برنامه ریزی توسعه کالبدی
برنامه ریزی توسعه کالبدی سال 9 زمستان 1403 شماره 4 (پیاپی 36) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
تعارض امری اجتناب ناپذیر میان دست اندرکاران در مقصدهای گردشگری است. به همین سبب نیز مدیریت تعارض موردتوجه محققین رشته گردشگری قرارگرفته است؛ بنابراین نیاز است با بازنمایی نقشه کلی مطالعات صورت گرفته در این حوزه و شناسایی نقاطی که نیازمند تلاش هستند پرداخته شود. بر این اساس هدف این مقاله شناسایی و تبیین رویکردها و شکاف های مطالعاتی در حوزه مدیریت تعارض در مقصدهای گردشگری خاص همچون مناطق حفاظت شده است. این پژوهش از حیث هدف بنیادی، ازنظر رویکرد، استقرایی و در قالب پژوهش کیفی و روش مرور دامنه ای و سیستماتیک است. جامعه آماری این تحقیق شامل مقالات، کتب و رساله های منتشرشده در پایگاه های داده معتبر خارجی و داخلی در دوره زمانی 2000 تا 2024 است که پس از سه مرحله غربالگری 78 مطالعه با استفاده روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. تحلیل داده ها بر اساس رویکردهای مبتنی بر تکرار منابع ثانویه است. یافته های پژوهش در سه بخش دلایل بروز تعارض، ویژگی های تعارض، چگونگی مدیریت تعارض دسته بندی شده اند. با ترکیب مفاهیم استخراج شده مدل مفهومی ارائه شد که در آن مصالحه، سرمایه اجتماعی، کنش جمعی، خودسازماندهی و اقدام مشارکتی از جمله مهم ترین مؤلفه ها جهت مدیریت تعارض در مقصدهای گردشگری هستند. چارچوب مفهومی استخراج شده می تواند مبنایی برای پژوهش های آتی در این حوزه مطالعاتی باشد.
تبیین مسکن پایدار در سکونتگاه های روستایی مبتنی بر چارچوب مفهومی اجتماع پایه (مورد مطالعه: ناحیه روستایی حاشیه زاینده رود شهرستان فلاورجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن مناسب در روستاها یکی از عوامل کلیدی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی روستاییان به شمار می آید. در همین راستا پژوهش حاضر سعی دارد، علاوه بر استخراج شاخص های مسکن پایدار مبتنی بر تجربه زیسته روستاییان، سنجشی در زمینه وضعیت موجود مسکن های نواحی روستایی حاشیه زاینده رود شهرستان فلاورجان انجام دهد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف نیز کاربردی است. داده ها در مرحله اول پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 خانوار روستایی و در مرحله دوم از طریق نظرسنجی، با 373 خانوار روستایی گرد اوری شده است. مبتنی بر یافته ها، پژوهش به این نتیجه رسید که فراروایت های هنجاری برآمده از ذهنیت عام مبتنی بر منطق قیاس (مانند مدل مفهومی مسکن پایدار) با توجه به الزامات منطقه ای- محلی بویژه ادارک اجتماع محلی از قدرت تبیینی برای همه فضاها برخوردار نیستند. بعد روان شناختی– محیطی جنبه ای از مسکن پایدار است که در فراروایت ها مورد بی توجهی قرار گرفته، ولی مورد تأکید اجتماع محلی بود. همچنین، در این پژوهش مبتنی بر مدل مفهومی بسط یافته مشخص گردید، توسعه مسکن در قلمرو جغرافیایی مورد مطالعه یکپارچه، هماهنگ و پایدار نیست.
شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی (مورد مطالعه: استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران طرح های بهسازی بافت باارزش روستایی از سال 1379 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و با صرف هزینه زیاد در حال تهیه و اجرا است. اگرچه این طرح زمینه ساز دگرگونی هایی در بافت های باارزش روستایی شده است، اما مانند همه طرح های دیگر با چالش هایی مواجه است که مانع تحقق مؤثر اهداف آن می شود. بر این اساس مطالعه حاضر به شناسایی چالش های طرح بهسازی بافت باارزش روستایی می پردازد. روش پژوهش از جنبه هدف، توسعه ای و از نظر ماهیت و روش تحقیق تحلیلی است. با توجه به اینکه طرح بهسازی بافت باارزش در استان خراسان رضوی تنها در شش روستای کاهک، جزین، ریاب، ازغد، کنگ و دیزباد اجرا شده است، مطالعه حاضر کلیه این روستاها را مورد مطالعه قرار داده است. در این مطالعه 168 نفر از ساکنین محلی و 17 نفر از خبرگان روستایی در تکمیل پرسشنامه مشارکت نموده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به کمک تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مهم ترین چالش های اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی 8 چالش با 64 درصد واریانس است. همچنین مهم ترین چالش های تهیه طرح شامل 5 چالش با 1/57 درصد واریانس است. در مجموع چالش مشترک و مهم دو مرحله تهیه و اجرای طرح بهسازی بافت باارزش روستایی «نبود جامعیت در گستره بافت» است که به تنهایی در مرحله تهیه 7/18 و اجرای طرح 7/12 درصد واریانس را به خود اختصاص داده است. روشن است شناخت چالش های طرح، به مدیران سطوح بالاتر برنامه ریزی این امکان را می دهد که با شناسایی نقاط ضعف طرح و برطرف نمودن آن ها، به تدوین و برنامه ریزی مؤثرتر و سودمندتر دست یابند. امری که علی رغم تأکید مطالعات مختلف بر اصلاح و بازنگری آن، کمتر مورد توجه مدیران قرار گرفته است.
تحلیل رابطه فرم عملکردی و تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری (مورد مطالعه: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاملات اجتماعی شاخص مهمی از کیفیت زندگی، سلامت، رفاه و خوشبختی شهروندان است و رضایت اجتماعی آن ها، رضایت از زندگی را به دنبال دارد. در حال حاضر اعتقاد بر این است که میزان تعاملات اجتماعی در شهرها در سال های اخیر کاهش یافته است و این موضوع بر سلامت جسمی و روانی شهروندان تأثیر منفی گذاشته است، بنابراین برنامه ریزان و طراحان شهری مجبور به ارائه راهکارهایی در جهت بهبود این وضعیت هستند. از سوی دیگر، این ساختار فیزیکی شهرها هستند که به عنوان بستری برای فعالیت های اجتماعی عمل می کنند و ارتباط مستقیمی با زندگی اجتماعی شهروندان دارند. در راستای عوامل مطرح شده، پژوهش حاضر هدف بررسی رابطه ساختار فیزیکی و کالبدی شهر با میزان تعاملات اجتماعی ساکنان آن را دنبال می کند. در این پژوهش از شاخص هایی برای ارزیابی دو معیار اصلی ساختار کالبدی محله های شهری و تعاملات اجتماعی استفاده شده است. نرم افزار GIS pro ساختار فیزیکی محله ها را بر اساس تراکم، ترکیب کاربری زمین، دسترسی به خدمات اصلی و دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل عمومی مورد بررسی قرار می دهد. برای سنجش میزان تعامل اجتماعی ساکنین، پرسشنامه هایی جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت رابطه این دو معیار و تأثیر آن ها بر یکدیگر بررسی شد. نتایج این تحلیل ها و بررسی های صورت گرفته بر روی شاخص های موردنظر، نشان دهنده همبستگی مثبت تعاملات اجتماعی با شاخص های تراکم و دسترسی به حمل ونقل عمومی است و با دیگر شاخص های ساختار کالبدی همبستگی معناداری ندارد.
شاخص ردپای اکولوژیک و ارزیابی پایداری زیستی در توسعه مجموعه شهری تهران-البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها به عنوان پرمصرف ترین اکوسیستم های جهان مسئول بخش عظیمی از مشکلات محیط زیستی هستند. به منظور دستیابی به توسعه پایدار، بررسی شرایط اکولوژیک حاکم بر این مناطق امری ضروری است. براین اساس در مطالعه حاضر، به بررسی روند تغییرات پوشش/کاربری اراضی طی سال های 1387-1402 و همچنین پیش بینی و مدل سازی این تغییرات با استفاده از مدل زنجیره ای مارکوف و سلول های خودکار ( CA-Marcove ) در سال 1420 پرداخته شد. در ادامه به محاسبه ردپای اکولوژیک، ظرفیت زیستی و مازاد/کسری اکولوژیک و بررسی میزان عملکرد و توازن اکولوژیک در این منطقه اقدام شد. در نهایت فشار و پایداری اکولوژیک نیز مورد بررسی قرار گرفت. مطابق نتایج طی سال های 1387-1402، بیشترین روند تغییرات کاهشی مربوط به مراتع کم تراکم با مساحت 7/1220- کیلومترمربع است، در حالی که بیشترین تغییرات افزایشی به مراتع نیمه متراکم با وسعت 2/1221 کیلومترمربع اختصاص یافته است. در مجموعه شهری تهران-البرز طی سال های مورد مطالعه، نزدیک به 2/2905 کیلومترمربع از طبقات پوشش/کاربری اراضی روند کاهشی داشته است، که 41/15 درصد از مساحت کل منطقه را به خود اختصاص داده است. بیشترین روند تغییرات کاهشی در سال 1420 نیز مربوط به مراتع کم متراکم با مساحت 2661 کیلومترمربع می باشد، در حالی که بیشترین روند افزایشی مربوط به مراتع نیمه متراکم با مساحت 4548 کیلومترمربع است. این روند نشان دهنده سرعت توسعه شهرنشینی و تبدیل طبقات پوشش/کاربری اراضی در این مجموعه شهری است. بررسی عملکرد و هم ارزی بین طبقات پوشش/کاربری اراضی منطقه نشان داد که عوامل هم ارزی نسبتاً ثابت، درحالی که عوامل عملکرد به طور قابل توجهی در نوسان است. همچنین نتایج نشان داد که ردپای اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز ( 1420-1387) دارای روند افزایشی، ظرفیت زیستی و مازاد اکولوژیک نیز دارای روند کاهشی هستند. شاخص ردپای اکولوژیک و عمق پا نیز از روند افزاینده ای برخوردار است، که نشان دهنده افزایش فشار اکولوژیک و کاهش پایداری اکولوژیک طی سال های مورد مطالعه است. بنابراین تحقق توسعه پایدار و حفاظت از منابع طبیعی و همچنین برقراری تعادل بین مصرف منابع توسط انسان و جذب ضایعات تولید شده به وسیله طبیعت، مستلزم عملکرد برنامه ریزان و مسئولان در حفظ و حمایت از محیط زیست در این محدوده است، به گونه ای که در راستای حفظ منابع با ارزش زیستی آن تلاش نمایند و وضعیت محیط اکولوژیک در این منطقه را ارتقاء بخشند.
آسیب شناسی کالبدی گردشگری در نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فومن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان فومن همواره به دلیل داشتن جاذبه های طبیعی، انسانی و فرهنگی خاص، مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته، گسترش جریان های گردشگری در شهرستان، توأم با فقدان برنامه ریزی و مدیریت کارآمد اثرات مثبت و منفی اقتصادی، کالبدی و محیطی متفاوتی را درپی داشته است. مقاله حاضر در نظر دارد با هدف برنامه ریزی صحیح در محیط حساس و شکننده روستایی این شهرستان، آسیب های گردشگری در بخش کالبدی را تعیین و راهکاری مناسب در جهت کم رنگ شده این آسیب ها ارائه دهد. نوع پژوهش کاربردی، روش مورد استفاده آن توصیفی- تحلیلی و داده ها با استفاده از منابع اسنادی، مطالعات میدانی و نظرات مدیران محلی گردآوری شده است. جامعه نمونه 120 روستا از مجموع 171 روستای شهرستان فومن است. نتایج نشان می دهد آسیب های شناخته شده کالبدی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از فعالیت های گردشگری تاثیر پذیرفته اند در سه گروه کلی تغییر کاربری زمین، تغییر مالکیت و شکل گیری مالکیت غیر بومی، رشد خانه های دوم و آشفتگی در الگوی مسکن قراردارند. با توجه به یافته ها، راهکارهایی شامل اعمال سیاست های مهار توسعه گردشگری، بهسازی شبکه های موجود، تمرکز بر مسیرهای ارتباطی، تهیه طرح آمایش ناحیه، ساماندهی، مدیریت و نظارت بیشتر بر فعالیت های مرتبط با گردشگری پیشنهاد شده است.
واکاوی مؤلفه های مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری (مورد مطالعه: کلان شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت تحول آفرین شهری یک مدیریت پویا با مشارکت همه ذینفعان شهری و درسطوح مختلف توسعه شهری، با هدف رفع چالش ها و ایجاد تغییرات مثبت شهری توسط مدیران و ساکنان شهری است. این نوع مدیریرت دارای مؤلفه های مختلفی است. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری درکلان شهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر هدف،کاربردی و از نظرروش انجام، جزء روش های کیفی و روش گراند تئوری است. ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها، مصاحبه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل مدیران و برنامه ریزان شهری درکلان شهر اهواز بوده که به صورت نمونه گیری هدفمند و با اشباع نظری 15 کارشناس برای مصاحبه ها انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از تحلیل کیفی وکدگذاری مصاحبه ها با نرم افزارمکس کیودا (MAXQDA) استفاده شد. نتایج پژوهش درمورد مؤلفه های مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری بااستفاده از کدگذاری ها منجر به شناسایی 36 مفهوم در قالب کدگذاری باز، 13 مقوله محوری و مولفه فرعی در قالب کدگذاری محوری، 3 مقوله انتخابی ومؤلفه اصلی در قالب کدگذاری انتخابی شد. بر اساس کدگذاری های صورت گرفته مؤلفه های مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری اهواز شامل سه مؤلفه کلی ( تعامل و رهبری،فرایندهای توسعه ای و آینده نگری و نوآوری مدیران و شهروندان) می باشند. نتایج مؤلفه های خرد نیز نشان داد که 13 مؤلفه خردمهم وجود دارد که مهم ترین آن ها مشارکت فراگیر شهروندان، شبکه سازی، آگاهی رسانی به شهروندان، رهبری در سطوح مختلف انسانی و جغرافیایی درکلان شهر اهواز هستند.