"این مقاله با استفاده از نظریه توسعه ""برینگتون مور"" و نظریه اهداف و وسایل ""رابرت مرتون""، به بررسی ایدئولوژی های حاکم بر برنامه اول و دوم توسعه، برای نشان دادن میزان ناهمخوانی میان اهداف و وسایل و تناقض ایدئولوژیک در این دو برنامه می پردازد. برای این منظور، ابتدا اصول سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ایدئولوژی های لیبرالیسم و سوسیالیسم بیان شده و پس از آن، تحلیل محتوای هدف های کلی (اهداف غایی)، خط مشی ها (اهداف واسط) و تبصره ها (وسایل) در دو برنامه، با روش تمام شماری، انجام شده است. نتایج نشان می دهند که در دو برنامه، اهداف، بیشتر سوسیالیستی و وسایل بیشتر لیبرالیستی بوده اند. همچنین میزان ناهمخوانی بین اهداف و وسایل در برنامه دوم، کمتر از برنامه اول بوده است.
"
هدف از این مقاله وسعت بخشیدن به ارزیابی نظری مساله ی امنیت ملی و گنجاندن عامل قومیت در آن است . در چهارچوب امنیت ملی جهان سوم ، لازم است تا ترکیب داخلی و ارزش های ملی گوناگونی را به مثابه ی عوامل فعال در بحث های مربوط به امنیت ملی جهان سوم دخیل دانست . به علاوه چون نگرانی های امنیتی جهان سوم از نگرانی های امنیتی غرب که امر ایجاد ملت ( ملت سازی ) را به اتمام رسانده است ، کاملاَ متمایز است . بنابر این بسط مفاهیم یا تجدید نظر در الگوهای واقعگرایانه ضروری می شود ...
این مقاله نسبت پدیده "دوجهانی شدنها" را با "جامعه جهانی اضطراب" مطالعه میکند. مطالب این مقاله در چهار بخش اساسی تنظیم شده است. بخش اول مفهوم، عوامل،خصوصیات و پیامدهای اضطراب را تحلیل میکند. بخش دوم به اختصار مفهوم جهانی شدن را بررسی میکند. در بخش سوم، نسبت جهانی شدن با فشار، تنش،دلواپسی و ریسک مورد مطالعه قرار میگیرد. در بخش چهارم، مفهوم دو جهانی شدنها با تکیه بر نظریه بوردیو در خصوص "خشونت نمادین" و ارتباط آن با اضطرابهای پنهان نقد و تحلیل میگردد. پیش فرض اصلی این مقاله بر شکلگیری دو روند در جهانی شدن است؛ یکی توضیح دهنده جهانی شدن در جهان واقعی (جهان اول) و دیگری بیان کننده جهانی شدن در جهانی مجازی (جهان دوم) است. ارتباط آنی، همزمان و سریع با جهان مجازی و زندگی در جهان واقعی مستلزم نوعی دوئیتهای اضطراب زا است که به وجود آورنده "جامعه جهانی اضطراب" است. این جامعه، جهان معاصر را از دوره مدرن متمایز میکند
"مقاله حاضر مروری است بر تاریخچه بازار تریاک و هرویین در ایران، همراه با ارایه آمارهای جدید مربوط به قاچاق مواد، و عوامل موثر بر عرضه و تقاضا، و نیز تحلیلی است کمی بازار مواد. در این تحلیل، به عوامل اقتصادی، انگیزه های عرضه و تقاضای مواد، توقیف محموله ها و ویژگی های اقتصادی - اجتماعی مصرف کنندگان و خرده فروشان پرداخته و نشان داده شده است که این عوامل در شکل گیری ارزش مالی، عملکرد بازار و انگیزه های شخصی افراد، به ویژه جوانانی که از گروه های مختلف اجتماعی-اقتصادی هستند، موثرند.
رابطه عاطفی متقابل میان والدین و فرزندان در فرهنگ ایرانی همچنان قوی و مستحکم است و به همین دلیل، با رواج اعتیاد در میان جوانان، بر فشار خانواده ها به دولت برای کنترل مواد و مبارزه با قاچاق آن افزوده می شود؛ و از آنجایی که بر طبق ایدئولوژی رسمی شیعه (با توجه به تفسیر اغلب روحانیون)، شیوع مواد ناشی از توطئه دشمنان به منظور تضعیف امت اسلامی است، دولت اقدام به ایجاد نظارت بر مواد کرد. تلفات انسانی و خسارات اقتصادی سنگین ناشی از مصرف و قاچاق مواد در سال باعث شد که توجه دولت در مرحله اول به سمت مهار عرضه مواد مصرف گردد. به اعتقاد مولف، دولت به واسطه دیدگاه های کشورهای غربی، به ویژه در زمینه لزوم رعایت حقوق بشر، مجبور به همراهی و قبول مسوولیت در زمینه کنترل مواد شده است.
"
این مقاله بر آن است که تعبیر از "جهانی شدن" به عنوان یک نظام به جای یک فرآیند گمراه کننده است و ما را از پرداختن به موضوعات بنیادین در باب دولت- ملت مسایل ژئوپلیتیک ومناسبات بینالمللی غافل می سازد. به ویژه این مقاله بر این باور است که هر گونه مداقه در فرایندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید شامل دو حوزه که اغلب مورد بی توجهی هستند باشد: 1- از حضور دولت، به خصوص دولت ایالات متحده امریکا، به عنوان بازیگر اصلی در فرایندهای بینالمللی به هیچ وجه کاسته نشده است. 2- درک دولت امریکا و نقش آن درمناسبات جهانی باید حضور و قدرت "مرام" آمریکایی که توسط خود آن دولت با همکاری تعداد کثیری از گروههای" خصوصی" ساخته شده است را در بر گیرد. در این مقاله پیشنهاد میشود که بررسی تاریخی سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، ما را فراتر از "تاریخ دیپلماسی" متعارف و "جهانی شدن" میبرد و به سوی غور در شبکه متشکل از دولت و حوزه خصوصی هدایت می کند. در عین حال این نوشتار مقوله" سیادت" که به معنای تحمیل شبکه دولت آمریکا و حوزه خصوصی به بقیه جهان است را نمیپذیرد. بر عکس تننشها و حتی تضادهای موجود در سیاست خارجی ایالات متحده و ایدئولوژی آمریکایی منجر به گشایش فضایی کالبدی و گفتمانی میشود که در آن واکنشها و چانه زنیهای سیاسی مجال ظهور نمی یابند. ما تنها نظاره گران قدرت امریکا نیستیم، اما نیرویمان تحت مقولههای مجردی چون جهانی - محلی شدن محدود میشود
"مقاله حاضر به بررسى کارکردهاى مهارتهاى ارتباطى«غیر کلامى»و«گوش دادن مؤثر»در تحقق وظایف و بهبود روابط انسانى در یک سازمان پرداخته است.روش تحقیق، نیمه تجربى و طرح «آزمون نهایى و یک گروه»بود.جمعیت نمونه 56 درصد کل جمعیت 80 نفرى کارشناسان میدانى ادارات منابع طبیعى شهرستانهاى استان فارس را شامل مىشد که پس از تقسیم بر مبناى محل جغرافیایى کار به صورت تصادفى همه در سه کارگاه آموزشى شرکت داده شدند.جمعآورى دادهها، پاسخ به پرسشها و مشاهده بهطور منظم انجام گرفت.روایى پرسشها با کمک متخصصان تعیین گردید.هر کارگاه با یک پرسش باز پیرامون هر یک از دو مهارت ارتباطى آغاز گردید.سپس آموزش پیرامون مهارتهاى یاد شده ارایه شد و پس از آن تمرین انجام مىگرفت.در انتهاى هر کارگاه، شرکت کنندگان به پرسشهاى مکتوب پیرامون کارکردهاى مهارتهاى دوگانه در تحقق وظایف سازمانى و بهبود روابط انسانى پاسخ مىدادند.براى تحلیل پاسخ پرسشهاى باز، از تحلیل محتوایى و پرسشهاى بسته از آمارهاى پارامتریک و غیر پارامتریک استفاده شد.نتایج نشان مىدهند که وضعیت پیش از برگزارى کارگاه و پس از آن، تفاوت معنىدارى دارد.همچنین نقش و مهارت«گوش دادن مؤثر»نسبت به مهارت«غیر کلامى»در تحقق وظایف سازمانى و بهبود روابط انسانى نقش مساعدترى داشته است.افراد در گروه سنى(30-20)سال، پیرامون کارکردهاى مهارت«غیر کلامى»و در گروه 41 سال به بالا در مورد کارکردهاى مهارت گوش دادن مؤثر داشتهاند.کارشناسان ارشد سازمانى، درباره کارکردهاى مهارت گوش دادن مؤثر و دارندگان مدرک رشته کشاورزى نظر مساعدترى پیرامون کارکرد مهارت غیر کلامى، داشتند.پیشنهاد مىشود که این مهارتها در قالب کارگاه آموزشى به افراد بیشترى آموزش داده شوند و دیگر مهارتهاى ارتباطى را نیز دربرگیرد.
"
بررسی عوامل خطر ساز و عوامل حمایت کننده ، به عنوان پیش بینی کننده هایی برای آلودگی نوجوانان وجوانان به سوء مصرف موادی چون الکل، سیگار و مواد مخدر، اهداف کارسازی برای برنامه های پیشگیری مداخله گرانه محسوب میشوند. سازمان های دولتی مسوول و سازمانهای غیر دولتی مرتبط با آن باید شناخت عوامل خطر ساز و عوامل حمایت کننده را در برنامهریزیهای خود مد نظر داشته باشند. تحقیقی که این مقاله براساس دادههای آن نوشته شده با هدف شناخت عوامل خطر ساز و تهدید کننده فرا راه دانش آموزان 15 تا 18 ساله شاغل به تحصیل در مدارس راهنمایی و دبیرستانهای دخترانه، پسرانه، شهری و روستایی روزانه در ایران، در آلوده شدن به سو مصرف مواد مخدر، الکل و سیگار انجام شده است. پرسش نامه طراحی شده این پژوهش پیمایشی ملی دادههای مربوط به عوامل خطرساز در خانواده های دانش آموزان، گروههای همالان و دوستان مدرسه محل تحصیل و محله زندگی و ویژگیهای شخصی آنان را از نمونهای حدود 8000 نفردر سراسر کشور جمع آوری کرده است. تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده نشان داده است که بیش از یک پنجم دانش آموزان در معرض خطر آلودگی به سیگار و بیش از 15 درصد آنان درمعرض خطر آلودگی به مواد مخدر قرار دارند. خطر آلودگی با افزایش سن دانش آموزان، در دسترس بودن مواد در محله و همسایگی، نگرش مثبت نسبت به سوء مصرف مواد و آلودگی گروه همالان و دوستان به مواد افزایش مییابد. در این تحقیق، مهمترین عوامل خطر سز و حمایت کننده به گروه همالان و دوستان، کنترل خانوادگی، مدرسه محل تحصیل، خود باوری دانش آموزان و همبستگی خانوادگی ارتباط پیدا کرده است
"سلامت مردم از عوامل و سیاستهای اجتماعی و اقتصادی تاثیر می پذیرد. هر چند این عوامل و مداخله در آنها فراتر از حیطه اختیارات سنتی پزشکی است، اما باید اذعان کرد بیشترین پیشرفتها در سلامت در دو قرن اخیر به طور عمده ناشی از پیشرفتهای اجتماعی اقتصادی بوده تا مداخلات پزشکی، هر چند بلافاصله باید افزود با سیاستهای بهداشتی و اجتماعی صحیح نیز می توان بر شکاف درآمدی غلبه کرد. از همین رو برخی کشورها با درآمد کم را می توان مثال زد که شاخصهای بهداشتی آنان بر کشورهای غنی تر چیرگی دارد.
جمعیت سالم می تواند توسعه بیشتر را موجب شود و هزینه های کمتری را تحمیل کند، توزیع عادلانه امکانات و دسترسی همگان بدانها موجبات سلامت اجتماعی فراهم خواهد آورد، در حالی که شکاف طبقاتی و نابرابر، سطوح بالاتری از جنایت، خشونت و آسیب و مخاطرات سلامتی را موجب می گردد.
برای کاربرد موفق سیاست اجتماعی در سلامت، با توجه به اهمیت تصمیمها و اقدامات در بخشهایی مانند کشاورزی، آموزش، اقتصاد و دارایی، مسکن، خدمات اجتماعی و اشتغال در سلامت جامعه، باید راهبردهای معقول و موثری برای وارد کردن فعالانه آنها در تلاش برای ایجاد توان لازم در ارتقای سلامت تدوین کرد. بر این مسئله نیز باید تاکید کرد که راهکار جهانی ""سلامت برای همه"" و ""ارتقای سلامت""، از طریق تقویت و حمایت مالی و سیاسی حامیان اصلی اقدامات سلامت اجتماعی با محوریت تشکیلات بهداشت و سلامت در هر کشور، و اتخاذ سیاست "" همه برای سلامت"" امکان پذیر است.
سرمایه گذاری برای سلامت و توسعه فعالیتهای ارتقای سلامت - با هدایت تشکیلات بهداشتی و سلامت - از اهم موضوعاتی است که سیاستگذاران و محققان سیاست اجتماعی باید در راس فعالیتهای خود قرار دهند. از سوی دیگر با تکیه بر وجوه و ابعاد سلامت و رویکردهای پیشگیرانه و اعتلایی و تحقق مشارکت واقعی مردم، فرصتهای رسمی جدیدی برای مداخله دموکراتیک در تمام سطوح اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است. سلامت بنیادی است که تمام کوششهای انسانی در بستر آن انجام می پذیرد و در صورت وجود سلامت در سطح قابل قبول، افراد جامعه قادر خواهند بود از دیگر منابع حیات بهره گیرند. به همین جهت سلامت افراد جامعه، بازتاب زندگی در جامعه است و سیاست اجتماعی باید سلامت را محور برنامه های توسعه قرار دهد."
هدف در این بررسی آن است که با استفاده از میراث جامعه شناسی معرفتی در قلمرو، دو انگاره تبیین کننده اجتماعی و معرفتی به شکل گیری، تحول و توسعه علوم اجتماعی جدید پرداخته شود و نیز موانع عمده آن مورد بررسی قرار گیرد. تحلیل این مساله در دو سطح اجتماعی (تاریخی و یا ساختاری) و معرفتی (الگوها و تحلیل های عقلانی) به هنجارهای همگن و ناهمگنی باز می گردد که از لحاظ تاریخی قابل تصدیق اند و نیز از منظور لوازم معرفت شناسی تاریخی قابلیت های مورد انتظار را دارا می باشند. به نظر می رسد نگاه تاریخی به روند پیشرفت علوم اجتماعی تاکنون توانسته است تصویر کلی از شرایط فوق را فراهم سازد. اما استفاده از شیوه های تبیین اجتماعی از جمله کاربرد الگوی عام روش شناختی مبتنی بر ادغام دو مبنای معرفتی و اجتماعی، که خود در حکم ابزارهای مهم تحلیل جامعه شناختی تلقی می گردند، روش نسبتا نوینی است که مستلزم توجه بیشتر در بررسی های جامعه شناختی می باشد. بدون تردید تعمیم صحیح روش مزبور این امکان را فراهم می سازد که زوایای پیچیده و پنهان رشد و یا تاخر در رشد علوم اجتماعی جدید بیشتر مورد شناسایی قرار گیرد. در واقع هدف از تدوین مقاله حاضر، ضمن تجربه در کاربرد روش مورد اشاره برای انجام مطالعه علمی خاص، افزایش سطح تحلیل و دریافت از موضوع در قبال نقش و اهمیت علوم اجتماعی در جامعه های معاصر از جمله کشور ما و نیز بازخوانی دلایلی است که به عنوان عوامل و موانع رشد علوم اجتماعی می تواند در اشکال مختلف زمینه توسعه علوم فوق را تقویت نماید. با آگاهی از روند تاریخی این علوم اجتماعی در ارتباط نزدیک با نیازها، ضرورت ها، تعمیم و نفوذ انگاره های شناختی قرار دارد. تغییر در روند زندگی اجتماعی در دوران جدید از تاریخ در غرب، نخبگان علمی این منطقه از عالم را به ضرورت کارکردی و اجتماعی نظام بخشی در حوزه تفکر و اندیشه اجتماعی و سرانجام تاسیس شاخه های معین علمی به قصد دریافت منظم از جوانب مختلف پدیده های اجتماعی رهنمون گشته است. حاصل گفتار آن که موضوع فوق در کنار تولید انگاره های معرفتی نوین مقدمات استقلال معرفت شناسی را برای این علوم در مجموع و یا به گونه ای جدا از یکدیگر فراهم می نماید. به نظر می رسد رشد علوم اجتماعی در یک فرایند عمومی از قواعد اجتماعی و علمی قابل شناختی پیروی می نماید، که علم بدان ها، می توان امکان گسترش زمینه های توسعه علمی و اجتماعی را در هر جامعه ای تضمین نماید.
این مقاله درآمدی بر بحث «فرآیند احساس امنیت در بستر امنیت عینی» می باشد و سعی دارد به جنبه های کلی و کاربردی آن پرداخته تا مقدمه ای باشد که سایر پژوهشگران و صاحب نظران عمیق تر به این حوزه اجتماعی و امنیتی که با فقر مطالعات جامع و مبسوط روبرو می باشد ، بپردازند . به دلیل اهمیت این بحث و نیز دستگاههای تصمیم گیر و مجری ، فصلنامه دانش انتظامی آمادگی دارد که مطالب و نظرات پژوهشگران در این زمینه را به چاپ برساند .