فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۲۱ تا ۳٬۲۴۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی هنر، رویکردی مردم شناختی است که هنر را در زمینه جامعه تولیدکننده آن مطالعه می کند و بر آن است که بررسی هنر جامعه ای خاص، بیشتر در ارتباط با جایگاه آن در همان جامعه امکان پذیر باشد و فهم آن نیز در جایی که تولید شده است، با درک و فهم اعضای جوامع دیگر تفاوت دارد. در این پژوهش، با مطالعه ای مردم نگارانه، بعد عاملیت قالی که در زبان ترکمنی بدان «هالی» می گویند، در روستای دویدوخ بررسی و تحلیل های کیفی انجام شد. داده های تحقیق، با انجام مصاحبه، مشاهده و بررسی کتابخانه ای و الکترونیکی جمع آوری شدند. پرسش اصلی پژوهش آن است که هنر به ویژه قالی (دوروی ابریشمی) چه نقشی در تعاملات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستای دویدوخ ایفا می کند و هنرمند در این راستا چه نقشی دارد. نتایج نشان می دهد قالی در عین رقابت، سبب انسجام و اتحاد افراد جامعه بوده و به نوعی یکی از حلقه های اتصال آنان با یکدیگر است. هنر و هنرمند در این جامعه معادل کار (آیش) و کارگر (ایشلی/ایشچی) است. هنرمند جایگاه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد. مهارت در نوع بافت، کیفیت بافت و مواد اولیه موجب متمایزشدن این محصول در ایران و جهان شده است و همین امر هنرمند را ترغیب کرده است تا در حفظ این تمایز کوشش کند. علاوه بر اینکه قالی منبع اصلی درآمد اهالی روستا است، یکی از مهم ترین عوامل حفظ و انتقال هویت قومی و تاریخی نیز هست. البته در سال های اخیر تغییرات و تحولات در نوع نقوش قالی ها روی داده و اغلب سلیقه خریداران بر آن تأثیر گذاشته است. با این وجود ، هنرمند روستای دویدوخ با خلق شی ء هنری خاص موجب رونق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می شود.
مطالعه انسان شناسی مدیریت بدن زنان با تاکید برجراحی (بای پس معده) درمنطقه ۲ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
141 - 162
حوزههای تخصصی:
در دوره جدید مدیریت بدن به واسطه جهان گستری مدرنیته، از اهمیت زیادی در بین بانوان برخوردارشده است. دغدغه های زنان در خصوص تناسب اندام و روابط اجتماعی با دیگران و قضاوت های آن ها درباره خودشان افزایش یافته است. الگوبرداری از نمونه های رسانه ای و تکنولوژی که منجر به ظهور فرهنگ مصرفی جدید شده است، موج نوینی از تمایلات و اقدامات زنان را در تنظیم و مدیریت بدن شکل داده است. هدف مقاله حاضر، بررسی نقش جراحی های زیبایی در مدیریت بدن در بین زنان مراجعه کننده برای جراحی بای پس معده است. در بخش روش، محوریت تحقیق، مطالعات کیفی و توصیفی تحلیلی و ابزار برای گردآوری داده ها، مشاهده مستقیم و مصاحبه عمیق بوده است. در بخش نظری از مکتب فرهنگ و شخصیت با تاکید بر نظریه های جنسیت مارگارت مید و داغ ننگ گافمن همچنین مکتب کارکردگرایی با تاکید بر نظریه نیاز مالینوفسکی استفاده شده است. نتایج نهایی پژوهش حاکی از آن است مدیریت بدن نشان دهنده اعتقادات درونی، تصورات ذهنی، هویت جنسی و فرهنگی فرد می باشد. برخی از افراد در مدیریت بدن با رژیم غذایی، تغییر شیوه زندگی، دارو-درمانی و روان-درمانی ناموفق بوده اند. در فرهنگ مدیریت بدن دسترسی به شبکه های ارتباطی، فشارهای هنجاری و پایگاه های اقتصادی-اجتماعی در انجام این عمل موثر بوده اند. لذا فناوری های مدرن و فرهنگ ظاهرگرایی در زنان به منظور رسیدن به اندام مناسب به منزله داشتن احساس رضایت شخصی و اعتماد به نفس بوده است. خرده فرهنگ های شکل گرفته در جریان جراحی های لاغری و خودآرایی که ناشی از تغییر سبک زندگی امروزی می باشد نیز نقش موثری در ارزش های اجتماعی زنان و تجسم زنانگی ایفاءکرده است. جراحی بای پس معده روشی برای درمان چاقی، پیشگیری برخی از بیماری های مرتبط، خودنمایی و بهبود کیفیت زندگی می باشد.
نقش گروه های اجتماعی-فرهنگی در شکل گیری کوی های مسکونی دوره پهلوی دوم در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت، کمبود زمین و شیوه های معماری نوین، طراحان را به ساخت مجتمع های مسکونی سوق داد. در ایران ساخت کوی های مسکونی برای اقشار مختلف اجتماع از دوره ی پهلوی دوم آغاز شد. رابطه بین بنیان های اجتماعی و فرهنگی قشر ساکن در مجتمع های مسکونی و معماری مسکن از مسائل اساسی است که عدم توجه به آن می تواند فعالیت های ساکنان را مختل نماید. هدف پژوهش بررسی نقش گروه های اجتماعی-فرهنگی در چگونگی شک ل گیری کوی های مسکونی دوره پهلوی دوم در تهران است. گروه های اجتماعی- فرهنگی در شکل گیری فضاهای شهری و به تبع آن معماری نقش داشته اند. این پژوهش چگونگی این تأثیرگذاری را به روش تاریخی-تفسیری تحلیل می کند. منابع اطلاعاتی، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بوده و نمونه کوی های مسکونی پهلوی دوم در تهران بر اساس گروه اجتماعی- فرهنگی ساکنان آن اعم از کارگری (پایین)، کارمندی (متوسط) و مرفه (بالا) گزینش شده و با توجه به شاخص های اجتماعی-فرهنگی مسکن مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحولات دوره پهلوی دوم و ویژگی های فرهنگی معیشتی ساکنان کوی های مسکونی بر معماری خانه ها تأثیر گذاشته است. در مسکن گروه های پایین با درآمد کم، برنامه های دولتی و توان مالی اندک ساکنان باعث بروز سادگی در شکل گیری فضاهای مسکونی و کاهش کمیت و کیفیت شاخص های اجتماعی- فرهنگی مسکن شده است. در مسکن گروه های متوسط و مرفه تحول در طرح خانه ها به صورت دوبلکس نمایانگر تمایز اجتماعی این گروه بوده و شاخص های کمی و کیفی مسکن افزایش یافته است.
سکونتگاه های غیر رسمی در ایران: ارزیابی وضعیت بندرعباس، کرمانشاه و زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله توصیف و تحلیل وضعیت سکونتگاه های غیررسمی شهری ایران از طریق ارای? نتایج ارزیابی اجتماعی انجام گرفته در شهرهای بندرعباس، کرمانشاه و زاهدان است. در هر یک از شهرهای هدف، از میان سکونتگاه های غیررسمی، سه تا پنج محله بر اساس معیارهای قومیت/ زبان، سطح عرض خدمات عمومی، میزان رسمیت و نظم فضایی، فعالیت های اصلی اقتصادی، قدمت محله و شاخص های اجتماعی - اقتصادی موجود انتخاب شده اند. جهت ارزیابی، با چهل نفر مطلع کلیدی مصاحبه و در هر محله چهار بحث گروهی متمرکز (با زنان، با مردان، با جمعی مختلط، و با جوانان) برگزار شده است. به علاوه، در هر شهر زیرساخت های اجتماعی از طریق مشاهده و ثبت وضعیت ارزیابی شده اند. مهم تر از آن، در کنار پژوهش های کیفی، پیمایشی کمّی با استفاده از پرسش نام? چندمنظوره و جامع (با بیش از 250 سوال) و نمونه گیری تصادفی به تعداد 1200 خانوار در (سکونتگاه های گزید?) هر شهر صورت گرفته است. یافته های پژوهش ...
مطالعه انسان شناختی بحران های اقتصاد سنتی در گذار به موقعیت جدید (مطالعه موردی بازار سنتی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار سنتی تهران از قدرتمندترین و پرنفوذترین میدان های اجتماعی و اقتصادی و نیروهای بازار از اثرگذارترین کنشگران اجتماعی و اقتصادی در تحولات دوران معاصر در ایران بوده است. در طول نیم سده گذشته و در مواجه با فرایندهای مدرن در جامعه ایران، دگرگونی های تازه ای در این میدان اتفاق افتاده است که نتیجه پذیرش الزام بخش و ناخواسته منطق این فرایندها، از هم گسیختگی درونی بازار بوده است. هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال بوده است که بازار سنتی تهران به عنوان شکلی از اقتصاد سنتی در گذار به موقعیت جدید به عنوان شکلی از اقتصاد مدرن چه ویژگی هایی دارد؟برای پاسخ به سؤال فوق تلاش شد با استفاده از چارچوب تحلیلی نمونه آرمانی دو شکل بازار سنتی و بازار مدرن صورت بندی و فرایند گذار تحلیل شود. نتایج پژوهش حاضر نشانگر این است که موقعیت کنونی بازار، وضعیت در حال گذار و بحرانی است. بحران های بازار را می توان در پنج بخش بحران نظم نهادی، بحران عقلانیت آیینی و معنوی، بحران حک شدگی، بحران منش سنتی، بحران هویت بخش شهری تحلیل کرد. نتیجه این گسست ها بیش از آنکه ایجاد تمایزاتی روشن و مرزبندی شده و خالص باشد بیشتر شکل گیری اشکال پیوندی و درهم گرا است.
مطالعۀ انسان شناختی نحوۀ بازنمایی دیگربودگی و تمایز اجتماعی در شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر دیگربودگی و تمایز اجتماعی در میان مردم سنندج و رابطه آن با گونه های زبانی حاضر در میدان - به عنوان جنبه ای نمادین از این تمایز - مطالعه شده است. پرسش های پژوهش بدین شرح هستند که: دوگانه سنندجی و غیرسنندجی در نزد مردم سنندج چه معنایی دارد؟ نحوه بازنمایی این دیگربودگی به لحاظ نمادین چگونه است؟ و زبان در این میان از چه جایگاهی برخوردار است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش ها از روش کیفی مردم نگاری استفاده شد. داده های میدانی پژوهش با فنون مشاهده مشارکتی، مصاحبه گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. همچنین با هدف تقویت بخش تحلیلی از داده های اسنادی نیز استفاده شد. برای تحلیل گونه های زبانی موجود از تکنیک تابلوهای بهینگی در زبان شناسی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گروه فرادست جامعه، یعنی کسانی که خود را سنندجی اصیل می دانند، برای حفظ تمایز- که تضمین کننده برتری آنها در میدان های مختلف و حفظ قدرت در دست آنهاست- از نمادهایی استفاده می کنند که یکی از این آن ها گونه زبانی است. آنها فرایند های بهینگی مانند تضعیف را ناشی از ضعف شناختی گروه های فرودست می دانند. گروه فرادست با مکانیسم های ارتباطی، رفتاری و حاشیه ای کردن، سعی می کنند گروه فرودست را به پذیرش برتری فرهنگی خود وادار کنند. مکانیسم گروه فرودست جهت رهایی از تبعیض و حاشیه ای شدن، تغییر الگوهای رفتاری و شبیه سازی گونه های زبانی است.
سازمان دهی فضایی شهر کرمانشاه در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاش می کند سازمان دهی فضایی شهر کرمانشاه در دوره پهلوی اول را توضیح دهد. رویکرد نظری آن مبتنی بر آراء هنری لوفبور درباره «تولید فضا» است. از نظر وی فضا به مثابه ظرف خالی نیست که توسط اشیاء پر شود، واقعیت مادی مستقل و «خود بنیاد» و یا یک واقعیت آغازین معرفت شناسی نیست بلکه «تولیدی اجتماعی است». سه بعد بازنمایی فضا (فضای مفهوم سازی و برنامه ریزی)، فضای بازنمایی (فضا به مثابه امر مستقیماً زیست شده از طریق ایماژها و نمادهای مرتبط به آن)، عمل فضایی (رفتار افراد در مسیرها، فضاها و رهوارهای شهری) به شیوه ای دیالکتیکی در تولید فضای شهری نقش دارند. روش مطالعه کیفی و فن گردآوری داده ها بررسی اسناد و مشاهده است. یافته ها نشان می دهند مدرنیزاسیون، صنعتی شدن، اسکان عشایر و خدمت سربازی اجباری همراه با اقدامات عمرانی در شهر سبب رشد آن به سوی جنوب شد. سازمان دهی فضایی کرمانشاه در نتیجه سه روند است: 1. طراحان و برنامه ریزان متأثر از ایده های «زیبا شهر» هاوسمان بافت های متراکم محلات را پاره پاره و عناصری مانند خیابان، میدان، رستوران و سینما را در شهر جای دادند، 2. فضای اجتماعی شهر تحت تأثیر ایده های جدید و در نتیجه تجربه زیسته افراد در زندگی روزمره به دو بخش سنتی (محلات شهر قدیمی) و مدرن (بخش تازه توسعه یافته) تفکیک شد و 3. پرسه زنی و حضور در فضاهای عمومی روابط اجتماعی را افزایش و شهر را به یک مکان انسان شناسی تبدیل کرد.
بدن و مادیت بیماری: باستان شناسی یک تجربۀ نامکشوف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تولد بشر، بیماری به عنوان بخشی مهم از زیست بدن ها حضوری فعال در زندگی داشته است. بدن بستر بیماری و بیماری حیاتی ا ست که بدن در برهه هایی متفاوت از زندگی آن را شکل داده و تجربه می کند. تجربه ای که لزوماً تجربه فرد و زندگی نیست. اما به راستی بیماری چیست و از چه ماهیتی برخوردار است؟ برای دست یابی به درکی کیفی از بیماری و تلاش برای فهم و شناخت چیستی آن، در مقاله پیش رو یک بیمار سرطانی با استفاده از روش های متفاوت اما منسجم پژوهش های کیفی شامل مشاهده، گفتگو و بررسی اسناد و مدارک مادی، مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی ما کوشیدیم تا از تعاریف رایج سلامتی در مقابل بیماری و تجربه درد و رنج به عنوان مصادیق بیماری گذشته و از منظر حضور عینی (ابژکتیو) بیماری و نشانه های مادی آن و معانی که در بیرون بدن و بستر فرهنگی از خویش برمی سازد به شناختی از بیماری دست یابیم. در این زمینه بررسی ابعاد مادی پدیده بیماری به روش علم پزشکی محوریت داشته است. بررسی های موجود نشان داد علی رغم تصور موجود در باب درک ماهیت بیماری از ورای تجربه زیسته در انسان شناسی، بیماری فراتر از تجربه و درک بیمار،خود ماهیتی مستقل دارد که الزاماً در چهارچوب سلامتی و زندگی سلامت گونه قابل شناخت نیست، بلکه از منظر مرگ و در بستر آن است که بیماری ماهیت می یابد و حیات آن از قید وابستگی به حیات بدن جدا می شود.
مردم نگاری و نیم قرن تغییر و تحول در فرهنگ حرفه ای انسان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با تمرکز بر تحولات مردم نگاری در انسان شناسی فرهنگی امریکا در پنجاه سال اخیر استدلال می کند که دانش انسان شناسی در غیاب رابطه ای واقعی و پویا بین نگرش و روش، مطالعه کننده و مطالعه شونده، داده و نظریه، خرد و کلان، امر محلی و امر جهانی در معرض خطر خنثی و استحاله شدن قرار گرفته است. رابطه مردم نگاری (از میدان تا متن) با روح زمانه در داخل و خارج جامعه دانشگاهی و شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، از جریان های ضد سلطه و فوران نظریه های قدرت در آثار اندیشمندان رویکردهای انتقادی، پسا مدرن، فمینست و پسااستعمارگرا گرفته تا گفتمان جهانی شدن و بروز پژوهش های چندمیدانه در دهه پایانی قرن بیستم، و بالاخره پیشرفت بی سابقه علوم و فناوری ها در سال های اخیر و نقش آن در تجسم مکان - زمان مردم نگاری مورد بحث قرار می گیرد. در آخر تاکید می شود که به جای الگو برداری صرف از جدیدترین روش ها و نگرش ها بدون توجه به ویژگی های ...
انسان شناسی قومی- زبانی مهاجرین هزاره در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قبیله گرایی، برخوردهای تعصبی میان گروه های انسانی، بروز خشونت های وحشیانه و سرباز کردن نفرت های ریشه دار قومی مذهبی و مواردی هستند که رسانه ها صرفا به برجسته کردن آنها می پردازند، بی آنکه توضیح و توجیه عمیقی ارائه کنند. این رویدادها به شکل های مختلف تا به امروز ادامه یافته اند و که سبب می شود بر هر آنچه رنگ و بوی قومیت دارد، مهر بی اعتباری زده شود. برای دست یابی به تنوع زیستی در جهان لازم است رویکردی را برای بازشناختن، درک و به رسمیت شناختن کنشگران تاریخی در پیش گرفت که در هر مجموعه های اجتماعی مورد اشاره در اسناد و کتاب ها جایی ندارند و حتی در پژوهش های انسان شناختی نیز به زحمت اشاره ای به آنها را می توان یافت. ما در این مقاله به دو موضوع اساسی انسان شناختی در مورد مهاجرین هزاره ساکن در ایران می پردازیم: ریشه های قومی هزاره ها و زبان هزاره ها. مفاهیم قومیت و زبان به عنوان دو عنصر هویت بخش یک جماعت، همواره مورد توجه پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی بوده اند و مطالعه این دو می تواند به درک بهتر از این جامعه مهاجر در ایران بیانجامد و در سیاست گذاری ها راهگشا باشد.
بررسی انسان شناختی انگیزه ها و دلایل مدیریت کالبد: مطالعه موردی یک خرده فرهنگ شهری در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کالبد انسانی به مثابه موضوع پژوهش در علوم اجتماعی، به جز مواردی معدود، پیشینه ای طولانی ندارد و تنها در چند دهه اخیر اهمیت قابل توجهی یافته و گرایش های تخصصی در جامعه شناسی و انسان شناسی پیرامون آن شکل گرفته است. در این مقاله تلاش شده است مدیریت کالبد به عنوان یک موضوع فرهنگی تحلیل شده و ابعاد فرهنگی، دلایل و انگیزه های این رفتار تشریح شوند. این رفتار حاوی پیامی فرهنگی و نشانگر تغییرات فرهنگی در زندگی شخصی و اجتماعی افراد است و با مطالعه عمیق می توان معانی و نشانه های فرهنگی آن را شناخت و تفسیر کرد. روش پژوهش حاضر کیفی از نوع مطالعه موردی است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر یک خرده فرهنگ از زنان کنشگران در ورزشگاه شیرودی بوده اند که از بین آن ها با پنجاه نفر در فاصله سنی 15 تا 50 سال مصاحبه های تفصیلی شده است. نتایج تحقیق در گروه مورد مطالعه گویای وجود نوعی موقعیت متناقض در ...
معرفی آثار قصه پژوهی مرکز تحقیقات صداوسیما
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
173-191
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب: افسانه و رسانه (بازآفرینی مجموعه هزار و یک شب در سینما و تلویزیون)
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
211-212
حوزههای تخصصی:
بازنمایی راستگویی در قصه های شفاهی؛ نگاهی پدیدارشناسانه
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
121-139
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب: عنوان: مبادی تاریخ گذاری عامه (سال های عامه در فرهنگ مازندران)
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
175-178
حوزههای تخصصی:
آیین نقاره کوبی یا نوبت نوازی در حرم مطهر رضوی
منبع:
فرهنگ مردم ایران پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۲
63-92
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی به مثابه علم رهایی بخش؛ پیوند نظریه و عمل در پژوهش عملی مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش عملی مشارکتی عموما در جهت ایجاد تغییرات اجتماعی حرکت می کند و با ویژگی هایی مانند تمرکز بر روی افرادی که تحت تأثیر موضوع پژوهش قرار دارند و مشارکت دادن آنها در فرایند پژوهش، تأکید بر دانش تعاملی و مبتنی بر آموزش دوطرفه پژوهشگر و مردم که نتیجه عملی به دنبال داشته باشد و برای عموم مردم قابل فهم باشد، جلوگیری از ایجاد رابطه مبتنی بر اعمال قدرت و سلطه میان پژوهشگر و مردم عادی، توانمندسازی افراد و انتخاب موضوع از مسئله های عینی جامعه شناخته می شود. پژوهش عملی مشارکتی در راستای ایجاد پیوند میان نظریه و عمل و با نگرش رهایی بخش، ارزش ها را خارج از چارچوب علم نمی داند و مطالعه ای را سودمند می انگارد که به ارزش های اجتماعی به اندازه واقعیت های عینی اهمیت دهد. این مقاله با ارجاع به پژوهش های انجام شده، به معرفیِ تفصیلی این روش، بنیان های نظری، نقاط قوت و ضعف و راهبردهای عملیِ آن پرداخته و همگراییِ بنیادین آن با پژوهش جامعه شناسی مردم مدار را به بحث گذاشته است.
بررسی تحولات کارکردی بازار آمل از گذشته تا کنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار آمل از پیشینه تاریخی، موقعیت جغرافیایی و تنوع کارکردی خاصی در منطقه شمالی کشور برخوردار است و در مقایسه با دیگر بازارهای شهری ایران کارکردهای گوناگونی را در خود متحقق کرده است. بازار آمل عملکرد های چندگانه همزمانی مانند بازارهای دائمی، بازارچه های محلی و نیز بازار هفتگی را دارا است که سبب استقرار فضاهایی با کاربری مسکونی در کنار مکان های تجاری در کالبد بازار شده و در نتیجه این پیوستگی فضایی، نیازهای ساکنان محله های مجاور و کل شهر را در دوره های مختلف تاریخی درون بازار تامین گشته است. در این مقاله نقش کارکردی بازار در مناسبات شهر آمل مورد بررسی قرار گرفته است، بنابراین موقعیت و کارکردهای بازار در روند ساخت و گسترش کالبدی شهر بررسی می شود تا نقش آن در شکل دهی ساخت فضایی شهر و تأسیس و تداوم حیات نهادها (مراکز اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در گذشته و حال مشخص گردد. نتایج این بررسی نشان می دهد، کارکردهای اجزای ...
راهکارهای سنتی مقابله با گرمای تابستان در بهبهان
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
107-131
حوزههای تخصصی:
مدیریت «خیال» و «خاطره» در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «عملکردها»، «فعالیت ها» و «برنامه ریزی کالبدی» از یک سو و خلق شکلی متهورانه و خارق العاده از سوی دیگر، آن چنان به مسئله اصلی طراحی محیط های انسانی در دانشکده های معماری و نیز فضای حرفه ای تبدیل شده است که پرسش از فرایند طراحی و ماهیت آن، صرف نظر از محصول، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با پذیرش اینکه خلق محیط زندگی انسان ها، امری است میان دانشی، چندلایه و پیچیده، ناظر به گذشته، حال و آینده و معطوف به بستر تاریخی-فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی-سیاسی سیاق طراحی، پرسش از ماهیت فرایند طراحی، مؤلفه های آن و تعریف معماری مطلوب، آن هم در زمانه ای که بیشتر مسیر طراحی به دست رایانه ها سپرده شده است، اهمیت فراوانی می یابد. در این پژوهش که به روش کیفی تحلیل گفتمان انجام شده است، الگویی از مسیر فرایند طراحی محیط انسانی ارائه می شود که هم در مسیر اقدام به کنش طراحانه و هم در خلق محصول و نیز در بهره برداری و مواجهه با پدیده ساخته شده، ضمن پاسخ گویی به نیازهای فیزیکی کاربران و حتی نیازهای روانی آنان از حیث مطلوبیت پاسخ دهی به انتظارات، زمینه انطباق پروژه با کهن الگوهای ذهنی، خاطرات و قوه متخیله مخاطبان را فراهم آورد و گام مؤثری در خلق محیط مطلوب بردارد. نتایج نشان می دهد که معیارهای تشخیص پاسخ مسئله طراحی، پنج ساحت را در برمی گیرد: ۱. ارزش (معنا): احترام به ارزش های وجودی جامعه، تعالی آن ها. ۲. خلق ارزش های جدید: مبتنی بر ارزش های موجود و احصای آن ها از عالم خیال. ۳. پیمودن مسیر فرایند طراحی: تا آخرین مرحله در مسیر ارزش هایی که ذکر شد. ۴. مشارکت عمومی در فرایند طراحی: دخیل کردن جامعه و عالم خیال و خاطرات آنان در فرایند طراحی و رسیدن به طراحی پدیده جدید. ۵. حفظ کیفیت در طی زمان تا اجرای کامل پروژه.