فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۸۶۷ مورد.
شک سه گانه: درباره الزامات سه گانه تولید علم دینی
حوزههای تخصصی:
پرسش از نقطه آغاز و پاسخ به آن، همواره موضوع و محوری اساسی در مباحثات و مجادلات علمی تعریف شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی دوره ای کوتاه پیش از آن برجسته تر مینماید و جایگاهی به مراتب روشن تر در فضای فکری فرهنگی جامعه پیدا مینماید. باور به تعیین کنندگی پاسخ این سؤال، بسیاری را بر آن داشت تا دست به کارشوند وپاسخی شایسته برای آن بیابند. نحله های مختلف فکری هر کدام بر حسب دیدگاه خود در جستجوی پاسخی صائب به این سؤال در پی آن برآمدند تا این نقطه آغاز را در بهترین جای ممکن تعیین محل نمایند. برخی رجوع به اسلام راستین را نقطه آغازی دانستند که میتواند انقلاب اسلامی را به مقصودش یا همان حیات طیبه برساند؛ برخی بازگشت به سنت، عدّه ای گذر و گذار از همه داشته های پیشین و سنت های تاریخی و رو آوردن تمام عیار به تجدّد و غرب و برخی نظرگاه هایی دیگر. آن چه در میان این همه آسیب دانسته میشد و میشود فقدان نگاهی جامع نگر است که ابعادی چند از ماجرا را ملحوظ دارد. در چند ساله اخیر دغدغه ارائه نظری جامع بیش از پیش بر فضای جامعه علمی حاکم است. دکترا براهیم فیاض از جمله کسانی است که چنین دغدغه ای را ذیل یک نظریه تحت عنوان «هرمنوتیک سه گانه» مطرح نموده است. در گفت وگوی پیش رو وی تفصیلی از این اجمال را باز میگویند.
مؤلفه های تمدنی جامعه اسلامی در تفکر اجتماعی شیعی و سلفی: مقایسه تطبیقی آرای شهید مطهری و سیدقطب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ایده پردازی برای شاخصه های تمدن اسلامی یا مؤلفه های تمدنی جامعه اسلامی از جمله تلاش های مشترک شهید مطهری و سیدقطب بوده است. شهید مطهری یکی از متفکران برجسته در جریان فکری انقلاب اسلامی و سیدقطب یکی از متفکران تأثیرگذار در جریان های سلفی گرایی معاصر (از جمله القاعده و داعش) به شمار می روند. این مقاله، با استفاده از روش شناسی بنیادین و روش پژوهش اسنادی، پنج مؤلفه زیر درباره تمدن اسلامی را از نظر این دو متفکر به طور تطبیقی تحلیل می کند: 1. هستی شناسی و جهان بینی اسلامی؛ 2. منزلت و جایگاه باورهای اسلامی در تمدن آفرینی؛ 3. نقش جهاد، تحرک و اصلاح اجتماعی در تمدن سازی؛ 4. چگونگی رابطه تمدن اسلامی در مصاف با سایر تمدن ها و جوامع؛ 5. کیفیت تولید و انتقال علم در تمدن اسلامی. در مجموع، به نظر می رسد که با وجود برخی اشتراکات (از جمله در مبانی هستی شناختی)، تفاوت های آشکاری در ابعاد معرفتی متأثر از سنت های فکری متفاوت (تفکر عقلانی شیعی در مقابل نگرش کلام اشعری و ظاهرگرایی) در نزد آن دو متفکر قابل شناسایی هستند.
بازاریابی اجتماعی، رهیافتی مهم در تغییر رفتار اجتماعی
حوزههای تخصصی:
دولت ها و سازمان ها روش های متنوعی را به کار می گیرند تا رفتار و رویه های خاصی را در محیط اجتماعی پیرامون خود نهادینه کنند. در این باب می توان به سه رویکرد آموزشی، حقوقی و بازاریابی اجتماعی اشاره کرد. در رویکرد آموزشی تلاش می شود تا با آگاه سازی مردم نسبت به منافع و مزایای رفتار هدف، آنها با اراده خود نسبت به انجام آن ترغیب شوند. روش بازاریابی اجتماعی برای تغییر رفتار، ارائه گزینه های بدیل در محیط اجتماعی است تا مردم بر اساس مبادله سود و هزینه، به طور داوطلبانه از رفتار هدف استقبال کنند. بازاریابی اجتماعی زمانی مؤثر است که برای جامعه هزینه های رفتار جاری محسوس بوده و مردم توقع دریافت منفعت فردی زود هنگام را نداشته باشند. در این مقاله ضمن توصیف فرایند و گام های بازاریابی اجتماعی، به ذکر چند نمونه موفق در این خصوص پرداخته می شود.
رویکرد تلفیقی به فرهنگ ایران: بازخوانی اندیشه های سروش، شریعتی و رجایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با عشق و عمل، بهره وری آگاهانه از غرب و نه تقلید کورکورانه، شناخت سنت با دیدی تاریخی و نقد و تحلیل آن و تدوین ایدئولوژی اسلامی تأسیسی و استقراری به پشتوانه اجتهاد و امر به معروف و نهی از منکر، دیدگاه سروش در زمینه اسلام تحقیقی به جای اسلام تقلیدی، بهره وری از فقه پویا و دیدگاه رجایی در زمینه چگونگی تلفیق این عناصر و پرهیز از فروکاستن آنها به دیگری در شکل گیری رویکرد تلفیقی متوازن نقش اساسی ایفا می نماید. این رویکرد که در برابر رویکرد تلفیق افتراقی و نامتقارن قرار داد؛ به نسبتی متوازن و مکمل بین جنبه ایرانی، اسلامی و غربی فرهنگ ایران اشاره دارد و طی مراحل واکاوی(تجسسی تاریخی در ابعاد مختلف فرهنگ ایران) ، سنجش (شناخت نقاط قوت و ضعف) و بازسازی شکل می گیرد.
اصول حاکم بر تحلیل مفهومشناختی سبک زندگی از نگاه ملاصدرا(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار، تحلیل مفهومی سبکزندگی با توجه به مبانی و اصول فلسفه ملاصدرا در این مسأله است. مسأله اصلی این است که ملاصدرا با چه رویکردی به تحلیل این مفهوم پرداخته و در نهایت چه تعریفی از آن ارائه نموده است؟ هرچند این اصطلاح به عنوان یک مفهوم مستقل در فلسفه ملاصدرا جا باز نکرده است؛ اما با نگاه به اصول مورد قبول او و با روش توصیفی تحلیلی نه تنها میتوان باب آن را در حکمت متعالیه گشود؛ بلکه بسیاری از دغدغههای موجود در این زمینه را پاسخ گفت. رویکرد انسانشناسانه و فلسفی، نگاه جامع و کلان به شبکه هستی، تحلیل هویت و رابطه آن با سبکزندگی، نگاه غایتشناختی به مسأله، تمرکز بر محتوای سبکزندگی و توجه به مقتضیات سبکزندگی مطلوب از جمله اصول حاکم بر تحلیل مفهومشناختی سبکزندگی از نگاه صدرایند. با لحاظ این اصول، سبکزندگی عبارت است از چگونگی تنظیم روابط انسان با خدا، خود، انسانهای دیگر و محیط، تحت مدیریت الهی، در جهت غایت معین که متأثر از ذات و صفات انسانی، باورها، ارزشها و نگرشهای پذیرفته شده، همچنین متناسب با امیال و خواستههای حقیقی انسان و وضعیت محیطی اوست.
جهانی شدن
فراسوی فهم ریاضی گونه قدرت
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۳
اطلاع رسانی: بزرگراه هایا طلاعاتی: راه هایی به سوی کامروایی یا بینوایی
منبع:
رسانه بهار ۱۳۷۹ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی: