آنالیز و پایش خشکسالی یکی از اصول مهم در مدیریت خشکسالی و ریسک، بویژه در مناطق در معرض خطر خشکسالی است. سیستم های پایش در تدوین طرح های مقابله با خشکسالی و مدیریت آن از اهمیت زیادی برخوردار می باشند. با این حال، مطالعات انجام شده در رابطه با این پدیده بر اساس روش های مناسب بسیار کم است، بررسی ویژگی های خشکسالی و پیش بینی آن می تواند در کاهش خسارات حاصل از آن موثر باشد بدین منظور، در این پژوهش به بررسی خشکسالی و ارزیابی امکان پیش بینی آن برای ایستگاه های حوضه دریاچه ارومیه پرداخته شد. داده های مورد استفاده در این پژوهش، مقدار بارندگی به صورت ماهانه در دوره آماری 29 ساله از سال 1985 تا 2014 می باشد. شاخص SEPI در مقیاس زمانی 6 و 12 ماهه برای بررسی ویژگی خشکسالی و مدل سیستم استنتاج عصبی–فازی تطبیقی برای پیش بینی خشکسالی استفاده می شود با توجه به یافته های حاصل در این پژوهش، درصد فراوانی وقوع خشکسالی در حوضه دریاچه ارومیه در ایستگاه های ارومیه و سقز و مراغه در مقیاس 6 ماهه بیش تر از مقیاس 12 ماهه است اما در ایستگاه های تبریز و مهاباد شرایط بر عکس می باشد. و روند خشکسالی در حوضه دریاچه ارومیه افزایشی است و روند دما با شدت بیش تری روند افزایشی دارد. بیش ترین درصد وقوع خشکسالی در ایستگاه ارومیه و کم ترین آن در مهاباد مشاهده شد. نتایج حاصل از پیش بینی شاخص با مدل ANFIS نشان داد در رابطه کد نویسی بیش ترین میانگین خطای آموزشی 51/0 درصد در ایستگاه تبریز در مقیاس 12 ماهه و کم ترین میانگین خطای آموزشی 36/0 درصد در ایستگاه مراغه در مقیاس 12 ماهه می باشد. در مدل سازی داده های اعتبارسنجی، میانگین خطای مدل سازی طبیعتاً بیش تر از میانگین خطای آموزشی می باشد.
تهیة اطلاعات دقیق و به روز از منابع جنگلی یکی از عوامل اساسی در مطالعه و مدیریت پایدار این منابع است و این اطلاعات را می توان به آسانی و با صرف هزینه و زمان کمتر، از راه طبقه بندی داده های دورسنجی تهیه کرد. در این مطالعه به منظور ارزیابی عملکرد الگوریتم های ماشین بردار پشتیبان و حداکثر احتمال در تهیه نقشه کاربردی اراضی جنگل های رودخانه ای، از داده های ماهواره لندست 8 استفاده شد. برای این کار، پنجره ای از تصاویر چندطیفی سنجندة OLI جنگل های رودخانة مارون بهبهان، در استان خوزستان، انتخاب شد. پس از عملیات پیش پردازش، شامل رفع خطای رادیومتریک و تصحیح اتمسفریک، طبقه بندی تصاویر به روش نظارت شده و با استفاده از الگوریتم های حداکثر احتمال و ماشین بردار پشتیبان و با هفت کلاس کاربری جنگل، مرتع، کشاورزی، آیش، رودخانه، مسکونی و جاده، و همچنین سه کلاس کاربری جنگل، رودخانه و دیگر مناطق، روی مجموعة باندهای اصلی صورت پذیرفت. برای ارزیابی عملکرد الگوریتم ماشین بردار پشتیبان، از سه گروه نمونة تعلیمی با تعداد 241، 141 و 41 نمونه و همچنین از چهار هستةخطی، چندجمله ای، شعاعی و حلقوی استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که تهیة نقشة طبقه بندی جنگل های رودخانه ای مارون و تفکیک کاربری ها با استفاده از تصاویر سنجندة OLI امکان پذیر است و بهترین نتیجه مربوط به طبقه بندی، با استفاده از الگوریتم - PolynomialSVM در باندهای اصلی سنجندة OLI و با سه کلاس کاربری و صحت کلی 24/99 و ضریب کاپای 97/0 است. همچنین مشخص شد که با کاهش تعداد کلاس ها از هفت به سه، کاربری صحت طبقه بندی افزایش می یابد ولی با کاهش تعداد نمونه ها تا حد میانگین، تغییر محسوسی در کیفیت طبقه بندی رخ نمی دهد و در صورت کاهش زیاد تعداد نمونه ها، از صحت طبقه بندی نیز کاسته می شود.
در فرایند برنامه ریزی و توسعه نواحی روستایی، شناخت و تحلیل وضع موجود روستاها و بررسی امکانات و تنگناهای آن ها در زمینه های مختلف ضروری است که این امر برنامه ریزان را در تعیین اهداف توسعه و مشخص کردن سیاست ها، خط مشی ها و راهکارهای دستیابی به آن ها یاری می رساند. در این فرایند تعیین سطوح برخورداری و توسعه نواحی روستایی، همچنین بررسی قوت و ضعف شرایط هر ناحیه در زمینه های آموزشی، فرهنگی، بهداشتی، زیربنایی و خدماتی، زمینه تخصیص بهینه منابع و امکانات را برای توسعه هماهنگ، یکپارچه و متوازن روستاها فراهم می کند. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف تعیین سطوح توسعه مناطق روستایی شهرستان های استان کرمانشاه انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، و جامعه آماری شامل مناطق روستایی چهارده شهرستان استان کرمانشاه براساس سالنامه آماری سال 1392 است. در تحلیل داده ها نیز از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره TOPSIS، SAW، KOPRAS وNumerical Taxonomy استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد بین شهرستان های استان کرمانشاه از نظر خدمات دهی به روستاهای تابع، تفاوت چشمگیری وجود دارد؛ به گونه ای که توسعه مناطق روستایی شهرستان کرمانشاه در بالاترین سطح قرار دارد. مناطق روستایی شهرستان های صحنه، دالاهو، سنقر و کلیایی، کنگاور، سرپل ذهاب و پاوه در سطح متوسط، و مناطق روستایی شهرستان های گیلان غرب، هرسین، روانسر، جوانرود، قصر شیرین، اسلام آباد غرب و ثلاث باباجانی در سطح محرومی از توسعه قرار گرفته اند که در راستای توسعه و تحقق عدالت در سطح استان تقویت نواحی روستایی محروم ضروری است.
گردشگری می تواند از فشار سنگین افزایش جمعیت و استفاده روز افزون بشر از از منابع زیستی مناطق بکاهد . بهره مندی از توانمندیهای گردشگری نواحی جغرافیایی می تواند باعث اشتغال بخشی از جمعیت شده و فشار بیش از حد استفاده از منابع آب ، فرسایش خاک، کمبود پوشش گیاهی و سیلاب را کنترل و کاهش دهد. در این مطالعه از روش تحقیق کتابخانه ای و پیمایشی بهره گرفته شده و با استفاده از ابزارهای مطالعاتی از جمله تصاویر ماهواره ای، نقشه های متعدد منطقه و استفاده از مدل های ارزیابی سایت ها از جمله مدل پرالونگ 2005 و مدل کومانسکو 2011 ، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .منطقه مورد مطالعه با وسعت حدود 1229 کیلومتر مربع در شمال و شمال غرب شهرستان های فیروزه و نیشابور قرار دارد. نتایج بررسی ها نشان دهنده وجود تعداد زیاد سایت های گردشگری در منطقه است که با توجه به تنوع موجود سایت های طبیعی ، سایت های فرهنگی ، سایت های اقتصادی و توریسم انسانی توانمندی بالایی در این زمینه وجود داردکه ضرورت توجه به برنامه ریزی گردشگری را مشخص می نماید. در مجموع بیش از 90 مورد سایت گردشگری در منطقه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی های میدانی ، مشاهدات و مصاحبه با افراد مطلع و فرهیختگان منطقه و ادارات و سازمان های وابسته اقدامات ابتدایی جهت توسعه گردشگری در منطقه آغاز شده و نیازمند توجه و برنامه ریزی بیشتر برای آینده منطقه می باشد. مناطق خاص گردشگری از جمله معدن فیروزه با قدمت و بهره برداری بیش از 7000 سال ، همچنین آبشار جریانی شهر بار ، قنات های پلکانی و ده ها مکان و عارضه جغرافیایی ویژگی کم نظیری را در منطقه بوجود آورده که می تواند مورد توجه گردشگری استان های دیگر و حتی گردشگران خارجی باشد.
ارزیابی رضایت مندی ساکنین مساکن اجتماعی به منظور اتخاذ تصمیم به ادامه یا تجدیدنظر امری ضروری در برنامه ریزی شهری تلقی می گردد. این موضوع به ویژه در مواردی که عواملی مانند گران بودن زمین های درونی شهر، عدم امکان تزریق جمعیت به بافت موجود و کمبود خدمات عمومی، سبب مکان یابی طرح های مسکن اجتماعی در پیرامون شهر و تشکیل سکونتگاه های پیراشهری شده است، اهمیتی دوچندان پیدا می کند. در همین ارتباط، هدف مقاله حاضر، ارزیابی میزان رضایت مندی از محیط مسکونی شهرک منظریه شهرکرد به عنوان مسکن گروه های کم درآمد دریکی از سکونتگاه های پیراشهری بر اساس روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. بدین منظور ابتدا داده های موردنیاز با استفاده از روش اسنادی و میدانی (از نوع پرسشنامه و توزیع 100 عدد پرسشنامه بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای) جمع آوری گردیده و سپس جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون آماری T تک نمونه ای بهره گرفته شده است. در ادامه نیز با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اوزان شاخص ها محاسبه و بر مبنای مقادیر کمی به دست آمده، شاخص ها رتبه بندی شده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که رضایت مندی کلی ساکنان شهرک منظریه شهرکرد در سطح متوسط قرار دارد و ساکنین از امکان دسترسی پیاده و دوچرخه به مراکز خدماتی محله، تسهیلات حمل و نقل عمومی و امنیت بیشترین رضایت مندی و از نحوه جمع آوری دفع آب های سطحی و چشم اندازهای قابل رؤیت از داخل به خارج واحدهای مسکونی کمترین میزان رضایت مندی را اظهار نموده اند
معلولیت به منزله پدیده ای زیستی و اجتماعی، واقعیتی است که تمام جوامع، صرف نظر از میزان توسعه یافتگی، اعم از کشورهای صنعتی و غیرصنعتی با آن مواجه هستند. فضاهای عمومی شهری نقش مهمی در برنامه های توسعه مناطق شهری دارند و در فرآیند برنامه ریزی شهری، هنر برنامه ریزی این است که بتواند تعامل و تعادلی بین گروه های ذی نفع ایجاد کند. با توجه به اهمیت موضوع مناسب سازی فضاهای شهری برای معلولان (جسمی_حرکتی و نابینایان) از یک سو و نیز تعداد قابل توجه شهروندان کم توان جسمی و حرکتی در شهر اردبیل از سوی دیگر، پژوهش حاضر با هدف واکاوی و بررسی میزان رضایت مندی معلولان و ارزیابی وضع موجود مناسب سازی بخش مرکزی شهر اردبیل با رویکردی نظام مند، در جهت پاسخ دهی به نیاز این قشر از شهروندان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی_تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق روش های میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از نرم افزارspss و آزمون های،T تک نمونه ای،t مستقل و آزمون تحلیل واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از پژوهش(آزمونT) نشان می دهد که میزان رضایت مندی معلولان از شاخص های مناسب سازی کمتر از حد متوسط(3) است. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان می دهد که سطح معنی داری متغیرهای شغل، سن و نوع معلولیت کمتر از 05/.، (000/.) بوده و به لحاظ آماری رابطه معنی داری در سطح 95درصد وجود دارد که نشان دهنده تأثیر متغیرهای مورد بررسی بر میزان رضایت مندی از شاخص های مناسب سازی است. همچنین آزمون tمستقل گویای اینست که در متغیر جنسیت بین میانگین نظری دو گروه مردان و زنان در خصوص ارزیابی رضایت مندی معلولان از مناسب سازی با توجه به این که سطح معنی داری (000/.) کمتر از 05/. است، رابطه معنی داری بین نظرات دو گروه زن و مرد وجود دارد. نتایج به دست آمده از مطالعه حاکی از آن است که با توجه به اقدامات صورت گرفته به منظور مناسب سازی بخش مرکزی شهر اردبیل، شرایط کالبدی، اجتماعی_اقتصادی، وضعیت مبلمان شهری و مدیریت کنونی قادر به رفع نیازهای معلولان به شکل شایسته نیست.
شناخت راز و رمزهای بقای مجتمع های زیستی مانند زیست بوم های پایدار و سازوکارهای بومی در معیشت پایدار این جوامع می تواند روزنه ای برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی باشد. در این پژوهش روستای هجیج به عنوان نمونه ای از یک منطقه بومی و هدف گردشگری با داده های طبیعی و فرهنگی بسیار، به صورت کیفی با کاربرد روش نظریه بنیانی مبتنی بر رویکرد ترکیبی، کاربردی و اکتشافی موردمطالعه قرار گرفت تا بتوان راز این ماندگاری را کشف کرد.در این راستا 53 نفر سرپرست خانوار از 171 خانوار این روستا (با جمعیت 571 نفر) به شیوه نمونه گیری هدفمند با رویکرد زنجیره ای مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند قرار گرفتند. علاوه بر آن، از مشاهده مستقیم، بررسی اسناد و تجارب شخصی نیز بهره گرفته شد. سپس، نتایج تحلیل محتوا گردید. با کدگذاری محوری و طی روند خط سیر داستانی از 4 مقوله، 20 زیر مقوله و 132 مفهوم، الگوی پارادایمی مطالعه به عنوان الگوی معیشت زیست بوم پایدار هجیج ارائه شد. الگوی مبتنی بر نتایج، نشان داد که مردم این روستا با بهره گیری از مجموعه ای از داشته های طبیعی، اجتماعی، انسانی، فیزیکی، دانش بومی و فرهنگی، راهبردهای متنوعی را برای نگهداری زیست بوم خود از دیرباز در پیش گرفته اند. اما هجوم پیامدهای منفی و عنصرهای مداخله گر، زندگی این الگوی پایدار را در زمان کنونی به خطر انداخته که نیازمند توجه جدی است.
شهر همه شمول فرایند تحقق شکل گیری شهر، برای صاحبان اصلی آن یعنی همه مردمی که در آن شهر زیست می کنند می باشد. فضاهای همه شمول فضاهایی هستند که زمینه لازم جهت کنش گری افراد مختلف با ویژگی های متفاوت را از طریق تدارک امکانات مورد نیاز برای گروه های مختلف جامعه به ویژه سالمندان، معلولین، زنان و کودکان فراهم می کنند. این پژوهش بر اساس مفاهیم و مولفه های شهر همه شمول، به تحلیل و بررسی چگونگی دسترسی همه گروههای سنی اعم از سالخوردگان، کودکان و افراد آسیب پذیر مانند معلولان و گروه های هدف به ویژه زنان به فضا های عمومی شهری، در محدوده شهر ایلام از منظر شهروندان به منظور افزایش تعاملات اجتماعی و سرزندگی شهری پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و داده ها و اطلاعات مورد نیاز به صورت پیمایشی گردآوری شده است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری داده ها، پرسشنامه عمومی بوده که بر اساس فرمول کوکران میان نمونه آماری 385 نفری به نسبت جمعیت نواحی شهر توزیع شده است. روش تحلیل پژوهش کمی بوده و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های T تک نمونه ای و آزمون F و تحلیل ANOVA انجام شده است. یافته های آزمون T تک نمونه ای نشان می دهد که کیفیت همه شمولی محیط شهری ایلام پایین تر از حد میانگین است . آزمون F و تحلیل آنووا نشان می دهند از نظر مجموع شاخص های مورد مطالعه دو ناحیه شهری؛ بان برز و استانداری در پایین ترین سطح کیفیت زندگی (خیلی کم) و سه ناحیه؛ فرودگاه قدیم، صدا و سیما و جانبازان در بالاترین (خیلی زیاد) شرایط کیفیت زندگی از نظر شهر همه شمول قرار دارند.
در این مطالعه، با استفاده از دمای سالانه ۶ ایستگاه سینوپتیک در استان زنجان و ۵ ایستگاه در مجاور آن، اقدام به تهیه نقشه های پهنه بندی اقلیم توریسمی شده است. و جهت انجام پهنه بندی نهایی با استفاده از تکنیک ارزیابی متوالی (Cross-Validation) خطای دو روش میان یابی کریجینگ و عکس مربع فاصله بدست آمد و مشخص شد که روش میان یابی عکس مربع فاصله مناسب ترین روش در این منطقه می باشد. پس از تهیه نقشه های پهنه بندی اقلیمی در محیط نرم افزار ARCGIS 10.2 ، مجموع یاخته های منطقه و اطراف آن ۱۲۰۰۰ یاخته بر آورد گردید بود که پس از حذف یاخته های خارج از استان، محدوه داخل استان حدود ۱۴۵۰ یاخته تخمین زده شد. در نتیجه بر این اساس ماتریسی به ابعاد ۱۲*۱۴۷۰ با استفاده از مدل تحلیل سلسه مراتبی برای تعداد ۸ لایه اقلیمی عمل وزن گداری و همپوشانی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام گردید و سه نواحی اقلیم توریسمی در استان مشخص شد. ناحیه یک، شامل مناطق نامساعد از نظر شرایط اقلیمی می باشد و ۴۰ درصد مساحت استان و ایستگاه های فیله خاصه و باروت آقاجی را در بر می گیرد. ناحیه دو، منطقه متوسط از نظر شرایط اقلیمی می باشد که کمترین مساحت منطقه را (۲/۱۳%) را در بر دارد و شامل ایستگاه زنجان می باشد. ناحیه سه، که ۸/۴۵% مساحت را دارد، منطقه ی مساعد از نظر شرایط اقلیمی است و ایستگاه های خیرآباد و خرمدره و خدابنده را شامل می شود.
تاب آوری رویکردی یکپارچه به منظور ارتقای ظرفیت های موجود و کاهش آسیب پذیری جوامع انسانی در مقابله با انواع بحران ها و مخاطرات محیطی محسوب می گردد. در این راستا یکی از مهم ترین بحران ها و مخاطراتی که در سال های اخیر اقصی نقاط جهان را تحت الشعاع قرار داده است، گسترش ویروس کروناست. با توجه به تأثیرات منفی و آسیب های شیوع ویروس کرونا در ابعاد مختلف جوامع انسانی، هدف از تحقیق حاضر آینده پژوهی تاب آوری شهر تبریز در برابر پاندمی کروناست. روش تحقیق در مطالعه حاضر ترکیبی از رویکردهای کمی-کیفی با ماهیت آینده پژوهی بوده که در راستای گردآوری اطلاعات از تکنیک دلفی نخبگان و مدیران شهری (30 نفر متخصص حوزه مدیریت بحران و مخاطرات) و به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع در نرم افزار MICMAC استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که بیشترین تأثیرگذاری در بین پیشران های موردبررسی بر سایر پیشران ها در راستای تاب آوری شهری در برابر پاندمی کرونا مربوط به پیشران های اقتصادی همچون یافتن شغل جدید در صورت از بین رفتن شغل فعلی، میزان آسیب پذیر بودن منابع تأمین درآمد و وجود نهادهای مالی حامی از اقشار آسیب پذیر و بیشترین اثرپذیری مربوط به پیشران های اجتماعی همچون مشارکت جمعی در راستای مقابله با بحران و واکنش و رفتار مناسب در مواقع بحرانی است. همچنین نتایج نشان می دهد با توجه به وضعیت موجود و کمبود پیشران های کلیدی و استراتژیک تأثیرگذار در راستای تاب آوری سیستم، ضعف ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، نظام مدیریتی شهر و موقعیت متزلزل ایران در عرصه بین المللی، آینده تاب آوری شهر تبریز بر مبنای مخاطرات محیطی (پاندمی کرونا) ناپایدار خواهد بود.
امروزه در سازمان ها به منابع انسانی به عنوان مهمترین منابع سازمان نگریسته می شود و مدیران دریافته اند که مهمترین عامل کسب مزیت رقابتی، منابع انسانی سازمان می باشد، از این رو امروزه توجه به مقوله تعهد منابع انسانی به سازمان و انجام هرچه بهتر نقش ها وحتی وظایف فرانقشی توسط منابع انسانی یکی از دغدغه های جدّی مدیران می باشد. یکی از مباحث مطرح در این زمینه مفهوم رفتار شهروندی سازمانی است که به عنوان اراده کارکنان برای انجام بیشتر و بالاتر از نقش هایی که به آن ها واگذار شده است تعریف می شود. در صنعت گردشگری به دلیل ماهیت خدماتی این صنعت انجام رفتار شهروندی سازمانی از سوی کارکنان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است ازاین رو محققین در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر بروز این رفتارها در صنعت گردشگری پرداخته اند. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی، از نظر روش پیمایشی و جامعه آماری آن مدیران و کارشناسان گردشگری شهر شیراز می باشند. نویسندگان پس از استفاده از نرم افزار LISREL 8. 5و آزمون فرضیات نتیجه گرفته اند که هشت عامل کلیدی اعتماد سازمانی، رهبری، رضایت شغلی، عدالت سازمانی، ماهیت شغل، ویژگی های کارکنان، فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر بروز رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان صنعت گردشگری دارا می باشند.
رودخانه ها تحت تأثیر پدیده فرسایش و رسوب گذاری دست خوش تغییرات گوناگونی می شوند؛ از آن جمله می توان اشاره کرد به: تغییر راستا؛ جابه جایی های عرضی و طولی؛ تغییر تراز بستر؛ تغییر دانه بندی؛ و دگرگونی ویژگی های هندسی مسیر. هدف از این مطالعه تعیین محدوده فرسایش و رسوب گذاری در ارتباط با سرعت جریان و پخش آلودگی در ساحل اروندرود با استفاده از مدل کوهیرنس و GIS است. در این تحقیق از مدل سه بُعدی و هیدرودینامیکی کوهیرنس برای شبیه سازی سرعت جریان استفاده شده است که معادله پیوستگی، معادلات ناویراستوکس در سه بُعد، و معادله های انتقال شوری و دما به روش جداسازی حل می شوند. شرایط مرزی اعمال شده شامل تغییرات دما، شوری، و دبی برای مرز باز رودخانه و تغییرات دما و شوری و اعمال مؤلفه های جزرومدی M2، S2، O1، و K1 برای مرز باز دریا در مدل به کار گرفته می شود. با توجه به مقاطع عرضی و خروجی سرعت جریان از مدل کوهیرنس، پهنه تحت پوشش بیشترین آلودگی منطبق با سرعت جریان آب کمتر و رسوب گذاری بیشتر است. همچنین، در مقطع دهانه رودخانه میانگین سرعت در وسط رودخانه بیشتر و در دو طرف ساحل رودخانه کمتر است؛ در نتیجه، در دو ساحل ایران و عراق رسوب گذاری بیشتر و فرسایش کمتری انجام گرفته است.
خشکسالی مختص مکان خاص نبوده و مناطق مختلف جهان از آن متأثر می باشد، یکی از این مناطق، شمال غرب ایران است که در چند سال اخیر از این پدیده رنج می برد. هدف پژوهش حاضر مدل سازی و تحلیل خشکسالی در شمال غرب ایران می باشد. برای این کار پارامترهای اقلیمی: بارش، دما، ساعات آفتابی، حداقل رطوبت نسبی و سرعت باد در بازه زمانی 32 ساله (2018- 1987) در 21 ایستگاه شمال غرب ایران مورد استفاده قرار گرفت. برای مدل سازی، شاخص فازی T.I.B.I ابتدا چهار شاخص ( SET, SPI, SEB, MCZI ) با استفاده منطق فازی در نرم افزار Matlab فازی سازی شدند، سپس شاخص ها با هم مقایسه شده و درنهایت از مدل تصمیم گیری چند متغیره Topsis ، برای اولویت سنجی مناطق درگیر با خشکسالی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد مدل T.I.B.I طبقات خشکسالی، چهار شاخص مذکور را به صورت دقیق در خود منعکس می کند. از بین 5 پارامتر اقلیمی مورد استفاده در این پژوهش، پارامتر دما در نوسان شدت خشکسالی بیش ترین تأثیر را داشت. شدت خشکسالی براساس مدل سازی صورت گرفته در مقیاس 12 ماهه بیش تر از 6 ماهه بود، طولانی ترین تداوم خشکسالی در منطقه مورد مطالعه مربوط به ایستگاه ارومیه در بازه 12 ماهه از ماه جولای سال 2003 تا ماه دسامبر سال 2004 به مدت 18 ماه رخ داده است. بیش ترین درصد رخداد خشکسالی در ایستگاه ارومیه در مقیاس 12 ماهه و کم ترین آن در ایستگاه سنندج در مقیاس 6 ماهه اتفاق افتاده است. براساس مدل سازی صورت گرفته، شاخص فازی T.I.B.I نسبت به شاخص فازی SPEI برتری نسبی را نشان داد.
کارآفرینی ابزاری برای برنامه ریزی است تا جوامع را به سوی توسعه هدایت نماید. از آنجا که همه ی جوامع یا همه ی افراد درون یک کشور، برای دستیابی به شرایط کارآفرینی، موقعیت مساوی و یکسان ندارند، باید شرایط را برای توسعه ی کارآفرینی، به گونه ای هدایت یا ایجاد کرد. که با توجه به اینکه نیمی از افراد هر جامعه ای را زنان تشکیل می دهند. شرکت زنان در شغل های مختلف برای رشد و پیشرفت جامعه لازم و ضروری است. توانمندسازی و مشارکت زنان در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی و غیره یکی از شاخص های تولید هر کشوری محسوب می شود. زنان کارآفرین در مناطق روستایی نقش مهمی در ایجاد و ارتقاء اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه و خانواده ایفا می کنند؛ و جایگاه خود را در روند توسعه روستای خود داشته باشند. این مقاله که به روش مروری و با استفاده از منابع مکتوب و اینترنتی تهیه شده است تلاش دارد تا عواملی که بر کارآفرینی زنان روستایی نقش آفرینی می کنند، را بیان کند.
توسعه پایدار نواحی روستایی به عنوان راهبردی جامع و پایدار منوط به وجود پایداری اقتصادی در کنار سایر ابعاد پایداری است. با این حال بی عدالتی اقتصادی، عدم ثبات سازوکارهای اقتصادی، سطوح پایین رفاه اقتصادی، فقر، بیکاری، نارضایتی شغلی و درآمدی، همواره پایداری اقتصادی نواحی روستایی را با تردید مواجه نموده است و سطوح مختلفی از نابرابری های فضایی را به همراه دارد. از آنجا که جلوه هایی از فقر، بیکاری، نارضایتی از اشتغال، درآمد و سطوح پایینی از رفاه اقتصادی، در منطقه سبزوار – نیشابور(غرب استان خراسان رضوی)، به چشم می آید، محقق با هدف تحلیل فضایی پایداری اقتصادی سکونتگاههای روستایی منطقه، با استفاده از 48 نماگر، در قالب 516 پرسشنامه در قالب 50 واحد پایه، تحلیل پایداری اقتصادی سکونتگاه های روستایی منطقه را مورد توجه قرار داده است. جهت تعیین سطح پایداری اقتصادی، آزمون آماری تی تک نمونه ای و جهت الگوسازی اختلافات فضایی، خودهمبستگی فضایی در دو سطح عمومی (آماره موران و آماره G )، و محلی (آماره Gi* ) استفاده شده است. جهت ساخت واحدهای پایه نظریه MAUPT ، مدل چهار ضلعی بکار رفته است. نتایج حاکی است پایداری اقتصادی روستاهای منطقه کمتر از میانگین مورد انتظار است و در سطح ضعیف قرار دارد، همچنین ارزش هایی با مقادیر مشابه تمایل به تشکیل خوشه دارند، بنابراین مقادیر پایداری اقتصادی الگوی فضایی خوشه تشکیل داده اند. مقادیر آماره عمومی G ، نشان می دهد که تشکیل خوشه ها در سطح فضا ناشی از تمرکز مقادیر زیاد و یا کم نیست بلکه بصورت تصادفی است. همچنین تحلیل لکه های داغ در سطح محلی مبین این است که در قسمت شرق منطقه، لکه های داغ تشکیل شده و در نوار شمالی لکه های سرد تشکیل شده اند، که نشان دهنده میزان پایین پایداری اقتصادی در این مناطق نسبت به میانگین منطقه است.
شهر دماوند واقع در شرق استان تهران، به واسطه ویژگی های خاص خود تحت تأثیر عوامل مختلف، تغییرات در جنبه های گوناگونی را تجربه می کند. یکی از شایع ترین تغییرات، مربوط به کاربری و پوشش اراضی است. لذا اطلاع از محورهای جهت جهت دهنده به تفکر افراد مطلع در بحث عوامل مؤثر بر تغییرات کاربری و پوشش اراضی شهر دماوند از موارد مهم در حوزه حوزه برنامه ریزی شهری آن محسوب می شود. در جهت پیگیری این هدف و با توجه به اهمیت بحث، در این پژوهش قابلیت کاربرد روش شناسی کیو بررسی شده است. فضای گفتمان پژوهش شامل پایان نامه ها و مقالات معتبر (با موضوعات سنجش تغییرات کاربری و پوشش اراضی و عوامل مؤثر بر آن) است. به منظور پرهیز از سوگیری پژوهش، از نمونه کیو بی ساختار استفاده شده و روایی و پایایی روش پژوهش با استفاده از شاخص KMO (در نمونه موردی برابر 0.783) مورد بررسی قرارگرفته است. شناسایی الگوی ذهنی مشارکت کنندگان از طریق تحلیل عاملی به شیوه ی شیوه اکتشافی با استفاده از ماتریس همبستگی انجام شده و روش مؤلفه های اصلی برای استخراج نهایی عوامل به کار رفته است. سرانجام چهار عامل (عامل جاذبه های شهری شهری شدن و ضعف بنیان های اقتصاد کشاورزی در ناحیه، عامل مدیریتی - برنامه ریزی، عامل کالبدی - محیطی و عامل فراهم بودن زیرساخت های شهری) با مجموع واریانس 75.074 درصد به عنوان عوامل اصلی در بحث تغییرات کاربری و پوشش اراضی شهر دماوند شناخته شده و به عنوان چارچوب چهارچوب و مبنای ارائه ارائه راهکارها و ارائه ارائه نظام پهنه بندی فعالیت پیشنهادی قرار گرفته اند.
هدف این پژوهش، ارزیابی میزان دستیابی به اهداف آموزشی مدیریت بحران (محیط زیست) در منطقه زلزله زده استان کرمانشاه است. روش تحقیق این مقاله پیمایشی و جامعه آماری، شهروندان ساکن در شهر سرپل ذهاب، سازمان های مردم نهاد درگیر در زلزله کرمانشاه و متخصصین محیط زیست است که حجم نمونه ۵۲۵ نفر محاسبه گردید. ابزار نظرسنجی، پرسشنامه بسته و با سطح مقیاس لیکرت و فاصله ای است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS، صورت گرفته و پایایی پرسشنامه از طریق همسازی درونی گویه ها (آلفای کرونباخ) تعیین شده است. یافته ها نشان داد که در حدود ۶۳ درصد از پاسخگویان معتقدند که افزایش آگاهی در حوزه محیط زیستی از اهمیت بالای برخوردار است؛ اما ۹۷ درصد پاسخگویان معتقدند که عملکرد سه گانه (دولت، سازمان مردم نهاد و مردم) در مناطق زلزله زده در حوزه افزایش آگاهی قابل قبول نیست. همچنین در حدود ۶۷ درصد معتقدند که ارتقاء دانش در مسائل محیط زیستی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که ۸۰ درصد پاسخگویان اذعان داشتند که عملکرد این مقوله در مناطق زلزله زده ضعیف بوده است. در حدود ۶۸ درصد از پاسخگویان معتقدند که نگرش مثبت به مسائل محیط زیستی مهم است و ۷۲ درصد معتقدند عملکرد این مهم در مناطق زلزله زده ضعیف و بسیار ضعیف بوده است. در حدود ۷۰ درصد از پاسخگویان داشتن مهارت را بااهمیت دانستند؛ اما ۷۹ درصد معتقدند عملکرد این حوزه ضعیف بوده است. درمجموع میزان دستیابی به اهداف آموزشی محیط زیست در شرایط بحرانی و واقعی (زلزله سرپل ذهاب) که در این مقاله موردبررسی قرارگرفته در وضعیت بسیار ضعیف قرار دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نوار ساحلی استان مازندران و گردشگری در آن بر قیمت زمین های کشاورزی شهرستان بابل با استفاده از تابع ارزش گذاری هدونیک انجام گرفته است. اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق تکمیل 384 پرسشنامه در سال 1396 از کشاورزانی که زمین کشاورزی خود را از اول فروردین سال 1395 تا آخر اسفند ماه سال 1395 خریداری نموده، جمع آوری شده است. بر اساس یافته های پژوهش میانگین قیمت زمین کشاورزی در شهرستان بابل 4184 هزار ریال به ازای هر متر مربع در سال 1395 بوده است. نتایج حاصل از مدل برآورد ارزش زمین کشاورزی نشان می دهد فاصله تا نوار ساحلی استان مازندران، فاصله تا بازار مصرف محصولات کشاورزی شهرستان قائمشهر، سابقه کشت در زمین، مساحت زمین و فاصله تا جاده اصلی به طور معنی داری تأثیر منفی بر قیمت زمین های کشاورزی این شهرستان دارد و داشتن سند و استراحتگاه، باغی بودن زمین در مقایسه با کاربری زراعی آن و اجرای طرح یکپارچه سازی رابطه مثبت با قیمت زمین کشاورزی در این شهرستان دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، قیمت اراضی که نزدیک به نوار ساحلی استان مازندران قرار دارد به طور معنی داری بالاتر از قیمت زمین های کشاورزی است که دورتر واقع شده اند و این مسئله با افزایش هزینه فرصت زمین، سودآوری تولیدات کشاورزی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و انگیزه برای تغییر کاربری زمین های کشاورزی را بالا می برد.
بخش اعظم کشور ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود نسبت به گردش عمومی جو دارای اقلیم خشک و نیمه خشک است. در این تحقیق با استفاده از آمار بارش روزانه 30 ایستگاه از 8 استان جنوب و جنوب غرب ایران در طی دوره آماری 36 ساله و بر اساس معیارهای انتخابی، شروع بارش ها محاسبه گردید. در 10 سال بارش ها زودتر از شرایط نرمال اتفاق افتاده است. نقشه های ارتفاعی و فشاری ترازهای دریا تا700 هکتوپاسکال از اول سپتامبر تا روز شروع بارش با استفاده از داده های جوی سایت NCEP/NCAR با نرم افزار GRADS ترسیم شد. نتایج بررسی های چشمی چندین بار این نقشه ها نشان داد که بارش های زودرس در جنوب و جنوب غرب ایران در 3 الگوی کلی شکل می گیرد. در الگوی نوع(الف) با حرکت شمال سوی پرفشار آفریقا از روی مدیترانه مرکزی و ادغام زبانه شرقی آن با زبانه واچرخند مهاجر (مستقر برروی شمال دریاچه خزر) زمینه لازم برای فرارفت سرد را بر روی شمال آفریقا فراهم نموده و سپس با ادغام زبانه واچرخندی مهاجر با زبانه واچرخندی عربستان شرایط بسیار مناسبی برای فرارفت رطوبت به درون سامانه سودانی فراهم می شود. در الگوی نوع (ب)از حدود 30 روز قبل از شروع بارش ها واچرخند آزور حرکت شمال سو پیداکرده و از محدوده عرض 50 تا 60 درجه حرکت شرق سو داشته و به تدریج بر روی شمال دریاچه خزر استقرار پیداکرده و برای مدت 10 تا 15 روز در این مکان متوقف می شود. با توقف واچرخند بر روی این منطقه کم فشار ایسلند به سمت عرض های پایین رانده شده و زبانه آن بر روی مدیترانه و شمال آفریقا گسترش می یابد. در الگوی نوع ج واچرخندهای آفریقا و آزور ادغام شده و با حرکت شمال سوی غرب اروپا را در برگرفته و با گسترش نصف النهاری فرارفت سرد شدیدی را در دامنه شرقی خود بر روی مدیترانه شرقی و شمال آفریقا ایجاد می کنند.