ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۸۱ تا ۹٬۷۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۹۶۸۲.

تحلیل جایگاه آگاهی در علم النفس ارسطو از منظر فلسفه ذهن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۳ تعداد دانلود : ۷۷۹
اصطلاح آگاهی در فلسفه ذهن معاصر، ریشه در خوانش روان شناختی دکارت و افلاطونیان کمبریج در قرن هفدهم دارد؛ ولی می توان افق دیدگاه ارسطو درباره ادراک حسی را از جهاتی خاص به مبحث آگاهی در فلسفه امروز نزدیک کرد. ارسطو بحث ادراک حسی را در چارچوب رابطه نفس- بدن طرح می کند، بنابراین ابتدا با تحلیل معنایی جوهر، به رابطه نفس- بدن می پردازیم. در مرحله بعد ساختار «ادراک ذهنی ذاتاً آگاه» در علم النفس ارسطویی تحلیل می شود که قابل تطبیق با نظریه بازنمودگرایی مرتبه اول در فلسفه ذهن معاصر است. امکان خوانش ناتورالیستی از ادراک در فلسفه ارسطو وجود ندارد، زیرا مبنای رویکرد ناتورالیستی به آگاهی را باید در فیزیک مدرن جستجو کرد. نهایتاً دو خوانش نوین از علم النفس ارسطو تحت عنوان نظریه شخص و کارکردگرایی مطرح و تحلیل انتقادی می شود.
۹۶۸۶.

عینیت یا غیریت علت غایی با غایت از منظر علامه طباطبایی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۴ تعداد دانلود : ۴۳۰
یکی از مسائلی که در مبحث علت و معلول دربین فلاسفه اسلامی مطرح گشته است ، مسئله علت غایی است که نباید با واژه غایت خلط نمود و مترادف با آن دانست ، زیرا علت غایی به معنای «مالاجله الفعل » و غایت به معنای «ما ینتهی الیه الحرکه » است. از ویژگی های علت غایی این است که متقدم بر صدور فعل و از شئون فاعل است ؛ به خلاف غایت که متأخر از صدور فعل بوده و آن کمال ثانی برای فعل محسوب می گردد. به تبع فلاسفه اسلامی ، علامه طباطبایی نیز به بحث از علت غایی و احکام آن پرداخته است. ایشان در نهایه الحکمه ، درذیل مبحث علت غایی ، عبارتی را آورده است ، که در ظاهر ، علت غایی را عین غایت دانسته و بین آن ها تفاوتی قائل نشده است ، لکن با ادله و شواهدی که در این مقاله آورده می شود ، اثبات می گردد علامه آن دو را مغایر یکدیگر می داند.
۹۶۸۷.

مفهوم تجربه نزد متفکران نو-کانتی و تأثیر آن بر نوشته های اولیه ی والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۲ تعداد دانلود : ۶۳۴
مفهومی از تجربه که در نظام معرفت شناسانه کانت پرداخته می شود، به رغم اهمیتی که در مقام یکی از ارکان اساسی نظام انتقادی دارد، به نحوی طنزآلود تا چند دهه پس از مرگ کانت در پرده می ماند. کشف و بازیابی مفهوم کانتی تجربه مرهون مساعی متفکرانی است که عموماً ذیل عنوان مکتب نو-کانتی شناخته می شوند. در مقاله حاضر، با تمرکز بر آثار یکی از برجسته ترین چهره های نو-کانتی، هرمان کوهن، نشان می دهیم که تجربه مورد نظر کانت چگونه می تواند از تلقی متعارفی که بر پایه دوگانه سوژه/ابژه بنا می شود فراتر رفته و به خاستگاه معرفت واصل شود. پس از آن، خواهیم دید که این تجربه خاستگاهی چگونه برانگیزاننده «فلسفه آینده»ای می شود که والتر بنیامین، در نوشته های اولیه خود در دهه 1910، طرح آن را پی ریخته است. اما این به هیچ وجه به معنای آن نیست که بنیامین صرفاً مسیر متفکران نو-کانتی را ادامه می دهد: چنانکه مشاهده خواهیم کرد، برای نیل به خاستگاه تجربه، بنیامین «نقشه نبردِ» تاریخی-الهیاتی ای را به کار می گیرد که با نقشه مورد استناد متفکران نو-کانتی – و خود کانت – تفاوت های اساسی دارد.
۹۶۸۸.

ماهیت زبان در اندیشه سوسور و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۵ تعداد دانلود : ۸۳۸
سوسور با نقد جریان های تاریخی – تطبیقی پیرامون زبان، نقطه عزیمت تفکر خود را بررسی مختصات و عناصر درون زبانی قرار می دهد. از نظر وی، وجه تحقق یافته و پویای زبان نمی تواند ماهیت حقیقی آن را نشان دهد. بنابراین باید به وجه ایستای زبان و یا، بنیادهای همزمانی زبان توجه عمیق داشت. سوسور تحت تأثیر معرفت شناسی کانت حدود قلمرو زبان را از طریق لانگاژ، لانگ و پارول از هم متمایز می کند و ابژه انضمامی و یا به نحوی ساحات تقرر زبان را به لانگ محدود می کند. فارابی در سنت فلسفه اسلامی در نسبتی بسیار نزدیک با سوسور، به تاملات زبان شناسانه پرداخته است. وی مطالعات زبان شناختی خود را با برداشتی تازه از روابط میان زبان و منطق آغاز می کند و با ریشه یابی واژه نطق از منطق، خاستگاه منطق را به سمت زبان سوق می دهد. در تلقی فارابی، نطق وجه بنیادین و عام زبان است. وی سه ساحت زبان را به نفس ناطقه، نطق درونی و نطق بیرونی تلخیص می کند که نطق درونی محل تقرر عناصر زبانی تعیین شده است. صرف نظر از این مساله؛ در نشانه شناسی، روابط میان دال و مدلول نیز در نسبتی متناظر با لفظ و معقول، به شکل قراردادی مطرح شده است. مقاله حاضر با بررسی ساحات سه گانه زبان در اندیشه سوسور می خواهد نشان دهد این تلقی ساختارگرایانه تلقی تازه ای نیست. قرن ها پیش در سنت فلسفه اسلامی نیز، فارابی به چنین تاملاتی پرداخته است. تلقی فارابی با تقسیم بندی نشانه های زبان به دو بخش الفاظ و معقولات و تقسیم سه گانه ساحات زبان، تلقی تازه ای در زبان شناسی است که به نوعی آغاز سیر مطالعاتی تازه در حیطه زبان شناسی اسلامی است.
۹۶۸۹.

سلامتی و بیماری از منظر پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۲ تعداد دانلود : ۵۸۳
طی دهه های گذشته، توسعه تکنولوژی پزشکی و دغدغه های اقتصادی، همچنین گسترش تخصص گرایی در حوزه سلامت باعث زدودن چهره انسانی این حوزه شده است. این مسئله باعث شده به هنگام معالجه بیمار، تأثیر جنبه های روانی و محیطی بر وی نادیده گرفته شود و کادر سلامت توجه خود را فقط به بدن بیولوژیکی بیمار معطوف دارند که این امر نیز به دلیل رفتار نادرست آنها با بیمار، شکایات بیماران را در پی داشته است. دست اندرکاران حوزه سلامت برای برطرف کردن مشکلات خود به مکاتب مختلف فلسفی، چون پدیدارشناسی متوسل شده اند. پدیدارشناسی با آموزه های مختلف خود، چون در پرانتز نهادن پیش فرض ها و تعصبات، این امکان را در اختیار ما قرار می دهد که بتوانیم واقعیت را آن گونه که بر ما پدیدار می شود، توصیف کنیم. بی تردید یکی از واقعیاتی که در زندگی روزمره خود با آن مواجه هستیم، مسئله سلامتی و بیماری است. در حالی که در حوزه پزشکی مدرن، بیماری به منزله عدم کارکرد درست اندام ها و سیستم های بدن و سلامتی به منزله نبود این اختلالات تعریف می شود، پدیدارشناسی با تأکید بر تجربه زیسته افراد بر توجه به جنبه های روانی و محیطی بیماری و سلامتی تأکید دارد. توجه به این جنبه های بیماری و سلامتی باعث تغییر در معنای بیماری و سلامتی می شود. بر اساس این معانی پدیدارشناسانه، بیماری دیگر فقط به بدن بیولوژیکی بیمار محدود نمی شود، بلکه بدن زیسته او را دچار اختلال می کند، بدنی با ابعاد مختلف وجودی که هر کدام از این ابعاد می توانند تأثیر بسزایی در بیماری وی داشته باشند. توجه به این سطح از بدن و معانی پدیدارشناسانه سلامتی و بیماری سبب می شود که افق های دید بیمار و کادر حوزه درمان به هم نزدیک شده و آنها ارتباط بهتری با یکدیگر برقرار کنند.
۹۶۹۱.

رهیافت هستی شناختیِ متفکران اسلامی در فلسفه فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۲ تعداد دانلود : ۶۰۵
نظریه های «شکل گرایی» و «واقع گرایی» در آرای فیلسوفان هنر و بالتبع آن در آرای دوران کلاسیک «نظریه فیلم» در منازعه ناتمام فیلسوفان «واقع گرا» و «ایده انگار» در سرآغاز شکل گیری مابعدالطبیعه مغرب زمین و اقوال و آرای افلاطون و ارسطو تا جدل عقل گرایان و تجربه گرایان در بدو رنسانس قابل ردیابی است. با عنایت به شکل گیری پدیده سینما در آغاز به کار دوربین «لومیر» در ساحت واقع گرایی و دوربین «مه لیس» در سپهر شکل گرایی و تأثیر شگرف هر دو بر پیشرفت و توسعه زبان سینما و وجود نقاط قوت و نکات سازنده در هر دو نظریه به نظر می رسد، در عدم امکان خروج از انسداد منازعه باید تردید روا داشت. مدعای این نوشتار بر آن است که این منازعه یک جدلِ «شناختی» است و رهیافت متفکران اسلامی مبنی بر رویکرد «هستی شناختی» در ساحت عالم خیال راهگشای خروج از این بن بست خواهد بود. چنانچه آرای ژیل دولوز آخرین متفکر ژرف اندیش نظریه فیلم این رهیافت را غنیمت می شمارد.
۹۶۹۳.

نقش و کارکرد عدم در حوزه وجودشناختی و معرفت شناختی فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۱ تعداد دانلود : ۵۶۴
ملاصدرا بر مبنای اصالت وجود معتقد است که هر امری؛ اعم از ذهنی یا عینی به اندازه برخورداریش از وجود، حقیقی است ولی عدم لاشیء و بطلان محض است. گرچه موضوع فلسفه وجود است و تنها چیزی است که می توان مصداق حقیقی برایش در نظر گرفت اما توجه به وجود مستلزم توجه به عدم و نقش آن است.تحلیل نقش عدم در پیدایش کثرت، شناخت کثرات و تمایزات موجودات، که همه به شناخت عدم، معانی و مصادیق آن برمی گردد. ملاصدرا برای عدم شیییتی قایل نیست وآن را نقیض وجود و بطلان محض می داند ولی به نحو ضمنی به جایگاه و تأثیر عدم در هستی و شناخت توجه کرده است. این مقاله با پرداختن به تعریف عدم، اقسام عدم و کاربردهای آن در مباحث وجودشناختی و معرفت شناختی، اهمیت عدم در فلسفه صدرا را نشان می دهد، تا آن جا که می توان گفت بنا به تشکیک وجود، به نحوی تشکیک و شدت و ضعف در عدم هم در فلسفه صدرایی قابل طرح است به نحوی که در مرتبه ای از هستی هیچگونه عدمی ورود مطرح نیست و در مرتبه ضعیف هستی عدم به نهایت خود می رسد و اگر معانی عدم برای ذهن کشف نشود تعقل فلسفی امکان ندارد زیرا فهم اصل تناقض، اصالت وجود، تشکیک در وجود، حرکت جوهری و تکامل نفس همه مستلزم تعقل عدم و کاربرد آن در تحلیل مفاهیم فلسفی است. پس کشف مفهوم وجود و عدم و نحوه ی ارتباط آن ها شرط لازم تفکر فلسفی است.
۹۶۹۵.

مطابقت با مطلق ثبوت به مثابة ملاک شناخت در اندیشة فلسفی علامة طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۶۳۵
ملاکِ درستِ شناخت صحیح، «مطابقت شناخت با واقع» است و در رابطة با «واقع» عنوان «نفس الأمر» مطرح می شود. یکی ابتکارات بنیادین فلسفی علامة طباطبائی که هم به حوزة هستی شناسی و هم به حوزة شناخت شناسی مرتبط است، نظریه ای بدیع در مورد نفس الأمر است. ایشان در تفسیری جامع و با نشان دادن تأثیر مبنای فلسفی اصالت وجود در مسألة نفس الامر از جهت هستی شناختی و با لحاظ مشکلات مطابقت شناخت با نفس الأمر از جهت شناخت شناسی، نفس الأمر را به ظرف مطلق ثبوت و تحقق یا ثبوت مطلق یا ثبوت عام تفسیر نموده است. بر اساس این تفسیر، ثبوت نفس الأمری عبارت است از ثبوت عامّی که هم شامل موجود حقیقی می شود و هم شامل اموری که با اعتبار و توسعه اضطراری و ریشه دار عقل موجودیت و ثبوت پیدا می کنند و به تعبیر دیگر، ثبوت نفس الأمری، ثبوتی اعمّ از ثبوت حقیقی و ثبوت اضطراری است. این تفسیر، رویکردی نوین در ملاک درست شناخت صحیح، یعنی مطابقت شناخت با نفس الأمر ایجاد می کند؛ زیرا بر اساس این تفسیر، میزان در سنجش شناخت صحیح، مطابقت با ظرف مطلق ثبوت خواهد بود.
۹۶۹۶.

تحلیل انسجام غیرساختاری در سوره لیل با رویکرد زبان شناختی نقش گرا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۱ تعداد دانلود : ۷۶۱
ارتباط و انسجام میان اجزای مختلف سوره های قرآن موضوعی است که از قرن ها پیش در سخن قرآن پژوهان غربی و شرق شناسان جایگاه خاصی یافته و برخی همانند نولدکه، بلاشر، کارلایل، گلدزیهر و...، با طرح ادعاهایی بی دلیل و بر خلاف روایات تاریخی تلاش کرده اند موضوع انسجام در قرآن کریم را بشری و سلیقه ای قلمداد کنند. این پژوهش بر آن است با نگاهی فراجمله ای و متن بنیاد با اتکا به نسخه تکامل یافته از نظریه نظام مند نقش گرای دستوری هالیدی و نیز مفهوم هماهنگی انسجامی که رقیه حسن مطرح نمود، عوامل انسجام و هماهنگی انسجامی را در تمام آیات سوره «لیل»، به صورت گزینشی و استقرایی به بوته نقد و ارزیابی توصیفی- تحلیلی و آماری گذاشته است تا ضمن ارائه پاسخی عملی و کاربردی به اتّهامات ناروای مستشرقان و قرآن پژوهان غربی در موضوع انسجام قرآن نشان دهد که سوره لیل از قرآن کریم کاملاً منسجم و دارای هماهنگی انسجامی است و ادعای مدعیان غربی و شرق شناسان در مورد بی نظمی و عدم تناسب و همبستگی آیات قرآن و اسلوب آن، به ویژه در خصوص سوره لیل در این مطالعه موردی، بی اساس و فاقد وجاهت منطقی و علمی است. دستاورد پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی نگاشته شده، نشان داد که: 1. متن سوره لیل باتوجه به شاخص های هالیدی و حسن درصد بالایی از انسجام متنی نزدیک به 96% را داراست. 2. عامل انسجامی جزء و کلّ در متن سوره بیشترین کاربرد را دارد. 3. به جز عامل نام گذاری، تمامی عوامل واژگانی و دستوری در متن سوره حضور فعال دارند.
۹۶۹۷.

فلسفه دین هگل: دیالکتیک تثلیث در رابطه سکولار خدا و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۹ تعداد دانلود : ۸۴۶
پرسش از رابطه خداوند و جهان، در طول تاریخ فلسفه، پرسشی همواره مهم و حیاتی بوده است. این رابطه گاه رابطه ای جدی و آن به آن و متصل و گاه منفصل و اصطلاحا سکولار است. در این نوشتار تلاش شده که بر مبنای فلسفه دین هگل، فیلسوف مهمی که به بازتفسیر مسیحیت می پردازد، به ایضاح رابطه خدا و جهان در نظرگاه وی پرداخته شود. جایگاه خداوند در جهان چیست؟ برای این کار، پس از طرح دوگانه تعالی و حلول در تفسیر پروتستانتیزم به تعریف سکولاریسم جهت تبیین این مفهوم و سپس به توضیح تثلیث، آموزه مهم مسیحیت که در فلسفه دین هگل جایگاه مهمی دارد پرداخته می شود. این آموزه بنا به تفاسیری از خود هگل، زیربنای دیالکتیک سوژه-ابژه را در هگل تشکیل می دهد و او مواقف دیالکتیک را با اقانیم تثلیث توضیح می دهد. در انتها رابطه خدا و جهان از منظر دوگانه حلول و تعالی در نظرگاه هگل شرح و توضیح داده می شود.
۹۶۹۸.

ابطال پذیری پوپرمبنای نظری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۹
امروزه ابطال پذیری یکی از معیار های علمی بودن گزاره ها  محسوب می شود که کارل پوپر فیلسوف قرن بیستم برای اولین بار آن را در مقابل روش استقراء مطرح ساخت. ابطال پذیری دارای روش و فرآیند خاصی است که براساس آن گزاره ای علمی است که قابل ابطال باشد و نظریات جدید با ابطال نظریات قبلی جایگزین آن ها می شوند. هوش مصنوعی و ماشین های یادگیرنده نیز براساس همان فرآیند ابطال پذیری، اعمال خاص خودش را انجام می دهد، این امر با تشریح راهبردی که در هوش مصنوعی به کار می رود روشن می شود. این نوشتار، ضمن روشن کردن مفاهیم ابطال پذیری و هوش مصنوعی،  و همچنین با بررسی چند نمونه کاربردی از ماشین های هوشمند، نشان می دهد که چگونه نظریه ابطال پذیری پوپر مبنای نظری هوش مصنوعی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان