فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
183 - 198
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه جدید از جنبه های گوناگون دستخوش تغییر است و یکی از زمینه های مهم تغییر که تا حد زیادی بستر جامعه آتی را نیز معین می کند، عدالت آموزشی است. هدف این مطالعه، شناخت و اطلاع از وضعیت عدالت آموزشی و ارتباط آن با خشونت در میان دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در شهرکرد بوده است.
روش و داده ها: مطالعه حاضر پیمایشی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانش آموزان ناحیه یک (متوسطه دوم) به تعداد 5075=N و نمونه آماری منتخب بر اساس فرمول کوکران 360 نفر بوده است که به شیوه تصادفی و از روش خوشه ای استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد خشونت و پرسشنامه محقق ساخته عدالت آموزشی استفاده شده است.
یافته ها: ضریب همبستگی بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعامل در سطح 05/0≥p معنی دار بوده است. مدل نهایی نشان داد که ضریب تأثیر عدالت آموزشی بر خشونت، 460/0- بوده است که در سطح 01/0 معنا دار بوده است.
بحث و نتیجه گیری: بنابراین بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعاملی، رابطه معنی دار معکوس وجود دارد؛ یعنی هرچه عدالت در آموزش افزایش یابد، میزان خشونت در هر یک از سه بعد فوق کاهش می یابد.
پیام اصلی: این تحقیق نشان داد که کاهش عدالت در آموزش منجر به افزایش خشونت در بین دانش آموزان می شود و با افزایش ابعاد عدالت آموزشی، خشونت در هریک از ابعاد خشونت فیزیکی،کلامی-روانی و تاکتیک های تعارض،کاهش می یابد.
طراحی مدل سنجش از طریق رویکرد امنیت طراحی(SBD) در محله های شهری جهت کاهش فرصت جرم؛ نمونه مورد مطالعه: محله بهداشت تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۵
139 - 165
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رویکرد امنیت از طریق طراحی، یکی از موثرترین و کارا ترین رویکردها در زمینه ارتقاء امنیت شهری است که می تواند نقش بسزایی در ایمن سازی فضاهای شهری ایفا نماید. هدف از این مقاله ارائه مدلی برای سنجش امنیت شهری و معرفی رویکرد امنیت از طریق طراحی است. در این راستا، محله بهداشت در منطقه 18 تهران که به دلیل پایین بودن وضعیت امنیت شهری و وجود احساس ناامنی در بین ساکنان، به عنوان نمونه بررسی می شود. روش شناسی: در پژوهش حاضر، روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است.یافته ها: بنابراین، در تبیین ادبیات و سوابق موضوع تحقیق و ارائه مدل سنجش از مطالعات کتابخانه ای و برای جمع آوری اطلاعات با توجه به ماهیت تحقیق از روش های میدانی استفاده شده است. همچنین برای ارزیابی و اولویت بندی شاخص های ارائه شده در مدل تحلیلی تکنیک رتبه بندی فازی مورد استفاده قرار گرفته است.نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده تفاوت میزان امنیت شهری درمیان پهنه های سه گانه محدوده مطالعاتی است به نحوی که پهنه 3 امن ترین پهنه در محدوده محسوب می شود، همچنین "قلمروپایی" با وزن 0.88 بیشترین نقش را در برقراری امنیت محدوده مطالعاتی بر عهده دارد و "نظارت "با وزن 0.08 کمترین میزان نقش را در کل محدوده برعهده دارد.
تحلیل تفاوت های فضایی کیفیت زندگی در بافت های شهری نوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 150
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجّه به تفاوت های مکانی کیفیت زندگی و نقش شرایط محیط مصنوع در کیفیت زندگی شهروندان، این پژوهش به دنبال بررسی تفاوت شاخص های کیفیت زندگی میان بافت های سه گانه (قدیم، میانی و جدید) است. با توجه به تفاوت شرایط کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این بافت ها، شناخت کیفیت زندگی در شاخص های مختلف می تواند به ارائه برنامه های موضوعی و موضعی بهتر و کارآمدتر برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان این بافت ها کمک نماید.
روش و داده ها: این تحقیق به لحاظ هدف، توسعه ای -کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است. برای گرد آوری داده های تجربی از روش پیمایشی استفاده گردید. جامعه آماری افراد بالای 20 سال و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 380 نفر به دست آمد.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که هم در بُعد عینی و هم در بُعد ذهنی کیفیت زندگی شهروندان شهر نوشهر از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نمی باشد. این وضعیت برای بافت های قدیم و جدید شهر نوشهر نیز صادق است. اما در بافت میانی وضعیت اندکی متفاوت می باشد. تحلیل اثر متغیرهای زمینه ای بر کیفیت زندگی نشان داد که کم وکیف چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر اساس نوع بافت شهری و مکان زندگی افراد می تواند متفاوت باشد.
نتیجه گیری: نکته کلیدی در این پژوهش، تاکید بر توجه به ویژگی های محیط مصنوع و مکان زندگی، در کنار ویژگی های فردی و اجتماعی افراد در حوزه انواع برنامه ریزی های شهری و خصوصاً اجتماعی می باشد.
پیام اصلی: با توجّه به تنوّع و تعدد محیط های شهری و چالش ها و پتانسیل های متنوّع آنها، بایستی از رویکرد و روش های متنوّع و متکثّر با توجّه به بافت و زمینه برای بهبود کیفیت زندگی و زیست محیط های شهری بهره گرفت. قطعاً فهم این تفاوت ها و گونه گونی ها، پیش زمینه شناخت شهر و برنامه ریزی برای ایجاد شهرهایی منسجم و برخوردار از انسجام و پیوستگی اجتماعی می باشد.
تعاملات اجتماعی و جایگاه آن در الگوی ارزیابی اثرات اجتماعی و فرهنگی (پیوست فرهنگی) مراکز تجاری و تفریحی مدرن ، مشهدمال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازارها از دیرباز، نقش اساسی در جریان شاخص های اجتماعی و فرهنگی در شهرها ، به عهده داشته اند. اما با تحول این گونه فضاهای تجاری و شکل گیری مجتمع های تجاری مدرن و به خصوص مگامال ها، نگرانی های جدی درباره ی تاثیرات این فضاها بر شاخص های اجتماعی و فرهنگی از جمله تعاملات اجتماعی به وجود آمده است. میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده از آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است. در واقع ارتقاء فضای شهری باید به جای افتراق و جدایی، در پی افزایش تعاملات اجتماعی باشد. اما آنچه امروزه در اغلب فضاهای شهری با آن روبرو هستیم کاهش روابط و مشارکت اجتماعی ساکنان در این فضاهاست این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، ارزیابی اثرات اجتماعی، بر مبنای ماتریس فازی، پیشنهاد شده است. در ساختن ماتریس ارزیابی، فعالیت های اصلی طرح در فاز بهره برداری و نیز شاخص های مهم اجتماعی و فرهنگی ، با استفاده از روش دلفی فازی، تعیین شده و اهمیت هر اثر به صورت اعداد فازی مثلثی برآورد می شود. در نهایت با استفاده از نرم افزار ونسیم (VENSIM)روشی عملیاتی برای ارزیابی فرهنگی و اجتماعی مال ها ارائه شده است. نتایج ارزیابی بر اساس الگوی پیشنهادی، نشان می دهد که زیرشاخص"زمینه سازی برای حضور خانوادگی در فضای شهری" با امتیاز 0.754 ، بیشترین اثرپذیری را از فعالیت های مجتمع تجاری و تفریحی مدرن دارد. از بین فعالیت های اثرگذار نیز،" محل احداث مجتمع تجاری" با امتیاز 0.784 بیشترین اثر را بر زیرشاخص های تعاملات اجتماعی داشته است.
سخن نخست: آیت الله مصباح یزدی و نقش او در آشنایی حوزویان با علوم اجتماعی جدید
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار سعی خواهیم کرد به مهم ترین اقدامات استاد در تحقق این مهم و مواجهه انتقادی وی با علوم اجتماعی جدید بپردازیم. ابتدا لازم است به برخی از برجسته ترین ویژگی های شخصیتی آن حکیم دوراندیش و زمان شناس، اشاره ای داشته باشیم: الف) ویژگی های شخصیتی استاد (با عطف توجه به جنبه های علمی) همت بلند، انگیزه تمام نشدنی و تلاش خستگی ناپذیر(که منجر به تحقق دست کم بخشی از آرمان ها و آرزوهای وی شد)؛ زهد و پارسایی، خضوع و انعطاف در برابر احکام و فرامین الهی، پایبندی وثیق به رعایت ارزش های اخلاقی به ویژه در تعاملات اجتماعی؛ ذهن شکوفا، تیزبین، خلاق، جوال و نقاد؛ برخورداری عمیق و سرشار از معارف الهی (اعم از عقلی و نقلی) و مواجهه اجتهادی و محققانه با این معارف (فلسفه، کلام، عرفان، فقه، تفسیر، اخلاق)؛ آشنایی عمیق با اندیشه های اجتماعی سیاسی اسلام (فقه اجتماعی، فلسفه اجتماعی، کلام اجتماعی، تفسیر اجتماعی یا تفسیر با رویکرد اجتماعی، اخلاق اجتماعی و حقوق اجتماعی)؛ آشنایی با برخی فلسفه های مضاف (اعم از فلسفه های مضاف به موضوعات مثل فلسفه دین، فلسفه اجتماع و فلسفه سیاست)، و فلسفه های مضاف به علوم مثل فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و فلسفه علوم انسانی؛ داشتن انسجام اندیشه ای و وجود پیوستگی نظاموار در میان مؤلفه های چندگانه منظومه فکری ایشان؛ اهتمام نظری و عملی به اقامه دین در ساحت های مختلف حیات اجتماعی (و در همین ارتباط حمایت قاطع از نظام وحکومت اسلامی و مواضع امامین انقلاب)؛ درک وسیع از زمانه و نیازها و آسیب های معرفتی آن؛ توجه توامان به ضرورت اسلامی سازی جامعه (نهادها و ساختارهای اجتماعی)، فرهنگ عمومی و علوم انسانی؛ حساسیت جدی نسبت به مبانی و بنیادهای معرفتی و ارزشی علوم انسانی و علوم اجتماعی وارداتی و مورد اعتنای جامعه دانشگاهی؛ حساسیت نسبت به فضای فرهنگی جامعه و عملکرد جریانات فعال در آن؛ جسارت در رویارویی با آراء و اندیشه های انحرافی و التقاطی و رویه های عملی ناصواب (با معیارهای دینی)؛ کنش گری اجتماعی فعال در عرصه های فکری، فرهنگی و اجتماعی به هنگام لزوم؛ اهتمام به تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه علمیه از دهه پنجاه به این طرف (ضرورتی که بسیاری از بزرگان حوزه تنها در یکی دو دهه اخیر و تحت تأثیر شرایط ناشی از انقلاب و حکومت دینی، بدان وقوف یافتند)؛ تأکید جدی بر ضرورت تخصصی شدن آموزش ها در حوزه و بازبینی رشته های مختلف الهیات با معیارهای آموزشی و پژوهشی جدید؛ اهتمام به جنبه های کاربرد علوم اسلامی و پاسخ گویی آنها به نیازهای متغیر زمانه؛ ایفای نقش پیشروانه و الگویی برای برخی از شخصیت های تحول خواه حوزوی و شکل گیری مراکز متعدد آموزشی و پژوهشی در حوزه با الهام و تحت تأثیر سیره نظری و عملی ایشان؛ موفقیت در تربیت مستقیم و غیرمستقیم شاگردانی برجسته در حوزه و دانشگاه؛ این همه به یمن تلمذ طولانی مدت استاد در محضر فرزانگانی همچون امام خمینی، علامه طباطبایی و آیت الله بهجت ره بوده است. در کل، آیت الله مصباح یزدی از محدود شخصیت هایی بودند که افکارشان به دلیل اتقان و مقبولیت توده ای، بالقوه می توانست موج بیافریند، و طبق تجربه در کار جریان ساز، نهادسازی (تأسیس نهادهای علمی در حوزه)، جامعه سازی، فرهنگ سازی و خنثا سازی جریانات معاند و دگراندیش، فعالانه عمل کرده و موفقیت های درخوری داشتند. نیازی به ذکر نیست که اهتمام استاد به تعلیم و تربیت نیروهای انسانی و پرورش شاگردان فرهیخته اساس و پایه برخی اقدامات فوق بوده است. ب) اقدامات استاد در خصوص علوم اجتماعی ب / ۱) اقدامات علمی اجرایی راه اندازی «مؤسسه در راه حق» (در سال ۱۳۵۴) با هدف برگزاری دوره های آموزش عمومی علوم انسانی جدید برای طلاب و فضلای حوزوی (که بخشی از این آموزش ها، مبانی علوم اجتماعی بود) فعالیت های این مرکز تا سال اواسط دهه هفتاد به طول انجامید؛ مشارکت جدی در راه اندازی «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» (در سال ۱۳۶۱ متعاقب تعطیلی موقت دانشگاه ها و تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی به دستور امام راحل)؛ به منظور ایجاد پیوند ارگانیک میان حوزه و دانشگاه، بازسازی علوم انسانی، بازبینی و اصلاح سرفصل ها و برنامه های آموزشی دانشگاه ها، تهیه و تدوین متون آموزشی مناسب، آشناسازی استادان با کلیات معارف اسلامی). جالب اینکه دفتر همکاری، کار خود را با رشته های پنج گانه علوم اجتماعی آغاز کرد و ادامه داد.
از تجربه تا سوءمصرف: نگاهی پدیدارشناختی به پدیده اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
237 - 256
یکی از مهمترین مسائل اجتماعی در دو قرن اخیر را باید سوءمصرف مواد اعتیادآور دانست. این مسئله در سه سطح فرد، خانواده، و نهادها، جامعه را با چالش های عمده فرهنگی، بهداشتی و اقتصادی مواجه نموده است. متاسفانه برنامه های پیشگیرانه دولت ها و نهادهای بین المللی موفقیت چندانی در مدیریت و مهار این آسیب اجتماعی نداشته اند. از این رو جهت ارائه تصویری با عمق بیشتر از این مسئله اجتماعی در مقاله حاضر برآن شدیم تا با استفاده از روش پدیدارشناسی به کاوش تجارب زیسته افراد از مسیر تجربه تا سوءمصرف مواد بپردازیم. داده های مورد نیاز این تحقیق از طریق مصاحبه عمیق با اعضای سمن جمعیت احیای انسانی کنگره 60 شعبه اهواز جمع آوری شد. در مجموع تا رسیدن به اشباع نظری با 34 نفر از اعضای این سمن که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند مصاحبه صورت پذیرفت. حاصل تحلیل داده ها با استفاده از روش کلایزی در تم مرکزی برمودای تکرار مصرف مفهوم پردازی شده است. این تم حاصل انتزاع نظری از سه تم اصلی فرزندپروری به مثابه مهارت اجتماعی، بازتولید تفسیری مصرف مواد و سکسوالیته می باشد. برمودای تکرار مصرف حاکی از این واقعیت است که ناکارآمدی نهادی در سه حوزه خانواده، آموزش و فراغت را باید به عنوان متغیری مهم در توضیح چرایی تکرار مصرف و اعتیاد به آن پس از آشنایی نوجوانان و جوانان با مواد اعتیادآور دانست. بنابراین هرچند دسترسی به مواد متغیر مهمی در تجربه اولیه مصرف این قشر می باشد، اما تداوم مصرف و نرخ بالای سوءمصرف را می بایست در ناکارآمدی نهادی سه حوزه نامبرده جستجو نمود.
The Integrated Approach of Marketing Communications and its Impact on Tourism Marketing in Soleimani Governorate(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Marketing communications allow companies to link their brands to other people, places, events, brands, experiences, feelings, and things. They can contribute to brand equity—by establishing the brand in memory and creating a brand image—as well as drive sales and even affect shareholder value. Methodology: This study aimed to investigate the integrated approach of marketing communications and its impact on tourism marketing in Soleimani Governorate. For the current study, an analytical descriptive technique employed to match the nature and circumstances of gathering reliable academic descriptions of the phenomenon's status quo while making initial assumptions.The sample size used for the study was 252 employees from the population selected at tourism organizations.The researcher used a range of statistical methods using the SPSS program and Amos Program in order to analysis data.The study showed that integrated marketing communications have become one of the most important factors on which various tourism companies rely to attract tourists, in line with the development in the surrounding environment, the aspirations of tourists and changes in the ways they deal with tourism programs.Integrated Marketing Communications is the link between tourism institutions and their target audience of tourists. Where the tourism activity is based on the role of integrated marketing communications in introducing tourists to the tourism potentials and potentials that the region enjoys. Findings: The results showed that there are no significant statistically differences among the researched organizations towards the study variable according to the difference in all their personal characteristics: gender, age, academic qualification, and years of experience. Conclusion: The results of the statistical analysis of the field side showed that more than half of the respondents in the surveyed tourism companies in the city of Sulaymaniyah in the Kurdistan Region of Iraq are males compared to females.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
413 - 423
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایع ترین اختلال های روان پزشکی است که به صورت اضطراب افراطی و نگرانی ذهنی غیرقابل کنترل درباره مسائل مختلف تعریف می شود. در نتیجه، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر بود.روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر منطقه یک شهر تهران بودند که تعداد 30 نفر از آنها پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه برابر (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش آموزش ذهن آگاهی کابات- زین (2003) آموزش دیدند و در این مدت گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005)، مقیاس تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) گردآوری و با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی ال اس دی در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار تحمل پریشانی، تاب آوری و ارزیابی مجدد هیجانی و کاهش معنادار سرکوبی هیجانی در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (0.001P<).نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی در کنار سایر روش ها جهت بهبود ویژگی های مرتبط با سلامت از جمله تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان استفاده کنند..
اثربخشی آموزش طرح ریزی مسیر تحصیلی-شغلی ساویکاس بر موفقیت و رضایت تحصیلی دانشجویان دارای فرسودگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: موفقیت و رضایت تحصیلی از مهم ترین متغیرهای مطرحی است که می توانند به عنوان شاخصی جدی در میان دانشجویان مدنظر قرار گرفته و از طریق آن ها بسترهای رو به آینده تحصیل دانشجویان را از طریق آن ها رصد و بررسی نمود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش طرح ریزی مسیر تحصیلی-شغلی ساویکاس بر موفقیت و رضایت تحصیلی دانشجویان دارای فرسودگی تحصیلی اجرا شد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع مطالعه نیمه آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری اجرا شد. جامعه آماری، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) در سال 1400 که دارای فرسودگی تحصیلی بودند و به مرکز مشاوره دانشگاه ارجاع شدند، بودند. از بین آن ها 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از مقیاس موفقیت تحصیلی ولز (2010) و رضایت تحصیلی احمدی (1388) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به دست آمد. آموزش طرح ریزی مسیر تحصیلی-شغلی ساویکاس در 8 جلسه 75 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) انجام شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه های تکرار شدهو آزمون تعقیبی بنفرونی با نرم افزار 26.SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که آموزش طرح ریزی مسیر تحصیلی-شغلی ساویکاس در افزایش موفقیت و رضایت تحصیلی اثربخش بود (01/0=P)، و این اثربخشی تا مرحله پیگیری ماندگار بود (05/0=P).
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت آموزش طرح ریزی مسیر تحصیلی-شغلی ساویکاس برای افزایش موفقیت و رضایت تحصیلی دانشجویان مؤثر است و می توان این رویکرد را در مراکز مشاوره دانشجویان استفاده کرد.
بررسی رابطه انواع سرمایه خانواده و گرایش به رفتارهای پر خطر (مورد مطالعه: دانش آموزان شهر و روستای مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه و دارایی های یک خانواده، بر آینده و سرنوشت فرزندان تأثیر بسزایی دارد. از طرفی بروز و گسترش رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان، که آینده سازان یک جامعه اند، مورد توجه جامعه قرار گرفته و نگرانی های زیادی را درباره آن به وجود آورده است. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است تا رابطه بین سرمایه های متعدد خانواده و گرایش به رفتارهای پرخطر را در بین دانش آموزان بررسی کند. روش تحقیق پیمایش و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای، تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. از این تعداد، با توجه به سهم جمعیت دانش آموزان ساکن در شهر، 294 و در روستا 46 پرسش نامه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داد ه ها با نرم افزارهای Spss 22 و Amos انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که از بین متغیرهای سرمایه ای خانواده، 3 متغیر سرمایه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ترتیب شدت ضریب رابطه، با رفتار پرخطر رابطه غیرمستقیم و معنادار دارند؛ اما با متغیر سرمایه نمادین، ارتباط معناداری به دست نیامد. میانگین رفتار پرخطر با توجه به جنسیت، نوع مدرسه و نوع سکونت متفاوت است. در مدل رگرسیونی، متغیرهای مستقل، 64/0درصد متغیر وابسته را تبیین کرده اند. همچنین مدل نظری پژوهش، با توجه به داده های جمع آوری شده در مدل معادله ساختاری، تأیید شد.
نظام شاخص های وضعیت اجتماعی: به سوی طراحی و تدوین مدل های مفهومی برای سنجش وضعیت اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه و ارزیابی وضعیت اجتماعی جامعه از جمله دغدغه های اصلی سیاست گذاران و علمای علوم اجتماعی است. سازمان های متعددی در کشور به ارائه گزارش های اجتماعی می پردازند که اغلب این گزارش ها به صورت بخشی و مقطعی ارائه می شود. اثربخش ترین راه حل در این خصوص، تدوین «نظام شاخص های اجتماعی» است. منظور از نظام شاخص های اجتماعی، مجموعه ای از شاخص ها است که براساس مدلی نظری به طور نظام مند و هدفمندی انتخاب شده اند، به خوبی تعریف شده اند و به وضوح ساخت یافته اند. مقاله حاضر با علم به اهمیت موضوع، چارچوبی مفهومی برای سنجش وضعیت اجتماعی ایران تدوین می کند.در پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد روش شناسی ترکیبی، از هردو روش اسنادی و مصاحبه عمیق با نخبگان و متخصصان استفاده شده است. رهیافت نوشتار حاضر در تدوین نظام شاخص های اجتماعی، اساساً مفهوم محور است.سه مدل مفهومی مستقل و جداگانه برای سنجش وضعیت اجتماعی جامعه ایران طراحی و تدوین شده است: 1. در مدل «سنجش سطح توسعه»، وضعیت اجتماعی مشتمل بر سه مؤلفه اصلی نظام معیشت، نظام توزیع و نظام تعاملات است که هریک از این مؤلفه ها به ترتیب متناظر با سازه های مفهومی کیفیت زندگی، توسعه انسانی و سرمایه اجتماعی است؛ 2. در مدل «رصد تغییرات اجتماعی» در سطح خرد وضعیت ساختار نظام ارزشی و در سطح کلان، روند تغییرات ساختاری در سه عرصه جمعیتی، قشربندی و فناوری مطالعه می شود؛ 3. در رهیافت آسیب شناسانه، «وضعیت اجتماعی به مثابه بررسی وضعیت مسائل اجتماعی» بررسی می شود.در این مدل، مسئله اجتماعی وضعیت نامطلوبی تعریف می شود که ناشی از اختلال در ابعاد توسعه یا وقوع تغییرات سریع در ساختارهای اجتماعی است.
تبیین عوامل تأثیرگذار بر امید اجتماعی در بین شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
323 - 358
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیامدهای نوظهور ناشی از گسترش شهرنشینی و توسعه روزافزون شهرها، اهمیت مطالعه شهرها به عنوان کانون پیدایش مسائل اجتماعی بیش ازپیش نمود می یابد. توزیع ناعادلانه ثروت، امکانات، خدمات فرهنگی-آموزشی، بهداشتی و رفاهی از یک سو و وضعیت نامناسب اقتصاد در جامعه، بیکاری و به تبع آن کاهش درآمدهای دولت که کاهش حمایت سازمان ها از افراد آسیب پذیر را درپی دارد، ازسوی دیگر بر میزان امید اجتماعی شهروندان تأثیرگذار خواهد بود. در همین راستا، در پژوهش حاضر سعی بر آن شد که با استفاده از نظریه های جامعه شناختی حوزه امید اجتماعی به میزان و عوامل اثرگذار بر امید اجتماعی در میان شهروندان تهرانی دست یابیم که درنهایت، پنج متغیر مستخرج از نظریه های بیان شده برای تبیین علل امید اجتماعی شهروندان تهرانی مواردی ازقبیل: رضایت از زندگی، احساس امنیت اجتماعی، احساس بی قدرتی، اعتماد اجتماعی و احساس نابرابری اجتماعی هستند. روش پژوهش از نوع کمی-پیمایشی و جامعه نمونه 400نفر از شهروندان تهرانی بوده اند که یافته های پژوهش از پرسش نامه های بررسی شده در بستر نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و آموس نشان داد که هر پنج متغییر مستقل یاد شده بر امید اجتماعی شهروندان تهرانی اثرگذار بوده که با توجه به پایه ضریب هم بستگی به دست آمده، با افزایش اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی و رضایت از زندگی، میزان امید اجتماعی نیز افزایش می یابد، اما در مقابل آن با افزایش احساس بی قدرتی و نابرابری اجتماعی از میزان امید اجتماعی کاسته خواهد شد. افزون بر آن نتایج ضرایب استاندارد مستقیم، غیرمستقیم و کل در معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای برون زاد رضایت از زندگی و نابرابری اجتماعی علاوه بر اثر مستقیم و معنادار بر متغیر درون زاد امید اجتماعی، دارای اثر غیرمستقیم و معناداری با میانجی گری سه متغیر اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی و احساس بی قدرتی نیز می باشند.
پیوند دیالکتیکی فرهنگ سایبری و منافع عمومی (مطالعه موردی: استارتاپ ان اف تی اینتروسپکت و کلکسیون های ان اف تی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی آن است تا ظرفیت نوین و فن آورانه بلاک چین و NFT در فعالیت های خیریه ها را مورد کنکاش و تحلیل کیفی قرار دهد و با اتکا بر رویکردی خاص به تحلیل مزایا و معایب احتمالی این نوآوری بپردازد. روش پژوهش مبتنی بر تجربیات بدست آمده توسط استارت آپ ایرانی اینتروسپکشن است که شامل ادغام روش تحلیل محتوا و مصاحبه ها می باشد. در این روش، مصاحبه ها به عنوان داده های دست دوم جمع آوری شده اند اما جزئیات تک تک مصاحبه ها ذکر نشده و تنها نتایج و تحلیل آنها گنجانده شده است. بعد از جمع آوری و تحلیل دادها در میدان کسب و کارهای تکنولوژیک ، این نتیجه حاصل شد که استفاده از ظرفیت شبکه بلاک چین و مشتقات آن نقش به سزایی در شفاف سازی، نوآوری و تهییج بازارهای هنری به نفع خیریه ها دارد. علاوه بر این، ظرفیت های جهانی و فرامنطقه ای ویژه ای را نیز برای خیریه ها و سازمانهای مردم نهاد محلی فراهم می آورد که پیش از آن بسیار محدود بودند. با قیاس کسب و کارهای شخصی و حقوقی فعال در استارت آپ های هنری-تکنولوژی و تحلیل رسانه ها، متون و مصاحبه های افراد کلیدی این حوزه و مطالعه موردی یک کلکسیون ان اف تی ایرانی، ظرفیت این صنعت فرهنگی بر شمرده شد. به طور مشخص، ساز و کار نوینی همچون شبکه غیرمتمرکز و خودمختار می تواند با دور زدن محدودیتهای اعمال شده توسط تحریم های بانکی، ظرفیت قابل توجهی را در اختیار انجمن هایی بگذارد که به واسطه محدودیتهای اعمال شده بین المللی، فعالیت شان مختل و یا کمرنگ تر شده است.
نقد دیدگاه «تضاد دولت و ملت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
260-237
حوزههای تخصصی:
شایع ترین و مهم ترین دیدگاه مربوط به مناسبات مردم و حکومت در تاریخ ایران، دیدگاه مربوط به «تضاد دولت و ملت» است. این دیدگاه از جانب محمدعلی همایون کاتوزیان و برخی افراد دیگر ذکر شده است. در دیدگاه کاتوزیان، چرخه «استبداد، هرج و مرج، استبداد» درمورد مناسبات مردم و حکومت در تاریخ ایران مطرح شده است. دیدگاه «تضاد» با تعریفی که از جایگاه ساختار سیاسی می کند به نقش نظام سیاسی در نحوه تعامل مردم با حکومت در تاریخ ایران اشاره دارد که همواره نشانگر وضعیت «چالش»، «نزاع» و «درگیری» بین آن ها بوده است. این مقاله به دنبال نقد دیدگاه «تضاد» با بهره گیری از رهیافت « جامعه شناسی تاریخی» است. مدعا این است که دیدگاه «تضاد» نمی تواند جوهره مناسبات مردم و حکومت در طول تاریخ ایران را تبیین کند. روش مقاله کیفی و به صورت توصیفی تفسیری است. یافته ها حکایت از این دارد که با بهره گیری از رهیافت جامعه شناسی تاریخی می توان در تعمیم دیدگاه تضاد بر کل تاریخ ایران و جوهره آن تردید کرد، چراکه بستر تاریخی و اجتماعی جامعه ایران دیده نشده، لذا مکانیسم های تعامل و نحوه زیست اجتماعی ایرانیان نیز فهم نشده است. با روش جامعه شناسی تاریخی می توان بر تکثر قواعد، تنوع تاریخ و به خصوص فضاها و موقعیت های متکثر غیرتضادی در مناسبات دولت و ملت در طول تاریخ ایران تأکید داشت. .
متفکران و کنشگران عهد مشروطیت در ایران و مسئله حقوق اساسی ملت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
188-147
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی مفهوم حقوق و آزادی های اساسی ذیل مفهوم عدالت، نزد متفکران مشروطه است. مقاله بر آن بوده که با روش تحلیل تاریخی، تعریف دقیقی از حقوق اساسی نزد بیش از سی روحانی و روشنفکر دوران مشروطه عرضه دارد و تلاش کند دسته بندی مناسبی از نوع مواجهه هریک از ایشان نسبت به حقوق و آزادی ها ارائه دهد و از دسته بندی های دوگانه تن زند. چارچوب مفهومی و نظری موردبررسی، نحوه شکل گیری سوژه مدرن نزد کانت و رالز؛ و ازطرفی دسته بندی های موجود از حقوق، بوده است. درنهایت طیفی ارائه شد که در دسته اول آن باور به اینکه «آزادی باعث نشر زنادقه و مخالفت با اسلام است»؛ در دسته دوم «باورمندان به حقوق سیاسی یا حقوق شاه و رعیت، یا مردم و مسئولان»؛ در دسته سوم «حقوق اقتصادی و اجتماعی برای قوام بخشیدن به جامعه»؛ در دسته چهارم «باورمندان به حقوق شخصی و سیاسی» و در دسته پنجم «حقوق اساسی و آزادی های عمومی به عنوان حق شهروندی» وجود دارد.
کاوشی در مفهوم «کودک به مثابهه کنش گر اجتماعی» و شناسایی عناصر بر سازنده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۹)
173 - 205
حوزههای تخصصی:
برخلاف نگاه فرودست نگر در رویکردهای سنتی، کودک، همچون سوژه ای فعال، عامل و حتی در مقام کنش گر اجتماعی، مورد توجه رویکردهای نو به مفهوم کودکی قرار گرفته است. اما با وجود این توجه جدی به دوران کودکی و کنش کودکان، همچنان ممکن است با غلبه رویکردهای بزرگسال محور، مفهوم جدید و انتزاعی «کودک به مثابه کنش گر اجتماعی»، به تعبیرهای نادرست و ابهام برانگیز از کودکی و کنش کودکان بینجامد. در این پژوهش، با روش تحلیل مفهومی که کمک می کند مفاهیم به اصطلاحاتی با میزان کمتری از انتزاع بر گردانده شوند، به شناسایی عناصر برسازنده مفهوم «کودک کنش گر اجتماعی» پرداخته ایم که در دو قلمرو فردی و اجتماعی معرفی شده اند. در قلمرو اول خودِ کودک مطرح است و عناصر برسازنده آن عبارتند از: 1) دیدگاه و صدای کودک، 2) شایستگی های اجتماعی کودک و 3) عاملیت اجتماعی کودک. قلمرو دوم به بافت زندگی و محیط پیرامون کودک ارتباط دارد و عناصر آن شامل 1)عرصه های کنش اجتماعی، 2) شهروندی کودک و 3) رابطه کودک/بزرگسال هستند.
سنجش رابطه بین مولفه های سرمایه اجتماعی شهروندان آذربایجان غربی با اعتماد سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
55 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق «سنجش رابطه بین مولفه های سرمایه اجتماعی شهروندان آذربایجان غربی با اعتماد سیاسی» با روش پیمایشی، در بین کلیه شهروندان استان آذربایجان غربی بالای 18 سال به تعداد ۲,۲۸۴,۳۵۹ نفر، با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 384 نفر حجم نمونه با استفاده از پرسشنامه انجام شد. یافته ها نشان داد: برمبنای ضریب روایی آلفا کرونباخ، کلیه گویه های متغیرها، از قابلیتِ پایایی لازم و مطلوبی برخوردار می باشند. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون حاکی از معناداری بین تمام متغیرها بود. طبق آزمون رگرسیون چندگانه، اعتماد سیاسی در استان آذربایجان غربی بستگی دارد به: افزایش 16 درصدی مشارکت سیاسی؛ افزایش 18 درصدی بخشش و روحیه داوطلبی؛ افزایش 15 درصدی مشارکت مذهبی و افزایش 35 درصدی عدالت در مشارکت مدنی. بنابراین هر چه میزان سرمایه اجتماعی در بین شهروندان افزایش پیدا کند، به همان نسبت میزان اعتماد سیاسی ایشان بیشتر شده و به موازات آن میزان مشارکت های مدنی و اجتماعی مردم نیز افزایش خواهد یافت.
تجارب مراقبان مراکز شبانه روزی سازمان بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۵
179 - 219
حوزههای تخصصی:
مراقبین، موقعیت منحصربه فردی در ارتباط با رشد کودکان دارند و این موضوع زمانی که مخاطبان آنان کودکان ساکن در مراکز نگهداری شبانه روزی باشند، اهمیت بیشتری نیز پیدا می کند. هدف از این مطالعه، پرداختن تجارب مراقبان در نگهداری از کودکان ساکن مراکز نگهداری شبانه روزی بوده است. در این پژوهش پدیدارشناسی توصیفی (1401)، 19 مراقب با استفاده از نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع وارد مطالعه شدند. محیط پژوهش متناسب با پژوهش کیفی، مراکز نگهداری شبانه روزی خصوصی و دولتی استان تهران در نظر گرفته شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های ساختارنیافته درباره تجربه مراقبان در نگهداری از کودکان استفاده شد. مصاحبه ها ضبط، دست نویس و مطابق روش "کلایزی" تحلیل شدند. مقوله های به دست آمده، غرق شدگی در کار (مقوله های فرعی تسری احساسات والدگری بیدار شده به همه وجود و رنج کشیدن از دردهای کودکان)، مجال رشد یافتگی (مقوله های فرعی فرصت رشد معنویت، مراقبت به مثابه پرورش دهندگی کودکان، فرصت رشد فردی و جدی تلقی نمودن مراقبت کنندگی)، مقوله مشکلات سیستم های بالادستی (مقوله های فرعی مشکلات ناشی از سیستم کلان اجتماعی و مشکلات ناشی از سیستم سازمان بهزیستی) و مشکلات ناشی از ماهیت کار (مقوله های فرعی کار با کودکان آسیب دیده و دشواری مدیریت ارتباطات) را شامل شد. تجارب مراقبان مشارکت کننده در این پژوهش نشان داد شغل مراقبت بخصوص با چنین مخاطبانی موقعیتی حساس بوده و به راحتی از حیطه شغلی فراتر رفته و تمامی ابعاد زندگی مراقب را درگیر می کند؛ از این رو حمایت از ایشان امری اجتناب ناپذیر است.
دینداری در ایران پساانقلابی: سیاست جماعت های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
71 - 96
حوزههای تخصصی:
پس از انقلاب اسلامی که نوعی انضباط معطوف به هنجارهای دینی بر فضای عمومی حاکم شد. این سؤال پدید آمد که آیا در جامعه پساانقلابی مردم دیندارتر شده اند؟ پژوهش هایی برای پاسخگویی به این پرسش انجام شدند. عمده این پژوهش ها به وجود شکافی در داده های دینداری اشاره کرده اند. این شکاف ها از یک سو، میان باورها، تجربه ها وعواطف دینی با مناسک جمعی و از سویی دیگر، میان رفتارهای دینی فردی با مناسک دینی جمعی گزارش شده است و کمتر پژوهشی به شکاف درونی مناسک جمعی پرداخته است، درحالیکه این شکافی مهم است و به ما امکان می دهد وضعیت دینداری در ایران را به کمک مفاهیمی جز عرفی شدن و خصوصی شدن دینداری تحلیل کنیم. بر اساس تحلیل ثانویه داده های دو پیمایش ملی دینداری در سال های 90 و 95، اقبال به «مناسک جمعی دومین»قابل توجه است. مبنای اقبال به این نوع مناسک، عاطفه و هیجان است. بنابراین، شاید بتوان وضعیت دینداری در ایران را بر اساس محوریت عواطف و احساسات، بهتر توضیح داد. بر همین مبنا، جماعت هایی دینی شکل گرفته اند که می توانند پایگاهی مهم برای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک حاکم باشند. در اساس، دوگانه جماعت های دینی و دینداری رسمی همچون دوگانه دینداری رسمی و دینداری فردی تصویری واقع نما به دست نمی دهد. وانگهی محوریت میل و احساسات گرچه می تواند به تکوین سوژه خلاق در معنای تورنی منجر شود اما با توجه به سیاستگذاری حکومت دینی بر مناسک جمعی دومین بیشتر محتمل است منجر به ادغام فرد در جماعت شود و زمینه رابرای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک دولت و تقویت اقتدارگرایی فراهم سازد. بررسی ادبیات دینداری در ایران بر تغییر دستگاه های ایدئولوژیک دولت از تأکید بر عبادات فردی چون نماز و روزه به آیین های جمعی و فضاهای قدسی دلالت دارد.
ذات داری فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۳
67 - 91
حوزههای تخصصی:
این مقاله با این هدف نگارش یافته است که ذات داشتن یا نداشتن فناوری رابررسی کند. این سوال برای فیلسوفان فناوری حایز اهمیت است :فایده عملی چنین موضوعی برای تغییر، اصلاح وتهذیب فناوری واستفاده درست از آن خودرانشان می دهد ،چراکه اگرفناوری ذات یا اوصاف ذاتی داشته باشد وان اوصاف لایتغیر باشد ،دیگر امکان تغییر واصلاح آن وجود نخواهد داشت .نویسنده با ذکر تعاریف گوناگون از فناوری ودسته بندی انهادرسه گروه، تعریف مختار خودرامشخص کرده وسپس با بیان تعاریف گوناگون ومعانی چهارگانه ذات داشتن و"ذاتی" سخن ذات گرایان فناوری رابررسی ونقدهای وارد بر آنها من جمله نقدهای واردبر تعریف هایدگر از فناوری(گشتل) رامطرح می کند .سپس با اشاره عوارض ذات گرایی از نگاه دیگران به این نتیجه می رسد که در دوازده حالت موجود (ضرب تعاریف سه گانه فناوری در تعاریف چهارگانه ذاتی) فناوری فاقد ذات است .پس تغییر واصلاح و تهذیب آن منطقا محال نیست .روش مقاله تبیینی وتحلیلی وشیوه گرداوری اطلاعات ان نیز کتابخانه ای می باشد