مقاله پیش رو، با استفاده از رویکرد «نظریه زمینه ای» به بررسی شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر ناظر بر پدیده اختلال هویت جنسیتی پرداخته و راهبردها و پیامدهای ناظر بر پدیده یادشده را مورد تحلیل و واکاوی قرار داده است. در راستای دستیابی به این هدف ضمن مصاحبه های عمیق با 11 نفر از بیماران اختلال هویت جنسیتی، سه جلسه گروهی متمرکز با 30 نفر از این بیماران برگزار شد. نتایج نشان داد که اختلال هویت جنسیتی پدیده ای چندوجهی است که ابعاد گوناگون آن، پدیده اخیر را به بحرانی گریزناپذیر مبدل کرده است. این پدیده تحت شرایطی که ناظر بر تعارضات روحی و روانی، نداشتن حس مثبت نسبت به ویژگی های جسمانی، بروز کنش هایی در تعارض با جنسیت، رابطه دوستانه با جنس مخالف و رابطه عاشقانه با جنس موافق می باشد، بروز پیدا می کند. کنشگران در این شرایط یا عمل تطبیق جنسیت را به مثابه راهبردی برای رفع بحران جنسیتی خود می یابند، یا ازدواج به مثابه راهبردی به آنان از سوی خانواده پیشنهاد می شود و در مواردی نیز ضمن سرکوب و پنهان کردن احساسات جنسیتی خود، کنش هایی در تطابق با جنسیت فعلی شان را در پیش می گیرند. این موارد مواجهه مخاطره آمیز ترنسکشوال ها را با دنیای پس از عمل تغییر جنسیت، در پی خواهد داشت.
این پ ژوه ش ب ا ه دف ت ع ی ی ن راب طه س ب ک زندگی اسلامی با میزان مصرفگرایی از نظر شهروندان اصفهانی در سال 1393 ان ج ام شد. روش ، ت وص ی ف ی از ن وع ه م ب س ت گ ی و ج ام ع ه آم اری شامل تمام خانواده های ساکن در 14 منطقه شهر اصفهان بودند که 300 ن ف ر از شهروندان به صورت تصادفی خوشه ای ب رای ش رک ت در پ ژوه ش ان ت خ اب ش دن د. اب زار ج م ع آوری اطلاع ات شامل پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی (1388) و پ رس ش ن ام ه محقق ساخته مصرفگرایی است. ب ه م ن ظور ت ج زی ه و ت ح ل ی ل داده ها از آزمونهای رگرسیون چندگانه، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یکراهه اس ت ف اده ش د. ت ح ل ی ل اطلاع ات ن ش ان داد ک ه ب ی ن مصرفگرایی با ابعاد سبک زندگی اسلامی شامل تفکر و علم (198/0r =)، خانوادگی (r=267/0)، اجتماعی (r=406/0)، اخلاقی (r=213/0)، مالی (r=403/0)، باورها (r=339/0)، راب طه م ع ن ی داری هست. از ب ی ن م ت غ ی ره ای م ورد م طال ع ه ، ب ه ت ری ن پ ی ش ب ی ن ی ک ن ن ده مصرفگرایی خانواده ها در گ ام اول ، بعد مالی و در گ ام دوم ، بعد اجتماعی ب ود. هم چنین میان مصرفگرایی خانواده ها از نظر متغیرهای جمعیت شناختی (جنسیت، سن، تعداد اعضای خانواده، تعداد فرزندان، تعداد افراد شاغل در خانواده، تحصیلات پدر، شغل پدر، تحصیلات مادر، شغل مادر) تفاوت معناداری وجود دارد.
توسعه متعادل منطقه ای به عنوان یکی از دغدغه های جدی مدیران و برنامه ریزان کشورها، همواره در صدر برنامه های توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی قرار داشته و اولویت اصلی تصمیم گیران کلان کشورها بوده است. هدف این مقاله ارزیابی وضعیت توسعه منطقه ای در میان شهرستان های استان آذربایجان شرقی است. روش این تحقیق اسنادی و کتابخانه ای و تکنیک تجزیه و تحلیل مدل تاکسونومی عددی و فاکتورآنالیز است. مقطع آماری سال 1385 است و در موارد وجود اطلاعات به روزتر، از آن استفاده شده است. در تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS برای تحلیل عاملی و از نرم افزار Excel برای برنامه نویسی و محاسبات تاکسونومی عددی استفاده شده است. در نهایت شهرستان ها و بخش های محروم و برخوردار استان آذربایجان شرقی بر اساس شاخص های مورد نظر معرفی شدند.
در دانش جامعه شناسی مدرسه فضایی اجتماعی مبتنی بر روابط قدرت نابرابر تعریف می شود که در آن دانش آموزان به لحاظ سلسله مراتب قدرت در پایین ترین سطح قرار دارند. پیامد قدرت نداشتن برای گروهی از دانش آموزان ترک تحصیل، افت تحصیلی، بی رغبتی به حضور در مدرسه، و انواع خشونت هاست که نوعی واکنش درمقابل وضعیت موجود است.
سه پدیده اصلی بر حضور کودکان در مدرسه اثر دارد که عبارت اند از: شنیده شدن صدای آنان، توانمندسازی ومشارکت آنان. برای تحقق سه اصل مزبور در مدرسه ها روش پژوهشی عملی مشارکتی پیشنهاد شده است که اجرای آن در مراحل ""نگاه کنید، فکر کنید و عمل کنید""، امکان شنیده شدن بیشتر صدای دانش آموزان وتوانمندسازی افزون تر و مشارکت بیشتر آنا ن را فراهم می آورد.
این مقاله تجربة اجرای این روش رویکرد آموزشی را در مرکز دوستدار کودک مشتاق گزارش کرده است. این مرکز از سال 1385 به مثابة پروژة آموزشی، پژوهشی و اطلاع رسانی برای سوادآموزی به کودکان بازمانده از تحصیل توسط انجمن دوستداران کودک کرمان در شهر کرمان راه اندازی شده است.
نتایج نشان داد برای ایجاد زمینة حضور مؤثر کودکان در فضای اجتماعی مدرسه، روش پژوهش عملی مشارکتی مفید و کارساز است.
حکمروایی خوب از جمله متغیرهای تاثیر گذار بر روند فعالیت ها و تصمیم های اقتصادی بازیگران اقتصادی(بخصوص کارآفرینان)هر جامعه ای است. هدف از تحقیق حاضر، پاسخ به این سوال است که اصولاَ تا چه حدی، مولفه های حکمروایی خوب در کشور بر فعالیت ها و تصمیم های اقتصادی کارآفرینان تاثیر دارد. فعالیت اقتصادی کارآفرینان می تواند در راستای تولید هرچه بیشتر و گسترش بنگاه های تولیدی خود باشد و یا اینکه سود ناشی از مازاد اقتصادی را از جرگه تولید خارج کرده و در اموری غیر از تولید، سرمایه گذاری کند، که می توان به ترتیب به تبعیت از ویلیام بامول آن ها را کارآفرینی مولد/نامولد نامید. به لحاظ روش شناسی، پژوهش حاضر در زمره پژوهش های ترکیبی است که در آن نتایج بخش کمّی(پیمایش) با نتایج بخش کیفی(تحلیل مضمون مصاحبه ها) با هدف تکمیل یکدیگر، تلفیق شده اند. نمونه گیری کمّی، بصورت ترکیبی(مطبق و تصادفی ساده) از بین کارآفرینان استان همدان و نمونه گیری بخش کیفی، به صورت هدفمند با کارآفرینان برتر استان همدان صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد به طور متوسط مولفه های حکمروایی خوب بر روی کارآفرینی مولد تاثیر مثبت دارد به طوریکه 16% از واریانس شیوه فعالیت اقتصادی کارآفرینان ناشی از متغیرهای حاضر در مدل می باشد. نتایج بخش کمّی و کیفی داده ها همدیگر را پوشش داده و یکدیگر را تائید نمودند. از مهمترین نتایج تحقیق می توان به نقش نمایندگان مجلس در وضع قوانین حمایتگر از تولیدات داخلی، تصحیح قوانین مالیاتی عادلانه و تصحیح عملکرد بانکها در تشویق جامعه به کارآفرینی مولد نام برد.
پژوهش حاضر، در صدد بررسی رابطه ساختار قدرت مرد مقتدر در خانواده با عملکرد خانواده است. نمونه پژوهش، شامل 170 نفر از معلمان مدارس شهرستان نورآباد لرستان بود، که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. در این پژوهش، از پرسش نامه 45 سؤالی عملکرد خانواده (FAD-I) و پرسش نامه 36 سؤالی ساختار قدرت در خانواده استفاده شد. پژوهش کمّی از نوع هم بستگی بود. تحلیل داده ها، بر اساس ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره گام به گام صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، نشان داد که بین مقیاس ساختار قدرت مرد مقتدر در خانواده و عملکرد خانواده (عملکرد کلی خانواده، عواطف و حل مسئله) رابطه مثبت معنادار وجود دارد. اما بین ساختار قدرت مرد مقتدر در خانواده و مؤلفه نقش، رابطه معنادار به دست نیامد. هم چنین، ساختار قدرت (شیوه اعمال قدرت) در خانواده با اقتدار مرد، حدود 10% از واریانس عملکرد خانواده را تبیین کرد. بنابراین، اقتدار بیش تر مرد در خانواده، عملکرد خانواده را تقویت می نماید.
ایمنی مهم ترین ویژگی فضا و شرط حضور و استفاده فعال شهروندان از فضاهای شهری است. همچنین، وجود فضاهای امن، ازجمله حقوق شهروندان و تأمین آن یکی از تکالیف دولت ها در برابر جامعه است. براین اساس، بخش اصلی مقاله حاضر، نتایج پژوهش میدانی انجام شده در300 فضای عمومی شهر مشهد را در بر دارد که در آنها وضعیت کالبدی فضاهای عمومی شهر، درباره لزوم تأمین امنیت برای زنان بررسی شده است. در بخش دیگر نیز درزمینه احساس امنیت زنان در فضاهای عمومی (بوستان ها، زیرگذرها، پل ها و مسیرهای اصلی تردد شهروندان) خلاصه ای از نتایج پیمایش انجام شده، با کمک نمونه 1000نفری از زنان بزرگ تر از 15 سال، در سه حوزه امنیت جانی، مالی و اخلاقی و در سه بعد فیزیکی، نمادین و اجتماعی ارائه شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد ازنظر پاسخگویان، زیرگذرها و مسافربران شخصی ناامن ترین موقعیت ها بوده اند. پارک ها و محدوده اطراف محل زندگی هم با میانگین نزدیک به هم در رده بعدی قرار می گیرند و اتوبوس، پل های عابر پیاده و تاکسی در مقایسه با فضاهای عمومی دیگر، بیشتر امنیت دارند. نکته مهم، کم بودن میزان احساس امنیت اخلاقی در شهر مشهد است؛ به گونه ای که نزدیک به نیمی از این زنان (47درصد) در فضاهای عمومی شهر، احساس می کنند با اتفاقاتی مانند تماس بدنی، ربوده شدن و... مواجه هستند. درپایان نیز پیشنهادات محقق درزمینه بهبود وضعیت امنیت در فضاهای عمومی شهر ارائه شده اند.
امید به آینده یکی از شاخص های کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف تعیین میزان امید به آینده و عوامل مؤثر بر آن در بین شهروندان تهرانی انجام شده است. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه به اجرا درآمده است. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال ساکن در شهر تهران است. حجم نمونه 610 نفر و افراد نمونه به شیوه نمونه گیری مطبق و خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی ساده انتخاب شده اند. نتایج توصیفی نشان می دهد که 3/54 درصد از شهروندان تهرانی از امید به آینده بالایی برخوردارند و مابقی از امید نسبی و یا حداقلی برخوردار هستند. نتایج آزمون همبستگی نشان می دهد که همه متغیرهای مستقل با امید به آینده رابطه معناداری دارند. نتایج رگرسیونی حاکی از آن است که از بین متغیرهای مستقل، متغیرهای نشاط اجتماعی با ضریب بتای 415/0، احساس محرومیت و احساس عدالت اجتماعی هرکدام با مقدار بتای 17/0 بیش ترین سهم را در تبیین متغیر وابسته تحقیق (امید به آینده) داشته اند. همچنین معادله پیش بینی میزان امید به آینده می تواند 8/34 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کند، به عبارت دیگر متغیرهای مستقل یادشده می تواند بالای یک سوم از میزان امید به آینده را در بین مردم شهر تهران تحت تأثیر قرار دهند. واژه های کلیدی : «امید به آینده»، «نشاط (شادکامی)»، «ارضاء نیازها»، «احساس مقبولیت»، «احساس عدالت» و «احساس محرومیت».