فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
معرفی و نقد کتاب: نژادگرایی ها و قومیت های معاصر در بستر تغییرات اجتماعی و فرهنگی
حوزههای تخصصی:
مقایسه پیشرفت تحصیلی پذیرفته شدگان دوره های کارشناسی ارشد فراگیر با پذیرفته شدگان همان مقطع از طریق آزمون سراسری در دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" به منظور مقایسه پیشرفت تحصیلی پذیرفته شدگان دوره های کارشناسی ارشد فراگیر با پذیرفته شدگان همان مقطع از طریق آزمون سراسری در دانشگاه پیام نور با توجه به عوامل فردی (سن، جنسیت و وضعیت تاهل)، تحصیلی (رشته تحصیلی) و شغلی (وضعیت اشتغال) با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع زمینه یابی، پرسشنامه محقق ساخته ای مشتمل بر 15 پرسش تهیه و اطلاعات مورد نیاز بر اساس پرونده تحصیلی دانشجویان جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مراکز تهران، اصفهان و تبریز به تعداد 1172 نفر برای پذیرفته شدگان آزمون سراسری و 253 نفر برای پذیرفته شدگان دوره های فراگیر است و نمونه آماری نیز به شیوه تصادفی منظم به میزان 233 نفر برای پذیرفته شدگان آزمون سراسری و 115 نفر برای پذیرفته شدگان دوره های فراگیر تعیین و در نهایت، اطلاعات گردآوری شده با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی و با به کارگیری نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان داده است که پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد فراگیر بیشتر از دانشجویان کارشناسی ارشد آزمون سراسری است و دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی و همچنین، دانشجویان کارشناسی ارشد متاهل و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد شاغل پذیرفته شده از طریق دوره های فراگیر نسبت به دانشجویانی که از طریق آزمون سراسری در همین مقطع پذیرفته شده اند، از نظر تحصیلی موفقیت بیشتری داشته اند. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان داده است که بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد علوم پایه و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد بیکار و خانه دار و همچنین، دانشجویان کارشناسی ارشد مجرد پذیرفته شده از طریق آزمون سراسری و فراگیر تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین، بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد پذیرفته شده از طریق آزمون سراسری و فراگیر با توجه به متغیرهای سن و جنسیت تفاوت معنی داری وجود ندارد.
"
معرفی سایت های اینترنتی مطالعات فرهنگی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۷ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
بررسی انتقادی تئوری نخبگان در علوم اجتماعی و مفهوم پردازی مجدد آن با تأکید بر ساختار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخبگان، مفهومی محوری در جامعه شناسی و علوم سیاسی است و علی رغم مفهوم پردازی های مختلف انتقادات زیادی بر آن وارد است. در مجموع می توان 3 نوع رویکرد به نخبگان را تمیز داد. رویکرد کلاسیک و معاصر که رویکرد دوم خود به دو بخش کارکردگرا و انتقادی قابل تفکیک است. علی رغم ادبیات موجود در این زمینه هیچ یک از رویکردها نتوانسته مفهوم پردازی جامعی از نخبه ارائه دهد. هرچند برخی از نظریه پردازان کارکردی و غالب اندیشمندان انتقادی تا حدودی نخبه را بر مبنای ساختار توضیح داده اند ولی برداشت آنان از ساختار محدود به بعد خاصی است که قادر به تبیین تمام انواع نخبه نیست. همچنین این رویکردها نخبه را مفهومی ایستا در نظر می گیرند. این مقاله درصدد ارائه صورتبندی جامع تری از مفهوم نخبه با تاکید بر ساختاری است که نخبه را خلق کرده است. این نگاه منجر می شود تا نخبه به صورت مفهومی فرایندی و پویا در نظر گرفته شود و فرایند نخبه شدن را تبیین کند؛ مفهومی که بر اساس ظرفیت به کارگیری منابع تعریف می گردد نه صرفاً تملک منابع که بسیاری از تعاریف بر مبنای آن ارائه شده است؛ ظرفیتی که ناشی از توان ساختار است. الگوی ارائه شده می تواند به خوبی ساختار و نخبه را در یک قالب بگنجاند و روابط بین نخبگان را بر اساس انواع تضاد تبیین کند.
چند شهری بودن جنبش های معاصر ایران (بررسی قیام 15 خرداد)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار سیاسی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی پهلوی دوم سیاسی
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران دوره پهلوی اول و دوم
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ انقلاب اسلامی ایران (بررسی ریشه ها و عوامل)
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
گیدنز و « راه سوم»
بررسی مقدماتی گرایشهای ارزشی در دانشجویان دانشگاه اصفهان
حوزههای تخصصی:
ارزشها، جهتگیریهای شخصیتی هستند و معیار انتخاب و تصمیمگیری قرار میگیرند. ارزشها اموری مطلوبند و دارای نیروی انگیزشی بوده و انتخاب را ساده میکنند. ارزشها متنوعند و از فردی تا فرد دیگر تفاوت دارند. ارزشها را همانند سایر خصائص انسانی میتوان بررسی و ارزیابی نمود. دوران دانشجویی را بهترین زمان برای ارزیابی ارزشها دانستهاند. در این دوران نظام ارزشهای فرد دارای ثبات نسبی شده است. در این بررسی مقدماتی، گرایشهای ارزشی در نمونهای از دانشجویان دانشگاه اصفهان مورد بررسی قرار گرفته و از پرسشنامه ارزشهای آلپورت، ورنون ولیندزی استفاده شده است. نتایج بدست آمده انواع گرایشهای ارزشی این دانشجویان را نشان میدهد. مقایسه دانشجویان مذهبی و معمولی نمایانگر این است که در گرایشهای مذهبی و اجتماعی دانشجویان مذهبی بر دانشجویان معمولی برتری داشتهاند. هر دو دسته از دانشجویان به ارزش نظری توجه نمودهاند. دانشجویان این نمونه به ارزشهای اقتصادی و زیباشناختی اهمیت کمتری دادهاند. ارزشهای سیاسی مورد عنایت دانشجویان بوده و نشان دهنده اهمیتی است که دانشجویان به مسائل سیاسی میدهند.
رویکردی انتقادی به نظریه های انتخاب عقلانی و بازار دینی و نسبت اسلام با آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، مطالعه ای اسنادی است که به ارزیابی انتقادی دو نظریه «انتخاب عقلانی» و «بازار دینی» در جامعه شناسی دین و نسبت اسلام با این نظریات می پردازد. نظریه انتخاب عقلانی، متأثر از طیف وسیعی از مباحث فلسفی، اقتصادی، مطالعات رفتاری و جامعه شناختی است که رفتار کنشگران اجتماعی را مبتنی بر رویکرد عقلانی هزینه فایده تبیین می کنند. از سوی دیگر، نظریه بازار دینی با تکیه بر اصل آزادی انتخاب، شرایط مطلوب برای توسعه و تداوم دین را شکل گیری بازار دینی می داند. محور مشترک هر دو نظریه عقلانیت است که براساس آن، انتخاب دین در بازار آزاد و متکثر دینی و در فرایندی از تحلیل هزینه فایده انجام می گیرد؛ درنتیجه هرچه مؤسسات دینی توسعه یافته تر باشند، شادابی دینی نیز بیشتر است. با وجود بسط گسترده این دو نظریه در جامعه شناسی دین، انتقاداتی چون ضعف در تبیین سطوح ساختاری و کلان، مسئله تعمیم سازی نظری و تجربی، کم توجهی به عواطف و ارزش ها و عقاید انسانی، برون نگری دینی، این همان گویی در فرض ها و مهم تر از همه، تبیین نظری و تجربی در بستر سکولاریسم بر آنها مترتب است. از چشم انداز اسلامی نیز مهم ترین انتقاد، شکل گیری این دو نظریه در بستر سکولار است.
رعایت اخلاق پژوهش در رساله های دکتری؛ مورد مطالعه: گروه علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد طی سال های 1386 تا 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجتماعی: کافی شاپ فراموش خانه موقت جوانان
حوزههای تخصصی:
احساس امید در ایران
نسبت میان دین و دموکراسی
حوزههای تخصصی:
عوامل مؤثر در تاثیرات فراملی انقلاب اسلامی ایران؛ چارچوب مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"ادبیات علمی در باب انقلاب ها به سه دسته تقسیم میشوند که دسته اول به ""عللشناسی"" وقوع، دسته دوم به ""فرایندشناسی"" آغاز تا پیروزی و دسته سوم به ""پیامدشناسی"" داخلی و خارجی انقلاب ها میپردازند. مقاله حاضر، در دسته سوم و حول محور تاثیرات بینالمللی انقلاب اسلامی قرار میگیرد. تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر جهان اسلام، واقعیتی است که از سوی صاحبنظران، نویسندگان، روشنفکران و حتی سیاست مداران مخالف، مورد تایید قرار گرفته است. در این مقاله کوشش شده است تا یک چارچوب برای توضیح آن استخراج شود و بر این مبنا چهار سبد برای جمعآوری حجم انبوه و عظیم دادهها در 51 کشور مسلماننشین خاورمیانه و اقلیتهای مسلمان در سایر کشورها و سازماندهی تئوریک اطلاعات در باب تاثیرگذاری انقلاب اسلامی و ""رفع کمبود تئوریک در درس بازتاب انقلاب اسلامی ایران"" طراحی شده است. طبق یافتهها، این چارچوب، چهار محور دارد، شامل نگرش جامعه ایران، نگرش و رفتار دولت و رهبران ایران؛ نگرش و رفتار جامعه موردی نگرش و رفتار دولت موردی. البته این نگرش ها و رفتارها با یکدیگر تعامل داشته و در زمان های متفاوت، دگرگون شده است. هر یک از این محورهای چهارگانه نیز دارای محورهای فرعی است. بر این اساس محقق میتواند اولاً تصویری کلی از تاثیرات به دست آورد. ثانیاً میتواند محورهای کلان سازماندهی اطلاعات خود را شناسایی کند و ثالثاً سؤالات و محورهای قابل بررسی در هر فاز تحقیق را برجسته کند و رابعاً میتواند این چارچوب منعطف را به مثابه الگویی جهت اعمال روش مقایسهای بین کشورهای پنجاهگانه به کار گیرد.
"
رویکرد اجتماعی فرهنگی در حوزة آموزش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله می کوشیم برخی دلالت های رویکرد اجتماعی فرهنگی برای حوزة آموزش زبان را با نگاه به نظریة اخلاق گفتمان بازسازی کنیم. ایدة محوری ما بر این دریافت استوار است که رویکرد اجتماعی فرهنگی با وجود دستاوردهای بسیاری که برای حوزة آموزش زبان داشته است، به دلیل فقدان منابع هنجارین لازم برای تبیین چگونگی رسیدن به فهم مشترک و توافق در میان کنش های زبانی، هنوز نتوانسته است آموزش زبان را واجد بُعد اخلاقی و تربیتی درخوری سازد. بر این نکته تأکید می شود که این نقصان را می توان با نگاه به نظریة اخلاق گفتمان جبران کرد. سپس دلالت های این رویکرد هنجارگذار اجتماعی فرهنگی در سه حوزة پژوهش، تدریس و ارزشیابی آموزش زبان بررسی و کاویده می شود. در این سه حوزه، بر وجه اخلاقی آموزش زبان تأکید می شود.