این مقاله ضمن تلاش برای تبیین برخی مبادی روش شناسانه علم مدیریت، می کوشد تا از طریق تفکیک میان دو جهان نظری و هرمنوتیکی، پارادایم های متفاوت روش شناسی در این دو ساحت را در حوزه علم مدیریت آشکار سازد.پس از آن این نوشتار با تکیه بر مبانی روش شناسی و معرفت شناسی ملاصدرا به معرفی ساحت سومی برای طرح بحث مبادی روش شناسی جدید، به منظور فهم سازمان و مدیریت می پردازد. بر این اساس، با رویکردی تطبیقی مبحث فهم و شناخت از منظر فلاسفه هرمنوتیکی و اسلامی مورد بحث قرار می گیرد. بدین منظور، نظریه اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا به عنوان محور طرح مباحث شناخت شناسی اسلامی مدنظر قرار گرفته است. در پایان نیز پژوهشگران، استعاره را به عنوان قوی ترین ابزار متفکران جهان هرمنوتیکی در فرآیند کسب و انتقال معنا مورد بحث قرار می دهند.
امروزه، کارآفرین شدن دانشگاه، برای بسیاری از موسسات آموزش عالی و رهبران آنها، دیدگاهی نو، جذاب و حتمی الوقوع می باشد. این مقاله، مروری است بر این اندیشه که چه کسی، کجا و چه موقع و برای چه اشخاصی، عبارت دانشگاه کارآفرین را اعلام خواهد کرد و علاوه بر این، حداقل چهار مبحث از چالش های کارآفرین در دانشگاه را به تصویر می کشد. نخستین مبحث به تولید دانش مربوط می شود، توجه ما را به روش تولید دانش معطوف می دارد. مبحث دیگر به تغییر موضع موسسات تولید دانش و همبستگی و ارتباط آنها به مباحث سه گانه دیگر توجه می کند (این مطلب در کنفرانس بین المللی Triple Helix کپنهاگ عنوان شده است.) مبحث سوم به درخواست موازنه بین رسالت منطقه ای و رسالت جهانی دانشگاه ها مربوط می شود. مبحث چهارم به عنوان بازتابی از دست آوردهای مباحث سه گانه: احراز شایستگی و صلاحیت استعمال دانشگاه کارآفرین می تواند مورد نظر باشد. سخن آخر این که عدم توجه و بی دقتی در به کارگیری عبارت کارآفرینی و عدم توجه به ریشه ها و منابع و محدوده معانی بیان و مفاهیم آن، خطر گمراهی و دور شدن از مسیر اصلی را به دنبال خواهد داشت.
هدف این مقاله بررسی ابعاد اجتماعی بومی سازی استفاده از اینترنت درجامعه اطلاعاتی از طریق توصیف چگونگی تعامل کاربران با اینترنت ونیز چگونگی کاربرد روش تحقیق کیفی دراین زمینه است. بدین منظور ابتدا ویژگیهای جامعه اطلاعاتی، پس از آن رویکرد های استفاده از تکنولوژی اطلاعات وارتباطات(ICT)و چارچوب مفهومی موضوع بومی سازی تکنولوژی بررسی شده وسپس جنبههایی از روش کمی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. تاکید عمده بر چگونگی استفاده از موردهای محدود با روش کیفی در تحلیل موضوعات اجتماعی است که درجامعه علمی ما کمتر رواج دارد. نتایج نشان می دهد که تکنولوژی بومی در بازار عینی ولی در زندگی مردم ذهنی است. بومی شدن تکنولوژی معمولاً از دیدگاه عینی بیشتر مد نظر است ولی از فرایند ظریف بومی شدن فردی غفلت می شود. همچنین در این مقاله ضمن استفاده از مورد های معدود باروش کیفی چگونگی کاربرد این روش در موضوع استفاده از اینترنت در جامعه اطلاعاتی نشان داده شده است.
هدف این تحقیق بررسی تاثیرات متقابل فرهنگی و سیاسی ایران و مصر است. نگارنده در پی پاسخ به این سوال است که ایران و مصر، به عنوان دو کشور برخوردار از مرزهای سرزمینی، میراث سیاسی و هویت فرهنگی ویژه، چه تاثیری بر فرهنگ یکدیگر داشته اند؟ در این تحقیق اشتراکات دینی، معماری و حرکت های فکری- فرهنگی و سیاسی دو کشور مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. نتایج پژوهش موردی نشان می دهد که مهمترین زمینه های تاثیر فرهنگی ایران باستان و مصر، به دنبال حاکمیت پادشاهان ایرانی بر مصر و گسترش مناسبات سیاسی و اجتماعی و معماری بوده است. پس از ظهور اسلام نیز نفوذ تدریجی این دین و حضور معماران مسلمان ایرانی و مصری در سرزمین یکدیگر، سبب گسترش تعاملات و خلق چشم اندازهای فرهنگی ویژه در هر دو کشور گردیده است. یکی از مهمترین زمینه های تاثیر فرهنگی ایران بر تحولات سیاسی مصر، طی دو قرن اخیر، سیدجمال الدین اسدآبادی بود که سال ها در کشورهای اسلامی به ویژه مصر، از طریق تدریس در جامع الازهر و انتشار روزنامه، به نشر افکار آزادی خواهی و اسلامی پرداخت و در بیداری مسلمانان مصر و استقلال سودان نقش عمده ای ایفا کرد. در سال های اخیر نیز اندیشه های روشنفکر مذهبی ایران دکتر شریعتی در روشنگری افکار توده مردم، به ویژه جوانان مصری نقش بسیار موثری بر جای نهاد. از این رو با توجه به اینکه هر دو کشور از کانون های مهم اسلام در جهان محسوب می شوند، گسترش روابط فرهنگی و سیاسی سبب پیشرفت هر دو کشور و تقویت جهان اسلام خواهد شد.
در این مقاله سعی شده تا میزان گرایش به هویت ملی و هویت قومی ترکمن ها مورد بررسی قرار گیرد. کلیه خانوارهای ترکمن پنج شهر ترکمن نشین استان گلستان؛ یعنی آق قلا، بندر ترکمن، گنبد کاووس، کلاله و مراوه تپه، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند. فرضیه اصلی تحقیق این است که بین میزان گرایش به هویت ملی و میزان گرایش به هویت قومی ترکمن رابطه وجود دارد. متغیرهای اصلی شامل هویت ملی و هویت قومی می باشد که رابطه همبستگی بین آن دو مورد بررسی قرار گرفته است. برای سنجش میزان گرایش به هویت ملی، چهار مولفه در نظر گرفته شد که عبارتند از میراث فرهنگی، زبان، سرزمین و تاریخ. هویت قومی نیز بر اساس چهار مولفه مورد سنجش قرار گرفته که عبارتند از میراث فرهنگی، زبان، مذهب و تاریخ. نتایج به دست آمده از اطلاعات و داده های گردآوری شده حکایت از آن دارد که ترکمن ها نه فقط گرایش بالایی به هویت قومی دارند، بلکه گرایش به هویت ملی نیز در آنها بالا بوده و بین این دو نوع هویت همبستگی نسبتا نیرومند وجود دارد.
موضوع کتاب مساله هویت و تعلق و نحوه تاثیرپذیری شهروندی، ملیت، قومیت و جنسیت- به عنوان ابعاد چهارگانه هویت- از فرایند جهانی شدن می باشد. نویسنده با در نظر گرفتن واقعه 11 سپتامبر 2001 به عنوان نقطه عطفی در تحول فهم موجود از هویت و ابعاد آن، معتقد است که دیدگاه های مطرح شده در قالب نظم نوین جهانی مبتنی بر درکی ناقص از جهان در حال تغییر هستند و توانایی پیش بینی و توضیح مسایلی چون تروریسم، جدایی طلبی، نسل کشی و مانند آن را ندارند. به عقیده وی 11 سپتامبر پیچیدگی و چند بعدی بودن اشکال متفاوت تعلق و هویت را آشکار کرد. در واقع، هدف کتاب بهبود و تصحیح فهم از چگونگی تاثیرگذاری جریانات پیچیده جهانی شدن بر ابعاد گوناگون هویت است که نویسنده در شش فصل به آن می پردازد. در ادامه به مرور هر یک از فصول می پردازیم.
بر این اساس، 95 پرسشنامه برای استادان و 161 پرسشنامه برای دانشجویان ارسال شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها مشخص شد که استادان نگرش مثبتی به یادگیری الکترونیکی به عنوان ابزار کمک آموزشی دارند. در این خصوص، احساس مفید بودن و خودکامیابی استادان مهم ترین عامل تمایل آنها به استفاده از یادگیری الکترونیکی بوده است. بر اساس نگرش دانشجویان عواملی نظیر استقلال، راهنمایی استادان و آموزش چندرسانه ای مهم ترین متغیرهای موثر بر نگرش آنان از موثر بودن آموزش های الکترونیکی است.
رویکرد «پلیس جامعه محور» در یکی دو دهه گذشته نه تنها به لحاظ تئوریک بلکه به لحاظ تجربی نیز رشد قابل توجهی داشته است و به جرات می توان گفت یکی از مهم ترین ملاک های اثربخشی و کارایی «پلیس جامعه محور» توانایی آن در کاهش احساس ناامنی شهروندان است. به لحاظ نظری با توجه به اتخاذ رویکرد پایین به بالا و شکل دهی و ارتقای سرمایه اجتماعی و از طریق شناسایی و پیشگیری از وقوع جرم و توجه به دیدگاه های شهروندان، «پلیس جامعه محور» می تواند به افزایش رضامندی، احساس امنیت و در نهایت کیفیت زندگی آن ها کمک کند. از لحاظ تجربی نیز شواهد حاکی از آن است که پیاده سازی برنامه های «پلیس جامعه محور» و آگاهی شهروندان شده است، با این حال به دلیل پیچیدگی موضوع «ترس از جرم» و «احساس ناامنی» بعضا نتایج متناقضی نیز حاصل گردیده است.در این مقاله پس از مقدمه ای کوتاه، به بررسی احساس امنیت و برخی نظریه های تبیین کننده آن، از جمله «پلیس جامعه محور» پرداخته می شود. بخش دوم مقاله نیز به «پلیس جامعه محور»، تعاریف، ابعاد و مولفه ای و نقشی که این رویکرد نسبتا جدید در افزایش ضریب امنیتی شهروندان می تواند داشته باشد، اختصاص دارد.
امنیت به عنوان نیاز اساسی برای افراد جامعه در ارتباط متقابل با عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. امروزه نقش و اهمیت این مساله در پیشرفت هر جامعه ای تا بدان پایه است که آن را بستر و پیش نیاز هر گونه توسعه ای می دانند. وجود امنیت اجتماعی به عنوان یکی از تمهیدات در راستای حفظ حیات گروههای اجتماعی و برخورداری آنها از فرصت ها و امکانات و تسهیلات به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر خویش مطرح شده است. در این راستا معنای امنیت اجتماعی به عنوان یک مفهوم پیچیده هر چند که تعریف آن به عنوان یک پدیده ادراکی و احساسی است، مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله خشونت خانوادگی و تاثیرات آن بر امنیت اجتماعی در جامعه با تاکید بر شهر سنندج می باشد. چارچوب نظری در این مقاله برگرفته از رهیافت های نظری تعامل گرایی، یادگیری اجتماعی و نابرابری جنیستی می باشد. روش تحقیق در این مقاله پیمایش بوده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرمافزار SPSS در محیط ویندوز پردازش شدند و تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیف و تبیین(ضریب پیرسون، آزمونTوF ، رگرسیون چندمتغیره) صورت گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که 3 متغیر خشونت خانوادگی با مقدار(234/0- Beta=)، نگرشهای مذهبی با مقدار(18/0Beta=) و نگرشهای مردسالاری با مقدار(17/0- Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی در تعیین واریانس متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده اند و در مجموع این 3 متغیر توانسته اند 42٪ از واریانس متغیر وابسته را به حساب آورند(42/0=R²).
"معرفی نویسنده: محمد بقایی که نام قلمش ”ماکان“ است. در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده و از دانشگاه ”نوا“ ایالات متحده، دیپلم عالی زبان انگلیسی گرفته است. وی در دهه چهل با انتشار مقالات تحقیقی در زمینه های ادبی و فلسفی، در عرصه مطبوعات شناخته شد.
بقایی بیش از 50 جلد کتاب در موضوعات گوناگون از جمله ادبیات فارسی، فلسفه، تاریخ و الهیات به رشته تحریر درآورده است. وی 24 جلد کتاب در خصوص پیام ها و فلسفه علامه اقبال لاهوری دارد که یکی از تازه ترین آنها ”میکده لاهور“ در سال 2003 به چاپ رسیده است.
این نویسنده صدها مقاله در خصوص ابعاد مختلف فلسفه اقبال در روزنامه ها و مجلات به چاپ رسانده و در همایش های بین المللی بسیاری در خصوص این نامدار فلسفه (اقبال) شرکت داشته است. همچنین در همایش بین المللی اقبال که توسط فرهنگستان اقبال، در سال 2003، در لاهور برگزار شد، لوح طلایی افتخار جمهوری پاکستان را کسب کرد.
بقایی شخصیت آشنای محافل فرهنگی پاکستان از ”ژنرال مشرف“ رییس جمهور پاکستان، نشان درجه اول فرهنگی دولت پاکستان را تحت عنوان ”تمغه امتیاز“ دریافت داشته است.
معرفی کتاب: کتاب تصحیف غرب زدگی در سال 1385، توسط انتشارات نامک با شمارگان 2750 نسخه در تهران منتشر شد. نویسنده در دو بخش مجزای کتاب، به تفصیل در خصوص نوروز و آیین های آن و نیز غرب و غرب اندیشی، تعلقات ملی و دغدغه های ذهنی، نظام های آرمانی، تفکر و اندیشه های اقبال لاهوری مطالبی آورده است."
"مفهوم جهانی شدن در عصر حاضر، به یکی از موضوعات اساسی جامعه بشری تبدیل شده و انسان ها در سطح جدید اجتماعی، فرهنگی به نام سطح جهانی زندگی می کنند. این سطح زندگی در میان جوانان برجسته تر شده است؛ زیرا آنان بیش از دیگران درگیر در گستره روابط فرهنگی با جوامع دیگر قرار می گیرند.
پدیده جهانی شدن در بعد فرهنگی، به واسطه فن آوری های بسیار پیشرفته و کارآمد ارتباطی و جدایی مکان از فضا و زمان، این امکان را فراهم می کند که زندگی اجتماعی، در فضایی بسیار گسترده شکل بگیرد. جهانی شدن فرهنگی موجب شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی می شود. این فرایند موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید می آورد و همه خاص های فرهنگی را به چالش می طلبد. جهانی شدن، در عین حال که اقتصادی جهانی و جامعه ای فراملی پدید می آورد، فرهنگی جهانی را نیز شکل می دهد. در این مقاله، نگرش جوانان نسبت به فرهنگ جهانی، با سه رویکرد موافق، مخالف و فعال (اعتدالی) مورد سنجش قرار گرفته و هم تغییری آنان با ویژگی های فردی و خانوادگی و رضایت از کشور، بررسی شده است.
رویکرد نظری این تحقیق، آرا آنتونی گیدنز است و محقق با استفاده از نظریه «ساخت یابی»، به مطالعه برخی از عوامل موثر بر نگرش جوانان نسبت به فرهنگ جهانی پرداخته است.
نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ویژگی های فردی و خانوادگی و رضایت از کشور، با نگرش جوانان نسبت به فرهنگ جهانی رابطه مستقیم و قوی دارد، ولی رضایت از کشور بیشتر از عوامل دیگر، گرایش نسبت به فرهنگ جهانی را تبیین می کند."