فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
بازنمایی خانواده نابسامان از نگاه زنان درگیر طلاق در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده معمولا به عنوان فضایی امن برای رشد و ارتقای زندگی فردی و اجتماعی کنشگران اجتماعی به حساب می آید. با وجود این، در دوره اخیر این نهاد اجتماعی با چالش های جدی مواجه شده است. هدف این پژوهش، کشف زمینه های شکل گیری خانواده نابسامان از طریق تفسیر و معنای ذهنی زنانی است که همین نابسامانی آن ها را درگیر طلاق کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام شد. جامعه موردمطالعه زنان متقاضی طلاق در شهر یزد هستند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 33 نفر از زنان درگیر طلاق مصاحبه نیمه ساخت یافته صورت گرفت. داده های به دست آمده از مصاحبه ها با شیوه کدگذاری نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بدسرپرستی، ضعف حمایت خانوادگی، خشونت و تعارض والدین، فقر، خشونت زناشویی، اعتیاد و طلاق زمینه های شکل گیری خانواده نابسامان را فراهم می کند.
روایت کودک از خانواده و طلاق
حوزههای تخصصی:
رابطه موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار و مرگ و میر کودکان زیر یکسال در ایران به تفکیک جنسیت دکتر سید فرخ مصطفوی* سعیده کشاورز**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف عمده این پژوهش بررسی رابطه بین موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار و مرگ و میر کودکان زیر یکسال در ایران به تفکیک کودکان پسر و دختر است. در این پژوهش، از متغیر ثروت، جهت نشان دادن موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار و از روش تحلیل مؤلفه های اصلی برای ساختن شاخص ثروت استفاده شده است. داده های بکار رفته مربوط به بررسی جمعیتی و بهداشتی ایران است که در سال 1379 جمع آوری شده است. برای تحلیل چند متغیره از رگرسیون لاجستیک استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوار (شاخص ثروت) با میزان مرگ و میر کودکان پسر و دختر رابطه معکوس دارد. تحصیلات مادران کارایی ثروت را در کاهش مرگ و میر کودکان پسرافزایش می دهد، اما چنین رابطه ای برای کودکان دختر دیده نمی شود. هم چنین میزان مرگ و میر کودکان زیریکسال درگروه های فقیر جامعه بیش از دو برابر گروه های ثروتمند است.
رابطه سبک های فرزندپروری والدین و آسیب های کودکی ادراک شده فرزندان با سبک های دلبستگی بزرگسالی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۹
25-45
حوزههای تخصصی:
بسیاری از پژوهش های انجام شده در زمینه دلبستگی بیان کرده اند که تعاملات مراقب کودک و واکنش های مراقب به کودک، نقشی اساسی در شکل گیری دلبستگی کودک ایفا می کنند. هدف این پژوهش تبیین چرخه انتقال بین نسلی سبک های دلبستگی بود که در این راستا به بررسی تأثیر سبک های فرزندپروری والدین و آسیب های کودکی بر سبک های دلبستگی فرزندان پرداخته شد. در این پژوهشِ پس رویدادی با طرح علی، 175 نفر از دانشجویان ایرانی به روش در دسترس از دانشگاه خوارزمی، تهران و علوم پزشکی البرز انتخاب شده و به ابزار پیوند والدین، پرسش نامه آسیب های کودکی و پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالان پاسخ دادند. داده ها به وسیله آزمون تحلیل واریانس، تحلیل میانجی و تحلیل مسیر مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که تفاوت در سبک های فرزندپروری والدین موجب تفاوت در سبک های دلبستگی فرزندان آن ها می شود. نتایج تنها از رابطه بین دو مؤلفه مراقبت و کنترل والدین با شاخص اجتناب دلبستگی حمایت کردند و بین این مؤلفه ها با شاخص اضطراب، رابطه ای مشاهده نشد. از طرفی آزار عاطفی ادراک شده ، در رابطه بین مؤلفه های فرزندپروری والدین و شاخص اجتناب دلبستگی فرزندان، میانجیگری می کند. نهایتاً به مدلی دست یافتیم که چگونگی تأثیر هم زمان دو عامل مراقبت و کنترل بر شاخص اجتناب، با میانجیگری آسیب های ادراک شده کودکان را نشان می دهد.
مقایسه علائم اختلالات اضطرابی، ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی در کودکان دارای تجربه طلاق و مرگ والدین با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۲
259-283
حوزههای تخصصی:
تجربه ی طلاق و مرگ والدین، می تواند به مشکلات روانشناختی و رفتاری زیادی در کودکان منجر شود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی علایم اختلالات اضطرابی، ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی در کودکان طلاق، دارای تجربه مرگ والدین و عادی بود. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بود. در این پژوهش 71 کودک طلاق و 63 کودک مواجه با مرگ یکی از والدین به صورت کل شماری و 134 کودک عادی به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ی غربالگری اضطراب کودک مرتبط با اختلالات هیجانی، مقیاس ابراز هیجان و مقیاس پذیرش اجتماعی و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری دوراهه (مانکوای دوراهه) استفاده شد. نتایج نشان داد که علایم اختلالات اضطرابی (اختلال پانیک، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اجتنابی، اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال اجتناب از مدرسه)، مشکل در ابراز هیجان ( ابراز هیجان ضعیف، بی میلی در ابراز هیجان) در کودکان طلاق و دارای تجربه ی مرگ والدین بیشتر از کودکان عادی بود. همچنین میانگین اختلالات اضطرابی (ابعاد آن) و مشکل در ابراز هیجان (ابعاد آن) در دختران بیشتر از پسران بود. علاوه براین، پذیرش اجتماعی در کودکان طلاق کمتر از کودکان عادی بود. براساس نتایج، استفاده از آموزش ها و درمان های روانشناختی برای علایم اختلالات اضطرابی، مشکل در ابراز هیجان و پذیرش اجتماعی پایین در کودکان دارای تجربه ی طلاق والدین و مرگ والدین والدین پیشنهاد می شود.
حضور در مسجد و ارزش های اسلامی در بین جوانان استان ایلام (با تأکید بر شهادت طلبی و ایثارگری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی تأثیر مساجد بر ارزش های اسلامی با تأکید بر شهادت طلبی و ایثارگری پرداخته است. روش انجام آن نیز کیفی و استفاده از مصاحبه گروه های متمرکز بوده است. شیوه نمونه گیری در روش کیفی، نظری است. در این شیوه، حجم نمونه از پیش، تعیین نمی شود و از طریق اشباع داده ها به دست می آید که در این پژوهش، با توجه به تکرار داده ها به 30 نفر رسید. ابزار گردآوری اطلاعات در این روش، مصاحبه با گروه های متمرکز بود. گروه ها بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی همچون: سن، شغل، جنسیت و تحصیلات تفکیک شدند که در طی چهار مصاحبه به انجام رسید. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از تکنیک اعتباریابی و تأیید کلیات یافته ها توسط اعضا استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نظریه زمینه ای (GT) بود و با اجرای مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی به ترتیب 35 مفهوم اولیه، 8 مقوله عمده و 3 مقوله هسته نهایی از داده های کیفی استخراج شد. مقولات عمده مستخرج از داده های کیفی نیز علاوه بر اشاره به نقش تهاجم فرهنگی در کاهش گرایش به حضور در مساجد، به نقش تبلیغات رسانه ای، مسئولان و ائمه جماعت، افزایش دانش و آگاهی دینی و ... در افزایش گرایش به حضور در مساجد تأکید نمود؛ همچنین نتایج حاکی از آن بود که حضور در مساجد، موجب تقویت روحیه خودسازی، شهادت طلبی و ایثارگری و گرایش به رفتارهای اسلامی؛ همچون: امر به معروف و نهی از منکر، عبادت، جهاد در راه خدا، اخلاص، فداکاری، دعا و نیایش و ... می شود.
مسأله موازنه قدرت نوجوانان در خانه با توجه به ICTS: سنخ های جدید قدرت و تقویت کنشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی دهه گذشته، افزایش روند خانگی شدن فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی ( ICT S ) به عنوان مسأله اجتماعی نوظهور در خانواده های ایرانی، تجربه و درک جدیدی از زندگی روزمره خانوادگی را در تکالیف و حقوق، تصورات و انتظارات از نقش، نظارت و روابط والد-فرزندی به وجود آورده است. یکی از مهم ترین دستاوردهای این مسأله، افزایش قدرت کنشگری و توانایی های بالقوه و نهفته فرزندان نوجوان در پی مصرف و استفاده از آن فناوری ها به منزله یک منبع تقویت کننده بوده است. نویسندگان تحلیل واقعیت مذکور را با انجام پژوهشی میدانی در شهر تهران (مناطق 3، 6 و 11) بررسی کردند. بدین منظور، رویکرد تحلیلی و نظریِ چند-وجهی درباره ارتباط فناوری با مقوله های قدرت، مصرف، فردگرایی، جامعه پذیری و زبان و همچنین، الهام از پارادایم ساخت یابی آنتونی گیدنز اتخاذ شده است. به علاوه، با توجه به استراتژی نمونه گیری نظری و هدفمند، با 120 نفر از نوجوانان 17-13 ساله مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفت. برای رسیدن به بازسازی واقعیت، مصاحبه ها در فرآیندی شامل نظم دهی چند-مرحله ای، کدگذاری، الگویابی و سنخ شناسی تحلیل شدند. نتایج نشان می دهند به رغم برخی آسیب پذیری ها، 16 نوع قدرت برای فرزندان شناسایی پذیر است که می توان آنها را در دو سنخ قدرت های اکتسابی و قدرت های منتقل شونده طبقه بندی کرد. این قدرت ها عمدتاً ماهیتی وابسته، مشروط، موقت، بالقوه، غیر مشروع، لحظه ای، نمایشی و کوتاه-بُرد دارند که باید در شبکه قدرت-وابستگی و نیاز به والدین نگریسته شوند.
نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان می باشد. بدین منظور با استفاده از روش نظریه ی داده بنیاد، با 24 نفر از روحانیون این شهر به صورت نمونه گیری هدفمند، مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. نتایج این پژوهش بر اساس مدل پارادایمی نشان می دهد کلان شهر بودن اصفهان و فرهنگ و سنت های غلط حاکم بر آن، از جمله ویژگی های منحصر به فرد این شهر است که بسترساز آسی بهای خانواده می شود. در فرآیند تزلزل خانواده، عدم رعایت اصول صحیح هنگام انتخاب همسر، تأثیر منفی رسانه ها به خصوص ماهواره، فقدان کارکردهای اصلی خانواده، ک مرنگ شدن ارز شهای دینی و اخلاقی، ضعف مهارت های زندگی و مشکلات اقتصادی به عنوان شرایط علی محسوب می شود و زوجین را در 5 سال اولی هی زندگی و افراد آموزش ندیده در زمین هی خانواده را بیشتر دچار مشکل خواهد کرد. روحانیون در این پژوهش راهبردها و برنامه ریزی هایی را در سایر نهادها (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی) برای پیشگیری یا بهبود تزلزل خانواده ارائه می کنند.
نقش شیوه های مقابله مذهبی در بهزیستی روان شناختی زنان سرپرست خانوار شهرستان هشترود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش شیوه های مقابله مذهبی در بهزیستی روان شناختی زنان سرپرست خانوار شهر هشترود در سال 93- 1392 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش سازمان بهزیستی شهر هشترود به تعداد 210 نفر بودند که بر اساس جدول مورگان، 106 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های مقابله مذهبی (افلاک سیر و گلمن، 2011) و بهزیستی روان شناختی(طبسی وزنجانی، 2005) استفاده شد. پایایی ابعاد پرسش نامه مقابله مذهبی بین 79/0 تا 89/0 و ابعاد پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ﺑیﻦ 62/0 ﺗﺎ 90/0 ﮔﺰارش ﺷﺪه اﺳﺖ. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که بین ابعاد مقابله مذهبی مثبت و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت معنادار ( 001/0p=) و بین ابعاد مقابله مذهبی منفی با بهزیستی روان شناختی ( 001/0p=) رابطه منفی معنادار وجود داشت. نتایج رگرسیون نشان داد که از بین مؤلفه های مقابله مذهبی ارزیابی خیرخواهانه پیش بینی کننده مثبت برای بهزیستی روان شناختی (001/0p= و 42/0 Beta= ) و احساس منفی نسبت به خداوند (001/0p= و 22/0- Beta= ) پیش بینی کننده منفی برای بهزیستی روان شناختی بود. از نتایج چنین برداشت می شود که ﺷﻌﺎﺋﺮ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻧﻘشی ﻣﻬﻤ در افزایش بهزیستی روان شناختی ایفا میﮐﻨﺪ. بنابراین، ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد ﻣﺪاﺧﻼت و اﻗﺪاﻣ ها در راستای ارتقا بهزیستی روان شناختی زنان با توجه به شیوه مقابله مذهبی فعال و ارزیابی خیرخواهانه اﻧﺠﺎم ﮔﯿﺮد.
برساخت اجتماعی جهت گیری ارزشی میانسالان ارائه یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناخت جهت گیری ارزش های میانسالان با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی در بین ساکنان شهرستان رودبار جنوب است. روش شناسی پژوهش، کیفی است و از روش نظریه زمینه ای به عنوان روش اجرای عملیات پژوهش استفاده شده است. داده های کیفی در این مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری و جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از استراتژی نظریه زمینه ای استفاده گردیده است. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز معیار اشباع نظری، 12 نفر از جامعه مورد مطالعه در این پژوهش مشارکت داشتند که فهم و درک آن ها نسبت به ارزش های شخصی مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفت؛ یافته های به دست آمده با استفاده از روش «نظریه زمینه ای» شامل شش مقوله عمده به شرح زیر می باشد: واقع گرایی، نارضایتی از شیوه زندگی، استفاده از رسانه های ارتباط جمعی جدید، نوع دوستی، همگرایی با ارزش های دینی و خویشاوند گرایی. مقوله «هسته» این بررسی «بازاندیشی معطوف به گذشته» است که سایر مقولات عمده را در برمی گیرد. نظریه زمینه ای به دست آمده در قالب یک مدل پارادایمی شامل سه بُعد شرایط، تعاملات/فرایندها و پیامدها ارائه شده است.
رابطه سبک تنظیم شناختی هیجان مادران با نحوه ی واکنش آن ها به هیجانات منفی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۴
237-251
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک تنظیم شناختی هیجان مادران با نحوه واکنش آن ها به هیجانات منفی کودکان بود. به این منظور، 400 نفر از مادران دارای کودک 3 تا 6 سال به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و توسط پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ)، پرسشنامه واکنش های والدین به هیجانات منفی کودکان (CCNES) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که بین سبک ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان مادران با واکنش های غیرحمایت گرایانه آن ها به هیجانات منفی کودکان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. هم چنین بین سبک سازگارانه تنظیم شناختی هیجان مادران با واکنش های حمایت گرایانه آن ها به هیجانات منفی کودکان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک های ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان مادران پیش بینی کننده 9 درصد از نوسانات واکنش های غیرحمایت گرایانه آن ها در برابر هیجانات منفی کودکان است و هم چنین سبک های سازگارانه تنظیم شناختی هیجان مادران پیش بینی کننده 8 درصد از نوسانات واکنش های حمایت گرایانه آن ها در برابر هیجانات منفی کودکان است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سبک تنظیم شناختی هیجان مادران، می تواند میزانی از واکنش آن ها به هیجانات منفی کودکانشان را پیش بینی کند. این یافته می تواند در مداخلات مربوط به بهبود شیوه های والدگری مدنظر قرار گیرد.
مقایسه تأثیر برنامه آماده سازی پیش از ازدواج براساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره پیش از ازدواج بومی بر مشکلات دوران عقد زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸
181-195
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر برنامه آماده سازی پیش از ازدواج براساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره پیش از ازدواج بومی بر مشکلات دوران عقد زوجین انجام گرفت. این پژوهش به روش نیمه تجربی با استفاده از گروه کنترل و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. نمونه ی آماری شامل 45 زوج در دوران عقد بود که به شیوه ی نمونه گیری هدفمند از بین زوج های در مرحله ی عقد ساکن شهر یزد ( بهار 1396) انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 15 زوج) جایگیری شدند. همه ی گروه ها پرسشنامه ی مشکلات زوجین در دوران عقد را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون وپیگیری تکمیل نمودند. درپایان، تفاوت بین گروه ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات مشکلات دوران عقد زوج های هر دوگروه آزمایش در مرحله ی پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری یافته است (0005/0>P) ولی بین دوگروه آزمایش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). یافته های این پژوهش اثربخشی برنامه آماده سازی پیش از ازدواج بر اساس مدل اولسون و بسته ی مشاوره ی پیش از ازدواج بومی بر کاهش مشکلات زوجین در دوران عقد را تأیید می کند. کلید واژه ها : آماده سازی پیش از ازدواج، مدل اولسون، مشکلات دوران عقد.
روز مهرورزی به زن در کانون خانواده ایرانی
حوزههای تخصصی:
کودکان خیابانی ماداگاسکار
حوزههای تخصصی: