ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۸۰۱ تا ۳۵٬۸۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۵۸۰۱.

شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی (مورد مطالعه: استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۲
در ایران طرح های بهسازی بافت باارزش روستایی از سال 1379 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و با صرف هزینه زیاد در حال تهیه و اجرا است. اگرچه این طرح زمینه ساز دگرگونی هایی در بافت های باارزش روستایی شده است، اما مانند همه طرح های دیگر با چالش هایی مواجه است که مانع تحقق مؤثر اهداف آن می شود. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت باارزش روستایی می پردازد. روش پژوهش از جنبه هدف، توسعه ای و از نظر ماهیت و روش تحقیق تحلیلی است. با توجه به اینکه طرح بهسازی بافت باارزش در استان خراسان رضوی تنها در شش روستای کاهک، جزین، ریاب، ازغد، کنگ و دیزباد اجرا شده است، مطالعه حاضر کلیه این روستاها را مورد مطالعه قرار داده است. در این مطالعه 168 نفر از ساکنین محلی و 17 نفر از خبرگان روستایی در تکمیل پرسشنامه مشارکت نموده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به کمک تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مهم ترین چالش های اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی 8 چالش با 64 درصد واریانس است. همچنین مهم ترین چالش های تهیه طرح شامل 5 چالش با 1/57 درصد واریانس است. در مجموع چالش مشترک و مهم دو مرحله تهیه و اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی «نبود جامعیت در گستره بافت» است که به تنهایی در مرحله تهیه 7/18 و اجرای طرح 7/12 درصد واریانس را به خود اختصاص داده است. روشن است شناخت چالش های طرح، به مدیران سطوح بالاتر برنامه ریزی این امکان را می دهد که با شناسایی نقاط ضعف طرح و برطرف نمودن آن ها، به تدوین و برنامه ریزی مؤثرتر و سودمندتر دست یابند. امری که علی رغم تأکید مطالعات مختلف بر اصلاح و بازنگری آن، کمتر مورد توجه مدیران قرار گرفته است.  
۳۵۸۰۲.

نقش آفرینی شبکه دسترسی در پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال روستایی (مورد مطالعه: شهرستان اسدآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
شبکه دسترسی روستایی به عنوان یک زیرساخت اساسی برای افزایش پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال عمل می کنند. بااین حال، بسیاری از مناطق روستایی، از جمله مناطق روستایی موردمطالعه، با چالش های بسیار فراوانی مانند نرخ بالای بیکاری، نوسانات جمعیتی ناشی از مهاجرت از روستا به شهر، سوءمدیریت منابع تولید، سطح پایین بهره وری عوامل تولید، و ناکافی بودن اقتصادی و اجتماعی روبه رو هستند. زیرساخت این پژوهش به منظور بررسی این چالش ها و پر کردن شکاف میان وضعیت مطلوب و فعلی مناطق روستایی شهرستان اسدآباد، به بررسی نقش شبکه دسترسی روستایی در افزایش پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال در مناطق روستایی این شهرستان می پردازد. این پژوهش توصیفی - تحلیلی و کمی بر اساس پرسش نامه به بررسی رابطه میان متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر پژوهش در چارچوب 8 شاخص در سطح 30 روستا و 368 خانوار به شکل تصادفی می پردازد. پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ با ضرایب 769/0 و 741/0 به ترتیب برای شبکه دسترسی روستایی و پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. یافته ها حاکی از تأثیر مثبت و معنادار شبکه دسترسی روستایی بر پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال است. علاوه بر این، آزمون های t نشان می دهد که تنها خدمات و کیفیت شبکه دسترسی روستایی به طور قابل توجهی بر پویایی اقتصادی و تحرک اشتغال تأثیر نمی گذارد، در حالی که دیگر متغیرها رابطه معناداری را نشان می دهند. چون که کوهستانی بودن، شیب تند راه ها، آسفالت نامناسب، آسیب های جاده ای بر اثر یخ بندان در زمستان و غیره باعث می شود راه ها کیفیت لازم نداشته باشند. بنابراین، این مطالعه نتیجه گیری می کند که شبکه دسترسی روستایی با افزایش درآمد، کاهش هزینه ها، جذب سرمایه گذاری، افزایش تحرک اشتغال و تنوع بخشیدن به فعالیت های اقتصادی، نقش مهمی در تقویت پویایی اقتصاد روستایی دارند. در نتیجه ارتقای کیفیت و خدمات شبکه های دسترسی روستایی برای تحریک اشتغال و پویایی اقتصادی توصیه می شود.
۳۵۸۰۳.

ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های دریاچه گهر، آبشار بیشه و تنگه لی لی به منظور توسعه ژئوتوریسم شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
امروزه اقتصاد روبه رشد زمین گردشگری، اهمیت جاذبه های ژئوتوریسمی و ویژگی های منحصر به فرد میراث زمین، توجه به ژئوتوریسم و ارزیابی ژئومورفوسایت ها را بیش از پیش ایجاب کرده است. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی انجام شد که به لحاظ نوع، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی است. بدین منظور از مدل پرالونگ استفاده شد که توانمندی گردشگری ژئومورفوسایت ها را بر پایه چهار شاخص زیبایی، علمی، فرهنگی و اقتصادی، و ارزش بهره وری آنها را ازطریق شاخص های میزان و کیفیت بهره برداری ارزیابی می کند. براین اساس پرسشنامه های تخصصی مدل پرالونگ تدوین و توسط 60 متخصص به صورت مجزا برای هر ژئومورفوسایت تکمیل شد. علاوه براین پرسشنامه عمومی برای بررسی رفتار گردشگران، امکانات و خدمات، و حفاظت از ژئومورفوسایت ها تهیه و توسط 100 گردشگر تکمیل شد. نتایج نشان داد آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی به ترتیب با کسب امتیاز گردشگری ۶۳/0، 6/0 و 57/0، و امتیاز بهره وری ۶۲/0، 48/0 و 56/0 در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. دراین بین، آبشار بیشه از نظر عیارهای زیبایی و اقتصادی به ترتیب با کسب امتیاز 85/0 و ۷۵/0 رتبه نخست را دارد که بیانگر بیشترین جذابیت و دسترسی مطلوب این ژئومورفوسایت از طریق جاده با سطح اهمیت ملی است. سایر ژئوسایت ها نیز نیازمند توسعه راه های دسترسی و همچنین افزایش سطح تمهیدات حفاظتی و بهره وری هستند. ازنظر عیار علمی دریاچه گهر با امتیاز ۶۲/0 در رتبه اول قرار گرفت که نشانگر قابلیت علمی و آموزشی این سایت برای توسعه ژئوتوریسم است. عیار فرهنگی در ارزیابی ژئومورفوسایت ها، امتیاز بسیار پایینی را کسب کرد که حاکی از نبود رخدادهای فرهنگی و هنری است و توجه بیشتری را می طلبد. این نتایج می تواند به توسعه پایدار ژئوتوریسم در سایت های مورد مطالعه کمک کند و شرایط ایجاد تجربه ی مطلوب برای گردشگران فراهم آورد.
۳۵۸۰۴.

Ruralization, Agricultural Production Structures and Food Security in Islamic Countries(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۳
Purpose- Islamic countries are generally characterized by rural lifestyles and relatively young populations. Despite the global trends of accelerated urbanization and population aging, the traditional structure of rural settlement in these countries has remained largely unchanged. The present study aims to examine the structural factors influencing food security in Islamic countries by analyzing the extent and distribution of rural populations as the key contributors to food security, as well as the demographic composition and environmental structures that shape agricultural production. Materials, Methods, and Approach- The development strategies of many countries worldwide are based on the quality, efficiency, and spatial distribution of rural populations. The proportion of the rural population in relation to employment distribution across economic sectors and its contribution to gross domestic product (GDP) are of critical importance to policymakers in both developed and developing nations. The research employs a descriptive–analytical method, utilizing reliable international data sources and global organizational statistics. The statistical population includes 51 Islamic countries , and the data are classified according to the characteristics and attributes of the study population within the research topic. Findings- First, Islamic countries generally possess rural structures and youthful populations. Second, significant disparities exist in settlement and rural habitation patterns across Islamic countries. Approximately 60% of the rural population of Islamic countries reside in just six nations -Pakistan, Indonesia, Bangladesh, Nigeria, Ethiopia, and Egypt- whereas in six others- Kuwait, Bahrain, Qatar, Djibouti, the Maldives, and Brunei Darussalam- the total rural population does not exceed one million people. Finally, the capacity for agricultural production and food security across Islamic countries is generally fragile. Twenty-six countries have less than 5% of arable land, and twenty-seven countries exhibit an average agricultural value-added of less than USD 5,000 per farmer, rendering them effectively food-insecure and dependent on imports.
۳۵۸۰۵.

بررسی عوامل مؤثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله (نمونه مورد مطالعه: محله شیشه گرخانه ارومیه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۹
عمدتا بانوان به دلایلی نظیر تجربه وافر ترس در زندگی و وجود تبعیض های جنسیتی نسبت به آن ها، آسیب پذیری بیشتری در فضاهای شهری بویژه محله ها از خود نشان می دهند. این درحالیست که لازمه حضور بی دغدغه بانوان در فضای محله، سیطره امنیت بر فضا می باشد. هدف پژوهش بررسی عوامل موثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی – کاربردی می باشد و از حیث ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله شیشه گر خانه ارومیه می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل های پژوهش نیز از آزمون های آماری اسپیرمن، تی تک نمونه ای، فریدمن و رگرسیون بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن می باشد که میان معیارهای ابعاد عینی و ذهنی احساس امنیت بانوان به طور همزمان ارتباط خطی برقرار است. با توجه به ضرایب بتا بیشترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه معیار نور و روشنایی از بعد ذهنی به میزان 532/0 و کمترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه مربوط به معیار اندازه از بعد عینی به میزان 078/0 می باشد. لازم است که مسئولین و متولیان امور شهری نسبت به استقرار تجهیزات نورپردازی اصولی و مناسب در محله جهت ایجاد روشنایی در ساعات تاریکی توجه ویژه مبذول نمایند.
۳۵۸۰۶.

تحلیل و شناسایی عوامل جغرافیایی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش پدیده قاچاق مواد مخدر در جنوب استان کرمان با تأکید بر ابعاد امنیتی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۸
زمینه و هدف: قاچاق مواد مخدر یکی از مهم ترین چالش های امنیتی و اجتماعی جنوب استان کرمان است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و هم جواری با استان های مرزی سیستان و بلوچستان و هرمزگان، به عنوان کریدور اصلی انتقال مواد مخدر شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی و شناسایی عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش قاچاق مواد مخدر در این منطقه با رویکردی امنیتی و اجتماعی است. روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته از ۳۰۰ نفر از افراد بومی شهرستان های جنوبی استان کرمان جمع آوری شد. تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه و ضریب همبستگی پیرسون انجام گردید. یافته ها: موقعیت جغرافیایی منطقه از جمله وسعت استان، مسیرهای ترانزیت، وجود دشت های هموار و مجاورت با استان های مرزی نقش بسیار مهمی در گسترش قاچاق داشته است (۷۰٪ تأیید تأثیر زیاد). همچنین، عوامل اقتصادی و اجتماعی چون فقر، بیکاری، ضعف زیرساخت های امنیتی و فرهنگی، و همگرایی های زبانی، مذهبی و فرهنگی با استان های هم جوار به طور معناداری در افزایش قاچاق مؤثر بودند. برای نمونه، افزایش اعتیاد با ۸۹.۶۷٪، کمبود تجهیزات امنیتی با ۸۷٪ و مشکلات اقتصادی به عنوان عوامل کلیدی مطرح شدند. شاخص های آماری نشان دهنده برازش مناسب مدل مفهومی تحقیق بود. نتیجه گیری: قاچاق مواد مخدر در جنوب کرمان به دلیل ویژگی های جغرافیایی و ساختاری این منطقه اهمیت ویژه ای دارد و آن را از سایر مناطق مرزی متمایز می کند. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند رویکردی چندبعدی است که علاوه بر تقویت نظارت مرزی، به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی منطقه توجه ویژه ای داشته باشد
۳۵۸۰۷.

تحلیل تأثیر تصویر ذهنی و کیفیت زیرساخت ها بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری(مورد مطالعه: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۴
برای دستیابی به بازاریابی موفق گردشگری و کسب جایگاه رقابتی ضروری است که برنامه ریزان گردشگری درک صحیح و روشنی از متغیرهای تاثیرگذار بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری داشته باشند از این رو پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر تصویر ذهنی و کیفیت زیرساختها بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری تدوین شده است. پژوهش حاضرازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش را گردشگران ورودی به شهر گرگان تشکیل می داد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و pls استفاده شده است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که کیفیت زیرساخت های گردشگری بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری و تصویر ذهنی از مقصد گردشگری تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین یافته ها نشان داد که تصویر ذهنی از مقاصد گردشگری بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری تاثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به مقدار ضریب مسیر بدست آمده میزان تاثیر کیفیت زیرساخت های گردشگری و تصویرذهنی از مقصد بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری در حد متوسط ارزیابی شد. با توجه به یافته های پژوهش اینگونه می توان نتیجه گیری کرد که مقاصد گردشگری و در این میان شهر گرگان در راستای ارتقای سطح رقابت پذیری خود در میان دیگر مقاصد لازم است نسبت به توسعه و بهبود زیرساخت های گردشگری اقدامات لازم را انجام داده تا از این طریق ضمن ایجاد تصویر ذهنی مثبت در میان گردشگران ورودی به این شهر زمینه برای رقابت پذیری با دیگر مقاصد گردشگری نیز فراهم گردد.
۳۵۸۰۸.

توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریستی (K.F.Z)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: ژئوتوریسم یک رشته خاص گردشگری است که بر اکتشاف پتانسیل های ژئوتوریستی و میراث زمین شناسی (ژئوسایت ها) متمرکز است. هدف از پژوهش حاضر توان سنجی پتانسیل های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی روستاهای گردشگرپذیر شهرستان خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریستی کوبالیکوا، فیولت و زوروس می باشد. در 37 درجه و 7 دقیقه تا 37 درجه و 56 دقیقه عرض شمالی و هم چنین 48 درجه و 1 دقیقه تا 48 درجه و 54 دقیقه طول شرقی واقع شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف توصیفی-تحلیلی-کاربری است. روش پژوهش: برای ارزیابی مناطق موردمطالعه از مدل های فیولت که مناطق ژئوتوریستی را بر اساس چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی موردبررسی قرار می دهد؛ مدل کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و افزوده تأکید دارد و در نهایت مدل زوروس که مناطق مورد مطالعه را در سه بخش ارزش علمی-آموزشی، ارزش های حفاظتی و ارزش قابلیت استفاده مورد ارزیابی قرار می دهد، استفاده شده است. نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده از مدل فیولت، روستای کزج در نرخ های مدیریتی و گردشگری به ترتیب با کسب امتیازات 68/0 و 65/0 در شرایط مطلوب مدیریتی و گردشگری قرار دارد. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل کوبالیکوا روستای کزج با کسب امتیاز 75/11 از مجموعه امتیاز 18 دارای شرایط مطلوب برای گسترش صنعت گردشگری روستایی در منطقه است. هم چنین طبق نتایج به دست آمده از مدل زوروس روستای کزج با کسب امتیاز 5/61 از مجموعه امتیاز 100 در بین روستاهای ژئوتوریستی موردمطالعه رتبه اول را به خود اختصاص داده است و دارای قابلیت های ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی متعدد است. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می گردد روستای کزج به دلیل داشتن جاذبه های ژئومورفولوژیکی و نمای پلکانی جزو روستاهای نادر در منطقه بوده و توانمندی بالایی در جهت جذب گردشگر را داراست.
۳۵۸۰۹.

تحلیل و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت کلان شهرها با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۳
نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز توسعه شهری، همواره از جمله مسائل برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و سرعت وقوع تغییرات، نیاز به طرح و برنامه راهبردی در سطوح مختلف احساس می شود. از این رو جوامع شهری به تفکری استراتژیک و آینده نگر در سیستم برنامه ریزی و مدیریت به منظور توسعه و تحول شهرها نیازمند هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در مدیریت کلان شهر کرمانشاه و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری و مشخص کردن سناریوهای محتمل و مطلوب است. بدین منظور، ابتدا با طراحی پرسشنامه، 34 عامل و متغیر موثر بر مدیریت کلان شهر کرمانشاه در ابعاد پنج گانه: برنامه ریزی و مدیریتی؛ کالبدی و فضایی؛ سازوکارهای تأمین مالی؛ زیست محیطی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار MIC MACامتیازدهی و تحلیل شدند. در این مرحله با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین عوامل پیشران و کلیدی موثر بر مدیریت شهر کرمانشاه انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر نشان داد که متغیرهای: مسئولیت پذیری مدیران و مسئولان شهری؛ مشارکت دادن مردم در برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری؛ توزیع عادلانه امکانات شهری؛ بهره گیری از فناوری های نوین؛ طرح های ساماندهی، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و همچنین استفاده از نیروی انسانی متخصص، به عنوان مهمترین متغیرها انتخاب و بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. نتایج سناریونویسی ویزارد نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 12 سناریوی باورکردنی و 41 سناریوی ضعیف برای مدیریت کلان شهر کرمانشاه وجود دارد.
۳۵۸۱۰.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۳۵۸۱۱.

تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۲
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
۳۵۸۱۲.

بازخوانی شاخص های شهر سبز؛ مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی نظام مند ادبیات و ارائه یک طبقه بندی نوین از شاخص های کلیدی ارزیابی شهر سبز صورت پذیرفته است. با توجه به انبوه و پراکندگی شاخص های موجود، دستیابی به یک چارچوب طبقه بندی منسجم برای فهم جامع تر و عملیاتی سازی این مفهوم از اهمیت بسزایی برخوردار است. روش: این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس پروتکل پریزمای 2020 انجام شده است. جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی منجر به شناسایی ۳۵ سند مرتبط شد. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل و شاخص های استخراج شده طی فرایندی پالایشی در سه مرحله ادغام و دسته بندی شدند. یافته ها: تحلیل یافته ها منجر به شناسایی نهایی ۲۳ شاخص کلیدی شد که در یک چارچوب مفهومی چهاربُعدی سازماندهی شدند: بُعد محیط زیستی  اکولوژیکی (۷ شاخص؛ مانند کیفیت هوا، مدیریت پسماند، سرانه فضای سبز)؛ بُعد اجتماعی  فرهنگی (۷ شاخص؛ مانند عدالت در دسترسی به پارک ها و خدمات شهری، مشارکت شهروندی، حفظ میراث فرهنگی)؛ بُعد کالبدی  زیرساختی (۵ شاخص؛ مانند حمل ونقل عمومی، انرژی های تجدیدپذیر، فرم پیاده محور)؛ بُعد اقتصادی و حکمرانی (۴ شاخص؛ مانند اشتغال سبز، برنامه ریزی راهبردی، جذب سرمایه). نتیجه : یافته ها مؤید آن است که مفهوم «شهر سبز» ماهیتی چندبُعدی یکپارچه و متوازن دارد که تحقق آن مستلزم توجه هم زمان به چهار رکن محیط زیستی، اجتماعی، کالبدی، و حکمرانی است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری راهبردی برای برنامه ریزان، مدیران شهری، و پژوهشگران در جهت تدوین سیاست ها، ارزیابی عملکرد، و انجام دادن مطالعات مقایسه ای مورد استفاده قرار گیرد. این مطالعه بر ضرورت عبور از نگاه تک بعدی و اتخاذ رهیافتی کل نگر در مسیر توسعه پایدار شهری تأکید می ورزد.
۳۵۸۱۳.

تأثیر رودهای حوضه آبریز تالاب انزلی بر اقتصاد روستاهای پیرامون با رویکرد زیست بوم محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
روستاها به عنوان بسترهای اصلی تولید مواد غذایی و شکل گیری معیشت های پایدار، همواره در تعامل مستقیم با منابع طبیعی به ویژه منابع آبی قرار داشته اند. در ایران نیز بسیاری از روستاها در مجاورت منابع آبی نظیر تالاب ها شکل گرفته اند و تالاب انزلی به عنوان یکی از مهم ترین زیست بوم های آبی کشور، نقش حیاتی در اقتصاد و پایداری روستاهای پیرامون خود دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رودخانه های حوضه آبریز تالاب انزلی بر اقتصاد روستاهای اطراف آن انجام شده و به ویژه کاهش عمق و سطح آب این تالاب را به عنوان یک متغیر کلیدی در نظر گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مصاحبه و پرسش نامه از میان نمونه ای هدفمند شامل ۴۰ نفر از ساکنان محلی، کشاورزان و کارشناسان منطقه جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که کاهش آبدهی رودخانه های ورودی به تالاب، علاوه بر تغییرات اکولوژیکی و کاهش تنوع زیستی، پیامدهای گسترده ای در حوزه اقتصادی و اجتماعی روستاها به همراه داشته است. از جمله این پیامدها می توان به کاهش درآمد کشاورزی ناشی از کم آبی، افت چشمگیر فعالیت های ماهیگیری، رکود گردشگری بومی، افزایش مهاجرت روستاییان، تغییر کاربری اراضی از کشاورزی به مسکونی یا تجاری، و دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد. همچنین با پایین آمدن سطح آب تالاب، ارزش زمین ها به طور غیرطبیعی افزایش یافته و فشار بیشتری بر منابع طبیعی وارد شده است. یافته ها بر ضرورت اجرای سیاست های مدیریت یکپارچه منابع آب، تأمین حق آبه زیست محیطی و بهره گیری از رویکردهای زیست بوم محور برای احیای تالاب انزلی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی تأکید دارند. این پژوهش نشان می دهد که رابطه ای مستقیم میان سلامت اکولوژیکی تالاب و معیشت ساکنان روستاهای اطراف آن وجود دارد و بدون برنامه ریزی جامع، توسعه پایدار در این منطقه تحقق نخواهد یافت.
۳۵۸۱۴.

شبیه سازی الگوهای زیستی در طراحی شهری و معماری با تأکید بر روابط میان خدمات اکوسیستم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
یکی از راهکارهای مؤثر در مدیریت مصرف انرژی در شهرها استفاده از روش های مبتنی بر شبیه سازی الگوهای زیستی است. شهرها به گونه ای که آن ها به سیستم های پیچیده انعطاف پذیر تبدیل شوند و سلامت بوم شناختی و فرهنگی- اجتماعی را از طریق ارائه خدمات اکوسیستمی ایجاد کنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است. خدمات اکوسیستم های شهری مزایایی است که شهروندان از آن ها به دست می آورند و شامل خدمات تأمینی، تنظیمی، فرهنگی و حمایتی است. با وجود اینکه برای طراحی محیط های شهری مبتنی بر روابط میان خدمات اکوسیستم، روش های اندکی پیشنهاد شده اما استفاده از آن ها چندان مورد توجه قرار نگرفته است. مانع اصلی برای توسعه روش های طراحی براساس خدمات اکوسیستم، فقدان دانش لازم برای درک روابط بین خدمات اکوسیستم های شهری است و معمولاً براساس اصول حاکم بر طراحی شهری، غالباً طراحی های صرفاً فضایی انجام می شود. این مطالعه روابط حاکم بر هم افزایی های خدمات اکوسیستم های شهری را از منظر بوم شناختی بررسی و سپس اثرات آن را بر طراحی شهری مورد تحلیل قرار می دهد. این تحلیل می تواند ابزاری کارآمد برای طراحان و سیاستگذاران فراهم سازد تا تصمیم های مطلوب تری در جهت بهره برداری از خدمات مختلف اکوسیستم در مناطق شهری اتخاذ نموده و آثار مخرب زیست محیطی ناشی از طراحی های شهری را به حداقل کاهش دهند. براساس نتایج این تحلیل، اثربخشی خدمات اکوسیستم های شهری با درک صحیح روابط بوم شناختی آن ها و ملاحظات مربوط به روابط فضایی عناصر شهری، افزایش خواهد یافت.
۳۵۸۱۵.

ابعاد جغرافیای امنیتی هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از فناوری های پیشرفته در عصر حاضر، تأثیرات عمیقی بر ابعاد مختلف جامعه، به ویژه در زمینه امنیت سایبری و حاکمیت دیجیتال، دارد. این تحقیق با هدف بررسی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در ارتقای امنیت در اتحادیه اروپا، به تحلیل نقش این فناوری در تقویت حاکمیت دیجیتال و مقابله با تهدیدات سایبری پرداخته است. روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیلی بوده و از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای قوانین و گزارش های مربوط به هوش مصنوعی و امنیت سایبری اتحادیه اروپا انجام گرفت. یافته ها نشان می دهند که اتحادیه اروپا با چالش های متعددی در زمینه نظارت بر استفاده از هوش مصنوعی مواجه است که مهم ترین آن ها شامل سوگیری الگوریتمی، نگرانی های اخلاقی و عدم هماهنگی بین المللی در تنظیم مقررات هوش مصنوعی است. با این حال، این تحقیق همچنین نشان داد که هوش مصنوعی فرصت هایی قابل توجه برای تقویت امنیت سایبری و توسعه همکاری های بین المللی فراهم می آورد. بنابراین، تحلیل تعاملات بین المللی اتحادیه اروپا و کشورهای هم پیمان در زمینه امنیت سایبری و هوش مصنوعی و توسعه چارچوب های جهانی برای استفاده ایمن و اخلاقی از این فناوری پیشنهاد می گردد.
۳۵۸۱۶.

بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۳
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی  موضوع  پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
۳۵۸۱۷.

عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری و نقش آن در کارآفرینی سکونتگاه های روستایی، مورد مطالعه: بخش دشمن زیاری- شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۳
کارآفرینی از رویکرد های اقتصادی مهم در مناطق روستایی محسوب می شود. تحقق و پیاده سازی این رویکرد در مناطق روستایی، نیازمند زیرساخت ها و عوامل مختلف از جمله خلاقیت و نوآوری است. جهت بهبود خلاقیت و نوآوری در مناطق روستایی بایستی عوامل مختلف را شناسایی و متناسب با آن برنامه ریزی نمود. در این پژوهش هدف آن است که عوامل مؤثر در بهبود خلاقیت و نوآوری در  سکونتگاه های روستایی شهرستان ممسنی در بخش دشمن زیاری مطالعه و تحلیل شود. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق روش پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بوده است. روایی پرسش نامه از طریق جامعه نخبگان تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب کرونباخ بیشتر از 70/0 تأیید شد. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستایی تشکیل داده اند که برابر با 7702 نفر بوده اند. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 366 نفر تعیین شد. نتیجه آزمون نشان داد که شاخص های کارآفرینی روستایی در سطح کمتر از 05/0 و با میانگین 759/2 نامناسب بوده اند. همچنین 19 عامل در خلاقیت و نوآوری مؤثر شناخته شده اند که در چهار عامل کلان شامل: توانمندسازی و بهبود سرمایه اجتماعی (786/28 درصد)، قانونگذاری (712/19 درصد)، زیرساختی (744/13 درصد) و اعتبارات مالی (518/8 درصد) دسته بندی شده اند. نتیجه مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که عوامل خلاقیت و نوآوری با تبیین 69/0 (معادل 69 درصد واریانس)، می توانند در کارآفرینی روستایی تأثیرگذار باشند. بر اساس نتایج مدل، بیشترین تأثیرگذاری مربوط به انجام فعالیت مشارکتی و گروهی روستاییان با تبیین 87/0 است. در مجموع خلاقیت و نوآوری در راستای کارآفرینی روستایی و تغیر وضعیت موجود مؤثر است و بایستی برنامه ریزی عملیاتی در این زمینه مورد تأکید باشد.
۳۵۸۱۸.

تبیین سناریوهای مثر بر ورزش با تاکید بر توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: توسعه ورزش تربیتی رویکردی جامع و هدفمند است که از فعالیت های ورزشی برای پرورش ابعاد مختلف وجودی انسان استفاده می کند. این رویکرد تنها به مهارت های فیزیکی محدود نمی شود، بلکه بر رشد شخصیت، هوش هیجانی، مهارت های اجتماعی و سلامت روانی نیز تمرکز دارد. تدوین سناریوهایی برای این کار به منظور پیش بینی و آمادگی برای چالش ها و فرصت های آتی در این حوزه انجام می شود. متدلوژی: در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی سناریوهای اثرگذاری توسعه ورزش تربیتی در شهر اهواز انجام شده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است، روش گردآوری داده ها بصورت کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه ای (با 50 نفر از خبرگان) و با استفاده از تکنیک های آینده پژوهی و نرم افزارهای Micmac و Scenario wizard بهره گرفته شد. یافته ها و نتایج: در پژوهش حاضر ابتدا ۴۵ عامل اصلی را در شش بُعد مختلف شناسایی کرد. سپس با استفاده از نرم افزارهای میک مک و سناریوویزارد، ۲۱ پیشران کلیدی از میان این عوامل انتخاب و سه سناریوی اصلی برای آینده ترسیم شد. اولین سناریو، با عنوان سناریوی مطلوب (طلایی)، بهترین مسیر ممکن را به نمایش می گذارد که با ارزش سازگاری ۵ و مجموع امتیاز اثر متقابل ۷۳۳، نشان دهنده هم افزایی قوی میان عواملی چون سبک زندگی و سیاست های آموزشی است که به توسعه ای همه جانبه منجر می شود. در مقابل، سناریوی نامطلوب با ارزش سازگاری منفی ۲ و مجموع امتیاز اثر متقابل منفی ۱۱۷، آینده ای را ترسیم می کند که در آن رکود اقتصادی و ناهماهنگی، پس رفت جدی ورزش تربیتی را در پی دارد. سومین سناریو، سناریوی محتمل (پا بر جا)، با ارزش سازگاری منفی ۱ و مجموع امتیاز ۴۵، وضعیتی ایستا و بدون پیشرفت چشمگیر را پیش بینی می کند. در نهایت، نتایج این تحلیل بر این تأکید دارد که برای دستیابی به آینده ای ایده آل و پایدار، باید بر پیشران های تأثیرگذار در ابعاد فرهنگ سازی، مدیریت و سیاست گذاری های کلان تمرکز کرد تا یک چرخه مثبت در توسعه ورزش تربیتی شکل گیرد.
۳۵۸۱۹.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۳۵۸۲۰.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان