ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۶۰۱.

تحلیل اثر تغییر اقلیم بر پیشرفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۳
پیشرفت ایران تحت تأثیر عوامل مختلفی است که برخی از آن ها بسترساز ارتقا و برخی نیز به عنوان عوامل بازدارنده محسوب می شوند. ازجمله عواملی که می تواند تأثیر منفی بر پیشرفت جوامع بگذارد وقوع انواع مخاطرات طبیعی و انسانی است که تغییر اقلیم جزو آن ها تلقی می شود. تغییر اقلیم به عنوان تغییر یا افزایش معنی دار عناصر جوی مانند بارش، دما، باد و... است که به دلیل افزایش قطعی دما از آن به عنوان گرمایش جهانی یاد می شود که طی دهه های اخیر از شدت بیشتری برخوردار شده است. تغییر اقلیم می تواند پیامدهای منفی مختلفی برای حوزه های سلامت، کشاورزی، صنعت، گردشگری، زیرساخت ها و... داشته باشند که همگی می توانند پیشرفت جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. در این مقاله به بررسی ارتباط پیشرفت با پیامدهای تغییر اقلیم در کشور پرداخته شده و با تبیین چالش های موجود، راهکارهای ممکن برای کاهش و یا مهار آن ها ارائه شده است. روش این پژوهش کیفی بوده که جمع آوری اطلاعات اسنادی به روش کتابخانه ای صورت گرفته است. بعد از جمع آوری اسناد مربوطه با روش توصیفی کلیدواژگان توسعه و تغییر اقلیم در آن ها بررسی و گزاره های مربوطه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. عمده ترین تأثیر پیامدهای منفی تغییر اقلیم روی جنبه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، محیط کالبدی و زیرساخت ها و همچنین روی محیط زیست است که فراخور تأثیر می تواند شکل های مختلفی از عوامل بازدارنده را به خود بگیرند. راهکارهای مطرح در این زمینه به طور کلی در دو گروه راهکارهای کاهش و سازگاری طبقه بندی و ارائه می شود. در عین حال تأکید می شود تأثیر تغییر اقلیم بر پیشرفت کشور مؤثر بوده و نیازمند چاره اندیشی خاص خود است.
۶۰۲.

تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۰
توجه به محدودیت های اقلیمی محیط و تلاش برای سازگاری سکونت گاه خود با محیط پیرامون، همواره از اصول اولیه تأمین زیستگاه بوده است. اهمیت مقوله ی ارتباط معماری و محیط طبیعی بر کسی پوشیده نیست. این تحقیق باهدف تدوین سند راهنمای طراحی بهینه فرم معماری به منظور بهبود آسایش حرارتی مجتمع های مسکونی انجام شد. روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی و ماهیت پیمایشی با استفاده از نرم افزار spss و Lisrel8.80 انجام شده و حجم نمونه آن متخصصین معماری به تعداد 30 نمونه می باشد. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین این مسئله است که آیا تعداد عامل ها و بارهای متغیرها که روی این عامل ها اندازه گیری شده است، با آنچه در تئوری مشخص شده هماهنگ است یا خیر. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی ، ضرایب استانداردشده در سطح قابل قبول و نسبتاً بزرگی هستند. از طریق مدل ساختاری sem نیز این نتیجه برآورد شد که ارتباط و همبستگی بین مؤلفه فرم معماری با آسایش حرارتی ساختمان برقرار است. در پایان مدل مفهومی تحقیق با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری ترسیم شد.
۶۰۳.

بررسی آینده نگرانه شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار شهر چمستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۰
شهر چمستان ظرفیت بالایی برای گردشگری پایدار دارد. برای جلوگیری از پیامدهای نامطلوب گردشگری، ارائه راهکارهای آینده نگرانه با تکیه بر توانمندسازی جامعه محلی و استفاده صحیح از منابع طبیعی ضروری است. این پژوهش در سال 1403 با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد ترکیبی، شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار چمستان را با رویکردی آینده نگرانه بررسی کرده است. جامعه آماری، ساکنین شهر چمستان که به نوعی در فعالیت های مرتبط با گردشگری یا بهره برداری از منابع طبیعی مشارکت دارند بود. نمونه ای با تعداد 400 نفر از ساکنین شهر چمستان به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان نماینده جامعه محلی بررسی شد. برای جمع آوری داده ها، از رویکرد توصیفی تحلیلی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 12 شاخص اصلی و زیرشاخص های مربوطه بود که پس از تأیید 42 نفر از خبرگان حوزه گردشگری و مدیریت شهری، به مرحله اجرا درآمد. به منظور تحلیل داده ها، از تکنیک دیمتل فازی برای بررسی روابط متقابل میان شاخص ها و ارزیابی تأثیرات آن ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص «دسترسی به منابع طبیعی» با میانگین امتیاز 7/4 و «اشتغال زایی» با میانگین امتیاز 6/4 به ترتیب به عنوان اولویت های نخست و دوم شناخته شدند. همچنین، تحلیل ورودی و خروجی به کمک دیمتل فازی حاکی از آن بود که شاخص «فرهنگ و هویت بومی» با نسبت ورودی به خروجی 06/1 در صدر اولویت ها قرار دارد. این تحقیق نشان دهنده اهمیت توجه به توان های طبیعی و مشارکت مردم در فرآیند توسعه گردشگری به منظور بهبود کیفیت زندگی محلی و دستیابی به توسعه پایدار است.
۶۰۴.

رابطه بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پایداری زیست محیطی در کشور عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیست محیطی و چالش های پیش روی کشورها در دستیابی به توسعه پایدار، درک بهتر ارتباط میان حکمرانی دموکراتیک، بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر و سیاست های تجاری، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر، شناسایی چگونگی تأثیر این عوامل بر شاخص های زیست محیطی می تواند به سیاست گذاران در طراحی راهبردهای بهینه برای کاهش تخریب محیط زیست و تقویت پایداری کمک کند.تجارت خارجی می تواند نقشی دوگانه در بهبود یا تخریب زیست محیطی داشته باشد. از یک سو، تجارت بین المللی از طریق انتقال فناوری های پاک و نوآوری های زیست محیطی می تواند کیفیت محیط زیست را ارتقا دهد؛ اما از سوی دیگر، در صورت نبود مقررات مناسب، ممکن است منجر به افزایش فشار بر منابع طبیعی و آلودگی بیشتر شود. بنابراین، بررسی هم زمان و تلفیقی این سه عامل می تواند درک جامع تری از روابط میان سیاست های اقتصادی، زیست محیطی و حکمرانی ارائه دهد. با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه تلاش دارد تا ارتباط میان این عوامل و تأثیرات آن ها بر شاخص های زیست محیطی عراق را تحلیل کند. روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی تأثیر دموکراسی، انرژی سبز و تجارت خارجی بر پیشرفت های زیست محیطی در عراق از سال 2006 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفه های توزیعی ARDL استفاده شده است. این روش ها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاه مدت متغیرها را فراهم می کنند و امکان تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین دموکراسی، انرژی سبز، تجارت خارجی و پیشرفت زیست محیطی را می دهند. یافته ها و نتیجه گیری:  نتایج نشان می دهند که افزایش انتشار کربن با دموکراسی در عراق ارتباط دارد، به ویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی برای تسریع در رشد اقتصادی موجب افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای می شود. همچنین انرژی های تجدیدپذیر( انرژی های سبز)، اگرچه در کوتاه مدت ممکن است اثر افزایشی بر انتشار کربن داشته باشند، اما در بلندمدت می توانند به کاهش انتشار کربن و بهبود کیفیت محیط زیست کمک کنند. از سوی دیگر، تجارت خارجی با توجه به وابستگی عراق به منابع انرژی فسیلی، اثرات منفی بر محیط زیست داشته است، به طوری که عراق نیازمند سیاست های تجاری سبز و پایدار است. همجنین در این پژوهش، ضریب تصحیح خطا برابر با  0.3807- به دست آمده است. این ضریب نشان می دهد که حدود 38.07 درصد از عدم تعادل کوتاه مدت در هر دوره تعدیل شده و سیستم به سمت تعادل بلندمدت حرکت می کند.  
۶۰۵.

بررسی رابطه باور به تحقق حقوق شهری و مدیریت اکوسیستمی کلانشهرها (نمونه مورد مطالعه شهر مشهد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
زمینه و هدف: غلبه نگاه خودمدارانه در مدیریت شهری، هزینه های گزافی را بر دوش مردم و حتی دولتها که شهرداریها را نهادهای عمومی خودگردان اعلام کرده اند، تحمیل می کند. در این رویکرد، شهرها از مالکیت مردم خارج شده و شهروندان، نقشی در مدیریت سکونتگاه خود ندارند. فرض اساسی این بررسی آن است که اکنون شهرها همچون یک آکواریوم تصور شده و هزینه های آن از مردمی طلب می شود که رابطه مشخصی با آن برقرار نمی کنند. این در حالی است که اگر حقوق شهری مردم رعایت شود، شهر همچون اکوسیستم تصور شده و نه تنها با کمترین هزینه اداره می گردد، بلکه بالاترین رضایتمندی را ایجاد خواهد کرد. برای آزمون این فرض، رابطه رعایت حقوق شهری و امکان تحقق شهر اکوسیستمی در مشهد، بررسی شد. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و هدف آن، کاربردی بود. داده های مورد نیاز در این بررسی از نمونه ای به حجم 384 نفر گردآوری شد که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گزینش شدند. ابزارگردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان و ضریب آلفای کرونباخ(81/0) تایید گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی، واریانس یک طرفه، آزمون های تعقیبی، رگرسیون چندگانه و سایر مدل های آماری تحلیل شدند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین باور به رعایت حقوق شهری در مولفه های پنجگانه(حقوق مدنی، حقوق سیاسی، حقوق اجتماعی، حقوق فرهنگی و حقوق جنسیتی) و امکان تحقق مدیریت اکوسیستمی ارتباط مثبت و معناداری برقرار است. همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که باور به رعایت حقوق شهروندی و مدیریت اکوسیستمی شهر، رابطه معنادار و مثبتی دارند، به این معنا که هر چه باور به تحقق حقوق شهروندی(حق به شهر) افزایش پیدا کند، امکان اجرای مدیریت اکوسیستمی شهر هم بیشتر می شود. مقدار ضریب همبستگی این دو متغیر، 56 درصد به دست آمد. در نتیجه، فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر تأثیر باور به تحقق حقوق شهروندی بر امکان مدیریت اکوسیستمی شهر تایید شد. این یافته بیانگر همسو بودن دو متغیر باور به تحقق حقوق شهروندی و امکان مدیریت اکوسیستمی شهر در یک مسیر است. ضریب رگرسیون محاسبه شده 62/0 و ضریب تعیین نیز 37 محاسبه گردید. در واقع، 37 درصد از تغییر متغیر وابسته با باور به تحقق حقوق شهروندی تبیین می شود. بر این اساس، چنانچه شهروندان به این باور برسند که مدیران، طراحان و سیاست گذاران شهری حقوق شهری آنها را رعایت می کنند، آنها شهر را به معنای واقعی، خانه خود تلقی خواهند کرد.
۶۰۶.

شناسایی عوامل کلیدی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۴
گردشگری پزشکی، به عنوان شاخه ای از گردشگری سلامت، رشد سریع تری از شاخه های دیگر داشته است و بسیاری از جوامع برنامه های مدونی برای توسعه و بهره برداری از آن دارند. شهر اردبیل نیز، به علت داشتن ظرفیت های زمینه ای، مستعد پیشرفت در این زمینه است. در همین خصوص، هدف بر این است که عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری پزشکی آن شناسایی و معرفی شود. روش این پژوهش از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پرسش نامه تأثیرات متقابل، از نظرهای کارشناسی که به روش گلوله برفی انتخاب شده (ده کارشناس) و روش مدل یابی ساختاری   تفسیری استفاده شده است. بنابر نتایج به دست آمده، از بین 35 عامل شناسایی شده اولیه، 18 عامل به عنوان عوامل نهایی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل مطرح شده است. از بین عوامل نهایی، بیشترین قدرت نفوذ به عامل نهادهای متولی و کمترین آن هم به کمّیت مراکز درمانی مربوط است. عوامل رفع محدودیت های بین المللی، نیروی انسانی متخصص، آگاهی مسئولان از مزایای گردشگری پزشکی و نیازسنجی درمانی عوامل کلیدی توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل به شمار می روند؛ عواملی که برای تغییر و تحول اساسی در توسعه گردشگری پزشکی شهر اردبیل،باید در اولویت برنامه ها قرار گیرند.
۶۰۷.

تحلیل سیستمی عوامل تأثیرگذار بر مناسبات هیدروپلیتیک رودهای مرزی و مشترک ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: امنیت، ثبات، توسعه و رفاه در دستور کار همه نظام های سیاسی است که با منابع آب در دسترس، پیوندی مستقیم و فزاینده ای یافته اند. طی یک سده گذشته، دسترسی واحدهای سیاسی- فضایی، به منابع محدود آب شیرین درگیر تنگناهای بنیادی فراوانی شده است و به دامنه ای از مناسبات هیدروپلیتیکِ واحدهای سیاسی- فضایی کناره حوضه های آبریز مشترک از همکاری تا درگیری انجامیده است. هدف: هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی عوامل تاثیرگذار، بر مناسبات هیدروپلیتیک رودهای مرزی و منابع آب مشترک دو کشور همسایه ایران و عراق با بهره گیری از تفکر سیستمی است. هدف فرعی، شناسایی محرک های هیدروپلیتیک محورِ تاثیر گذار بر مناسبات دو کشور ایران و عراق است. روش شناسی: روش شناسی حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. درون داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و با رویکرد تفکر سیستمی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا از نرم افزار ونسیم جهت مدل سازی دینامیک استفاده شده است. برای رتبه بندی عوامل شناسایی شده از مدل ترکیبی آراس فازی و کوپراس فازیگرفته شده است. قلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی این تحقیق حوضه آبریز رودخانه های مرزی غرب است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد زیرسیستم های اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی، سیاسی- حقوقی، زیست محیطی و فناوری بر مناسبات هیدروپلیتیک رودهای مرزی و منابع آب مشترک ایران و عراق به عنوان یک سیستم واحد موثر است. تأثیر هر یک از عوامل فوق بر مناسبات هیدروپلیتیک رودهای مرزی و منابع آب مشترک ایران و عراق و تأثیر و روابط علی و معلولی هر یک از این عوامل بر روی یکدیگر و بر روی کل سیستم سنجیده شد. سه عامل بحران کم آبی در عراق با وزن 55/73، موقعیت جغرافیایی عراق با وزن 47/73 و قطع و کاهش شدید سرشاخه های دجله و فرات توسط ترکیه با وزن 44/73 به عنوان محرک های موثر بر مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور ایران و عراق در رودهای مرزی و منابع آب مشترک شناخته شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که شش زیرسیستم یاد شده، هیچ گاه نمی توانند به صورت مجزا از یکدیگر عمل کنند و پیوستگی آن ها موجب به وجود آوردن یک سیستم نهایی واحد برای شکل گیری مناسبات هیدروپلیتیک رودهای مرزی و مشترک بین دو کشور ایران و عراق خواهد شد.
۶۰۸.

تحولات معاصر نظام شهری ایران :تحلیلی شبکه مبنا از پویایی های روابط بین شهری در بستر جریان های هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه شهرهای معاصر بیش از هر زمان دیگر به طور فزاینده ای در شبکه های پیچیده ای از روابط چندسطحی اقتصادی، اجتماعی و فناورانه به هم پیوند خورده اند. در این چشم انداز، موقعیت شهرها دیگر امری ایستا نیست، بلکه برآمده از هم تکاملی مداوم لایه های متکثر شبکه ها و الگوهای اتصال بین شهری است. این فرایندهای چندبعدی، نظام های شهری معاصر را به سامانه ای پویا و پیچیده تبدیل کرده که ساختار آن به طور مداوم بازآرایی می شود و الگوهای جدیدی از تمرکز/عدم تمرکز و نقش آفرینی شهرها پدیدار می سازد. از منظر شبکه ای، دو مفهوم مرکزیت و قدرت شبکه ای برای تبیین جایگاه شهری به کار می روند. مرکزیت، جایگاه یک گره بر اساس تعداد، شدت و موقعیت پیوندها است و تصویری از میزان اتصال پذیری و موقعیت نسبی شهرها ارائه می دهد، در حالی که قدرت به توانایی یک شهر در هدایت و کنترل جریان ها وابسته است. این نوع قدرت، ماهیتی افقی و توزیع شده دارد و هر شهر بسته به جایگاه خود، سهمی از آن داراست. با تقسیم بندی کانون های شبکه شهری بر اساس تمایز جایگاه قدرت و مرکزیت، هم شهرهای پراتصال ولی فاقد نفوذ راهبردی و هم شهرهای با مرکزیت پایین و دارای نقش کنترلی یا دروازه ای، قابل شناسایی هستند. این پویایی های نظام های شهری به شدت تحت تأثیر وابستگی تاریخی پیوندها، قیود نهادی و زمینه ای اندازه مبنا و شبکه مبنا هستند. پژوهش حاضر در تلاش است مبتنی بر رویکرد تعاملی جریان مسافران هوایی در بازه زمانی 1355 تا 1395 و با اتکا به شاخص های مرکزیت و قدرت بازگشتی در سطح خرد، و تحلیل ساختار کلی شبکه بر اساس ویژگی الگوهای مقیاس آزاد و جهان کوچک در سطح کلان، و با استفاده از مدل ERGM، این پویایی های نوین شبکه شهری ایران را تحلیل و تبیین کند. نوآوری پژوهش، تحلیل توأمان روندهای بلندمدت و بررسی  اثرات وابستگی های نهادی و زمینه ای است. شناسایی کانون های مرکزی و قدرتمند در شبکه شهری معاصر ایران و بازنمایی الگوهای فضایی حاکم بر تحولات آن ها، در پیوند با عوامل درونی، بیرونی و وابستگی های تاریخی شبکه، محورهای پرسش های این پژوهش است. مواد و روش ها این پژوهش در سه سطح طراحی و اجرا شد: (۱) شناسایی کانون ها، با سنجه های استاندارد مرکزیت/قدرت؛ (۲) بازنمایی تحول ساختاری شبکه با شاخص های شبکه های پیچیده؛ و (۳) برآورد جهت و شدت اثر عوامل جمعیتی، نهادی و زمینه ای. روش به کار رفته، توصیفی تحلیلی است. برای بازنمایی شبکه جریان هوایی، از داده های آماری پروازهای داخلی استفاده شد و تلاش شد با تمرکز بر روندهای پایدار، اعتبار تحلیلی حفظ شود و نتایج در چارچوب ظرفیت واقعی داده ها تفسیر شود. برای سنجش جایگاه عملکردی شهرها، از دو شاخص مرکزیت بازگشتی (RC) و قدرت بازگشتی (RP) استفاده شد. با رویکرد چهاربخشی، شهرها در چهار دسته عملکردی شامل کانون های کنترلی، مراکز پیونددهنده، شهرهای دروازه ای و پیرامونی طبقه بندی شدند. برای تحلیل ساختار شبکه، از تحلیل ویژگی های دو الگوی جهان کوچک و مقیاس آزاد با کمک نرم افزار Gephi استفاده شد. برای تحلیل علل مؤثر بر شکل گیری پیوندهای شبکه از مدل نمایی تصادفی شبکه ای (ERGM) استفاده شد. این مدل با در نظر گرفتن هم زمان عوامل ساختاری درونی (چگالی و تمرکز روابط)، متغیرهای بیرونی (جمعیت و جایگاه نهادی شهرها)، و وابستگی های تاریخی، امکان شناسایی الگوهای پنهان در ایجاد یا عدم ایجاد روابط شبکه ای را فراهم می سازد. تخمین پارامترهای مدل با استفاده از نرم افزار MPNet انجام گرفت. این چارچوب، امکان تحلیل دقیق تر و چندلایه از نقش آفرینی شهرها در شبکه شهری را فراهم کرد. یافته ها یافته های پژوهش نشان می دهد آرایش کانونی شبکه جریان هوایی کشور، از ساختار سلسله مراتبی هسته پیرامون به شدت تهران محور، به الگویی تک هسته ای در بعد قدرت و چندمرکزی نسبی در بعد مرکزیت گذار کرده است: طی این دوره، تهران یگانه هسته ملی پایدار باقی مانده، در حالی که مشهد و تا حدی شیراز، اصفهان، کیش و اهواز به هاب های پراتصال ارتقا یافته اند، بی آنکه جهش متناظری در نفوذ/ قدرت کنترلی به دست آورند. در مقابل، و با بقای بخش بزرگی از شهرها در نقش پیرامونی، بازتولید الگوی هاب و اسپوک تهران محور تقویت شده؛ الگویی که مانع شکل گیری تعادل در نقش آفرینی شهری شده و ویژگی های یک شبکه تلفیقی جهان کوچک/مقیاس آزاد را در سطح کل شبکه جریان هوایی پدیدار ساخته است. برآوردهای حاصل از اجرای مدل ERGM نشان می دهد شبکه پروازهای داخلی ایران طی این دوره، عوامل ساختاری مانند گرایش به تمرکز در اطراف هاب های ترافیکی، عوامل نهادی سیاسی مانند جایگاه پایتخت و مراکز استانی، و وابستگی تاریخی شبکه به مسیرهای گذشته، همگی نقش پایدار و معناداری در شکل گیری پیوندهای پروازی داشته اند. همچنین، عامل جمعیت نیز به عنوان نیروی محرک کلیدی در جذب مسیرها، اهمیت فزاینده ای یافته است. در مجموع، تکامل شبکه نتیجه تعامل هم زمان نیروهای ساختاری، نهادی، زمینه ای و جمعیتی است. نتیجه گیری در پاسخ به تحولات نظری و نیازهای عملی در مطالعات روابط بین شهری، این پژوهش با تکیه بر چارچوبی شبکه مبنا طراحی شد تا تمایز مفهومی میان «اتصال پذیری» و «قدرت کنترلی» شهرها را برجسته سازد. با تحلیل هم زمان جایگاه شهرها و ساختار کلی شبکه پروازهای داخلی، تصویری چندبعدی از پویایی ها و بازآرایی های فضایی در نظام شهری ایران در بستر جریان های هوایی ارائه کرد. نتایج حاصل از تحلیل سنجش نقش و جایگاه شهری، الگوی روشنی از پویایی های کانون های اصلی شبکه جریان هوایی کشور را پدیدار کرد: طی پنج دهه گذشته، مرکزیت شبکه از تمرکز مطلق فاصله گرفته و در چند هاب توزیع شده است، در حالی که این پراکنش مرکزیت به انتقال قدرت کنترلی منجر نشده است. به این ترتیب، استمرار تک هسته ای بودن قدرت در کنار چندمرکزی بودن نسبی مرکزیت شبکه جریان هوایی نه یک ناسازگاری، بلکه پیامد مستقیم دو فرایند متمایز بازتولید مرکزیت و بازتولید قدرت در شبکه است. بر این اساس، گذار از ساختار متمرکز شبکه جریان هوایی ایران، مستلزم بازاندیشی در سیاست گذاری فضایی و ارتقای کارکردی هاب های ثانویه و میانجی است. دستیابی به شبکه ای متوازن تر و تاب آورتر، در گرو تقویت پیوندهای افقی میان خوشه های منطقه ای، کاهش وابستگی به هاب مرکزی و توسعه شهرهای دروازه ای با نقش کنترلی است. این امر نیازمند طراحی مداخلاتی است که به طور هم زمان سه عامل کلیدی را مد نظر قرار دهند: مزیت های نهادی (همچون مرکزیت سیاسی و استانی)، الگوهای جمعیتی و تقاضای سفر، و اینرسی تاریخی شبکه. تنها با لحاظ این متغیرهای پایدار و زمینه ای، می توان به تخصیص هوشمند ظرفیت های پروازی، تنوع بخشی مسیرها و تقویت پیوندهای کم بدیل دست یافت. تحقق چنین ساختاری، مستلزم تلفیق برنامه ریزی نهادی با سازوکارهای انگیزشی مبتنی بر داده و آینده نگرانه، در چارچوبی سازگار با حافظه تاریخی شبکه است؛ روندی که می تواند پراکنش مرکزیت را به بازتوزیع واقعی قدرت و بهبود کارایی و پایداری فضایی نظام شهری ایران پیوند دهد.
۶۰۹.

ارزیابی مقطعیِ میزان پایداری نظام جابجایی در دوران همه گیری کرونا (مورد: بهره گیران از خط 7 سامانه اتوبوس رانی تندرو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
پیشینه و هدف: با شیوع همه گیری کرونا دگرگونی بزرگی در حیات و زیست شهری به وجود آمد که نظام جابجایی یکی از اصلی ترین کانون های آن بود. پایداری نظام جابجایی به دلیل حجم استفاده کنندگان از آن، یکی از پایه ای ترین چالش های مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرها به شمار می رود که تبعات آن می تواند طیف گسترده ای از مخاطرات زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و ... را دربرگیرد. در واقع، همه گیری کرونا پارادایم استفاده از حمل ونقل عمومی را تغییر داده و شهرها را به سمت برنامه ریزی جدید متناسب با شرایط بحران سوق داد. به نظر می رسد در طول تاریخ نیز این مسئله تکرار شده است بدین معنا که نظام جابجای بشر در دوران بیماری های عمومی با محدودیت های غیرقابل باوری روبرو بوده است. حال با شیوع ویروس کرونا در قرن بیست ویکم نظام مدیریت شهری بخصوص در کلان شهرهای کشورهای کمتر توسعه یافته با چالش های بیشتری روبرو هستند و ضرورت بررسی ابعاد این موضوع حیاتی است. روش ها: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی (از نوع علی-موردی) و ماهیت آن کاربردی است. تحقیقات توصیفی-تحلیلی انواع و اقسام گوناگونی دارند که این پژوهش از یک سو تحقیق علی یا پس رویدادی محسوب می شود و از سوی دیگر یک نوع تحقیق موردی است. داده ها و اطلاعات به دو شیوه اسنادی و میدانی گردآوری شده است. در بخش اسنادی از طرح ها، مقالات، کتب، آمارنامه ها و داده های رسمی استفاده شده و در بخش میدانی نیز از ابزار پرسشنامه بهره گیری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران خط 7 سیستم اتوبوس رانی تندرو تهران است که در بازه زمانی 1 تا 15 مهرماه 1401 تعداد 400 پرسشنامه میان آنان توزیع شده است. با توجه به آنکه حجم جامعه آماری نامحدود و نامشخص است تلاش شد بیشترین تعداد پرسشنامه توزیع گردد تا اشباع داده ها حاصل گردد. روش نمونه گیری غیرتصادفی-دردسترس است بدین صورت که در توزیع پرسشنامه اصل فراگیری و دربرگیرندگی حفظ شد و همه گروه های سنی، جنسی، تحصیلاتی و ... میان اعضای نمونه تقریباً به نسبت یکسان توزیع گردید. داده های حاصل از پرسشنامه (بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت) با آزمون t-test تک نمونه ای مستقل مورد سنجش قرار گرفته است و میزان پایداری حمل ونقل در سری های زمانی به دست آمده است. یافته ها: ارزیابی گویه های مرتبط با پایداری در نظام جابجایی شهروندان در سه مقطع زمانی نشان می دهد که پیش از همه گیری، ناپایداری مشهود است و میانگین آماری آن کمتر از حد متوسط 3 یعنی 2.82 است درحالی که در حین همه گیری به سمت پایداری سوق پیدا می کند و میانگین آن به 3.93 ارتقا می یابد که نشان دهنده پایداری کاملاً قابل قبولی است. پس از شیوع همه گیری میانگین پایداری اندکی تقلیل می یابد اما همچنان در سطح نسبتاً قابل قبول ارزیابی می شود. نتایج در هر سه مقطع زمانی گویای آن است که زیرشاخص «تقاضای سفر» بالاترین میانگین ها (با میانگین 3.65) را در میان سایر زیرشاخص ها به دست آورده است و از پایداری بیشتری برخوردار است و زیرشاخص «رفتار سفر» یا میانگین کل 3.33 کمترین امتیاز را کسب نموده است. نکته قابل توجه در میانگین های به دست آمده این است که در همه زیرشاخص ها؛ میانگین های به دست آمده در حین همه گیری نسبت به پیش از همه گیری ارتقا یافته است اما پس از همه گیری با کاهش روبرو بوده است. نتیجه گیری: در مطالعات پیشین، پایداری نظام حمل ونقلی غالباً با برنامه های مدیریت شهری در تخصیص گزینه های مختلف حمل ونقلی سنجیده می شود اما در این پژوهش؛ رفتار سفر، مدیریت سفر، الگوی سفر و تقاضای سفر استفاده کنندگان از سیستم حمل ونقل مورد کندوکاو قرار گرفت که گویای پایداری در رفتار بهره وران است. بر همین اساس می توان بیان داشت که بروز همه گیری آموزه بزرگی برای نظام برنامه ریزی شهری داشت و شهروندان را به استفاده بهینه تر از حمل ونقل تشویق کرد. آنچه اهمیت وافری دارد حفظ و ارتقای این پایداری و جلوگیری از سقوط آن به دوران قبل از همه گیری است که می بایست متناسب با نیاز رفتاری و مصرفی کاربران؛ انعطاف و بازنگری در سیاست های سیستم حمل ونقل شهری به وجود آید.
۶۱۰.

بررسی عوامل موثر بر سیل خیزی حوضه آبریز هر رود لرستان و تعیین مناطق پر ریسک با استفاده از مدل Fuzzy-TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۷
مطالعات سیل خیزی و ارزیابی میزان خطرات آن امروزه به دلیل افزایش فراوانی و شدت آن از یک سو و اثرگذاری و پیامدهای خسارت بار مالی و جانی آن از سوی دیگر، مورد توجه علوم مختلف قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال بررسی اثرات عوامل مهم ایجاد سیل، تعیین اهمیت آنها و شدت اثرات هر عامل در بخشهای مختلف حوضه آبریز هر رود در استان لرستان است. برای این مهم از روش فازی-تاپسیس استفاده شده است. در ابتدا مهمترین شاخص ها بر حسب مطالعات قبلی و تجربه شامل بارش، جنس زمین، خاک، کاربری اراضی، شبکه زهکشی، ارتفاع، شیب و جهت شیب مشخص شدند. سپس، این شاخصها به شکل لایه های اطلاعاتی درآمده و بازطبقه بندی گردیدند. به منظور فازی سازی لایه ها، برای هر یک از آنها بر حسب نوع اثرگذاری، توابع عضویت خاصی تعریف گردید. یافته ها نشان داد که توابع عضویت خطی شامل مثلثی و ذوذنقه ای عملکرد بهتری در فازی سازی داده ها داشته اند و عملگر فازی گامای 0.9 همبستگی بالاتری را بین مؤلفه های تعریف شده در سیل خیزی نشان داد. بر اساس این نقشه، شیب های 0-10 درصد، جهت شیب 315-360 درجه، طبقات ارتفاعی 1500-1800 متر، خاک های گروه هیدرولوژیکی D، کاربری اراضی کشت دیم، سنگهای کنگلومرا، فاصله 300 متری آّبراهه های اصلی و بارش های 500-800 میلی متر مهمترین سطوح در ایجاد پهنه های سیل خیز حوضه بوده اند. نتیجه نقشه حاصله از مدل فازی- تاپسیس نشان داد که جنس زمین و کاربری زمین بویژه در ساحل رودخانه اصلی در مناطق میانی حوضه، مهمترین عوامل تعیین کننده سیل خیزی از نظر فراوانی و شدت است که با واقعیت های حوضه مطابقت دارد.
۶۱۱.

طراحی و بهینه سازی سقف سالن ورزشی با استفاده از الگوریتم تکاملی-تعاملی: تلفیق معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش با هدف ادغام هندسه زیبایی شناسانه با الزامات عملکردی سازه در طراحی سقف های خرپایی با دهانه بلند، الگوریتمی بهینه سازی تعاملی-تکاملی را پیشنهاد می دهد. این الگوریتم با بهره گیری از فرمول های تناسباتی الهام گرفته از الگوهای طبیعی و اسلامی، به تولید فرم های بهینه می پردازد. در این فرایند بهینه سازی چندهدفه، ترکیبی از مولدهای تصادفی و بازخورد انسانی برای پاسخگویی هم زمان به معیارهای سازه ای و زیبایی شناسانه به کار گرفته می شود. الگوریتم پیشنهادی در طراحی یک سالن بسکتبال مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که نسبت های بالاتر مانند ۲.۲۳۶ بهترین عملکرد را در اهداف چندهدفه ارائه می دهند، اما نسبت ۰.۷۵ به دلیل تعادل بصری و عملکردی، فرم نهایی را تشکیل داده و در مقایسه با فرم اولیه معمار، بهبود چشمگیری، از جمله کاهش وزن تا ۴۰ درصد و رشد بیش از ۱۰۰۰ درصدی در تحقق تناسبات را نشان داد. این رویکرد در مجموع خلاقیت طراحی را تقویت کرده و زمان را کاهش داده و چارچوبی منظم برای توسعه ی روش های طراحی مبتنی بر الگوریتم های تعاملی در معماری ارائه می دهد.
۶۱۲.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۶۱۳.

بررسی نقش فضای شهری بر مشارکت شهروندان در حوزه اجتماعی-فرهنگی (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
امروزه توجه به اجتماعات محلی و برنامه ریزی مشارکتی در مدیریت شهری، جایگاه ویژه ای یافته و مشارکت شهروندان در امور شهری به یکی از دغدغه های اصلی مدیران شهری مبدل شده است. در این راستا هدف پژوهش با هدف نقش فضای شهری بر مشارکت شهروندان در حوزه اجتماعی-فرهنگی در مناطق پیراشهری بجنورد، می باشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و رویکرد آن کمی و از نظر روش توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر ساکنین بجنورد (228931 نفر) می باشند که بر اساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد، مشارکت شهروندان در شاخص های (رضایت از مشارکت اجتماعی و فرهنگی با مقدار میانگین 14/2، تعامل بین فرهنگی با مقدار میانگین 17/2، مشارکت در برنامه های توسعه پایدار با مقدار میانگین 22/2 و استفاده از رسانه های فرهنگی با مقدار میانگین 44/2)، نامطلوب ارزیابی شد و در سایر شاخص ها متوسط رو به پایین ارزیابی شدند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین تمام شاخص های مستقل وابسته با متغیر مستقل (فضاهای شهری) رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. در نهایت بر اساس نتایج تحلیل مسیر، مؤلفه (زیباشناسی و طراحی شهری) با مقدار اثر مستقیم 188/0 و اثر غیرمستقیم 050/0، بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه (اجتماعی و فرهنگی) با مقدار اثر مستقیم 154/0 و مقدار اثر غیرمستقیم 033/0، کمترین میزان تأثیرگذاری در میزان مشارکت شهروندان به خود اختصاص داده اند. 
۶۱۴.

شناسایی محرک های اصلی تأمین امنیت غذایی پایدار در مناطق روستایی استان آذربایجان شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
جهت دستیابی به اهداف این پژوهش از روش تحلیل اثرات متقابل استفاده شد. خبرگان و متخصصان حوزه صنایع غذایی و برنامه ریزی توسعه کشاورزی و همچنین متخصصان آینده پژوهی دانشگاه تبریز در این پژوهش شرکت داشتند. نظرسنجی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته برای خبرگان انجام شد و تعداد 31 پرسشنامه تکمیل شد. برای محاسبه روایی از روش و تکنیک روایی محتوایی و صوری همچنین برای سنجش پایائی پرسشنامه، پرسشنامه طراحی شده در اختیار تعدادی از خبرگان قرار گرفت تا قابلیت آن در سنجش تأثیرات متقابل پیشران ها بررسی شود. تعداد 58 عامل در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و سیاسی مدیریتی استخراج شدند. در مرحله دوم، عوامل وارد ماتریس متقابل شده تا سطح و مقدار تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر و بر روند آینده تأمین امنیت غذایی در مناطق روستایی مشخص شود. ابعاد ماتریس 58×58 بوده و درجه پرشدگی ماتریس نیز 89/53 می باشد که نشان می دهد عوامل در بیش از 54 درصد بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. از مجموع 1813 رابطه ممکن در این ماتریس،1551 رابطه عدد صفر، 643 رابطه عدد یک، 611 رابطه عدد دو و 557 559 عدد سه می باشد. بر اساس وضعیت های احتمالی آینده پیش رو، در کل، 33 وضعیت مختلف برای 11 عامل کلیدی به دست آمده، طراحی شده است که این وضعیت ها طیفی از شرایط مطلوب تا نامطلوب را شامل می شود و تعداد وضعیت های هر عامل نیز از تعداد سه وضعیت احتمالی تشکیل شده است.
۶۱۵.

شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: با توجه به اهمیت کشاورزی و اقتصاد دانش بنیان و فراهم کردن ملزومات توسعه شرکت های دانش بنیان کشاورزی، هدف از این تحقیق شناسایی عوامل اساسی مؤثر بر جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش-بنیان کشاورزی است. روش: پژوهش حاضر از بعد هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل تم انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل متخصصان و مدیران شرکت های فعال در حوزه دانش بنیان کشاورزی بودند. مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تعداد مشارکت کنندگان نهایی 15 نفر بودند. داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش تحلیل تم در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته ها بیانگر این بود که در جذابیت سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی 7 عامل اساسی نقش دارند. این عوامل شامل عوامل قوانین و مقررات حمایتی از بخش کشاورزی و فناوری، مالی-اقتصادی، ذات فناوری کشاورزی، زیرساختی، مدیریتی، بازاریابی محصولات دانش بنیان کشاورزی و حقوقی- سیاسی بودند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برای جذب سرمایه گذاری در شرکت های دانش بنیان کشاورزی، به برخی از عوامل شناسایی شده در این پژوهش کمتر توجه شده است، عوامل شناسایی شده در سیاست گذاری ها و برنامه-ریزی های مرتبط با حوزه کشاورزی و شرکت های دانش بنیان فعال در این حوزه بایستی مدنظر قرار گیرند.
۶۱۶.

تحلیل فضایی شاخص های شهر خلاق با تأکید بر توسعه پایدار شهری (مورد پژوهی: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
با توجه به اهمیت توسعه پایدار در شهرها و محوریت این مفهوم در ادبیات علمی جهان در چند دهه اخیر و هم چنین مطرح شدن رویکرد شهر خلاق در چند سال اخیر در ادبیات علمی شهرسازی، در این تحقیق در پی تحلیل فضایی شاخص های شهر خلاق با تأکید بر توسعه پایدار شهری در شهر اهواز می باشیم. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، نظری- کاربردی و از نظر روش، دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. در این مطالعه سعی گردیده 35 متغیر در قالب 5 شاخص سرزندگی فضای شهری، تکنولوژی ارتباطی، تنوع شهری، کارایی و اثربخشی و مشارکت در مناطق هشت گانه شهر اهواز برمبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی بررسی شود. برای تحلیل داده های پژوهش، جهت سنجش اولویت و اهمیت شاخص ها و متغیرها از روش AHP و با بهره گیری از نظرات کارشناسان خبره دانشگاهی و نیز برای رتبه بندی مناطق شهر اهواز از مدل TOPSIS براساس نظرات مسئولان و مدیران مناطق هشت گانه شهر اهواز استفاده شده است. هم چنین، تجزیه وتحلیل کمی داده ها از طریق نرم افزارهای EXCEL و Expert Choice و تحلیل فضایی داده ها در محیط GIS صورت گرفت. تحلیل یافته ها نشان می دهد که، شاخص های سرزندگی فضای شهری و مشارکت به ترتیب، بیش ترین و کم ترین ارزش و اولویت را در میان شاخص های پژوهش دارا هستند. هم چنین، در بین مناطق هشت گانه شهر اهواز، مناطق 2 و 3 به ترتیب، رتبه های اول و دوم را به خود اختصاص داده اند و منطقه 6 از نظر میزان برخورداری از شاخص های شهر خلاق در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته و به عنوان محروم ترین منطقه شناخته شده است.
۶۱۷.

برنامه ریزی توسعه گردشگری شهری با رویکرد برندسازی (مطالعه موردی: نورآباد ممسنی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
کشور ما با برخورداری از مزیت های متعدد جغرافیایی دارای پتانسیل بسیار بالایی در بهره مندی از مزیت های برندسازی شهری در زمینه گردشگری است. شهر نورآباد ممسنی نیز با دارا بودن میراث فرهنگی و هنری و تاریخی فرصت های بسیار مناسب برای جذب گردشگران از تمام نقاط دنیا و ایران داراست، اما با توجه به جاذبه های گردشگری فراوان و علیرغم وجود بسیاری از مواهب طبیعی و فرهنگی، مسئله گردشگری تا کنون جایگاه واقعی خود درا به دست نیاورده است. ضعف بازاریابی گردشگری و نبود نام تجاری (برند) در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مهمترین عامل عدم رشد روند گردشگری این شهر در می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، نظری – کاربردی و از لحاظ روش مطالعه توصیفی و تحلیلی می باشد و مطابق با فرضیه های پژوهش، از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است. در فرضیه اول جهت شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر برند گردشگری شهر نورآباد ممسنی از تکنیک دلفی استفاده گردید. دراین راستابرای شناسایی عوامل مؤثر در شهرت برند گردشگری شهر نورآباد ممسنی، از پرسشنامه بازکه در اختیار 20 نفر از متخصصان و کارشناسان مربوطه قرار گرفت استفاده شد. نتایج نشان داد عوامل محیطی (آب و هوا و جاذبه های طبیعی) با مقدار 80/4 و عوامل فرهنگی، اجتماعی و تاریخی با 31/4، مؤثرین نقش را در شکل گیری برندسازی گردشگری شهر نورآباد ممسنی دارد. در فرضیه دوم جهت بررسی تصویر شهر نورآباد ممسنی براساس وضع موجود برای ادغام نتایج سه گروه (شهروندان، گردشگران و کارشناسان) نیز ازآزمون T تست تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده با میانگین 31/3 از 4، حاکی از آن است که تصویر شهروندان، گردشگران و کارشناسان نسبت به وضع موجود شهر نورآباد ممسنی، در سطح متوسط به بالایی قرار دارد.
۶۱۸.

تجزیه و تحلیل قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق بکر طبیعی استان آذربایجان شرقی با استفاده از شاخص های کمّی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف : گردشگری به عنوان یک پدیده مدرن، ماهیتی اقتصادی دارد و برای کشورهایی که از این ظرفیت برخوردارند، نقش و اهمیت ویژه ای دارد ژئوتوریسم ترکیبی از واژه های "ژئو" به معنای زمین و "توریسم" به معنای گردشگری است. هدف از این پژوهش، ارزیابی پتانسیل های ژئوتوریستی و مدیریت آن در محدوده توریستی استان آذربایجان شرقی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر سه مدل کوبالیکوا، کرچنر و GEM است. در مدل کوبالیکوا و کرچنر معیارها در پنج گروه طبقه بندی می شوند: ارزش های علمی و ذاتی، ارزش های آموزشی، ارزش های اقتصادی، ارزش های حفاظتی و سایر ارزش ها که تقریباً کلیه ویژگی های ژئوتوریسم را پوشش می دهد. مدل GAMروش ارزیابی فیزیکی ژئومورفوسایت های اولیه برای سنجش برنامه ریزی و مدیریت پایدارمکان های دارای میراث طبیعی و تبدیل آن ها به مقاصد گردشگری است. این روش، از دو ارزش اصلی و مکمل تشکیل شده است. ارزش های اصلی شامل ارزش های علمی و آموزشی، ارزش های زیبایی و منظره ی دید و ارزش های حفاظتی است و ارزش های مکمل نیز شامل ارزش های عملکردی و ارزش های گردشگری می باشند. نتایج و یافته ها : نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل کوبالیکوا و کرچنر نشان داد که ژئومورفوسایت جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز و منطقه آلاداغ پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی مدل ها می توان نتیجه گیری کرد که جنگل های ارسباران و روستای اشتبین بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارند. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق ژئوتوریستی مورد بررسی و دستیابی به نتایج دقیق تر، از هوش مصنوعی نیز بهره برداری شود.
۶۱۹.

بازتاب بحران آب در حوضه آبریز قزل اوزن بر آینده استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۴
 پایداری زیست و زیستگاه و ماندگاری زیستمندان در مفهوم کلان خود در خشکی ها کاملاً وابسته به منابع محدود آب شیرین است. این در حالی است که برخاسته از درهم تنیدگی و هم افزایی یک رشته مسائل محلی و جهانی، دسترسی به منابع آب کاهش یافته است. از این رو، تداوم این وضعیت؛ امنیت، توسعه، رفاه و کارکرد اکوسیستم های جغرافیایی را درگیر چالش های جدی کرده است. موقعیت خشک جغرافیایی ایران به همراه افزایش مصرف منابع محدود آب، کشور را درگیر بحران آب کرده است. این در حالی است که بازتاب این وضعیت در مناطق مختلف، متفاوت است. مقاله حاضر بازتاب بحران آب حوضه قزل اوزن بر امنیت آب فراروی استان گیلان را بررسی می کند. استانی که بخش عمده امنیت آب و اقتصاد آن به این رود وابسته است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری و با بهره گیری از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard بررسی و مطالعه شده است. پژوهش آمیخته(کیفی- کمی) پیش رو، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان دانشگاهی و اجراییِ درگیر با مساله پژوهش است که با روش گلوله برفی 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این میان، متغیرهای ساخت بی رویه سد در بالادست رود، کندن چاه های غیر مجاز در پیرامون رودخانه، استفاده نکردن از بذرهای اصلاح شده با نیاز آبی کمتر، تغییر الگوی بارش و تغییرات اقلیمی، رعایت نشدن حقابه زیست محیطی و تهدیدات برخاسته از به کارگیری غیر اصولی سم و کود به عنوان متغیرهای کلیدی انتخاب شدند. در راستای متغیرهای کلیدی و حالت های احتمالی ممکن، خروجی نرم افزار Scenario Wizard در قالب سناریوهای قوی و محتمل، نشان دادند که از 21 وضعیت حاکم بر صفحه سناریو، وضعیت هایی که سناریوهای فراروی بحران آب قزل اوزن را بر امنیت آب استان گیلان در آستانه بحران بیان می کنند، بیشترین وضعیت های احتمالی ممکن را در بر می گیرند و 38/095 درصد از وضعیت های حاکم بر صفحه سناریو را به خود اختصاص دادند. بنابراین، تأثیر بحران آب بر امنیت آب فراروی استان در آستانه بحران نمود یافت. پیش بینی آینده تحولات پیونددار با این وضعیت از دید آینده پژوهی نیازمند پرداختن به سیاست های مدیریتی و اقتصادی دولت و رویکرد کارگزاران ملی- محلی در مدیریت بهینه منابع آب و کنترل بازتابِ عوامل کلیدی است.
۶۲۰.

تحلیل اثرگذاری تغییرات سبک زندگی بر الگوی مسکن روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فومن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
سبک زندگی روستاییان در سال های اخیر با ورود تکنولوژی، افزایش تعاملات شهری - روستایی و گسترش فعالیت های گردشگری در نواحی روستایی، تغییرات و تحولات قابل توجه ای داشته که بخش کالبدی روستاها و به ویژه الگوی مسکن روستایی را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی در شهرستان فومن و ارائه رهنمودها و الگوهای مناسب برای مواجه با این دگرگونی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اجرا توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی بوده و جامعه آماری پژوهش سرپرستان خانوار روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان فومن است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و احتمال خطای 05/0 محاسبه و تعداد  375 نفر سرپرست خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند که در بین 12 روستا با سه تیپ استقرار دشتی، جلگه ای و کوهپایه ای، به توزیع و تکمیل پرسشنامه اقدام شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل واریانس)، صورت گرفت است. در پژوهش حاضر تغییرات سبک زندگی روستاییان به عنوان متغیر مستقل و تحولات الگوی مسکن روستایی به عنوان متغیر وابسته است. یافته ها نشان می دهد، بین تغییرات الگوی مسکن روستایی و سبک زندگی به میزان 519/0 رابطه معناداری وجود دارد بدین معنا که با شهری شدن سبک زندگی خانوارهای روستایی، پذیرش الگوی جدید مسکن افزایش می یابد. میزان اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی شهرستان فومن در شاخص سبک فراغت 2/33 درصد، ارزش ها و عقاید 8/29 درصد و سبک تغذیه 4/15 از تغییرات الگوی مسکن روستایی را تبیین می کند. تغییرات سبک زندگی روستاییان، الگوی مسکن در نواحی روستایی را متأثر می سازد و متناسب با این تغییرات ماهیت و کارکرد مسکن روستایی دستخوش تغییرات محسوس شده، به گونه ای که در ساخت و سازهای جدید که در روستاهای مورد مطالعه صورت گرفته این تغییرات کاملاً مشهود است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان