فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط بین میزان تماشای فیلم های تلویزیونی توسط والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان در شهر اهواز است . روش پژوهش، پیمایشی و جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان و والدین آنها در شهر اهواز بوده که براساس فرمول کوکران و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 384 نفر انتخاب شده اند . برای سنجش از پرسشنامه های کودک آزاری و ضربه برنستاین (CTQ) ، پرسشنامه محقق ساخته تماشای فیلم های تلویزیونی و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (SES) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری درصد، میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته ها بیانگر آن است که بین تماشای فیلم های اکشن و وحشتناک از سوی والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد؛ اما بین تماشای فیلم های خانوادگی و رمانتیک و همچنین، فیلم های سیاسی، تاریخی و مذهبی از سوی والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان همبستگی معنا داری مشاهده نگردید . همچنین، طبق یافته های این پژوهش بین متغیر عزت نفس والدین با خشونت خانگی آنها نسبت به فرزندان رابطه معناداری وجود دارد . نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره گام به گام نشان می دهد که متغیر تماشای فیلم های وحشتناک از سوی والدین ، بیشترین تأثیر را در تبیین خشونت خانگی نسبت به فرزندان داشته است. با توجه به یافته های موجود، این مسأله نیازمند توجه هرچه بیشتر خانواده ها و مسؤولان برای برنامه ریزی و آموزش در سطح خانواده و جامعه است.
شناخت و اولویت یابی مشکلات خانواده های ایرانی مراجعه کننده به مراکز راهنمایی و مشاوره و ارائه راهکارها
حوزههای تخصصی:
نقش جوانان و مشکلات آنان در جامعه
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر عامل قومیت بر سلامت روان، همسرآزاری، حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تاثیر قومیت بر سلامت روان، حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی و همسرآزاری در زنان ایرانی اجرا شد. در قالب یک مطالعه علی– مقایسه ای، از بین جامعه ی آماری زنان قومیت های فارس، لر، کرد و ترک در ایران، تعداد320 زن به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه SCL-90-R، سرمایه اجتماعی )مبارک بخشایش، 1389)، مقیاس سوء رفتار با همسر (هودسن، 1992)، رضایت زناشویی کانزاس (اسچام، 1986) و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-20 انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد با کنترل تحصیلات، مدت زمان ازدواج، تعداد فرزند، تعداد خانواده اصلی، تحصیلات همسر و وضعیت اجتماعی- اقتصادی، در مجموع بین سلامت روان زنان و ابعاد آن، برحسب قومیت، تفاوت معناداری وجود نداشت. علاوه بر این، بین زنان قومیت های فارس، لر، کرد و ترک در حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی نیز تفاوتی مشاهده نشد؛ اما زنان قومیت های مورد بررسی در مؤلفه همسرآزاری جنسی، تفاوت معناداری با یکدیگر داشتند؛ به گونه ای که میزان همسرآزاری جنسی در زنان لر به طور معناداری بیشتر از زنان فارس و ترک و در زنان کرد به طور معناداری بالاتر از زنان ترک بود (05/0p
توانمندسازی زنان: راهبردها، چالش ها و چشم اندازها
حوزههای تخصصی:
نگاهی به چهل سال تحول جمعیت شناختی ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اینکه ازدواج در ایران مبتنی بر زودرسی و فراگیری در محدوده سنی بوده لیکن طی شش سرشماری و آمارگیری به طور کلّی شاهد افت این دو خصیصه هستیم. به طوری که در سرشماری 1375 نزدیک به 50 درصد مردان در سنین قانونی هنوز ازدواج نکرده و 40 درصد زنان نیز زندگی زناشویی را آغاز نکرده بوده اند. سن متوسط ازدواج نیز همزمان با این تنزل ازدواج مردان و زنان رو به افزایش است، به طوری که بر متوسط سن ازدواج مردان و زنان پس از انقلاب اسلامی به ترتیب 2 سال و 2.6 سال افزوده شده و در سرشماری 1375 این سن متوسط برای مردان 25.6 سال و برای زنان 22.4 سال محاسبه گردیده است. این ترقی سن متوسط ازدواج برای زنان میتواند تعداد موالید را کاهش دهد و از این طریق به سیاست جمعیتی دولت مبنی بر کنترل باروری مدد رساند. طی سرشماریها مساله چند زنی بارز گردید امّا در آخرین سرشماری تنزل سریع آن مشاهده شد. بر اساس داده های سرشماری چنین استنباط میشود که ترقی میزان سواد و تحصیلات بر بالا رفتن سن ازدواج مردان و زنان موثر است.
مقایسه روان بنه های ناسازگاراولیه، باورهای غیرمنطقی، تعارض زناشویی و پایبندی مذهبی زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه روان بنه های ناسازگار اولیه، باورهای غیرمنطقی، تعارض زناشویی و پایبندی مذهبی در بین زنان و مردان متأهل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین استان سمنان بود که تعداد نمونه 391 زوج پژوهش از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از بین آنها انتخاب شد. شرکت کنندگان در این پژوهش همراه با ارائه برخی مشخصات جمعیت شناختی به پرسشنامه های روان بنه های ناسازگار اولیه (YSQ-SF)، باورهای غیرمنطقی (IBT)، تعارض زناشویی (MCQ-R) و پایبندی مذهبی (JRAQ) پاسخ دادند. داده های به دست آمده از طریق روش های آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد و برای مقایسه متغیر از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات باورهای غیرمنطقی، تعارض زناشویی و پایبندی مذهبی زنان و مردان وجود دارد، اما این تفاوت در مورد متغیر روان بنه های ناسازگار اولیه، معنادار نشد. در واقع ازدواج، انتخاب روان بنه همسان یا همسان ساز روان بنه ها است، در حالی که این پدیده درباره باورهای غیرمنطقی، تعارض زناشویی و پایبندی مذهبی، صادق نیست.
آشپزخانة مدرن و مفهوم اجتماعی فرهنگی آن در زندگی خانوادگی قشر مذهبی ایران: نمونة موردی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود آشپزخانة مدرن به ایران و عمومی شدن آن در دهة 1330 مفهوم نوین «آشپزخانه به منزلة قلب خانه» را وارد زندگی روزمرة زن ایرانی نمود. در این مقاله، از طریق پیمایش کیفی و تحلیل تطبیقی پاسخ ها، جنبه های گوناگون مفاهیم فرهنگی آشپزخانه در زندگی معاصر در قیاس با سبک پیشین زندگی، مورد مطالعه قرار گرفته است. تمرکز این مطالعه بر خانواده های مذهبی در شهر قم بوده است. طی این بررسی مشخص گردید که سه گسترة معنایی باید برای توضیح مفاهیم فرهنگی اجتماعی آشپزخانه در زندگی زنان مسلمان ایرانی در نظر گرفته شود: از فضای شخصی با محرمیت ویژه (برای زنان) تا یک فضای زندگیِ خانوادگی، از یک فضای خدماتی تا یک فضای سرشار از روح زندگی و از یک مکان مقدّس تا یک مکان عادی که دارای تداعیات خاص خود در زندگی زنان مسلمان ایرانی است. به عنوان یک نتیجه، این امر قابل ذکر است که اکنون تصویر ایده آل از آشپزخانه در متن فرهنگی مورد بحث، یک فضای شخصیِ زنانه و در همان حال، یک مکان موقّتی خصوصیِ خانوادگی است که البته فاقد همه جانبگی کیفیت فضای زندگی مربوطه تصور می شود.
بررسی تحلیلی وِیژگی های زیستی، شناختی و روانی - اجتماعی والدین کودکان مبتلا به فلج مغزی (CP) و والدین کودکان عادی در شهر تهران
حوزههای تخصصی:
جهت گیری ارزشی زنان و کنترل باروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات نشان می دهند که باروری و نگرش به آن در سال های اخیر تغییر کرده و نرخ های باروری به مرور کاهش یافته اند. در ایران نیز چند سالی است که زنگ خطر جمعیتی به صدا درآمده است. از نظر متفکران جمعیت شناسی بسیاری از ارزش ها و نگرش ها هم زمان با انتقال دوم جمعیتی دگرگون شده اند. این تغییرات ارزشی طیف به نسبت وسیعی از دگرگونی ها را در بر می گیرد که عمده ترین آن بنا بر دیدگاه تریاندیس، فردگرایی- جمع گرایی است. از این رو، سؤال و هدف اصلی در این پژوهش، مطالعه ی رابطه میان فردگرایی- جمع گرایی با نگرش به کنترل باروری و رفتار آن در عمل است. جامعه ی آماری این پژوهش، زنان ازدواج کرده 49-20 ساله ی شهر تهران هستند که احتمال بیشتری برای باروری در آنها وجود دا رد. شیوه ی نمونه گیری مبتنی بر نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای احتمالی است؛ به این معنا که در مرحله ی اول از میان مناطق مختلف 22 گانه ی شهر تهران، سه منطقه انتخاب شدند؛ منطقه ی 3 به عنوان نماینده ی منطقه ی بالا، منطقه ی 11 به مثابه نماینده ی منطقه ی متوسط و منطقه ی 19 به عنوان منطقه ی پایین در نظر گرفته شده اند. این انتخاب بر اساس شاخص رفاه - که از طریق پژوهشکده ی مرکز آمار ایران (1387) و با تکنیک تاکسونومی استخراج شده – انجام شده است. ابزار تحقیق پرسش نامه بود که در میان 214 زن ساکن در تهران توزیع گردید. این تعداد بر اساس فرمول کوکران و با در نظر گرفتن خطای کمتر از 05/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد، بین جهت گیری ارزشی با نگرش به کنترل باروری و رفتار آن، رابطه ی معناداری وجود دارد و هر چه زنان فردگراتر باشند، به کنترل باروری گرایش بیشتری داشته و در عمل نیز بیشتر به کنترل باروری می پردازند؛ بالعکس هر چه جمع گراتر باشند، گرایش و رفتار باروری یا فرزندآوری در آنها افزایش می یابد.