تفاو تهاى شخصیتى مدیران م یتواند منبع توسعه خلاقیت و یا ریشه بسیارى از مشکلات سازمانى باشد، وبر عمل، رفتار، تصمیمات و رفتار سازمانى آنان مؤثر خواهد بود. هدف این پژوهش شناخت شخصیت مدیران ستادى دانشگاه علوم پزشکى استان بود. (Big- قم بر اساس مدل پنج عاملى شخصیت ( 5
روش بررسی: پژوهش حاضر، پژوهشى کاربردى و توصیفى - تحلیلى ست. جامع هى آمارى 31 نفرمدیران ستادى دانشگاه علوم پزشکیا ستان قم م یباشد که به روش تصادفى طبق هایا نتخاب گردید هاند.ا بزار پژوهش، پرسشنام هى شخصیت مدل پنج عاملی ازآزمون مقایس هى میانگین براى بررسى SPSS است که توسط محقق با کمک اساتید راهنما و مشاور تهیه گردیده، توسط نر مافزار استفاده شد. ،Big- میانگین ابعاد متغیر شخصیت؛ و از آزمون رتب هاى فریدمن براى رتب هبندى ابعاد 5
یافته ها: میانگین روا نرنجورى در جامع هى آمارى کمتر از حد متوسط آن؛ و میانگین چهار مؤلف هى وظیف هشناسى، پذیرش تجربه، تطاب قپذیرى، وبرو نگرایى بالاترا ز حد متوسطا ست. بالاترین میانگین مربوط به بعد وظیف هشناسى وکمترین میانگین مربوط به بعد روا نرنجورى است. بین میانگین رتب هها تفاوت معن یدار وجود دارد. بعد وظیف هشناسى در میان مدیران بالاترین رتبه؛ و بعد روا نرنجورى پایى نترین رتبه را داشته است.
نتیجه گیری: مدیران از نظر پنج ویژگى شخصیتى مورد مطالعه در وضعیت مطلوبى قرار دارند. "
در عصری که روابط بین افراد و گروه ها شکننده و به سرعت در حال تغییر است، اعتماد موضوع محوری سازمان ها به منظور مدیریت کارآمد و اثربخش پویایی های محیطی است که رشد و حیات آن ها را تضمین می نماید. با توجه به ضرورت پاسخگویی سریع به تحولات محیط متلاطم، ایجاد تیم های کاری هماهنگ یکی از وظایف مهم رهبران در سازمان ها می باشد که در واقع به معنی فرایند تزریق تدریجی و تشویق اعتماد در سازمان می باشد. به زعم فوکویاما، فرهنگ نیز از عوامل مؤثر بر اعتماد می باشد. بدین منظور در این پژوهش تاثیر ابعاد فرهنگ سازمانی معرفی شده توسط گلوب که بسیار مورد توجه قرار گرفته بر اعتماد مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رابطه مثبتی میان اجتناب از عدم اطمینان، جمع گرایی بین گروهی، برابری جنسی، قاطعیت و نوع دوستی با اعتماد وجود دارد. از طرفی رابطه منفی میان فاصله قدرت و آینده گرایی با اعتماد وجود دارد و در نهایت رابطه معناداری بین جمع گرایی درون گروهی و عملکردگرایی با اعتماد مشاهده نشده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رضایت شغلی کارکنان آموزش و اهمال کاری آنان در سازمان توسعه و تجارت ایران انجام شد. روش انجام تحقیق توصیفی (همبستگی) بود. داده های مورد نیاز با استفاده از دو پرسشنامه اهمال کاری (لی) و رضایت شغلی JDI بر روی 150 نفر از کارکنان سازمان توسعه تجارت ایران بدست آمد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده است. داده های به دست آمده با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که: بین رضایت شغلی (نمره کلی) و اهمال کاری کارکنان رابطه معنادار وجود ندارد.(P>0.05) ولی بین سه بعد رضایت شغلی: ویژگی های رفتاری همکاران، حقوق و مزایا و فرصت ترفیع و ارتقا با اهمال کاری رابطه معنادار حاصل شده است.
این تحقیق پیرامون بررسی رابطه اعتماد و تعهد سازمانی کارکنان صورت گرفته است. جامعه آماری در این تحقیق کارکنان سازمانهای آموزش و پرورش و جهاد کشاورزی استان قم میباشد و نمونه آماری متشکل از 35 کارمند از سازمان جهاد کشاورزی استان قم و 54 کارمند از سازمان آموزش و پرورش استان قم میباشد. جهت بررسی تعهد سازمانی از مدل آلن و میر و برای بررسی اعتماد از مدلی که نتیجه تحقیق صورت گرفته با عنوان "شناسایی عوامل مؤثر بر اعتماد سازی بین کارکنان و مدیران و بررسی وضعیت موجود سازمانهای اجرایی کشور" (حسن زاده، 1383، ص 18) میباشد، استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای تحقیق از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. با توجه به نتایج حاصل از فرضیه اصلی تحقیق مشخص شده که در هر دو سازمان میان اعتماد و تعهد سازمانی کارکنان رابطه معنا داری وجود ندارد. به علاوه نتایج حاصل از فرضیات فرعی تحقیق نشان دهنده این بود که در سازمان آموزش و پرورش میان ابعاد توجه و تعهد عاطفی، میان توجه و تعهد تکلیفی، رابطه معناداری مشاهده شده است.
هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط سبک های هویت با عوامل برانگیزاننده و احساس موفقیت در بین پسران نوجوان نخبه رشته های فوتبال و کاراته بود. نیز وضعیت متغیرهای فوق توصیف و مقایسه گردید. روش: آزمودنی ها شامل 352 نفر از مسابقات نوجوانان کشوری کاراته و لیگ برتر نوجوانان فوتبال بود. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های وایریش برای تعیین سبک های هویت، SMS-6 جهت تعیین عوامل برانگیزاننده و رادسیپ جهت تعیین میزان احساس موفقیت بود. بیشترین میانگین سبک هویت، در هردو گروه سبک هویت اطلاعاتی- بیشترین میزان احساس موفقیت، در هردو گروه آرمان خواه- بیشترین میانگین عوامل برانگیزاننده، در فوتبال کنترل درون فکنی شده و در کاراته انگیزاننده های درونی بود. دو گروه در سبک های هویت هنجاری و سردرگم اجتنابی و درعوامل بی انگیزه و کنترل بیرونی اختلاف معنی داری با هم داشتند. ارتباط معنی داری بین سبک های هویت با برخی از عوامل برانگیزاننده و احساس موفقیت به صورت مثبت و منفی مشاهده گردید.
در دنیای سازمانی نوین، مهمترین شاخص تأثیرگذار، مدیریت است که شکل مطلوب آن مدیریت همراه با رهبری است. یکی از نظریههای مربوط به رهبری، که دارای بیشترین میزان تاثیر است، رهبری کاریزماتیک میباشد که کمتر مورد توجه واقع شده است. بهطور کلی رهبری کاریزماتیک یعنی برقراری رابطهای که اثرپذیری و اثرگذاری در آن بدون اعمال زور یا پاداشهای مالی صورت میگیرد. این مشکل تا حدی به فقدان یک چارچوب فکری منظم نسبت داده میشود. در این مقاله سعی شده است مؤلفههای این نوع رهبری در قالب ارایه یک الگوی کاربردی از چگونگی ظهور شخص در سازمان به عنوان یک رهبر کاریزماتیک، با توجه به فرآیند برنامهریزی راهبردی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور پرسشنامهای طراحی شده است که به عنوان مقیاسی برای نشان دادن جایگاه شخص در فرآیند و میزان موفقیت وی در کسب مؤلفههای رهبری کاریزماتیک و پذیرش وی به عنوان رهبر کاریزماتیک از سوی کارکنان در شرکت صنعتی بهمن موتور مورد بررسی قرار گرفته است.
شماری از مطالعات اخیر نشان میدهد که ارایه پارادایم جدید برای کار کارکنان با رویکرد تلفیقیتر زندگی کاری و زندگی معنوی ضروری است. به همینسان مقاله حاضر به دنبال تبیین رابطه بین ارتباط فرافردی یعنی بعد معنوی کارکنان و رفتار شهروندی سازمانی است. ارتباط با خدا تحت عنوان ارتباط فرافردی، بعد معنوی معنویت است که در برگیرنده توازن، تعادل، حساسیت و پرورش چهار بعد زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی در قالب چهار نوع ارتباط یعنی ارتباط برون فردی، ارتباط میان فردی، ارتباط درون فردی و ارتباط فرا فردی تعریف شده است. علاوه بر این، ارتباط فرافردی، با چهار نوع ارتباط با خدا یعنی، همه خدایی، همه در خدایی، کارگزاری خدا و تعاملی با خدا تعریف شده است. از این رو برای تبیین رابطه معناداری از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. نتایج بهدست آمده حکایت از آن دارد که از چهار نوع ارتباط فرافردی به غیر از نوع ارتباط همه خدایی، بین نوع ارتباط همه در خدایی، ارتباط از نوع کارگزاری خدا و ارتباط از نوع تعاملی با خدا و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنادار وجود دارد. بنابراین بر اساس یافتههای تحقیق، رابطه بین ارتباط فرافردی و رفتار شهروندی سازمانی ثابت شد.
امروزه «مشتری گرایی» در سازمان ها به یک استراتژی تبدیل شده است، بنابراین داشتن اطلاعات در مورد مشتری اهمیت زیادی دارد. از جمله اطلاعات مهم، سودآوری مشتری است که حسابداری مدیریت با ابزارهای سنجش سودآوری مشتری، آن را اندازه گیری می کند. فلسفه طراحی نظام سنجش سودآوری مشتریان، مهم دانستن سود متفاوتی است که هر ریال درآمد حاصل از ارتباط با مشتری های مختلف، ایجاد می نماید. سیستم یاد شده در شرکت های خدماتی، به ویژه بانک ها نیز کاربرد دارد. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت موجود سنجش سودآوری مشتری در بانک های خصوصی ایران و نگرش مدیران این گونه بانک ها، نسبت به سنجش سودآوری مشتری است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بانک های خصوصی ایران، سیستم سنجش سودآوری مشتری توسعه نیافته است ولی، مدیران این قبیل بانک ها نسبت به برقراری و توسعه این سیستم، دیدگاه مثبتی دارند و معتقدند که اطلاعات مربوط به سودآوری مشتری در تصمیم های آنها درباره اعطای وام به مشتریان، تعیین بهای تسهیلات اعطایی، برقراری یا حذف رابطه با مشتریان، قیمت گذاری خدمات ارایه شده به مشتری و استراتژی های بازاریابی تاثیر دارد.
هدف از این پژوهش سنجش میزان رضایتمندی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بوده که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با توجه به جدول کرجسی و مورگان نمونه ی مورد نیاز پژوهش انتخاب گردید. ابزار سنجش مورد استفاده، پرسشنامه ی محقق-ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری کولموکوروف – اسمینوروف مورد تحلیل قرار گرفتند. مهم ترین نتایج پژوهش عبارت بود از این که جمعیت مورد مطالعه از کار خود رضایت دارند، بیش تر اعضای مورد مطالعه به طور میانگین از حقوق و دستمزد خود و هم چنین، از سطح دانش علمی همکاران خود راضی بوده اند. در نهایت، بیش از دو سوم از جمعیت مورد مطالعه به برنامه ریزی و مدیریت در انجام امور شغلی باور داشتند.
بررسی نقش سازمان و مدیریت در بروز رفتارهای کاری انحرافی که هنجارهای سازمانی را دستخوش نوسانات قرار داده و باعث تهدید سلامت سازمان و کارکنانش میگردد، موضوعی مهم به شمار میرود. مطالعات صورت گرفته، این رفتارها را در طبقههای مختلف دستهبندی کرده است، از جمله انحراف فردی و سازمانی، انحراف سازنده و مخرب و انحراف تولیدی، مالی، سیاسی و تهاجم شخصی. به علاوه، در تحقیقات بسیاری، عوامل مرتبط با این رفتارها مورد بررسی قرار گرفته است (که قبلاً مقاله دیگری با توجه به رفتارهای انحرافی به وسیله محققین فوق به چاپ رسیده است)، مانند عوامل فردی، گروهی، رهبری، سازمانی و مدیریتی و ... که در این تحقیق به مهمترین عوامل سازمانی و مدیریتی به طور ویژه پرداخته شده است. در این راستا، یک جمعیت نمونه 40 نفری انتخاب گردیده و نظر آنها در مورد سه عامل فرهنگ، قوانین و ساختار پاداش و جبران خدمات مورد ارزیابی قرار گرفته که بر اساس آن، ضعف فرهنگی، بی عدالتی در قوانین و ساختار نامناسب پاداش و جبران خدمات به عنوان عوامل مهم در گرایش به سمت رفتارهای انحرافی اعلام شده است.
حکمرانی خوب از جمله مباحث تازهایست که در دو دهه اخیر توجه محافل علمی و بینالمللی جهان را به خود معطوف نموده است. محققان حکمرانی خوب را با رویکردها(فرایندی، لیبرالیستی و سوسیالیستی)، ابعاد(سیاسی، اقتصادی و انسانی) و اهداف (توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و توسعه پایدار انسانی)گوناگون تعریف نمودهاند. اما با توجه به پیچیدگی و میان رشتهای بودن مبحث حکمرانی این ضرورت وجود دارد که با نگاهی کلان به این مقوله پرداخته و به جای ارایه فهرستهای گوناگون از ویژگیهای حکمرانی خوب به طراحی الگوهایی مبادرت گردد که جنبههای گوناگون این پدیده چندبعدی را تبیین نماید. مطابق این رای، میبایست در ابتدا به تبیین مفهوم خوبی، در حکمرانی خوب پرداخت و معنای خوبی را بهگونهای تحلیل نمود که ضمن حفظ یک دیدگاه کلان در باب حکمرانی خوب، این قابلیت نیز بهوجود آید که دولتمردان با توجه به شرایط و سیاقهای گوناگون دست به انتخاب زنند. لذا پژوهش حاضر در نظر دارد با طرح این پرسش که «خوبی چیست؟ و ربط و نسبت آن با حکمرانی چگونه است؟»، ضمن مروری بر ادبیات و بیان دیدگاههای گوناگون در باب ویژگیهای حکمرانی خوب، وصف خوبی را از دیدگاه اندیشمندان فلسفه اخلاق مورد تحلیل قرار داده و با بکار بستن دستگاه فلسفی شهودگرایی معتدل، چارچوبی را به منظور طراحی الگوهای حکمرانی خوب، پی میافکند.