فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۸۱ تا ۶٬۸۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
روابط خانوادگی و کنش مبتنی بر دلبستگی عاطفی تعمیم یافته در جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون همبستگی های چند عاملی در تحقیقات جامعه شناسی
حوزههای تخصصی:
مقایسه تعامل و حضور اجتماعی دانشجویان مجازی و غیرمجازی برحسب عوامل جمعیت شناختی و موفقیت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی نظام های آموزش مجازی و غیرمجازی، یادگیری حداکثر مفاهیم از منابع انتشار یافته، به ویژه از مدرس به یادگیرنده است. با توجه به اهمیت میزان تعامل و حضور اجتماعی در افزایش میزان یادگیری و همچنین، گرایش روز افزون دانشگاه ها به سمت و سوی دانشگاه مجازی، در این تحقیق کوشش شده به مقایسه میزان تعامل،حضور اجتماعی و رابطه آن با موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه مجازی و غیرمجازی دانشگاه اصفهان پرداخته شود . هدف دیگر پژوهش، بررسی این رابطه برحسب عوامل دموگرافیک است. پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- همبستگی بود ه است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعامل چیه هیزانگ (2001) و پرسشنامه محقق ساخته برای مؤلفه حضور اجتماعی استفاده شد. 85 نفر از دانشجویان مجازی و 150 نفر از دانشجویان غیرمجازی به عنوان نمونه به طور تصادفی از میان دانشجویان مجازی و غیرمجازی دانشگاه اصفهان انتخاب شدند. داده های به دست آمده از این پژوهش از طریق نرم افزار SPSS تحلیل گردید . نتایج نشان داد که بین تعامل و میزان حضور اجتماعی دانشجویان در دوره های غیرمجازی و مجازی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. همچنین، رابطه بین تعامل با موفقیت تحصیلی فقط در دانشجویان مجازی مثبت و معنی دار است. بین حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی دانشجویان در هر دو گروه غیرمجازی و مجازی رابطه ای وجود نداشت. میزان تعامل و حضور اجتماعی در دانشجویان غیرمجازی دانشگاه اصفهان بیشتر از دانشجویان مجازی بود و بیشتر دانشجویان در هر دو گروه شیوه آموزش غیرمجازی را نسبت به شیوه مجازی ترجیح می دادند.
استفاده از فن آورى ها و شیوه هاى جدید آموزشـى براى پیشگیرى از اعتیاد با بهره گیرى از تجارب کشورهاى پیشرفته
حوزههای تخصصی:
" هدف از این مقاله بررسى چگونگى استفاده از فن آورى هاى آموزشى در آموزش پیشگیرى از اعتیاد در کشورهاى پیشرفته است. معرفـى روش هاى آموزش پیرامون اعتیاد، عواقب آن و مسائل معتادان در برنامه درسى و استفاده از شگردهاى گوناگون از جمله ایجاد عادات پسندیده مطالعه و کتاب خوانـى براى پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان از دیگر مطالب این مقاله است.
روش پژوهش، کیفى است. جمع آورى اطلاعات از طریق مصاحبه، بررسى اسناد و مدارک و تحقیق کتابخانه اى صورت گرفته است. نتایج پژوهش انجام شده از والدین و دانش آموزان ایرانى که تجاربى از مدارس کشورهاى کانادا، امریکا، انگلستان و استرالیا داشته اند (1378ـ1380) نشان داد که در مدارس کشورهاى مورد نظر، مسائلى نظیر اعتیاد و ایدز در کلاس هاى درس مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد و دانش آموزان ضمن آشنایى با این موارد، به عواقب و آثار مصرف مواد مخدر پى مى برند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که در کلاس هاى درس کشورهاى پیشرفته، مشکلات جامعه را به صورت باز مطرح مى کنند و دانش آموزان براى آن ها راه حل مى یابند و راه حل هاى ارائه شده از طرف آن ها توسط مسئولان دولتى مورد توجه و بهره بردارى قرار مى گیرند. بدین منظور، معلمان از شیوه ها و شگردهاى مختلف آموزشى استفاده مى کنند. در این مقاله سعى شده تا چگونگى برخورد مدارس با این پدیده و نقش دانش آموز در فرآیند آموزش مورد بررسى قرار گیرد.
"
نقدی بر کتاب «انگیزش در یادگیری و آموزش: نظریه ها و کاربردها»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای ارزشیابی این اثر از چهارچوب ""شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی"" استفاده شد. نتیجه ارزیابی نشان داد که اغلب فصول مقدمه، خلاصه، تمرین، آزمون، تصویر و جمع بندی نهایی ندارند. کیفیت فنی اثر(نوع خط و کیفیت چاپ) با استانداردهای روز همخوانی ندارد. تصاویر، نمودارها و جدول ها از وضوح کافی برخوردار نیستند. قواعد عمومی نگارش به طور کامل رعایت نشده است. اغلاط چاپی نسبتاً فراوانند. ویرایش ادبی اثر ضعیف است. از واژه ها و مفاهیم نامأنوس(تزایداً، تعدد یافته تری) استفاده شده است. متن روان و رسا نیست. تعداد قابل توجهی از عبارات و جملات پیام روشنی ندارند. کیفیت معادل سازی اصطلاحات تخصصی مناسب نیست. ارجاع به منابع در همه جا یکسان نیست. استفاده از شیوه APA در همه جا دقیق و یکسان نیست. مطالب در کل اثر و در درون هر فصل از سازمان مناسب وانسجام کافی برخوردار نیست. آغاز، فراز و فرود بحث ها مناسب نیست. ضعف دقت علمی در تعیین عناوین فصول، عناوین فرعی داخل فصل ها، کاربرد مفاهیم، استناد، استدلال، توضیح و نتیجه گیری از مباحث در اغلب بخش های کتاب مشهود است. اثری از نوآوری یا طرح دیدگاه علمی جدید دیده نمی شود. مطالب این اثر رنگ و بوی بومی ندارد و نویسندگان تلاشی برای مرتبط ساختن مباحث به فرهنگ و بوم ملی نکرده اند
مدل های علی
حوزههای تخصصی:
ابزار تحقیق در هر دانشی‘ از جمله دانشهای اجتماعی روبه تکامل دارند؛ دانشمندان در هر گوشه جهان در پی آنند تا پدیده ها را بهتر بشناسند و شناخت آنان با واقعیت نزدیکتر باشد و در تخمین حرکات و دگرگونیهای پدیده های مورد تحقیق توفیق بیشتری یابند. پس‘ برای تحقق این هدف باید با ابزار و شیوه هایی دقیقتر به کار پژوهش پراخت. یکی از مهمترین گرایشهای جدید در این جهت‘ دوری از علیت یک بعدی‘ است که خود به منزله طرد مکاتبی بسیار است‘ از جغرافیاگرایی گرفته تا روانشناسی گرایی. حال که هر پدیده چند یا چندین عامل دارد‘ باید تمامی آنان را بحساب آورد. سهم هر یک را در پیدایی یا تغییر در معلول شناخت و رابطه متقابل آنان را با یکدیگر دید و سنجید؛ این امر مقدمه تحقیقات چند متغیره است که در نهایت لزوم فراهم سازی مدلهای علی را در همه پژوهشهای اجتماعی مطرح می سازد. در این بحث‘ ابتدا سخن از علیت و ویژگیهای آن در پدیده های اجتماعی خواهیم راند و سپس دو نوع از مدلهای علی (سه متغیره) و چهار متغیره را در رابطه یکسویه (ساده) تشریح خواهیم کرد.
تأثیر فرهنگ سازمانی بر بازارگرایی با تأکید بر نقش واسط تعارض سازمانی (مورد مطالعه: صنعت مبلمان در شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانهایی که در بازارهای متلاطم و رقابتی فعالیت میکنند، بیشتر نیازمند تغییر محصولات خود با توجه به تغییر در نیازها و خواستههای مشتریان هستند، بنابراین، انتظار میرود این سازمانها بیشتر بازارگرا باشند. با وجود این، درک مفهوم بازارگرایی برای بسیاری از سازمانها همچنان اغفالکننده است. از طرفی، تعارض و فرهنگ سازمانی میتوانند در زمره عوامل تأثیرگذار بر بازارگرایی باشند که یا سازمان را به سوی بازارگرایی سوق میدهند و یا از آن جلوگیری می کنند. در مطالعه حاضر با اتخاذ استراتژی تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی به طور یکپارچه و جداگانه بر بازارگرایی از طریق تعارض سازمانی پرداخته شده است. جامعه آماری این مطالعه متشکل از کارکنان واحدهای فعال در صنعت مبلمان شهر مشهد بودند که با استناد بر فرمول کوکران، 192 نفر کارمند به عنوان نمونه تصادفی مطالعه در تحقیق مشارکت داشتهاند. دادههای به دست آمده به وسیله پرسشنامههای توزیع شده از طریق معادلات ساختاری و ضریب رگرسیونی به کمک نرم افزار آموس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پردازش دادهها نشان داد که اولاً، مدل به کار گرفته شده مدل نظری قوی برای پیشبینی بازارگرایی از طریق فرهنگ و تعارض سازمانی بوده است؛ ثانیاً، همه روابط بین متغیرهای مدل معنادار بودهاند، به جز رابطه مستقیم فرهنگ سازمانی بر بازارگرایی که مشخص گردید هیچگونه رابطه معناداری با یکدیگر ندارند؛ ثالثاً، نتایج حاصل حاکی از آن بود که سازمانهای حمایتی و نوآور، تعارض کمتری را تجربه میکنند و در نتیجه، بهتر میتوانند بازارگرایی را در خود حفظ کنند.
آزادی خواهی و چندگانگی قومیتی
منبع:
گفتگو مهر ۱۳۸۴ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران بررسی ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
- حوزههای تخصصی تاریخ تاریخ جهان تاریخ فرهنگ و تمدن
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی قوم شناختی قومیت ها
هنر سنتی و مناسبات نسلی
بررسی و تببین تحرک اجتماعی میان نسلی با تأکید بر سرمایه فرهنگی عینیت یافته بوردیو (مورد مطالعه: شهروندان ۳۰ تا ۵۴ ساله شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی عینیت یافته بر تحرک اجتماعی میان نسلی در شهر گرگان است. روش تحقیق مورد استفاده در پژوهش، پیمایشی مبتنی بر روش همبستگی است. ابزار تحقیق، پرسش نامه محقق ساخته است که برای تعیین اعتبار پرسش نامه از تکنیک اعتبار صوری و اعتبار محتوا با استعانت از تکنیک ضریب نسبی روایی محتوا استفاده شد. بعد از طراحی پرسش نامه و اجرای پایلوت بین ۳۰ پاسخ گو، میزان پایایی سؤالات با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۸۲/۰ محاسبه شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان و مردان ۳۰ تا ۵۴ ساله ساکن شهر گرگان که تعداد آن ها بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۱۴۶۲۳۸ نفر می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای مورد استفاده قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته با تحرک اجتماعی میان نسلی افراد در شهرگرگان، در سطح ضریب اطمینان ۹۵ درصد رابطه وجود ندارد. تفاوت جنسیتی در میزان تحرک اجتماعی وجود دارد که به نفع مردان است. میزان تحرک اجتماعی پاسخ گویان، ۶/۸ درصد دارای تحرک میان نسلی نزولی، ۲۴ درصد دارای تحرک میان نسلی افقی و ۴/۶۷ درصد دارای تحرک میان نسلی صعودی بوده اند.
شناسایی و تبیین مؤلفه ها و پیش ران های مؤثر بر استعدادیابی و جانشین پروری در نظام آموزش عالی استان سیستان و بلوچستان با بهره گیری از روش میک مک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری دانش آینده نگاری، صاحبنظران تلاش کرده اند با بهره گیری از ظرفیت ها و پتانسیل های موجود، زمینه توسعه و ارتقای توان برنامه ریزی راهبردی را در ابعاد مختلف فراهم کنند. در این پژوهش که با هدف شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر استعدادیابی و جانشین پروری در نظام آموزش عالی با رویکرد پژوهشی آمیخته (کمی و کیفی) انجام گرفته، 91 مؤلفه استخراج شده است. همچنین به روش تحلیل محتوای جهت دار و تلخیصی تجزیه و تحلیل و با استفاده از تکنیک دلفی، 15 مؤلفه ای که بیشترین همخوانی را داشته، استخراج شده است. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع در آینده پژوهی و با استفاده از نرم افزار میک مک، مؤلفه های استخراج شده، تجزیه و تحلیل و ضمن بررسی و تبیین ارتباط، پیشران ها در قالب چند متغیر دسته بندی شدند و در انتها براساس نتایج حاصله و اولویت بندی صورت گرفته، راهکارهای اجرایی جهت نهادینه کردن فرآیند استعدادیابی و جانشین پروری در نظام آموزش عالی استان سیستان و بلوچستان ارائه شده است.
فرهنگ مادی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۱۹
حوزههای تخصصی:
وضعیت اشتغال دانش آموختگان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی وضعیت اشتغال دانش آموختگان زن در گروه های عمده آموزشی است. با توجه به ماهیت پژوهش، روش توصیفی برای انجام دادن این مطالعه انتخاب شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموختگان زن دانشگاه مازندران (1236 نفر ) در تمام گروه های آموزشی هستند. نمونه تحقیق 292 نفر بودند که از این میان 177 نفر پرسشنامه ها را ارسال کردند. ابزار اصلی این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است. تحلیل نتایج به کمک آمارهای توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که 9/56 درصد از دانش آموختگان زن دانشگاه شاغل و 43 درصد بیکار بودند. از بین این زنان شاغل 56 درصد در بخش خدمات، 32 درصد در بخش صنعت و 10 درصد در بخش کشاورزی به کار مشغول بودند. از بین نمونه تحقیق، 84 درصد زنان دانش آموخته رشته های فنی و مهندسی، 56 درصد رشته های علوم انسانی، 50 درصد رشته های علوم پایه و در نهایت، 38 درصد رشته های علوم کشاورزی توانستند به کار مشغول شوند؛ عواملی نظیر دانشها و اطلاعات کسب شده در دوران تحصیل در دانشگاه، وجود داشتن زمینه های شغلی متناسب با رشته تحصیلی و مهارتهای عملی کسب شده در دوران تحصیل در دستیابی زنان به شغل موثر بوده است. همچنین، عواملی نظیر تعداد زیاد دانش آموختگان، آشنا نبودن با کارفرمایان و نبود استخدام در بخش های دولتی، نبود اطلاعات کافی از وضعیت بازار کار و عدم تناسب رشته های آموزشی با نیازهای بخش اشتغال در استان و شهر، از دیدگاه دانش آموختگان به عنوان موانع جذب در بازار کار تلقی می شوند که از لحاظ نظری می توان نظریه سرمایه انسانی را مورد نقد قرار داد