ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۲۶۱.

قومیت: همگرایی یا واگرایی، مطالعه موردی: (ایران و جمهوری آذربایجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
در این مقاله، موضوع قومیت با محور همگرایی یا واگرایی بین ایران و جمهوری آذربایجان، بررسی شده است. قوم گرایی به مثابه مؤلفه ای بازدارن ده و ناسازگار در مناسبات میان ای ران و جمه وری آذربایج ان نقش داشته و باعث گردیده ک ه ای ران و آذربایج ان علیرغم پیشینه مشترک ت اریخی، س رزمینی، فرهنگ ی و مذهبی روابط دوستانه ای نداشته باشند. بنابراین، پرسش اساسی این بوده که قومیت گرایی چه تأثیری بر بر مناسبات ایران و آذربایجان داشته است؟ در پاسخ، فرضیه اساسی این بوده که به نظر می رسد که پیگیری سیاست های قومیت گرایی از سوی آذربایجان منجر به واگرایی ایران و آذربایجان شده است. روش پژوهش کتابخانه ای و با عنایت به مطالب و منابع موجود توصیفی-تحلیلی بوده است. در روش کتابخانه از مطالعه متون، مقاله ها، سایت ها و غیره استفاده شده است. شیوه تحلیل مطالب به صورت کیفی موردی است. گردآوری اطلاعات بنحو فیش برداری است. یافته های پژوهش این بوده که عوامل و بسترهای واگراساز در مناسبات ایران و آذربایجان در راستای قومیت دو کشور مباحثی همچون ژئوپلیتیک اقوام و گرایش های تجزیه-طلبانه، تقابل ناشی از هویت جغرافیایی- تاریخی کنشگران ایرانی و آذری، تقابل رویکردهای ناسیونالیستی ترکی - ایرانی، هویت قومی- ملی متضاد بین کنشگران دو کشور (پانترکیزم و تهدید تمامیت ارضی ایران)، ایجاد آذربایجان بزرگ، پیگیری سیاست های قوم گرایانه توسط جمهوری آذربایجان، سیاست الحاق گرایی مبتنی بر قومیت جمهوری آذربایجان، قوم گرایی افراطی آذری ها، بوده است. بیشتر موانع، اختلافات و مشکلات کنونی به سرشت نظام سیاسی دو کشور و همچنین رقابت آنها در راستای نظام های منطقه ای و بین المللی مربوط است. جمهوری آذربایجان عمق ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بوده و بنابراین، از ویژگی های همسویی با ایران برخوردار می باشد که این مهم، هم فرصت آفرین و و هم تهدیدآور لحاظ می شود.
۱۲۶۲.

مدل پیش بینی برای نقاط باستانی- مقایسه روش ماکزیمم آنتروپی و وزن های شواهد، مطالعه موردی: استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۳
حفاظت و شناسایی محوطه های باستانی با توجه به تهدیدات ناشی از شهرسازی، گسترش کشاورزی و توسعه زیرساخت ها اهمیت روزافزونی یافته است. کاوش های میدانی سنتی، اگرچه مؤثر، اما زمان بر و پرهزینه اند. مدل سازی پیش بینی فضایی با استفاده از عوامل محیطی و داده های مکان های شناخته شده، ابزاری کارآمد برای شناسایی مناطق با پتانسیل باستانی بالاست. این مطالعه به مقایسه دو روش مدل سازی پیش بینی، وزن های شواهد (WoE) و ماکزیمم آنتروپی (MaxEnt)، در شناسایی محوطه های باستانی در استان خراسان شمالی، ایران، می پردازد. این منطقه به دلیل کشف اخیر یک کاخ هخامنشی در نزدیکی آشخانه از اهمیت باستانی برخوردار است. در این پژوهش، داده های 980 محوطه باستانی به صورت تصادفی به مجموعه های آموزشی (70%) و اعتبارسنجی (30%) تقسیم شدند. شش متغیر محیطی شامل ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه ها، پوشش گیاهی، آبادی ها و زمین شناسی با رزولوشن 30 متر در محیط GIS پردازش شدند. مدل WoE با رویکرد بیزین و آزمون استقلال شرطی (کای اسکوئر) و مدل MaxEnt بدون نیاز به استقلال متغیرها اجرا شدند. نتایج نشان داد MaxEnt با نرخ موفقیت آموزشی 88.65% و اعتبارسنجی 88.20% نسبت به WoE (83.26% و 83.00%) عملکرد بهتری دارد. نزدیکی به آبادی ها و رودخانه ها مهم ترین عوامل پیش بینی کننده بودند. MaxEnt به دلیل انعطاف پذیری و عدم نیاز به استقلال متغیرها، برای محیط های پیچیده مناسب تر است، درحالی که WoE به دلیل سادگی برای پروژه های کوچک تر کارآمد است. پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی از روش های ترکیبی و داده های با وضوح بالا برای بهبود دقت استفاده شود.
۱۲۶۳.

تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۸
رشد سریع جمعیت شهر اهواز، این شهر را با چالش های مهمی در زمینه های مختلف محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن، ترافیک و غیره روبر ساخته و این مشکلات حکمروایی در این شهر را با چالش هایی مواجه کرده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر سعی شده است به اولویت بندی و تحلیل تحولات جمعیتی و چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز پرداخته شود. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از ابزار پرسش نامه «دیمتل»  و برای اولویت بندی معیارها از تکنیک «دنپ» بهره گیری شده است. تمامی مراحل با استفاده از نرم افزار اکسل که شامل 4 معیار و 25 زیرمعیار می باشد انجام شده است. روایی پرسش نامه به تأیید خبرگان رسید. برای سنجش پایایی پرسش نامه از نرخ ناسازگاری استفاده شده است. از آن جایی که نرخ ناسازگاری ماتریس F از 1/0 کمتر می باشد، در نتیجه ماتریس مورد نظر که منبعث از آراء نظرات خبرگان است پایایی دارد و می توان ادامه مسیر را پیمود. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که به ترتیب: چالش های اجتماعی- فرهنگی، چالش های محیط زیستی، چالش های کالبدی-زیرساختی و چالش های اقتصادی رتبه های اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج زیرمعیارها نشان داد به ترتیب زیرمعیارهای رشد مهاجرت، حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی و پیری جمعیت  با امتیاز 064/0 ، شکل گیری کانون های بروز ناهنجاری و جرائم اجتماعی  با امتیاز (059/0) و آلودگی محیطی (هوا، آب وخاک و آلودگی صوتی) با امتیاز 057/0 رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و این شاخص ها می توانند در راستای تحقق تحولات جمعیتی و شناساسایی چالش های فراروی حکمروایی خوب شهری در شهر اهواز کمک بسزایی کنند.
۱۲۶۴.

تأثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تأکید بر شاخص فلاکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
زمینه و هدف: مهاجرت به عنوان واقعه تأثیرگذار جمعیتی، تغییرات قابل ملاحظه ای را در ساخت و توزیع جمعیت ایجاد می کند. مهاجرت نه تنها به عنوان یک پدیده، بلکه به عنوان یک فراپدیده (واقعه ای که اتفاق آن به دلیل بستر و موقعیتی است که مردم در آن زندگی می کنند) از عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نشأت گرفته است.  به این دلیل، علل و انگیزه های مهاجرت را می توان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد. مهاجرت از ایران موضوعی پیچیده و چند بعدی است که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است.  هدف این مقاله بررسی تاثیر عوامل اقتصادی بر مهاجرت از ایران با تمرکز ویژه بر شاخص فلاکت (مجموع تورم و بیکاری) است. روش شناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی انجام و برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی کتابخانه ای استفاده شده است. تمامی داده های متغیرهای مورد نظر به صورت سالیانه برای دوره زمانی 2000 تا 2022 استفاده شده است. برای بررسی ارتباط میان متغیرها از روش خود توضیح با وقفه های توزیعی  استفاده شده است. مدل هایی که برای بررسی اثرات تاخیری ارائه می شوند، معروف به مدل های با وقفه توزیعی هستند که یکی از جدید ترین روش ها برای این بررسی ها، روش خود توضیح با وقفه های توزیعی یا ARDL  است. در این مدل، متغیر وابسته تحت تاثیر وقفه های این متغیر و سایر متغیرهای مستقل قرار دارد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که متغیرهای جمعیت، شاخص فلاکت و تولید ناخالص داخلی تاثیر معنا داری بر مهاجرت از ایران دارند، اما شاخص نابرابری ضریب جینی تاثیر معناداری بر مهاجرت ندارد. شاخص فلاکت نیز تأثیر مثبت و قابل توجهی بر مهاجرت دارد. برعکس، رشد اقتصادی تأثیر منفی و معناداری بر مهاجرت دارد، به طوری که یک درصد افزایش در رشد اقتصادی می تواند نرخ مهاجرت را 1/0 درصد کاهش دهد. نتایج نشان می دهد که سه عامل کلیدی رشد جمعیت، نرخ فقر و رشد اقتصادی به طور مستقیم بر روند مهاجرت از ایران تأثیر می گذارند. با افزایش جمعیت، فشار بر منابع اقتصادی و اجتماعی کشور تشدید می شود. در شرایطی که فرصت های شغلی و خدمات عمومی توسعه نیافته اند، افراد ممکن است برای جستجوی شرایط زندگی بهتر مهاجرت کنند. شاخص فلاکت، که هم نرخ تورم و هم نرخ بیکاری را در بر می گیرد، به عنوان یک شاخص حیاتی برای عملکرد اقتصادی عمل می کند.
۱۲۶۵.

طراحی میان افزای بافت ارزشمند تاریخی شهر با به کارگیری «ارزیابی بصری دقیق» (مورد پژوهی: محور اصلی پامنار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه مباحث پیرامون طراحی شهری و رابطه آن با بافت های تاریخی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و معماران تبدیل شده است. امروزه، رویکردهای یکپارچه گرا و توسعه پایدار، گفتمان غالب در این حوزه است که در بطن آن، «توسعه میان افزا» به عنوان راهکاری برای احیای بافت های کهن و جلوگیری از تخریب آن ها مطرح می شود. با این حال، ادغام معماری جدید در بافت های تاریخی یک چالش بزرگ است و به توجه دقیق به ویژگی های معماری و زیبایی شناسی برای حفظ سازگاری با میراث شهری نیاز دارد. یکی از مشکلات اساسی در شهرهای معاصر، به ویژه در بافت های تاریخی، آشفتگی بصری ناشی از طراحی های ناهماهنگ است؛ جایی که هر مالک، نمای ساختمان خود را بدون توجه به بناهای مجاور و فقط بر اساس منافع شخصی طراحی می کند. این امر به ایجاد منظر شهری گسسته و مغشوش منجر می شود و ضرورت تدوین ضوابط مشخص برای نماسازی را دوچندان می کند. محله پامنار، به عنوان یکی از محلات قدیمی و ارزشمند تهران قدیم در محدوده عودلاجان، نمونه بارزی از این چالش هاست. این محله با داشتن پیشینه غنی، نیازمند توجه ویژه به نمای بصری محورهای عمومی خود است. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر از تکنیک «ارزیابی بصری دقیق» (Accurate Visual Representation - AVR) به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی منظر فرهنگی و هدایت توسعه پایدار در بافت های تاریخی بهره می برد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه می توان با بهره گیری از تکنیک AVR و شناسایی شاخص های کلیدی کیفیت بصری، به راهبردها و ضوابطی کارآمد برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار دست یافت که ضمن هماهنگی با منظر تاریخی، به ارتقای هویت و سرزندگی این محله کمک کند؟ اهداف این مطالعه شامل شناسایی شاخص های مهم کیفیت بصری، تعیین جایگاه ابزارهای پایش بصری در فرایند طراحی و در نهایت، تدوین و ارائه ضوابط طراحی برای بناهای میان افزا در این محله است. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً از روش های توصیفی تحلیلی استفاده کرده اند ، این مطالعه با به کارگیری روش آمیخته و تمرکز بر دیدگاه ساکنان ، به دنبال ارائه راهکارهای عملی و افزودن به غنای دانش موجود در این حوزه است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با روش تجزیه وتحلیل آمیخته به بررسی هویت بصری در طراحی بناهای میان افزای محله پامنار تهران پرداخته است. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار اصلی پژوهش، یعنی پرسشنامه، انجام شد. پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت طراحی شد و روایی آن توسط سه نفر از خبرگان حوزه شهرسازی و معماری تأیید شد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان محله پامنار تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، ۶۸ نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس شش مؤلفه کیفیت محیط شهری کرمونا (۲۰۲۱) شامل مؤلفه های کالبدی، ادراکی، اجتماعی، بصری، عملکردی و زمانی بنا شده است. تحلیل داده ها در دو بخش ذهنی (از طریق پرسشنامه) و عینی (با استفاده از مدل AVR) صورت گرفت. تکنیک AVR به عنوان یک ابزار پیشرفته، تصاویر واقعی (عکس) را با مدل های سه بعدی از طرح های پیشنهادی ترکیب می کند تا یک نمایش بصری دقیق و واقع گرایانه از آینده منظر شهری ارائه دهد. این ارزیابی در چهار سطح استاندارد انجام شد: سطح صفر (تعیین مکان و اندازه)، سطح 1 (افزودن میزان دید)، سطح 2 (افزودن فرم معماری) و سطح 3 (افزودن مصالح). برای تضمین دقت، هر ارزیابی AVR همراه با یک «بیانیه روش» ارائه شد که جزئیات فنی و تصمیمات اتخاذ شده را شرح می دهد. در نهایت، به منظور تدوین ضوابط نهایی، یک پنل خبرگان متشکل از ۱۴ نفر تشکیل شد و با استفاده از روش اشباع نظری، راهبردها و ضوابط طراحی استخراج و اعتبارسنجی شد. یافته ها تحلیل داده های جمعیت شناختی نشان داد جامعه نمونه عمدتاً جوان (91/17 درصد بین ۲۰ تا ۴۰ سال) ، تحصیل کرده (82/35 درصد دارای مدرک کارشناسی) و متشکل از دیدگاه های متنوعی از جمله عابران، شاغلان و ساکنان است. نتایج تحلیل توصیفی پرسشنامه ها (جدول ۲) چالش ها و ظرفیت های مهمی را در بافت پامنار آشکار ساخت. مهم ترین یافته، «هماهنگی پایین بین ساختمان های جدید و قدیم» بود که 30/88 درصد از پاسخ دهندگان آن را «خیلی کم» ارزیابی کردند و این موضوع چالش اصلی در طراحی میان افزا را نشان می دهد. رضایت از عناصر بصری کلیدی مانند «خط آسمان» (32/35 درصد متوسط) و «طرح های رنگی فضاهای عمومی» (42/65 درصد متوسط) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. در مقابل، یافته ها نشان دهنده یک قوت بزرگ بود: «تأثیر نشانه های تاریخی و معماری منحصربه فرد بر هویت بافت» که 32/35 درصد آن را «خیلی زیاد» دانستند. همچنین، ترجیح بالایی برای استفاده از مصالح سنتی مانند «آجر» (38/24 درصد زیاد) و «مصالح ترکیبی» (39/71 درصد زیاد) مشاهده شد که پتانسیل بالایی برای طراحی های زمینه محور فراهم می کند. وجود «فضاهای جلب کننده توجه و توقف» نیز (32/35 درصد خیلی زیاد) نشان دهنده ظرفیت بالای محله برای تعاملات اجتماعی است. در بخش تحلیل عینی، تکنیک AVR در سه مطالعه موردی در محور پامنار به کار گرفته شد. نتایج کاربرد این فن، اثربخشی آن را در ارائه راه حل های طراحی تأیید کرد: AVR0 و AVR1: مکان های بهینه برای ساخت وساز شناسایی شد که کمترین تأثیر منفی را بر منظر تاریخی داشته و با ریتم بصری خیابان هماهنگ بودند. AVR2: فرم های معماری متناسب با تناسبات سنتی محله طراحی شد که ضمن نوآوری، هماهنگی زمینه ای را تقویت می کردند. AVR3: با پیشنهاد مصالحی مانند آجر و سنگ که با ترجیحات ساکنان نیز همخوانی داشت ، طرح هایی ارائه شد که بالاترین سطح انسجام بصری را داشتند. تحلیل مقایسه ای نشان داد طرح های سطح 3 (AVR3) به میزان ۸۵ درصد با معیارهای زمینه تاریخی (شامل مقیاس، مصالح و ریتم نما) همخوانی داشتند. این یافته، ظرفیت AVR را برای رفع شکاف میان سنت و نوآوری و ایجاد یک زبان بصری مشترک به اثبات رساند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت یک چارچوب عملیاتی برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار با استفاده از فن AVR تدوین کرد. یافته ها نشان داد اگرچه در حال حاضر هماهنگی پایینی بین بناهای جدید و قدیم وجود دارد ، اما شناخت قوی هویت تاریخی و ترجیح مصالح سنتی توسط جامعه محلی، یک بستر ارزشمند برای توسعه های آتی فراهم می کند. در پاسخ مستقیم به سؤال پژوهش، تکنیک AVR ابزاری مؤثر و نظام مند برای تدوین راهبردها و ضوابط طراحی میان افزا است. این تکنیک با فراهم سازی امکان تجسم دقیق و اصلاح طرح ها، هماهنگی با منظر تاریخی پامنار را تضمین می کند. به طور مشخص، AVR از طریق تعیین موقعیت بهینه (سطح صفر)، اطمینان از سازگاری با ریتم بصری (سطح ۱)، تعریف فرم های متناسب (سطح ۲) و انتخاب مصالح همخوان (سطح ۳)، به طور مستقیم به رفع چالش هماهنگی پایین کمک می کند. این ابزار همچنین با ارائه پیش نمایش های واقع گرایانه، به بهبود عناصری مانند خط آسمان و طرح های رنگی که رضایت متوسطی از آن ها وجود داشت، یاری می رساند. این مطالعه در مقایسه با پژوهش های پیشین، ضمن تأیید ظرفیت باز استفاده تطبیقی در بافت های تاریخی (مشابه الجیلانی، (۲۰۲۰) و بوچانی و همکاران (2021)) ، با بهره گیری از AVR به عنوان یک ابزار دقیق، رویکردی نوآورانه تر و کاربردی تر از چارچوب های کلی پیشین ارائه می دهد. قوت اصلی پژوهش، معرفی AVR به عنوان ابزاری است که با کاهش وابستگی به تفسیر ذهنی و افزایش دقت ، نه تنها انسجام بصری را تقویت می کند، بلکه فرایند اجماع سازی میان ذی نفعان را نیز تسهیل می کند. در نهایت، بر اساس اجماع پنل خبرگان، مجموعه ای جامع از راهکارها و ضوابط طراحی در شش مؤلفه اجتماعی، کالبدی، ادراکی، بصری، عملکردی و زمانی ارائه شد (جدول ۳) که می تواند به عنوان یک منبع کاربردی برای توسعه پایدار محله های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. برای پژوهش های آتی، بررسی تأثیرات بلندمدت طرح های اجرا شده با AVR و توسعه مدل های مشارکتی با استفاده از این فن پیشنهاد می شود.
۱۲۶۶.

تحلیل مورفولوژیکی مجرای رودخانه دره ائورت با استفاده از مدل رزگن (محدوده مورد مطالعه: از سد عمارت تا تلاقی رودخانه ارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۳۱
مورفولوژی کانال های رودخانه ها از مباحث کلیدی و مورد توجه در ژئومورفولوژی، مهندسی و مدیریت رودخانه است. بخش های حاشیه ای رودخانه ها به دلیل بهره برداری از شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی، همواره مورد دست اندازی انسان به بستر و حریم رودخانه قرارگرفته اند. رودخانه دره ائورت یکی از رودخانه ای دائمی استان اردبیل می باشد که در طی سال های اخیر همواره با رخداد سیلاب و تغییرات مورفولوژی مجرا مواجه بوده است. در این پژوهش مجرای رودخانه دره ائورت با استفاده از مدل رزگن در سطح یک و دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل رودخانه در سطح 1 و 2 مدل سلسه مراتبی رزگن از داده های نقشه برداری زمینی 1:2000،تصاویر ماهواره ای سنتینل 2و بازدید میدانی استفاده گردید و رودخانه دره ائورت به 4 بازه تقسیم بندی شد و سپس بر روی مجرای رودخانه 146 مقطع عرضی ترسیم گردید. جهت استخراج دقیق تر شاخص های اصلی مدل رزگن از مدل هیدرودینامیکی HEC-RAS نیز استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشتر بخش های رودخانه دره ائورت دارای تیپ C6c با بستر آبرفتی است و سایر تیپ های غالب مشاهده شده در بازه های چهارگانه مورد بررسی، شامل تیپ های B6c-E6b-F6-D می باشد. همچنین نتایج بازدید های میدانی نشان دهنده تغییر نوع تیپ رودخانه دره ائورت در بازه 4 از تیپ C به تیپ F است که با توجه به این که بازسازی و احیا رودخانه در تیپ F دشوار می باشد، پیشنهاد می گردد با اعمال محدودیت هایی از تبدیل رودخانه به تیپ F جلوگیری به عمل آید.
۱۲۶۷.

طبقه بندی کاربری و پوشش زمین با ترکیب الگوریتم های GLCM، SNIC و یادگیری ماشین در سامانه گوگل ارث انجین (مطالعه موردی: بخشی از اراضی شمال مهاباد، آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
سابقه و هدف: در دهه های گذشته، داده های سنجش از دور با موفقیت برای استخراج اطلاعات و تغییرات کاربری و پوشش زمین (LULC) در سطوح گوناگون، از مقیاس محلی تا جهانی، به کار رفته است. پایش دقیق و منظم این تغییرات در برنامه ریزی شهری، کشاورزی دقیق و مدیریت پایدار منابع زمین ضرورت دارد. فراهمی داده های سنجش از دور با ارائه سطوح بی سابقه ای از جزئیات مکانی و همچنین توسعه الگوریتم های طبقه بندی تصاویر ماهواره ای، باعث شده است که رویکردهای شیء گرا، در مقایسه با رویکردهای معمول، در طبقه بندی کاربری و پوشش زمین کاربرد بیشتری پیدا کنند. بدین منظور، در این مطالعه، رویکردی شیء گرا با ترکیب الگوریتم های GLCM، SNIC و یادگیری ماشین مطرح شده که هدف از آن طبقه بندی کاربری و پوشش زمین بخشی از اراضی شمال مهاباد در آذربایجان غربی، با استفاده از تصاویر ماهواره ای سنتینل 2 در سال 2019 در سامانه گوگل ارث انجین بوده است. مواد و روش ها: روش انجام شدن این پژوهش به گونه ای است که ابتدا مجموعه داده اولیه، شامل باندهای هدف تصاویر سنتینل 1 و سنتینل 2، مدل رقومی سطح زمین ALOS و شاخص های NDVI، BSI، SAVI و توان بازپراکنش کل (TSP) آماده سازی شد. در مرحله دوم، با اتخاذ دو رویکرد پیکسل پایه و شیء گرا و الگوریتم جنگل تصادفی، کاربری و پوشش زمین طبقه بندی شد و نتایج حاصل از آنها، برای تبیین بهترین رویکرد ازنظر دقت کلاس های گوناگون، مقایسه شد. در رویکرد شیء گرا، معیارهای بافتی با اعمال ماتریس وقوع توأم گام های خاکستری (GLCM) روی مجموعه داده اولیه استخراج شد و با توجه به افزایش تعداد باندها روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA)، برای کاهش ابعاد تصویر، به کار رفت. در گام آخر، با ترکیب لایه PC1 و لایه قطعه بندی حاصل از الگوریتم خوشه بندی ساده غیرتکراری (SNIC)، الگوریتم جنگل تصادفی به منظور تهیه نقشه های کاربری و پوشش زمین محدوده مطالعاتی در نظر گرفته شد. نتایج و بحث: تحلیل معیارهای ارزیابی صحت نشان داد که رویکرد شیء گرا با صحت کلی و ضریب کاپای معادل 86/40% و 0/8307، در مقایسه با رویکرد پیکسل پایه با صحت کلی و ضریب کاپای 82/73% و 0/8028، نتایج بهتری را در طبقه بندی کاربری های متفاوت اراضی منطقه مورد مطالعه داشته است. نتایج معیارهای ارزیابی صحت نشان داد صحت تولیدکننده اغلب کلاس های کاربری، به جز ذرت، سبزیجات آبی پاییزه و گندم و جو آبی، در رویکرد شیء گرا بیشتر از روش پیکسل پایه است و دقت طبقه بندی آنها بالاتر از 90% بوده است. علاوه براین، کاربری های/ پوشش های پهنه آبی، ساخته شده، ذرت و چغندرقند بیشترین صحت کاربر را در نقشه کاربری و پوشش زمین شیء گرا به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان دادند که تعیین مناسب اندازه سوپرپیکسل الگوریتم خوشه بندی SNIC و به کارگیری معیارهای بافتی GLCM به طور مؤثری عملکرد رویکرد پیشنهادی را در طبقه بندی کاربری و پوشش زمین، بهبود می بخشد.
۱۲۶۸.

عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری خلّاق در محوطه های میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
محوطه های میراثی فرآیند طولانی توسعه تاریخی را در خود ثبت کرده است و آن را بیان می کند. این عرصه های با ارزش قابلیت ها و ظرفیت های فرهنگی و طبیعی متنوع و بدیعی دارند. به همین خاطر، می توانند به عنوان مقصد گردشگری فرصت تجربه ای خلّاق را برای گردشگران با فراهم کردن امکان مشارکت فاعلانه آنها در بستر فراهم کنند. گردشگری خلّاق در همین راستا و با رشد الگوهای جدید مصرف، اشکال ماهرانه تر فعالیت های گردشگری و تغییر در تولید محصولات گردشگری شکل گرفته است. با توجه به تأخر گفتمانی این رویکرد گردشگری و سهم اندک پژوهش هایی که به چگونگی کاربست آن در محوطه های میراثی پرداخته اند، شناسایی عوامل مؤثر در توسعه گردشگری خلّاق در این عرصه های حقیقی ضرورت دارد و به مثابه هدف برای پژوهش حاضر انتخاب شده است. روش دلفی فازی مبتنی بر اجماع نظر نخبگانی تحقق این هدف را به صورت کیفی ممکن کرد. یافته های پژوهش که با مشارکت 9 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مختلف با تخصص های مرتبط حاصل شد، نشان می دهد 29 نماگر در قالب 10 معیار تنوع میراثی، آموزندگی محیط، هم آفرینی، خلاقیت مکانی، ایمنی و امنیت، دعوت کنندگی محیط، نفوذپذیری و دسترسی، همه شمولی، مشارکت و شراکت و بازیابی و ترویج با سه مؤلفه تجربه خلّاقانه، زیرساخت های گردشگری و ظرفیت های گردشگری عرضه و مدیریت گردشگری را در محوطه های میراثی ممکن می کند؛ به نحوی که پویایی رابطه میان گردشگر، جامعه محلی، ارائه دهنده خدمات گردشگری و بستر گردشگری بدون آسیب به ارزش های مکان برقرار باشد و به دنبال آن تجربه ای اصیل خلق شود.
۱۲۶۹.

تحلیل عوامل مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی- گردشگری در روستاهای پیراشهری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۷
پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در تغییر کاربری اراضی کشاورزی به تفریحی-گردشگری در روستاهای پیراشهری رشت انجام شده است. در این راستا؛ ازنظر هدف کاربردی و دارای ماهیت ژرفانگر و اکتشافی است. جامعه آماری در تحقیق حاضر شامل: متخصصین در حوزه تغییرات کاربری اراضی و روستایی، دانش آموختگان رشته جغرافیا، اعضای شورای اسلامی و دهیار در روستاهای پیراشهری رشت می باشند، که برحسب نمونه گیری هدفمند، تعداد 35 نفر انتخاب شدند. همچنین به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از روش تئوری زمینه ای و مدل دیتمل استفاده شده است. نتایج تئوری زمینه ای، نشان داد، عوامل: (سیاسی و سازمانی، اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی، محیطی و کالبدی) به عنوان مجموعه عوامل مؤثر در تغییرات کاربری اراضی کشاورزی به گردشگری در روستاهای پیراشهری دو بخش سنگر و مرکزی شناسایی شدند، که بر اساس تکنیک دیمتل، عوامل (سیاسی و سازمانی، اقتصادی و سیاستگذاری و برنامه ریزی) با مقدار EI مثبت به عنوان عوامل تأثیرگذار تعیین شدند و عوامل (اجتماعی، کالبدی، محیطی) با مقدار EI منفی به عنوان عوامل تأثیرپذیر تعیین شدند.
۱۲۷۰.

ارائه الگوی تحقق حق به شهر مبتنی بر فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) در خام شهرهای غرب مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۹
ایده آل گرایی برای زیستن در شهر مستلزم ایجاد زیرساخت و بستری است که همه ذی نفعان شهر اعم از مدیران، برنامه ریزان و شهروندان (فارغ از پایگاه و طبقه اجتماعی و اقتصادی، جنسیت و ...) را در نظر بگیرد. این امر در قالب اندیشه حق به شهر در شهرها عینیت می یابد. هرچند این مسئله در شهرهای کوچک با شرایط سخت تری قابل تحقق می باشد. بر همین اساس، این پژوهش در پی ارائه الگوی تحقق حق به شهر مبتنی بر فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) در خام شهرهای غرب مازندران می باشد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی محسوب می گردد. جامعه آماری در این پژوهش را متخصصان شهری (با بهره گیری از تکنیک دلفی و انتخاب 25 نمونه) تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش علاوه بر برداشت های میدانی، از نقشه های پایه سازمان نقشه برداری کشور و مجموعه مطالعات بررسی شهرهای سه گانه بلده، کجور و پول (خام شهرهای غرب استان مازندران) استفاده شده است و برای پردازش و تحلیل داده ها از روش فرایند تحلیل شبکه (ANP) استفاده گردیده است و در نهایت به استخراج سوپرماتریس موزون از نرم افزار Super Decision منجر شده که پس از انجام مراحل مختلف، اولویت نهائی شاخص ها و گزینه ها جهت تحقق حق به شهر را بدست داده است. نتایج حاصل از تحلیل شبکه ای (ANP) ابعاد تحقق حق به شهر در خام شهرهای غرب استان مازندران نشان می دهد در بین ابعاد تحقق حق به شهر در خام شهرهای غرب استان مازندران، بعد کالبدی- زیستی با وزن (0.1970) دارای بیش ترین وزن و اهمیت است. در عین حال که ابعاد اقتصادی (0.1725) و اجتماعی و فرهنگی با وزن نهایی (0.0847) در رتبه های بعدی قرار دارند. در عین حال که از میان معیارهای تحقق حق به شهر در خام شهرهای غرب استان مازندران، معیار حق اختصاص دهی شهر به خود با وزن (0.1461)، معیار حقوق زیست محیطی با وزن (0.0943)، و معیار حق معاش و پایداری اقتصاد شهر با وزن (0.0840) دارای بیش ترین اهمیت هستند.
۱۲۷۱.

نقش توسعه صنعت گردشگری در رویکرد حفاظت از میراث ناملموس (مورد پژوهی: خانه موزه های حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
زمینه و هدف: مفاهیم میراث با تأکید بر هویت، حیات مادی و غیر مادی جوامع را نمود می بخشند. از این رو، گسترش دامنه گردشگری، بعنوان حوزه مطالعاتی، نقش فزاینده ای را در حفاظت از میراث به موازات مستندسازی موزه ها منعکس می نماید. در این بین، توسعه صنعت گردشگری در حیطه میراث، علاوه بر رشد اقتصادی، درباب صیانت از منابع فرهنگی اهتمام می ورزد. روش بررسی: بدینسان، تفحص در مقوله هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس در جهت گیری معیارهای منفعلانه ممانعت به عمل خواهد آورد. ازاینرو پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش " تاثیر هم افزایی میراث ناملموس و صنعت گردشگری در توسعه پایدار به چه میزان است؟ " معیارهای توسعه را در خانه موزه های حریم حفاظت شده میراث جهانی بازار تاریخی تبریز، با هدف تبیین بینش ها در اذعان ارتباط این دو جستار، از مطالعات کتابخانه ای و اسناد تاریخی در تایید کارشناسان و متخصصین سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی استخراج نمود. همچنین، از حیث پاسخ به " تجارب گردشگران از خانه موزه های تبریز به چه میزان در توسعه گردشگری حائز اهمیت می باشد؟" به سنجش رضایت بازدیدکنندگان از میزان کیفیت زیرساخت ها و منابع موجود در 8 خانه موزه مثبوت در منطقه تاریخی مورد پژوهی، پرسشنامه های ساختاریافته در مقیاس پنج گزینه ای لیکرت را در بین 78 نفر از گردشگران توزیع نمود. یافته ها و نتیجه گیری: در ادغام مولفه های مستخرج و تحلیل نرم افزار SPSS با آزمون تی مشخص گردید که در صورت نگرش توأم مدیران و ذینفعان حوزه میراث فرهنگی به مقولات هم افزایی صنعت گردشگری و میراث ناملموس، رویه  حفاظت و انتقال میراث فرهنگی ناملموس در خانه موزه های محدوده مورد مطالعه ارتقاء می یابد.
۱۲۷۲.

تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است. روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد. یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI  و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است. نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
۱۲۷۳.

تحلیلی بر سطح توسعه یافتگیِ مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: یکی از مفاهیمی که طی سال های اخیر به مثابه راهکاری برای چاره جویی چالش های برآمده از روند روزافزون شهرنشینی و راهی برای حصول شهرها به سمت پایداری مطرح شده، مفهوم کامیابی شهری بوده است. کامیابی شهری به مثابه رویکردی کل نگر و جامع محسوب می شود که موفقیت، سلامتی، پیشرفت و بهروزی را توصیف می کند و با ارتقای کیفیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی، زمینه لازم برای زیست پذیری و پایداری شهرها را فراهم می آورد. شهر مشهد به مثابه دومین کلان شهر پرجمعیت کشور و مناطق شهری آن در شرایطی ناهمگن و نامتعادلی از منظر پیشرفت، رفاه و کامیابی قرار دارند. بدین ترتیب، این پژوهش در راستای سنجش و تحلیل سطح توسعه یافتگی مناطق شهری مشهد از منظر مؤلفه ها و شاخص های تلفیقی کامیابی شهری انجام گرفته است. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. داده های موردنیاز این پژوهش از ابزار پرسشنامه گردآوری شده و نتایج حاصله از آن با استفاده از تحلیل خوشه ای و تکنیک تاپسیس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناطق شهری مشهد از منظر کامیابی شهری، در شرایط ناهمگن و نامتعادلی قرار دارند. طوری که منطقه ۱ در سطح نسبتاً بسیار مطلوب، مناطق ۸، ۹ و ۱۳ در سطح مطلوب، مناطق ۲، ۳، ۶، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ در سطح نسبتاً مطلوب و مناطق ۴، ۵ و ۷ در سطح نسبتاً نامطلوب از این حیث قرار گرفتند و در این بین، مناطق ۱، ۱۳ و ۹ در قیاس با سایر مناطق از کامیابی بیشتری برخوردار بوده و مناطق ۷، ۵ و ۴ از این حیث در رتبه ی آخر قرار گرفته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هرچند تمامی مناطق شهری مشهد از درجه کامیابی حداقلی برخوردار بوده؛ اما با این وجود، بیشتر این مناطق از منظر کامیابی شهری در شرایط مطلوبی قرار ندارند که این مسئله نیازمند توجه مسئولان و مدیران شهری شهر مشهد است. نوآوری، کاربرد نتایج: چارچوب سنجشی این پژوهش از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و همچنین در سطح شهر مشهد نیز، مسئله کامیابی شهری مورد توجه قرار نگرفته است.
۱۲۷۴.

بررسی میزان تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
تاب آوری شهری در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اهمیت بالایی دارد زیرا به شهرها کمک می کند تا در مواجهه با شوک ها و تنش ها، دوام آورده و سریع تر به حالت عادی بازگردند. این تاب آوری باعث تقویت توانایی زیرساخت ها، اقتصاد و جوامع شهری در مواجهه با چالش ها می شود. همچنین، با ارتقای انعطاف پذیری و سازگاری شهرها، فرصت هایی برای توسعه پایدار و کاهش آسیب های بلندمدت فراهم می شود. در مطالعه حاضر با هدف کاربردی- توسعه و با روش شناسی توصیفی- تحلیل سعی شده است به ارائه راهکارهایی جهت تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT پرداخته شود. برای گرداوری داده های توصیفی از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای گرداوری داده های تحلیل به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره برده شد. جامعه نمونه پژوهش۱۵ نفر از کارشناسان اجرایی و ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی می باشند که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار icmacM و orpholM استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که شهر الشتر به دلیل زیرساخت های ضعیف، کمبود سرمایه گذاری، و شرایط نامناسب اقتصادی، با سطح پایینی از تاب آوری در برابر بحران های طبیعی و انسانی مواجه است. از سوی دیگر، اثرات خارجی مانند تحریم های بین المللی و مخاطرات طبیعی نیز به عنوان عوامل با قدرت بالا اما تناسب استراتژیک پایین بر تاب آوری شهر تأثیر گذاشته اند. از مهم ترین یافته های این پژوهش، نقش مهم زیرساخت های حمل و نقل، خدمات بهداشتی، دسترسی به منابع مالی و کیفیت آموزش در تاب آوری شهر است. این متغیرها به عنوان عناصر کلیدی در پایداری و افزایش تاب آوری اقتصادی و اجتماعی شهر شناخته شده اند.
۱۲۷۵.

بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن گروه های کم درآمد، نمونه موردی: مسکن مهر شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
مسکن به مثابه یک نیاز اساسی همواره یکی از چالش های برنامه ریزی دولت ها در چند دهه گذشته بوده است. الگوهای تأمین مسکن برای این گروه نقش کلیدی در رفاه و ثبات زندگی آنها و توسعه کشوردارد. در تجربه چند دهه گذشته الگوهای گوناگونی برای تأمین مسکن کم درآمدها به کار گرفته شده که دستاورد آنها متفاوت بوده است و نکته اساسی این است که پس از صرف منابع مالی چشمگیر و اجرای برنامه ها هنوز مسکن به عنوان نیاز اساسی بسیاری از گروه های تهی دست نقش اصلی را شرایط نامطلوب زندگی آنان دارد. در این راستا هدف از مقاله حاضر، تمرکز بر بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر میزان موفقیت الگوهای تأمین مسکن برای گروه های کم درآمد در شهر مهاباد قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر نتایج از نوع پژوهش های کاربردی بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحقیق کمی و از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 9945 نفر است که با استفاده از تکنیک کوکران تعداد 376 نفر نمونه به دست آمده است که برای اطمینان بیشتر 420 پرسش نامه در بین ساکنان سه پروژه سیدآباد، مکریان و شهرک کارمندان توزیع، گردیده است. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SmartPLS صورت گرفته است و نتایج بر اساس مؤلفه ها و ضرایب مسیر تفسیر شده اند. نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی جزء عوامل کلیدی در موفقیت الگوهای تأمینی مسکن گروه های کم درآمد در شهر مهاباد محسوب می شوند. معناداری تأثیر این عوامل بر موفقیت الگوهای تأمینی مسکن باتوجه به کسب مقادیر t-value بیشتر از 1.96 و مقادیر p-value کمتر از 0.05، مورد تأیید قرار گرفت.
۱۲۷۶.

شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
چابهار به عنوان دورازه توسعه شرق کشور دارای فرصت های اقتصادی متعددی است، ولی متاسفانه پایین ترین رتبه را در شاخص توسعه انسانی را داراست. بر این پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موثر در عدم تحقق پذیری شاخص های توسعه انسانی در نواحی پیراشهری چابهار انجام شده است. از این رو، نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی-کمی قرار دارد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل (F-ARAS)، استفاده شده است. نتایج نشان داد، مقولات (حاشیه شدن چابهار از توسعه، محدودیت در زیرساخت ها و عدم بهره گیری از پتانسیل ها و کشف استعدادها) به عنوان عوامل علی شناسایی شدند، که از بین آنها، حاشیه شدن چابهار از توسعه با مقدار وزن 421/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. سپس مقولات (عدم بهره گیری مطلوب از سرمایه اجتماعی، عدم تنوع بخشی اقتصادی و توزیع نامناسب امکانات پزشکی و بهداشتی) به عنوان عوامل زمینه ای شناسایی شدند، که از بین آنها عدم تنوع بخشی اقتصادی با مقدار وزن 419/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد. در ادامه نیز مقولات مقوله (نبود حکمروایی خوب و رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه) به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند، که از بین آنها، رویکرد متمرکز در برنامه های توسعه با وزن 425/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شده است. در نهایت، (پیوند صنعت با دانشگاه، توسعه آموزش و توسعه برنامه راهبردی و سرمایه گذاری)، به عنوان راهبردهای موثر در توسعه شاخص های انسانی در نواحی پیراشهری چابهار شناسایی شدند، که از بین آنها توسعه برنامه راهبردی با مقدار وزن 409/0، بیشترین میزان اهمیت را شامل شد.
۱۲۷۷.

بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۹
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
۱۲۷۸.

آینده پژوهی روند ها و رویکرد های پدافند غیر عامل در زیرساخت های کالبدی-عمرانی کلانشهر تهران در برابر تهدیدات سخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
در پژوهش حاضر، با هدف آینده پژوهی روندها و رویکردهای پدافند غیرعامل در زیرساخت های حیاتی شهر تهران در مواجهه با تهدیدات سخت و با تاکید بر رویکردهای آینده پژوهی، از ترکیب روش های توصیفی-تحلیلی و دلفی به منظور گردآوری، پالایش و اجماع سازی نظرات خبرگان استفاده شده است. در گام نخست، هشت زیرساخت کلیدی شامل حمل ونقل، ارتباطات و فناوری اطلاعات، انرژی، تأمین آب، غذا و کشاورزی، بهداشت و سلامت، حاکمیت، و دفاع و امنیت شناسایی گردید. سپس، با استفاده از ماتریس اثرگذاری-اثرپذیری (MICMAC)، شدت تعاملات متقابل میان این زیرساخت ها در چهار سطح (صفر تا سه) کمی سازی شد. تحلیل نتایج نشان داد که شبکه زیرساختی تهران دارای ماهیتی کاملاً سیستمی و غیرخطی است و عملکرد مستقل هیچ زیرساختی قابل تصور نیست. زیرساخت انرژی با بیشترین مجموع اثرگذاری (۱۸) به عنوان پیشران اصلی ثبات کل شبکه شناسایی شد، به گونه ای که اختلال در تولید یا توزیع انرژی به سرعت عملکرد حمل ونقل، آب رسانی، خدمات ارتباطی، واکنش های دفاعی و سازوکارهای حکمرانی را مختل می سازد. زیرساخت حمل ونقل نیز با مجموع اثرگذاری (۱۳)، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده و وقفه در آن، توان لجستیکی، امنیت غذایی و دسترسی به خدمات بهداشتی را به شدت کاهش می دهد. بر اساس مقایسه مقادیر اثرگذاری و اثرپذیری، زیرساخت ها به چهار گروه پیشران (انرژی و آب)، واسط (حمل ونقل و ارتباطات)، میانی (حاکمیت) و اثرپذیر (غذا، سلامت و دفاع) تقسیم شدند. این گروه بندی می تواند به عنوان راهنمایی برای اولویت بندی اقدامات مقاوم سازی و تدوین پروتکل های واکنش و بازیابی در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۷۹.

تبیین بازتاب بحران آب بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۹
امنیت، توسعه و رفاه در دستور کار همه نظام های سیاسی است و با منابع آب در دسترس پیوندی مستقیم یافته اند. ازاین رو، تأمین آب کار ویژه حاکمیتی است. طی یک سده گذشته، دسترسی واحدهای سیاسی- فضایی به منابع آب شیرین درگیر تنگناهای بنیادی فراوانی شده است. طبیعی است هر اندازه دسترسی به منابع آب، محدودتر شود به همان اندازه کوشش ها و کشمکش ها معطوف به راه کاریابی برای رفع این نگرانی خواهد بود. در این میان حوضه آبریز گاوخونی متشکل از چهار استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری، فارس و یزد درگیر بحران آب است. بحران آب در این حوضه آبریز بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضاییِ حوضه تأثیر بسزایی داشته است. پژوهش حاضر که ماهیتی کاربردی دارد به تبیین بازتاب بحران آب بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی پرداخته است. روش شناسی حاکم بر پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac،Scenario Wizard و Vensim بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد که از 23 وضعیت احتمالی پیونددار با هشت سناریو با سازگاری قوی، وضعیت هایی که سناریوهای فراروی مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی حوضه آبریز گاوخونی را بحرانی بیان می کنند، بیشترین وضعیت های احتمالی ممکن را در برمی گیرند. بنابراین، بازتاب بحران آب بر مناسبات فراروی واحدهای- سیاسی فضایی حوضه آبریز گاوخونی بحرانی نمود یافت و راهکار مدیریت بهینه و یکپارچه منابع آب مناسب ترین راهکار برای جلوگیری از رخداد وضعیت بحرانی بر مناسبات واحدهای سیاسی- فضایی این حوضه شناخته شد.
۱۲۸۰.

رابطه ابعاد هویت فرهنگی جمعی با مشارکت اجتماعی شهروندان (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ابعاد هویت فرهنگی جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان تبریزی انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی بود و داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد و معتبر جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر تبریز بود و حجم نمونه ۳۸۶ نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از روش های آماری شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که هویت فرهنگی جمعی به طور معناداری بر مشارکت اجتماعی تأثیر می گذارد. به طور خاص، هویت دینی و هویت قومی درون مرزی بیشترین تأثیر مثبت را بر مشارکت اجتماعی داشتند، درحالی که هویت جهانی تأثیر منفی بر مشارکت اجتماعی نشان داد. هویت ملی و هویت قومی برون مرزی تأثیر قابل توجهی بر مشارکت اجتماعی نداشتند. ضریب تعیین تعدیل شده مدل رگرسیون نشان داد که ابعاد هویت فرهنگی جمعی حدود ۳۱ درصد از واریانس مشارکت اجتماعی را تبیین می کنند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تقویت برخی از ابعاد هویت فرهنگی، به ویژه هویت دینی و هویت قومی درون مرزی، می تواند به افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان منجر شود. از سوی دیگر، هویت جهانی ممکن است. به دلیل ایجاد تعارض بین هویت محلی و جهانی، مانعی برای مشارکت فعال شهروندان باشد. این یافته ها اهمیت توجه به هویت فرهنگی جمعی را در برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی برای افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت انسجام اجتماعی در جوامع چندفرهنگی مانند تبریز نشان می دهد. برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی برای افزایش آگاهی شهروندان درباره اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش هویت فرهنگی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی می تواند مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان