وضع زناشویی یکی از جنبه های اساسی ساختِ جمعیت است که تحول شاخص های مربوط به آن می تواند بر بسیاری از مؤلفه های جمعیتی، ازجمله خانواده و کارکردهای آن، اثرگذار باشد. در این مطالعه، با تحلیل ثانویة داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور، چگونگی تغییرات وضعیت تجرد مردان و زنان طی سال های 1345 تا 1390 به صورت مقطعی و نسلی بررسی و درباب زمینه های مرتبط با این تغییرات بحث شده است. نتایج بررسی مقطعی نشان می دهد که طی سال های پیش گفته، درصد مجردها در گروه های مختلف سنی زنان و مردان افزایش یافته و به طورکلی، ازدواج هر دو جنس با تأخیر مواجه شده است. البته، در زنان، علاوه بر برجسته بودن تأخیر، الگوی سنی ورود به ازدواج نیز بیش از مردان دستخوش تغییر شده است. نتایج بررسی نسلی نیز نشان می دهد که هرچه از نسل های قدیمی به سمت نسل های جدید پیش می رویم، چهار تغییر اساسی در وضعیت تجرد رخ می دهد: 1. در هردو جنس، در سنین متناظر نسل ها، بر درصد مجردها افزوده می شود؛ 2. با افزایش درخور توجه درصد تجرد زنان این سنین کاسته می شود؛ 3. سهم ازدواج های نزدیک به سن تجرد قطعی و نیز درصد تجرد قطعی در هردو جنس (مخصوصاً در زنان) افزایش می یابد و اختلاف درصد تجرد قطعی بین مردان و زنان بیشتر می شود؛ 4. با وجود برخی تفاوت ها، وضعیت تجرد (درصد افراد هرگز ازدواج نکرده) زنان به سمت هم گرایی با مردان پیش می روددر سنین اولیه ازدواج (15 تا 19 سالگی)، از تفاوت بین درصد تجرد مردان و زنان در
دراین مقاله اثرات سهمیه بندی بنزین بر تغییر شیوه حمل ونقل دارندگان خودرو شخصی ،شش ماه پس از شروع سهمیه بندی در شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات لازم درخصوص اثرات سهمیه بندی بنزین از زاویه دارندگان خودرو شخصی با حجم نمونه ای مرکب از 670 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای در 13 منطقه شهرداری مشهد جمع آوری شد. نتایح تحقیق نشان رضایتمندی کم(20%) دارندگان خودرو شخصی از طرح سهمیه بندی بنزین دارد. میزان رضایتمندی از سهمیه بندی بنزین در گروههای سنی جوانتر در مقایسه با گروههای مسن کمتر است. میزان رضایتمندی در شاغلین با سابقه کمتر در مقایسه با شاغلین با سابقه بیشتر، کمتر است. همچنین رابطه ای بین متغیر اقتصادی درآمد خانوار و تغییر شیوه حمل ونقل و رضایتمندی از سهمیه بندی بنزین مشاهد نشد. اثر سهمیه بندی بنزین در کاهش سفرها بیشترین اثر را در کاهش سفرهای تفریحی (32%) و پس از آن بر سفرهای اجتماعی(25 %) داشته است. اثر سهیه بندی بنزین بر افزایش هزینه حمل و نقل خانوارها 40.4 ٪ برآورد شده است. 90 ٪ دارندگان خودرو در شش ماهه اول سهمیه بندی بنزین، آن را به صورت آزاد با میانگین 176513 ریال برای شش ماه خریداری نموده اند. پاسخگویان علل عدم تمایل به استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی را این موارد ذکر کرده اند: کمبود اتوبوس(26%) ، بی نظمی در حمل و نقل عمومی(18.9%)، ضعف سرویس دهی و تاخیرمتوالی اتوبوس در ایستگاهها (20%) و شلوغی و ازدحام بیش از حد مسافر در ایستگاههای اتوبوس(16.6%) . در مورد روشهای عرضه نیز بیش از 62 درصد افراد، عرضه بنزین را به صورت آزاد بر عرضه سهمیه ای آن ترجیح داده اند.
هدف و انگیزة انجام این پژوهش شناسایی و مقایسة نقش های اجتماعی زن و مرد در مجلات کودکان و نوجوانان است. بنابراین، سعی شده تا زنان و مردان داستان های مجلات در قالب شانزده نقش معرفی شدة پارسونز و از نظر ویژگی های شخصیتی، وضعیت طبقاتی که در داستان بدان اشاره شده، نوع تفریح، فعالیت های سیاسی، تصمیم گیری، مهربانی، ایمان، زیبایی و جزآن با یکدیگر مقایسه شوند. بررسی متغیرهایی چون جنسیت نویسنده و تصویرگر بر ارائة تصاویر و نقش های اجتماعی هدف دوم تحقیق است. نمونة آماری در این تحقیق شامل تمامی داستان های مجلات دوست، دانش آموز و نوآموز و شامل 117 داستان است که به شیوة تصادفی انتخاب شده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تبیینی یعنی مطالعة داستان های مجلات و شناسایی مقولات مطرح شده در آن ها و تکنیک تحقیق، تحلیل محتواست. داده های مورد نیاز توسط پرسشنامة معکوس جمع آوری شد. سپس، فرضیه ها با برنامة نرم افزاری SPSS به وسیلة آزمون کی دو (مربع کای) تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهشی نشان داد که زنان برعکس مردان غالباً نقش های عادی برعهده دارند تا نقش های بانفوذ، کمکی یا راهبردی. علاوه بر این، بین جنسیت نویسنده و جنس با ایمان، جنس نقش اول داستان، فعالیت سیاسی مرد و نحوة کسب نقش مرد رابطه ای معنادار وجود دارد اما میان بقیة متغیرهای تحقیق رابطة معناداری مشاهده نشد. همچنین، مشخص شد که نقش زنان در این مجلات با نقش های متنوع و گستردة زنان در جامعة امروزی ایران سنخیتی ندارد.
"در تحقیق حاضر دو هدف اساسی دنبال شده است: هدف اول به دنبال تمییز و تشخیص الگوهای رفتاری و نحوه انطباق دانشجویان با شرایط و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهگی حاکم درایران است تا بتواند درجه و میزان پذیرش یا نفی ارزشهای فرهنگی و سنتی و نیز نظام سیاسی حاکم را در محیطهای آموزش عالی نشان دهد. از این منظر، دوالگوی رفتاری و نیز شیوه انطباق با نظام ارزشهای فرهنگی و سیاسی حاکم در جوانان قابل تشخیص است: ""بیگانگی فعال"" و ""بیگانگی منفعل"" هدف دوم تحقیق ناظر بر بررسی تطبیقی دو گروه از بیگانه های فعال و منفعل در محیطهای دانشجویی براساس برخی ویژگیهای فردی، اجتماعی، جمعیتی ونیز خصوصصیات رفتاری، نگرشها، نظام باورها و ارزشهای دانشجویان است. با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک مصاحبه هدایت شده و متمرکز بر روی گروه هدف از 243 دانشجوی شاغل به تحصیل در سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس، دکتری و در 24 رشته تحصیلی مختلف در دانشگاههای دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 80-79 از طریق نمونه گیری طبقه ای با دقت احتمالی مطلوب 5/0 و ضریب اطمینان 95% انتخاب شده بودند اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید. در این تحقیق، بالغ بر 24 متغیر از طریق ساخت مقیاس و شاخص اندازه گیری شد. جهت احتساب روایی مقیاسها و شاخصها از آلفای کرونباخ با دامنه صفر تا یک استفاده گردید. در تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیات از آزمون و آزمون ( x2 ) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که دو گروه از بیگانه های فعال و منفعل از حیث میزان بیگانگی سیاسی و اجتماعی، سن و وضعیت تاهل و مقطع تحصیلی تفاوت معنی داری از لحاظ آماری ندارد، مع الوصف برحسب گروه جنسی، پایگاه اجتماعی - اقتصادی محل سکونت، ارتباط با وسایل ارتباط جمعی و جستجوی اطلاعات از طریق رسانهها،معدل تحصیلی اندازه گروه، ایدئوژی سیاسی،ساختار خانواده، احساس خود اثر بخشی، نیاز به موفقیت، احساس از خود بیگانگی، اصلاح طلبی، تمایل به شورش و طغیان، درجه خوش بینی، میزان بدبینی، دیگر خواهی، خودخواهی، انزوای ارزشی، دین مناسکی، تمایلات روشنفکرانه، احساس گرایی، نوع دوستی، اخلاق گرایی و میل به مشارکت و فعالیت در فراشدهای سیاسی و اجتماعی، تفاوت معنی داری میان آنان وجود دارد.
"
ارزشها، جهتگیریهای شخصیتی هستند و معیار انتخاب و تصمیمگیری قرار میگیرند. ارزشها اموری مطلوبند و دارای نیروی انگیزشی بوده و انتخاب را ساده میکنند. ارزشها متنوعند و از فردی تا فرد دیگر تفاوت دارند. ارزشها را همانند سایر خصائص انسانی میتوان بررسی و ارزیابی نمود. دوران دانشجویی را بهترین زمان برای ارزیابی ارزشها دانستهاند. در این دوران نظام ارزشهای فرد دارای ثبات نسبی شده است. در این بررسی مقدماتی، گرایشهای ارزشی در نمونهای از دانشجویان دانشگاه اصفهان مورد بررسی قرار گرفته و از پرسشنامه ارزشهای آلپورت، ورنون ولیندزی استفاده شده است. نتایج بدست آمده انواع گرایشهای ارزشی این دانشجویان را نشان میدهد. مقایسه دانشجویان مذهبی و معمولی نمایانگر این است که در گرایشهای مذهبی و اجتماعی دانشجویان مذهبی بر دانشجویان معمولی برتری داشتهاند. هر دو دسته از دانشجویان به ارزش نظری توجه نمودهاند. دانشجویان این نمونه به ارزشهای اقتصادی و زیباشناختی اهمیت کمتری دادهاند. ارزشهای سیاسی مورد عنایت دانشجویان بوده و نشان دهنده اهمیتی است که دانشجویان به مسائل سیاسی میدهند.
غالباً خانه داری، اشتغال خاص زنان تلقی می شود، حتی اگر آن ها در پایگاه های شغلی همطراز با شوهرانشان شاغل باشند. به همین دلیل، مسئولیت های خانوادگی و به ویژه وجود فرزندان خردسال، کار آن ها در خارج از خانه را تحت تاثیر قرار می دهد و آن ها را وادار می کند که برای تثبیت هویت شغلی خود به فشارهای ناشی از اضافه بار نقش و تداخل نقش ها تن در دهند و درعین حال بکوشند به هر قیمت، تعادل لرزان میان تعهداتشان در برابر خانواده و کار را حفظ کنند. در شرایطی که این وضع اجتناب ناپذیر است وجود کدام ویژگی های شغلی و خانوادگی می تواند به زنان شاغل در مدیریت نقش های چندگانه و کاهش فشار کمک کند؟ در پژوهش حاضر سعی شده با انجام یک بررسی پیمایشی در بین 311 زن شاغل دارای همسر در دو منطقه از شهر تهران به این پرسش پاسخ داده شود . نتایج حاکی از آن است که مشارکت همسر در کار خانه، تحصیلات وی، احساس برابری زوجین در تقسیم کار خانگی، میزان رضایت زنان از شغل خود، انگیزه اشتغال، محتوای شغل، انعطاف شغلی ، سابقه کار و حجم ساعات کار هفتگی ، منابع مطلوبی برای زنان در جهت انطباق با فشار به شمار می آیند.
تحقیق حاضر، مطالعه ای اسنادی است که به ارزیابی انتقادی دو نظریه «انتخاب عقلانی» و «بازار دینی» در جامعه شناسی دین و نسبت اسلام با این نظریات می پردازد. نظریه انتخاب عقلانی، متأثر از طیف وسیعی از مباحث فلسفی، اقتصادی، مطالعات رفتاری و جامعه شناختی است که رفتار کنشگران اجتماعی را مبتنی بر رویکرد عقلانی هزینه فایده تبیین می کنند. از سوی دیگر، نظریه بازار دینی با تکیه بر اصل آزادی انتخاب، شرایط مطلوب برای توسعه و تداوم دین را شکل گیری بازار دینی می داند. محور مشترک هر دو نظریه عقلانیت است که براساس آن، انتخاب دین در بازار آزاد و متکثر دینی و در فرایندی از تحلیل هزینه فایده انجام می گیرد؛ درنتیجه هرچه مؤسسات دینی توسعه یافته تر باشند، شادابی دینی نیز بیشتر است. با وجود بسط گسترده این دو نظریه در جامعه شناسی دین، انتقاداتی چون ضعف در تبیین سطوح ساختاری و کلان، مسئله تعمیم سازی نظری و تجربی، کم توجهی به عواطف و ارزش ها و عقاید انسانی، برون نگری دینی، این همان گویی در فرض ها و مهم تر از همه، تبیین نظری و تجربی در بستر سکولاریسم بر آنها مترتب است. از چشم انداز اسلامی نیز مهم ترین انتقاد، شکل گیری این دو نظریه در بستر سکولار است.
صنایع کوچک کارگاهی از یک سو به واسطه نقش و جایگاه انکار ناپذیرشان در ایجاد اشتغال مؤثر در شهرها و از سوی دیگر به دلیل داشتن پیوند تنگاتنگ با بخش های دیگر اقتصادی نقش بسزایی در توسعه شهری دارد و می تواند در فرایند توسعه ملی نیز مؤثر و سودمند واقع شوند.در این مقاله، با استفاده از روش اسنادی و اطلاعات پرسشنامه ای و برداشت های میدانی، شاخص های بهره وری کل عوامل تولید در صنایع کوچک کارگاهی خرمدشت شهر بومهن، واقع در شرق کلانشهر تهران طی سالهای 1388-1386 محاسبه شده و سپس با استفاده از روش های آماری پارامتری، ناپارامتری و نرم افزار SPSS و به کمک مطالعات پیمایشی، تاثیر آن بر شاخص های توسعه شهری مورد آزمون قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده های بهره وری صنایع، از مدل تابع تولید کاب داگلاس استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که: صنایع کوچک کارگاهی شهر بومهن از صرفه های مقیاس برخوردار بوده است. نتایج این تحقیق، حاکی از ان است که بین بهره وری صنایع کوچک کارگاهی و شاخص های توسعه - درآمد، رضایت از درآمد، برخورداری از امکانات- رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در پایان مقاله نیز راهکارهایی در زمینه بهبود کارایی هرچه بیشتر صنایع کارگاهی کوچک ارائه شده است.
" به منظور مقایسه پیشرفت تحصیلی پذیرفته شدگان دوره های کارشناسی ارشد فراگیر با پذیرفته شدگان همان مقطع از طریق آزمون سراسری در دانشگاه پیام نور با توجه به عوامل فردی (سن، جنسیت و وضعیت تاهل)، تحصیلی (رشته تحصیلی) و شغلی (وضعیت اشتغال) با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع زمینه یابی، پرسشنامه محقق ساخته ای مشتمل بر 15 پرسش تهیه و اطلاعات مورد نیاز بر اساس پرونده تحصیلی دانشجویان جمع آوری شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مراکز تهران، اصفهان و تبریز به تعداد 1172 نفر برای پذیرفته شدگان آزمون سراسری و 253 نفر برای پذیرفته شدگان دوره های فراگیر است و نمونه آماری نیز به شیوه تصادفی منظم به میزان 233 نفر برای پذیرفته شدگان آزمون سراسری و 115 نفر برای پذیرفته شدگان دوره های فراگیر تعیین و در نهایت، اطلاعات گردآوری شده با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی و با به کارگیری نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان داده است که پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد فراگیر بیشتر از دانشجویان کارشناسی ارشد آزمون سراسری است و دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی و همچنین، دانشجویان کارشناسی ارشد متاهل و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد شاغل پذیرفته شده از طریق دوره های فراگیر نسبت به دانشجویانی که از طریق آزمون سراسری در همین مقطع پذیرفته شده اند، از نظر تحصیلی موفقیت بیشتری داشته اند. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان داده است که بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد علوم پایه و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد بیکار و خانه دار و همچنین، دانشجویان کارشناسی ارشد مجرد پذیرفته شده از طریق آزمون سراسری و فراگیر تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین، بین پیشرفت تحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد پذیرفته شده از طریق آزمون سراسری و فراگیر با توجه به متغیرهای سن و جنسیت تفاوت معنی داری وجود ندارد.
"
بزهکاری امروزه یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی ایران است؛ زیرا مشکلات بسیاری ازقبیل قتل، خشونت، پرخاشگری، تجاوز و دیگر جرائم دوره بزرگسالی را به وجود می آورد. هم نشینی با همسالان بزهکار نیز از مهم ترین علل شناخته شده بزهکاری است که این مطالعه با هدف بررسی رابطه آن با سبک های فرزندپروری والدین انجام شده است. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان 14–19 ساله شهر تهران است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 384 نفر از آنها برای تحقیق انتخاب شده اند. ابتدا پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و تحلیل عامل اکتشافی سنجیده شد. یافته ها حاکی از آن است که دو سبک فرزندپروری سهل گیرانه و مقتدرانه 3/40 درصد از تغییرات گرایش به سمت مصرف مواد و الکل و 7/31 درصد از گرایش به سمت درگیری و نزاع را تبیین می کنند.
ازاین میان، سبک فرزندپروری سهل گیرانه اثر مثبت و سبک مقتدرانه اثر منفی بر دو متغیر وابسته داشتند. درنهایت می توان گفت سبک فرزندپروری مستبدانه ارتباطی با هم نشینی با همسالان بزهکار ندارد و سبک فرزندپروری سهل گیرانه موجب گرایش نوجوانان به همسالان بزهکار و مصرف مواد و الکل و نزاع و درگیری می شود و سبک فرزندپروری مقتدرانه مانع گرایش نوجوان به همسالان بزهکار می شود.
این مقاله به بررسی جنسیت پذیری یا عدم جنست پذیر بودن داوری اخلاقی به شیوه کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی می پردازد. افزون برآن در پی پاسخ به سوال، ملاک و معیار داوری اخلاقی در زنان و مردان است. از آن جا که مبنای داوری بر پایه عقل است، سوالی مطرح می شود که آیا عقل به تنهایی برای داوری کفایت می کند؟ از بررسی دیدگاه روان شناسان، فلاسفه اخلاق و فمینیست ها و تطبیق آن با دیدگاه آیت الله جوادی آملی نتایجی بدست آمد؛ از جمله آن که ملاک و معیار زنان و مردان در قضاوت، با توجه به عدم تفاوت در بعد ادراکات عاطفی و قدرت عقلانی آن ها، به نوع نگرش آن ها باز می گرددکه هرچند در شیوه بررسی موضوع داوری با هم متفاوتند، اما نتیجه داوری می تواند یکسان باشد. بنابراین، می توان ادعا کرد که داوری اخلاقی جنسیت پذیر نبوده و هر یک از دو جنس زن و مرد در حل مشکلات و مسایل اخلاقی قادر به داوری اخلاقی هستند؛ هرچند نوع عملکردشان متفاوت باشد.