ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۲۰۱ تا ۱۵٬۲۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۲۰۱.

Higher Education Without Commodification, Mechanization or Moralization(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
What is the ultimate end of higher education? Giambattista Vico, echoing Socrates’s Delphic oracle, claimed that the ultimate end of all education is self-knowledge. I fully agree with Vico’s claim, but also radically extend his idea about education, in accordance with contemporary and futuristic Kantianism, and then apply it specifically to contemporary and near-future higher education. In 1784, Kant published an essay called “An Answer to the Question: What is Enlightenment?” in which he argued that the fundamental thesis of “enlightenment” or Aufklärung is that all rational human animals are strictly obligated to think for themselves and to act freely, with resolution and courage, in accordance with sufficient respect for their own and everyone else’s human dignity. Taking together Vico’s Socratic idea about self-knowledge, with Kant’s idea about enlightenment, and then creatively revising-&-updating them both to fit the contemporary 21st century existential, moral, and sociopolitical predicament of humankind, then in my view, the ultimate end of higher education is not only (i) self-knowledge, but also (ii) rational autonomy in thinking, caring, and acting, (iii) authentic human creativity, and (iv) sufficient respect for everyone’s human dignity. In turn, the four-part conjunction of these ultimate ends is what I call radical enlightenment. Therefore, I’m saying that the ultimate end of higher education is radical enlightenment.
۱۵۲۰۲.

The Necessity of Illusion: on Hegel’s cunning of reason(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
In Hegel’s Philosophy of History, one encounters the idea of the “cunning of reason” [List der Vernunft], which describes the unintended (universal) consequences of (particular) individual actions. However, the Philosophy of History is one of the most (if not the most) maligned of Hegel’s works, attacked by non-specialists and anti-Hegelians who use it to easily stereotype and dismiss Hegel, for instance, as a teleological anti-individualist, while most serious Hegel interpreters avoid this work at all costs. To redress the lack of serious attention to Hegel’s Philosophy of History, this paper aims to offer the strongest possible reading of Hegel’s weakest “text,” reading it alongside his strongest, the Science of Logic, thereby bringing together two seemingly contradictory instances of the cunning of reason in Hegel’s corpus. In the Logic, the cunning of reason shows how the universal emerges through the means which individuals use toward their particular ends. However, in the Philosophy of History, the cunning of reason describes how the universal acts through individuals, as it were, behind their backs and, problematically, Hegel goes on to claim that the universal (spirit [Geist]) ultimately sacrifices individuals on the “slaughter bench” of history to advance its own purpose(s). This paper’s two-part thesis is: (1) the cunning of reason in the Philosophy of History is an internal illusion of the structure of cunning of reason in the Logic, and (2) this illusion is absolutely necessary. In particular, this paper builds upon the Hegel interpretations of Todd McGowan and Slavoj Žižek.
۱۵۲۰۳.

حمل حقیقت و رقیقت در حکمت متعالیه و بازنشانی شواهد قرآنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
مباحث معرفت شناسی در حکمت اسلامی، ارتباط نزدیک و پیوسته ای با وجودشناسی دارد، طبیعی است که با تغییر و تحول در تبیین های وجودشناختی، در قضایای معرفتی حاکی از آنها نیز نوعی تمایز لحاظ گردد، حمل حقیقت و رقیقت از اقسام حمل است که برای تمایز در تبیین وحدت تشکیکی و شخصی وجود در حکمت متعالیه مطرح شده است. در این حمل مانند وجود، رابطه موضوع و محمول از حیث اتحاد در کمالات وجودی و تفاوت در درجه و به نحو حقیقت و رقیقت تلقی می شود، این نگرش هماهنگ با دیگر اجزای حکمت متعالیه مانند قاعده بسیط الحقیقه، تفسیر علیت به تجلی، صدور به ظهور، ماهیات به تعینات و.. در گذر از نگرش وحدت تشکیکی به وحدت شخصی، تقریر شده و با هر دو خوانش سازگار است. با توجه به ادعای هماهنگی دین و عقل در کشف واقعیت، مساله تحقیق این است که آیا می توان برای حمل حقیقت و رقیقه، علاوه بر مبانی فلسفی و مبادی عرفانی، شواهد قرآنی نیز ارائه نموده و با استمداد از آن تبیین بهتری از متون نقلی ارائه داد؟ در این مقاله به شیوه تحلیلی- مصداقی نشان داده شده است که هم می توان برخی از آیات قرآنی را ناظر به این حمل تلقی نمود و هم با پذیرش این حمل می توان تبیین بهتری از این تعابیر ارائه کرد.
۱۵۲۰۴.

پدیدارشناسی هرمنوتیکی و ایدئولوژی: بازخوانی انتقادی ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۵
این مقاله به بازخوانی انتقادی ایدئولوژی در اندیشه پل ریکور می پردازد و نشان می دهد که چگونه ریکور با عبور از پدیدارشناسی استعلایی هوسرل و با بهره گیری از هرمنوتیک هایدگر و گادامر به همراه روان کاوی فروید، رویکردی ترکیبی و نوآورانه پدید می آورد. این رویکرد به ما امکان می دهد تا ایدئولوژی را نه صرفاً به عنوان آگاهی کاذب یا خطای معرفتی، بلکه همچون روایتی فرهنگی، تاریخی و زبانی بفهمیم. هدف این پژوهش، از یک سو، نقد تقلیل گرایی مارکسیستی در مفهوم پردازی ایدئولوژی است که آن را صرفاً به تحریف واقعیت و بازتولید روابط سلطه تقلیل می دهد. از سوی دیگر، این مقاله به تبیین کارکردهای ایجابی ایدئولوژی در انسجام اجتماعی، تداوم هویت جمعی و خودفهمی تاریخی می پردازد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده ها بر اساس آثار ریکور و منابع فلسفی معتبر گردآوری و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که پدیدارشناسی هرمنوتیکی با تأکید بر زبان، روایت، ناخودآگاه و تاریخ، چارچوبی جامع برای فهم و نقد همزمان ایدئولوژی فراهم می سازد و امکان مواجهه ای انتقادی و سازنده با این مفهوم را در اختیار می گذارد؛ مواجهه ای که فراتر از تقلیل گرایی های رایج، به پیچیدگی های این پدیده توجه دارد. این مقاله از آراء ریکور برای نقد مفهوم سنتی ایدئولوژی بهره می برد و رویکردی نوآورانه در تحلیل آن ارائه می کند.
۱۵۲۰۵.

دیالکتیک کلّی و جزئی: شعر در نظر افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۵
می دانیم که دیدگاه های افلاطون و ارسطو درباره مسئله کلیّات متفاوت است. به بیان ساده، افلاطون کلیات را در ماورای جهان محسوس جا می داده و ارسطو آنها را در همین جهان می جسته است[1]. یکی از مواضعی که این تفاوت در آن نمایان می شود و فرق های جالب توجهی ایجاد می کند رویکرد این دو به شعر است. افلاطون از اختلافی دیرین میان فیلسوفان و شاعران سخن گفته[2] و شاعر را از آرمان شهر خود تبعید کرده است. ارسطو شعر را آن قدر با فلسفه مرتبط دانسته ا ست که در مدرسه فلسفه اش درباره آن درس بدهد و نمونه های گوناگون آن را تحلیل کند. یکی از عواملی که میان این دو فیلسوف بزرگ این میزان تفاوت را پدید آورده است تفسیر این دو از نسبت شعر با کلیّت و جزئیّت است. این مسئله ای است که در نوشته حاضر بعضی ابعاد آن تحلیل خواهد شد. برای این کار ابتدا نکات و ملاحظاتی کلّی درباره تلقی دو فیلسوف یونانی از شعر مطرح و سپس نسبت نظریه کلیات آنها با این تلقی بررسی می شود [1]. این که منظور افلاطون از کلی یا از مثال (εἶδος) دقیقاً چیست محل اختلاف است. این مسئله لوازمی برای بحث حاضر ندارد، اما به طور کلی توجه به این نکته ضروری است که نظریه عالم مُثُل این متفکر ژرف کاو را نمی توان یک گزارش وجودشناختی ساده انگارانه تلقی کرد، چنان که خود او مثلاً در رساله پارمنیدس تشکیک هایی اساسی درباره کلیات مستقل مطرح کرده است. [2]. Plato (1997). Complete Works, ed. John M. Cooper, Hackett Publishing Company: Republic, 607b.
۱۵۲۰۶.

چیستی فضیلت گشودگی ذهنی و راهای پرورش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۸
گشودگی ذهنی یکی از مهمترین و پیچیده ترین فضیلت های فکری است که در معرفت شناسی فضیلت معاصر مطرح شده است. باوجود آنکه این فضیلت در صدر هر فهرستی که از فضایل فکری ارائه می شود قرار دارد، ارائه تبیین دقیق از چیستی و چگونگی پرورش آن، به یک مسأله مهم در بین معرفت شناسان فضیلت تبدیل شده است. ایده اصلی که در این پژوهش ارائه می شود: عبارت است از اینکه گشوده ذهن بودن مستلزم داشتن درک درست از مفهوم این فضیلت است. از سویی دیگر اگر کسی درک درستی از گشودگی ذهنی داشته باشد اما در عمل وی این فضیلت نمایان نباشد یعنی آن را بروز ندهد، در این صورت وی به لحاظ فکری انسان گشوده ذهنی نیست. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیل محتوا است. نتیجه این مطالعه نشان داد گشوده ذهن بودن مستلزم انگیزه ها و ویژگی های شناختی خاصی است که شرط لازم برای اکتساب و پیشرفت علم و دانش است. پرورش و رشد گشودگی ذهنی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای یادگیری عمیق، از مهم ترین وظایف اساتید است و جایگاه آن در کمک به دانشجویان برای غلبه بر موانع فکری و اکتساب علم و دانش بدون جایگزین است. فهم عمیق این فضیلت به ما این انگیزه را می دهد که پرورش این فضیلت را در خود تقویت کنیم.
۱۵۲۰۷.

علل بیش فعالی در دانش آموزان ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری-رشدی در دانش آموزان دوره ابتدایی است که عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین جامع علل بیش فعالی در دانش آموزان ابتدایی با رویکرد فراترکیبی و کتابخانه ای بود. روش کار: روش تحقیق از نوع مطالعات اسنادی-مروری سیستماتیک بوده و داده ها از طریق فیش برداری سیستماتیک از مقالات علمی داخلی و خارجی، کتاب های مرجع و اسناد معتبر مرتبط (بیش از ۵۰ منبع، پس از غربالگری ۱۵ منبع اصلی) گردآوری شد. جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های منتشرشده مرتبط با موضوع در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ (داخلی) و ۲۰۲۵-۲۰۲۶ (خارجی) بود و نمونه گیری هدفمند انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری کیفی با دسته بندی موضوعی (زیستی، محیطی، آموزشی، روان شناختی، اجتماعی-فرهنگی) و تحلیل محتوای کیفی بدون آمار توصیفی بود. نرم افزار خاصی برای تحلیل آماری استفاده نشد و فرآیند به صورت کیفی- تفسیری انجام پذیرفت. نتایج: نتایج نشان داد بیش فعالی پدیده ای چندعاملی است که تعامل عوامل زیستی (پایه حساسیت عصبی)، محیطی- خانوادگی (تشدیدکننده)، آموزشی- مدرسه ای (زمینه بروز)، روان شناختی-شناختی (پایدارکننده) و اجتماعی- فرهنگی (برچسب زننده) آن را شکل می دهد. نتیجه گیری کلی حاکی است که شناخت جامع این علل چندلایه، مبنایی برای طراحی مداخلات زودهنگام، آموزش والدین و معلمان، بازنگری ساختار کلاس و سیاست گذاری آموزشی فراگیر فراهم می آورد تا کودکان بیش فعال از حاشیه به مرکز یادگیری بازگردند. نتیجه گیری: نتایج کلی نشان می دهد که بیش فعالی در دانش آموزان ابتدایی نتیجه تعامل عوامل ژنتیکی، عصبی، روان شناختی و محیطی است. مدیریت مؤثر آن نیازمند رویکردی چندبعدی شامل آموزش والدین، مداخلات مدرسه محور و در صورت لزوم درمان تخصصی است.
۱۵۲۰۸.

Hermeneutic Analysis of Ibn Arabi’s Theory of “Continuous Revelation” and Its Comparison with Roland Barthes’ Theory of “Open-Closed Texts”(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۳
Hermeneutic analysis (Hermeneutics) of texts is a new branch of Islamic studies that seeks to discover the messages, signs and hidden meanings of revelation and Quranic verses. The mystical views of Mohy al-Din Ibn Arabi, one of the greatest mystics of the Islamic world, are mostly based on the meta-textual hermeneutics assigned to him and interpretations far from the appearance of Quranic verses Hermeneutical views of Ibn Arabi of revelation and Quranic verses can be assayed and studied in his works including Futuhat Al Makkyyah, Fusus Al Hikam as well as the Quranic exegeses which are attributed to him. In present essay, we first study Ibn Arabi’s general perspective of “Revelation” and then continue to discuss the hermeneutic analysis of his theory of “Continuous Revelation” and finally we compare Ibn Arabi’s theory with Roland Barthes’ theory of “Open-Closed Texts”. The results of the present study show that the manifestation and emergence of the mystical theory of “Continuous Revelation” is of a literary and artistic nature and despite certain differences, one can find considerable similarities and compatibilities with the theory of “Closed-Open Texts”. To put it otherwise, this essay explains the considerable similarity of Ibn Arabi’s mystical theory of “continuous revelation” and Roland Barthes’ “closed-open texts” from the point of view of the emergence and infusion of hermeneutical meanings in/ into the reader’s mind and demonstrates that regardless of the mystical nature of the theory of “continuous revelation” its objective appearance and emergence has taken form based on the literary and artistic dimensions.
۱۵۲۰۹.

گسست سهروردی از مبانی اندیشه سیاسی ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
سؤال اصلی نوشته حاضر این است که ارسطو چگونه با استفاده از اصطلاحاتی چون طبیعت و بخت، به سراغ توضیح امر سیاسی می رود و فلسفه ایرانی-اسلامی، به ویژه در آثار سهروردی، با کدام امکان مفهومی از دیدگاه کلاسیک به امر سیاسی گسست ایجاد می کند و مبانی فلسفی آن را مورد انتقاد قرار می دهد؟ برای پاسخ به این سؤال، نگارندگان ابتدا جایگاه هستی شناختی و سیاسی مفهوم طبیعت و بخت را در اندیشه ارسطو توضیح می دهند و، در ادامه، گسست سهروردی و به طورکلی سنت فلسفه ایرانی-اسلامی را، ازطریقِ ارجاع مفهوم بخت به جهل و سوء فهم انسان نسبت به رویدادها، روشن می سازند و جایگاه هستی شناختی و، به تبعِ آن، تأثیرات سیاسی بخت را مورد انتقاد قرار می دهند. همچنین، در ادامه، سهروردی با ابتنای اداره سیاسی بر قانونی که فیلسوف با درنظرگرفتنِ مصالح روزگار وضع می کند احتیاج امر سیاسی به سلطه طبیعت و امر پوشیده و غیرقابل کنترلی مانند بخت را منتفی می سازد و از سوی دیگر، به واسطه ارتباط دادن تمهید ماده و مردم مناسب برای فره کیانی، حکیم سیاسی دست بخت را به کل از قلمروی سیاست کوتاه می کند. به این ترتیب، گسستی بنیادین میان سنت یونانی با سنت فلسفی اسلامی ایجاد می شود. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام پذیرفته است.
۱۵۲۱۰.

Ethical Problems of Contemporary AI(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۲
Following the advances in AI produced by the deep learning revolution (2012 to present), AI now has a whole range of applications in industry and commerce. Unfortunately, many of these applications are widely considered to be morally wrong. This situation is illustrated by the example of deepfake pornography. Other examples are more nuanced and there is argument about whether they are morally wrong or not. This is illustrated by the example of targeted advertising which has been defended as acceptable. The arguments for and against targeted advertising are discussed. An account is given of an interesting experiment by Janet Vertesi in which she tried to keep her pregnancy a secret from marketing companies and ended up by being suspected of criminal activity. The conclusion is that targeted advertising is bad and should be abolished.
۱۵۲۱۱.

واکاوی الزامات گنجاندن درس فلسفه در برنامه درسی مدارس ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: هدف این تحقیق واکاوی الزامات گنجاندن درس فلسفه در برنامه درسی مدارس ایران با تمرکز بر شناسایی چالش ها و ارائه راهکارهای عملی بوده است. روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل محتوای نظام مند مقالات علمی مرتبط، اسناد بالادستی و پژوهش های داخلی و خارجی انجام شد. داده ها از میان منابع معتبر گردآوری گشته و با بهره گیری از کدگذاری اولیه، محوری و گزینشی، مضامین کلیدی مرتبط با موفقیت یا ناکامی اجرای درس فلسفه در مدارس ایران استخراج شد. نتایج: یافته های تحقیق نشان داد که تحقق اثربخش این هدف نیازمند توجه ویژه به پنج محور اصلی است: ارتقای شایستگی های معلمان از طریق آموزش و توانمندسازی حرفه ای، تدوین و بومی سازی محتوای آموزشی پویا و مرتبط، حمایت سیاستی و مدیریتی مؤثر، تأمین زیرساخت های فیزیکی و فناورانه برای محیط های گفت وگومحور و تعاملی، و اصلاح نظام ارزشیابی در راستای سنجش مهارت های تفکر انتقادی و استدلالی دانش آموزان. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی نظام مند و چندلایه تأکید دارد تا بتوان ضمن عبور از موانع فرهنگی و اجرایی، زمینه رشد تفکر نقاد و گفتگو در میان دانش آموزان را فراهم ساخت. این تحقیق با ارائه پیشنهادهای کاربردی، چشم انداز عملی برای مدیران و معلمان جهت استقرار مؤثر درس فلسفه در مدارس ایران فراهم ساخته است.
۱۵۲۱۲.

نظریه شناخت تراژیک نزد تامس نیگل: محدودیت سوژه و آرمان عینیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
این نوشتار به تبیین نظریه شناخت نزد تامس نیگل، فیلسوف معاصر آمریکایی، می پردازد و بر محور پارادوکس بنیادینی متمرکز است که وی آن را در بطن معرفت انسانی بازمی شناسد. نیگل، با پذیرش هم زمانِ واقع گرایی و شکاکیت، موضعی را بنیان می نهد که می توان آن را «شناخت شناسی تراژیک» نامید. او از یک سو بر وجود جهانی مستقل و امکان عینیت تأکید می کند و از سوی دیگر محدودیت های ذاتی و ساختاری سوژه انسانی را در دستیابی به آن به رسمیت می شناسد. در گام نخست، نقش عقل به عنوانِ ابزار اصلی شناخت و «دادگاه استیناف» دربرابرِ ذهنیت، بررسی می شود تا نشان داده شود که، از منظر نیگل، عقل مرجع نهایی داوری و شرط امکان هرگونه عینیت است. سپس، با واکاوی چهارگونه محدودیتِ سوژه شناسنده، یعنی محدودیتِ وجودی، زمانی، ادراکی و معرفتی، ابعاد گوناگون ناتمام بودنِ شناخت انسانی آشکار می گردد. در ادامه، نقد نیگل بر تبیین های تقلیل گرایانه و تکاملی از منشأ عقل و نیز مفهوم «تصور خودفراگیر»، به منزله غایت آرمان شناخت، مورد تحلیل قرار می گیرد. درنهایت، نشان داده می شود که، از نظر نیگل، جست وجوی حقیقت برای انسان ضرورتی گریزناپذیر و، درعین حال، تلاشی همواره ناتمام است. ساختار وجودی سوژه امکان دست یابی به شناخت مطلق را از او سلب می کند، هرچند عقل او را بی وقفه به سویِ آن می کشاند. بدین سان، وضعیت معرفتی انسان، در نظام فکری نیگل، وضعیتی تراژیک است. چنین انسانی محکوم به جست وجوی حقیقتی است که هرگز نمی تواند به تمامی در اختیارش گیرد.
۱۵۲۱۳.

How Is Reliability Useful? Collaboration in Social Studies Textbook Research(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
Experience and subjectivity influence how texts are read, with reading involving “filling in the blanks”. This impacts the usefulness of intercoder reliability exercises in collaborative textbook analysis. Specifically, scholars’ individual backgrounds limit possibilities for substantive and meaningful intercoder reliability, particularly in international, cross-cultural, and multicultural settings. In this case, reliability is a problematic goal in textbook content analysis, possibly precluding substantive recognition of reader subjectivity—of researchers as well as students and teachers. In contrast, we argue that collaboration in textbook research can reveal the multifaceted nature of texts and generate multi-perspectival interpretations which are more meaningful in diverse contexts.
۱۵۲۱۴.

بررسی دوره های آموزشی مستمر و مهارت محور بر افزایش کارایی و رضایت شغلی کارکنان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دوره های آموزشی مستمر و مهارت محور بر افزایش کارایی و رضایت شغلی کارکنان است.روش کار: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی انجام شده است. نتایج: در این پژوهش، نقش آموزش های مداوم و مبتنی بر مهارت در ارتقای دانش، توانمندی های شغلی، انگیزه و تعهد کارکنان مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که آموزش های مستمر و مهارت محور نه تنها موجب به روزرسانی دانش و مهارت های تخصصی کارکنان می شود، بلکه با افزایش اعتماد به نفس، انگیزه و رضایت شغلی، بهبود عملکرد و کاهش نرخ ترک خدمت نیز همراه است. چالش هایی نظیر عدم نیازسنجی صحیح، مقاومت کارکنان در برابر تغییر و نبود ارزیابی اثربخشی، می تواند اثربخشی این آموزش ها را کاهش دهد. در پایان، راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی دوره های آموزشی در سازمان ها ارائه شده است. امروزه در عصر دانش، توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت سازمان ها مطرح شده است. سرمایه انسانی، به عنوان تنها منبع قابل توسعه درون سازمان، نقش کلیدی در رقابت پذیری، نوآوری و دستیابی به اهداف بلندمدت سازمانی ایفا می کند.نتیجه گیری: چالش هایی نظیر عدم نیازسنجی صحیح، مقاومت کارکنان در برابر تغییر و نبود ارزیابی اثربخشی، می تواند اثربخشی این آموزش ها را کاهش دهد. در پایان، راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی دوره های آموزشی در سازمان ها ارائه شده است.
۱۵۲۱۵.

اثیر الدین ابهری: نخستین چهار اثر منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
اثیرالدین ابهری نوشته های منطقی بسیاری را در قالب رساله و کتاب و گاه در قالب بخشی از کتاب نگاشته است که برخی تصحیح و منتشر شده اند و برخی همچنان در انتظار تصحیح و انتشارند. تاکنون تحلیل جامعی از آثار منطقی ابهری به عنوان یک کل صورت نگرفته و نوشته زیر گامی نخستین در این زمینه است و در آن به تحلیل و بررسی چهار اثر منطقی ابهری می پردازم که شواهدی وجود دارد بر اینکه آنها نخستین رساله های منطقی او هستند. در این مقاله، به کمک شواهدی متنی، ترتیب نگارش این چهار اثر منطقی ابهری را با احتمال بالا تعیین می کنم و نشان می دهم که در این رساله، ابهری تحت تأثیر عمر بن سهلان ساوی، فخرالدین رازی و شاگردش زین الدین کشی است. نوآوری های منطقی ابهری در این چهار اثر بسیار اندک است و در مقایسه با آثار بعدی او که بالغ بر بیش از 12 رساله و کتاب است چندان به چشم نمی آید و همین مسئله خود دلیلی بر تقدم این چهار اثر بر همه آن 12 اثر می تواند باشد.
۱۵۲۱۶.

آیا شانس و هدایت شدگی جمع پذیر هستند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
آیا ممکن است که خداوند جهانی را آفریده و هدایت کرده باشد که مملو از شانس است؟ این پرسشی است که، علی رغم اهمیت زیاد، تاکنون کم تر به آن پرداخته شده است. سازگاری گرایی موضعی است که نظریه تکامل و خداباوری مداخله گرا را جمع پذیر می داند. سازگاری گرایان هدایت شده بودن اجزاء یا ویژگی های زیست کره را با شانسی بودن فرایند تکاملی جمع پذیر می دانند. هدف این نوشتار مشخص کردن چالش های پیش روی سازگاری گرایان و ترسیم دقیق فضای مهم ترین پرسش هایی است که سازگاری گرایان برای دفاع از موضع خود باید به آن ها پاسخ دهند. بحث می کنیم که پرسش اولیه به سه زیرپرسش اصلی تجزیه پذیر است: 1. آیا معنای شانس و هدایت شدگی جمع پذیرند؟ 2. چگونه ممکن است که رویدادهای شانسی که کور و بی جهت هستند زیست کره ای هدف مند و هدایت شده را شکل دهند؟ و 3. چگونه ممکن است که رویدادهای شانسی، که امکانی هستند و ممکن بود رخ ندهند، سازنده زیست کره ای ازپیش طراحی شده باشند؟ هر پرسش را به دقت شرح داده ایم، برخی از مهم ترین تلاش های انجام شده برای پاسخ به آن ها را آورده ایم و بحث کرده ایم که این تلاش ها ناکافی بوده اند.
۱۵۲۱۷.

مقولات عقل عملی کانت و جهان بازی های رایانه ای: تأملی در نسبت قانون مندی اخلاقی و علیت در نظام تصمیم گیری روایت های تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: پژوهش حاضر با رویکردی فلسفی و میان رشته ای، به بررسی نسبت میان مقولات بنیادین عقل عملی در فلسفه اخلاق کانت، نظیر اراده نیک، وظیفه، خودآیینی و قانون مندی اخلاقی و ساختارهای تصمیم گیری در روایت های تعاملی دیجیتال می پردازد. مسئله اصلی این است که آیا این مقولات، که شالوده فاعلیت اخلاقی را در فلسفه کانت تشکیل می دهند، می توانند در بسترهایی که علیت آن ها طبیعی نیست بلکه برساخته و برنامه ریزی شده است، به شکلی اصیل تحقق یابند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی-تفسیری و خوانش تطبیقی مفاهیم فلسفی، به بررسی نسبت این مفاهیم با ساختارهای انتخاب محور دیجیتال می پردازد. تمرکز بر تحلیل موقعیت هایی است که در آن ها، تصمیم های فاعل نه بر مبنای میل یا پیامد، بلکه از موضع احترام به اصل اخلاقی اتخاذ می شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند تحقق کامل عقل عملی در ساختارهای دیجیتال با محدودیت های ساختاری مواجه است و آزادی فاعل در چارچوب طراحی شده محصور می شود، اما این فضاها می توانند امکان هایی برای درونی سازی، تمرین و بازاندیشی در مفاهیم اخلاقی فراهم آورند. روایت های تعاملی، با ایجاد موقعیت های انتخاب اخلاقی، فاعل را به تجربه صورت بندی شده ای از مواجهه با وظیفه دعوت می کنند. نتیجه گیری: بازی های رایانه ای، نه به عنوان تحقق نهایی عقل عملی کانتی، بلکه به مثابه زمینه ای برای بازاندیشی در نسبت عقل، آزادی و اخلاق در جهان های مصنوع قابل تحلیل اند. این تجربه های تعاملی، امکان تامل دوباره ای درباره فاعلیت اخلاقی در شرایط بازتعریف شده علیت و کنش را فراهم می آورند.
۱۵۲۱۸.

توسعه یعنی ساختن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
توسعه با همه تعاریف متنوعی که از آغاز پیدایش داشته است بر اراده به تسلط و غلبه بر طبیعت استوار بوده است. اراده به تسلط پیش مفهوم توسعه است و آن نیز حاکی از نسبتی است که بشر جدید با وجود و وجود موجودات پیدا کرده است. در این نسبت طبیعت و انسان به تسخیر در آمده است و با این تسخیر هم طبیعت به خطر افتاده است و هم انسان. این نسبت اگرچه ریشه در وجهی از وجوه هستی آدمی دارد اما نسبت حقیقی و اصیل انسان نیست. نسبت حقیقی انسان با موجودات و با دیگران نسبت انس و مهر و دوستی است. حال پرسش این است که آیا می توان توسعه ای داشت که بر انس و مهر و دوستی استوار باشد تا به جای آسیب رساندن به طبیعت و به انسان به حفظ و مراقبت و ارتقای آن همت گمارد؟ اگر توسعه به معنای ساختن باشد، تأمل بر ساختن به معنای درست کردن و سازش داشتن نشان می دهد که توسعه حقیقی نه تسخیر و تصرف و تسلط آسیب زا، بلکه مراقبت و مواظبت و صلح و سلم و سازش است.
۱۵۲۱۹.

پیاده سازی هوش مصنوعی در تربیت معلم: ابزارها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف پیاده سازی هوش مصنوعی در تربیت معلم ایران: ابزارها و چالش ها انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و رویکرد بکار گرفته شده کیفی از نوع مرور دامنه ای روایت محور است. میدان مطالعه پژوهش شامل تحقیقات تجربی، مقالات نظری، بررسی ها، مطالعات موردی و تجارب زیسته و شواهد میدانی پژوهشگران در بازه زمانی سال های 2020 تا 2025 را که به طور قابل توجهی به هوش مصنوعی و تربیت معلم پرداخته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه آماری به روش هدفمند و بر اساس ارتباط آنها با اهداف و سوالات مطالعه و هوش مصنوعی در تربیت معلم انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که ابزارهای کاربردی هوش مصنوعی در تربیت معلم مشتمل بر سیستم های آموزشی هوشمند، سیستم های ارزیابی و بازخورد خودکار، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، تجزیه و تحلیل یادگیری و آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی، نظام های یادگیری شخصی سازی شده و تطبیقی، دستیاران تدریس مجازی، تجزیه و تحلیل داده ها و پشتیبانی تصمیم گیری مدیریتی است و چالش های عمده استفاده از هوش مصنوعی در تربیت معلم شامل چالش های اخلاقی و امنیت شخصی، آموزشی، زیرساختی و نگرانی های فرهنگی و اجتماعی، فنی و فرآیندی و سازمانی است. نتایج پژوهش به گفتمان استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی کمک می کند و بینش های عملی را برای اساتید، سیاست گذاران و مدیران که قصد ادغام هوش مصنوعی در تربیت معلم را دارند ارائه می دهد.
۱۵۲۲۰.

ظرفیت مندی عاطفی انسان ها همچون راه حلی برای مسأله چارچوب: بررسی و نقد نظریه دِسوسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
مسئله چارچوب، اولین بار در حوزه هوش مصنوعی و منطق درجه اول صورتبندی شده. این مسئله که در خاستگاه خود صرفا جنبه منطقی داشت، توسط فلاسفه، خوانش ها متفاوتی یافت. دِسوسا (de Sousa, 1987: 172) معتقد است که آنچه که فلاسفه مسئله چارچوب می نامند، عبارت است از اینکه: در موقعیتی ما انسان ها برخی اطلاعات غیر مرتبط را از ذخیره و انبار وسیعی از اطلاعاتی که داریم را بازیابی نمی کنیم. اما پرسش این است که ما چگونه این را می دانیم چه زمانی این کار را نکنیم به غیر از اینکه قبلا این اطلاعات را بازیابی کرده باشیم؟. وی نخستین فیلسوفی است که از ظرفیت عاطفی انسان ها برای توضیح مساله چارچوب استفاده می کند. از نظر وی عواطف با برجسته سازی ویژگی های ادراک و دلایل، ما را از این مخمصه نجات می دهند. در واقع عواطف، با محدودسازی موقت اطلاعات ادراکی مان، گزینه های عملی و شناختی پیش رویمان را محدود می-کنند. این پاسخ همچنان پاسخ بدیعی است و فیلسوفان دیگری نیز از آن استفاده کردند. در این مقاله ضمن بررسی ایده دِسوسا، دو نقد بر راه حل وی طرح خواهم کرد. نقد اول مبتنی بر این پرسش است که چرا در موقعیتی، عاطفه ای خاص فعال می شود؟ و نقد دوم مبتنی بر این پرسش است که در مواقعی که به صورت آگاهانه عاطفه ای فعال نیست، چگونه می توانیم بگوییم عواطف می توانند در حل مسئله چارچوب به ما کمک کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان