درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۳۲۱ تا ۱۶٬۳۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۶۳۲۱.

رابطه توسعه بیمه ی عمر و رفاه اجتماعی با سلامت در ایران طی سال های 1360-1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۵۱
طرح مسئله: یکی از مفاهیم محوری توسعه ی پایدار، مقوله ی توسعه ی انسانی و بهبود شاخص سلامت در حوزه ی رفاه اجتماعی است که علاوه بر ملاحظات بهداشتی به عوامل اقتصادی از جمله توسعه ی بیمه ی عمر وابسته است. هدف اصلی از انجام این مطالعه، بررسی تأثیر بیمه ی عمر بر دو شاخص مهم سلامت یعنی امید به زندگی و نرخ مرگ و میر کودکان در حوزه ی رفاه اجتماعی ایران است. روش: در این پژوهش سعی گردید از سه متغیر مهم ضریب نفوذ بیمه ی عمر، بیمه ی عمر سرانه و حق بیمه ی عمر و چند متغیر دیگر اقتصادی از جمله درآمد سرانه، تورم و نرخ بیکاری بهعنوان متغیرهای کنترل مؤثر بر سلامت استفاده شود. برای این منظور، دادههای مرتبط با موضوع پژوهش برای سالهای 1390-1360 کشور جمعآوری شده و با استفاده از روش حداقل مجذورات معمولی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش گویای این واقعیت است که در دوره ی مورد بررسی، ضریب نفوذ بیمه ی عمر، بیمه ی عمر سرانه و حق بیمه ی عمر اثر مثبت بر بهبود وضعیت امید به زندگی و کاهش نرخ مرگ و میر کودکان دارند. همچنین متغیرهای تورم و نرخ بیکاری اثر منفی بر بهبود وضعیت امید به زندگی و کاهش نرخ مرگ و میر کودکان دارند. نتایج: در فرایند توسعه ی انسانی و بهبود شاخص سلامت در حوزه ی رفاه اجتماعی، تقویت و توسعه بیمه ی عمر میتواند باعث افزایش امید به زندگی و کاهش مرگ و میر کودکان در ایران شود.
۱۶۳۲۲.

هنر مهاجرت در مجسمه سازی معاصر ایران (مطالعه موردی آثارهنری تندیس گران پناهنده آذربایجان روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۳۵۰
پناهندگان آذربایجان روسیه جزو محنت دیده ترین گروه میان پناهندگان قفقاز بودند. آنان جزو اجتماعاتی بودند که مورد غفلت محققان قرار گرفتند. این پناهندگان در شکل گیری تندیس گری و نقاشی معاصر ایران نقش بسزایی داشتند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات هنرمندان پناهنده آذربایجانی بر تندیس گری و نقاشی معاصر ایران و تأثیر بسترهای فرهنگی اجتماعی ایران بر آثار آنان پرداخته است. روش مورد استفاده نشانه شناسی فرهنگی است که پنج اثر و زندگی نامه هنرمند پناهنده آذربایجانی نامی را مورد بررسی قرار داده است. نویسندگان با به کارگیری مفاهیم متن، ضایعه فرهنگی، سپهر نشانه ای، هویت و فرم اجتماعیِ غریبه این متون را مورد تحلیل قرار داده اند. در این پژوهش هنرمندان پناهنده آذربایجانی معرفی و جایگاه آنان در ایجاد و تثبیت هنر نوگرا در ایران مطرح شده است. در تحلیل متن ها جمعا 136 مدلول استخراج شده است. سه رمزگان یادمانه ایران، زیست دشوار و بحران هویت در این متون کشف شدند. با تحلیل نشانه شناسی این رمزگان و دال ها سازوکارهای طرد و جذب  فرهنگ (متنیت) ایرانی برای پناهندگان یافت شد. گمشدگی و وفاداری به عناصر متینت ملی از محصولات این سازوکارها است. با نشانه شناسی این متون چهارچوب هویت پناهندگان آذربایجانی در سپهر نشانه ای هنر معاصر ایران یافت شد. آنان با وجود آثار مطرح در هنر شهری و سهم شان در آموزش هنر مجسمه سازی با فراموشی اجتماعی جامعه هنری ایران مواجه شدند.
۱۶۳۲۳.

نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در تقویت تاب آوری اجتماعی شهرها (مورد پژوهش: سیلاب در ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۴
تمرکز جمعیت، صنایع، خدمات و زیرساخت ها در شهرها سبب شده تا چالش های شهرنشینی از قبیل سوانح طبیعی- همچون سیلاب ها- موضوع جدی تری برای پژوهش های شهری و میان رشته ای فناوری و جامعه شناسی به حساب آید. بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) به عنوان راهبردی در افزایش تاب آوری اجتماعی و کاهش مخاطرات، در جوامع مطرح شده است. در این مقاله جایگاه این فناوری در مدیریت سیلاب در شهرهای ایران با استفاده از روش کیفی مورد پرسش قرار گرفته است. هدف، اولویت بندی راهبردها و ابعاد به کارگیری این فناوری است. با هدف کاربردی شدن پژوهش، مطالعه موردی سیل در شهر ایلام صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش را ساکنان شهر و متخصصان حوزه مسائل شهری و مدیریت بحران تشکیل می دهد. اطلاعات نخست از طریق مرور متون کتابخانه ای سپس ابزار مصاحبه عمیق میدانی با ساکنین (12 نفر)، سیل زدگان (سه نفر) و متخصصان (15 نفر) به روش نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع گردآوری شد. جهت تحلیل اطلاعات، با تکنیک دلفی یعنی استفاده از آرای خبرگان (15 نفر) راهبردها در دو دور به ترتیب تکمیل و ارزیابی- اولویت بندی و جهت تأییدپذیری بیشتر، یافته ها با ابزار مشاهده هدفمند موردی و تحلیل سوات (SWOT) بازبینی شدند. در دور سوم، اجماع نهایی خبرگان در اولویت راهبردها و نسبت آن با ابعاد فاوا حاصل شد. نتایج نشان داد که رسیدن به بالاترین جایگاه فناوری در تاب آوری شهری با تقویت سرمایه اجتماعی ممکن است. راهبردهایی که در اولویت دوم قرار گرفتند به ترتیب شامل کاهش آسیب پذیری، افزایش توسعه جامعه و کیفیت زندگی هستند و راهبردهای گسترش دسترسی و عدالت اجتماعی، بهبود حکمروایی و پاسخگویی جوامع، افزایش دانش فنی و خلاق و سرانجام ایجاد شهرهای انتقالی در اولویت های بعدی هستند؛ بنابراین کارآیی فناوری در شهرها بدون ابعاد اجتماعی به ویژه قومی - قبیله ای و هوش مکان پرسش پذیر است.
۱۶۳۲۴.

طراحی و اعتباریابی الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کلاس های چندپایه دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۲۰
هدف: با توجه به اهمیت ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کلاس های چندپایه دوره ابتدایی انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر زمانی مقطعی، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان دانشگاهی و مدیران ستادی آموزش وپرورش ابتدایی کشور در سال 1400 بودند. نمونه پژوهش طبق اصل اشباع نظری 15 نفر بودند که پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با روش کدگذاری در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کلاس های چندپایه دوره ابتدایی دارای 306 شاخص و 41 مولفه در 6 مقوله اهداف و رویکردها (با 11 مولفه مانند ارزشیابی همه جانبه و تسری آن به زندگی، ارزشیابی توصیفی تمام حیطه ای، کیفی سازی ارزشیابی توصیفی با تغییر در ساختار گزارش دهی و ارزشیابی کیفی فرایندمدار با رویکرد ساختارگرا)، زمینه ای (با 4 مولفه مدیریت لوازم اجرای ارزشیابی کلاس های چندپایه، منطقی نمودن زیرساخت های اجرایی با تاکید بر کاهش تراکم در کلاس های چندپایه، کیفیت بخشی روش های تدریس و ارزشیابی معلم و فرهنگ سازی و اشاعه عوامل ارزشیابی توصیفی)، درون دادی (با 5 مولفه ابزارهای ارزشیابی کیفی، توجه به انتظارات آموزشی کلاس های چندپایه، اجرای ارزشیابی توصیفی در تمام مراحل تدریس، انطباق برنامه درسی چندپایه با ارزشیابی توصیفی و هماهنگی برنامه هفتگی با نقشه راه یادگیری)، فرایندی (با 13 مولفه مانند افزایش اعتمادسازی، آرامش، رضایت مندی و عزت نفس، کاهش اضطراب دانش آموزان چندپایه، کیفی سازی معیارها در کارنامه، تنوع ابزارهای خودسنجی و همسال سنجی و والدین سنجی و تاکید بر یادگیری های گروهی دانش آموزان چندپایه)، برون دادی (با 5 مولفه تصمیم گیری مشارکتی برای ارتقای پایه، کیفی سازی گزارش دهی و کارنامه دانش آموزان، روایی، پایایی و آزمون پذیری ارزشیابی توصیفی چندپایه، استمرار یادگیری با بازخوردهای متنوع و کیفیت بخشی چندبعدی ارزشیابی توصیفی با بازخوردهای کیفی) و پیامدی (با 3 مولفه تحلیل سالانه یافته های ارزشیابی توصیفی، تحلیل یافته های ارزشیابی توصیفی به صورت طولی و تحلیل پیامدهای ارزشیابی توصیفی) بود. همچنین، نسبت روایی محتوایی 90/0 و شاخص روایی محتوایی 92/0 بر اساس نظر خبرگان حاکی از اعتبار مناسب الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کلاس های چندپایه دوره ابتدایی بودند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، برنامه ریزی برای استقرار الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کلاس های چندپایه دوره ابتدایی ضروری است
۱۶۳۲۵.

ارزیابی چگونگی ارتقاء سطح یادگیری دانشجویان مهندسی معماری در فراگیری مفاهیم سازه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۵
پژوهش حاضر به بررسی میزان رشد یادگیری دانشجویان مهندسی معماری در فراگیری مفاهیم پایه در سازه از طریق روش های متداول و مقایسه آن با یک روش پیشنهادی می پردازد. بر این اساس پاسخ سؤال های زیر در انجام این پژوهش مد نظر است: 1- آیا همسانی یا سطوح معناداری بین میزان رشد یادگیری دانشجویان از طریق شیوه های مورد مطالعه مشاهده می شود؟ 2- آیا ساخت ماکت از پروژه های اجرایی اختلاف معناداری در رشد یادگیری مفاهیم سازه توسط دانشجویان نسبت به کلاس های تئوری ایجاد می نماید؟ 3- نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به موثرترین شیوه آموزش مفاهیم سازه به دانشجویان معماری چیست؟ و آیا این نگرش منطبق بر یافته های پژوهش میباشد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت مطالعه میدانی (Field Trial) بوده که برای تحلیل یافته ها از شاخصهای آماری میانگین و انحراف معیار با فاصله اطمینان 95% و خطای مطالعه (P<0.05) استفاده شده است. همچنین برای مقایسه میانگین کمیت های جوامع مورد بررسی به تفکیک از آزمونهای (Paired TTEST, TTest و Anova) استفاده شده است و نهایتاً نمودارها به کمک نرم افزار Excel استخراج گردید. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که میانگین میزان پاسخگویی دانشجویان به سؤالات در روش بهره گیری از طبیعت بیشتر از روش های دیگر بوده است. حال آنکه کاربرد روش های تئوری و ساخت ماکت، اختلاف قابل توجهی را در ایجاد رشد یادگیری دانشجویان نشان نداده است.
۱۶۳۲۶.

بررسی رابطه حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته های توان بخشی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تهران در سال تحصیلی 94- 95(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۳۱۶
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته های توان بخشی می باشد. روش مطالعه حاضر همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تهران که با استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران 280 دانشجوی دختر و پسر به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه های تجربه دوره تحصیلی و حمایت اجتماعی دانشجویان استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق شاخص های توصیفی و آزمون های تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک راهه، رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان می دهد که میانگین نمره های متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی در حد متوسط بود. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که بین میانگین نمره دانشجویان رشته های موردبررسی ازلحاظ نمره کل حمایت اجتماعی (74/0= P-value؛ 486/0= F) و تجربه دوره تحصیلی (11/0= P-value؛ 901/1= F) تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. همچنین بین نمره حمایت اجتماعی (76/0= P-value؛ 271/0= F) و تجربه دوره تحصیلی (63/0= P-value؛ 452/0= F) دانشجویان سه مقطع تحصیلی مختلف تفاوت آماری معنی داری وجود ندارد. بین نمره حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی با هر یک از متغیرهای سن، جنسیت رابطه معناداری مشاهده نشد. درحالی که ضریب همبستگی نشان داد بین متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی و تمام ابعاد آن ها با عملکرد تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد (05/0 < P-value). در رگرسیون چند متغیره مدل استخراجی 20 درصد متغیر وابسته را تبیین کرد و 80 درصد تغییرات متغیر وابسته توسط عوامل دیگر قابل تبیین است. ضرایب رگرسیونی نشان داد متغیرهای حمایت اجتماعی و تجربه دوره تحصیلی در ارتباط با متغیر وابسته معنی دار می باشند و حمایت اجتماعی با ضریب بتای (15/0) تأثیر بیشتری بر عملکرد تحصیلی دارد. می توان نتیجه گرفت، متغیر حمایت اجتماعی بیشتر تأثیر را بر عملکرد تحصیلی داشت عملکرد مثبت منابع حمایتی منجر به کاهش فشارها و تنش های محیط دانشگاهی، خوابگاهی و... خواهد شد که این امر به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد تحصیلی دانشجویان را ارتقاء می دهد.
۱۶۳۲۷.

تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر ابعاد کیفیت زندگی ایتام نوجوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۶۴
مقدمه: هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی، تصمیم گیری و حل مسئله، روش های مقابله با استرس، روابط بین فردی و کنترل خشم) بر ابعاد کیفیت زندگی ایتام نوجوان پسر و دختر بود. روش: پژوهش آزمایشی حاضر همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را ایتام نوجوان ۱۲ تا ۱۸ساله تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی در شهر اصفهان تشکیل دادند. نمونه گیری، با مراجعه به لیست اسامی ایتام تحت پوشش این سازمان و به روش نمونه گیری تصادفی (۶۰ نفر) انجام شد که به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل هر یک شامل ۱۵ پسر و ۱۵ دختر). ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه کیفیت زندگی(WHOQOL-100) و پرسش نامه دموگرافیک بود. دوگروه آزمایش در پانزده جلسه دو ساعتی طی سه ماه و به صورت جداگانه تحت آموزش مهارت های زندگی (بسته آموزشی یونیسف) قرار گرفتند.آزمون تی وتحلیل هم پراکنش یک متغیره (ANCOVA)برای تجزیه وتحلیل یافته ها استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر کیفیت زندگی ایتام مؤثر بوده است .همچنین تفاوت معنی داری بین دو جنس از لحاظ میزان اثربخشی برنامه آموزشی وجود ندارد. در مرحله پس آزمون، آموزش مهارت های زندگی همه ابعاد کیفیت زندگی را جز بعد سلامت جسمی، افزایش داد. بحث: علاوه بر حمایت های سنتی و مادی رایج، لازم است برای حمایت کیفی از ایتام نوجوان، کیفیت زندگی آنان را با آموزش مهارت های زندگی افزایش داد.
۱۶۳۲۸.

Effectiveness of Critical Thinking Education on Divergent Thinking and Academic Enthusiasm of High School Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
Purpose: Enhancing divergent thinking and academic enthusiasm in students can positively affect their academic and non-academic performances. Consequently, the present study aimed to determine the effectiveness of critical thinking education on divergent thinking and the academic enthusiasm of high school students. Methodology: This quasi-experimental study followed a pre-test, post-test, and follow-up design with experimental and control groups. The research population comprised all female students in the 10th and 11th grades of the academic branch in Saveh city for the 2022-23 academic year, with a sample size calculated as 25 for each group based on G*Power software. Thus, 50 individuals were purposively selected and randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group underwent 10 sessions of 75-minute critical thinking training, while the control group received no intervention during this period. The research instruments included the divergent thinking subscale in Kolb’s (1984) Learning Style Inventory and Schaufeli et al.’s (2002) Academic Enthusiasm Questionnaire. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS software. Findings: The results showed significant differences between the experimental and control groups in post-test and follow-up stages in terms of divergent thinking and academic enthusiasm. In other words, critical thinking education led to an increase in divergent thinking and academic enthusiasm among high school students, and the results were sustained at the follow-up stage (P<0.05). Conclusion: According to the results of this study, counselors and psychologists can use critical thinking education alongside other effective educational methods to improve academic and non-academic characteristics of students.
۱۶۳۲۹.

ساخت و هنجاریابی پرسشنامه رهبری هم افزا در مدیران هنرستان های فنی وحرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۴۲
هدف: سبک رهبری هم افزا در اجرای استانداردهای کیفیت در مدارس نقش مهمی دارد. هدف پژوهش حاضر ساخت و هنجاریابی پرسشنامه رهبری هم افزا در مدیران هنرستان های فنی وحرفه ای بود.  روش شناسی: روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش معلمان هنرستان های فنی و حرفه ای استان تهران در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند. با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی براساس جنسیت و طبقات جامعه و بر مبنای فرمول کوکران، یک نمونه به حجم 364 معلم انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از ابزار محقق ساخته ی رهبری هم افزا 20 گویه ای و ابزار دوسوتوانی سازمانی جانسن (2006) استفاده شد. به منظور بررسی ساختار عاملی و روایی سازه پرسشنامه از تکنیک های نسبت روایی محتوا، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، و روایی همگرا و واگرا و برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی بوسیله نرم افزارهای SPSS25 و LISREL10.30  استفاده شد.  یافته ها: براساس یافته ها 4 عامل و 20 گویه برای سنجش رهبری هم افزا مدیران آموزشی هنرستان های فنی و حرفه ای طراحی و ساخته شد. روایی محتوایی ابزار (7585/0) بر اساس نظر متخصصان تأیید شد. در تحلیل عاملی اکتشافی چهار عامل ساختار سازمانی، عوامل برون سازمانی، رفتار رهبری و نگرش ها، باورها و ارزش ها با مقدار ویژه ی بالاتر از یک مشاهده شد که قادر به تبیین 71 درصد واریانس رهبری هم افزا بودند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که شاخص های برازش پرسشنامه مناسب و مطلوب هستند و پرسشنامه دارای روایی مطلوب می باشد. همچنین براساس درصد واریانس تبیین شده ی مطلوب 63 درصد در تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم، قدرت پرسشنامه در تبیین واریانس رهبری هم افزا تأیید شد. روایی همگرا (6304/0) و واگرا (794/0)، آلفای کرانباخ (936/0) و پایایی ترکیبی (95/0) پرسشنامه نیز بیانگر روایی و پایایی مناسب ابزار رهبری هم افزا بودند.  نتیجه گیری: پژوهشگران می توانند از پرسشنامه ی طراحی شده جهت سنجش رهبری هم افزا و ارتقای مهارت-های رهبری در مدیران آموزشی هنرستان های فنی و حرفه ای، به عنوان یک ابزار استاندارد استفاده کنند.
۱۶۳۳۰.

تحولات گفتمانی موسیقی: مطالعه تطبیقی موسیقی عصر مشروطه با موسیقی انقلاب 57(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۹۰
  مقاله حاضر در پی مقایسه گفتمانی موسیقی دوره مشروطه با انقلاب 57 است. در دوره مشروطه تصنیف های عارف قزوینی و سپس محمدتقی بهار (اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول) به عنوان نمونه انتخاب شده اند. عارف مشهورترین تصنیف ساز این دوره است که آثارش همچنان در تاریخ اجتماعی و موسیقی ایران باقی مانده است. «کانون موسیقی چاووش» نیز به عنوان نمونه ای برای تصنیف های دوره انقلاب 57 برگزیده شده است. این کانون مشهورترین و نیز منسجم ترین گروه موسیقی است که آثار انقلابی خود را بر اساس دستگاه های موسیقی ایرانی آفریده است. تفاوت های اجتماعی دو دوره، تولید محتوایی متفاوت نیز داشته است؛ از این رو اشعار دوره مشروطه کمتر حالتی حماسی دارند و بیشتر با غم و اندوه روایتگر اوضاع اجتماعی اند. اشعار در دوره انقلاب 57 به ویژه تصنیف های ساخته شده توسط کانون چاووش، بیشتر حالتی حماسی داشته و در پی تهییج جامعه نیز برمی آیند. این وضعیت به لحاظ فرم نیز قابل مشاهده است؛ موسیقی دوره انقلاب 57 مارش گونه و مهیج و به طور کلی «رزمی» است برخلاف موسیقی مشروطه که حزن انگیز و شِکوه گر است و هردوی این ها نشان از وضعیت اجتماعی و گفتمان اجتماعی هر دوره دارند. نوع اجرای ریتم ها و سرعت در هر دوره و مقایسه آنها نشان از تفاوت های هنری دو دوره دارد که متأثر از فضای گفتمانی دو دوره تاریخی است.
۱۶۳۳۱.

The Impact of Educational Excellence Model Components on the Development of Human Resources in Zahedan's Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۹
Purpose: This article aims to investigate the impact of strategic human resources management (SHRM) on organizational excellence across various sectors. Methodology: This study, aimed at practical application, employs a descriptive-survey research design for information gathering, situating it within the quantitative descriptive-analytical category. The statistical population consists of managers, deputy managers, and employees of the Zahedan Education Organization, totaling 1929 individuals. The sample size was determined to be 320 participants based on the Krejcie and Morgan table, considering the total population number. A stratified random sampling method, organized by educational region, was utilized for selecting the sample. For research question exploration and data analysis, both descriptive and inferential statistical methods were applied using the SPSS 23 and Amos software programs. Findings: The SEM analysis demonstrated all paths to be significantly accepted, with p-values ranging from <0.001 to 0.003, indicating strong statistical support for the hypothesized relationships. This evidences a robust model that accurately captures the dynamics and influences within the organization, providing a solid foundation for strategic planning and implementation. Conclusion: Strategic HRM is pivotal in achieving organizational excellence, necessitating a holistic and strategic approach to managing human resources. Organizations that effectively integrate SHRM practices within their strategic planning processes can enhance performance, adaptability, and resilience, achieving a sustainable competitive advantage. Future research should explore the dynamic interactions between SHRM practices and emerging global challenges to further understand HRM's evolving role.
۱۶۳۳۲.

تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر سرمایه اجتماعی و قابلیتهای یاد گیری سازمانی با نقش میانجی کنشهای یاریگرانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۹
مقد مه: از ویژگیهای مهم شبکه های اجتماعی، اشتراک گذاری د انش مبد ل شد ه است که د ر ارتقای کمی و کیفی سرمایه اجتماعی مؤثر است. لذا هد ف از این تحقیق بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر سرمایه اجتماعی و قابلیتهای یاد گیری سازمانی با توجه به نقش میانجی کنشهای یاریگرانه است. روش: جامعه آماری تحقیق شامل همه کارکنان و مد یران اد اره کل راه وشهرسازی استان مازند ران (402 نفر) هستند . بد ین منظور بر اساس جد ول مورگان 198 پرسشنامه با استفاد ه از روش خوشه ای چند مرحله ای از این جامعه جمع آوری شد . برای گرد آوری د اد ه ها از پرسشنامه های معتبر سرمایه اجتماعی با 24 سؤال، کنشهای یاریگرانه با 4 سؤال، قابلیتهای یاد گیری سازمانی با 17 سؤال و شبکه اجتماعی مجازی با 18 سؤال بکار گرفته شد ه است. روایی پرسشنامه با استفاد ه از تحلیل عاملی تأیید ی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد . یافته ها: آزمون فرضیه با نرم افزار لیزرل نشان د اد که شبکه اجتماعی مجازی بر سرمایه اجتماعی، قابلیت یاد گیری سازمانی، کنشهای یاریگرانه د ارد و سرمایه اجتماعی بر قابلیت یاد گیری سازمانی و کنشهای یاریگرانه بر قابلیت یاد گیری سازمانی تأثیر د ارد . بحث: با توجه به نتایج به د ست آمد ه سرمایه اجتماعی بر قابلیت یاد گیری سازمانی از طریق کنشهای یاریگرانه اثر مستقیم و غیرمستقیم می گذارد . به عبارتی با توجه به نقش تعد یل کنند ه کنشهای یاریگرانه، با ارتقای سرمایه اجتماعی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی میزان قابلیت یاد گیری سازمانی افزایش می یابد .
۱۶۳۳۳.

رابطه فساد و سرمایه اجتماعی در الگوهای رشد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
مقدمه: از مهم ترین موضوعات در ادبیات رشد اقتصادی، شناسایی محرک ها و موانع رشد است. نخستین تعریف مدل های رشد درون زا را لوکاس (۱۹۸۸) و رومر (۱۹۸۹) ارائه کردند. توسعه این نظریه ها در دهه ۱۹۹۰، این امکان را فراهم کرد تا متغیرهای متفاوت اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، وارد نظریه های رشد اقتصادی شده و سازگاری تجربی آن ها آزموده شود. فساد از متغیرهای مهمی است که در ادبیات رشد و توسعه اقتصادی، مانعی برای رشد اقتصادی دانسته می شود. در مقابل، سرمایه اجتماعی را محرکی برای رشد اقتصادی می دانند. روش: در تحقیق حاضر ضمن بررسی ادبیات مفهومی ارتباط فساد اقتصادی با رشد اقتصادی، ارتباط سرمایه اجتماعی و فساد و نحوه تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی بررسی شده است؛ ازاینرو، با تصریح دستگاه معادلات هم زمان عوامل بنیادی تأثیرگذار بر فساد، ارتباط سرمایه اجتماعی، آزادی اقتصادی، نابرابری اقتصادی و اندازه دولت ها با فساد و ارتباط آن ها با رشد اقتصادی برآورد شده است. ابتدا روابط بین متغیر ها بهصورت رگرسیونهای چندکی در فضای دوبعدی در نرم افزار R ترسیم شده است و برای تخمین دستگاه معادلات هم زمان با دادههای مقطعی سال ۲۰۰۷ از روش سیستمی حداقل مربعات سه مرحله ای(3SLS) استفاده شده است. یافته ها: فساد اثر منفی بر رشد اقتصادی و سرمایه اجتماعی اثر منفی بر فساد اقتصادی و تلویحاً اثر مثبت بر رشد دارد. بحث: از نتایج این تحقیق این که انباشت سرمایه اجتماعی و آزادی اقتصادی و رشد نیروی کار، به عنوان محرک های رشد اقتصادی عمل کردند و در مقابل، گسترش فساد و نابرابری درآمدی، مانعی برای رشد اقتصادی بوده اند؛ بنابراین، دولت ها می توانند با اتخاذ سیاستهای کاهش نابرابری و فساد و تشویق انباشت سرمایه اجتماعی به سوی هدف رشد اقتصادی گام بردارند
۱۶۳۳۴.

صورت بندی گفتمانی دانشگاه در سینمای ایران پساجنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۳۷۴
دانشگاه در ایران پساجنگ، نه فقط سازمان تولید دانش، بلکه میدان نبرد گفتمان هایی بوده که هویت آن را در تلاطم قدرت و سیاست بازسازی کرده اند. این پژوهش، باهدف رمزگشایی از صورت بندی گفتمانی دانشگاه در سینمای ایران، سه پرسش را دنبال می کند: در فیلم های سینمایی پس از جنگ، مسائل مربوط به نهاد دانشگاه و دانش آکادمیک، چگونه بازنمایی گفتمانی شدند؟ صورت بندی های گفتمانی ایجاد شده از چه نظم های متفاوتی پیروی کردند و چگونه می توان پیدایش آنها را برحسب شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه ایران پس از انقلاب تبیین کرد؟ باتکیه بر تحلیل گفتمانی فوکویی، هشت فیلم از چهار دوره سیاسی پساجنگ با روش نمونه گیری هدفمند برگزیده شدند: «دیگه چه خبر» و «پری» (سازندگی)؛ «شام آخر» و «به رنگ ارغوان» (اصلاحات)؛ «دل شکسته» و «دربند» (اصول گرایی)؛ «آااادت نمی کنیم» و «طعم شیرین خیال» (اعتدال). یافته ها از وجود نوعی سیاست حقیقت نانوشته در سینمای پساجنگ حکایت دارند که هدفش، نه بازنمایی معقول و درست دانشگاه و دانش آکادمیک، بلکه پرداختن به موضوعات فرعی و چه بسا تخریب گر نهاد دانشگاه بوده است. طی این دوره، دانشگاه به ندرت به عنوان مکانی برای تولید علم به تصویر درآمده است. فیلم ها یا دانشگاه را به صورت مکان سرگردانی روشنفکران یا تولید سوژه های انقلابی یا مولد آسیب های اجتماعی و روابط نامتعارف بازنمایی کرده اند. این بازنمایی ها، با به چالش کشیدن کارکرد علمی دانشگاه، سیاست گذاری را به سوی نظارت و گزینش سوق داده و نگاه جامعه را از شوق به سوءظن کشانده اند. این مطالعه، با نگاهی بومی و تیزبین، خلأ پژوهش های پیشین را پرکرده و دریچه ای به پیامدهای این گفتمان ها بر آینده آموزش می گشاید.
۱۶۳۳۵.

بررسی تأثیر دین داری بر تجربه احساس شرم و حیای شهروندان (مطالعه موردی: شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۶۳
هدف این مقاله شناخت رابطه دین داری با تجربه احساس شرم و حیای شهروندان است، دین داری با چهار شاخص «اعتقادی، مناسکی، عاطفی و پیامدی» به عنوان متغیر مستقل پژوهش و تجربه احساس شرم با شاخص های، حس شرم و حیای فردی شامل «بازدارندگی، حیای درونی و شرم بیرونی» و حس شرم و حیای اجتماعی شامل «ترسِ از دست دادنِ اعتبار اجتماعی» متغیر وابسته تحقیق می باشند؛ و پاسخ به این سؤال است که: آیا دین داری شهروندان بر تجربه احساس شرم و حیای آن ها تأثیر دارد؟ اگر اثر و رابطه ای وجود دارد تبیین اجتماعی و جامعه شناختی آن چگونه خواهد بود؟ جامعه آماری پژوهش حاضر، شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان است و نمونه آماری آن، تعداد 388 نفر، معین شد و با استفاده از نظریات جامعه شناسان و دیگر نظریه پردازان اقدام به طراحی و تدوین پرسشنامه و توزیع و جمع آوری آن بین افراد نمونه آماری گردید، برای تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از نرم افزار spss و جهت بررسی تأثیرپذیری متغیر تجربه حس شرم و حیا از دین داری، از رابطه همبستگی استفاده شد، نتایج تحقیق نشان می دهد بین دین داری و هم چنین هر یک از ابعاد چهارگانه آن با میزان حس شرم و حیای شهروندان رابطه معناداری وجود دارد. لذا پیشنهادِ اقدام، برای تقویت دین داری و مؤلفه های آن، جهت ارتقای اخلاق اجتماعی می گردد.  
۱۶۳۳۶.

گونه شناسی مطالعات ایرانی در قلمرو جهانی شدن/ سازی آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۰
جهانی شدن/ سازی به پدیده ای بدل شده است که همچنان بر بسیاری از قلمرو های کنش کنونی بشر سایه انداخته است. از این رو، ژر ف کاوی درباره رهاورد های خوانش های گوناگون از این پدیده که به گفتمان ها و کنش های ناسازواری انجامیده است گریزناپذیر به نظر می رسد. هدف این مقاله، دریافت سوگیری مطالعات ایرانی در قلمرو جهانی شدن/ سازی آموزش عالی است. نخست با بازنگری ادبیات نظری، چارچوبی برای گونه شناسی فراهم شد. در گام دوم، پس از غربال روشمند از میان 70 مقاله، 29 مقاله برای بازکاوی، برگزیده شد. یافته ها برپایه بازکاوی محتوایی به گونه شناسی سه گانه ای از این مطالعات انجامید: مطالعات همسو با رویکرد نولیبرال (55 درصد)، مطالعات بازمانده از بازشناسی دو رویکرد یا آشفته (38 درصد) مطالعات نقادانه/ دگراندیشانه (7 درصد). بر پایه الگو های گونه شناسی دانشگاهی، مطالعات بازکاوی شده، در دوگونه دانشگاه پژوهشی/ پایدار و نهاد های آموزش عالی صنفی/ شرکتی/ بنگاهی جای گرفتند. رهیافت های چنین داده هایی کم و بیش، می تواند روشنگر برخی از کاستی ها و دشواری های آموزش عالی ایران در رویارویی با پدیده جهانی شدن/ سازی انگاشته شود که در چارچوب دو پرسش پژوهشی، پایان بخش این مقاله است. 
۱۶۳۳۷.

برساخت هویت اجتماعی به میانجی الگوهای غذایی: مطالعه کیفی مشتریان 15- 65 ساله رستوران ها و کافی شاپ ها در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۹
تأمل در الگوها و پسندهای غذایی کنشگران بدون در نظر گرفتن پیوند پیچیده ای که امروزه بین فرایندهای برساخت هویت و مصرفی شدن همه چیز شکل گرفته است امکان پذیر نیست. از این زاویه، مطالعه ذائقه و سلیقه مصرف کننده موضوع پژوهش های بسیاری در جامعه شناسی بوده است، به ویژه بدین جهت که در جامعه معاصر هویت کنشگران، با کم رنگ شدن سنت ها، به طرز روزافزونی  حول و حوش فرایندهای مصرف شکل می گیرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که هویت اجتماعی افراد چگونه به میانجی انتخاب ها و پسندها و سلایق غذایی آنان برساخت می شود. برای تأمل نظری در این مسئله، از نظریه تمایز بوردیو و نیز از نظریه بازاندیشی گیدنز استفاده شده است. روش مورد استفاده از جنس پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری، مشتریان 15-64 ساله رستوران ها و کافی شاپ های شهر تهران است که 400 نفر از آنان به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که تمایل به الگوهای غذایی لاکچری بیشترین فراوانی را در بین جامعه آماری دارد. هر اندازه که میزان سرمایه ها، به ویژه سرمایه اقتصادی، در میان مشتریان بیشتر باشد، این تمایل نیز بیشتر می شود. میل به انتخاب غذای لاکچری همچنین در میان مشتریانی که گرایش به نمایش پرستیژ و اعتبار اجتماعی فرهنگی خود دارند به وفور دیده می شود. این یافته مؤید آن مضمون نظری است که کنشگران در جامعه مصرفی تمایل دارند هویت اجتماعی خود را با اتکا به منطق مصرف لاکچری به نمایش بگذارند. در انتخاب الگوی غذایی، مشتریان می کوشند سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی خود را به نوعی سرمایه اقتصادی تبدیل کنند.
۱۶۳۳۸.

رابطه انواع سرمایه و سبک زندگی سلامت محور در زنان شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۶
مقدمه: یکی از مهم ترین پیشرفتها در تئوریهای جامعه شناسی افزایش توجه به سبک زندگی به عنوان یک مفهوم کلیدی در تبیین رفتار اجتماعی بشر است. سبک زندگی شامل ترجیحات بدنی، ظاهر، مسکن، عادات کاری و اوقات فراغت است که شهروندان را از هم متمایز می کنند. سبک زندگی سلامت محور در سالهای اخیر مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است. توجه به سبک زندگی و سلامت این مضمون را به همراه دارد که با تغییر در وجوه ذهنی و رفتاری می توان به ارتقاء و تضمین سلامت کمک کرد. تغییر در سبک زندگی سلامت محور را می توان از طریق پاره ای از مؤلفه های اجتماعی همچون انواع سرمایه (اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی) تسهیل نمود. به نظر می رسد، استان کردستان و شهر سنندج به واسطه تفاوت فرهنگی قومی و مذهبی با سایر نقاط ایران، در حوزه سبک زندگی موردی مناسب برای ارزیابی باشد. پژوهش حاضر درصدد است تا اثر مالکیت و برخورداری از انواع سرمایه را بر تنوعات سبک زندگی سلامت محور زنان بررسی و واکاوی نماید و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که انواع و ابعاد مختلف سرمایه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) چه اثری بر انتخاب سبک زندگی سلامت محور زنان شهر سنندج دارند؟ روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی غیرتجربی است که با روش پیمایش انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه زنان بالای 18 سال شهر سنندج بوده است که از بین آنها، تعداد 310 نفر براساس فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. همچنین ابزار گردآوری داده ها تلفیقی از پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد بوده است که از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار بود. یافته ها: وضعیت زنان در چهار بعد (رشد معنوی و خود شکوفایی، مسئولیت پذیری درباره سلامت، روابط بین فردی و تغذیه) در حد متوسط، اما در دو بعد ورزش و فعالیت بدنی و مدیریت استرس در حد پایین است. علاوه بر آن، یافته های تحلیلی نشان داد که دو نوع سرمایه اقتصادی و فرهنگی و ابعاد آنها و بعد شبکه های اجتماعی در مقیاس سرمایه اجتماعی، البته با درجات و شدت متفاوت با سبک زندگی سلامت محور ارتباط دارند. بحث: بر این اساس می توان گفت که مؤلفه های سرمایه فرهنگی و اقتصادی اثر مثبت و مناسبی بر انتخاب سبک زندگی در راستای سلامت دارند و در میان مؤلفه های سرمایه اجتماعی، بعد شبکه که منجر به گسترش روابط و فعالیتهای جمعی و همگانی می شود، اثر قابل ملاحظه ای داشته است. به عبارتی به نظر می رسد پیوندهای زنان منجر به رشد آگاهی نسبت به سلامت و ابعاد آن شده و درگیری زنان در جمعهای مختلف به انتخاب سبک زندگی کمک کرده است.
۱۶۳۳۹.

ارزیابی کیفی عملکرد سازمان های بهزیستی و کمیته امداد در کاهش فقر زنان سرپرست خانوار شهر ساری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۹
مقدمه: سازمان های کمیته امداد امام خمینی (ره) و بهزیستی مهم ترین سازمان های حمایتی کشور هستند که به هدف حمایت از خانواده های تهیدست، زنان فقیر و کاهش محرومیت آن ها تأسیس شده و هزاران نفر از این افراد یا خانواده ها را تحت پوشش خود دارند. با این حال، باوجود تلاش های این دو سازمان، این سؤال مطرح است که سازمان های مذکور تا چه اندازه در زمینه کاهش فقر یا آنچه اغلب به عنوان فقرزدایی عنوان می شود، موفق بوده و با چه چالش هایی روبه رو هستند. این پژوهش با در نظر گرفتن این مسئله در پی آن بوده تا به ارزیابی عملکرد سازمان های مذکور در جهت کاهش فقر زنان سرپرست خانوار در شهر ساری بپردازد. روش: در این مطالعه، با استفاده از روش شناسی کیفی و فنون مشاهده و مصاحبه با اطلاع رسان ها و 25 نفر از افراد تحت پوشش این دو سازمان، در کنار مطالعه اسناد و مدارک به گردآوری داده ها پرداخته شد؛ سپس با روش تحلیل تماتیک یا موضوعی، داده ها و یافته های گردآوری شده مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در خلال تحلیل داده ها، 8 مقوله عمده برگرفته از عملکرد دو سازمان مذکور شناسایی شدند که عبارتند از: تعاریف پروبلماتیک، موازی کاری نهادها ، هدف سازی کوتاه مدت، غلبه نگرش حمایتی، رواج وابستگی و بی تحرکی، تلقی ساختاری از فقر، نارسایی اعتبارات خُرد، انبساط سازمان و رواج فرهنگ فقر. مقوله های استخراج شده در بخش برآیند در قالب یک الگوی موضوعی با عنوان «چالش های عملکردی سازمان های بهزیستی و کمیته امداد» ارائه شده اند. نتایج: نتایج این پژوهش کیفی نشان داد که باوجود تلاش های فراوان این دو سازمان حمایتی، بسیاری از اهداف و شاخص های کاهش فقر در میان زنان سرپرست خانوار برآورده نشده است؛ نگاه ساختاری به فقر، تمرکز بر انبساط سازمانی، عدم تعریف اهداف بلندمدت معطوف به فقرزدایی، حمایت های جزئی و کم تأثیر، کم توجهی به ابعاد ذهنی و فرهنگی تولید و بازتولید فقر و فرهنگ مرتبط با آن از جمله موانع دستیابی این سازمان ها به کاهش مؤثر فقر هستند. بر همین اساس، پژوهش حاضر بر تغییر ژرف در نگاه کنونی به فقر و بازتعریف بسیاری از ابعاد و سیاست های مرتبط با آن تأکید دارد.
۱۶۳۴۰.

مداخله در بافت های مجتمع های زیستی (تحلیلی انتقادی بر سند 2030 با تاکید بر «غذا و خاک» و «آب و انرژی»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۳
تداوم زیست جمعی و استمرار جوامع انسانی در سرزمین موجب شکل یابی تدریجی متقابل جامعه و محیط به صورت انواعی از مجتمع های زیستی است. ارتباط جوامع انسانی با تنوع محیطی در پیشینه زیستی در فلات مرتفع ایران، پیدایی سه نوع جامعه (عشایری، روستایی و شهری) را موجب شد که بخشی از میراث طبیعی-انسانی بشر هستند. تغییر در آن ها با هدف گذاری بهبود زندگی، نیازمند شناخت بافتِ مجتمع های زیستی است تا به «پایداری» بینجامد. اسناد و برنامه های توسعه ای، واجد پشتوانه های علمی -فنی هستند که بر ترکیب و نوع روابط قدرت در سطوح مختلف تاثیرگذارند. دستور کار 2030 هر چند از انسجام بالایی برخوردار می باشد امّا عملاً انعکاسِ مواجهه ی قدرت ها با یکدیگر است. با توجه به محوریت «پایداری» در این سند، پرسش آغازین عبارت است از: «پایداری» توسعه در سند 2030 دارای چه سازوکار و کدام جهت گیری است؟ با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، فرضیه زیر ارائه شده است: سند 2030 در تلطیف روابط شمال و جنوب و جایگزینی همکاری در سطح داده ها و اطلاعات از یک طرف و رقابت در سطحِ دانشی و نقش کاربری از طرف دیگر، تدوین گردیده است و با بخشی نگری و غفلت از پیوندها(غذا و خاک «و» آب و انرژی)، بی توجهی به مساله تقسیم منابع، تقلیل گرایی در مشارکت، نپرداختن به اندرکنش سوادِ زیست بوم شناسی و زنجیره تامین مالی، نتوانسته تجمیع تجارب و یافته های اسناد توسعه ایِ پیشین باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان