ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۴۱ تا ۱۴٬۸۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۸۴۱.

بررسی انتقادی دیدگاه دکتر داوری اردکانی در باب علم دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
در سال های اخیر، یکی از مسائل پرمناقشه پیرامون امکان علم دینی را استاد داوری اردکانی مطرح کرده اند. نویسندگان در این پژوهش، امکان علم دینی از نظرگاه ایشان را نقد و ارزیابی می نماید. بررسی این مسئله به روش تحقیق توصیفی تحلیلی است، یافته های تحقیق نشان می دهد که: از نظر داوری کار فلسفه جستجوی شرایط امکان و ظهور اشیاء است. از آنجا که تاریخ، امکان ظهور اشیاء را به ما می نمایاند، علم را نیز باید در بستر تاریخی رصد نمود. علم بر اساس اراده های تاریخی شکل می گیرد، نه اراده های شخصی؛ پس به جای بحث درباره کیفیت علم دینی باید تمام توجه را معطوف به کیفیت شکل گیری عالَمِ دینی نمود. با توجه به چنین رویکردی در بحث علم دینی، استاد داوری هم از سویی معتقد به امکان علم دینی اند و هم دیدگاه های شایع در باب علم دینی را انکار می کنند. این درحالیست که نظر ایشان با اشکالاتی مبنایی و بنایی مواجه است.
۱۴۸۴۲.

چگونه طرح نقد هنری از نقد قوه حکم کانت ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۵
می گویند نقد قوه حکم بیشتر درباره زیبایی طبیعی و کمتر درباره زیبایی هنری است. حتی برخی می اندیشند کمتر درباره فلسفه هنر است و کمتر و کمتر درباره نقد هنر. نشان هایی که کانت از طریق سرنوشتارهای نقد سوم مستقیم به ما می دهد همین تلقی را به وجود می آورد؛ مطلبی با عنوان نقد هنر وجود ندارد. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به آرای برنهام نشان می دهیم نوع خاصی از نقد هنری را می توان از این اثر کانت بیرون کشید. نقد سوم را روی شانه های بحث ایده های زیباشناختی و نبوغ می توان نشاند. اثر هنری را از دریچه ارتباط با مباحث تاخورده درون ایده های زیباشناختی می توان نگریست. مباحثی همچون ذوق به معنی صرفاً صورت زیبا را دریافت کردن، ژانر به معنی مفهوم اثر را غایت پنداشتن، مضمون یعنی ایده عقلانی را محتوای اندیشیدنی در نظر داشتن، روح اثر را بر مبنای ایده زیباشناختی سنجیدن و نمادگرایی و استعاره را در نقد هنری گنجاندن، می توان مدنظر قرار داد. نقد باید بر ارزشی واحد استوار باشد. به نظر می رسد در صورت تمرکز بر قابلیت ها و ظرفیت های متنوع ایده های زیباشناختی و اتکا به ارزش زیباشناختی، می توان نقد زیباشناختی برای هنر در نظر گرفت و برای جنبه ارزشیابی کلی اثر هنری در نهایت از روح داری یا بی روحی اثر پرسید.
۱۴۸۴۳.

تبیین عمل انسانی «بر اساس حکمت صدرایی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۳
عمل فعالیتی است که از مسیر ابعاد درونی انسان همچون قوای شناختی ( خیال و عقل) ، قوای شوقی و اراده گذر کرده و به منصه ظهور خارجی می رسد. مسأله اصلی این پژوهش تبیین این فرآیند و بیان چگونگی و چرایی آن است. از اینرو لازم است برای تبیین عقلانی عمل انسانی، به این دو پرسش پاسخ داده شود: 1.عوامل شکل دهنده عمل و نقش هر کدام در تولید آن چیست؟ 2. رابطه این عوامل و تاثیری که بر یکدیگر دارند چگونه است؟ از نگاه فلسفه صدرایی نوعی ترتیب و تقدم و تأخر تکوینی بین عناصر اساسی عمل وجود دارد. عنصر شناخت بر تمامی عناصر تشکیل دهنده عمل تقدم دارد، پس از آن میل و شوق همچون پیامد و دستاوردی از عملیات شناختی خود را نشان می دهد؛ هرچند در هر لحظه امکان حضور شوق های متعدد که گاها در تضاد و تزاحم با یکدیگر هستند، وجود دارد، اما با ظهور اراده به عنوان شوق شدید و غالب، تعارض ها خاتمه می یابد و عمل تحقق پیدا می کند.یکی از کارکردهای عقل عملی یعنی، تأمل و توجیه عمل، در شدت و غلبه یکی از شوق ها و بروز اراده نقش اساسی دارد. در واقع اراده دستاورد عملیات ذهنی و تأیید توجیهات عقل عملی است. در کل در تحقق یک عمل عناصر اساسی آن به یک هماهنگی و انسجام بر پایه رابطه علّی و معلولی می رسند؛ به گونه ای که هر کدام از عناصر این زنجیره نقش علّی خود را در وقوع عمل اختیاری انسان ایفا می نمایند.
۱۴۸۴۴.

ماکیاولی: اندیشه سیاسی در کاربست وضع استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۲
ماکیاولی در شرایطی در ایتالیا به اندیشه می پردازد که وضعی استثنایی بر آن حاکم است و مبتنی بر راهکارهای اندیشه سنتی و کلاسیک سیاست نمی تواند این وضع را نه تنها توضیح دهد بلکه برای برون رفت از آن نظریه ای ایجاد کند. این وضعیت جدید که خواهان فهم و تشکیل دولت ملی در مختصات جدید خودش است با ابزار، نظریه و غایاتی از سنخ خود نیاز دارد که در بیرون از جاذبه نظام اندیشه سنتی قابل فهم است. بنابراین وضعیت منحصر به فرد جدید، اندیشه سیاسی استثنایی می طلبد که مختصات آن عبارتند از تقدم امر جزئی خلاف آمد عادت بر امر کلی، تقدم عمل بر نظر، تقدم وضعیت سیاسی بر فضایل و اخلاق و در نهایت تقدم ویرتو بر الهه بخت یا نظم طبیعی رومی و یونانی و تبدیل کردن کل امور دست نیافتی اندیشه سنتی به فرصتی برای فرد دارای ویرتو؛ به طور خلاصه اتصال نظریه به عمل در جهت کارایی سیاسی. بنابراین رابطه ماکیاولی با مسائل سیاسی دیگر در چارچوب نظریه نیست بلکه در چارچوب اثربخشی نظریه در کاربست سیاسی آن است. به عبارت دیگر سیاست برای ماکیاولی در مختصات جدیدش مقدم بر شناخت نظری و حتی مقدم بر فلسفه نظری است؛ در موضع کنونی امر سیاسی در وضعیت خاص خود ابزار خودش را فرا می خواند.
۱۴۸۴۵.

نظریه جامع عقلانیت رشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
رشر، عقلانیت را دنبال کردن هوشمندانه اهداف مناسب می داند. سه بافت شناختی، عملی و سنجشی بافت های اصلی عقلانیت را تشکیل می دهند که در به کار بستن بهترین استدلال که وظیفه مشترکشان است یکی می شوند. او جهانی بودن عقلانیت را در عین معتبر دانستن جنبه شخصی و شرایط پیرامونی؛ و عقلانیت عملی و بهینگی واقعی را به جای عقلانیت ایده آل و بیشینه گرایی معتبر می شناسد. بهینه سازی، یافتن بهترین کار برای انجام دادن در یک شرایط پیرامونی با استفاده از بهترین استدلال در دسترس است؛ وعقلانیت جهانی، این توصیه عقلانی به هر کسی در شرایط یکسان است که همان تصمیم عقلانی را بگیرد. عقلانیت از ما می طلبد اهداف هوشمندانه را با روشهای هوشمندانه دنبال کنیم و مبتنی بر اصولی عمل کنیم که نظام مند و معنادار باشند و عوامل هوشمند دیگر نیز بتوانند مناسب بودن آنها را تشخیص دهند. تبیین رشر از عقلانیت، یکی از جامع ترین و مستحکم ترین نظریه های ارائه شده دراین حوزه است.اما به نظر می آید به رسمیت شناختن جنبه تاریخی و شرایط پیرامونی در عفلانیت عینی و جهانی، نیازمند رویکرد تاریخی و صحت سنجی آن در سنت های تاریخی است. هم چنین با توجه به تمسک ناصحیح سیاسی به عقلانیت جهانی درجهت استعمار و ظلم بی پایان به کشورهای توسعه نیافته، لازم استارتباط عقلانیت جهانی و خاورگرایی مشخص شودو جای این امرمهم در آثار رشر خالی است. خاورگرایی ریشه در مفهوم عقلانیت جهانی ندارد بلکه برگرفته از ارتباط موجود بین عقلانیت جهانی و درستی است، ارتباطی که بر مبنای موفقیت عملی تعیین می شودکه نسبت دادن اطمینانی غیر مستند به مفهومی جهانی است.
۱۴۸۴۶.

ارزیابی اصل تضاد در دیالکتیک هگل بر پایه اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۳
در این نوشتار به اضداد در اندیشه هگل می پردازیم. اضداد فلسفه هگل را در نظر مخاطبان به تفکری زایا تبدیل کرده است به طوری می توان آن را جذاب ترین جنبه تفکر هگل نامید. اضداد بر اساس سه پایه ها سیر دیالکتیکی خود را طی می کنند. با بررسی روش دیالکتیکی و فرایند تبدیل اضداد می کوشیم نظرگاه هگل درباره اضداد و نحوه وحدت بین آنها را به دست آوریم. در گام بعد اضداد از منظر مولوی را نیز بررسی خواهیم کرد چرا که در اندیشه مولوی نیز به این موضوع توجه بسیار شده است. در تفکر مولوی اضداد در عالم جبروت و عالم ماده سرنوشتی کاملا متفاوت دارند. اضداد در عالم ماده کارکردهای متنوعی داشته و در پایان مسیر تجرد را می پیمایند در حالی که فضای اندیشه هگل از چنین مفاهیمی به دور است هم چنانکه هگل تنها به اضداد در عالم ماده توجه دارد. ضمن اینکه هگل در بحث اضداد اقتباس های پرشماری از مولوی داشته است.
۱۴۸۴۷.

معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با حقیقت علم در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
شناخت «نفس ناطقه» مهم ترین مسئله معرفت شناختی در آموزه های رجب علی تبریزی است. اهمیت این مسئله نزد او به قدری است که فهم «حقیقت علم» را نیز به آن گره زده است. پژوهش پیش رو با طرح پرسشی ناظر به «معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با مراتب علم» می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی، دیدگاه حکیم را تبیین و ارزیابی کند. تبریزی برای تجرّد اقسام نفس (نباتی، حیوانی و ناطقه) و نیز نقض نظریه «حدوث جسمانی نفس» اقامه برهان می کند؛ ولی در ادامه، ضمن توصیف نفس ناطقه به «اسم اعظم الهی»، از توضیح بیشتر مطلب امتناع می ورزد. او طالبان معرفت نفس را به تدبر در نصوص دینی، سلوک معنوی و همراهی با عالمان ربانی فرامی خواند. تبریزی در این مسئله، نه فقط از محتوای مشّائیان بسی فراتر رفته، بلکه از روش آنان نیز عدول کرده است. لحن حکیم در تبیین مطالب ناظر به حقیقت نفس بسی عرفانی و فرامشّائی است. تبریزی برای تبیین «حقیقت علم»، یکایک مراتب سه گانه ادراکات نفس (حسی، خیالی و عقلی) را همراه با احکام و لوازم آنها توضیح می دهد. بیان حکیم درباره ادراکات حسی و خیالی آدمی به سبک مشّائیان ارائه شده است؛ ولی او میان ادراکات عقلی آدم حقیقی با معرفت نفس ناطقه پیوندی وثیق برقرار می کند.
۱۴۸۴۸.

تبیین مسئله طرد رنگ ها از منظر ضرورت ساختاری در تراکتاتوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۳
این مقاله به بررسی مسئله طرد رنگ ها در رساله منطقی-فلسفی ویتگنشتاین می پردازد. ویتگنشتاین در این کتاب تصریح می کند که تنها یک نوع ضرورت وجود دارد و آن ضرورت منطقی است. بااین حال، مسئله طرد رنگ ها –به این معنا که دو رنگ نمی توانند هم زمان در یک نقطه از مکان قرار گیرند– چالش جدی برای این دیدگاه به وجود می آورد. زیرا از یک سو عطف هم زمان دو گزاره رنگی (برایِ مثال، «نقطه الف قرمز است» و «نقطه الف سبز است») ممکن نیست و، از سوی دیگر، به نظر نمی رسد که این امتناع یک تناقض منطقی باشد. تاکنون راه حل های مختلفی برای رفع این چالش پیشنهاد شده است. این مقاله، با تحلیل انتقادی راه حل های مطرح شده، مفهوم «ضرورت ساختاری» را معرفی می کند، ضرورتی که از حدود و امکان های ترکیبی اشیا ناشی می شود. سپس، در پرتو این مفهوم می کوشد نوعی ضرورت منطقی متفاوت از همان گویی را تبیین کند و نشان دهد که چگونه این تبیین می تواند پاسخی مناسب به مسئله طرد رنگ ها ارائه دهد.
۱۴۸۴۹.

تفسیر وجود خدا با استفاده از پاسخ های هوش مصنوعی (مطالعه موردی: چت جی پی تی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۵۶
در طول تاریخ، یکی از بزرگترین چالش های فکری و فلسفی انسان، سوال در مورد وجود خدا بوده است. با پیشرفت های تکنولوژیک و ظهور هوش مصنوعی، اکنون فرصتی برای مطرح کردن این سوال از یک زاویه جدید و با استفاده از قابلیت های پیشرفته هوش مصنوعی به دست آمده است. روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت در دسته پژوهش های اکتشافی(شبیه سازی) قرار می گیرد که در فاز اول با پاسخ و جواب از سامانه هوشمند چت جی پی تی تا رسیدن به مرز اشباع پاسخ ها ادامه پیدا کرد.سپس در فاز دوم با استفاده ازتحلیل مضمون، هریک از پاسخ ها، کدگذاری معنایی شده و در مضمون های مشترک قرار گرفتند. یافته ها در چهار بخش فلسفی، مذهبی، ادراکی و علمی دسته بندی شدند و مورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج مبین این بود که هوش مصنوعی از نظر فلسفی، توانایی تفکر پیرامون مفهوم وجود خدا را دارد. از نظر مذهبی، متون و مفاهیم دینی را با دقت تحلیل و تفسیر می کند. از نظر ادراکی، توانایی درک و تشخیص انواع مختلف از تجربیات، احساسات و تفکرات خردمندانه در مورد خدا را دارد، و این ادراکات را بر اساس الگوهای موجود در داده ها تحلیل و بازسازی می کند و از نظر علمی نیز، تقاطع ها و روابط علمی را به طور دقیق در خصوص هستی و آفرینش، اکتشاف و نتایجه غایی را ارائه می دهد.
۱۴۸۵۰.

دلایل تحقق سه تحول در فهم فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۵
در میانِ اهلِ حکمت موضع گیری هایی در موردِ مسلکِ فلسفی صدرالمتالهین وجود دارد؛ تردیدی نیست که صدرالمتالهین زمانی به اصالت ماهیت اعتقاد داشته و به صراحت به آن اشاره کرده است؛ همچنین قول صدرالمتالهین به وحدت تشکیکی وجود هم محرز است؛ اما در این که آیا در این مرحله باقی مانده و یا به وحدت شخصی وجود هم رسیده و کدام یک موضعِ حقیقی و نهایی صدرالمتالهین ست، اختلاف است؛ از موضعِ این مقاله با دو راه می توان به سه سیر تحول فلسفی صدرالمتالهین پرداخت: یکی از راه اشاره به تصریح های صدرا در این موضوع و دیگری از راه تبیینِ تحول هایی که بر مبنای هر سه سیر در موضوعاتِ مهمی چون علیت، جوهر و عرض، حرکت، علم، واحد و کثیر، نفس شناسی، مواد ثلاث، تقدم و تاخر و بلکه در غالب مباحث فلسفی اتفاق افتاده است؛ مقاله حاضر هر دو راه را برای نشان دادنِ تحققِ سه سیر صدرایی مد نظر قرار می دهد.
۱۴۸۵۱.

بررسی انتقادی بداهت اصل علیت از منظر فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۷
اصل علیت، اصلی محوری در متافیزیک است که مورد پذیرش اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است. با این حال، بحث و گفتگو در باب حدود و ثغور این اصل و یا نحوه تبیین یا تثبیت آن همواره محل بحث فیلسوفان بوده است. یکی از مسائل مهم در این رابطه، بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت است که در فلسفه اسلامی نیز به اجمال و در لابلای مباحث فیلسوفان مسلمان مطرح شده است. ذکر این نکته لازم است که این بحث به طور جدی با تلقی و نحوه تبیین هر فیلسوفی از این اصل گره خورده است. با این همه، قول به بداهت این اصل و در نتیجه نیازمندی آن به تبیین و تنبیه، و یا عدم بداهت آن و به طور طبیعی احتیاجش به اثبات، مسأله ای نبوده است که به تفصیل و معنون به عنوانی مستقل مورد بحث و بررسی ایشان قرار گرفته باشد. این مقاله، که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اسنادی سامان یافته، می کوشد با تمرکز بر فلسفه اسلامی بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت را از دیدگاه فلسفه اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی در نهایت نشان خواهد داد که برخلاف تصور مشهور، بداهت و برهان ناپذیری این اصل قابل مناقشه است.
۱۴۸۵۲.

سر واضح در آثار ملاصدرا در ارتباط با مفهوم صدور، ولادت و تناکح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
فلسفه اسلامی دانشی «سهل ممتنع» است بدین معنا که اگر مفاهیم آن درست تصور شود، تصدیق به بسیاری از قضایای آن ساده خواهد بود اما از آنجایی که تصور درست از این مفاهیم به سختی حاصل می شود، تصدیق به قضایای بدیهی و فطری آن همانند قاعده الواحد، سخت شده است. از جمله اموری که موجب سختی تصور مفاهیم فلسفه شده است، سرگویی و مجازگویی فراوان در فلسفه است که این کار برای متهم نشدن به کفر یا رعایت حال مخاطب غیر ماهر در فلسفه، انجام گرفته است. همچنین این سرگویی و مجازگویی فراوان باعث شده است که اشخاص غیر ماهر در فلسفه حتی آنجا که مفاهیم به روشنی و به معنای حقیقی استعمال می شود، آن را حمل بر سرگویی و مجاز گویی کنند. تا جایی که مفهوم روشن، حالتی مخفی و رازگونه پیدا می کند. که می توان از آن تعبیر به «سرٌ واضح» کرد. از جمله ی این مفاهیم، مفهوم صدور، ولادت و تناکح است. که به خاطر آنکه استعمال آنها مجاز پنداشته می شود، حالتی سر گونه پیدا کرده اند و فهم قواعد فطری و بدیهی فلسفه صدرائی را سخت تر کرده اند. در این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مبانی ملاصدرا، استعمال حقیقی این الفاظ در فلسفه صدرائی، بدون آنکه لازمه آن مادی انگاری خداوند باشد، اثبات می شود.
۱۴۸۵۳.

بازخوانی نظریه ابداعی ابن سینا در اتحاد مفهومی و مصداقی صفات خداوند و تأملی در نقدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۲
ابن سینا در راه اثبات بساطت ذات خداوند از هرگونه حیثیت، نظریه اتحاد مفهومی و مصداقی صفات را برمی گزیند. این نظریه با چالش هایی روبه روست: از یک سو، وی در خصوص رابطه وجودی صفات با ذات رویکردهایی به ظاهر متفاوت ارائه کرده و در برخی از مواضع، با ارجاع همه اوصاف کمالی به علم عنایی، آنها را لازمه ذات خداوند دانسته است و در موضعی دیگر، با توجه به برخی از قواعد کلی فلسفی نظریه عینیت را می پذیرد و گاه نیز با بازگرداندن همه صفات به سلب و اضافه به الهیات سلبی تقریب می یابد. از دیگر سو، با وجود گفتار صریح در نفی تغایر مفهومی صفات خداوند آن را مستدل بیان نکرده است. برخی از متأخرین و به ویژه ملاصدرا دیدگاه او را از منظر وجودشناختی و معناشناسی مورد انتقادات جدی قرار داده اند. در این پژوهش، نقدهای وارد بر نظریه خاص ابن سینا را بررسی می کنیم و نشان می دهیم وی در پاسخ به اشکالات، کدامین اصول و مبانی را اتخاذ می کند. در تحلیلی واقع بینانه، ابن سینا از منظر وجودی صفات کمال را لازم تبعی ماهیت موجوده خداوند و نه لازم وجود خارجی آن برمی شمرد. همچنین، در پرتو «نظریه کاربردی معنا»، «نحوه مفهوم سازی ذهن» و نیز توجه ویژه ابن سینا به مبانی اصلی فلسفه خویش، می توان تبیینی سازگار از نظریه عینیت مفهومی را ارائه کرد تا از اشکال مهم ترادف الفاظ متباین مصون ماند. در این طریق که مبتنی بر معرفت شهودی انسان است، از به هم پیوستگی صفات خداوند در هنگام کاربرد الفاظ سخن به میان می آید، به گونه ای که اطلاق یک صفت بر خداوند تداعی دیگر صفات را به همراه دارد و نه آنکه اطلاق یک صفت بر خداوند واجد معانی همه صفات باشد.
۱۴۸۵۴.

استعاره به مثابه روش فلسفیدن: تحلیلی بر نقشِ استعاره ها در فلسفه اسلامی با تأکید بر نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۵
استعاره از مفاهیم بنیادین در فلسفه و زبان شناسی است که همواره موردتوجه اندیشمندان بوده است. نظریه استعاره مفهومی، که لیکاف و جانسون ارائه کرده اند، بر این اصل استوار است که استعاره ها صرفاً ابزارهای زبانی نیستند بلکه در ساختار تفکر و نظریه پردازی نقشی اساسی ایفا می کنند، به نحوی که مفاهیم انتزاعی ازطریقِ تجارب ملموس و عینی درک و پردازش می شوند. مسئله اصلی این پژوهش کارکردِ استعاره های مفهومی به مثابه روشی در فرآیند فلسفه ورزی فیلسوفان مسلمان، با محوریّت استعاره «استدلال جنگ است»، می باشد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و ازطریقِ واکاویِ مفاهیم و استدلال های فلسفی در آثار فیلسوفانی چون فارابی، ابن سینا و ملاصدرا انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که استعاره «استدلال جنگ است» در قالب تعابیری همچون «دفع اعتراض»، «نقض دیدگاه» و «اقامه برهان علیه خصم» در متون این فلاسفه جریان دارد و در شکل گیریِ شیوه استدلال، نحوه گفت و گویِ فلسفی و تبیین مفاهیم انتزاعی نقشی مؤثر ایفا کرده است. برخلافِ دیدگاهی که کاربرد استعاره را پدیده ای ناخودآگاه می داند، شواهد حاکی از آن است که به کارگیریِ استعاره های مفهومی آگاهانه یا بالقوه آگاهانه بوده و انتقال از حوزه تجربی و محسوس به حوزه انتزاعی در فرآیند فلسفه ورزی هدف بوده است. براین اساس، در فلسفه ورزی، استعاره های مفهومی برای تحلیل مفاهیم و صورت بندی تفکر فلسفی و نظریه پردازی می توانند روشی معتبر باشند.
۱۴۸۵۵.

بررسی انتقادی رابطه باور و فعل در آرای کلیفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
رابطه باور و فعل یکی از مسائل مهم در معرفت شناسی است. کلیفورد باور را از فعلِ ناشی از باور تفکیک میکند و رابطه بین باور و فعل را یک رابطه قطعی و حتمی می داند. او باورها را به مثابه یک شبکه می داند که باورهای هر فرد، روی سایر باورهای او و همچنین روی باورهای سایر افراد جامعه تاثیر می گذارد. همچنین کلیفورد از آثار فردی و اجتماعی باور سخن می گوید و همه اینها دال بر این هستند که از دیدگاه او، باورها بر افعال تاثیر قطعی و حتمی دارند. برای این تاثیر، سه فرض تاثیر مستقیم، غیرمستقیم و تاثیر شبکه باورها بر فعل قابل مطرح است. این دیدگاه کلیفورد در کنار نقاط قوتی که دارد، قابل نقد است و از آن جمله اینکه، او نگاه افراطی و حتمی بر تاثیر باور بر فعل دارد و این در حالی است که مثال های نقضی در تجربه زیسته ما وجود دارد. او به اشکالات مطرح شده از سوی برون گرایان درباره نقش میل در کنار باور پاسخ نمی دهد. او قائل به اراده گرایی مستقیم دستوری است و این دیدگاه مورد خدشه و نقدهای فراوان قرار گرفته است. همچنین او به سایر عوامل موثر بر باور همچون عواطف، هیجانات، احساسات، طرحواره ها، فراشناخت و انگاره ها بی توجه بوده است و نقشی برای تاثیر جهان بینی فرد بر باورها و ضعف اراده قائل نمی شود.
۱۴۸۵۶.

فهم واقعیت اجتماعی با تاکید بر نظریه حوزه های اجتماعی دِرِک لایدر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
فهم واقعیت اجتماعی، فهم شکلی از هستی شناسی اجتماعی است که مشخصات ساختارهای اساسی حیات اجتماعی را بیان می کند. هدف مقاله حاضر، فهم واقعیت اجتماعی از دیدگاه درک لایدر است. لایدر به عنوان یکی از متفکران حوزه نظریه اجتماعی با بحثی در مورد دوگانگی ها در جامعه شناسی سعی می کند دوگانگی عاملیت - ساختار را به حوزه های تحلیلی کوچکتر تقلیل دهد و نشان دهد که چگونه این حوزه های زندگی اجتماعی بوسیله قدرت در زمان و فضا گسترده شده اند. از نظر وی، هر چند ساختار و عاملیت از جهت تجربی بهم وابسته اند اما هر کدام حوزه های مستقل و جداگانه ای به شمار می روند و واقعیت اجتماعی با شناخت این حوزه ها و تفکیک آنها از یکدیگر قابل شناسایی است. مقاله حاضر، ضمن بررسی نظریه حوزه های اجتماعی لایدر، با استفاده از روش رئالیسم انتقادی که در جستجوی کشف مکانیسم های مولد در پدیده های اجتماعی است به نقد و بسط نظریه مذکور می پردازد و نشان می دهد که گرچه لایدر نیز مانند رئالیست های انتقادی، واقعیت اجتماعی را پیچیده و چند لایه می داند اما در مورد مکانیسم های مولد صحبتی به میان نمی آورد.
۱۴۸۵۷.

رویکرد انسان شناختی ویلهلم اشمیت به دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۹
این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی رویکرد دین شناختی ویلهلم اشمیت، زبان شناس، انسان شناس، قوم شناس، دین شناس تطبیقی و کشیش کاتولیک آلمانی، سده های نوزدهم و بیستم، و بنیانگذار مکتب «اشاعه گرایی» در مقابل «تطورگرایی» در آلمان می پردازد. اشمیت، نظریه «فرهنگ اصیل اولیه»، «دوایر فرهنگی» و بالاخره نظریه «توحید نخستین» را ارائه کرد. او در نظریات خود متأثر از آندریو لانگ بوده و «یگانه پرستی» را نخستین صورتِ دین ابتدایی در میان اقوام ابتدایی به شمار آورد، که در طی زمان، به دیگر صورت های ابتدایی دین «انحطاط» پیدا کرده است. وی با بهره گیری از شواهدِ قوم نگاری استخراج شده از برخی اقوام ابتدایی، نظریه تطور در مورد منشأ و پیدایش دین را زیر سوال برده و اظهار داشت که در باورهای این مردم، انگاره هایی از یک «موجود متعال»، «زندگی پس از مرگ»، «آفرینش» و همچنین مجموعه ای از باید و نبایدهای اخلاقی وجود دارد که در موارد زیادی در فرهنگ های پیشرفته بعدی نیز مشاهده می گردد. وی وحیانی بودن مفهوم موجود متعال را نیز باور دارد و در آثار خود علل افول نگرش توحیدی در اقوام ابتدایی و روی آوردن جوامع نخستین به شرک و چندخدایی را بررسی و ارائه می کند. نظریه او از سوی برخی از اندیشمندان، به این دلیل که متأثر از تفکر کلیسایی وی بوده است، مورد نقد قرار گرفت.
۱۴۸۵۸.

گستره اخلاق نزد لویناس: از عشق تا اجتماع بشری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۷
موضوع این مقاله، پژوهشی در گستره اخلاق از منظر لویناس است. مسئله اصلی فلسفه لویناس «اخلاق» است. تا آنجا که می توان او را فیلسوف اخلاق خواند. البته اخلاق مورد نظر لویناس متفاوت از اخلاق مصطلح است. لویناس با گذر از خودآیینی کانتی، اخلاق را دیگرآئین می داند و بر مسئولیت نامتناهی نامتقارن در برابر «دیگری» تاکید می کند. از برخی عبارات لویناس ممکن است چنین به نظر برسد که اخلاق منحصر در رابطه ای عاشقانه با «دیگری» است. اما او با مطرح شدن «شخص سوم» در فلسفه او، رابطه اخلاقی به ساحت جامعه و سیاست تسری می یابد. ورود شخص سوم با زایش مسئولیتی جدید مصادف است و سوژه را به مقایسه وظایف و مسئولیت ها وادار می کند که پیامد آن، عدالت است. این امر گستره اخلاق را از جامعه بسته عاشقانه دونفره خارج نموده و اخلاق را به جامعه متکثر بشری و سیاست تسری می دهد. واژگان کلیدی: اخلاق، دیگری، لویناس، جامعه، عدالت، سیاست
۱۴۸۵۹.

نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۸
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشه تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژه اندیشه (جهان خارج) تقسیم می کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست وجو می نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می کند. هایدگر این فکر ریشه ای در فلسفه دکارت را مورد نقادی قرار می دهد و آن را به معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می داند، امری که به بحران هایی در فهم حقیقت وجود، واقعیت و تجربه انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می کند. وی معتقد است که تنها ازاین طریق می توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمده اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفه دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته ایم. این نقدها به عنوانِ پیش نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق تر از وجود و هستی محسوب می شود.
۱۴۸۶۰.

بررسی مفهوم حقیقت در خوانش دلوز از کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۲
پروژه فکری دلوز با خوانشِ واژگونه وی از فلسفه کانت آغاز می شود. تلقی دلوز از کانت یکی از بنیان های نظامِ هستی شناسی او را شکل می دهد. وی در آثار متعددش مفهوم حقیقت را با برخی مفاهیم دیگر پیوند زده و درپی تبیین آن با خوانشی جدید به تفسیر نظام های فلسفی دیگر می پردازد، اما این روند در مسیر نقدِ کانت و توجه ویژه دلوز به وی صورت می گیرد. به باور دلوز زیبایی شناسی از زمان کانت دچار دوگانگی بی بازگشت شده است؛ از یک سو به حساسیت به مثابه صورت تجربه ممکن اشاره دارد؛ از سوی دیگر به هنر به مثابه تأمل در باب تجربه واقعی. این دوگانگی منجر به ایجاد تمایز میان دو تصویر اندیشه شده است، که خود زمینه ساز ایجاد دو تلقی متفاوت از مفهوم حقیقت می گردد. در یک تصویر، قوای ادراکی به نحوی طبیعی و خود خواسته به حقیقت گرایش دارند و حقیقت را به مثابه نظرگاهی کلی و جهان شمول عرضه می کنند؛ در تصویر دیگر، اندیشیدن ناشی از نیروهایی است که ناخواسته بر قوای ادراکی تحمیل می شوند و حقیقتی را به مثابه تکوین تجربه واقعی و تولید امرِ نو عرضه می کنند. این پژوهش برآن است در پرتو نگرش دلوزی و بازخوانی خاصِّ وی از کانت، به بررسی مفهوم دوگانه حقیقت بپردازد و به درکی روشن از چگونگی تولید امرِنو دست یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان