فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۱٬۲۰۹ مورد.
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
58 - 70
حوزههای تخصصی:
آلودگی خاک به فلزات سنگین از چالشهای مهم زیست محیطی است که از فعالیت های انسانی مانند صنایع، کشاورزی، حمل و نقل ناشی می شود. هدف از این پژوهش منشایابی فلزات سنگین در خاک های مناطق صنعتی بود که در آن به ارزیابی آلودگی خاک منطقه گیلاوند توسط فلزات سنگین کروم، نیکل و کادمیوم پرداخته شد. شاخص های غنی شدگی (EF)، ضریب آلودگی (PI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo) برای تحلیل 10 نقطه نمونه برداری استفاده شدند. سپس توزیع مکانی فلزات سنگین با کمک GIS درونیابی شد. نتایج شاخص EF نشان داد که کادمیوم با مقادیر 8.2 تا 9.4 بیشترین غنی شدگی را دارد، در حالی که کروم و نیکل در محدوده 3.5 تا 8.1 و 2.7 تا 6.5 قرار گرفتند. شاخص PI نیز آلودگی شدید تا بسیار شدید را برای کادمیوم در نقاط 1، 4 و 5 (مقادیر 4.5 تا 4.9) تأیید کرد. شاخص Igeo بالاترین آلودگی را برای کادمیوم در نقاط 4 و 9 (3.7 و 3.6) نشان داد. تحلیل GIS توزیع مکانی آلودگی را مشخص کرد و مناطق بحرانی را شناسایی نمود. این نتایج تأثیر مستقیم فعالیت های صنعتی، به ویژه کارگاه های آبکاری فلزات، را بر افزایش آلودگی خاک نشان داد. پیشنهادات شامل محدودسازی فعالیت های آلاینده، استفاده از فناوری های تصفیه نوین و ایجاد کمربند سبز برای کاهش آلودگی است. یافته ها می توانند در مدیریت زیست محیطی و کاهش آلودگی خاک منطقه مؤثر باشند.
تحلیل الگوی فضایی امواج گرم در استان گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
39 - 59
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر رخداد امواج گرم در حال افزایش بوده و این می تواند از اثرات انسانی ناشی شده باشد. در این پژوهش با ارائه تعریف مشخص از آستانه موج گرم، الگوی مکانی آن در استان گیلان بررسی گردید. داده های دمای حداکثر از تارنمای ECMWF با تفکیک مکانی و ابعاد در مقیاس روزانه بمدت 40 سال (1981 تا 2020) دریافتشد. سپس با اعمال آستانه صدک 90ام و توالی 3 روزه بر روی دمای حداکثر روزانه، امواج گرم شناسایی و فراوانی رخداد آنها با توالی 3، 6، 9 تا 30 روزه شمارش شد. در این راستا، از شاخص آمار مکانی I موران جهانی و محلی و آزمون t تک نمونه ای برای شناسایی نوع الگو، رفتار زمانی و مکانی و فراوانی-شدت امواج گرم استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی کلی فراوانی رخداد امواج گرم در تمامی طول موج ها از نوع خوشه ای بوده و رفتار غیرتصادفی بر آنها حاکم است. همچنین نتایج آماره I موران محلی بیانگر آن است که الگوی HH (بالا-بالا)و LL (پایین-پایین) در بیشتر امواج گرم با توالی های 3 تا n روزه وجود دارد و تعداد پهنه های حاوی الگوهای فوق در امواج کوتاه مدت بیشتر از امواج بلندمدت هستند. به عبارت دیگر، الگوی مکانی امواج گرم در طول موج های بلندتر نیز همگن بوده و کل استان از لحاظ فراوانی رخداد آنها دارای رفتار تصادفی است. در این راستا، آزمون t تک نمونه ای فراوانی رخداد امواج گرم نیز رفتار غالب غیرتصادفی در توالی های کوتامدت و رفتار تصادفی در توالی های بلند مدت را تایید می کند.
ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر سطح تراز آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت آبخوان اسلام آباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
40 - 57
حوزههای تخصصی:
آب های زیرزمینی یکی از منابع اصلی تأمین آب شیرین کره زمین محسوب می شوند. امروزه باتوجه به رشد جمعیت و روش های نوین آبیاری، پدیده تغییر کاربری اراضی به سرعت در حال افزایش است که اثرات منفی بر این منابع ارزشمند دارد. وابستگی بالا به منابع آب زیرزمینی در ایران و تعادل بخشی به این منبع مهم، موجب شد تا پژوهش حاضر به رابطه تغییرات کاربری اراضی بر سطح تراز آب زیرزمینی دشت آبخوان اسلام آباد در بازه زمانی 28 ساله در دو دوره (دوره اول: 1374-1378و دوره دوم: 1398-1402) بپردازد. در ابتدا با استفاده از تصاویر ماهواره لندست-5 و لندست-8 پوشش اراضی منطقه مطالعاتی را با الگوریتم جنگل تصادفی در 5 کلاس (کشاورزی دیم، کشاورزی آبی، مناطق ساخته شده، پیکره آبی و اراضی بایر) طبقه بندی گردید. سپس با بهره گیری از آمار چاه های مشاهده ای نقشه های پهنه بندی سطح تراز آب زیرزمینی در نرم افزارArcMap با ابزار درونیابی IDW تهیه شدند. در نهایت نتایج تغییرات کاربری اراضی با سطح تراز آب زیرزمینی مقایسه شد. نتایج نشان داد کاربری کشاورزی دیم در دوره دوم 33/15 درصد کاهش یافته که از این میزان، 79/12 درصد به کاربری کشاورزی آبی تبدیل شده و بیشتر در بخش های مرکزی حوضه اتفاق افتاده است. کاربری ساخته شده رشد 47/2 درصدی داشته که بیشتر آن مربوط به شهر اسلام آباد است. پهنه آبی به میزان 3/0 درصد کاهش و اراضی بایر 10/0 درصد افزایش مساحت داشته است. سطح تراز آب زیرزمینی در بازه مطالعاتی روند نزولی داشته به گونه ای که در نواحی مرکزی سطح تراز آب زیرزمینی از 14 متر در دوره اول با 18 و 27 متر در این دوره جایگزین شده است در این نواحی کاربری کشاورزی دیم به کاربری کشاورزی آبی تغییر یافته است. در مناطق شمالی حوضه نیز کاهش سطح تراز آب زیرزمینی به دلیل گسترش کاربری ساخته شده (شهر اسلام آباد) اتفاق افتاده است.
ارائه الگوی مدیریت HSE مجموعه های ورزشی شهر تهران با بهره گیری ازسیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
60 - 76
حوزههای تخصصی:
سازمانها برای دستیابی به اهداف HSE خود ملزم به طراحی و توسعه فرایندهای مرتبط با اجزای HSE در یک سیستم واحد هستند.هدف از مطالعه حاضر ارائه الگوی مدیریت HSE مجموعه های ورزشی شهر تهران با بهره گیری از همپوشانی آلاینده ها ی محیط زیست و استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد. روش پژوهش حاضر آمیخته (کمی – کیفی )و از نظر ساختار تحلیلی سیستماتیک و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری در دو بخش کیفی و کمی در بخش کیفی با انجام 17مصاحبه نیمه ساختار یافته، داده مربوط به پژوهش حاضر شناسایی و جمع آوری شدند. مصاحبه افراد صاحبنظر به صورت سیستماتیک (مبتنی بر روش داده بنیاد) و کد گذاری شد. در بخش کمی کلیه مجموعه های ورزشی شهر تهران 136 مجموعه ورزشی به شکل کل شمار بررسی شده است که با رویهم گذاری لایه های مجموعه های ورزشی و آلاینده های شاخص وضعیت مجموعه ها با سیستم اطلاعات جغرافیایی((GIS بررسی شد ..نتایج نشان داد که در بخش کمی از بررسی 136 مجموعه ورزشی 53 مجموعه ورزشی با آلاینده ذرات ریز معلق همپوشانی دارند. دی اکسید گوگرد و ذرات درشت به ترتیب سه آلاینده ای هستند که بیشترین همپوشانی با مجموعه های ورزشی دارند و در بخش کمی 66 کد اولیه ،16 کد باز و 6 کد انتخابی برای الگوی مدیریت ایمنی بهداشت و محیط زیست در نظر گرفته شد.با توجه به اینکه آلاینده هوا با مجموعه های ورزشی در قسمت های از شهر تهران همپوشانی دارد. بنابراین الگوی مدیریت ایمنی ،بهداشت محیط زیست ((HSE به مجموعه های ورزشی کمک می کند تا چگونه بتوانند اثرات منفی محیط زیستی را بر ورزش کاهش دهند و مسئولانه به شرایط محیط زیستی در حال تغییر واکنش نشان دهند و در عین حال تعادل عملیات با کیفیت را حفظ کنند.
بررسی و مقایسه عملکردی بهداشت محیط بر اساس شاخص المری و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در فضاهای روباز بزرگ مقیاس مجموعه ورزشی انقلاب تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
7 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه عملکردی بهداشت محیط بر اساس شاخص المری و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در فضاهای روباز بزرگ مقیاس مجموعه ورزشی انقلاب تهران بود. روش: مطالعه حاضر از نوع توصیفی و به صورت مقطعی و به صورت کمی و کیفی بود که به منظور ارزیابی عملکرد بهداشت محیط با استفاده از روش پرسشنامه ELMERI و سیستم اطلاعات جغرافیایی (Gis) در مجموعه ورزشی انقلاب تهران انجام شد. در روش المری از دو مولفه بهداشت محیط شامل: نظافت، نظم، ترتیب و بهداشت صنعتی توسط کارشناسان HSE و پژوهشگر در فضاهای مذکور بررسی و ارزیابی شدند مبنای سنجش میزان آلاینده ها، براساس شاخص کیفیت هوا (AQI)، تنظیم گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق دستگاه GPS و نقشه های کاربری اراضی شهر تهران از ابزار GIS 10 استفاده شد. یافته ها: در مناطق شمالی مجموعه ورزشی انقلاب غلظت آلاینده pm10 , No2 بیش از سایر مناطق بود. پراکنش آلودگی هوا با آلاینده O3 در قسمت شرق مجموعه انقلاب بیش از سایر ایستگاه ها بود و در غرب ورزشگاه که زمین های گلف و تنیس قرار دارد کمترین میزان را داشت. در روش المری نیز مولفه نظافت، نظم و ترتیب زمین های تنیس شاخص کل 5/83 درصد و در مولفه بهداشت صنعتی شاخص کل 8/78 درصد در وضعیت خوبی قرار گرفته بود. در مولفه نظافت، نظم و ترتیب زمین های گلف شاخص کل 5/82 درصد و در مولفه بهداشت صنعتی زمین های گلف شاخص کل 6/77 درصد و در وضعیت خوبی قرار گرفته بود. نتیجه گیری: میزان بهداشت و شاخص آلایندگی هوای فضاهای بزرگ مقیاس مجموعه انقلاب شامل زمین های تنیس و گلف برای پرسنل و افرادی که در این فضاها فعالیت ورزشی دارند مناسب شناخته شد.
ارزیابی آسیب پذیری بافت شهر در برابر زلزله: تحلیلی از شهر کوچک جویم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
7 - 24
حوزههای تخصصی:
در عصری که شهرنشینی سریع و افزایش مخاطرات طبیعی ویژگی های اصلی آن هستند، ارزیابی آسیب پذیری شهرها، به ویژه شهرهای کوچک، در برابر زلزله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با تمرکز بر شهر جویم، به عنوان نماینده ای از شهرهای کوچک در ایران، به بررسی جامع آسیب پذیری این شهر در برابر زلزله پرداخته است. شهرهای کوچک به دلیل نبود زیرساخت های قوی و برنامه ریزی جامع، در برابر رویدادهای لرزه ای به شدت آسیب پذیر هستند. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و در دسته پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. به منظور دستیابی به اهداف پس از شناسایی 17 معیار از بررسی ادبیات، توسط 19 خبره و متخصصان امر وزن دهی انجام گردید و با در نهایت با استفاده از روش وزن دهی سوارا (SWARA) و همپوشانی الگوریتم گاما فازی (FUZZY) در نرم افزار ARC GIS نقشه پهنه بندی آسیب پذیری حاصل شد تا درک عمیقی از میزان آسیب پذیری شهر به دست آید. یافته ها نشان می دهد که معیار تراکم جمعیت با وزن نسبی 0679/0 بیشترین تأثیر را در آسیب پذیری داشته است و پس از آن بناهای غیرمقاوم (0658/0) و نسبت بزرگ سالان (0648/0) از عوامل اصلی آسیب پذیری در شهر جویم هستند. 29 درصد شهر دز سطح آسیب پذیری زیاد قرار داشته و ناپایداری نسبی شهر را نمایان می کند، بعد وضعیت مناسب تری دارد اما بعد زیست محیطی با 27 درصد آسیب پذیری در سطح بسیار زیاد و بعد اقتصادی با سهم مشابه (32 درصد)، وضعیت نگران کننده ای دارند. بعد کالبدی نیز با وجود رعایت نسبی اصول فنی، بهبود زیرساخت ها را می طلبد. این نتایج نشان دهنده نیاز به برنامه های جامع کاهش خطر و تقویت تاب آوری در ابعاد زیست محیطی و اقتصادی است.
مکان یابی امکان ورزشی نوساز براساس معیارهای زیست محیطی با استفاده از نقشه های GIS(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
25 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مکان یابی امکان ورزشی نوساز براساس معیارهای زیست محیطی با استفاده از نقشه های GIS بود. روش: این تحقیق، به لحاظ هدف از نوع کاربردی؛ و به لحاظ زمان انجام، از نوع مقطعی بود. به لحاظ گردآوری داده ها نیز از نوع ترکیبی (کتابخانه ای – میدانی) بود. مدت زمان اجرای تحقیق 2 سال بوده است (1402-1401). لایه های جغرافیایی با مقیاس 1:25000 از سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح و همچنین استانداری سمنان با ارایه معرفی نامه از سوی دانشگاه، اخذ شد. تیم کارشناسی تحقیق، شامل 28 نفر از خبرگان عرصه های مدیریت شهری، جغرافیا و برنامه ریزی شهری، مدیریت ورزشی، معماری و طراحی شهری و شهرسازی بود. شاخص های موثر بر مکان یابی بهینه فضاها و اماکن ورزشی براساس شاخص های زیست محیطی در شهرها شناسایی شدند. همچنین، به منظور رویهم گذاری لایه ها و معیارهای مکان یابی، از نرم افزار ArcGIS نسخه 9.2 استفاده شد. یافته ها: طبق نتیجه به دست آمده و براسا شاخص های عوامل زیست محیطی نظیر فاصله از جاده ها، مجموعه ورزشی موجود، مناطق صنعتی، ارتفاع منطقه، آلودگی و مقدار AOD، سرعت باد در منطقه و نزدیکی به مرکز شهر برای ساخت اماکن ورزشی حدود 5.36 کیلومتر مربع در شهر از ارزش بالایی برای احداث مجموعه ورزشی جدید برخوردار بود و بعد از آن 12.02 در رتبه دوم قرار گرفت. نتیجه گیری: آلودگی هوا تأثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد و ورزش در فضای باز می تواند افسردگی و استرس را کاهش دهد، اما خطر قرارگیری در معرض آلاینده ها را افزایش می دهد. ترکیب ورزش و آلودگی هوا می تواند عملکرد سلامتی و ورزشی را مختل کند. مناطق صنعتی و عمق اپتیکی آلاینده ها (AOD) از عوامل اصلی آلودگی هستند و استفاده از داده های سنجش از دور برای شناسایی آلودگی مؤثر است.
تحلیلی بر ایمنی فضاهای ورزشی در مقابل بحران های طبیعی (زلزله) با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و بر اساس مدل ترکیبی ANP و RP (باشگاه های شهر کرج)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دو روش پرسشنامه ای و نقشه GIS صورت پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، بر اساس زمان حال نگر، بر اساس محتوا توصیفی است که به شکل میدانی انجام شد. جامعه تحقیق حاضر اماکن ورزشی موجود در بوستان های باغ فاتح، مجموعه انقلاب کرج و بوستان پامچال شهر کرج بود. در روش اول با استفاده از روش تحلیل شبکه (ANP) اولویت بندی ها انجام شد که این روش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بین 200 دانشجوی تربیت بدنی که سابقه تمرین در سالن های ورزشی برای حداقل برای 6 ماه داشتند توزیع و جمع آوری شد و در بخش دوم به بررسی ایمنی و زلزله در اماکن ورزشی مذکور با استفاده از نقشه GIS پرداخته شد. یافته ها: با انطباق این اماکن با پهنه بندی خطر می توان متوجه شد که بیشتر این امکان در مناطق با خطر متوسط تا زیاد قرار دارند و با توجه به اینکه کرج در منطقه خطرناکی از نظر زلزله قرار دارد، صورتی که زلزله رخ بدهد این مناطق تحت تاثیر قرار می گیرند. همچنین نتایج آزمون های ANP و RP هر شاخص بر اساس مقایسه های زوجی نشان می دهد، وزن تجهیزات 23/0، فضا 16/0، محیط کار 13/0، عدم آموزش 12/0، دسترسی 087/0، بهداشت 078/0 و ایمنی امکانات بهداشتی 070/0 بود. همچنین، نرخ سازگاری برابر با 001/0 بود که کمتر از معیار 1/0 بودند. نتیجه گیری: با توجه به مطالعات میدانی و نقشه های جغرافیایی GIS مشخص شد که اماکن ورزشی انقلاب کرج، بوستان های فاتح و پامچال در مناطق زلزله خیز قرار دارند ولی مدل ایمنی ANP و AR ساختار و تجهیزات ورزشی این اماکن را در وضعیت خوب نشان داد.
ارائه الگوی راهبردهای قیمت گذاری با مکان یابی استخر های ورزشی شهر تهران و استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
94 - 110
حوزههای تخصصی:
یکی از قوانین نانوشته دنیای تجارت این است که همه کسب وکارها برای جذب مشتری باید قیمتی را انتخاب کنند که یا کمتر، برابر یا کمی بالاتر از قیمت رقبا باشد.هدف از مطالعه حاضر ارائه الگوی راهبردهای قیمت گذاری دراستخر های ورزشی شهر تهران از طریق مکان یابی استخر ها با GIS می باشد .این مطالعه از دسته تحقیقات توصیفی پیمایشی است که به شکل آمیخته (کمی ، کیفی ) انجام شده است .جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی شامل (مدیران کسب و کارهای خدماتی ورزشی درجه یک در سطح کشور، مدیران بازاریابی ورزشی فدراسیون های ورزشی و نفر از اساتید بازاریابی ورزشی که پژوهش هایی در زمینه بازاریابی ورزشی و قیمت گذاری داشتند می باشند) پس از انجام ٢٠ مصاحبه با صاحبنظران، با استفاده از روش گلوله برفی کدها به حد اشباع نظری رسیدند .جامعه آماری در بخش کیفی شامل استخر های ورزشی شهر تهران است که شامل 119 استخر ورزشی که 20 استخر برتر به شکل نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و محقق با مراجعه به این استخر ها امکانات آنها را بررسی و ثبت کرد . تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی با استفاده از رویکرد گلیزر ودر بخش کمی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت گرفت .در نهایت با انجام فرایند سه گام کدگذاری (باز، انتخابی و نظری ) برای ارائه مدل راهبردهای قیمت گذاری در مراکز ارائه کننده خدمات ورزشی تعداد ١٤٣ کد اولیه بدست آمد که در قالب 61 مفهوم و 6١٠ مقوله اصلی طبقه بندی شدند. با توجه به اینکه مهم ترین مولفه های جلب مشتری قیمت بلیط مراکز خدماتی رفاهی از قبیل استخرها است. مدیران مراکز ارائه کننده خدمات ورزشی تجهیزات و وسایل مورد نیاز را از نظر کیفیت مناسب ، ایمنی و استاندارد، متناسب بودن وسایل با تعداد مراجعه کنندگان توجه ویژه به فضای فیزیکی مراکز ارائه کننده خدمات ورزشی کنترل نمایند و بر اساس خدماتی که به مشتریان ارائه می دهند قیمت گذاری را تدوین کنند.
نقش تلفیق GIS و BIM در ارتقای برنامه ریزی شهری: مروری بر مطالعات اخیر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
87 - 101
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی شهری یکی از مهم ترین حوزه های پژوهشی محسوب می شود، چرا که تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی روزمره افراد دارد. در این راستا، فناوری های نوینی مانند سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS[1]) و مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM[2]) به دلیل قابلیت ها و ویژگی های منحصر به فرد خود، به ابزارهایی کلیدی در این حوزه تبدیل شده اند. با این حال، هر یک از این سیستم ها دارای محدودیت هایی هستند که می تواند مانع بهره برداری کامل از ظرفیت های آن ها شود. به منظور غلبه بر این کاستی ها، ادغام دو فناوری GIS و BIM به عنوان رویکردی نوین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. این ادغام، امکان بهره برداری از مزایای هر دو سیستم را به طور همزمان فراهم می کند و زمینه ساز بهبود فرآیندهای برنامه ریزی شهری می شود. هدف اصلی این مقاله، مرور و تحلیل مطالعات اخیر در زمینه ترکیب فناوری های GIS و BIM در برنامه ریزی شهری است. بررسی این پژوهش ها نشان می دهد که ادغام این دو فناوری می تواند نقش مهمی در بهبود فرآیند تصمیم گیری در سطوح مختلف برنامه ریزی ایفا کند. از جمله کاربردهای این فناوری ها می توان به برنامه ریزی راهبردی، انتخاب مکان مناسب برای توسعه، تحلیل کاربری زمین، تهیه طرح های جامع شهری و ترسیم چشم اندازهای آینده اشاره کرد. به طور کلی، نتایج مطالعات بر اهمیت فزاینده استفاده تلفیقی از GIS و BIM در توسعه پایدار شهری تأکید دارند. [1] Geographic Information System [2] Building Information Modelling
تاثیرعوارض ژئومورفولوژیک در آسیب پذیری کالبدی شهری با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از سیستم اطلااعات جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در برنامه ریزی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
امروزه علی رغم پیشرفت های علمی بشر پدیده های طبیعی به طور کامل بر انسان ها شناخته نشده. سکونت گاه های انسانی همواره مورد تهدید این عوارض ژئومورفولوژیک بوده است.ایران در یکی از زلزله خیزترین نقاط جهان قرار گرفته و لازم است که همواره اقداماتی جهت مقابله و برخوردی منطقی در به حداقل رساندن ابعاد فاجعه آمیز چنین رخدادی صورت گیرد. منطق شهری و به ویژه بافت های فرسوده نیز مستثنی نبوده و همواره سرنوشت و فرجام آن ها در پس هر حادثه طبیعی و غیر طبیعی، در معرض فاجعه هایی جبران نا پذیر می باشد.در شهر تراکم جمعیت و ثروت مساله اصلی را تشکیل می دهد و به عنوان مراکز تجمع سرمایه مادی و انسانی در زمان جنگ به هدفی عمده برای دشمن تبدیل می شوند که حمله به آنها خسارات فراوانی را پدید می آورد و بدون تردید کشتار انسان ها مهمترین معلول جنگ شهرهاست. هدف قرار گرفتن شهرها و آسیب رسانی به زیرساخت های شهری به منظور تضعیف روحیه و وارد آوردن صدمات اقتصادی و از هم گسیختگی نظام اجتماعی انجام می گیرد از سویی دیگر شهروندان یک کشور را افرادی تشکیل می دهند که نمی توان همه آنها را نیروی جنگی فعال به حساب آورد مانند کودکان، نوجوانان، زنان و افراد مسن . آسیب های ناشی از حمله به زیرساخت ها همواره علاوه بر غافل گیری مسئولان، هزینه های زیادی را تحمیل کرده و برای تبدیل شدن به انواع دیگر آسیب ها اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دارا می باشد . در مناطق شهری، صدمات جنگی شامل ترکیبی از ویرانه های کالبدی و اختلال در عملکرد عناصر شهری است. انهدام سازه ها و ساختمان ها، شبکه راه ها و دسترسی ها، تاسیسات اساسی مخازن آب، نیروگاه ها، خطوط ارتباطی تلفن، برق، آب و گاز و ... از آن جمله هستند بنابراین برنامه ریزی کارآمد در زمینه امنیت شهری براساس رویکرد پدافندغیرعامل، هنگام وقوع بحران های انسانی و طبیعی در شهرها می تواند تلفات جانی و مالی را به حداقل برسااند .
تأثیر دقت مکانی مدل های رقومی ارتفاع (DEM) بر عملکرد هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو (مطالعه موردی: حوزه آبخیز معرف کسیلیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از مدل رقومی ارتفاع (DEM)، استخراج خصوصیات فیزیوگرافی مورد استفاده در مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو را میسر می سازد. بنابراین دقت مکانی مدل رقومی ارتفاع بر عملکرد مدل های هیدروگراف واحد لحظه ای نش و روسو موثر می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر مدل های رقومی ارتفاع شامل ALOS PALSAR، ASTER، SRTM و GTOPO به ترتیب با دقت 5/12، 30، 90 و 1000متر و مدل رقومی ارتفاع حاصل از نقشه توپوگرافی (TOPO)سازمان زمین شناسی با مقیاس 1:25000 و دقت 10 متر در مدل های نش و روسو در حوزه آبخیز کسیلیان انجام شد . مواد و روش ها حوزه آبخیز کسیلیان به مساحت حدود 43/66 کیلومترمربع در جنوب شرق استان مازندران در عرض شمالی ´´30 ˊ 58° 35تا ´´15 ˊ07 °36 و طول شرقی ´´44 ˊ08 °53 تا ´´42 ˊ15 °53 است. این حوضه بر اساس طبقه بندی اقلیمی دومارتن دارای آب و هوای مرطوب است و بارندگی متوسط منطقه 4/783 میلی متر می باشد.خصوصیات فیزیوگرافی شامل نسبت های هورتونی برای هر DEM محاسبه شد. در نهایت ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای بر اساس مدل های نش و روسو برای 64 واقعه بارش-رواناب و پنج DEM مختلف تخمین زده شد. نتایج و بحث نتایج نشان داد با کاهش دقت DEM تکامل شبکه آبراهه از دست می رود به نحوی که حداکثر رتبه آبراهه در مدل های TOPO وPALSAR ALOS برابر با شش، و در ASTER تعداد آن به پنج کاهش یافت. تنها درSRTM و GTOPO تعداد رتبه های آبراهه به طور قابل ملاحظه ای به سه تقلیل پیدا کرد. پارامتر های n و k به عنوان مولفه های موثر در مدل های نش و روسو هستند که در مدل نش میزان n در DEMهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت. اما مقدار k با کاهش دقت DEM از 35/1 به 64/1 افزایش یافته است. در برآورد پارامتر n به روش روسو، روند ثابتی در مدل های رقومی ارتفاع دیده نمی شود به طوری که در TOPO، ALOS PALSAR و ASTER حدود شش به دست آمد. در حالی که در SRTM، سه و در GTOPO، چهار برآورد شد و پارامتر k برای هر رویداد متفاوت و مقدار آن در DEMهای مختلف متفاوت بوده است. در حجم رواناب برآوردی روش نش، کمترین و بیشترین متوسط درصد خطای نسبی به ترتیب مربوط به مدل هایTOPO و GTOPO با مقادیر 72/10 و 01/11درصد می باشد. در ارتباط با حجم رواناب تخمینی روش روسو، مقدار متوسط درصد خطای نسبی در سه مدل TOPO، ALOSPALSAR و ASTER تقریباً مشابه به دست آمده است. در حالی که میزان خطا در SRTM و GTOPO بیشتر از سایر مدل های رقومی ارتفاع برآورد شده است. درواقع به دلیل توانایی مشابه استخراج خصوصیات فیزیوگرافی حوضه از این سه مدل ، نتایج نزدیک به هم به دست آمده است. البته باید بیان نمود که با تفاوت کم، کمترین میزان خطا در تخمین حجم رواناب مربوط به مدل TOPO است. نتیجه گیری مدل رقومی ارتفاع ASTER با دقت پایین تر نسبت به TOPO وPALSAR ALOS شبکه آبراهه قابل قبولی را ارائه داده است. هرچند SRTM و GTOPO شبکه آبراهه مطلوبی را ارائه نداده اند. به طور کلی با افزایش قدرت تفکیک مکانی DEM تراکم شبکه آبراهه مطلوب تر می شود اما آبراهه اصلی در DEM های با دقت کمتر تا حدودی توسعه یافته است. با تخمین صحیح مقادیر n و k در روش نش و روسو می توان کارایی هر دو روش را در مدل سازی فرآیند بارش-رواناب افزایش داد. روش های متفاوتی جهت تخمین مقادیر n و k ارائه شده است که در پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر مدل های رقومی مختلف در روش نش، از بین روش های مختلف تخمین پارمترهای آن از روش تجربی استفاده شده است. در روش تجربی خصوصیات فیزیوگرافی حوزه آبخیز از جمله شیب، طول آبراهه اصلی و مساحت حوضه نقش اصلی را در تخمین دبی اوج ایفاء می کنند. در ارتباط با تخمین دبی اوج، مدل نش و در تخمین حجم رواناب مدل روسو با استفاده از مدلTOPO عملکرد بهتری داشت. درواقع می توان بیان نمود که تخمین دبی اوج در روش نش بر اساس روش تجربی، در این حوزه آبخیز نتایج قابل قبولی را ارائه داده است. با توجه به ضرورت برآورد دبی اوج در تعیین ابعاد هیدروگراف واحد لحظه ای در حوزه آبخیز به منظور شبیه سازی دقیق و کنترل سیلاب های آتی، استفاده از نتایج پژوهش حاضر می تواند کمک شایانی نماید.
تحلیل فضایی رابطه بین فرم شهری و دسترسی در محله های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: توسعه شهری، با رویکردی مبتنی بر فرم فشرده و پایدار، نقش مؤثری در بهینه سازی الگوهای سفر شهری ایفا می کند. چنین ساختاری با کاهش مسافت های سفر، ارتقای امکان پیاده روی، افزایش دسترسی به خدمات شهری و کاهش وابستگی به خودرو شخصی همراه است. در این میان، محله هایی با تراکم جمعیتی و اختلاط کاربری بالا، درقیاس با مناطق کم تراکم حاشیه ای، از مزیت هایی چون کوتاهی مسیر و تنوع دسترسی برخوردارند. کلان شهر تهران، به منزله یکی از پرجمعیت ترین و گسترده ترین شهرهای ایران، در دهه های اخیر با رشد افقی و پراکندگی فضایی چشمگیری مواجه بوده و این مسئله به افزایش فاصله های میان مبدأ و مقصد و درنتیجه، بروز چالش هایی در حوزه عدالت فضایی و دسترسی منجر شده است. در چنین شرایطی، برنامه ریزی کالبدی با هدف ارتقای فرم شهری، به گونه ای که بتواند نیازهای شهروندان را در کمترین فاصله و با بیشترین سهولت تأمین کند، از اولویت های اساسی مدیریت شهری محسوب می شود. درعین حال مرور منابع موجود نشان می دهد که بیشتر مطالعات پیشین در سطوح کلان شهری یا منطقه ای انجام شده اند و اطلاعات اندکی درباره نحوه توزیع دسترسی، در سطح محله های شهری، وجود دارد. پژوهش حاضر، با هدف پر کردن این خلأ، رابطه میان فرم شهری و میزان دسترسی در محله های شهر تهران را بررسی می کند. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. به منظور گردآوری مبانی نظری، از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای بهره گرفته شد. داده های مورد استفاده شامل بلوک های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران، نقشه های کاربری اراضی شهری تهران و اطلاعات شبکه معابر از پایگاه Open Street Map است. برای ارزیابی فرم شهری، از هفت شاخص منتخب در حوزه ساختار کالبدی، شامل تراکم، اتصال و اختلاط کاربری، استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان دسترسی در سطح محله ها، مدل جاذبه هنسن به کار رفت. درنَهایت، برای تحلیل ارتباط میان متغیرهای فرم شهری و شاخص دسترسی، از آزمون های آماری در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که محله های واقع در مناطق 14، 8، 10 و 17 که در محدوده مرکزی شهر قرار دارند، درمقایسه با سایر مناطق، دارای فرم شهری پایدارتر و متراکم تری اند و درمقابل، مناطق 21 و 22 در غرب تهران از الگوی کالبدی پراکنده و ناپایدار تری تبعیت می کنند. نتایج تحلیل دسترسی نیز حاکی از آن است که در سطح شهر تهران، الگوی دسترسی به صورت پراکنده توزیع شده است؛ بااین حال تمرکز بالای شاخص دسترسی در نواحی مرکزی، به ویژه منطقه 12، مشهود است. درمقابل، نواحی غربی شهر، به ویژه در مناطق 21 و 22 با محدودیت های شایان توجهی در دسترسی مواجه اند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز نشان می دهد که ازمنظر پایداری بافت مرکزی شهر تهران، نتایج با مطالعات سرور و همکاران (2020) و نیک پور و همکاران (2018) هم خوانی دارد. اما درباره هم راستایی فرم مرکزی شهر با الگوهای پایدار، نتایج به دست آمده با یافته های میتروپولوس (2023) در تضاد است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اگرچه فرم شهری با سطح دسترسی رابطه معناداری دارد، این رابطه چندان قوی نیست و سایر عوامل نیز در تعیین سطح دسترسی نقش آفرین اند. بااین حال، ازمیان شاخص های فرم شهری، تراکم ساختمانی بیشترین همبستگی را با شاخص دسترسی نشان داده است.
تحلیل فضایی و زمانی توزیع آلاینده متان در مناطق کلان شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
177 - 200
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: آلودگی هوا یکی از چالش های مهم زیست محیطی و بهداشتی است که با رشد صنعتی و افزایش فعالیت های انسانی به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی تشدید شده است. گاز متان به عنوان یکی از قوی ترین گازهای گلخانه ای نقش چشمگیری در گرمایش جهانی، تغییرات اقلیمی، و کاهش کیفیت هوا ایفا می کند. منابع انتشار این گاز شامل تالاب ها، دامداری ها، کشاورزی، و دفن زباله است که فعالیت های انسانی سهم قابل توجهی در افزایش آن دارند. اندازه گیری و پایش آلودگی هوا اغلب با محدودیت های مکانی و زمانی ایستگاه های سنجش زمینی مواجه است. در این راستا، داده های ماهواره ای به دلیل پوشش گسترده، هزینه بهینه و توانایی ارائه داده های با وضوح مکانی و زمانی بالا، به عنوان یکی از مهم ترین منابع اطلاعاتی برای مطالعه آلودگی هوا مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش، از داده های سنجنده TROPOMI بر روی ماهواره Sentinel-5P، که امکان اندازه گیری غلظت گاز متان در جو را فراهم می کند، به عنوان منبع اصلی داده استفاده شده است. این داده ها مبنای تحلیل فضایی و زمانی توزیع متان در محدوده کلان شهر اصفهان بوده و امکان بررسی دقیق الگوهای مکانی و زمانی این آلاینده را در سطح گسترده فراهم کرده اند. باوجود اهمیت بالای آلودگی متان، تاکنون مطالعه ای جامع در خصوص تحلیل توزیع مکانی و زمانی این آلاینده در کلان شهر اصفهان انجام نشده است. هدف این پژوهش، تحلیل جامع و سیستماتیک توزیع متان در شهر اصفهان با استفاده از داده های ماهواره ای و شناسایی ارتباط میان تغییرات عوامل جوی و تغییرات گاز متان است تا راهکارهایی موثر برای مدیریت آلودگی هوا و بهبود کیفیت زیست محیطی ارائه شود. مواد و روش ها: این پژوهش با هدف تحلیل مکانی و زمانی توزیع غلظت متان در کلان شهر اصفهان، از داده های سنجنده TROPOMI مستقر بر ماهواره Sentinel-5P در بازه زمانی 1398 تا 1402 استفاده کرده است. داده های ماهواره ای با بهره گیری از سامانه گوگل ارث انجین فراخوانی، پردازش و تحلیل شدند. برای بررسی الگوی توزیع مکانی غلظت متان، شاخص موران جهانی و آماره G به منظور تحلیل خوشه ها و تعیین نحوه پراکنش داده ها به کار رفت. علاوه بر این، از آماره Gi برای شناسایی مناطق دارای بیشترین (نقاط داغ) و کمترین (نقاط سرد) غلظت متان استفاده شد. همچنین، ارتباط میان غلظت متان و عوامل اقلیمی مانند دما، فشار هوا، میزان بارش و سرعت باد از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون ارزیابی گردید. در نهایت، روند تغییرات زمانی غلظت متان در مقیاس های ماهانه، فصلی و سالانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده نشان دهنده روند افزایشی غلظت گاز متان در کلان شهر اصفهان طی دوره زمانی مورد مطالعه بوده است. این گاز در فصول سرد سال به ویژه در نواحی صنعتی و کشاورزی بیشترین غلظت را تجربه کرده است. بررسی های مکانی نشان دهنده تشکیل خوشه های قابل توجهی از غلظت های بالا در مناطق شمالی، به ویژه مناطق 4 و 7، و همچنین مناطق شرقی، به ویژه مناطق 12 و 15، می باشد که به دلیل فعالیت های مرتبط با دامداری، کشاورزی و دفن زباله، غلظت های بالای متان را در این مناطق به دنبال داشته است. در مقابل، نواحی جنوبی، به ویژه مناطق 2 و 6، و همچنین بخش هایی از نواحی غربی به عنوان نقاط سرد با غلظت های پایین تر شناخته شدند. علاوه بر این، ارزیابی ارتباط پارامترهای اقلیمی نشان داد که دما و سرعت باد به طور معکوس با تغییرات غلظت متان در ارتباط بوده اند، در حالی که فشار هوا نشان دهنده رابطه ی مثبت و معناداری با تغییرات غلظت این گاز بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، که مبتنی بر تحلیل داده های ماهواره ای با دقت بالا و روش های پیشرفته سنجش مکانی است، اطلاعات ارزشمندی را در زمینه مدیریت آلودگی هوا و برنامه ریزی شهری فراهم می آورد. بر این اساس، پیشنهاد می شود پایش و کنترل انتشار متان با اولویت بندی فصول سرد سال و تمرکز بر مناطق شناسایی شده به عنوان نقاط داغ انجام گیرد. در این راستا، بهینه سازی فرآیندهای صنعتی، مدیریت کارآمد پسماندها در نواحی شرقی اصفهان و کنترل انتشار متان از دامداری های شمالی با بهره گیری از فناوری های نوین، ازجمله روش های تصفیه زیستی، می تواند به طور مؤثری در کاهش این آلاینده نقش ایفا کند. علاوه بر این، استفاده از داده های سنجش از دور و مدل های پیش بینی پیشرفته برای پایش مداوم غلظت متان و اجرای راهکارهای کنترل آلودگی به صورت هدفمند، به عنوان یک راهبرد مؤثر توصیه می شود.
بررسی آسیب پذیری شهری در برابر زلزله با استفاده از GIS و مدل BWM (مطالعه موردی: بخشی از منطقه 2 کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که به دلیل ماهیت نامنتظره اش، اغلب خسارات جانی و مالی فراوانی بر جای می گذارد. با رشد سریع شهرنشینی و به تبع آن، تمرکز جمعیت بیشتر در شهرها و همچنین افزایش تراکم ساختمان ها و تعداد تأسیسات، آسیب پذیری آنها نیز در برابر زلزله افزایش یافته و جان و مال افراد بیشتری درمعرض خطر قرار گرفته است. درحال حاضر راهی برای پیشگیری از وقوع زلزله وجود ندارد اما، با راهکارهایی همچون شناسایی مناطق آسیب پذیر، می توان خسارات ناشی از آن را تاحدی کاهش داد. در این تحقیق، میزان آسیب پذیری بخشی از شهر تبریز در برابر این رخداد بررسی شده است. مواد و روش ها: منطقه مورد مطالعه، در این تحقیق، بخشی از محدوده مربوط به شهرداری منطقه 2 کلان شهر تبریز است. منطقه 2 شهرداری در جنوب و جنوب شرق شهر تبریز واقع شده و با توجه به ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آن، یکی از مناطق مهم شهر تبریز به شمار می رود. برای تعیین میزان آسیب پذیری، ابتدا معیارهای مؤثر در آسیب پذیری بافت شهری در برابر زلزله شناسایی و اطلاعات مورد نظر جمع آوری شد. این معیارها شامل قدمت ابنیه، نوع مصالح، کیفیت ابنیه، تعداد طبقات، تراکم جمعیت، فاصله از گسل، فاصله از معابر، فاصله از فضاهای باز و مساحت بناست. سپس مهم ترین و کم اهمیت ترین معیار مشخص و پس از مقایسه های مرجع، وزن هر معیار براساس مدل بهترین بدترین که از روش های نوین تصمیم گیری چندمعیاره است، محاسبه شد. روش یادشده، درمقایسه با فرایند تحلیل سلسله مراتبی، به مقایسه های کمتری نیاز دارد و با استفاده از آن، نتایج پایدارتری حاصل می شود؛ در این پژوهش، برای حل مدل مذکور، از روش برنامه ریزی خطی سیمپلکس استفاده شد. با توجه به ماهیت مکانی معیارها، نقشه های هر معیار (شاخص) در محیط GIS آماده سازی شدند. سپس ارزش هر قطعه ملکی (پارسل)، با توجه به هدف تحقیق و وضعیت آن قطعه در شاخص مورد نظر، با روش بهترین بدترین به دست آمد. نتایج و بحث: برای تعیین وزن معیارها، کیفیت ابنیه به منزله مهم ترین معیار و مساحت قطعات به منزله کم اهمیت ترین معیار در نظر گرفته شد و وزن ها با نرخ ناسازگاری 06/0 به دست آمد. پس از محاسبه وزن هر قطعه ملکی و محاسبه میانگین آنها در هر ناحیه، امن ترین و آسیب پذیرترین ناحیه به ازای هر شاخص مشخص شد. سپس سایر ناحیه ها با این دو ناحیه، در هر شاخص، مقایسه شدند. با در نظر گرفتن وزن هر معیار و ناحیه به ازای هر معیار، مقدار و رتبه نهایی هر ناحیه به دست آمد. برخلاف نسخه اصلی مدل که بهترین و بدترین معیار براساس نظر کارشناسی در آن تعیین می شود، در پژوهش حاضر با توجه به ماهیت مسئله، بهترین و بدترین ناحیه به ازای هر معیار، به جای نظر کارشناسی، با توجه به تحلیل های مکانی و نتایج محاسبات مشخص شد. ناحیه های شماره 6 و 2، به ترتیب، کمترین و بیشترین احتمال آسیب پذیری در برابر زلزله را دارند. بیشترین حساسیت، به ترتیب، به وزن معیارهای فاصله از فضاهای باز و فاصله از معابر بازمی گردد که اگر مقدار آنها به میزان 5- 10× 5/2 و 5- 10× 5/3 افزایش یابد، به تغییر پاسخ فعلی منجر می شود. نتیجه گیری: زلزله یکی از مخاطرات طبیعی است که کشور ما را دائماً تهدید می کند. تعیین میزان آسیب پذیری بافت های شهری در برابر زلزله و برنامه ریزی براساس آن می تواند نقش مهمی در کاهش تلفات جانی و مالی ناشی از وقوع این پدیده داشته باشد. در این پژوهش، میزان آسیب پذیری احتمالی براَثر زمین لرزه، در بخشی از منطقه 2 شهر تبریز، بررسی شد. براساس نتایج حاصل، ناحیه شماره 2 بیشترین میزان آسیب پذیری در برابر زلزله را دارد که تقریباً در بخش میانی منطقه مورد مطالعه قرار گرفته است. این ناحیه، به لحاظ معیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه، مصالح مورد استفاده و دسترسی به فضاهای باز، آسیب پذیرترین بخش در بین نُه ناحیه بوده است. ناحیه 2 حدود 16% از کل منطقه را به خود اختصاص داده و شامل 1815 قطعه ملکی است. براساس قطعات ملکی نیز، بیشتر قطعات واقع در این ناحیه آسیب پذیری بسیار بالا یا بالا دارند. در پژوهش حاضر، علاوه بر خود وزن، مقدار تغییر مجاز آن نیز به دست آمد. درزَمینه تحلیل حساسیت، مقدار تغییر مجاز یک متغیر (در این پژوهش، وزن معیار) به تصمیم گیرندگان کمک می کند از میزان انعطاف پذیری مقادیر متغیرها آگاهی یابند.
بررسی و ارزیابی روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی جهت پتانسیل یابی منابع آهن دار در نیمه شمال شرق ده چاه -فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: امروزه استفاده از منابع معدنی زیرزمینی، مانند سنگ آهن، اولویتی مهم در عصر اقتصاد جوامع است و این منابع جزء ضروری ترین و ابتدایی ترین مواد فلزی در جوامع امروزی شمرده می شوند. ازاین رو اکتشاف سنگ آهن در مناطق مهم که پتانسیل های منابع فلزی دارند، در اولویت قرار دارد. تا کنون روش های بسیاری، برای پتانسیل یابی سنگ آهن در زیر سطح زمین، ابداع شده که مهم ترین آنها روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی است. در منطقه مورد مطالعه، با توجه به سیستم لیتولوژی و ساختارهای گسلش منطقه، وجود منبع سنگ آهن در زیر سطح زمین تاحدی تأیید می شود ولی برای کاستن هزینه های اکتشافات، قبل از حفاری و صرف هزینه های هنگفت، باید مطالعات دقیق ژئوفیزیکی و زمین شناختی انجام بشود. هدف مطالعاتی، در منطقه مورد مطالعه، ترکیب و تلفیق چند روش دورسنجی و گرانی سنجی زمینی و تطبیق اطلاعات با مغناطیس سنجی و همچنین اعتبار سنجی نتایج آنها با مطالعات زمین شناسی است. مواد و روش ها: این عملیات گرانی سنجی و مغناطیس سنجی از قدیمی ترین روش های ژئوفیزیکی است که برای فعالیت های اکتشافی درزَمینه های گوناگون و به ویژه اکتشاف ذخایر آهن به کار می رود. محدوده مورد مطالعه در شمال شرق استان فارس و نیمه شمالی شهرستان نی ریز واقع شده است. در این پژوهش ابتدا، با استفاده از داده یک برگ از سنجنده، از نوع Level-1A و متعلق به تاریخ 22/09/2007 و به کارگیری روش های دورسنجی، شامل پردازش و تحلیل طیفی ترکیب های رنگی متفاوت و نسبت گیری باندی و تحلیل مؤلفه های اصلی باندها و نقشه برداری زاویه طیفی کانی ها با استفاده از نرم افزار ENVI روی داده های استر (ASTER)، پهنه های دگرسانی و مناطق کانی سازی شده مرتبط با کانی زایی آهن دار در منطقه مشخص شد. در مرحله بعد، داده های ژئوفیزیکی گرانی سنجی زمینی در این منطقه به کار رفت و این داده ها، با استفاده از نرم افزار Oasis Montaj، پردازش و تحلیل شد. درنَهایت، با استفاده هم زمان از هر دو سری داده های اکتشافی مهم، مناطق مهم کانی زایی آهن دار در محدوده مورد مطالعه شناسایی و پی جویی شد. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش، با توجه به نتایج مطالعات سنجش از دور و مطالعات گرانی سنجی زمینی، چهار نوع آنومالی شناسایی و پی جویی شده است که در هر دو روش، نتایج منطبق بر یکدیگر است. درواقع، آنومالی های A، B، C و D در روش سنجش از دور با آنومالی های A’، B’، C’، D’ و E’ در روش گرانی سنجی زمینی هم پوشانی داشته و همچنین تمامی نتایج، با داده های مغناطیس سنجی به منظور اعتبار سنجی، مطابقت داشته است. با توجه به مجاورت توده نفوذی آذرین با سنگ های آهکی، به صورت کلی به نظر می رسد آنومالی های A’، B’ و C’ می تواند ناشی از کانی زایی آهن از نوع اسکارن در این ناحیه باشد. وجود کانی زایی گارنت در این زون احتمال صحت این ادعا را افزایش می دهد. این آنومالی ها در اعماق و زیر واحدهای آهکی واقع شده است. با توجه به نقشه گرانی سنجی، کانی زایی آهن دار در راستای شمال غرب جنوب شرق اتفاق افتاده و آنومالی های A’، B’ و C’ ناشی از دو دایک مجاور هم در منطقه است. آنومالی D’ و E’ در جنوب محدوده و جنوب آنومالی A’ و C’ واقع شده و بر سنگ های شیست سبز و آمفیبولیت ها و گارنت شیست ها منطبق است. مهم ترین آنومالی A’ و C’ است که با توجه به طول و ضخامت توده، وضعیت کانی زایی مناسبی دارد. آنومالی مجاور آن نیز B’ است که احتمالاً با آنومالی های A’ و B’ منشأ یکسانی دارد و به نظر می رسد این کانی زایی در مرز سنگ های آهکی با توده نفوذی رخ داده باشد.
ارزیابی و اولویت بندی راهبردهای بازسازی بافت های فرسوده با بهره گیری از فنّاوری سنجش از دور و روش BWM (مطالعه موردی: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
101 - 118
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف، بافت های فرسوده شهری یکی از جدی ترین معضلات توسعه پایدار شهری در ایران محسوب می شوند که پیامدهای آن در حوزه های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی نمود یافته است. شهر زنجان نیز به عنوان یکی از شهرهای در حال توسعه، در دهه های اخیر با گسترش فزاینده ی بافت های فرسوده مواجه شده است. این بافت ها با مشکلاتی چون کاهش کیفیت محیط زندگی، ناکارآمدی خدمات شهری، آسیب پذیری در برابر مخاطرات، ناهنجاری های اجتماعی، کاهش حس تعلق و افت سرمایه اجتماعی روبرو هستند. از سوی دیگر، مطالعات و برنامه ریزی های پیشین در قالب طرح های جامع و تفصیلی نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای این نواحی باشند و فرآیند بازآفرینی آن ها را تسهیل نمایند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی بافت های فرسوده شهری، تحلیل وضعیت آن ها و اولویت بندی راهبردهای ساماندهی، با بهره گیری از فناوری سنجش از دور، مدل DPSIR و روش تصمیم گیری چندمعیاره BWM انجام شده است. مواد و روش ها، برای تحقق اهداف پژوهش، ابتدا داده های ماهواره ای مربوط به شهر زنجان از طریق تصاویر لندست ۸ مربوط به تاریخ ۸ آذر ۱۳۹۹ استخراج گردید. جهت تحلیل فضایی داده ها از نرم افزار ENVI استفاده شد و شاخص هایی نظیر دمای سطح زمین (LST)، پوشش گیاهی (NDVI) و گسیل مندی برای شناسایی مناطق مستعد فرسودگی تحلیل گردید. مناطق شهری با دمای سطح بالا و پوشش گیاهی پایین به عنوان نواحی دارای احتمال بالای فرسودگی شناسایی شدند و با طبقه بندی نتایج، نقشه فرسودگی شهر در پنج کلاس تعریف گردید. کلاس اول به عنوان فرسوده ترین بخش، ۶/۹ درصد از مساحت شهر را شامل شد که بیشتر با نواحی مرکزی و هسته تاریخی زنجان انطباق داشت. کلاس دوم نیز با حدود ۱۰ درصد از مساحت شهر، در وضعیت در حال فرسودگی قرار دارد. نتایج و بحث در گام دوم، برای بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری و تشدید فرسودگی و نیز تدوین راهبردهای ساماندهی، از مدل مفهومی DPSIR استفاده شد. این مدل با تحلیل زنجیره علّی بین نیروهای محرک، فشارها، وضعیت موجود، اثرات و پاسخ های احتمالی، امکان درک جامع تری از فرایند فرسودگی شهری فراهم کرد. به منظور شناسایی و ارزیابی راهبردهای ساماندهی، از نظرات ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه شهرسازی که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، استفاده شد. سپس برای اولویت بندی راهبردها از روش تصمیم گیری چندمعیاره "بهترین بدترین" (BWM) بهره گرفته شد که در آن بر اساس مقایسه های زوجی، میزان ارجحیت راهکارها تعیین گردید. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان داد که در میان راهبردهای ارائه شده، «مشارکت شهروندان در فرآیند ساماندهی» بالاترین اولویت را داراست. پس از آن، «بازآفرینی اقتصادی بافت های فرسوده» و «شناسایی نواحی در آستانه فرسودگی» به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. راهبردهایی چون «بهبود پاکیزگی بافت»، «افزایش تراکم جمعیتی» و «بازسازی کالبدی» از کمترین اولویت برخوردار بودند. این اولویت بندی نشان دهنده آن است که مداخلات اجتماعی و اقتصادی، نسبت به اقدامات صرفاً کالبدی، اثربخشی بیشتری در بهسازی بافت های فرسوده خواهند داشت. در نتیجه، پژوهش حاضر با بهره گیری از ترکیب روش های نوین سنجش از دور، تحلیل مفهومی و تصمیم گیری چندمعیاره، الگویی بومی و کارآمد برای شناسایی، تحلیل و برنامه ریزی در حوزه ساماندهی بافت های فرسوده شهری ارائه می دهد. این الگو می تواند به عنوان مبنایی جهت تصمیم گیری مدیران شهری، سیاست گذاران و برنامه ریزان در راستای بازآفرینی پایدار شهری در زنجان و سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment) برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
نقشه برداری کانی شناسی مرتبط با کان سار مس پورفیری با استفاده از تصاویر استر و سنتینل- 2 و شواهد صحرایی (مطالعه موردی: کان سار مس صاحب دیوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: منطقه مورد مطالعه در پهنه ساختاری البرز آذربایجان و در برگه 1:100000 لاهرود واقع شده است. در برخی مناطق، توده های نفوذی با ترکیبی از گرانودیوریت و کوارتز دیوریت با سن الیگوسن به درون سنگ های آتش فشانی نفوذ کرده اند و در بخش های مرکزی اطراف روستای قره گل و جنوب غرب منطقه، در محدوده صاحب دیوان و دوست بیگلو، عامل دگرسانی گسترده گرمابی (کائولینیت)، سیلیسی و آلونیتی در سنگ های لاتیتی ائوسن بالایی محسوب می شوند. پیشرفت های اخیر فنّاوری، درزَمینه تفکیک طیفی/ مکانی داده های ماهواره ای در الگوریتم های طبقه بندی، فرصت ها و راه حل های جالب توجهی را برای نقشه برداری زمین شناسی ایجاد کرده است. در این تحقیق، بر این مبنا که هدف از کاوش ذخایر مس پورفیریْ سنگ های آذرین اسیدی تا حدواسط است که دگرسانی آرژیلیک، فیلیک و پروپیلیتیک گسترده ای در آنها رخ داده، توجه ویژه ای به دگرسانی آلونیتی، سیلیسی و اکسید آهن شده است. مواد و روش ها: به منظور معرفی نمونه های آموزشی، پس از بررسی های زمین شناختی، سیزده نمونه از صاحب دیوان با روش XRD آنالیز شد. مناطقی که نماینده دگرسانی های اصلی بودند و پیکسل های مربوط به آنها در تصاویر ماهواره ای، با عنوان نمونه های آموزشی، برای روش های طیف پایه انتخاب شد. در مطالعه حاضر، مجموعه داده های MSI ماهواره های استر و سنتینل A2 از برگه 1:100000 لاهرود، با نگرش ویژه به معدن صاحب دیوان بررسی شده اند. هدف اصلی این مطالعه ایجاد روشی جدید با در نظر گرفتن داده های سنجش از دور، به ویژه استر و سنتینل 2، در شناسایی دگرسانی های مرتبط با ذخایر مس پورفیری است. این شناسایی براساس دو رویکرد انجام شد: شناسایی زون های دگرسانی گرمابی مرتبط با ذخایر مس پورفیری (ازطریق کتابخانه طیفی) و شناسایی مستقیم زون های دگرسانی و کانی های مس دار (ازطریق نمونه برداری مستقیم از محل کان سار و استفاده از آن به منزله پیکسل آموزشی). در منطقه مورد مطالعه، نتایج MNF از داده های استر و سنتینل A2 استخراج و در طبقه بندی طیف پایه و با استفاده از کتابخانه طیفی نرم افزار و نمونه های آموزشی از مناطق دگرسان شده، به ترتیب از سه کانی کائولینیت، موسکویت و کلریت به صورت شاخص هایی برای دگرسانی آرژیلیک، فیلیک و پروپیلیتیک استفاده شد. نتایج و بحث: نتیجه جالب توجه به دست آمده، از این تحقیق، برجسته سازی دگرسانی در تصاویر استر معدن صاحب دیوان بود؛ این نکته گویای حضور هم زمان دگرسانی آرژیلیک و فیلیک در مرکز و محصور شدن آن با دگرسانی پروپیلیتیک بود که با الگوی مرسوم ذخایر پورفیری مطابقت دارد. همچنین تحلیل تصاویر سنتینل نشان داد هماتیت، ژاروسیت، گوتیت و لیمونیت ویژگی های جذبی قدرتمندی در ناحیه VNIR نشان می دهند و این حسگر در شناسایی آنها موفق تر بوده است. پس از دریافت اطلاعات زمین شناختی و انجام دادن مطالعات XRD، از روش های نقشه برداری کانی شناسی طیف پایه مانند BE، LSU، CEM استفاده شد؛ ازبین آنها، روش BE بهترین نتیجه را برای جداسازی پیکسل های هدف، به ویژه در تشخیص انواع گوناگون تغییرات ذخایر مس پورفیری، دربرداشت. این مسئله، با استفاده از پیکسل های آموزشی، روی تصاویر استر نشان داده شد. اگرچه تصاویر سنتینل، به دلیل وضوح طیفی پایین در محدوده فروسرخ کوتاه، نتایج رضایت بخشی برای کانی های رسی به دست ندادند، برای جداسازی کانی های حاوی آهن مانند هماتیت، ژاروسیت و گوتیت مطلوب بودند و با استفاده از ترکیب رنگی، نتیجه گرفته شد که وجود هماتیت و ژاروسیت را به طور هم زمان نشان می دهند. نتیجه گیری: نتایج بررسی توده های نفوذی ورقه 100000 لاهرود رگه های سیلیسی و گسترش گسل ها و دگرشکلی ها نشان می دهد که به طور کلی، دگرسانی گسترده در بخش مرکزی (صلوات و نیازقلی مشیران) و جنوب غرب منطقه مورد مطالعه (صاحب دیوان و دوست بیگلو) شایان توجه است. محصولات حاصل از فراوری با نقشه زمین شناسی منتشرشده از منطقه مورد مطالعه مقایسه و نشان داده شد که نقشه های حاصل با مدل زمین شناسی مفهومی کان سار مس پورفیری مطابقت دارند و دگرسانی ها به سنگ میزبان این نوع کان سار بازمی گردد.
بررسی تغییرات کاربری اراضی شهر هرات با استفاده از تصاویرماهواره ای بین سال های 2015 تا 2022(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: در سال های اخیر، تغییرات کاربری اراضی به ویژه در مناطق شهری، از چالش های مهم در حوزه برنامه ریزی شهری، مدیریت منابع طبیعی و توسعه پایدار شناخته شده است. با افزایش جمعیت، گسترش ساخت وسازها و رشد فزاینده تقاضا برای اراضی شهری، نیاز بیش ازپیش به پایش و تحلیل دقیق تغییرات کاربری اراضی، به منظور مدیریت بهینه منابع و تدوین سیاست های کارآمد توسعه شهری، احساس می شود. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف بررسی روند تغییرات کاربری اراضی در شهر هرات، طی سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ انجام شده است. برای این منظور، از تصاویر ماهواره ای لندست ۸ مربوط به سنجنده OLI استفاده شد که با توجه به ویژگی های طیفی و مکانی مناسب، قابلیت بالایی در تحلیل تغییرات کاربری اراضی دارد. مواد و روش ها: ابتدا پیش پردازش های لازم، ازجمله تصحیح رادیومتریکی، تصحیح هندسی و تصحیح اتمسفری، درمورد تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده متعلق به دو سال مورد نظر انجام شد تا دقت تحلیل های بعدی افزایش یابد. پس از مراحل پیش پردازش، چهار کلاس کاربری اراضی شامل اراضی خاکی، پوشش گیاهی، مناطق مسکونی و اراضی آبی در محدوده مورد مطالعه شناسایی شد. به منظور طبقه بندی این تصاویر و استخراج اطلاعات درزَمینه تغییرات کاربری، از دو الگوریتم طبقه بندی پرکاربرد، یعنی روش حداکثر احتمال (Maximum Likelihood Classification) و شبکه عصبی مصنوعی (Artificial Neural Network)، استفاده شد و دقت نتایج حاصل از این دو روش مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج تحلیل ها نشان داد که روش حداکثر احتمال، در طبقه بندی تصاویر ماهواره ای، عملکردی بهتر از روش شبکه عصبی مصنوعی داشته است. مقادیر ضریب کاپا و دقت کلی که برای ارزیابی صحت طبقه بندی به کار می روند، درمورد سال ۲۰۱۵، برابر با 75/0 و ۸۵% و برای سال ۲۰۲۲، برابر با 96/0 و ۹۷% به دست آمدند. این مقادیر حاکی از دقت بالا و قابلیت اعتماد روش حداکثر احتمال، در تفکیک کلاس های متفاوت کاربری اراضی، در منطقه مورد مطالعه است. تحلیل نتایج طبقه بندی در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ نشان دهنده تغییرات شایان توجه در ساختار فضایی کاربری اراضی شهر هرات است. براساس نتایج، طی این دوره زمانی، سطح اراضی خاکی به میزان 0/4 کیلومترمربع کاهش یافته و سطح اراضی آبی نیز با کاهش 62/1کیلومترمربعی مواجه بوده است. ازسوی دیگر، سطح اراضی مناطق مسکونی به میزان 39/1 کیلومترمربع و سطح پوشش گیاهی 59/4 کیلومترمربع افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تغییرات نشان دهنده روند توسعه شهری، در شهر هرات، طی این دوره زمانی است و به افزایش مداخلات انسانی در کاربری اراضی، به ویژه در قالب توسعه مناطق مسکونی و افزایش فضای سبز یا پوشش گیاهی، اشاره دارد. درمجموع، یافته های این پژوهش حاکی از آن است که توسعه شهری در شهر هرات باعث کاهش اراضی طبیعی، همانند زمین های خاکی و منابع آبی، شده و درمقابل، کاربری هایی با مداخلات انسانی، مانند مناطق مسکونی و پوشش گیاهی، افزایش یافته است. با توجه به کاهش منابع آبی و اراضی طبیعی، برنامه ریزی های آتی شهر باید با تمرکز بر توسعه پایدار، حفاظت از منابع طبیعی و به ویژه مدیریت مؤثر منابع آبی همراه باشد. این مدیریت می تواند ازطریق سیاست گذاری های دقیق، اعمال محدودیت در توسعه بی رویه شهری و ارتقای آگاهی عمومی درباره اهمیت منابع طبیعی تحقق یابد. این پژوهش، با بهره گیری از داده های سنجش از دور و تحلیل علمی تغییرات کاربری اراضی، اطلاعات ارزشمندی برای تصمیم گیران و برنامه ریزان شهری فراهم کرده است. نتایج این مطالعه را می توان به منزله مبنایی برای تدوین راهکارهای علمی درزَمینه مدیریت اراضی شهری، حفظ منابع طبیعی و توسعه پایدار در شهر هرات به کار برد؛ بنابراین استفاده از فنّاوری های نوین در پایش و ارزیابی تغییرات کاربری اراضی باید از الزامات اساسی در فرایند تصمیم گیری و سیاست گذاری های شهری به شمار رود و پیشنهاد می شود توسعه شهری با مدیریت بهتر منابع آبی همراه باشد.