ ساز به شکل جدی ورود پیدا کند.
از این رو، در این مقاله ابتدا به چگونگی فرهنگ سازی رسانه ها در ابعاد گوناگون فرهنگ می پردازیم و در ادامه با توجه به اهمیت نهاد خانواده در جوامع امروزی، چگونگی بازنمایی آن را در متون تلویزیونی بررسی خواهیم کرد. به همین منظور ابتدا پس از بیان تقسیم بندی هایی از فرهنگ، آن را به سه حوزه اصلی باورهای بنیادین، ارزش ها و هنجارها و رفتارها تقسیم می کنیم و سپس نحوه ورود رسانه در هر کدام از این ابعاد را با توجه به اصول سند چشم انداز بررسی می کنیم.
در نهایت اینکه رسانه ها به منظور فرهنگ سازی در جامعه و به خصوص نهاد خانواده باید در گام نخست تغییراتی را در سطح باورهای بنیادین و در ادامه در سطح ارزش ها و هنجارها به وجود آورند؛ همچنین برنامه ریزی بر روی باورهای بنیادین که در قاعده هرم قرار دارد، بسیار تأثیرگذارتر از انواع دیگر هرم خواهد بود، چراکه این بُعد از فرهنگ اگرچه ممکن است کم رنگ شود، هیچ گاه از بین نخواهد رفت.