"آیا اساساً دستیابی به عینیت در فهم تاریخ ممکن است؟ به عبارت دیگر، آیا می توانیم از یک رخداد تاریخی، گزارشی کاملاً عینی و بدون تاثیر از ارزش ها، نگرش ها و منافع خودمان ارائه دهیم؟ آیا رسیدن به یک «تاریخ کامل» و تفسیر کامل از یک جریان تاریخی ممکن است؟ و آیا اگر چنین چیزی ممکن نیست، می باید در نقطه مقابل، هر روایتی از تاریخ را بپذیریم و گریزی از نسبی گرایی نداریم؟ آیا می توانیم معیارهایی بیابیم که به کمک آن ها میزان حقیقت روایت های گوناگون تاریخی را نسبت به یکدیگر بسنجیم؟ این مقاله در پی کنکاش در پرسش های فوق از منظری هرمنوتیکی است، اما پاسخ های هرمنوتیکی این پرسش های در درون نحله های مختلف هرمنوتیک یکسان نیست. این مقاله ضمن پذیرش و تحلیل چگونگی تاریخمندی فهم و تاریخمندی مفسر، در عین حال می کوشد از نسبی گرایی اجتناب ورزد.
"
در این مقاله به بررسی و نقد برخی از تبیین های انقلاب اسلامی پرداخته شده است، که شامل: نظریه های جامعه توده وار، نظام نوین جهانی، نوسازی شتابان، توسعه ناموزون، ساخت قدرت شخصی دولت، ضعف دستگاه سرکوب شاه، آسیب پذیری دولت رانتی، گفتمان و نظریه عرفانی می باشد. شیوه کار بدین صورت است که ابتدا به بررسی سوال ها و فرضیه های اصلی و فرعی مطرح شده در این آثار، پرداخته شده و سپس چارچوب نظری آنها مورد بررسی، به طور خلاصه آورده شده است و نهایتاً نشان داده شده که چگونه با استفاده از این نظریه ها انقلاب اسلامی تبیین شده است
"مفهوم و پدیده رانت عموماً به عنوان یک موضوع اقتصادی، مورد توجه اقتصاددانان قرار دارد و حداکثر در ادبیات مربوط به اقتصاد سیاسی است که به بررسی تاثیر آن بر رابطه متقابل دولت و جامعه و اثرات مخرب آن بر اقتصاد داخلی و استقلال دولت از جامعه پرداخته می شود. اما هدف اصلی مقاله حاضر، ارائه تعریفی از مفهوم ترکیبی «رانت سیاسی» و بررسی تاثیرات آن بر آرمان های انقلاب اسلامی است. در واقع مساله اساسی این است که «انقلاب اسلامی از طریق اتخاذ چه ساز و کارهایی قادر خواهد بود تاثیرات مخرب «رانت سیاسی» در عرصه سیاست کشور را کمرنگ ساخته و به تحقق آرمان های اصیل خود کمک نماید؟»
نگارنده با پذیرش این مفروضات که اولا پدیده «رانت سیاسی» در کنار سایر عوامل، یکی از پارامترهای اصلی ناکامی نهضت های اصلاح طلبانه یکصد ساله گذشته ایران همچون «نهضت مشروطیت» و «نهضت ملی شدن نفت» بوده است و ثانیا در صورت عدم چاره اندیشی در باره آن، این پدیده می تواند یکی از عوامل موثر در ناکامی انقلاب اسلامی در دستیابی به آرمان هایش محسوب شود، معتقد به این فرضیه است که « در صورت پیش بینی یک رشته تمهیدات ضروری درازمدت و کوتاه مدت در عرصه های نظام ارزشی حاکم، فرهنگ سیاسی و ساختارهای سیاسی- حقوقی کشور، می توان تا حدودی پدیده شوم «رانت سیاسی» را از عرصه سیاسی کشور زدوده، یا کم اثر ساخته و از این طریق، به تحقق آرمان های انقلاب اسلامی یاری رساند.»
روش تحقیق در این مقاله، تحلیلی - تبیینی و از طریق بررسی روندها بوده و با تکیه بر مواضع اعلامی رهبر و بنیان گذار انقلاب اسلامی و همچنین عملکرد سی ساله جمهوری اسلامی، کوشش می شود تا ضمن بررسی وجود یا فقدان پدیده ای به نام رانت سیاسی در جامعه ایران، به ارائه راه کارهایی برای مقابله با آن پرداخته شود.
"
"این مقاله به تحلیل فرهنگی خانه روستایی در گذشته و اکنون می پردازد و خانه را به مثابه یکی از مولفه های اصلی سبک زندگی جهت فهم کلیت زندگی روستایی مطالعه می کند. در این نوشتار ابتدا اثرات مدرنیته بر تحول فرهنگ خانه در ز مینه هایی چون امروزی شدن، عقلانی شدن، شهری شده، عرفی شدن، جهانی شدن، فردی شدن، دموکراتیک شدن، رسانه ای شدن، تجاری شدن و بوروکراتیک شدن بررسی می شود و سپس با ارائه توضیحی مردم نگارانه از زادگاه نگارنده این تحولات در یک خانه روستایی ایران بررسی می شود. این مطالعه نشان می دهد که ویژگی های خانه روستایی که عبارت بودند از کالای اقتصادی نبودن، پیوند گسست ناپذیر با روستا، زادگاه و پرورشگاه بودن، آمیختکی با اسطوره ها و روایت های تاریخی خانوادگی، همزیستی با طبیعت و فقدان حریم خصوصی دگرگون شدن است و از این رو دیگر نمی توان با رویکردهای کلاسیک که روستا را مقر سنت و شهر را مقر مدرنیته می دانستند به مطالعه آن پرداخت. به باور نگارنده نوعی مدرنیته روستایی ایرانی در روستاهای ایران شکل گرفته است.
"
"تلاش اصلی این مقاله، تبیین نحوه قرائت یا رمزگشایی، مجموعه های تلویزیونی توسط مخاطبان (زنان) است. این پرسش که مجموعه های تلویزیونی، به مثابه گفتمان هایی ترکیبی، چه معناها، ایده ها و ارزش هایی را ( از طریق به کارگیری یک سری تمهیدات، سازوکارها و شگردهای فنی و نیز به واسطه برخی رمزگان اجتماعی و ایدئولوژیک ) مرجح می سازند و مخاطبان چگونه این معناها، ایده ها و ارزشها را رمزگشایی و تفسیر می کنند ، موضوع اصلی پژوهش حاضر است. از این منظر، یک مجموعه نوعی «ترکیب بندی» عناصر مختلف و گاه متضاد است که حول «نقطه محوری» خاصی حدت یافته است. سوبژکتیویته مخاطبان نیز ترکیبی از عناصر مختلف است. در مواجهه این دو ترکیب بندی است که معنا برساخته می شود. در پژوهش حاضر، ابتدا کوشیده ایم با استفاده از روش تحلیلی نشانه شناختی – ساختگرایانه «خوانش مرجح» مجموعه «پرواز در حباب» را تشریح کنیم و سپس با استفاده از روش کیفی بحث گروهی متمرکز، به مطالعه قرائت های مخاطبان (زنان) از این مجموعه پرداخته ایم. از جمله نتایج این پژوهش در بخش نخست، آن است که خوانش مرجح این مجموعه می کوشد نهیلیسم اجتماعی نهفته در پس گرایش افراد به مواد مخدر را پنهان کند و علت اصلی شکل گیری این پدیده را به وجود منابع شر نسبت دهد. در بخش تحلیل قرائت های مخاطبان مشخص خواهد شد که مخاطبان، قرائت معارضی از این مسئله دارند.
"
"به سفرنامهها به عنوان یکی از منابع مهم شناخت ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی جوامع توجه شده، ولی این توجه همواره با محدودیتهایی در فهم، شناخت و تفسیر نیز قرین بوده است. سفرنامهها در واقع، نوعی روایت است، روایتی که قالبِ زمان، مکان، موقعیت و رخدادها، تنگناهایی را برای آن به وجود میآورد. روایت سفرنامهنویسان غیرایرانی درباره ایرانیان و ویژگی های فرهنگی ـ اجتماعی آنان موضوعی است که در مقاله حاضر به آن پرداخته شده است. در تاریخ غرب، یکی از رسانههای مهم در شناخت ایران و در کل، برای سایر دیگریها، سفرنامهها بوده است که بنیانهای اولیه تصاویر دیگران را در سنت غربی فراهم میکرده است .این روایت وجهی آسیبشناختی دارد، وجهی که در سفرنامههای خارجی شکلی غالب به خود گرفته است و قطعاً، برداشتی یک سویه و مبتنی بر پیش فرض های غربی از سابقه تاریخی ماست، اما درس آموز، تامل برانگیز و رفع شدنی است.
"
"با توجه به اینکه عصر کنونی «عصر ارتباطات» شناخته شده است و بهرغم اینکه تعاریف متعددی تا کنون برای مفهوم ارتباطات ارائه شده، اما هنوز این مفهوم نیازمند تعریفی مناسبتر و جامعتر است.یکی از مشکلات جدی در تعریف ارتباطات، بدیهی بودن معنای آن و تحقق آن در همه ابعاد زندگی است. بدیهی بودن معنای ارتباط به معنای دستیابی به تعریف روشن آن نیست، بلکه عملاً، این بدیهی بودن، خود یکی از معضلات جدی دستیابی به تعریفی جامع و مانع در این زمینه است.تعریف دقیق ارتباطات نه فقط به درک عمیقتری از این مفهوم کمک می کند، از جهتی دیگر، میتواند رابطه میان فرهنگ و رسانه را نیز تبیین نماید. در این مقاله تلاش شده است که تعاریف و معانی مختلف مفهوم «ارتباطات» با استفاده از روش تحلیل معناشناسی بررسی و تعریف جدیدی در این زمینه ارائه شود. این تعریف، نه تنها نگاه جدیدی را درباره معنای مفهومی ارتباطات ارائه میدهد، زمینه مناسبی نیز برای درک هر چه بهتر و عمیقتر رابطه فرهنگ با رسانهها، بهعنوان مهمترین وسایل ارتباطات جمعی، در سطوح مختلف فردی، اجتماعی و میانفرهنگی به وجود میآورد.
"
"تحقیق حاضر به دنبال توصیف و تبیین تفاوت های جنسیتی و ملی در دانش و باورهای مرتبط با سلامتی (بهداشت)، و اثرات آن بر رفتارهای مرتبط با سلامتی در بین دانشجویان ایرانی (در دانشگاه مازندران) و دانشجویان هندی (در دانشگاه پنجاب)، با تاکید ویژه بر عوامل روانی-اجتماعی بوده است. برای انجام تحقیق حاضر، از روش پیمایش استفاده شده است. با به کارگیری شیوه نمونه گیری چند مرحله ای، تعداد 504 نفر از دانشجویان هر دو دانشگاه، به طور تصادفی انتخاب شدند تا به پرسشنامه خود اجرا پاسخ دهند. پرسشنامه شامل دو مقیاس راجع به دانش بهداشتی و باور بهداشتی، و نیز تعدادی سوال در زمینه رفتارهای مرتبط با سلامتی، نظیر؛ بهداشت فردی، فعالیت جسمی، عادات غذایی، معاینات دوره ای پیشگیرانه، مصرف مشروبات الکلی، و استعمال دخانیات بود. مهم ترین یافته های تحقیق حاضر را می توان به شرح زیر خلاصه کرد؛ 1) دانشجویان هندی در مقایسه با دانشجویان ایرانی، آگاهی و دانش بیشتری راجع به عوامل مخاطره آمیز ایجاد کننده برخی از بیماری ها داشتند (دانش بهداشتی بالاتر)؛ در حالی که تفاوتی بین دانشجویان مرد و زن در این زمینه وجود نداشت؛ 2) در حالی که تفاوتی در زمینه باورها و عقاید بهداشتی بین دانشجویان دو کشور مشاهده نشد، زنان دانشجو در مقایسه باهمتایان مرد در هر دو کشور باورهای بهداشتی مثبت تری داشتند (از آگاهی بیشتری در زمینه اهمیت برخی از رفتارها برای حفظ و ارتقای سلامتی شان برخوردار بودند)؛ 3) گرچه رابطه مشاهده شده بین دانش بهداشتی با رفتارهای مرتبط با سلامتی ضعیف بوده و به لحاظ آماری معنادار نبود؛ اما رابطه بسیار قوی و معناداری بین داشتن باورهای بهداشتی مثبت تر با انجام رفتارهای مثبت تر مرتبط با سلامتی مشاهده شد. بر اساس این یافته ها پیشنهاد می شود که به منظور افزایش رفتارهای مثبت تر دانشجویان در زمینه سلامتی و کاهش رفتارهای مخاطره آمیز، ضروری است به جای تاکید صرف بر افزایش دانش بهداشتی آنان، ارتقا و بهبود بخشیدن باورهای آنان راجع به سلامتی به عنوان یک گام اساسی و مهم مدنظر سیاستگذاران قرار گیرد.
"
این پژوهش به منظور بررسی نقش عوامل موثر بر مشارکت اعضای هیات علمی دانشگاه های شهید بهشتی و علوم پزشکی شهید بهشتی در برنامه ریزی درسی دانشگاهی انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. گروه نمونه 282 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می باشند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی، میانگین واریانس، انحراف معیار و ...) و آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای، t مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه) صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عوامل علمی، حرفه ای درون سازمانی، برون سازمانی، انگیزشی بیرونی، انگیزشی درونی بر مشارکت اعضای هیات علمی دو دانشگاه در برنامه ریزی درسی دانشگاهی تاثیر دارند. این عوامل به ترتیب اولویت عبارتند از:دانشگاه شهید بهشتی: 1- عوامل انگیزشی بیرونی. 2- عوامل انگیزشی درونی. 3- عوامل حرفه ای. 4- عوامل درون سازمانی. 5- عوامل برون سازمانی. 6- عوامل علمی
این تحقیق با هدف بررسی تاثیر برخی عوامل اجتماعی و جمعیت شناختی بر میزان پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده و در پی پاسخ گویی به سوالات زیر صورت گرفته است: - پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده به عهده کیست (زن، مرد یا هر دو)؟ - چه عوامل اجتماعی و جمعیت شناختی می تواند بر پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده از سوی زن یا مرد تاثیر گذار باشد؟ - آیا نابرابری قدرت تصمیم گیری پیرامون امور زندگی مشترک بر پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده تاثیر گذار می باشد؟ بوردیو نابرابری را حاصل ترکیب نسبی انواع سرمایه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی) در یک میدان و میزان سهم هر فرد در این ترکیب و از هر نوع خاص سرمایه می داند. وی معتقد است اگر قشربندی جنسیتی را به درون روابط خانوادگی بیاوریم می توان با تعیین میزان سهم بری هر یک از زوجین از سرمایه های مختلف، موقعیت وی را مشخص کرد. در واقع نحوه سهم بری افراد از این سرمایه ها میزان نابرابری جنسیتی را مشخص می کند. بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که الگوهای فرهنگی و سنتی برای زنان و مردان نقش های متفاوتی قائل است و بسیاری از جوامع پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده را از جمله وظایف و مسوولیت های زنان می دانند. در حالی که عدالت توزیعی در واقع به توزیع منافع و بار مسوولیت ها گفته می شود و این که آیا این توزیع به حق صورت گرفته است یا نه. در بعد نظری برای رسیدن به اهداف تحقیق از نظریه های جامعه شناسی پی یر بوردیو و بلوم برگ در خصوص نابرابری جنسیتی استفاده شده است. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسش نامه در بین زنان متاهل در سنین باروری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اهواز در سال 86 انجام شده است. روش نمونه گیری خوشه ای بوده و حجم نمونه پژوهش 384 نفر می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهند که زنان به گونه ای محسوس بیش از مردان مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده را بر عهده دارند. میزان قدرت تصمیم گیری پیرامون امور مشترک زندگی و پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده بین قومیت های مختلف به طرز معناداری متفاوت می باشد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی r پیرسون نشان دهنده وجود رابطه معکوس و معنادار بین متغیرهای مستقل قدرت تصمیم گیری، پایگاه اجتماعی، اقتصادی و متغیر وابسته پذیرش مسوولیت اجرایی تنظیم خانواده می باشد.
توفیق سیاست های اجتماعی، به ویژه در بعد حمایتی و فقرزدایی زنان، به عنوان یکی از نشان گرهای ادارة مطلوب امور بخش عمومی برای رفع محرومیت و تبعیض در جامعه محسوب می شود. مقاله حاضر با این دیدگاه، به بررسی رابطة بین سیاست های حمایتی و توانمندسازی زنان می پردازد. برای این منظور برنامه های خودکفایی کمیتة امداد در مورد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش را با استفاده از روش پژوهش پیمایشی در شهر تهران مورد بررسی قرار داده است. با بهره گیری از ادبیات مربوط، به ویژه مکاتب رفاهی در خصوص پیامد های رفاهی از نوع مداخلات بیرونی، دولتی یا شبه دولتی و غیره، فرض شده که این خدمات با توانمندی افراد تحت پوشش رابطه داشته باشد. با این حال این ارتباط از ماهیت و کمیت خدمات حمایتی و ویژگی های زمینه ای افراد تبعیت خواهد کرد. یافته ها نشان می دهد که خدمات ارائه شده در قالب برنامه های مذکور نقش قابل توجهی در بالابردن خوداتکایی جمعیت نمونه نداشته و فقط محدود به توانمندی آن دسته معدود از زنانی بوده که از خدمات خاصی مانند وام خوداشتغالی و خدمات آموزشی استفاده نموده اند و زمینه های مساعدتری داشته اند. در غالب موارد، این خدمات به استقلال و ر هایی خانوار های مورد بررسی از نیازمندی منتهی نشده است. مقاله دلیل این امر را در مواردی چون میزان اندک خدمات و عدم پوشش گستردة آن ها، فقدان برنامه مشخص و کارآمد برای توانمندسازی زنان و رویکرد سنتی حاکم در ارائة خدمات حمایتی به زنان ذکر می کند.
این پژوهش با تکیه بر رویکرد جامعه شناختی در مطالعه و بررسی پدیدة وسائل ارتباط جمعی به مثابه نماد دهکدة جهانی (درقالب سنجش گرایش جوانان به گزینشِ برنامه های کانال های تلویزیونی ماهواره ای دربین نمونه ای به حجم 1400 نفر به تفکیک 750 نفر از دانشجویان دانشگاه دولتی زنجان (دانشکده های علوم انسانی، علوم پایه، فنی مهندسی، کشاورزی) و650 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی زنجان (دانشکده های علوم انسانی، علوم پایه، فنی مهندسی، آموزش معلمان)؛ با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونة دبلیو جی کوکران)؛ مبتنی بر روش تحقیق پیمایشی جهت آزمون فرضیه های پژوهش (طبق برنامة SPSS)، به سنجش و اندازه گیری متغیرهای بنیادی ذیل می پردازد: اول متغیر گرایش (به عنوان متغیر وابسته) که تابع دو عنصر است: 1) انتظار فایده ، یعنی یک فرد تا چه حد از یک رفتار یا پدیده در آیندة دور یا نزدیک، انتظار فایده در ارضای نیازهای شخصی یا جمعی دارد
2) ارزیابی فایده ؛ یعنی آیا آن رفتار یا پدیده در حال حاضر در مقایسه با گذشته، برای آن فرد در ارضای نیازهای شخصی یا جمعی فایده دارد یا نه. دوم متغیر گزینش یا هنجار ذهنی تابع دو عنصر است: 1) دیگران مهم ، یعنی انتظار اینکه یک رفتار خاص در چهارچوب عوامل کارکردی، چگونه ازنظر دیگر افراد مهم ارزیابی می شود؟ 2) انگیزش پیروی ، یعنی انگیزة فرد برای پیروی از رفتاری خاص در چهارچوب عوامل ساختاری دربرابر انتظارات دیگران به صورت مثبت است یا منفی؟
دراین مقاله اثرات سهمیه بندی بنزین بر تغییر شیوه حمل ونقل دارندگان خودرو شخصی ،شش ماه پس از شروع سهمیه بندی در شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات لازم درخصوص اثرات سهمیه بندی بنزین از زاویه دارندگان خودرو شخصی با حجم نمونه ای مرکب از 670 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای در 13 منطقه شهرداری مشهد جمع آوری شد. نتایح تحقیق نشان رضایتمندی کم(20%) دارندگان خودرو شخصی از طرح سهمیه بندی بنزین دارد. میزان رضایتمندی از سهمیه بندی بنزین در گروههای سنی جوانتر در مقایسه با گروههای مسن کمتر است. میزان رضایتمندی در شاغلین با سابقه کمتر در مقایسه با شاغلین با سابقه بیشتر، کمتر است. همچنین رابطه ای بین متغیر اقتصادی درآمد خانوار و تغییر شیوه حمل ونقل و رضایتمندی از سهمیه بندی بنزین مشاهد نشد. اثر سهمیه بندی بنزین در کاهش سفرها بیشترین اثر را در کاهش سفرهای تفریحی (32%) و پس از آن بر سفرهای اجتماعی(25 %) داشته است. اثر سهیه بندی بنزین بر افزایش هزینه حمل و نقل خانوارها 40.4 ٪ برآورد شده است. 90 ٪ دارندگان خودرو در شش ماهه اول سهمیه بندی بنزین، آن را به صورت آزاد با میانگین 176513 ریال برای شش ماه خریداری نموده اند. پاسخگویان علل عدم تمایل به استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی را این موارد ذکر کرده اند: کمبود اتوبوس(26%) ، بی نظمی در حمل و نقل عمومی(18.9%)، ضعف سرویس دهی و تاخیرمتوالی اتوبوس در ایستگاهها (20%) و شلوغی و ازدحام بیش از حد مسافر در ایستگاههای اتوبوس(16.6%) . در مورد روشهای عرضه نیز بیش از 62 درصد افراد، عرضه بنزین را به صورت آزاد بر عرضه سهمیه ای آن ترجیح داده اند.
"امنیت اجتماعی یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی به حساب می آید و میزان و ضرایب احساس امنیت یا ناامنی، وابسته به سطح برداشت و احساس افراد و مرتبط با تحلیل ها و بررسی های امنیتی است. این تحقیق در سال 1387 با هدف بررسی جامعه شناختی احساس امنیت اجتماعی و شناسایی پاره ای از عوامل اجتماعی و سیاسی موثر بر احساس امنیت اجتماعی انجام گرفته است. احساس امنیت اجتماعی افراد در این پژوهش به سه بعد احساس امنیت جانی، احساس امنیت مالی و احساس امنیت سیاسی بر آن، مورد بررسی قرار گرفته است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از آرای سه تن از صاحب نظران مکتب کپنهاگ (باری بوزان، ال ویور و بایرن مولار) است. این تحقیق به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جمعیت آماری تحقیق، ساکنان 16 سال و بالاتر شهرستان اهواز و حجم نمونه در آن، 600 نفر است.
مهم ترین یافته های تحقیق نشان داد که از مجموع عوامل مطرح شده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و هویت ملی تاثیر افزاینده و دو متغیر احساس محرومیت نسبی و احساس بی قدرتی، اثر کاهنده ای بر احساس امنیت اجتماعی افراد دارند. متغیر احساس بی قدرتی، به صورت مستقیم بر هویت قومی و به صورت معکوس بر هویت ملی افراد تاثیرگذار است. همچنین، متغیرهای هویت قومی و جنسیت، به ترتیب بر احساس امنیت جانی و احساس امنیت مالی افراد اثر گذارند.
"