به منظور بررسی اثر انتظارات معلمان دوره راهنمایی شهرستان سنندج بر نحوه ارزشیابی از دروس علوم اجتماعی و تجربی دانش آموزان دختر و پسر، طرح آزمایشی پس آزمون با گروه گواه با سه عامل (موقعیت های ایجاد انتظار، جنسیت معلمان و جنسیت دانش آموزان) به صورت یک طرح 2*2*3 به مورد اجرا گذاشته شد. در این پژوهش از 120 معلم زن و مرد مدارس دوره راهنمایی در درس های علوم تجربی و علوم اجتماعی جهت نمره گذاری 80 برگه امتحانی دانش آموزان دختر و پسر در 12 موقعیت آزمایشی برای آزمون فرضیه های تحقیق و پاسخگویی به سؤالات پژوهشی استفاده شد. یافته ها از تاثیر کلی اثر انتظار معلمان حمایت می کرد، اما در مورد تعامل جنسیت معلمان با جنسیت دانش آموزان، انتظارات ایجاد شده در موقعیت های سه گانه آزمایشی (انتظارات مثبت، انتظارات منفی، بدون اثر انتظار) تغییر معناداری در نحوه ی ارزشیابی معلمان از دانش آموزان به وجود نیاورد.
"تحولات سیاسی اجتماعی ایران در نیم قرن اخیر، به ویژه در سه دهه پایانی قرن بیستم به دنبال تغییرات دموگرافیک و جوان شدن جمعیت و نیز روند فزاینده شهرنشینی در کشور به وجود آمده، به نحوی که جوانان شهری به یک متغیر مهم و موثر در این تحولات تبدیل شده است. از سوی دیگر در طول یک قرن اخیر و به ویژه از انقلاب مشروطه به این سو، نیل به دمکراسی همواره یکی از پاسخ های اصلی مردم و نخبگان به مساله اجتماعی توسعه و پیشرفت کشور بوده است. این مقاله می کوشد با برقراری پیوند این دومتغیر در پهنه زمانی 1380-1350 به تبیین نقش جوانان شهری در گذار به دمکراسی در ایران بپردازد. در این مقطع زمانی، دو تحول سیاسی و اجتماعی مهم، در روند دمکراتیک شدن ساختار سیاسی در ایران، شکل گرفته که جوانان شهری در خلق آن نقش آفرینی جدی داشته اند: یکی انقلاب اسلامی بهمن 1357 و دیگری انتخابات دوم خرداد 1376. این مقاله با تبیین نقش جوانان شهری در شکل گیری دو تحول فوق، از منظر تطبیقی شاخص های دمکراتیک را در نظام های سیاسی قبل و بعد از این دو واقعه تحلیل می کند.
"
"کتاب «ایرانیان و اندیشه تجدد» به قلم دکتر جمشید بهنام در سال 1375 توسط انتشارات فرزان به چاپ رسید و در سال 1383 تجدید چاپ شد. کتاب در یک مقدمه و چهار فصل مشتمل و 220 صفحه در پی پرداختن به روند نوسازی و تجدد خواهی در ایران در فاصله زمانی 150 سال (1820-1979م/1235ق-1357ش) به نگارش در آمده است.
در مقدمه کتاب نویسنده با اشاره به این که ابعاد تجدد غربی به دو طریق «وضع استعماری» و «وضع غیر استعماری وابسته به کشورهای دیگر» منتقل شده است، معتقد است که هر چند بین این دو وضعیت شباهت زیادی وجود دارد؛ اما تفاوت های سیاسی و اجتماعی و خصوصا فرهنگی به گونه ای بود که روند تجدد در کشورهای دسته دوم به شکل دیگری ظاهر شد و دخالت غرب سبب ایجاد نوعی خودآگاهی در میان گروهی کوچک از روشنفکران و فرمانداران ممالک قدیمی شد (صص 4 و 5) نویسنده در ادامه به ارزیابی برخی از کشورهایی که به شیوه دوم تحت تاثیر غرب قرار می گیرند (همانند روسیه، چین، ژاپن، عثمانی و ایران) پرداخته و به طور اجمالی، ورودی به اولین برخوردهای ایران با غرب دارد (صص 10-15) ..."
این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه های زنان قربانی خشونت و بررسی عوامل خطر و محافظت کننده از آن صورت گرفته است. این بررسی یک مطالعه کیفی می باشد که با برگزاری دو جلسه بحث گروهی متمرکز با حضور 9 الی 10 نفر از زنان قربانی خشونت همسر از مناطق جنوب و جنوب شرقی تهران در هر جلسه برگزار گردید. داده ها، مطالعه ثبت و ضبط گردیدند سپس کدبندی شدند و نتایج استخراج شد. یافته ها نشان دادند که زنان قربانی خشونت با هر سه جنبه خشونت یعنی عاطفی، جنسی و جسمی آشنایی داشتند و خشونت عاطفی را از سایر جنبه های خشونت مهم تر می دانستند. به نظر ایشان، زنان قربانی خشونت بیشتر زنانی با اعتماد به نفس پایین، بدون حمایت اجتماعی و خانوادگی هستند و از شرایط بعد از طلاق می ترسند. این زنان بیشترین منبع حمایتی را قوانین می دانستند که در حال حاضر نقش قوانین را در حمایت از زنان کم رنگ می دانستند. در نتیجه همسرآزاری یک پدیده چند بعدی است که برای حل آن نمی توان فقط به یک بعد پرداخت، هر چند که اصلاح و اجرای قوانین بیش از همه ابعاد در کمک به این زنان نقش خواهد داشت.