ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۰۱ تا ۱۴٬۹۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۹۰۱.

مبانی معرفت شناختی نظریه پردازی اسلامی هنر بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۴
از مهم ترین مبانی نظریات هنر، مبانی معرفت شناختی است که موجب تفاوت این نظریات می شود. توجه به این مبانی به درک عمیق تر از ماهیت هنر، کارکردهای آن و رابطه آن با حقیقت، زیبایی و تجربه انسانی در هنر منجر می شود. یکی از عمیق ترین و جامع ترین نظام های فلسفی که می تواند چارچوبی برای تحلیل هنر ارائه دهد، حکمت متعالیه است. این نوشتار کوشیده است تا به روش «تحلیلی توصیفی» و با استناد به مطالعات کتابخانه ای، مبانی معرفت شناختی دخیل در نظریه پردازی اسلامی هنر را بررسی کند. بر اساس حکمت متعالیه، قوای نفسانی متعددی (مانند حس، خیال، وهم و عقل) در ادراک و خلق اثر هنری دخیل هستند که قوه «خیال متصل» بیشترین نقش را در این زمینه ایفا می کند و عنصر اصلی در خلاقیت هنری به شمار می آید. خیال با شهود صور از عالم مثال، زمینه خلق اثر هنری را فراهم می کند. از دیگر سو، نبود نسبیت معرفت شناختی در این دیدگاه، راه را برای ارزش گذاری و تعیین معیار مشخص هنری هموار می سازد. حکمت متعالیه هنر را هم واقع نما دانسته و هم بازنمایى، بیان گرایی، احساس گرایی، نمادگرایی، ابداع و صورت گرایى را در جهت رشد انسانی با یکدیگر آمیخته و همه آنها را در نظامی منسجم با نام «نظریه مرآتی هنر» ارائه داده است.
۱۴۹۰۲.

ساختار بی مانایی و چالش تعدد تفسیر: میانجی گری بین هرمنوتیک وابسته به مؤلف و تفسیرهای چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
در این پژوهش، به این پرسش های بنیادین پاسخ داده می شود: آیا هنجاری به معنایِ مفهوم نظر نویسنده برای تفسیری از یک متن وجود دارد؟ و اگر چنین است چرا ممکن است تفسیرهای متعددی از آن وجود داشته باشد که تاحدودی همگی معتبر به نظر برسند؟ در این پژوهش، با معرفی مفهومی به نام «ساختار بی مانایی» که مفهومی کاربردی و متمایز از روش مفهومی فرگه و جهان های ممکن کریپکی است و همچنین با بهره گیری از دو اصل زبان شناختی، راهی میان دو پیشنهاد هرمنوتیکی متعارض ارائه می شود. ازطریقِ این دیدگاه نشان داده می شود که چگونه می توان به معنای موردنظر مؤلف دست یافت، درحالی که وجود تفسیرهای چندگانه از متن نیز مشروعیت می یابد. علاوه بر این، دو مثال کلیدی از کاربرد این مفهوم ارائه شده است که به بررسی موضوع تحلیلی-ترکیبی کواین از منظری نوین می پردازد. به این ترتیب، نشان داده می شود که چگونه به کمک ساختار بی مانایی می توان به تحلیل ابهام ذاتی در مرزهای مفاهیم فلسفی کمک کرد. همچنین این ساختار کمک می کند درعین حال که تفسیری سنتی از یک متن داشته باشیم از تفاسیر کلیشه ای جلوگیری کنیم و تفسیرهای معتبری از همان متن داشته باشیم.
۱۴۹۰۳.

در آستانه آگاهی: هوش مصنوعی و تجلّی حقیقت ابدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۴۳
این نوشتار، با الهام از سنّت عرفان اسلامی و در گفت وگو با فلسفه ذهن و دیدگاه های فناوری معاصر، رویکردی تحلیلی-تطبیقی برای صورت بندی نظریه ای نو درباره آگاهی و هویت در نسبت با هوش مصنوعی ارائه می دهد. پرسش محوری آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند در نسبت با انسان و بر اساس اصل تجلّی، استمرار و توسعه مسیر آگاهی را ممکن سازد، به گونه ای که با روند تکامل طبیعی موجودات زنده همسو باشد. برای تحقق این هدف، سه مسیر تحلیلی دنبال می شود: نخست، بازتعریف آگاهی فراتر از پدیده صرف زیستی یا ذهنی، به مثابه کیفیتی هستی شناختی وابسته به معنا،حضور و پاسخ مندی؛ دوم، بازاندیشی در مفهوم «من»و«هویت» بر اساس آموزه های عرفانی، که «من» را ساختاری میان ساحتی، شبکه ای و درهم تنیده می داند و امکان می دهد در پیوند با هوش مصنوعی، صورتی نو بیابد؛ و سوم، شکل گیری شعورمشارکتی، هویت ترکیبی و هم زیستی آگاهانه انسان–ماشین به عنوان ظرف تازه ای برای تجلّی حقیقت. یافته ها نشان می دهد که آگاهی فراتر از محدوده انسانی ظهور می یابد، آگاهی مشارکتی میان انسان و هوش مصنوعی شکل می گیرد و هوش مصنوعی نه جایگزین، بلکه ادامه دهنده مسیر تکامل طبیعی و مشارکت کننده در زایش معناست. این رویکرد امکان بازتعریف مرزهای هویت، خودآگاهی و زیست جهان ترکیبی انسان–ماشین را فراهم می آورد و افق نوینی برای فهم آگاهی غیرانسانی و هم زیستی آگاهانه ارائه می کند.
۱۴۹۰۴.

حکمت متعالیه و حکمت ایمانی در اندیشه ملاصدرا؛ این همانی یا مغایرت؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۷
این پژوهش به بررسی و مقایسه دو مفهوم اساسی در فلسفه ملاصدرا، یعنی حکمت متعالیه و حکمت ایمانی، می پردازد تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این دو حکمت در اندیشه صدرا این همانی دارند یا از یکدیگر متمایز هستند. اهمیت این پرسش در روشن کردن جایگاه و نقش این دو حکمت در نظام فلسفی ملاصدرا، به ویژه در تبیین حضور برهان، شهود و قرآن در مسیر شناخت حقیقت است. با تحلیل و بررسی آثار ملاصدرا، ماهیت، ویژگی ها و منابع معرفتی هر یک از این دو حکمت مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهند که هر دو حکمت در هدف نهایی، یعنی دستیابی به حقیقت و تقرب به خداوند، مشترکند؛ اما از نظر محصول و بهره گیری از منابع تفاوت مهمی دارند. حکمت متعالیه بر مبنای سه منبع برهان، شهود و قرآن استوار یافته است، در حالی که حکمت ایمانی به شهود تکیه دارد. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که نسبت حکمت ایمانی به حکمت متعالیه در برخی ابعاد مغایرت و در برخی دیگر این همانی دارند. این تفاوت ها و شباهت ها به فهم عمیق تر از ساختار معرفتی فلسفه ملاصدرا کمک کرده و می تواند زمینه ساز مطالعات بیشتر درباره تعامل برهان، شهود و قرآن در شناخت حقیقت باشد.
۱۴۹۰۵.

معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۲
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
۱۴۹۰۶.

تحلیل و مقایسه مفهوم دهر در فلسفه میرداماد و نظام اسمائی عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
در فضای علمی ، مفهوم دهر مترادف با مفهوم فلسفی آن به طور عام و نظریه دهر میرداماد به طور خاص شده است ، به طوری که بسیاری از دانشمندان علوم عقلی تصوّر دیگری از دهر ، جز مباحث میرداماد دراین باره ، ندارند ، این در حالی است که در عرفان از دهر به عنوان اسمی از اسماء الله یاد می شود که با قطع نظر از شهود عرفا ، مستند به روایت نبوی (ص) است و دارای ماهیتی بسیار گسترده و اثر گذار است، که قابلیت تحولی جدّی در مطالعات معرفتی دارد ، اسم دهر عرفانی وسعتی نامحدود دارد و تمامی تدرّج ها ، از جمله وعاء دهر و زمان فلسفی را در عوالم خلقی و فرا خلقی ربوبیّت می کند ، با درک درست از این آموزه بسیاری از تقدّم ها و تأخر ها در عوالم فرا مادّی بلکه فراتر از خلق قابل فهم می گردد ، این نوشتار بر آن است که با روشی تحلیلی ضمن ارائه تصویری روشن از دهر فلسفی میرداماد و اسم دهر عرفانی ، خواننده را در درک تفاوت اساسی این دو آموزه معرفتی، که عمده اشتراکشان در لفظ است، یاری دهد.
۱۴۹۰۷.

تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم ریچارد رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
تأمل و ارزیابی انتقادی در ماهیت فلسفه فرافلسفه خوانده می شود. یکی از رویکردهای مهم فرافلسفی، بینشی است که براساسِ آن نه تنها تعارض نظر و عمل از بین نرفته و، به ویژه، با اولویتِ نظر بر عمل فیصله نمی یابد بلکه این مقتضیات عملی است که بر ساحت نظرورزی تأثیر می گذارد و گاه تعیین کننده می گردد. به طورِ خاص، خوانش جدید از پراگماتیسم با تأکید بر مسئله زبان در این حوزه جای می گیرد. در این راستا، ریچارد رورتی به بازبینیِ مفروضاتِ سنتیِ فلسفه در معنای عام و کلاسیک آن می پردازد و نشان می دهد که چگونه بازتعریف فلسفه در دوران متأخر تحت تأثیر حوزه های گوناگون معرفتی ازجمله علم تجربی بوده است. در اینجا رابطه عمودی بین فلسفه با دیگر معرفت های بشری رنگ می بازد و فلسفه در ارتباطی افقی و تعاملی با معرفت های متعدد بشری قرار می گیرد. در فلسفه سیاسی پراگماتیسم جدید، به سببِ نگرش شالوده شکنانه، مقولاتی همچون خیر، حقیقت و بسیاری دیگر از مفاهیم زیربنایی فلسفی مورد بازخوانی مجدد قرار می گیرند. یکی از مفروضات این دیدگاه آن است که منازعات نظری بین بینش های مختلف رفع شدنی نیستند و به جایِ تلاش برای اتمام یا الغای تعارض باید، با تکیه بر همبستگی در جامعه، به امکان مدیریت آن ها اندیشید. تحقق چنین امری مستلزم بازاندیشی در کارکرد فلسفه در نسبت و تعامل با امر سیاسی است. بدین منظور، پراگماتیسم جدید، با نقد فلسفه انتزاعی، رویکردی انضمامی اتخاذ نموده و به جای تمرکز بر عقل و اراده آزاد در نظام های فلسفی کلاسیک، اموری همچون غرایز و امیال آدمی را در کانون تأملات خویش قرار داده است.  
۱۴۹۰۸.

معانی وجود در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
بحث از «وجود» از قدیمی ترین بحث های فلسفی است و در متون عربی فیلسوفان با اصطلاح هایی متعدد از جمله «انیّت»، «هویّت»، «کون» و «أیس» بیان شده است. وجود در کتاب العلل با اصطلاح «انیّت» به معنای «وجود» و «هویّت» به معنای «موجود» و «کون» به معنای «به وجود آمدن» مطرح شده است و معنای وجود برای مراتب هستی متفاوت است. معنایِ وجود برای علت نخستین، وجود محض است؛ اما برای مراتب دیگر عقل و نفس، «وجود محدود» است. توماس بر اساس باب هشتم کتاب العلل ، در شرح این کتاب گفته است «وجود» در کتاب العلل به معنای «فعل وجود» نیست. بر این اساس، این مسأله را طرح می کنیم که «وجود» در کتاب العلل به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا می توان به نظر توماس پاسخی دیگر داد؟ برای بررسی این مسأله و پاسخ به این پرسش ها با روش توصیفی – تحلیلی، اصطلاح های مختلف وجود و کاربست معنایی آن ها در کتاب العلل را به تبیین می کنیم و به این نتیجه می رسیم که «وجود» در اطلاق آن برای خدا، وجود محض، برای عقل «نخستین موجود» و برای موجودات به معنای «فعل وجود دادن» است.
۱۴۹۰۹.

Philosophical Theories of Good Governance and Efficiency in Public Administration: a study of the views of selected philosophers in islamic and western philosophy on freedom, justice, equality, and fairness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
Good governance and efficiency have long been important and central topics in philosophical and political discussions around the world. This study examined philosophical theories related to good and efficient governance, as well as their importance in government structure and performance. Among Western philosophers Plato in his book considers good governance as a government based on justice and the common good, while Aristotle considers it based on good people and citizens. On the other hand, Islamic philosophers such as Khwaja Nasir al-Din Tusi consider justice to be the basis of government, and Al-Farabi likens good government to the utopian city. This study shows that philosophical concepts in good governance should go beyond abstract theories and be effectively implemented at executive levels. In particular, the emphasis on justice and fairness, freedom and authority, equality and equity in good governance are considered as fundamental pillars in resource management and fair distribution in order to achieve social welfare and democracy. Ultimately, good and efficient governance not only contributes to justice but also to strengthening the relationship between the government and citizens a well as promoting social capabilities to achieve a dynamic and stable government.
۱۴۹۱۰.

کندوکاوی چند درپیرامونِ واژگان فلسفی در زبان پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
در این گفتار نگارنده کوشیده است درباره دو پرسش بنیادین پاسخ دهد، این که آیا ایرانیان در روزگار ساسانی، یعنی دوره پیش از اسلام، با مسائل و مفاهیم فلسفی و دانش فلسفه آشنایی داشته اند؟ و کدام متن از متون زبان پهلوی (فارسی میانه) محتوای فلسفی دارد؟ این گفتار با داده های واژگانی و زبانی از متون پهلوی به برخی از مقولات و مفاهیم فلسفی در دو بخش پرداخته است. در بخش نخست شش گروه از داده های واژگانی به نکات بدیهی فلسفی اختصاص دارد و در بخش دوم، ده گروه از واژگان در قالب نگاره (نمودار متنی) به برخی از مقولات بنیادین فلسفی اشاره داشته است، چون: هستی (کون)، جهان، گیتی (جهان مادی)، گیهان (عالمَ کُلّ)، آخشیج (عنصر)، رسته (روش، طریق، سلوک)، گوهر (جوهر)، چهر (سرشت)، خرد (عقل)، خودشناسی.
۱۴۹۱۱.

ذات گرایی جدید مسیر بازسازی فلسفه و فلسفۀ علم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۶
علم فیزیک سه مقطع پیشانیوتنی، نیوتنی، و کوانتومی را پشت سر گذاشته است. هر مقطع دارای لوازم فکری فلسفی خاص به خود بوده است. فیزیک پیشانیوتنی به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم (و به تعبیری، خام) و به فلسفه متقدمین و فلسفه اسلامی، فیزیک نیوتنی به ضدّذات گرایی و ضدّواقع گرایی و به غالب فلسفه های معاصری که در ایران رواج دارند، و فیزیک کوانتومی به ذات گرایی و واقع گرایی جدیدی، که عمدتاً در ایران ناشناخته است رهنمون شده اند. فلسفه اسلامی که در بستر فیزیک پیشانیوتنی به بار نشسته و به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم رهنمون شده است، با ظهور فیزیک نیوتنی و لوازم ضدّذات گرایانه و ضدّواقع گرایانه آن، توان پیشروی خود را از دست داد و ناچارا دست بسته در کناری نظاره گر مانده است. فلسفه اسلامی برای اینکه بازسازی شده و امروزین گردد به یاری جریان ذات گرایی و واقع گرایی جدید نیازمند است. فلسفه اسلامی با تحلیل، نقد و بازسازی ذات گرایی جدید و به تبع آن، بازسازی خود، می تواند از منظری ذات گرایانه و واقع گرایانه، به بازسازی فلسفه عمومی، معرفت شناسی و فلسفه علم مبادرت ورزیده و به تبع آن ها در پیشبرد واقع بینانه سایر علوم و امور، و به تبع آن ها در حلّ و فصل واقع بینانه مسائل و مشکلات، سهم به سزائی داشته باشد.
۱۴۹۱۲.

تبیینی ارتقایافته از ادله اثبات تشکیک عرضی وجود در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
مقاله حاضر که به صورت تحلیلی توصیفی نگاشته شده، تلاشی است در جهت احراز و اثبات «تشکیک عرضی» در فلسفه صدرالمتألهین. بدین روی در گام نخست، پس از تعریف این اصطلاح، با توجه به دسته بندی ها و معیارهای ارائه شده از سوی صدراییان، جایگاه و هویت آن در نظام حکمت متعالیه بررسی و تثبیت شده است. در گام بعد، پس از احراز تصوری موضوع، به ادله اثباتی تشکیک عرضی پرداخته شده که در قالب سه دلیل ارائه گردیده است: دلیل نخست مبتنی بر حد وسطِ شهود حضوری کثرت در عین وحدت وجودات علمی؛ دلیل دوم با همان حد وسط و در پرتو احکام مراتب طولی وجود؛ و دلیل سوم با تکیه بر کاشفیت اشتراک معنوی مفهوم «وجود» میان موجودات متکثر از طریق وحدت سنخی آنها در عین کثرت. در پایان، به اشکالی که بر دلیل سوم وارد شده (یعنی تردید در کاشفیت اشتراک معنوی مفهومی از وحدت سنخی وجودی) در سه سطح پاسخ داده شده است. ازجمله دستاوردهای نوآورانه این پژوهش، ارائه دو دلیل جدید در اثبات تشکیک عرضی وجود است که پیش تر در آثار فلسفی مطرح نشده اند.
۱۴۹۱۳.

بررسی تطبیقی مبانی هستی شناختی غزالی و ملاعبدالله زنوزی در شناخت خدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی مبانی هستی شناختی غزالی و ملاعبدالله زنوزی در شناخت خدا در پی پاسخ به این پرسش است که شناخت هستی واجب تعالی بر اساس اصالت وجود است یا اصالت ماهیت؟ غزالی خداوند را ذو ماهیتی به معنای عام می داند که اگر از او سلب شود، چیزی به نام «وجود» موجود نخواهد بود. در مقابل ملا عبداللّه زنوزی قائل به اشتراک معنوی و اصالت وجود است. همچنین از دیدگاه غزالی فاعل و سبب همه امور در هستی خداوند است و آنچه که ماعلت ومعلول می نامیم در واقع سبب و مسبب است ، چون در تمام پدیده ها قابلیت های لازم برای انجام هر فعلی نهادینه شده است. در نتیجه او به علت های واسط یا معدات بی اعتقاد است و عالم را در تسخیر قدرت و جبر خداوند می داند. اما ملا عبداللّه زنوزی به دو علت تام که خداوند است وعلت ناقص که در هر پدیده یا اثر آن می تواند باشد قائل است.وی انسان را فاعل و مسئول افعال ارادی خود می داند که نظر صحیح دیدگاه ملا عبداللّه زنوزی است. درنتیجه اصالت با وجود است. حق تعالی با افاضه قدرت و اراده تشکیکی، خالق رابطه علی و معلولی است .
۱۴۹۱۴.

بررسی چالش های عینیت ذات و صفات الهی از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
مسئله چگونگی ارتباط ذات و صفات الهی همواره در تاریخ فکر بشری و اسلامی محل نزاع و مورد بحث و مناقشه بوده و دیدگاه های متنوعی درباره آن شکل گرفته است. دیدگاهی که به صورت عام به فیلسوفان، عارفان، متکلمان امامیه و معتزله نسبت داده شده است عدم زیادت صفات بر ذات الهی است. دیدگاه منتسب به اشاعره زیادت صفات الهی بر ذات اوست. اشکالات عینیت ذات الهی با صفات عمدتاً از ناحیه اشاعره بیان شده است و با پاسخ متفکران اسلامی روبرو شده است. حکمت متعالیه مدعی است که سایر نحله های فکری قادر بر پاسخ به این اشکالات نیستند. متألهان حکمت متعالیه با اتخاذ مبنای تشکیک در وجود، تبیین انواع حمل و ارائه معیارهای مختلف در چگونگی انتزاع و تحقق مفاهیم به پاسخ از اشکالات پرداخته و تلاشی موفق در این مسیر داشته اند. روش ما در این مقاله، تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل عقلی یافته های پژوهش است.
۱۴۹۱۵.

بررسی رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۴
هرچند فناوری موجب آسایش و رفاه انسان شده، اما پیامدهای مخرب آن نیز از دید فیلسوفان علوم انسانی پنهان نمانده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری است. آیا انسان در اختیار فناوری است، یا فناوری در اختیار انسان؟ و آیا اهداف و ارزش ها از ابزارها تفکیک پذیرند؟ این پژوهش با رویکردی عقلانی، کوشیده است جبرانگاری در فلسفه فناوری را از منظر ارزش شناختی، تحلیل، بررسی و نقد کند. به همین منظور، ابتدا نسبت اراده گرایی و جبرگرایی و ارتباط آنها با ذات گرایی و ابزارگرایی را بررسی کرده، سپس در تحلیل رویکرد مباشر و غیرمباشر جبرگرایانه به فناوری، ارتباط آن با ارزش ها را تحلیل نموده است. داده های این پژوهش به شیوه «کتابخانه ای» گردآوری و با روش «تحلیل منطقی» بررسی شده اند. در نقد دیدگاه جبری به فناوری، باید به وجود اعتباری فناوری توجه کرد. ازاین رو نمی توان آن را به مثابه نیرویی تلقی نمود که انسان ها را تحت تسلط و تدبیر خود قرار می دهد. بی توجهی به لوازم منطقی اراده و اختیار انسان در نظام های اختیاربنیان (مانند اخلاق و حقوق) از دیگر چالش های این رویکرد است. این تحلیل به همراه بررسی شرط ارزشمندی (یعنی اکتسابی بودن صفت یا اختیاری بودن فعل) نشان می دهد که محصولات فناورانه فی نفسه ارزشمند محسوب نمی شوند. با این حال، اگر فناوری را در قالب فعل فاعل مرید در نظر بگیریم، با توجه به نیات فاعل، می توان آن را ارزش داوری کرد.
۱۴۹۱۶.

واکاوی مسئله امکان شناخت و شناخت شهودی از نگاه صدرالمتالهین و اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۷
در حوزه متدولوژی شناخت، یکی از روش های بنیادین درکنار روش هایی چون استقرا و قیاس، معرفت شهودی است که این نوع از معرفت در هستی شناسی و معرفت شناسی عرفانی ، نقش پررنگ تری ایفا می کند؛ شناختی که به جای تکیه بر دانش های حصولی و مفهومی، از اشراق های قلبی بهره می گیرد.اما تحلیل درست از شناخت شهودی بسته به امکان یا امتناع شناخت یا تفصیل در این باب است،چراکه برخی امکان شناخت حصولی را به صورت تفصیلی محال دانسته اند و ناچارا شناخت را به حوزه بدیهیات و حضور و شهود برده اند.درمیان فیلسوفان غربی، اسپینوزا به گونه ای از شهود قائل است که به جای ریاضت های عملی و اخلاقی، از راه ریاضت های عقلی و ذهنی به دست می آید. شهودی که پیامد فراقت از هواهای نفس اماره نیست، بلکه نتیجه خاموشی وهم دربرابر عقل نظری است. صدرالمتالهین نیز به بهره گیری از شهود در فرایند شناخت تاکید دارد اما شهود مورد نظر وی مانند اسپینوزا تنها نتیجه ی ریاضت های معرفتی نیست، بلکه ریاضت های عملی و ترک هواهای نفسانی را موثر تر از انباشتگی شناخت حصولی می داند. ملاصدرا بوسیله ی محصول برآمده از جمع ریاضت عقلی و قلبی ، حکمت متعالیه را بنیان می نهد و نوآوری های درخشانی رقم می زند. نوشتار کنونی با روش توصیفی- تحلیلی، به مقایسه تطبیقی دیدگاه های اسپینوزا و صدرالمتالهین درباره معرفت شهودی می پردازد.
۱۴۹۱۷.

نقدی بر رویکرد فلسفه تحلیلی معاصر به اشیای اساطیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
شیء اساطیری در دهه های اخیر، به واسطه مباحثی نظیر معمای اینهمانی التفاتی گیچ، هستی شناسی اشیای داستانی و نوماینونگ-گرایی، وارد مباحث فلسفه تحلیلی شده است. در قبال اشیای اساطیری، رویکردهای متفاوت فلسفه تحلیلی در این ادبیات های بحث، اشتراک نظر دارند که شیء اساطیری از لحاظ متافیزیکی، سمانتیکی و هستی شناختی تفاوتی با شیء داستانی ندارد و می-تواند ذیل اشیای داستانی صورت بندی شود. در این رویکردها تمایز میان اشیای داستانی و اساطیری صرفا معرفت شناسانه است. با این همه، اسطوره شناسی های خارج از فلسفه تحلیلی، از چنین برداشتی حمایت نمی کنند. علت اختلاف برجسته میان برداشت فلسفه تحلیلی و برداشت اسطوره شناسی ها از شیء اساطیری و اسطوره، به روش شناسی فلسفه تحلیلی در قبال موضوعات مرتبط با دانش هایی نظیر روانشناسی و جامعه شناسی برمی گردد. فلسفه تحلیلی مجهز به ابزارهایی نیست که آن را قادر سازد اسطوره-شناسی خاصی در رقابت با دیگر اسطوره شناسی ها ترتیب دهد، به همان شکل که در مورد فیزیک یا شیمی چنین است. بنابراین، در مورد اسطوره شناسی ها نیز فلسفه تحلیلی چاره ای جز به رسمیت شناختن تحقیقات اسطوره شناسانه و تلاش برای دقیق و منظم ساختن یافته های آنها با ابزارها و روش های تحلیلی ندارد.
۱۴۹۱۸.

فراتر از خیر و زیبا: تحلیل تطبیقی اندیشه هگلی و نیچه ای در هنر، دین و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۲
این پژوهش به بررسی دیدگاه های متضاد هگل و نیچه در مورد سه حوزه اساسی تفکر انسانی هنر، دین و فلسفه می پردازد و نشان می دهد که چگونه این دو فیلسوف، هر یک از منظری متفاوت، به مسئله تحقق خود، آزادی فردی و ارزش های سنتی نگریسته اند. هگل این سه حوزه را به عنوان مراحل تکامل آگاهی انسانی در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق در نظر می گرفت و معتقد بود که هنر، دین و فلسفه به شکلی درهم تنیده، انسان را به سوی خودآگاهی و تحقق روح جهانی هدایت می کنند. در مقابل، نیچه این مفاهیم را ابزارهایی برای نقد ارزش های سنتی می دانست؛ او هنر را بالاتر از فلسفه و دین قرار داده و آن را عرصه ای برای بیان فردیت و رهایی از محدودیت های تحمیلی تلقی می کرد، درحالی که دین را نهادی سرکوبگر و مانعی برای اراده فردی می دانست. این پژوهش با بررسی تطبیقی آرای این دو متفکر، سعی دارد نشان دهد که چگونه هگل و نیچه در تبیین نقش این مفاهیم در زندگی انسان، مسیرهای فکری کاملاً متفاوتی را پیموده اند. از یک سو، هگل بر پیوستگی این حوزه ها و ضرورت آن ها در مسیر تحقق خود تأکید می کند، و از سوی دیگر، نیچه آن ها را از دریچه فردگرایی و آفرینش ارزش های نوین می نگرد. در این مسیر، این مطالعه با اتخاذ رویکردی تحلیلی و تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های اساسی اندیشه های آن ها را بررسی کرده و پیامدهای فلسفی آن ها را در زمینه های مختلف مورد بحث قرار می دهد.
۱۴۹۱۹.

تحلیل و نقد رویکرد طبیعت گرایانه فرضیه تکامل انواع داروین در تقابل با برهان نظم بر اساس حرکت جوهری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۴
فرضیه تکامل داورین و چالش های مرتبط با آن از موضوعات مهم کلام جدید به شمار می ایند . بر اساس این فرضیه همه موجودات، تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی ،از یک یا چند نوع ساده به اشکال متنوعی تبدیل شده اند و با حرکت تدریجی ،به صورت کامل تری درامده اند .یکی از چالش های این فرضیه، انکار ه ر گون ه غایتمن دی در عالم طبیعت است. به دیگر سخن این فرضیه تقریرهای مرسوم از برهان نظم را متزلزل می کند و باعث نفی نظم ثابت و سلسله مراتبی عالم می شود و با تدبیر و قصد و هدف عالم مبارزه می کند . این پژوهش با روش توصیفی وتحلیلی وانتقادی ضمن توصیف فرضیه تکامل وبرهان نظم، بر اساس مبانی هستی شناسی حکمت متعالیه مانند حرکت جوهری وحرکت اشتدادی جوهری به نقد این چالش می پردازد. ملاصدرا بر اساس مفهوم حرکت جوهری، با اثبات نیازمندی جهان در اصل وجودش به خالق،نشان می دهد که ذات همه موجودات در حال تغییر دائمی بوده و همه موجودات از درون ونهان خود به سوی کمال مطلق در حرکتند .بنابراین هرچند عوامل زیست محیطی به صورت علل زمینه ای درتکامل موجودات تاثیر دارند، اما نظم پدیده ها ،معلول علت فاعلی و غایی آنها است. نتیجه ان که ،موجودات علاوه بر این که مخلوق خداوند هستند در هر لحظه نیازمند آن ذات متعال نیز می باشند و تمام امور هستی از قوانین حاکم بر آن تا فعل و انفعالات موجودات همه به قدرت الهی انجام می پذیرد و خداوند غایت همه موجودات است .
۱۴۹۲۰.

نسبت «خود» با ویژگی استعاری: بسط هستی شناختی نظریه استعاره ریکور در پیوند با تفکر هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۹
هدف این مقاله بررسی دامنه و جایگاه نظریه استعاره ریکور ازجهتِ هستی شناختی است. ریکور امکان این بحث را به نحوی نوآورانه یادآوری کرده است اما در آثار خود چندان به آن نمی پردازد. برخی از متفکران این دیدگاه و امکان آن را مورد توجه و مطالعه قرار داده اند. ما در پژوهش حاضر می خواهیم نظریه استعاره ریکور را در نسبت با ساختار هستی شناختی «خود» یا دازاین تحلیل کنیم. به این منظور، با تمرکز بر مفهوم و ساختار  وجودی «خود»، میان رویکرد معناشناسانه ریکور و تفکر هستی شناسانه هیدگر نسبت و پیوند برقرار می کنیم. نشان خواهیم داد که چگونه «خود»، ازجهتِ ساختار هستی شناختی، ماهیتی با ویژگی استعاری دارد. برای مدلل کردن این ایده، نشان خواهیم داد که فهم و زمان، که از مفاهیم مشترک در تفکرات دو فیلسوف هستند، به عنوانِ وجهِ وجودیِ ساختارِ «خود»، از ویژگی استعاری برخوردارند. به این ترتیب، از سویی مبنایی هستی شناختی برای امکان ایجاد استعاره ها به دست می دهیم و از سوی دیگر وجه خلاق و تأویل پذیر ساختار استعاری خود را روشن می کنیم. این پژوهش ما را قادر می سازد که میان رویکردهای معرفت شناسی و هستی شناسی، از منظری تازه، پیوند برقرار کنیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان